آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦٢۰ از ٨ تا ٢٢ خرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

م. مکارم

فراتر از تحریم: 27 خرداد روز دفاع از حاکمیت مطلقه مردم

ملت فهیم وشریف ایران
دانشجویان، دانشگاهیان، اهل قلم و فضل، متعهدین به آینده این مرز و بوم، طالبین آزادی ، عدالت و آگاهی

باسلام و درود بر شما
اجازه می خواهم تا به عنوان یک هموطن شما ، مطالبی را در مورد بحرانهایی که ما را فرا گرفته اند مطرح نمایم. بحرانهایی که این روزها تقریبا همه ما نسبت به آنها مطلع هستیم اما متاسفانه آنچنانکه باید و شاید آنها را جدی نمی گیریم و عمل سیاسی خویش را بر آن اساس سازمان نمی دهیم. همانطور که مستحضر هستید روز انتخابات ریاست جمهوری، 27 خرداد معین شده است. این انتخابات نیز مانند قبلی ها فرمایشی و بلکه فرمایشی تراست. اما از ویژگی های خاصی نیز برخوردار است . اصلاح طلبان حکومتی دیگر نمی توانند با وعده دادن تنور آن را گرم کنند. در اردوی محافظه کاران نیز ظاهرا تضاد افتاده و شرایط منطقه نیز از هر زمانی حساس تر است و بنا برآن گذاشته شده تا پای نظامیان هر چه بیشتر در عرصه سیاست باز شود. فرصتهایی برای ما ایرانیان فراهم شده اما متاسفانه همانطور که شاهد بوده ایم گرد نا امیدی همه جا در ایران پاشیده شده است. حال آنکه نباید گذاشت فرصتها بسوزندو باید کاری کرد که خود باوری و همدیگر- باوری به همه ما بازگردد
. اولین و مهم ترین بحرانی که ما را فرا گرفته است انفعال خود ماست. آتش گرفتن یک خانه بحران است اما فجیع تر از آن، انفعال و از خود نا امیدی اهل آن خانه برای جلوگیری از پیشرفت آتش است. این انفعال از آنجا ناشی می شود که به ما همواره تلقین شده که عاملین اصلی تحول نه خود ما بلکه بازیگران و نخبگان سیاسی هستند. رای و حقوق ما تنها در زمان انتخابات ، آنهم در حد حرف، به حساب آمده اند. رای ما حتی برای اصلاح طلبان حکومتی بیش از اهرم فشارازپایین برای به پیش راندن چانه زنی ها در بالا ارزش نداشته است. بنابراین با سرد شدن بازی های انتخاباتی و سیاست بازی، انتظار بر این است که ما نیز دچار انفعال و سردی و بی ارادگی برای نجات خود از بحرانهای روز افزون اقتصادی ، حقوقی، سیاسی و اجتماعی شویم. حوزه اراده و عمل یک ملت بسیار فراختر و عمیق تر از حضور یا عدم حضور آنان در پای صندوقهای رای حتی در انتخابات ظاهرا آزاد غرب است. آن ملتی که اراده و باور عملی خویش را برای ایجاد تحول به فراموشی سپارد حتی در آزاد ترین انتخابات نیز نمی تواند نقش اساسی را بازی کند و فریفته تبلیغات و وعده- وعید ها می شود.
بحران دوم ، بحران نبود راه حل عملی و معقول است. متا سفانه همواره موضع گیری های اکثریت اپوزیسیون (حتی دموکرات آن) چه داخل و چه خارج در مورد انتخابات منفعل بوده است. به عنوان مثال اپوزیسیون سنتی داخلی که به همراه اصلاح طلبان مشروعیتش را از دست داده است پیش شرطهایی را گذاشته که هرکسی می داند نظام هرگز نمی پذیرد و هنوز امید واهی به ظرفیتهای قانونی رژیم می بندد. گویی حد اقل یک دهه از مردم عقب تر است! عده ای از آنها نیز مسئله غیر عملی دیگری بنام رفراندوم را در شرایط کنونی بگونه ای مطرح کردند که به همان سرعت عنوان شدنش ناپدید شد. عمده اپوزیسیون سنتی خارج نیز تحریم انفعالی انتخابات را طرح کرده از مردم می خواهد منفعلانه در خانه بنشینند و تماشا گر رای سازی ها باشند به امید آنکه با بر ملا شدن عدم مشروعیت نظام حاکم ، یا نظام خودش حیا کند و دست از انحصارگری بردارد ! یا عدم مشروعیتش بر جهانیان ثابت شود و فشارهای بین اللملی بر آن زیاده گردد (فشاری که همواره به گرده ملت منتقل شده است). عده ای نیز که خواستار کاندیداتوری یک چهره ملی وسپس تهییج وتحریک مردم از پس رد صلاحیتش بودند تا زمینه برای انقلاب مخملی فراهم شود اکنون نا امیدانه به معرفی کاندیدای فرضی دلبسته اند ! آیا همه این ها حاکی از عدم باور به اراده و شعور آحاد مردم علیرغم ادعای مردم سالار بودن نیست؟
اما بحران سوم درواقع همان آتشی است که در خانه افتاده است و می رود تا آخرین گوشه و کناره های خانه را در غفلت و انفعال ما فراگیرد. و آن این است که ایران در مرحله وارد شدن به یکی از " سیاه ترین و مصیبت بار ترین" مراحل تاریخی اش قرار گرفته که مانند همیشه اولین قربانیانش ما و فرزندان مان می باشیم. این را از آن جهت نمی گویم که مثلا عده ای رد صلاحیت شده اند یا خطر روی کار آمدن محافظه کاران وجود دارد. این بحران از قبل نیز در حال ریشه دواندن بوده است و امروز می رود تا به مرحله غیر قابل بازگشت و تخریب تمام عیار جامعه (همچون دوران رضا خانی، رژیم هیتلری ویا صدام حسین) تبدیل شود و رهایی از آن ممکن نخواهد بود مگر به زور جنگ و خونریزی ، تجزیه کشور، دخالت های سیاسی و نظامی خارجی وفجایع اسفبار انسانی. در عرصه سیاست داخلی هر کدام از نامزدها که بر کرسی بی اعتبار شده ریاست جمهوری بنشیند نتیجه ای جز نظامی شدن روزافزون حاکمیت، گسترش فقر و بیکاری و اعتیاد ، قدرت گرفتن هر چه بیشتر انحصارطلبان اقتصادی زیر لوای خصوصی سازی وبیکار شدن هر چه بیشتر کارگران و حتی متخصصین و خفقان تام سیاسی و فرهنگی نخواهد داشت. در عرصه سیاست خارجی، چه پرونده اتمی به شورای امنیت برده شود چه بر اثر سازشگری های پنهان و آشکاربه حالت تعلیق در آید در هر دو حالت هزینه عظیم و کمرشکنی را در قالب مجازاتهای و محدودیتهای کلان بین المللی یا حراج منافع ملی را بر ملت تحمیل می کند. سیاست های ناکارامد اقتصادی تجویز شده بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی همچون گذشته به طور ناکارآمد تر و به نفع اقشار نوکیسه پی گیری خواهد شد. از هم اکنون افق پیوستن به سازمان (غیر دموکراتیک) تجارت جهانی (که در سالهای اخیر مشروعیتش به شدت از جانب مترقی ترین جنبشهای دموکراتیک در غرب به زیر سوال رفته) توسط آقا زاده ها و برنامه ریزان اقتصادی فسیل شده نظام جشن گرفته شده است. چرا که حاصلی جز افزایش فشار بر طبقات زحمت کش و استثمار هر چه بیشتر آنان نخواهد داشت. هردو جناح راست و چپ دراین چپاول سیاست همسویی را اتخاذ کرده اند. در جامعه فعلی که کارگران و زحمتکشان و مزد بگیران و حتی تولید کنندگان داخلی حق داشتن اتحادیه های مستقل برای دفاع از حقوق خود را ندارند و فضای آزاد گفتگو وجود ندارد پیوستن به سازمان تجارت جهانی یعنی مرگ نهایی اقتصاد ایران و چپاول تمام و کمال منابع. مطالعه روند رشد اقتصادی اعضای این سازمان نشان مید هد که این سازمان اثر سانتریفوژ دارد بطوریکه کشورهای ضعیف به لحاظ اقتصادی و غیر دموکراتیک را بیشتر به حاشیه می راند و کشور های قوی تر با نهادهای مدنی استوار تررا به مرکز نزدیکتر می کند. و این چنین بوده است که طی دهه اخیر بر شکاف جهان جنوب و شمال و فقر جهانی همچنان افزوده شده است.
اینها هیچ کدام برای ما تازگی ندارند اما آنچه در حال اتفاق افتادن است اگر با تدبیر و به مدد ظهور اراده ملی (در حدی بسیار موثرتر از تحریم ساده انتخابات) متوقف نشوند ، جامعه ما وارد مرحله بحران غیر قابل علاج می شود. اما " زمان این انتخابات" (و نه خود آن) می تواند فرصتی را برای اولین ظهوراراده ملی برای تحول فراهم کند. با توجه به مطالب فوق و نزدیکی زمان انتخابات به زمان کودتای خرداد 1360 که طی آن انقلاب مردمی ایران بر علیه ظلم و استبداد به یغما رفت ، پیشنهاد یک دعوت همگانی از ملت برای تبدیل این روز به یک اعتراض ملی از طریق تجمع در اماکن عمومی در شهرها و برگزاری تظاهرات صلح آمیز وسیع می تواند پیامهای مهمی هم برای رژیم ، هم افکار عمومی جهان وهم دخالتگران خارجی داشته باشد. ضمن آنکه رژیم در این روز در ممانعت از خروج مردم به علت نیاز به آراء، دچار محدودیت است.
بیایید روز27 خرداد را روز همبستگی ملی در برابر استبداد داخلی و مداخله گری خارجی ، روز دفاع از حاکمیت مطلقه مردم ، روزبیان خواسته ها و روز حق طلبی ، روز نمایش قدرت و اراده خود در برابر اربابان زر و زور و تزویربنامیم. بیایید بجای دعوت یکدیگر به انفعال و خانه نشینی همدیگر را به مقاومت و به " اعتراض صلح آمیز و نافرمانی مدنی " در این روز دعوت کنیم. به دلیل حساسیت های بین المللی ، رژیم نمی تواند چهره نظامی خود را بطور وسیع نشان دهد خصوصا اگر با تجمع های عظیم مردمی مواجه شود. هر هزینه ای که پرداخت شود قطعا بسیار ناچیز تر از هزینه هایی است که در اثر بحرانهای جاری می پردازیم. برای کاهش خشونت و در گیری پیشنهاد می کنم که اعتراض ها در قالب حمل پرچم ایران، خواندن سرود و پلاکارتهای حاوی شعارها و خواسته های مدنی با کمال آرامش و در " نهایت مسالمت" باشد تا حد اقل بهانه برای سرکوب داده شود. آنچه که در این مرحله مهم است رفع انفعال، ریختن ترسها ، دفاع از حق اعتراض مسالمت آمیز و تقویت روحیه همبستگی است. ملتی که قبلا ثابت کرده است که "گل بر گلوله" و " مدنیت بر توحش" پیروز است ، اکنون نیز می تواند بدون نیاز به دخالت خارجی از آزادی و استقلال خویش دفاع کند. اینجانب به عنوان فردی که هیچ وابستگی به هیچ گروه و حزبی ندارد از همه افراد و گروهها و تشکلات دلسوز با هر گونه مطالبات (چه فردی ، چه جمعی ، چه برای آزادی زندانیان سیاسی و مطبوعات، چه رفراندوم، چه اصلاح یا تغییر بنیادین قانون اساسی به نهادهای انتخاباتی و یا تغییرکل رژیم) می خواهم تا اشاعه این پیشنهاد را به هر شکل مورد نظر خود مد نظر قرار داده و با کنار گذاشتن اختلافات زمینه های رشد همبستگی را در بین خود و در بین اقشار مختلف جامعه فراهم کنند.

اگر نه امروز، پس کِی؟
اگر نه من و تو، پس چه کسی؟

عضو کوچک ملت ایران
م. مکارم


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر