به مناسبت 14 و 29 اسفند - 7
حکومت ترومن در حل مشکل نفت شتاب می کند و حکومت چرچیل
وقت می گذراند تا حکومت به جمهوریخواهان برسد
کابینه دکتر مصدق : نشسته از راست: دکتر اخوی وزیر اقتصاد- دکتر عالمی وزیر کار- لطفی وزیر دادگستری - مهندس سیف الله معظمی وزیرپست و تلگراف و تلفن - مهندس زنگنه مدیر عامل سازمان برنامه - دکتر آذر وزیر فرهنگ - ایستاده از راست: دکتر ملک اسماعیلی معاون نخست وزیر- مهندس حقشناس وزیر راه - دکترغلامحسین صدیقی وزیرکشورو نایب نخست وزیر- دکتر محمد مصدق نخست وزیر- مهندس رجبی وزیرمشاور- دکترحسین فاطمی وزیرخارجه - دکترصبار فرمانفرمائیان وزیربهداری- سرلشکر مهنا معاون وزارت دفاع
یاآوری ا نقلاب اسلامی : ما از اسناد قسمتهائی را و به ترتیبی نقل می کنیم که تاریخ نهضت ملی ایران ، رابطه دربار پهلوی و نوکران با غیرت انگلیس و امریکا را از سوئی و مصدق را از سوی دیگر با امریکا و انگلستان ، گزارش می کنند . برای آنکه تاریخ به روایت اسنادتا ممکن است شفاف شود، جای جای، به اسناد دیگرنیزمراجعه می کنیم .
مجموعه ای شامل 508 سند بکلی سری مربوط به سالهای 1951 تا 1954 ، زیر عنوان "پنج دهه بعد از کودتا ، اسناد سخن می گویند" در دوجلد کتاب به کوشش دکتر احمد علی رجائی - مهین سروری ( رجانی ) پژوهش و برگردان شده اند
* در سند شماره 241 ( تلگراف 2252 - 11 / 2553 . 888 ، از سوی بروس ، قائم مقام وزیر امور خارجه ایالات متحده به سفارت امریکا در لندن ، واشنگتن ، 22 نوامبر 1952 ، ساعت 12 : 4 بعد از ظهر ، سری ) ، ضرورت کمک به ایران و صدور بیانیه خرید نفت از ایران ، به حکومت انگلیس ، خاطر نشان می شود :
- " در حال حاضر در ایران نوعی احساس امید و انتظاری وجود دارد دائر بر این که ایالات متحده یک راه حل جدیدی برای کمک به حل مسئله نفت ایران تهیه و ارائه خواهد نمود . اگر این امید به علت عدم پیشرفت به یأس و نومیدی تبدیل گردد، به نظر ما، در یک مدت بسیار کوتاه ایران بر ضد ایالات متحده خواهد شد ...
- ... غیر منتظره نیست که مصدق در آینده نزدیک ، شروع به تقاضا و یا دادن اتمام حجت به ایالات متحده کند که نتیجه ای جز وخیم تر شدن اوضاع در بر ندارد .
- این برداشت و احساس که انجام برخی اقدامات از سوی غرب در مورد وضعیت ایران ضرورت دارد ، به تدریج، در داخل سازمانهایی دولتی ذینفع و علاقمند ما گسترش می یابد . ما فکر می کنیم که حائز بالاترین درجه اهمیت است که اقداماتی نزد ایرانیان ، پیش از زمان مراجعت و یا همزمان با مراجعت لوی هندرسن به تهران، در فاصله زمانی دو تا سه هفته ، انجام شود ...ایالات متحده برای ایفای نقش خود، در بالاترین سطح دولت، تصویب نموده است مبلغی را که آقای نیتزه در لندن مورد مباحثه قرارداده است، برای حل مسئله در دسترس بگذارد .
- موضوع صدور یک بیانیه مطبوعاتی از سوی دولت ایالات متحده که مشتمل بر موضوع خرید نفت ایران از سوی شرکتهای امریکائی یا افراد باشد ، مورد مباحثه قرار گرفت . به ایدن اطلاع داده شد که ما تقریباً همه تغییرات پیشنهاد شده از سوی آنان را قبول و تا آنجا که توانسته ایم ، همه ایرادات اولیه آنها را نسبت به بیانیه پذیرفته ایم . وزیر امور خارجه امریکا به ایدن اطلاع داد که ما مایلیم متن بیانیه را در تاریخ زودتری صادر نمائیم . در حال حاضر، تاریخ مشخصی معین نشده است ولی بیانیه احتمالاً روز چهار شنبه ، در واشنگتن، صادر خواهد شد ( صفحات 798 تا 801 )
* سند شماره 245 ( از سوی آچسن ، وزیر امور خارجه به سفارت امریکا در لندن ، واشنگتن ، چهارم دسامبر 1952 ، ساعت 22: 6 بعد از ظهر ، سری فوری ) ، اطلاع میدهد بیانیه روز شنبه صادر خواهد شد :
" در باره صدور بیانیه مطبوعاتی معوق مانده ( تلگراف شماره 3511 وزارت امورخارجه که طی شماره 1357 گزارش شده از تهران ) راجع به خرید نفت از ایران به وسیله شرکتهای امریکائی یا افراد مختلف، اینک تصمیم گرفته شده است که در ساعت 12 روز شنبه ظهر، به وقت واشنگتن، صادر خواهد شد . این اقدام بهیچوجه نتیجه نشست بیان شده در بالا ( نشست با نمایندگان شرکتهای نفتی امریکائی ) نمی باشد . بلکه نتیجه فشارهای روبه افزایش از سوی مطبوعات برای آگاهی از موضع ما نسبت به موضوع به اصطلاح تحریم است . " ( صفحه 808 )
* سند شماره 246، ( تهران ششم دسامبر 1952 ) گزارش ماتیسون ، کاردار سفارت امریکا در تهران، به وزارت امور خارجه امریکا، در باره گفتگویش با مصدق است . در این سند، از جمله آمده است :
" مصدق چند بار تکرار کرد که وی امیدوار بوده است که شما بتوانید ترتیباتی برای فروش مقدار زیادی از نفت ایران به دولت امریکا و شرکتهای امریکائی ، بدهید . من دشواریهای این موضوع را بیان نمودم . نخست وزیر اظهار نمود که وی از این که شما با وظیفه دشواری روبرو هستید، آگاه است .
...
5 - تنها توضیح من اینست که مصدق هنوز سرسخت بوده و در نگرش خود نسبت به مسئله نفت ثابت است . ولی با این وصف ، دوباره بطور مشخص، تمایل خود را به انجام حکمیت بر طبق کلیه شرائطی که وی ذکر نموده است، ابراز کرد . " ( صفحه 811 )
انقلاب اسلامی : بدین قرار، مصدق از تصمیم حکومت امریکا بر صدور بیانیه پیرامون خرید نفت از ایران ، آگاه نبوده و کاردار نیز ، در این باره، کلمه ای به او نگفته است . مصدق همچنان بر موضع خویش است .
* در سند شماره 247 ( واشنگتن، 10 دسامبر1952 ) ، گفتگوی لیندر ، معاون وزیر امور خارجه امریکا و هندرسن را گاستون، رئیس هیأت مدیره بانک صادرات و واردات امریکا را ، پیرامون دادن وام به ایران ، گزارش می کند . بنا بر این سند، برفرض هم که بانک با دادن وام موافقت می کرد، هندرسن می باید به مصدق می فهماند تا چندین ماه از پول خبری نخواهد بود . چرا که پیش شرط پرداخت وام، تنظیم موافقت نامه میان بانک و دولت ایران است. (صفحات 812 و 813 کتاب )
* سند شماره 248 ( تلگراف 1152 - 12 / 2553 . 888 ، از سوی گیفورد ، سفیر امریکا در انگلیس به وزارت امور خارجه امریکا ، لندن یازدهم دسامبر 1952، ساعت 5 بعد از ظهر ، سری ) ، حاوی گفتگوهای سفیر امریکا با اعضای کمتیه انگلیسی نفت ایران، در لندن است . گفتگو از لزوم خرید نفت ایران و دادن کمک به ایران است :
... دیروز بعد از ظهر با دیکسون ، بوکر ، ماد و سایر اعضای کمیته انگلیسی نفت ایران ملاقات نمودم .
نگرانیمان را در باره سهمیه 10 میلیون محموله و اثر گذاری آن را به شرح زیر بیان کردم :
الف - انگیزه فیصله دادن به اختلاف در مرحله اول ( ب ) ، کفایت آن در
حل مشکلات اقتصادی ایران و (ج) شرائطی است که بر آن اساس، شرکت ملی نفت ایران در فروش نفت به دیگران آزاد می باشد ... من گفتم : اگر شرکت نفت انگلیس و ایران راساً نمی تواند برداشت محموله ای در حدود 20 میلیون تن را بر عهده بگیرد و برداشت چنین محموله ای برای حل مسئله لازم می باشد ، سئوالی که مطرح می شود اینست که آیا سایر شرکتهای فعال در منطقه می توانند در این زمینه کمک کنند یا نه ؟ ...
من به سخنان خود ادامه دادم و گفتم : ما مشغول بررسی برای یافتن راهی هستیم که به موجب آن، شرکتهای ما و شرکت نفت انگلیس و ایران ، توأماً ، با نمایندگان دولتهای امریکا و انگلیس دیدار و پیشنهادات تفصیلی بیشتری را تنظیم نمایند . این کار ممکن بود وقت بگیرد . در این میان، ما فکر کردیم ممکن بود به مصلحت باشد که مقدار محدودی کمک اقتصادی ، بدون ارتباط با حل مسئله نفت ، در اختیار ایران بگذاریم . هیچ موضعی در باره این موضوع از سوی نمایندگان انگلیسی اتخاذ نشد . موافقت به عمل آمد که این موضوع و همین طور این امر که هندرسن ، پس از مراجعت به ایران ، { در اظهار به مصدق } چقدر ممکن است پیش برود و در مرحله دوم ، انجام چه چیزهائی ممکن است، منوط به انجام گفتگو میان آچسن و ایدن در پاریس شد . ( صفحات 814 تا 816 کتاب )
* در سند 249 ( تلگراف 1452 - 12 / 2553 . 888 ، از سوی دان سفیر امریکا در پاریس به وزارت امور خارجه ایالات متحده ، پاریس 14 دسامبر 1952 ، ساعت 11 شب . بکلی سری ) همچنان سخن از مقداری نفتی که باید از ایران خرید و کمکی که باید به ایران کرد و رویه ای که هندرسن می باید در پیش بگیرد :
یادداشت زیر امروز از سوی نیتزه به دیکسون ، در وزارت امور خارجه انگلیس تسلیم شد :
نکاتی که بایستی در مذاکره با ایدن در باره ایران مطرح شوند :
1 - پیش زمینه گفتگوهای ما با شرکتهای عمده نفتی امریکائی : ما به این موضوع توجه داشته ایم که برداشت 10 میلیون تن آن طور که در پیشنهاد انگلیسها در نظر گرفته شده ، کفایت نمی کند . الف - بعنوان انگیزه ای برای فیصله دادن مسئله غرامت و ب - از نظر حل مسائل اقتصادی ایران و ج - از جهت اجازه انجام مذاکره با شرکت ملی نفت ایران و شرائط و موادی که به اندازه کافی موجبات تأمین فروش بقیه نفت ایران را فراهم آورد .
اگر برداشت یک محموله در حدود 20 میلیون تن برای یک راه حل در مسئله ایران لازم باشد و شرکت نفت انگلیس و ایران در موقعیتی نباشد که یک محموله به این بزرگی را رأساً برعهده بگیرد، مسئله ای که مطرح می شود ، اینست : آیا شرکتهای دیگری که در منطقه فعالیت دارند می توانند در این مورد کمک نمایند ؟ مذاکرات معموله با شرکتهای نفتی عمده امریکائی مؤید آنست ... که فقط در صورتی مایل به خرید نفت ایران هستند که این عمل برای دست یافتن به یک راه حل برای مسئله ضرور تلقی شود . به نظر آنها ، اگر از آنان خواسته شود همکاری نمایند، از شل و احتمالاً از شرکتهای فرانسوی نیز باید خواسته شود همکاری کنند ...
2 - خط مشی هندرسن بهنگام باز گشت به ایران ، می تواند عبارت باشد از :
- ایالات متحده موضع خود را در قبال به اصطلاح محاصره نفتی و احتمال حمل و نقل مقادیر کوچکی از نفت توسط شرکتهای نفتی مستقل امریکائی روشن کرده است . ایالات متحده عقیده ندارد مقادیر قابل ملاحظه نفت ایران بتواند توسط شرکتهای مستقل حمل بشود . به نظر ایالات متحده حمل مقادیر قابل ملاحظه نفت تنها در صورتی ممکن خواهد شد که مباحث مربوط به غرامت را بشود به ترتیبی که مورد قبول ایران و انگلیس باشد، فیصله داد . اگر موضوع غرامت را بتوان از سر راه برداشت ، بنظر ما ، انجام دو کار ممکن می شود .
الف - دادن یک وام بزرگ و فوری به ایران در مقابل تحویل نفت در آینده ...
ب - ترتیب دادن حمل مقادیر عمده نفت بر اساس شرائط بازرگانی ، با همان سرعت که تولید در ایران از سر گرفته می شود .
- در مورد غرامت، هندرسن می تواند به مصدق اصرار بورزد که اصل داوری توسط دیوان دادرسی جهانی یا یکی از سازمانهای حکمیت کننده دیگر را بپذیرد ... وی باید این موضع را اتخاذ کند که شرائط حکمیت را که مصدق تعیین نموده است ، قابل پذیرفته شدن نیست .
چنانچه از واکنش مصدق به نظر برسد که وی نمی خواهد اصل حکمیت بدون شرائط را بپذیرد اما آماده است که به ابتکار خود، یک مبلغ کلی برای فیصله غرامت پیشنهاد نماید، هندرسن این امکان را نیز مورد بررسی قرار می دهد و این امر را { برای مصدق } روشن می کند که انگلیسیها هیچگاه تمایلی به قبول و بررسی این نوع راه حل ابراز نکرده اند . ولی چنانچه مصدق خود رأساً بخواهد پیشنهاد کافی در این مورد ارائه کند ، ما آماده ایم آن را با انگلیسیها موضوع گفتگو قرار دهیم .
3 - امکان دادن کمک اقتصادی به ایران : چنانچه هندرسن نتواند در خلال گفتگو با مصدق ، در مورد غرامت پیشرفتی حاصل کند، بنظر ایالات متحده خردمندانه است که مهلت زمانی بیشتری فرهم آید و سعی شود که آب و هوای سیاسی در ایران برای انجام یک توافق نهائی از طریق دادن کمک نهائی محدود به ایران ، بدون اینکه ارتباطی با حل مسئله نفت داشته باشد، آماده شود . ما استنباط می کنیم که آقای گوت به مصدق برنامه ای، متضمن تجدید نظر در نظام مالیاتی و افزایش مالیاتها و بهبود ترتیبات ارزی، را تسلیم کرده است. ما این گونه استنباط می کنیم که آقای گون عقیده دارد با دادن وامی معادل 30 تا 50 میلیون دلار به بانک مرکزی ، بقیه کسر بودجه ایران ، برای مدت 12 تا 15 ماه ، ممکن است ترمیم شود .
* سند شماره 250 ( پاریس ، 16 دسامبر 1952 ) شامل تغییر دستور العمل به هندرسن است :
... دولت انگلیس ، پیش از هرچیز بلحاظ ملاحظات سیاست داخلی، هر پیشنهاد در باره تعیین یک مبلغ کلی برای فیصله اختلاف بر سر غرامت را بسیار جدی تلقی می کند . لدرز و چرچیل بشدت با آن مخالف هستند . وزیر امور خارجه بالاخره موافقت کرد که
الف - چنانچه هندرسن در مورد مراجعه به حکمیت موفق نگشت، سعی نکند از مصدق پیشنهاد پرداخت یک رقم مقطوع را، بدون اینکه قبلاً موضوع را با واشنگتن مطرح کرده باشد، تحصیل نماید .
ب - ما تمایل انگلیس به انجام گفتگوی بیشتر با خودمان و احتمالاً سعی آنان در منصرف کردن ما از مبادرت به چنین اقدامی را در نظر می گیریم . اما
ج - وی روشن ساخت که ما ممکن است به هندرسن هم دستور دهیم موضوع حل غرامت ، در مقابل یک مبلغ مقطوع، را بدون مراجعه بیشتر به آنها و یا علی رغم اعتراض آنان به این کار، مورد بررسی قرار دهیم .
...
هرگاه هندرسن ، پس از بکار بردن کلیه استدلالهای ممکن ، به این نتیجه برسد که غیر ممکن است بتوان مصدق را قانع نمود اصل حکمیت را بدون شرائط غیر قابل قبول ، بپذیرد، هندرسن ، پیش از دست زدن به اقدامات دیگر، نتایج گفتگوهای خود را به واشنگتن گزارش می کند . دولت ایالات متحده عقیده دارد ... ممکن است مصلحت باشد به هندرسن دستور دهد از مصدق نسبت به امکان ارائه یک مبلغ کافی بعنوان غرامت ، استمزاج کند ...
انقلاب اسلامی : بدین قرار ، الف - تا 14 دسامبر، بیانیه خرید نفت از ایران و دادن کمک به ایران انجام نمی گیرد . در این تاریخ ، قرار است دو وزیر خارجه گفتگو کنند و اگر با رویه ای موافقت کردند که در این سند قید شده است، هندرسن ، در بازگشت، به تهران ، آن را در پیش بگیرد . ب - بنا بر این رویه، خرید نفت بمقدار عمده، همچنان در گرو حل مسئله غرامت باقی می ماند . ج - شرکتهائی که می باید نفت ایران را بخرند، همانها هستند که بعد از کودتای 28 مرداد، کنسرسیوم را تشکیل دادند . د - " آماده کردن آب و هوای سیاسی ایران " ، سرانجام کودتای 28 مرداد شد . لازم به توضیح است که :
1 - کازیوروسکی می نویسد: روز اول نوامبر 1952 (10 آبان 1331 ) کارکنان سفارت انگلیس ، بصورت دسته جمعی تهران را به مقصد بیروت ترک گفتند و بدین سان ، یک دوره طولانی از سیطره بریتانیا بر ایران خاتمه یافت ، ولی شبکه رشیدیان و تعدادی از عوامل آنها، که از پوشش مطمئنی برخوردار بودند، همچنان در ایران باقی ماندند. در این موقع، موقعیت ایران بسیار ضعیف شده بود. از اینرو " کریستوفر مونتاگ وودهاوسChristofer Montag Woodhouse) فرمانده سازمان M16 در ایران ، برای کسب حمایت آمریکائی ها و بمنظور تهیه طرح دیگری برای سرنگون ساختن مصدق به واشنگتن اعزام شدند .
بر اساس طرح " وودهاوس" با تأئید یا عدم تائید شاه، اغتشاش های زمان بندی شده ای ، توسط رشیدیان ها و پاره ای از سران بختیاری ترتیب داده می شدند. با اینکه انگلیسی ها ، از ماه اوت با زاهدی مشغول توطئه چینی بودند. معهذا چند تن دیگر را به عنوان رهبران احتمالی کودتا در نظر گرفته بودند. وودهاس در سفر آمریکا ، برنامه خود را به " سیا" ارائه کرد . فرانک وایزنر (Frank Wisner) سرپرست عملیات محرمانه " سیا" آلن دالس(Allen Dulles ) معاون وایزنر، و کرمیت روزولت (Kermit Roosvelt) سرپرست بخش اداره عملیات خاورماینه، همگی موافق اجرای یک کودتا بودند ولی کارشناسان امور ایران ، رده های پائین تر " سیا" با این طرح مخالف بودند. سرپرست پایگاه " سیا" در ایران نیز با طرح مزبور موافق نبود و عقیده داشت که این اقدام موجب خواهد شد ایالات متحده دراذهان، به عنوان حامی استعمارگران انگلیس و فرانسه ، جای یابد . در باره کودتا ، با مقامات وزارت امورخارجه نیز ، گفتگوهایی صورت گرفت و سرانجام، به " وودهاوس" گفته شد که ترومن با این برنامه موافقت نخواهدکرد ولی محتمل است آیزنهاور ، که به ریاست جمهوری انتخاب شده است ، با آن توافق کند.
در خلال این رویدادها ، زاهدی، به رغم خروج انگلیسی ها از ایران، که بدون تردید او را با دشواری هایی مواجه ساخته بود، همچنان به توطئه چینی اشتغال داشت. ابوالقاسم بختیاری نیز، با دریافت پول و اسلحه، در میان ایل بختیاری برای جلب حمایت دیگر خوانین، تلاش می کرد. گفته شد که زاهدی قول داده است یک " جنوب آزاد" تشکیل دهد که در آن " بختیاری ها ، به رهبری ابوالقاسم بختیاری ، از خود مختاری بهره مند گردند. در ژانویه 1953 ( دی ماه 1331 ) هواداران زاهدی به رهبری کاشانی ، جلسات مجلس را متشنج کردند. کوشش آنها بدین منظور بود که زمینه برکناری مصدق را فراهم نمایند. ولی ، در 19 ژانویه ( 30 دی ) مصدق با کسب رأی اعتماد (59 رأی موافق در برابر یک رأی مخالف) تلاش مخالفان را نقش بر آب کرد" ( کودتای 28 مرداد 1332 - مارک- ج - گازیوروسکی - ترجمه زنده یاد سرهنگ غلامرضا نجاتی - ص 29 تا 30)
2 -- با در نظر گرفتن طرح" بدامن " و توطئه های دربار و جلسات محرمانه سناتورهای سابق ، افسران بازنشسته ، توهین، تضعیف و تبلیغ برضد دکتر مصدق و حکومت ملی، نقش مطبوعات متمایل به غرب و روسیه شوروی و مخالفین در پیشبرد این اهداف مؤثر بوده است . ارتباط گروهها سر سپرده به بیگانگان با جاسوسان انگلیسی همراه با ایجاد شکاف در داخل نهضت ملی " موجب شد که دکتر مصدق مستقیماً آماج حملات عده ای از اعضای فراکسیون نهضت ملی در مجلس قرار گیرد " و بقایی ، حائری زاده ، مکی و... این نقش را بخوبی ایفا نمودند و الخ....) ( قلم وسیاست ، جلد اول ، تألیف شادروان محمد علی سفری - فصل هفدهم - ص 665 تا 28 )
هنوز بنا بر اسناد نمی دانیم چه شد که حکومت امریکا بجای صدور بیانیه ، پیرو سیاست انگلستان شد ؟ در عوض، 1 - بنا بر " خاطرات و تألمات مصدق می دانیم که: " نمایندگانی که آزادی و استقلال را وسیله پیشرفت اغراض و مقام قرارداده و از همان ماههای اول تشکیل دولت اینجانب ، سرلشگر زاهدی وزیر کشور را نامزد نخست وزیری کردند که من بعد از غائله 23 تیر 30 از آن مطلع شدم و از عدم توجه و کم فکری بعضی از همکارانم بسیار تعجب کردم . چونکه جبهه ملی در مجلس اکثریت نداشت که سرلشگر با رأی جبهه ملی در مجلس نخست وزیر بشود و تابع نظریات جبهه ملی هم باشد . از این هم که بگذریم، سیاست خارجی چطور موافقت می کرد که باز شخص دیگری متصدی کار شود که نهضت ملی ایران را بضرر آن سیاست رهبری کند . تشکیل دولت این جانب کاری بود بدون سابقه و هیچ مقدمه ای نداشت و تا ایران به آزادی و استقلال نرسد ، تشکیل یک دولتی که متکی به سیاست خارجی نباشد ، کاری است مشکل ." ( خاطرات و تألمات دکتر مصدق- صفحه 247 ) بدین قرار، هم در روزهای اول کار، " خودیها " ، کسی را نامزد نخست وزیری کردند که به قول مصدق، ناگزیر متکی به قدرت خارجی می شد و شد . در حقیقت ، در 21 مهر 1331، دکتر حسین فاطمی پس از معرفی بعنوان وزیر خارجه و سخنگوی دولت در کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: " ..... چون گزارشهائی از عملیات سرلشکر بازنشسته عبدالحسین حجازی و برادران رشیدیان رسیده بود که به معیت آقای سرلشگر زاهدی و بعضی افراد دیگر که دارای مصونیت پارلمانی هستند ، به نفع یک سفارت اجنبی مشغول توطئه و تحریک می باشند، نامبردگان که مصونیت پارلمانی نداشتند امروز صبح از طرف فرماندار نظامی بازداشت و به زندان شهربانی تحویل شدند...و نسبت به سایرین که مصونیت پارلمانی دارند دولت مطالع خواهدکردتا اقدام لازم معمول گردد ". ( قلم وسیاست ، جلد اول ، تألیف شادروان محمد علی سفری - فصل هفدهم - ص 668) . و 2 - این احتمال که حکومت ﺁیزنهاور با کودتا موافقت کند، سبب شد انگلیسیها با انواع بهانه تراشی ها نگذارند مشکل نفت در حکومت ترومن حل شود .
بدین سان ، پیشاپیش و همزمان با آماده شدن امریکا برای اتخاذ سیاست جدید، در درون کشور، " جبهه ضد استقلال " مرکب از گرایشهای طرفدار استبداد وابسته ، معروف به " خط سید ضیاء " تشکیل شده بود . در حقیقت ، سید ضیاء باتفاق کسانی چون اسدالله علم نیز فعال بود . ترتیب ترور شهید نهضت ملی ایران ، دکتر حسین فاطمی را نیز باند سید ضیاء داد. سرهنگ غلامرضا نجاتی به نقل از آقای مهندس سحابی در " کتاب جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد
1332- ص 91 " می نویسد: "مرحوم مهدی عراقی که در سالهای 1329 تا 1332 از جوانان وابسته به فدائیان اسلام و از نزدیکان مرحوم نواب صفوی بود و طی سالهای 1343 تا 1357 به اتهام رهبری گروه هیئت موتلفه و مشارکت در ترور حسنعلی منصور در زندان بسر برد و در سال 1358 توسط عوامل بیگانگان به شهادت رسید. ضمن شرح تاریخچه و مسائل فدائیان اسلام در دوران حکومت دکتر مصدق اظهار داشت:" در زمان ترور مرحوم دکتر فاطمی، نواب صفوی در زندان بود و امور فدائیان در خارج از زندان را مرحوم سید عبدالحسین واحدی رهبری می کرد. شخصی به نام ابراهیم صرافان روی واحدی نفوذ فراوانی داشت و طرح ترور دکتر فاطمی را وی به واحدی القاء نمود. چون شایعات زیادی در باره وابستگی وی شنیده و نسبت به او مشکوک بودیم، وی را تحت نظارت و مواظبت قرار دادیم و معلوم شد که او ازافراد حزب اراده ی ملی و وابستگان سید ضیاءالدین طباطبائی است. وی حتی اسلحه هم در اختیار واحدی گذارد که منشاء همه ی آنها سید ضیاءالدین بود." و لژ ماسونی پهلوی نیز با هدف سرنگون حکومت مصدق تشکیل شده بود . به قول ناصر خسرو:
چون نیک نظرکردپرخویش درآن دید/
گفتا زکه نالیم که از ما است که برما است.
◄ یک ماه به پایان ریاست جمهوری ترومن باقی نمانده است . حکومت او می کوشد در این فرصت، کار نفت را به پایان برساند . اما ﺁیا حکومت چرچیل مایل به حل کردن مسئله با حکومت مصدق است و یا از سوئی می کوشد مانع دادن وام به حکومت مصدق شود و از سوی دیگر ، با اشکال تراشی ، دفع الوقت می کند تا عمر حکومت ترومن به پایان رسد و حکومت ﺁیزنهاور زمام امور امریکا را در دست گیرد ؟ اسناد پاسخ روشنی به این پرسش می دهند :
* سند شماره 251 ، مورخ 18 دسامبر 1952 ، حاکی از ﺁنست که " وزارت امور خارجه امروز به سفارت انگلیس اطلاع داد که تصمیم گرفته است به بانک صادرات و واردات توصیه نماید که در خواست 25 میلیون دلار وام ایران برای توسعه اقتصادی را با نظر مساعد مورد توجه قرار دهد " . واکنش اینست که " حکومت انگلیس انتظار واکنش نامساعد مردم انگلیس " را با این اقدام دارد . وزارت خارجه امریکا پاسخ می دهد : امیدوار بودیم که " حکومت انگلیس اقدام لازم را برای رویاروئی با افکار عمومی مردم انگلیس بعمل می ﺁورد و اضافه نمودند : " بنظر ما اثر این اقدام روی احساسات ایرانیان خوب است . زیرا این اقدام با برداشت ایرانیان که کشورهای غربی رویه غیر دوستانه ای نسبت به ایران دارند ، مقابله می نماید " . ( صفحات 923 و 924 کتاب )
* بنا بر سند 252 ، مورخ 19 دسامبر 1952 ، وزارت خارجه انگلستان از وزارت خارجه امریکا می خواهد : که هندرسن، سفیر امریکا در تهران، به مصدق بگوید انگلستان میخواهد که شورای حکمیت به غرامت 42 سال عدم النفع نیز رسیدگی کند . هندرسن همچنان باید می گفت : " اگر این نکته در رأی حکمیت منظور نگردید، مهم است که دولت انگلیس باید کاملاﹰ ﺁزاد باشد که متعاقباﹰ در مورد ﺁن مذاکره نماید و نبایستی مقید به قبول تعهدی برای حفظ رونق و رواج صنعت نفت ایران شود " . ( صفحه 925 کتاب ) .
* برابر سند شماره 253 ، مورخ 19 دسامبر 1952، دن ، سفیر امریکا در پاریس ، به وزیر خارجه امریکا ، اطلاع می دهد که سفیر انگلیس در پاریس ، نزد او رفته و " با جدی ترین لحن ، اصرار کرده است هر اقدامی نسبت به این وام ، حد اقل ، در حال حاضر، به تعویق افتد ... وام جدید امکان پذیر می سازد که مصدق در موضع خود پا برجا تر شود " ( صفحه 927 کتاب )
* سند شماره 254، بتاریخ 22 دسامبر 1952 ، گویای این امر است که فشار انگلستان مؤثر شود و " الف - تصمیم گرفته شد هیأت مدیره بانک صادرات و واردات امریکا که قرار بود روز دوشنبه تشکیل شود، لغو و بررسی موضوع وام ایران به بعد موکول شود . ب - ما مایل بودیم هرچه زود تر اطلاعات بیشتری از نظرات انگلستان در باره یک مبلغ کلی برای پرداخت غرامت ... بدست ﺁوریم " پاسخ حکومت انگلستان به این پرسش اینست :" هر نوع دگرگونی و فاصله ای که مفاد پیشنهاد مشترک ترومن - چرچیل گرفته شود ، مفهومش تسلیم شدن به دکتر مصدق است " . بنا براین سند، نیتزه ، مدیرگروه برنامه گذاری سیاست خارجی امریکا، به مخاطب انگلیسی خود می گوید : " ما مشکلات سیاسی انگلستان را در مورد موافقت و قبول هر رقم مقطوعی را درک می کنیم اما به نظر ما ، مشکلات سیاسی ایران در پذیرفتن حکمیت بدون هیچگونه محدودیتی نیز شاید بیشتر و بزرگ تر بود و اگر حل موضوع مورد علاقه باشد ، مشکلات سیاسی ایران نیز می بایستی مورد توجه قرار گیرد " ( صفحه 929 کتاب ) . در 24 دسامبر، گیفورد ، سفیر امریکا در لندن، به وزیر امور خارجه امریکا اطلاع می دهد که انگلستان با تعیین یک رقم مقطوع، بعنوان غرامت مخالف است ( صفحه 930 کتاب ) .
* در سند 255 ، مورخ 27 دسامبر 1952 ، هندرسن به وزارت خارجه امریکا ، اطلاع می دهد که به مصدق گفته است : وام بانک صادرات و واردات داده نمی شود . ( صفحه 931 کتاب ) .
انقلاب اسلامی : 1- "ایدن پس از بازگشت به لندن مطالبی را که اچسن با او در میان گذاشته بود به کابینه بریتانیاا گزارش کرد و نتیجه را به وسیله مستشار سفارت بریتانیا ( باروز) در واشنگتن به اطلاع نیتز رساند. خلاصة مطلب این بود که انگلستان به سه دلیل با پیشنهاد غرامت مقطوع مخالفت می کند. نخست این که چنین پیشنهادی را تسلیم شدن در برابر مصدق می داند. دوم آن که پیشنهاد غرامت مقطوع ، انگلستان را در مذاکره تضعیف خواهد کرد وایران دعاوی متقابل گزافه آمیزی به میان خواهد کشید. سوم آن که در اصل رجوع به داوری بی طرفانه هم زمینة مساعدی در افکارعمومی انگلستان دارد و هم برای حفظ امتیازات درکشورهای خارج مفید ومؤثر است" (خواب آشفتة نفت-دکتر مصدق و نهضت ملی ایران- جلد دوم - ص633 به نقل از (Memorandum by the Director of the policy planning staff (Nitze) to the Secretary of State. Secret ,Washington , December 22 , 1952)
2 - بدین قرار، انگلستان مانع دادن وام به ایران می شود و در باره غرامت، با پیشنهاد امریکا موافقت نمی کند و با ادعای غرامت بخاطر به غارت نبردن نفت ایران بمدت 42 سالی که از عمر قرارداده قلابی مانده است، غرامت مطالبه می کند. دولتی که بابت کودتا در ایران و استقرار رژیم دست نشانده پهلویها می باید به ایران غرامت می پرداخت، بابت قراردادی تحمیلی ، تا روز ﺁخر ﺁن، غرامت مطالبه می کند . همانطور که در سند شماره 253 ، خاطر نشان شده است، حکومت مصدق نمی توانست با این زورگوئی موافقت کند . به سخن دیگر، انگلستان نمی خواست مسئله نفت در حکومت دموکراتها در امریکا و با مصدق حل شود. سند شماره 256 ، ورود به مرحله جدیدی را گزارش می کند . در این مرحله ، موافقت مصدق به حکمیت ، محلی برای بهانه تراشی انگلستان باقی نمی گذارد . اما سندها می گویند انگلیسی ها بهانه های جدید می تراشند :
دنباله دارد
|
|
|