آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٩ از ٢٤ اردیبهشت تا ٨ خرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

به مناسبت 14 و 29 اسفند - 6
سیاست انگلستان شکست خورده است و امریکا می باید برای خرید نفت از حکومت مصدق اقدام کند
aks az mosadegh va henderson
مصدق و هندرسون و علی پاشا صالح

یاآوری ا نقلاب اسلامی : ما از اسناد قسمتهائی را و به ترتیبی نقل می کنیم که تاریخ نهضت ملی ایران ، رابطه دربار پهلوی و نوکران با غیرت انگلیس و امریکا را از سوئی و مصدق را از سوی دیگر با امریکا و انگلستان ، گزارش می کنند.برای آنکه تاریخ به روایت اسناد تا ممکن است شفاف شود، جای جای، به اسناد دیگر نیزمراجعه می کنیم .
مجموعه ای شامل 508 سند بکلی سری مربوط به سالهای 1951 تا 1954 ، زیر عنوان "پنج دهه بعد از کودتا ، اسناد سخن می گویند" در دوجلد کتاب به کوشش دکتر احمد علی رجائی - مهین سروری ( رجانی ) پژوهش و برگردان شده اند:
* سند شماره 227 ( تهران ، 16 اکتبر 1952 ) ، یادداشت دولت انگلیس به دولت ایران است که هندرسن برای وزارت امورخارجه امریکا می فرستد . حکومت چرچیل ناگزیر می شود واقعیتی را عیان کند که در پیشنهاد مشترک امریکا و انگلیس، خود را در شکل پیشنهادی کلی مخفی می کرد . توضیح این که حکومت چرچیل می خواست بابت باقی مانده مدت قرارداد 1933 ، یعنی مدتی که ، در آن، شرکت نفت انگلیس و ایران دیگر نمی توانست نفت استخراج کند به این شرکت، غرامت پرداخت شود ! : " دولت انگلیس هنگام ارائه دعاوی از طرف شرکت از دیوان درخواست می نماید که چه مقدار غرامتی به شرکت بایستی پرداخت شود . این درخواست نه فقط برای جبران زیان برای تأسیسات شرکت درایران است، بلکه برای پایان دادن یک جانبه قرارداد امتیاز سال 1933 ، بر خلاف تعهد صریح مذکور در قرارداد مبنی بر آنکه اینگونه نمی تواند بدان پایان داد " ( صفحات 747 و 748 )
* در سند شماره 228 ( تهران ، 18 اکتبر 1952 ) ، هندرسن به وزیر خارجه امریکا گزارش می کند که به دیدار مصدق رفته است تا از او بخواهد ، قطع رابطه با انگلستان را به تأخیر اندازد : " نخست وزیر بلاخره پذیرفت که تا پیش از 4 شنبه 22 اکتبر اقدامی به عمل نیاورد . " ( صفحه 750 کتاب )
* سند شماره 229 ( لندن 20 اکتبر 1952 ) و سند شماره 230 ( لندن 20 اکتبر 1952 ) و سند شماره 231 ( تهران، 21 اکتبر 1952 ) کوششهائی را گزارش می کنند که برای ارائه پیشنهاد قابل قبولی به مصدق از سوی امریکا ، بعمل آمده اند . در سند شماره 230، گیفورد، سفیر امریکا در انگلستان، حقیقتی را خاطر نشان می کند که عامل خودداری انگلیسیها از تن دادن به پیشنهادقابل قبول است : " از سوی دیگر ، آنها نگران این مسئله هستند که چنانچه موضوع غرامت حل شود و هیچ مانع قانونی برای دیگر خریداران نفت ایران موجود نباشد ، تکلیف نفت ایران چه می شود " ! ( صفحه 756 کتاب ). به سخن دیگر، انگلیسها به گرفتن غرامت قانع نبوده اند و می خواسته اند بار دیگر، بر منابع نفت ایران چنگ اندازند .
در سند شماره 231، هندرسن دلیل قطع رابطه با انگلستان را، از قول مصدق، به وزیر خارجه امریکا گزارش می کند : من مایل به قطع رابطه نیستم و ترجیح می دهم روابط ادامه یابند . ولی به مناسبت مواجهه با مشکلات داخلی که کشور ، بدون تردید، بدون حل گشتن مسئله نفت و عدم دریافت وجوه مورد نیاز از شرکت نفت، {بغرنج تر می شوند }، بسیار خطرناک است که اجازه داده شود نمایندگان انگلیس به اقامت خود در ایران ادامه دهند . بر اساس تجارب گذشته شخص من، من نمی توانم باور کنم که آن نمایندگان با قدرت و شدت در صدد برانگیختن مخالفان دولت برنیایند . " ( صفحه 757 کتاب ) .
◄ بدین قرار، مطالبه غرامت بابت " عدم النفع " ، دست آویزی بود که انگلیسیها ساخته بودند برای آنکه مانع از هر گونه راه حلی بشوند که نفت ایران را از چنگ آنها بدر می برد . و چون دیدند از تصرف دوباره نفت ایران ناتوانند، فکر تشکیل کنسرسیوم و شریک کردن امریکائیها را پیش کشیدند : * در سند شماره 232 ( تلگراف 2452 - 10/ 2553 . 888 از سوی گیفورد سفیر امریکا در لندن به وزارت امور خارجه امریکا ، لندن24 اکتبر 1952 ، ساعت 7 شب ، بکلی سری ) سفیر امریکا در لندن پیشنهادهای حکومت انگلیس را به وزارت خارجه امریکا گزارش می کند :
1 - اولین مرحله عبارتست از موافقت ایرانیان با ارجاع موضوع غرامت به حکمیت یک مرجع بی طرف .
2 - بلافاصله پس از آنکه ایرانیان با مراجعه به حکمیت موافقت می نمایند، مسئله وارد مرحله دوم میشود که عبارت از دادن ترتیباتی برای بردن نفت ایران است . در مطالعه این مرحله از مسئله، انگلیسیها نظر ایالات متحده را پذیرفته اند . به این معنی که هرگاه ما بخواهیم ایران را در مقابل کمونیسم تقویت کنیم و از عواقب سیاسی که با ادامه بن بست ممکن است بوجود آید ، اجتناب کنیم ، نفت ایران می بایستی با مقیاس وسیع، سریعاً ، به جریان افتد . بنظر دولت انگلیس ... روشهای مختلفی برای وارد کردن نفت ایران به بازار جهانی وجود دارند . شرکت نفت انگلیس و ایران ممکن است این وظیفه را به تنهائی بر عهده بگیرد و یا کنسرسیومی بین المللی مرکب از شرکن نفت انگلیس و ایران و شرکتهای امریکائی برای انجام این کار تشکیل شود . ( صفحات 759 و 760 کتاب )
انقلاب اسلامی : بدین قرار، در 22 اکتبر 1952 برابر با 30 مهر ۱۳۳۱، ایران روابط خود را با انگلستان قطع می کند. اما حکومتهای امریکا و انگلستان بیکار نمی نشینند : فکر ایجاد کنسرسیوم که پس از کودتای 28 مرداد 1332 ، به عمل درآمد، در این تاریخ و از سوی انگلیسیها پیشنهاد شده است . اما پیش از آنکه کودتا شرائطی را ایجاد کند که نفت ایران به تصرف امریکا و انگلیس درآید، امریکائیها بر آن بوده اند که چنین کنسرسیومی ، حتی بدون عضویت شرکت نفت انگلیس و ایران ، برای خرید نفت از ایران ، در حکومت مصدق ، تشکیل شود : زیرا:
1 - پل نیتزPaul Nitze) ( که در دوران حکومت دکتر مصدق رئیس ادارة برنامه ریزی سیاسی در وزارت خارجه امریکا بود و در مذاکرات نفت شرکت داشته در خاطراتش به این نکته اشاره می کند که: " در عین حال ، عقیده من که در سفر حقیقت یابی به لندن در فوریة 1952 شکل گرفته بود، بر این شد که باید در بارة یک ابتکار جدید و عملی کار کنیم . از ﺁنجا که روشن بود مصدق با باز گشت شرکت نفت انگلیس به ایران بعنوان صاحب امتیاز اصلی موافقت نخواهد کرد، به نظر من تنها راه عملی دیگر تشکیل یک کنسرسیوم بین المللی از کمپانیهای نفت امریکایی واروپایی بود. در بهار آن سال شروع به مذاکرات مقدماتی با نمایندگان کمپانیهای نفتی کردم و در تابستان در بارة بسیاری از جزئیات به توافق رسیدیم در پائیز طرح پیشنهادی ام را تکمیل کردم که روی میز پرزیدنت ترومن قرار گیرد." (ایران، شاه و مصدق - نوشتة پل نیتز - به نقل از کتاب برکشور ما چه گذشت؟(مجموعه مقالات) - عبدالرضا هوشنگ مهدوی - ص 79 تا 95 )
2- از طرف دیگر شرکتهای نفنی امريكایي از ابتدا با مصالحه و مساعدت مخالفت کردند، به گفته جمیز اف گود این شرکتها خواستار این بودند که :" مصدق غرامت کافی بپردازد تا رهبران سایر دولتهای طرف امیتاز از ایران پیروی نکنند. مسئولان شرکت گزارش دادند که شاه عبدالعزیز ابن سعود دارد مشکل آفرین می شود. بنا براین گزارش اطلاعاتی ،" قربانی امروز بریتانیا در ایران است، فردا ممکن است یک شرکت آمریکائی در یک کشور دیگر خاورمیانه قربانی شود." (به نقل ازکتاب ایالات متحده ایران درسایه مصدق- نویسنده جمیز اف.گود( James F. Goode) ترجمه مهدی حقیقت خواه - ص119- تهران - ققنوس- 1382 )
3 - - جمیز اف گود ( James F. Goode) به این نکته اشاره می کند که: " وزیر امور خارجه رویکرد تازه ای پیشنهاد کرد؛ این بار پیشنهاد او متفاوت بود. پیشنهادهای قبلی امریکا توافق دوجانبه بین ایران و شرکت انگلیس را مد نظرداشت. اما اینک آچسن تشکیل کنسرسیومی را که در بر گیرندة شرکت ها ی امریکایی باشد، پیشنهاد می کرد. این شرکت ها نفت را می خریدند وبخش عمدة آن را به شرکت نفت انگلیس می فروختند." (همانجا ص121)
4 - جا دارد به این نکته اشاره نمائیم که روسیه شوروی با ملي‌شدن نفت ایران مخالف بود، زیرا قبلاً با دولت انگليس قرارداد محرمانه‌اي بسته بود مبني بر اينكه شوروي با ماندن امتياز نفت جنوب بدست انگليس مخالفت نكند و در مقابل انگليسي‌ها هم به دولت ايران فشار بياورند كه نفت شمال را در اختيار شوروي قرار دهد. برای ﺁنکه چنین فاجعه ای روی ندهد، دکتر مصدق در مجلس چهاردهم شورای ملی پيشنهاد طرح چهار ماده‏اى منع حكومتهاى ايران از مذاكره با خارجيان در باره واگذارى امتياز نفت را داد كه به قيد دو فوريت در روز 11 آذر از تصويب مجلس شوراى ملى گذشت.
* سند شماره 233 ( تلگراف 3152 - 10 / 00 .888 ، از سوی بروس، قائم مقام وزیر امور خارجه، به سفارت امریکا در تهران ، واشنگتن ، 31 اکتبر 1952 ، ساعت 34: 7 شب ، سری، فوری ) وضعیت سنجی است که وزارت امور خارجه امریکا از وضعیت ایران بعمل می آورد . نکات عمده سند عبارتند از :
1 - برنامه های ملیون و حزب توده در ایران موازی است . ولی تفاوت عمده و مهم در این است که ناسیونالیستها و ملیون تسلط اتحاد شوروی را نمی پذیرند ... 2 - وزارت امور خارجه این موضوع را مورد توجه قرار داده است که چنانچه مصدق از صحنه سیاسی ناپدید گردد، جانشین وی احتمالاً کاشانی و یا عروسک دست نشانده او است که احتمالاً مایل و قادر می باشد با بیرحمی و به مراتب شدید تر از مصدق ، برای حفظ سمت خود عمل کند. روند رویدادهای سیاسی در ایران، بنظر می رسد در راستای دیکتاتوری از نوع سوسیالیستهای ملی حرکت می نماید ...
...
5 - در حالی که کاشانی به احتمال قوی چنانچه موافق مصالح سیاسی فوری خود بیابد ، با حزب توده همکاری می نماید ، آیا این امکان وجود ندارد که وی بتواند موضع کنونی و بالقوه خود را بدون کمک حزب توده حفظ نماید ؟ ...
6 - عاملی ک دارای اهمیت عمده از نظر تاریخ گذشته ایران است ، همان موازنه قدرتهای خارجی در ایران می باشد . اگر چه رهبران ملیون بدون تردید شخصاً مخالف هر نفوذ خارجی می باشند ، اما آنها می بایستی از اهمیت حفظ برخی روابط با غرب ، برای خنثی نمودن فشار شوروی آگاه باشند . بنا بر این، گرچه وزارت امور خارجه پیش بینی می نماید که فعالیتهای هیأت نظامی امریکا و اصل چهار ممکن است بشکل فزاینده ای محدود شود و امریکا ممکن است بسبب مشکلات داخلی ایران مورد ملامت قرار گیرد، به نظر غیر محتمل نمی رسد که کاشانی ، به ویژه اگر وی در حکومت مسئولیتی داشته باشد ، تحت تأثیر قرار گیرد وانجام هر اقدامی برای قطع ارتباط با غرب را دقیقاً مورد توجه قرار دهد ...
با توجه به این عوامل، نتایج زیر از اطلاعات دریافت شده، استنتاج می شود : الف - جدا از رویدادهای غیر قابل پیش بینی ، مثل دخالت فعالانه اتحاد جماهیر شوروی ، دولت جبهه ملی ( اگر نه مصدق ، حد اقل یکی از رهبران دیگر جبهه ملی ) طی سال 1953 ، بر قدرت باقی می ماند و بطور فعالانه مانع از آن می شود که کمونیستها هرگونه اختیار و کنترل مهمی در اداره امور ایران بدست آورند . ...
ج - روند رویدادها به نفع کمونیستها و ادامه آن، بیش از پیش ، نفوذ غرب را به تحلیل خواهد برد . مسئله اصلی ایالات متحده ، در رویاروئی با ایران، اینست که چگونه از دولت غیر کمونیست پشتیبانی نماید تا این دولت بتواند اداره امور ایران را در دست خود نگهدارد . ( صفحات 762 تا 766 )
انقلاب اسلامی : پرسشی که در پایان این سند ، حکومت ترومن از خود کرده است، اتخاذ سیاست جدیدی از سوی آن حکومت را گزارش می کند :
◄ وزارت دفاع امریکا اصرار می ورزد وزارت خارجه بپذیرد که انگلستان شکست خورده است و خود به تنهائی ، وارد عمل شود و مشکل نفت را با حکومت مصدق حل کند :
* سند شماره 234 ( تلگراف 2452 - 10 / 00 .888 ، از آچسن ، وزیر امور خارجه به آقای لاوت ، وزیر دفاع امریکا ، واشنگتن ، 4 نوامبر 1952 ، کاملاً سری )
آقای وزیر عزیز، نامه مورخ 24 اکتبر شما ( در این نامه، لاوت Lovett ، نوشته است : با توجه به وضعیت رو به آشفتگی در ایران ، ایالات متحده می باید برای جلوگیری از سقوط ایران به دامن کمونیسم، به اقدام فوری مبادرت کند . سیاست انگلستان شکست خورده است و ایالات متحده دیگر نمی تواند به ابتکار عمل آنها متکی بماند ... امریکا می باید فوراً به اقدامات سیاسی و اقتصادی برای تقویت دولت ایران مبادرت کند و صنعت نفت ایران را احیا نماید ... برای حفظ ایران از سقوط به زیر سلطه کمونیسم ، ... حتی بر فرض وارد ساختن زیان به روابط نزدیک با انگلستان ، امریکا می باید عمل کند ... اقدام فوری ، با همآهنگی یا بدون تصویب و رضایت انگلیس ها ضرور است ...) به عنوان من،در باره ایران ، واجد دانستنی های فراوانی بود ...
مدت زمانی است که برای ما روشن بوده و براساس این فرض مشغول تلاش بوده ایم که اگر ایران باید نجات داده شود، ابتکار و در آخرین تحلیل ، قبول مسئولیت ، به جای آنکه از طرف انگلیسیها باشد، بایستی از سوی ما بعمل آید . اینک که ایران روابط دیپلماتیک خود را با انگلستان قطع کرده است، این موضوع روشن تر است. لکن این نکته ، با این وصف، سرجای خود باقی است که پس از ایالات متحده ، انگلستان مهمترین عامل توانمندی و اتحاد کشورهای غرب، در خارج از ایالات متحده است .
هدف خط مشی سیاسی ما بایستی نجات ایران بدون وارد ساختن صدمه غیر ضرور به روابط با انگلیس باشد ... ( صفحات 767 تا 770 کتاب ) * سند شماره 235 ( تلگراف 552 - 11 / 00 .888 ، از سوی هندرسن ، سفیر امریکا در تهران، به وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا ، تهران ، 5 نوامبر 1952 ، ساعت 5 بعد از ظهر، فوری ، سری ) حاوی ارزیابی وضعیت سنجی وزارت خارجه امریکا و شامل این نکات است :
الف - اقتدار مصدق که برسر کار است ، اینک بهمراهی کاشانی بعنوان مقام دوم ، برای مدت نامعینی به چالش طلبیده نمی شود . وی توانسته است به میزان قابل ملاحظه ای چندین بخش صاحب نفوذ سیاسی را که بالقوه از جمله مخالفان بوده و یا در عداد مخالفان فعال قبل از ماه ژوئیه بوده اند، از قبیل شاه ، نیروهای مسلح و سنا را تحت کنترل خود بیاورد و یا از میان بردارد .
این افزایش توانمندی سیاسی، در صورتی که مصدق از صحنه سیاست ناپدید شود، ممکن است منجر به بالا رفتن عدم ثبات سیاسی شود . مصدق دارای آن توانمندیها هست که بشکل قاطعی بر ضد حزب توده عمل نماید ... به عقیده ما، مصدق احتمال ندارد بر ضد حزب توده اقدام قاطعی را به عمل آورد . مگر این که به این نتیجه برسد که با اتخاذ رویه ملایمت و مسالمت و دادن امتیاز ، دیگر نمی تواند این حزب را آرام کرده و آن را به شکل قابل تحمل نگاه دارد ...
ب - طی 12 ماه گذشته، ناتوانی و آشفتگی بارزی در توان و عملکرد سازمان اداری و ثبات کشور پدیدار شده است ... افراط گرائیها در برخی از اقدامات سیاسی ، بالاخره ، منتهی به قطع روابط با انگلیس و انحلال مجلس سنا گشته اند . این اقدامات افراطی ... سبب می شود که ما نتیجه گیری نمائیم که نبایستی پیش خود قطعی فرض کنیم که کمونیستها نتوانند بر نهضت ملی تسلط یابند . در این هنگام که بر اثر خروج انگلیسها از ایران ، میزان مسئولیت ایالات متحده درایران سنگین ترشده است ، ایران در اختیار یک جبهه ملی است که اعلام داشته است هدفش حفظ استقلال و " بی طرفی " ایران است . ولی بطور همزمان مشغول متزلزل کردن همان نهادهائی است که وجود آنها برای اجرای هدف لازم هستند ... بنظر ما نیروهائی که در ایران در جهت تحقق بخشیدن به هدفهای اتحاد شوروی به تلاش مشغولند، نیرومند تر از نیروهائی هستند که برای غرب مشغول سعی و تلاش هستند .
ج - ... گرچه در هیأت وزیران ، هیچ وزیر توده ای شناخته شده عضویت ندارد، ولی برخی از اعضای هیأت دولت، به داشتن همدلی و همفکری با توده ایها شهرت دارند که در میان آنان ، وزیر دادگستری و معاونش ، همین طور معاونان وزارت خانه های کار و کشور ، وزیر فرهنک ، در مظان آلت توده ایها بودن هستند ... د - ... در باره عامل دوم، راجع به امکان پیدایش دولت قوی تر ، بعنوان جانشین رژیم مصدق ، بر اساس نمونه و الگوی دیکتاتوری و ضد کمونیستی : ما باور داریم که چنانچه مصدق صحنه رهبری سیاسی را در آینده نزدیک ترک گوید، این امکان وجود دارد که جانشین وی ، با نظارت از سوی کاشانی، برگزیده شود و دارای روحیه و ویژگی ضعیف تری باشد . اینگونه جانشین احتمال برخورداری از پشتیبانی گسترده ای، به اندازه مصدق، را ندارد ...
در باره عامل سوم مربوط به حمایت طبقات مالکان اراضی و بازرگانان از ملیون : ... چنانچه شکاف و جدائی در جبهه ملی پدیدار گردد، به نظر ما ، مسائل سیاسی به روشنی و بیان تفاوت میان موضع ملیون در مقابل حزب توده به آنان ارائه نخواهد شد . بلکه این امر بشکل انتخاب و پیروی از میان چند رهبر که به آن وابسته اند، بمنظور تأمین حد اکثر امتیازات شخصی، صورت می گیرد . با جدائی و تجزیه این طبقات و غیر مشخص بودن وضع آنها، حزب توده می تواند آنها را خنثی و بدون اثر سازد.
در باره عامل چهارم ، پذیرش اصلاحات ارضی از سوی کشاورزان : ... تلگرافهای سفارت در مواعید معین مبنی بر ارزیابی فعالیتهای حزب توده ( از قبیل تلگراف سفارت به شماره 1407 مورخ هفتم اکتبر ) حاکی از آنست که فعالیتهای حزب توده در برخی از نقاط، در میان کشاورزان ، با موفقیت روبرو بوده است . در باره عامل پنجم مربوط به نیاز کاشانی به پذیرفتن کمک از حزب توده : در بررسی وضع کاشانی ، ما موقعیت وی را با توجه به توضیحات در باره عامل دوم،در بالا، می نگریم . در آنجا ملاحظه نمودیم که دولتی که احتمالاً از سوی کاشانی جانشین مصدق شود ، از دولت کنونی ناتوان تر است . آن گونه دولتی با حمایت کاشانی ، به علت ناتوانی در جلب پشتیبانی ، ممکن است به سوی حزب توده روی آورد . در باره عامل ششم و رویه عشایر : کنسولگری در تبریز وجود عدم رضایت گسترده ای را میان همه اکراد نسبت به دولت کنونی ، گزارش داده است . سایر اطلاعاتی که به سفارت توسط مسافران می رسد، حاکی از وجود همین وضع است . به نظر ما ، وضع ظاهری سایر ایلات و عشایر متفاوت بوده و وضع میان بی تفاوتی تا ناراحتی در میان آنان تغییر می کند . قشقائیها بنا بر دلایلی شخصی، در حال حاضر، از دولت حمایت می نمایند ...
در باره عامل هفتم ، برآورد اهمیت موازنه ابرقدرتها در محاسبات مربوط به ایران : تردیدی نیست که جبهه ملی در فهرست های مواضع اتخاذی مسئولانه خود، ترجیح می دهد از پشتیبانی ایالات متحده بتواند بعنوان نیروی موازنه دهنده ای در مقابل فشار اتحاد شوروی استفاده نماید . از طرف دیگر ، اگر جبهه ملی این برداشت را پیدا کند که ایالات متحده مسیری را نمی پیماید که نتیجه اش تقویت موقعیت اقتصادی ایران باشد، احتمال دارد که صرف نظر از عواقب آن، ایالات متحده را به باد ایراد و انتقاد بگیرد . به عقیده ما، در حال حاضر، ایالات متحده از سوی رهبران جبهه ملی در ترازو سبک و سنگین می شود ولی نگرش و رویه آنان ایستا و ثابت باقی نمی ماند . به ایالات متحده زمان کوتاهی فرصت داده می شود که، در آن، دلائل و قرائن قانع کننده ای دائر بر داشتن علائق مادی و ملموس به ایران ارائه نماید . چنانچه این قرائن و دلایل ارائه نشوند ، ما عقیده داریم که دولت ایران نیازی ندارد که از سوی حزب توده تعمداً تحت فشار قرار گیرد که فعالیتهای گوناگون ایالات متحده را محدود نموده و یا آنها را بر چیند ...
3 - ما با وزارت خانه موافقت داریم که نتیجه ( ج ) همانا مشکل اصلی ایالات متحده در قبال ایران است . با وجود این ، در باره نتیجه ( الف ) ما تردید فراوان داریم ... ما جداً تردید داریم که ائتلاف غیر سازمان یافته و شکننده ای نظیر جبهه ملی دارای دوام سازمی ، روشنی اهداف و اراده ای باشد که برای استمرار و پایداری سالم و دست نخورده آن تا یک سال دیگر، لازم می باشد . ... ( صفحات 771 تا 777 )
انقلاب اسلامی : 1 - همانطور که اسناد گزارش می کنند ، سیاست امریکا در جهت جدا شدن از سیاست انگلستان و عمل مستقل سیر می کرده است. اسناد بعدی ، این تغییر را شفاف تر نشان می دهند . اما آیا مصدق و حکومت او از این تغییر آگاه می شده است ؟ آیا کاشانی و آن دسته از اعضای جبهه ملی که به بیراهه اختلاف افتادند، از مبانی سیاست امریکا و نظری که این سیاست به کاشانی و موقعیت او و جبهه ملی و ترکیبش داشته است، آگاه بوده اند؟ پاسخ پرسش منفی است . مبارزه ای که مصدق در رهبری آن قرار داشته ، از هر لحاظ نابرابر بوده است. از جمله از این لحاظ که امریکائیان ، از راه عوامل ایرانی خود و نیز ایرانیانی که بیشتر از دشمن بر شکست نهضت ملی ایران اصرار داشته اند، از جزئیات روابط در درون حکومت مصدق و در جبهه ملی آگاه بوده اند . حال آنکه اگر اینان می دانستند امریکا آماده کنار آمدن به حکومت ملی است ، اگر کاشانی و... می دانستند وعده ها که امریکا و انگلیس به آنها می دهند، دروغ و فریب هستند و این دو قدرت بهیچرو کاشانی و ... را جانشین کارآمدی برای مصدق و حکومت او نمی شناسند و قربانی اختلافی می شوند که ایجاد می کنند، هنوز یکی از دو احتمال متصور بود : الف - ترجیح می دادند - چون ملاتاریا ، در مورد جنگ عراق با ایران، که گفتند نصف کشور برود بهتر از آنست که بنی صدر پیروز شود - مصدق شکست بخورد و نفت را هم امریکا و انگلیس ببرد و ب - دردام نمی افتادند و نهضت ملی ایران پیروز می شد. با این همه، بنابر گزارش اسناد ، مصدق بنا بر تجربه و شناخت قواعدی که قدرت مسلط از آنها پیروی می کند و نیز اندیشه و عمل از موضع استقلال، بر بسیاری توطئه ها آگاه می شد و آنها را خنثی می کرد. 2 - حزب توده و عملکردش ، نقش محور را در جهت یابی سیاست امریکا بازی می کند. اگر این حزب وابسته نبود و روشی سازگار با اصل استقلال اتخاذ می کرد، ایجاد جبهه منسجمی میسر می گشت و بدیهی است سبب افزایش مقاومت ملی و یأس دو قدرت امریکا و انگلیس از توسل به راه حلی می شد که در 28 مرداد 32 ، به اجرا گذاشتند . و بالاخره، 3 - در جنبش های ملی ایرانی ، - همانطور که اسناد سفارت امریکا در باره راه و روش بازیافتن مهار ایران بعد از انقلاب اسلامی ایران گزارش می کنند - ، امید قدرتهای خارجی ، به خصوص به کردها ، نه مردم کرد که گروههای سیاسی کرد بوده است. دائم آلت فعل قدرت خارجی شدن ، آنهم بنام قومی که یکی از هفت قوم بانی ایران، دست کم از عصر ماد بدین سو، بوده است، می باید درس عبرت بزرگی برای گروههای سیاسی کرد که به قدرت خارجی متوسل می شوند، باشد .
* در سند 236 ( تلگراف 752 - 11/ 2553 . 888 ، یادداشت آچسن ، وزیر امور خارجه امریکا برای هری ترومن ، رئیس جمهوری ، واشنگتن ، هفتم نوامبر 1952 ، کاملاً سری ) ، از " تصمیمهای ضرور هرگاه بخواهیم در راستای حل اختلاف ایران پیش برویم "، سخن به میان است . آچسن به رئیس جمهوری پیشنهاد می کند :
" هرگاه اجرای برنامه نجات ایران نیازمند بدان باشد که شما از اختیاراتی استفاده کنید که بموجب قانون تولید دفاعی سال 1950 و اصلاحیه آن به شما داده شده است ... ، شما آماده خواهید بود آن اختیارات را بکار برید : الف - اجازه دهید که وامی تا مبلغ 100 میلیون دلار از سوی سازمان خرید مواد دفاعی ( DMPA ) ، در مقابل خریدهای آتی نفت و محصولات نفتی به ایران داده شود . ب - اجازه دهدید برطبق ماده 708 ( الف ) و ( ب ) ، برنامه داوطلبانه ای که به موجب آن، یک یا تعداد بیشتری شرکتهای امریکائی به تنهائی و یا با همکاری شرکت نفت انگلیس و ایران و در صورت امکان یک یا تعداد بیشتری از شرکتهای " عمده " نفتی امریکائی ، نفت و محصولات نفتی ایران را خریداری و به فروش برسانند .
من توصیه می نمایم شما تمایل خود را برای دست زدن به این کار و در صورت ضرورت، برای دست یابی به یک راه حل جهت مسئله ایران اعلام فرمائید .
در پیوست این سند، سه راه حل پیشنهاد شده اند : 1 - نخست آنکه به هیچ اقدامی دست نزنیم به امید اینکه ایرانیان به موازات بدتر شدن وضعیت داخلیشان سر براه تر خواهند شد . 2 - دوم اینکه از دولت کنونی ایران با دادن کمک بودجه ای ، به مقیاس گسترده ، حمایت نمائیم و 3 - سوم ، راه حلی برای مشکل نفت بیابیم و از آن راه وجوهی بدست آید که اقتصاد آنان را تقویت نماید .
برای مدت طولانی ما فکر می کرده ایم که راه اول با توجه به وضعیت خطرناک و ناپایدار داخلی آنها برای ما بسیار خطرناک خواهد بود . این همان سیاست دولت انگلیس بوده است و برای مدت بیست ماه گذشته با عدم موفقیت آن را دنبال نموده اند . گزینه دوم ، در بهترین شرائط تنها زمان و مهلت فراهم می سازد و بطور ضمنی مفهوم آن دست زدن به عملیاتی بدون وجود یک تاریخ بعنوان پایان است ... به علت اینکه گزینه سوم همواره ، به نظر ما، راه حل مناسبی می رسیده است ، ما کلیه تلاشهای خود را در جهت یافتن راه حلی برای مسئله ایران مصروف داشته ایم .
در همین " پیوست "، به رئیس جمهوری اطلاع می دهد : نیروهای مسلح اعلام داشته اند آنها آمادگی دارند مقادیر عمده ای بنزین هواپیما و سوخت جت و بنزین و روغن موتور و همین طور سوخت نفتی مخصوص نیروی دریائی از سوی ایران ، در دسترس آنان قرار گیرد . بنا بر این وام می تواند در فاصله چند سال واریز شود . اتخاذ تصمیم در باره این امر که دادن وام از نظر مصلحت حفظ و نجات ایران و اینکه از سرگیری و عرضه نفت از ایران به دفاع نظامی ما و هم پیمانان ما در پیمان دفاعی ناتو کمک می نماید، ضرور است. ( صفحات 777 تا 780 )
* سند شماره 237 ( لندن، 18 نوامبر 1952 ) گزارش وزارت خارجه انگلستان پیرامون " مسئله نفت ایران " است که گیفورد ، سفیر امریکا در لندن، برای وزارت امور خارجه امریکا فرستاده است . گزارش شامل راه حلی موافق دلخواه انگلستان است . این گزارش و بطور عمومی تر سیاست انگلستان و رویه ای که امریکا می باید اتخاذ کند، موضوع بحث در جلسه شورای امنیت ملی می شود :
* در سند شماره 238 ( کتابخانه ترومن - اسناد ترومن Psf.subject file ، یادداشت برای ریاست جمهوری در باره گفتگو در یکصد و بیست و پنجمین جلسه شورای امنیت ملی در تاریخ 19 نوامبر 1952 ، کاملاً سری ) ، در باب سیاستی که امریکا می باید در پیش بگیرد، آمده است :
- ... معاون وزارت دفاع ادامه داد : چنانچه نتایجی که از پی گیری سیاستی که مایل به جلب همکاری انگلیس می باشد ، عملاً ناموفق ماند ، لازم است که ایالات متحده موجبات جریان نفت ایران را بطور یک طرفه ، مجدداً ، فراهم کند و ایران را به صف ما باز آورد .
وی ، در نتیجه گیری ، ابراز امیدواری کرد که تدابیر غیر نظامی موفق به حل مسئله ایران بشود ولی افزود: چنانچه آنها کار ساز نباشد، وزارت دفاع هم اکنون به نتایج موقت و اولیه ای نیز در باره امکان عملی توسل به اقدامات نظامی که گزارش کنونی پیش بینی و در نظر گرفته، رسیده است.
- بروس ، معاون وزارت امور خارجه از آقای ایمرگلیک سئوالی در باره رویه و نگرش وزارت امور خارجه برای شروع مذاکراتی با شرکتهای عمده نفتی در مورد فراهم ساختن موجبات به جریان انداختن مجدد نفت ایران کرد . آقای ایمرگلیک پاسخ داد که در اصل با شروع چنین گفتگوهانی موافق است . ( صفحه 788 کتاب )
* سند 239 ، بهمان تاریخ، یادداشت سرربیر مجموعه و شامل ، از جمله، دو نکته در باره عملیات نظامی است :
- ژنرال لی یادداشتی را که به امضا و توصیه ژنرال برادلی رسیده بود، در شورای امنیت ملی توزیع کرد . در آن یادداشت ، از سوی ستاد مشترک توصیه شده بود که روی بند ب - 5 ، بایستی یک ستاره گذارده و یک پانوشت به شرح زیر آورده شود : " اگر به دلائل چشم گیر و فوق العاده مهم سیاسی لازم تشخیص داده شود که ایالات متحده نیروی نظامی در این ناحیه متمرکز کند، انجام این کار مستلزم آنست که بر مجموع نیروهای مسلح ایالات متحده به میزان قابل ملاحظه ای افزوده شود و یا از تعهدات نظامی ایالات متحده در سایر مناطق کاسته شود . "
- ستاد مشترک ارتش همچنین توجه نموده است که پیش نویس بیانیه مربوط به سیاست ایالات متحده ، ذکری از عهدنامه دوستی میان ایران و جمهوریهای اتحاد شوروی سوسیالیستی ، مورخ 21 فوریه 1921 ، نشده و توصیه کرد شورای امنیت ملی این جنبه مسئله را هنگام اقدام نسبت به مصوبه شماره 136 آن شورا نادیده نگیرد ( صفحه 791 کتاب )
انقلاب اسلامی : 1 - به ترتیبی که سند آشکار می کند، خطر کمونیسم را امریکا بدانحد جدی تلقی می کرده که آماده مداخله نظامی می شده است . اما ژنرال برادلی، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا، مشکلات بزرگ راه حل نظامی را به شورای امنیت ملی خاطر نشان می کند. در نتیجه، راه حلی که می ماند، عمل به پیشنهاد وزارت دفاع یعنی جدا کردن حساب امریکا از حساب انگلستان و اقدام به خرید نفت از حکومت مصدق است . سندی بعدی، این امر را روشن تر بیان می کنند .
2 - بنا بر ماده 6 قرارداد 1921 ، در صورت حمله نظامی به ایران ، روسیه حق پیدا می کرد نیرو وارد ایران کند:
" اگر دولت ثالثی بخواهد به واسطة مداخلات نظامی پلیتیک غاصبانه را در ایران اجرا و یا خاک ایران را پایگاه عملیات نظامی ضد روسیه قرار بدهد و به این طریق مخاطراتی متوجه حدود روسیه و دول متحدة آن بشود، در صورتی که دولت روسیه قبل از وقت به دولت ایران اخطار نماید و دولت ایران در رفع مخاطره مقتدر نباشد، آن وقت دولت روسیه حق خواهد داشت که قشون خود را به خاک ایران وارد کرده و برای دفاع از خود اقدامات نظامی بعمل آورد." ( سیاست خارجی ایران دردوران پهلوی ( 1357-1300) تألیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی نشر پیکان - ص 11) و همچنین خانم زهرا شجیعی در بارة علل اصلی پذیرفته شدن ماده 6 قرار داد از سوی ایران ، می نویسد : " به موجب قرار داد 26 ماده ای بین دولت ایران و شوروی مصوب 23 ﺁذر 1300 شمسی ، مجلس شورای ملی ، دولت شوروی در قبال پذیرش لغو کاپیتولاسیون و صرفنظر کردن از کلیه مطالبات خود از دولت ایران، حق ورود قوای مسلح شوروی را به ایران ، در صورت دخالت مسلحانه کشور ثالث به خاک ایران و تهدید مرزهای شوروی برای خود منظور داشت." ( نخبگان سیاسی ایران- ( از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی ) ، جلد سوم - تألیف زهرا شجیعی - ص 136 ) این قرارداد و قرار داد 5 مارس 1959 و قرادادهای سری منعقده میان رژیم شاه و امریکا را، بنی صدر، بهنگام سرپرستی وزارت امور خارجه، لغو کرد . در حقیقت، همان قرارداد به روسیه با امریکا بسته شد: به بهانه "خطرات و تهدیدهای نظامی روسیه شوروی"، " در ماه مارس 1959 بین امریکا و ایران یک قرار داد دفاعی دوجانبه بامضاء رسید. بموجب این قرار داد - که نظیر آن با ترکیه و پاکستان هم منعقد شد - امریکا ضمن افزایش کمکهای نظامی به ایران متعهد شد که در صورت یک تجاوز خارجی از استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع کند." ( زهرا شجیعی همانجا - ص 299 تا 301 - جنگ قدرتها در ایران - اثر باری رو بین - ترجمه محمود مشرقی - ص 91)
ما در اینجا سند لغو قراردادها را در می آوریم :

لغو قراردادهائی که ایران را در موقعیت زیر سلطه و تابع دو ابر قدرت نگاه می داشتند :

* بسمه تعالی
دولت موقت جمهوری اسلامی ایران
نخست وزیر
شماره 59 346 - 16 / 8/
58 شورای محترم انقلاب اسلامی
موضوع : لایحه قانون مربوط به اجرای موافقتنامه همکاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا
لایحه قانونی لغو قانون مربوط به اجرای موافقت نامه همکاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا که در جلسه ای مورخ 12 / 8 / 58 به تائید هیئت وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی ایران رسیده است، برای تصویب شورای انقلاب اسلامی به پیوست ارسال میگردد./ ب
از طرف نخست وزیر باتفاق آراء تصویب شد
وزیر اقتصاد و دارائی و سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ابوالحسن بنی صدر
19 آبانماه 58
* لایحه قانونی لغو قانون مربوط به اجرای موافقتنامه همکاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا
ماده واحده:
قانون مربوط به اجرای موافقت نامه همکاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا مورخ 14 اسفند 1337 ( 5 مارس 1959 ) لغو و به دولت اجازه داده می شود که مراتب فسخ که مطابق ماده 6 موافقت نامه به دولت آمریکا اعلام نماید./ ب
از طرف نخست وزیر - وزیر امور خارجه
* شماره: 59344 - تاریخ 15 / 8 / 58
شورای محترم انقلاب اسلامی ایران
موضوع: لایحه قانونی فسخ فصول پنجم و ششم عهد نامه مودت مابین ایران و روسیه که در جلسه ی مورخ 12 / 8 / 58 به تائید هیات وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی ایران رسیده است برای تصویب شورای انقلاب اسلامی به پیوست ارسال می گردد./ب
از طرف نخست وزیر باتفاق آراء تصویب شد
وزیر اقتصاد و دارائی و سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ابوالحسن بنی صدر
19 آبان ماه 1358
* لایحه قانونی فسخ فصول پنجم و ششم عهدنامه مودت مابین ایران و روسیه ماده واحده :
فصول پنجم و ششم عهدنامه مودت مابین ایران و روسیه منعقد در مسکو مورخ هشتم حوت 1299 هجری مطابق با 26 فوریه 1921 میلادی فسخ و به دولت اجازه داده می شود که بلاموضوع بودن و فسخ فصول فوق الذکر عهدنامه را اعلام دارد. / ب
از طرف نخست وزیر - وزیر امور خارجه
( نقل از انقلاب اسلامی 20 ﺁبانماه 1358 )
بنی صدر در سر مقاله روز یکشنبه 20 آبان ماه 1358 بنام "رمز استقلال" نوشت:
" شورای انقلاب اسلامی ایران در جلسة دیشب خود به اتفاق آراء موافقتنامه همکاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا مورخ 5 مارس 1959 و فصول پنج و ششم عهدنامه مودت مابین ایران و روسیه مورخ 26 فوریه 1921 را لغو نمود. با این اقدام تاریخی شورای انقلاب اسلامی به یک سیاست 170 ساله پایان می بخشد، سیاستی که عصاره آن توسل به دیگران و با پذیرش تحمیل آنان به بهانه حفظ استقلال و تعادل قوا در ایران بود و در واقع هیچ گاه به سود ایران به کار نرفت و همواره وسیله ای برای تجاوز و اعمال نفوذ دیگران در امور ایران بود.
فصول پنجم و ششم قرار داد 1921 با اتحاد جماهیر شوروی آخرین نشانه های قرار داد های استعماری بودند که روسیه تزاری به ایران تحمیل کرده و به موجب آن دولت شوروی حق این را یافت که در صورت تهدید نیروی ثالثی به ایران نیرو وارد کند. درست به موجب و بهانه این فصول بود که در سال 1320 شوروی همراه با دو متفق دیگر خویش خاک ما را اشغال نمود. و قرار داد 1959 با آمریکا ، قرار دادی بود که در آن سالها به نام قرار داد امنیت مشترک، امریکا به اکثر کشورهای در حیطه نفوذ خود تحمیل نمود و در صورت ظاهر امریکا را متحدی می شناخت که در صورت تجاوز به خاک ایران از آن دفاع می کند و درواقع نظام و سیاست ایران را در بست در اختیار این بزرگترین سلطه جوی تاریخ می گذارد. سیاستمداران اجیر و کهنه کار ایران که خود اتکایی به مردم نداشتند و امیدی به امکان توانایی مردم به دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی خویش نمی بستند، در طول تاریخ دو قرن اخیرایران مبنا را براین گذارده بودند که برای جلوگیری از نفوذ قدرتی در کشور، باید به رقیب او متوسل گشت و توسل به رقیب اجباراً به جای آن که حفاظی برای کشور به وجود آورد، موجب افزایش فشار اولی و تسلیم و رضای این سیاستمداران در دادن امتیازات و حقوق به وی و ایجاد تعادل با دادن امتیاز مشابهی به رقیب او می شد . این رویه به تدریج دایره تعادل را تنگ تر می نمود و چیزی از استقلال و حاکمیت کشور باقی نمی گذاشت. بودند دولت مردانی چون مدرس و مصدق که متوجه خطرات این نوع بازی سیاسی می شدند و شعار موازنه منفی را می دادند . اینان بجای ایجاد تعادل با پاسخ مثبت گفتن به هر تمنای زشت ابر قدرتها، ایستادگی و مقاومت در برابر آنها را انتخاب می نمودند . با وجود این، هرگز ایران موفق نگشته بود رسماً خود را از قید و بند همة قرار دادهای استعماری نجات دهد.
و بالاخره، با تصمیم تاریخی دیشب می توان گفت که ایران توانست آثار ناشی از شکست اولین جنگهای ایران و روس را که به دنبال خود یک سلسله دیگر شکست ها از انگلیس و استقرار سلطه او سپس سلطه ایالات متحده امریکا را داشت از بین ببرد."
* سند شماره 240 ( پرونده شماره NSC - s/s ، بخش 63 ، د 351 " شورای امنیت ملی 136 " ، بیانیه سیاست ایالات متحده و پیشنهاد از سوی شورای امنیت ملی ، وضعیت کنونی در ایران ، واشنگتن ، بیستم نوامبر 1952 بکلی سری ( شورای امنیت ملی 1 / 136 ) ، سیاستی را که حکومت ترومن اتخاذ کرده بود، تشریح می کند :
1 - برای ایالات متحده دارای اهمیت خطیر و سرنوشت سازی است که ایران به شکل یک کشور مستقل و دارای حاکمیت باقی بماند و تحت تسلط اتحاد شوروی قرار نگیرد . به مناسبت موقعیت کلیدی استراتژیکی ، به جهت منابع نفتی و به لحاظ آسیب پذیری آن در قبال مداخله و یا حمله نیروهای مسلح اتحاد شوروی و شکنندگی آن در قبال براندازی سیاسی ، ایران بایستی به عنوان یکی از هدفهای توسعه طلبی اتحاد شوروی تلقی شود ...
2 - گرایشها و روندهای کنونی در ایران برای حفظ کنترل آن کشور از سوی یک رژیم غیر کمونیستی برای یک مدت طولانی ناخوشایند است . با خارج ساختن ابتکار سیاسی از کف شاه، مالکان ارضی و سایر صاحبان قدرت سنتی ، سیاست کاران جبهه ملی که اینک بر سر قدرت هستند ، حد اقل بطور موقت هر راه و گزینه دیگری در مقابل حکومت خود را، جز حزب کمونیست ، از میان برداشته اند . به هر حال، توانائی و لیاقت جبهه ملی برای کنترل وضعیت کنونی ، برای مدت غیر مشخص، مورد تردید است ... ناتوانی ملیون از بکار انداختن فعالیت صنعت نفت موجب ته کشیدن ذخائر مالی دولت و توسل دولت به استفاده از روش کسر بودجه برای پرداخت هزینه های جاری شده است و احتمال دارد موجب پیدایش آشفتگی شتابنده در وضعیت مجموع اقتصاد کشور بگردد . 3 - اینک برآورد می شود که نیروهای کمونیستی احتمالاً نخواهند توانست زمام امور دولت ایران را در طول سال 1953 ، بدست گیرند. معل الوصف، در وضعیت کنونی ایران ، اجزاء و عناصر مهمی برای ایجاد عدم ثبات حضور دارند . بنا بر این ، هر روش سیاسی ایالات متحده ، در قبال ایران، می بایستی این خطر را در نظر بگیرد که کمونیستها ممکن است بتوانند ... زمام امور کشور را بدست بگیرند .
روشن است که انگلستان دیگر دارای ظرفیتی که به تنهائی ثبات منطقه را تأمین کند، نمی باشد . اگر روند کنونی ، بدون ممیزی ادامه یابد، ایران ممکن است بطور قطع ، از کف جهان آزاد بدر رود ... با توجه به وضعیت کنونی ، ایالات متحده بایستی سیاستهای ذیل را برگزیده و آن را پی گیری کند :
الف - به تلاش خویشتن برای این که به هر ترتیب که عملی باشد اختلاف ناشی از موضوع نفت به شیوه عادلانه حل شود، ادامه دهد .
ب - آماده باشد تدابیر ضرور در دادن کمک به ایران ، برای شروع فعالیت صنعت نفت آن کشور و در بدست آوردن بازارهائی برای نفت آن کشور، اتخاذ نماید تا ایران از درآمدهای سرشار خود بهره مند شود .
ج - آماده باشد تا کمک بودجه ای فوری از سوی ایالات متحده به ایران بنماید . تا زمانی که از سرگیری فعالیت صنعت نفت آن کشور و بدست آوردن بازارهای نفتی، دادن این کمک برای متوقف ساختن روند نارسائی ها و وخامت شدید در وضعیت مالی و سیاسی در ایران، ضرورت دارد .
در انجام بندهای الف و ب و ج ، ایالات متحده باید :
1 - با دولت انگلیس مشاوره کامل انجام دهد .
2 - از فدا نمودن و گذشت غیر لازم از منافع مشروع انگلستان و یا آسیب رساندن غیر ضرور به روابط ایالات متحده با این کشور اجتناب نماید .
3 - اجازه ندهد که انگلیس اقداماتی را که به نظر ایالات متحده برای تحقق هدفهای سیاسی بالا بیان شده است، وتو نموده و از انجام آن جلوگیری کند .
4 - آماده باشد که از اختیارات ریاست جمهوری برای تصویب توافقهای داوطلبانه و برنامه ها بر اساس ماده 708 ( تبصره های الف و ب ) قانون تولید دفاعی مصوب سال 1950 و اصلاحیه آن را مورد استفاده قرار دهد .
د - توان احساسات ناسیونالیستی ایرانیان را بشناسد . سعی کند آن را به مسیرهای سازنده هدایت نماید و آماده باشد که برای این کار ، از هر فرصتی استفاده نماید و مطلوبیت توانمندی و اراده مردم ایران برای مقاومت و پایداری در مقابل فشار کمونیسم را همواره در نظر داشته باشد .
...
5 - در صورتی که تلاش برای تسلط و یا تسلط عملی کمونیستها بر یک و یا تعداد بیشتری از استانهای ایران و یا برتهران ، ایالات متحده ایران بایستی از یک دولت غیر کمونیست ایرانی پشتیبانی نماید و بعلاوه ، در پشتیبانی نظامی از آن دولت، چنانچه ضرور و مفید باشد، مشارکت کند .
...
6 - در صورتی که یک دولت کمونیستی بتواند تسلط کامل بر ایران را آنقدر سریع انجام دهد که هیچ دولت غیر کمونیستی در ایران باقی نماند که در خواست کمک کند، موضع ایالات متحده می بایستی با توجه به موقعیت موجود در آن هنگام تعیین و اتخاذ شود ...
7 - در صورت حمله از سوی نیروهای مسلح و سازمان یافته شوروی به ایران ، ایالات متحده با حزم و احتیاط می بایستی بر اساس این فرض که جنگ جهانی احتمالاً در شرف وقوع است حرکت نماید . بنا بر این ، ایالات متحده می بایستی بلافاصله : الف - با توجه به اوضاع و احوال موجود در آن زمان تصمیم بگیرد و سعی نماید جنگ را به صورت یک رویداد محلی محدود نماید ...
(3 ) - تحصیل اختیار و مجوز از سازمان ملل متحد برای کشورهای عضو جهت مبادرت به اقدام مناسب و دادن کمک به ایران بنام سازمان ملل متحد ( صفحات 796 - 792 ) انقلاب اسلامی : بدین قرار، در بیستم نوامبر 1952، حکومت امریکا سیاستی را اتخاذ کرده که گزارشگر پیروزی سیاست مصدق بوده است . در این تاریخ، آیزنهاور به ریاست جمهوری امریکا انتخاب شده و او از 20 ژانویه 1953 ، مقام خویش را تصدی می کرده است . پرسش اساسی که می باید در سندهای بعدی برایش پاسخ بجوئیم، اینست :
علت به عمل در نیامدن این سیاست و تغییر آن به سیاست همکاری با انگلستان و تدارک کودتا ، در ایران و از سوی " ایرانیان " ساخته شده و یا حاصل به ریاست جمهوری رسیدن نامزد حزب جمهوریخواه امریکا بوده است


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر