انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٨ از ٩ تا ٢٤ اردیبهشت
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

اشرف پهلوی به اتفاق اسدالله رشیدیان از کودتاچیان

بمناسبت 14 و 29 اسفند - 5

سیاست مصدق موفق بود و امریکا آماده شده بود مستقل از انگلستان عمل کند اما ....

◄ اثر آگاهی از اختلاف داخلی و مراجعه به قدرت خارجی برای رسیدن به قدرت ، برتغییر محتوای پیشنهاد مشترک امریکا و انگلستان :

* بنا بر سند شماره 199 ، تلگراف 1352 - 8/10 . 888 ، از سوی قائم مقام وزیر امور خارجه به سفارت در لندن ، واشنگتن ، 13 اوت 1952 ، 05: 11 صبح ، کاملاً سری ، حکومت چرچیل به حکومت امریکا پیشنهاد می کند :
" یادداشت با تحلیل پیام ایدن به آقای آچسن مورخ 9 اوت 1952 ، بند 3 و 4 یادداشت موضع مصدق و درجه تأثیر وی را به عنوان یک مانع اساسی در قبال کمونیسم و امکان باقی ماندن وی بر سر قدرت را مورد توجه قرار می دهد . آنها نتیجه گیری می نمایند که وی یک نهال و مانع ضعیفی در مقابل کمونیسم بوده و ادامه بقای او بر سر قدرت ، در مقابل اقدام احتمالی ارتش ، اینک بیشتر از آنچه که در زمان سقوط قوام فکر می کردیم ، مورد شک و تردید است و به این علت و با این تصور که ماهیچ دولت بهتری برای انجام معامله نخواهیم یافت ، نمی بایستی در دادن یاری به مصدق شتاب زده عمل کنیم " .
ارزیابی حکومت امریکا نسبت به این ارزیابی اینست : " ... همچنان باورداریم که مجموع وضعیت کنونی در ایران ، اینک، آشفته ترو بی ثبات تراز ایام پس از سقوط قوام می باشد . به علاوه ما عقیده داریم که هر نوع تغییری که ممکن است از طریق کودتا یا ترتیب دیگری روی دهد، منجر به پیدایش دولتی نمی شود که بتواند پیشنهادهای سخت تر و شدید تر ، شبیه آنچه که در یادداشت انگلیسی ها به تاریخ 9 اوت گنجانده شده بود را بپذیرد . " ( صفحه 674 )
* نتیجه این می شود که به جای پذیرفتن پیشنهادهای مصدق، نخست پیشنهاد می شود : ( سند شماره 200 ، تلگراف 1452 - 8/2553 .888 ، از سوی بروس، قائم مقام وزیر امور خارجه به سفارت در لندن ، واشنگتن ، 14 اوت 1952 ، 32: 5 بعد از ظهر ) " نظر وزارت امور خارجه اینست که پیشنهاد گفتگوی غیر رسمی میان نمایندگان دولت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس ارزشمند است و خوشوقت می شویم هرگاه دکتر مصدق این پیشنهاد را بپذیرد " ( صفحه 678 ). و سپس ، حکومتهای چرچیل و ترومن مشغول مشاورات با یکدیگر می شوند و پیشنهاد مشترکی را به ایران تسلیم می کنند :

* برابر سند 201 ( تلگراف 1552 - 8/2553 . 888 ، یادداشت بایرود ، معاون وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه و افریقا برای قائم مقام وزیر امور خارجه ، واشنگتن ، 15 اوت 1952 ، بکلی سری ) ، مصدق ، " نخست وزیر ایران، پیشنهادهای زیرین را ارائه نمود :
1 - دو دولت از دیوان بین المللی دادگستری درخواست می نمایند که موضوع غرامت را حل و فصل کند ... اما در هر صورت به دیوان دادرسی بین المللی اجازه داده نخواهد شد که در باره اعتبار امتیاز نفت 1933 یا قانون ملی شدن نفت ایران قضاوت کند . این مباحث باید به عنوان مسائلی مختومه تلقی گردد و قبلاً نسبت بدان قضاوت صورت گرفته است.
2 - دولت بریتانیا باید به فوریت درباره امکان قراردادن پول در دسترس دولت ایران تحقیق و بررسی نماید.
3 - شرکت نفت ایران و انگلیس باید بلافاصله با کمیسیون فروش نفت ایران، در مورد خرید نفت تماس بگیرد .
به طور کلی از همه لحن پیام روشن بود که میدلتون بسیار دلگرم و امیدوار بود که پیشنهاد مصدق پذیرفته شود. اگر چه من بخاطر نمی آورم که توصیه مشخصی نموده باشد . " ( صفحات 679 و 680 ) انقلاب اسلامی : تا اینجا، بنا بر گزارش معاون به قائم مقام وزارت خارجه امریکا ، میدلتون کاردار انگلستان در ایران نیز دلگرم و امیدوار بوده است پیشنهاد مصدق پذیرفته شود . امریکا نیز به انگلیس توصیه می کند پیشنهادهای مصدق را با گشاده نظری و روحیه مسالمت جویانه بررسی کند. حتی لحن تهدید آمیز نیز بکار می برد . اما
* سند 202، تلگراف 1852 - 8/2553 . 888 ، از سوی بروس، قائم مقام وزیر امور خارجه به سفارت در لندن ، واشنگتن، 18 اوت 1952، 47: 7 بعد از ظهر ، سری : پیام ترومن به چرچیل :
" در مورد مسائل گسترده تر، من امیدوارم که شما بتوانید آخرین پیشنهادهای مصدق را با گشاده نظری و روحیه مسالمت جویانه بررسی و آن را دنبال کنید . گزارشهای ما این فکر را در من ایجاد کرده که هیچ شانسی وجود ندارد که این دولت یا هر دولت دیگری در ایران بتواند پیشنهاد بهتری به شما ارائه کند و خطری که بر اثر از دست دادن این فرصت وجود دارد، بسیار بزرگ تر از آنست که بتوان آن را نادیده گرفت . بن نظر من زمان دارد از دست ما می رود .
...
چنانچه ایران به زیر سلطه کمونیستها درآید ، برای هیچیک از کمترین موجبی برای احساس رضایت از این لحاظ که تا آخرین لحظه از موضع حقوقی مان دفاع کردیم، وجود نخواهد داشت . عواقب استراتژیکی از دست رفتن ایران برای غرب و امکان اینکه به تدریج بخش بزرگی از خاورمیانه و منافع نفتی آن به دست شوروی بیفتد، روشن تر از آنست که بیان شود . بدون شک، بروز چنین فاجعه ای برای جهان آزاد، چنان فشار ئ آسیب فراوانی به روابط عمومی بریتانیا و امریکا تحمیل خواهد کرد که حتی تفکر در باره آن نیز مطبوع نیست " ( صفحات 682 و 683 ).

* چرچیل به ترومن اصرار می ورزد ، با تفاق، پیشنهادی را تسلیم ایران کنند. در این پیشنهاد، به جای بند یک پیشنهاد مصدق، بندی اولی قرار می گیرد که به انگلستان امکان می دهد بابت بهره برداری نکردن تا پایان مدت قراردادی که از راه کودتای رضا خانی به ایران تحمیل شده است، از ایران غرامت مطالبه کند : ( سند 203 ، تلگراف 2252 - 8/2553 .888 ، از سوی بروس، قائم مقام وزیر امور خارجه به سفارت در تهران ، واشنگتن ، 22 اوت 1952 ، 01: 5 بعد از ظهر ، بکلی سری ) پیام چرچیل به ترومن رئیس جمهوری امریکا :
" 1 - موضوع غرامتی که در نتیجه ملی نمودن کسب و کار بازرگانی شرکت نفت ایران و انگلیس در ایران و پایان دادن به امتیازنامه 1933 ، بایستی پرداخت شود ، با توجه به کلیه دعاوی و دعاوی متقابل مربوط بدان، به دیوان دادرسی بین المللی واگذار شود ... من فکر نمی کنم برای ما اشکالی در قبول ملی کردن ، به عنوان یک واقعیت، وجود داشته باشد . ولی، در هر صورت، شرائط و چارچوب کلی مذاکره نباید همانطور که شما گفتید ، مانع شود که ما از ادعای معتبر بودن امتیاز سال 1933 و مطالبه غرامت برای الغای یکجانبه آن صرف نظر کنیم . " ( صفحات 684 و 685 )
برابر سند شماره 204 ، مورخ 21 اوت 1952، ترومن از چرچیل می خواهد : در ماده یک، " از تصریح پایان دادن به قرارداد امتیاز 1993 " اجتناب کند و به جای آن، جمله " لا توجه به وضعیت حقوقی طرفین که در هنگام ملی شدن وجود داشته است " را قرار دهد ( صفحه 687 ) . بهررو، سرانجام پیش نویس پیشنهاد دو دولت به ایران ، تهیه می شود ( سند 205 ، مورخ 22 اوت 1952 ، صفحه 691 ) . در 25 اوت ، مصدق هندرسن را نزد خود می خواند :

* سند شماره 208 تلگراف 2552 - 8/2553. 888 ، از سوی هندرسن ، سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، تهران ، 25 اوت 1952 ، 2 بعد از ظهر ، بکلی سری ، فوری، پس از دریافت، بلافاصله ملاحظه شود . " 1 - من امروز، به درخواست مصدق ، با وی دیدار کردم ... 2 - مشارالیه به من گفت از آنجائی که وضعیت به سرعت روی به خرابی و از هم پاشیدگی می رود ... چنانچه کمک مالی فوراً در دسترس وی گذاشته نشود، وی ناچار است دست به تدابیر شدیدی بزند . از جمله این تدابیر، تقلیل دهها هزار نفر از کارمندان کشوری، کاهش عمده در تعداد نفرات نیروهای مسلح و غیره می باشد .
... وی شنیده است که در برخی محافل صاحب نفوذ انگلیسی اظهار شده است که زمان کافی برای حل مسائل ایران وجود دارد . ایران می تواند ماهها بدون هیچگونه کمک مالی از هر نوع، به وضعیت موجود ادامه دهد . و هرکس که اصرار ورزد اختلاف ایران و انگلیس می بایستی سریعاً حل و فصل شود ، به سادگی، با ایران و مسائل آن آشنا نیست . وی اطمینان داشت و متقاعد شده بود انگلیسیها که روش تأنی و تفنن را توصیه می کنند، در واقع امیدوار و مشغول تهیه مقدمات نوعی کودتا و از جمله برانگیختن برخی از ایلات و قبائل و طغیان توده ایها که احتمال داشت کشور را آشفته سازند ، هستند تا بدین وسیله موجبات سقوط دولت کنونی را فراهم سازند . حتی ممکن است نتیجه نهائی آن تجزیه ایران باشد . بنا بر این قصد وی این بود که هرگاه تا تاریخ 27 اوت پاسخی از دولت انگلیس دریافت ننمود که موجبات تغییر در جو کنونی و امید به گشایشی در شرائط اقتصادی کشور را فراهم آورد، یادداشتی به دولت انگلیس ارسال و روابط دو کشور را قطع نماید .
...
6 - بر اسا س تجربه با مصدق، من مایلم باور کنم او واقعاً در انجام دادن آنچه به من گفت جدی است ..." (صفحات 699 تا 701 )
انقلاب اسلامی : بدین قرار ، در این تاریخ، مصدق آگاه بوده است که ایرانی نماهائی به انگلستان القاء می کرده اند با مصدق توافق نکنند تا حکومت او را ساقط کنند. حل مسئله نفت را به بعد از سقوط حکومت مصدق باید گذاشت . بنا بر این، خود را در موقعیتی می دیده است که انگلستان را از ابزار کودتا محروم کند. قطع رابطه با انگلستان و تصفیه ارتش و جدا کردن حل و فصل مسائل فی مابین با روسیه از مسئله حزب توده ، در پرتو این اسناد، روشنی خود را بدست می آورند . وقوع کودتا ، درست یک سال بعد از این تاریخ، گویای این واقعیت است که تدابیر متخذ، کافی نبوده اند . اختلاف در درون جبهه ملی و نقش حزب توده ، از جمله عواملی بوده اند که مانع از کامیابی تدابیر مصدق شده اند . امیدواریم تاریخی که به استناد این اسناد ، در اختیار قرار می دهیم، دلایل ناکامی مصدق را دقیق در اختیار بگذارند .

◄ سرانجام پیشنهاد مشترک تهیه و از سوی هندرسون و میدلتون تسلیم مصدق می شود : (سند شماره 210 ، تلگراف 2552 - 8/2553. 888 ، از سوی بروس، قائم مقام وزیر امور خارجه به سفارت در تهران ، واشنگتن ، 25 اوت 1952 ، 54/ 10 بعد از ظهر ، بکلی سری - فوری ، پس از دریافت، فوری ملاحظه شود ) ...
1 - موضوع تعیین میزان غرامتی که باید به مناسبت ملی شدن کسب و کار شرکت نفت ایران و انگلیس در ایران به آن مؤسسه پرداخت شود، با توجه به وضعیت حقوقی طرفین که بلافاصله قبل از ملی شدن وجود داشته است و با رعایت کلیه دعاوی و دعاوی متقابل هر دو طرف به دیوان دادرسی بین المللی واگذار خواهد شد .
این پیام 6 بند دیگر نیز دارد که در آنها ، از نمایندگان " مناسبی " که دو طرف برای گفتگو باید برگزینند ( بند 2 ) و کمک 10 میلیون دلاری بلاعوض امریکا ( بند 3 ) مشروط به قبول پیشنهاد از سوی مصدق و تخفیف در محاصره اقتصادی که انگلستان برقرار کرده بود ( بند4 ) و توقف تبلیغات ضد انگلیسی و ضد امریکائی ( بندهای 5 و 6 ) و آنچه میدلتون ، کاردار سفارت انگلستان بطور شفاهی می باید به نخست وزیر ایران بگوید ( بند 7 ) ، سخن بمیان بوده است . ( صفحات 704 و 705 )
* واکنش مصدق ، واکنش کسی است که از کرامت و شئون ملتی نمایندگی می کند ( سند شماره 211 ، تلگراف شماره 2752- 8/2553 . 888 ، از سوی هندرسن سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، واشنگتن ، 27 اوت 1952 ، 7 بعد از ظهر ، بکلی سری - فوری ( بلافاصله ملاحظه شود ) " 1 - نخست وزیر در ساعت 10 امروز ما را پذیرفت ...
2 - عمیقاً متأسفم که گزارش کنم واکنش او نسبت به پیام مشترک نه تنها منفی بلکه تا اندازه ای هم خصمانه بود . او طی مذاکره با ما ، به صراحت اظهار داشت هرگاه این پیام را دریافت کند ، ناچار است آن را فوراً آشکار و منتشر کند و انتشار آن تا حدود زیادی به روابط ایران با ایالات متحده و بریتانیا صدمه می زند . بنا بر این، ما پیشنهاد کردیم تسلیم پیام را به او به تعویق بیاندازیم تا نظریاتش را به دولتهایمان گزارش کنیم و منتظر رهنمودهای جدید باشیم ...
...
4 - نخست وزیر چندین بار پیام را مطالعه نمود و سپس آن را روی تختخواب گذاشت و گفت : آن را بلافاصله به هیأت دولت و مجلس و سنا ارائه خواهد کرد و سپس به ما پاسخ می دهد ... مصدق پرسید : چرا امریکا 10 میلیون دلار به ایران می دهد ؟ و آیا همراه این پرداخت شرطی نیز وجود دارد؟ آیا این پرداخت بدون قید و شرط است ؟ هندرسن پاسخ داد: با توجه به مفاد پیشنهاد، بنظر می رسد شرطی وجود دارد و آن پذیرش دو بند اول است ... نخست وزیر بیان نیشداری به این مفهوم کلی نمود : بسیار بد است که امریکا به این پیشنهاد پیوسته است . دولت امریکا می توانست با خودداری از دادن پیشنهاد 10 میلیون دلاری ، خود را از احساس تأسف و دلسردی بسیار نجات و برکنار نگهدارد .
5 - نخست وزیر به نخستین پاراگراف پیشنهادی اشاره و انتقاد تلخ و طولانی را آغاز کرد . لحن عمومی آن عبارت از این بود که اهداف این پاراگراف علامت و معرف یک دام و تله شرورانه این بود که به منظور تحمیل مجدد قرارداد 1933 بر ایران و به منظور متزلزل ساختن قوانین ملی شدن است ...
6 - نخست وزیر اظهار کرد : ... اگر وی این بند از پیشنهاد را بپذیرد، اعتبار موافقتنامه 1933 را پذیرفته است و این عمل عمل موجب ایجاد شک و تردید نسبت به مشروعیت و اعتبار قانون ملی شدن میشود ... من نمی توانم با هیچ پیشنهادی که به شرکت نفت حق بدهد هرنوع ادعائی که مایل است مطرح نماید، موافقت نمایم.
8 - ... وی ابراز تأسف کرد که دولتهای امریکا و انگلستان مایل به درک و تشخیص وخامت وضعیت نیستند . دولت انگلیس به نظر می رسد که عقیده دارد خطر کمونیسم چندان قریب الوقوع و نزدیک نمی باشد . اگر انگلستان آنچه را که حقاً به ایران مدیون است نپردازد ، در نزد خداوند و جهان مسئول هر فاجعه ایست که ممکن است برای کشورش روی دهد ...وی خواستار هدیه 10 میلیون دلاری ایالات متحده یا هر نوع کمک دیگری نیست .
9 - هندرسن پرسید : آیا نخست وزیر جداً از وی می خواهد به دولت خود گزارش کند که مشار الیه خواستار هیچ نوع کمک اقتصادی یا غیر آن از ایالات متحده نیست ؟ نخست وزیر پاسخ مثبت داد . وی گفت: ایران دور جهان ، با کاسه گدائی به دست، راه نیفتاده است . هندرسن اظهار کرد: به نظر دولت امریکا دادن کمک به ایران ، انجام یک اقدام خیریه نیست . نخست وزیر به تندی پاسخ داد : پیشنهاد مبلغ ناچیز 10 میلیون دلار از سوی دولت امریکا ، در وضعیت کنونی، مزه و نشانه ای از خیریه دارد ... مصدق تکرار کرد: ایران خواستار هیچ هدیه و کمک مالی که حقی بدان نداشته باشد ، نیست . وی اصرار ورزید آنچه می خواهد همان 50 میلیون لیره مذکور در ترازنامه شرکت نفت ایران و انگلیس است ...
12 - ... بنا بر این، نخست وزیر پیشنهاد نمود فردا یا 30 اوت ، یادداشت جدیدی برای دولت انگلیس بفرستد . اشاره ضمنی می کرد به این که مایل است یک روز یا دو روز بعد، روابط سیاسی با انگلستان را قطع کند ... اگر وی پول ( 50 میلیون لیره ) را دریافت نکند، یادداشت دیگری می نویسد و در اکتبر آینده ، به سازمان ملل متحد می رود تا همه تاریخچه را در آنجا بیان کند . " ( صفحات 706 تا 712 ) انقلاب اسلامی : مصدق سفیر امریکا و کاردار انگلستان را به خطر کمونیسم تهدید می کرده است. اما آیا اطلاع می داشته است که بنا بر خاطرات ایدن که : " به روسها گفته است بدون نفت حیات غرب غیر ممکن است و اگر از روسیه عملی در جهت مخالف غرب سرزند، انگلستان وارد جنگ خواهد شد." و به نوشته ایدن ،" روسیه این اخطار را جدی گرفت" و "وقتی اختلالات رخ نمودند، حرکاتشان آشکارا محتاطانه بود" ( خاطرات آنتونی ایدن ( The MermoirS of Sir Anthony Eden Full Circle - صفحه 358 )،
* برابر سند 212 ( 28 اوت 1952 ) ترومن از چرچیل می خواهد بند 1 را تغییر دهد. (صفحه 714 ) . بنا بر سند 213 ، متن جدید برای سفیر امریکا در تهران فرستاده می شود اما به او تعلیم داده می شود در صورت موافقت انگلستان ، متن جدید و الا متنی که میدلتون ، کاردار سفارت انگلستان در تهران، به مصدق تسلیم می کند، می باید تسلیم شود : ( سند 213 ، تلگراف 2852 - 8/2553 . 888 ، از سوی بروس ، قائم مقام وزیر امور خارجه به سفارت در تهران ، واشنگتن ، 28 اوت 1952 ، 37 : 7 بعد از ظهر ، بکلی سری - فوری ، پس از دریافت ، بلافاصله ملاحظه شود ) :
" ... متن به گونه زیر خواهد بود :
" موضوع تعیین غرامتی که به مناسبت ملی کردن شرکت نفت ایران و انگلیس در ایران ، بایستی پرداخت شود ، به دیوان دادرسی بین المللی واگذار خواهد شد . اعتبار قانون ملی شدن از سوی هیچ یک از طرفین مطرح و مورد سئوال و بحث واقع نخواهد شد . دیوان در اتخاذ تصمیم نسبت به موضوع غرامت ، دعاوی و دعاوی متقابل و مربوط طرفین را در نظر خواهد گرفت . چنانچه به نظر برسد که طرفین در تهیه دعاوی و دعاوی متقابل خود نظرات متفاوتی نسبت به وضعیت حقوقی موجود در ایران ، بلافاصله قبل از ملی شدن دارند، دیوان در اتخاذ نظر خود در باره اینکه چه وضعیتی وجود داشته است ، آزاد خواهد بود . " "(صفحات 715 و 716 )
* در 29 اوت، هندرسن به وزارت خارجه امریکا گزارش می کند که به میدلتون دستور داده شده است همان متن پیشین را تسلیم مصدق کند . بنا بر این، او نیز همان متن پیشین را تسلیم کرده است.

* بنا بر سند 214 ، مورخ 30 اوت 1952، واکنش مصدق چنین بوده است : " اگر پیام همان پیام 27 اوت است، وی باید با کمال صداقت بگوید دارای اثر زیان باری است " . او خطاب به هندرسن میگوید : " ایرانیان الاغ نیستند و با تظاهر و ادعاهای دوستی نمایشی و حرفه ای فریب نمی خورند " . (صفحه 719 )
◄ علاء وارد صحنه می شود و نوبتی دیگر، کودتا بر ضد مصدق به هندرسن پیشنهاد می شود : ( سند شماره 215 ، تلگراف 2052 - 9/2553 . 888 ، از سوی هندرسن، سفیر در تهران به وزارت امور خارجه، تهران، 20 سپتامبر 1952 ، 2 بعد از ظهر ، بکلی سری) " 1 - سفارت میداند که مصدق مشغول تنظیم پاسخ رسمی به پیام مشترک امریکا و انگلستان در باره نفت است ...
2 - علاء در 18 سپتامبر، به من گفت که به نظر وی مصدق بالاخره راضی و ترغیب شده بود که مصلحت نیست در پاسخ خود ، قطع رابطه احتمالی با انگلستان را بگنجاند . ولی مصدق اصرار می ورزد که که بهر حال، پاسخ باید مشتمل بر این نکته نیز باشد ...
3 - بیات ، نایب رئیس مجلس سنا و عضو کمیسیون مختلط نفت ، بعد از ظهر 19 سپتامبر، ضمن تماس تلفنی، به من اظهار داشت ... مصدق ممکن است مایل به مذاکره در باره 50 میلیون لیره باشد ولی احتمالاً نمی تواند فورمولی را بپذیرد که به شرکت نفت ایران و انگلیس حق دهد تا دعاوی بزرگی را بر اساس از دست دادن منافع آتی احتمالی خود به دیوان دادرسی بین المللی تسلیم کند...
من با بیات موافقم که احتمال نمی رود با توجه به افکار عمومی به هیجان آمده، مصدق به شرکت نفت چنان امتیازاتی را داده و به آن شرکت حق بدهد تا دعاوی و خسارات بزرگی را تحت عنوان منافع آتی از دست رفته ، به دیوان دادرسی بین المللی تسلیم کند .
4 - ... شایعاتی وجود دارد حاکی از این که به فاصله کوتاهی پس از قطع رابطه سیاسی با انگلیس، یا همزمان با آن، از مستشاران نظامی ایالات متحده خواسته خواهد شد که کشور را ترک کنند و کنسولگریهای امریکا نیز بسته خواهند شد ...
...
5- یک رهبر سیاسی در ایران که در یکی از کابینه های قبلی مصدق شرکت داشته است ، دیروز با من دیدار کرد . این رهبر که در گذشته روابط نزدیکی به کاشانی داشته است ، اظهار عقیده نمود که ایران تنها با نوعی کودتا می تواند نجات یابد . هنگامی که من نسبت به موفقیت و ماندگاری این نوع کار مخاطره آمیز ابراز تردید نمودم ، وی تأیید و با آن موافقت نمود . وی سپس به طرز بالنسبه ناامیدانه ای اصرار ورزید که هیچ زمان و فرصتی را نباید در توجه به امکان تشکیل یک " دولت ایران در تبعید " ، چنانچه همه یا بخش عمده ایران به تصرف کمونیستها در آید، از دست داد . او اظهار داشت کاشانی حتی موضع حادتری علیه انگلیس، در مقایسه با مصدق ، اتخاذ نموده بود . وی دیگر باور نداشت که کاشانی بتواند کشور را از لغزیدن به سوی کمونیسم نجات دهد . این رهبر سیاسی مشخص عقیده داشت که مصدق نمی تواند از موضع کنونی خود نسبت به اختلافات نفت عقب برود . وی اطمینان داشت که انگلیس هم تسلیم نمی شود . بنا بر این، ایران با فاجعه روبرو است ." ( صفحات 719 تا 721 ) انقلاب اسلامی :
1- " رهبر سیاسی " نزدیک به کاشانی که وزیر حکومت مصدق نیز بوده، یا سرلشگر زاهدی و یا جواد بوشهری بوده اند. با توجه به مراجعه زاهدی به میدلتون ، کاردار سفارت انگلستان ( موضوع گزارش 7 اوت میدلتون به وزارت خارجه انگلستان ) و یکسانی دو پیشنهاد و نیز زمینه سازی برای جلب موافقت امریکا با کودتا، احتمال آنکه ملاقات کننده، بوشهری بوده و همان پیشنهاد زاهدی را به امریکائیها القاء می کرده ، بیشتر می کند. بدین قرار، تدارک کنندگان کودتا نیز خطر کمونیسم را دست آویز کرده بودند . اما طرزفکری که این گونه مراجعه کنندگان به قدرت خارجی در سر داشته اند، می باید تمام توجه نسلهای ایرانی را به خود جلب کند که بخواهند مستقل و آزاد زندگی کنند: این " رهبر سیاسی " ، الف - مصدق را مردی می شناسد که سازش نمی کند . ب - فکر ثابت او و امثال او اینست که که انگلستان نیز تسلیم نمی شود. بنا براین، راه حل یکی و آنهم کودتا بر ضد حکومت ملی مصدق و تسلیم شدن به انگلیس و امریکا است . حال آنکه به شهادت همین اسناد، اگر " رهبران سیاسی " به سراغ ارباب خارجی نمی رفتند، انگلیس به رعایت حقوق ملی ایران تمکین می کرد .
2 - پیش از این ، ایرانی نماهائی را معرفی کرده ایم که در مقام ابراز غیرت و سر سپردگی نسبت به ارباب خارجی ، به آنها " اندرز " می دادند برضد حکومت ملی مصدق کودتا کنند. باری روبین(Barry Rubin) می نویسد: " رفت و آمد سیاستمداران ایرانی به سفارت آمریکا افزایش یافته بود. بعضی از آنها که مخالف مصدق بودند در بارة خطرات ادامة حکومت او به آمریکا هشدار داده و آمریکائیها را به اقدام برای برکنار ساختن وی تشویق می کردند و برخی دیگر که برای آمریکا نقشی در سیاست ایران قائل بودند می خواستند بکمک امریکا به مقام و منصبی برسند، تحریکات دربار و حسادت ها و رقابتهای شخصی هم اضافه شده، محیط گیج کننده و سرسام آوری در تهران بوجود آورده بود." ( جنگ قدرتها در ایران - نویسنده باری روبین - ترجمه محمود مشرقی - ص 72 ) 3 - زنده یاد سرهنگ غلامرضا نجاتی در مقدمه ترجمه پژوهش و تحقیق مارک گازیوروسکی (Mark J. Gasiorowski)پیرامون کودتای 28 مرداد 1332 که در شماره 19سال 1978 مجله بین المللی مطالعات خاورمیانه چاپ شده بود می نویسد:
با بررسی مجموعة این اسناد به اسرار تازه و حقایق تکان دهنده ای بر خورد می کنیم ؛ شبکه ای وسیع از عوامل سازمان های جاسوسیC.I.A- M1-6 .و Bedmannبا میلیون ها دلار و لیره اعتبار مجهز شده است تا جنبش ضد استعماری ملت ایران را، که پس از خلع ید از شرکت سابق و اخراج انگلیس ها ، در مسیر پیروزی بود، سرکوب کند و در انجام این توطئه ، از همة امکانات خود استفاده می کند. در این شبکه برادران رشیدیان، سنگ زیر بنای سازمان جاسوسیM1-6 بریتانیا هستند. آنها از طریق " ارنست پرون" با شاه مربوط اند. بگفته " وود - هاوس " ( Wood House(C.M) ، رشیدیانها در مجلس و بازار نفوذ دارند و می توانند در خیابانها ، جمعیت راه بیندازند.
اعضای این شبکه هر یک نقشی به عهده دارند : پادشاه ایران، که برای دفاع از استقلال کشور و حفظ قانون اساسی سوگند یاد کرده است، دستورات لندن و واشنگتن را بدون چون چرا، اجراء می کند . نخست وزیران مملکت، با تصمیم وزارت خارجه بریتانیا و ایالات متحده انتخاب می شوند. قوام السلطنه ( حضرت اشرف) برای تدارک صدارت خود، با نمایندگان بریتانیا، در لندن و پاریس ، به گفتگو می نشیند و شرایط پیشنهادی آنها را که شامل " تجدید روابط دوستانه سنتی بین ایران و انگلیس و نیز، بازگشت شرکت سابق نفت، بعنوان شریک در بهره برداری از نفت ایران" است، تضمین می کند. انتخاب سرلشکرفضل الله زاهدی، برای نخست وزیری کودتا، دردفترجان فوستر دالس، وزیرامورخارجه آمریکا، با حضور نماینده اینتلیجنت سرویس بریتانیا ، صورت می گیرد. جمال امامی خوئی، در مجلس شانزدهم و ابوالحسن حائری زاده در مجلس هفدهم، در نقش رهبران اقلیت، وظیفه دارند برای تضعیف دولتی که در گیر یکی از دشوارترین مبارزات ضد استعماری است، کار مجلس قانونگذاری را مختل سازند. علمای درباری، در بین مردم و روحانیون، نفاق افکنی می کنند. به ابوالقاسم خان بختیاری، پول و اسلحه داده می شود، تا در جنوب ایران اغتشاش و نا امنی ایجاد کند. چند تن از مدیران روزنامه ها ، به صورت ارگان تبلیغاتی سازمانهایM1-6 و Bedmann در می آیند تا نهضت ملت ایران را تخطئه کنند و با نشرسخنان نمایندگان اقلیت در مجلس شورای ملی و حمله به دولت و پخش اخبار و شایعات نادرست و نگران کننده، جبهه مقاومت ملت را تضعیف نمایند.
به دکتر مظفر بقائی، نماینده مجلس شورای ملی نیز، وعده نخست وزیری داده می شود. این استاد فلسفه و اخلاق، با استفاده از مصونیت پارلمانی، در نقش یک " گانگستر" ، با همکاری چند تن از افسران ارتش، رهبری ربودن و قتل سرتیپ محمود افشارطوس، رئیس شهربانی کل کشوررا بر عهده می گیرد . در مجلس، به رئیس دولت و وزیران هتاکی می کند و در ازای خدماتش از دشمن پول دریافت می نماید. دریادار دفتری، فرمانده پایگاه های نیروی دریایی ایران، پس از خلع ید از شرکت سابق هنگامی که ناوگان ارتش بریتانیا در خلیج فارس قصد حمله به خاک ایران را دارد، به دشمن وعده یاری می دهد." (کودتای 28 مرداد 1332 - مارک - ج - گازیوروسگی- ترجمه سرهنگ غلامرضا نجاتی ناشر شرکت سهامی انتشار-ص10تا 12)
انقلاب اسلامی : یادآور می شود که بنا بر گزارش سیا پیرامون کودتای 28 مرداد، اسدالله رشيديان در خرداد 1332 در فرانسه با اشرف پهلوي ملاقات كرد و اشرف پس از این ملاقات برای همراهی شاه درکودتا به ایران رفت که ما قبلا به آن اشاره نمودیم و از طرف دیگر رشيديان بعنوان عامل و معتمد انگليس با شاه در تماس بود و نظر او را برای مساعدت و همکاری نسبت به كودتا جلب می كرد .
4 - " عصر حکومت ملی دکتر مصدق را می توان عصر آزادی مطبوعات دانست " و جراید و نشریات چپ و راست سر سپرده و وابسته به قدرتهای خارجی و دربار کا رنامه درخشانی نداشتند و هدف این جراید و نشریات وابسته تنها تضعیف و ساقط کردن حکومت ملی دکتر مصدق بود. از این ، ما اسامی روزنامه ها و نشریاتی را که نقش سپردگی خود را به قدرتهای غرب و دربار "بنحو احسن" انجام می دادند، در اینجا می آوریم . یاد آور می شود که نشریات وابسته به روسیه شوروی و حزب توده نیز نقش فعالی در تضعیف حکومت ملی مصدق داشته اند که در جای خود، بدان پرداخته خواهد شد .
اما " روزنامه های در خدمت ارباب انگلیسی و امریکا و دربار، که به روزنامه های " نفتی" معروف بودند و اسامی مدیران آنها بدین شرح هستند : روزنامه داد ( مدیر، عمیدی نوری - سر دبیر مصطفی الموتی ) ، آتش ( مدیر مهدی اشرافی - سر دبیر نصرت الله معینیان) ، صدای وطن ( مدیر، سید علی بشارت - سر دبیر روزنامه علی جواهر کلام) ، طلوع ( مدیر، هاشمی حائری ) ، صدای مردم ( مدیر ، فری پور) ، بختیار ( مدیر ، تراب سلطان پور) ، ستاره ( مدیر، احمد ملکی ) ، فرمان ( مدیر ، عباس شاهنده )، کی به کیه ( مدیر، بیوک صابر) ، آسیای شرق ( مدیر، دکتر صیرفی )، پرچم خاورمیانه، ( مدیر، حسن عرب) ، نور ظلمت ( مدیر ، سلطانی ) ، ملیون( مدیر، صبوری )، اراده آذربایجان ( مدیر ، رحیم زهتاب)، سحر ( مدیر، سلیمان انوشیروانی ) ، جوانمردان( مدیر، جعفر شاهید) ، پست تهران ( مدیر، محمد علی مسعودی ) ، تهران مصور ( مدیر، عبدالله والا) ، پارس ( مدیر، فضل الله شرقی )، خراسان( مدیر، تهرانیان)، مرد مبارز( مدیر، خلیل رزم آرا) ، آژنگ ( مدیر ، مسعودی) و روزنامه های : مهر ملت ، آتشبار شرق، شلاق، نبرد ملت، عقاب آسیا و مجله آسیا که بطور نامنظم منتشر می شدند، نیز در زمره مطبوعات " نفتی " بودند." ( همانجا - ص 11 )
بدیهی است دو روزنامه عصر، یکی اطلاعات که صاحب آن عباس مسعودی بود و دیگری کیهان که صاحبش مصابح زاده بود، نقش مهمی تری بر ضد نهضت و حکومت ملی بر عهده داشتند .

◄ مصدق دلائل رد پیشنهاد مشترک را بر می شمرد و پیشنهاد متقابل می دهد . کار او سبب می شود امریکا بر آن شود مستقل از انگلستان، برای خرید نفت از ایران و دادن کمک و وام به ایران وارد عمل شود :

* سند شماره 216 ( تلگراف 2652 - 9 /2554 . 888 ، یادداشت آچسن وزیر امور خارجه برای رئیس جمهوری ، واشنگتن ، 26 سپتامبر 1952 ، موضوع : نامه دکتر مصدق )
برای ملاحظه شما ، رونوشت نامه مصدق نخست وزیر ایران به عنوان شما ، به تاریخ 24 سپتامبر 1952 ، به پیوسا ارائه می شود ... :
پیشنهاد مشترک امریکا - انگلستان نمی تواند از سوی ملت ایران پذیرفته و یا تصویب شود . پیش از تهیه و تسلیم یک پیشنهاد متقابل ، لازم است به اختصار موضع دولت ایران نسبت به پیام بیان شود : 1 - پیشنهاد مغایر و متناقض با قانون ملی شدن نفت ایران است .
2 - ایران مایل است روابط دوستانه خود را با ملت انگلستان تقویت کند .
3 - ایران همواره آماده بوده است در محدوده اصول حقوقی ، برای حل اختلاف نفت گفتگو کند .
4 - عدم توفیق در دستیابی به هرگونه نتیجه ای تا کنون " معلول این حقیقت می باشد که دولت انگلیس تمایل داشته است که نفوذ شرکت سابق نفت انگلیس و ایران را تحت عناوین دیگر، به همان شکل و ماهیت نظیر گذشته با نقض قانون و حقوق و آرزوهای ملت ایران حفظ کند ."
5 - این پیشنهادها ها " نه فقط غیر عادلانه است بلکه از پیشنهادهای پیشین نیز بمراتب غیر عادلانه تر می باشد ."
6 - دولت انگلیس می کوشد که موضوع اختلاف راجع به نفت از صورت یک موضع داخلی در ایران ، به یک اختلاف میان دو دولت تبدیل کند .
7 - این نگرانی وجود دارد که منظور از ماده 1 پیشنهادها ، همانا، قانونی ساختن " قرارداد غیر معتبر 1933 می باشد که هیچگاه مورد پذیرش مردم ایران نبوده است .
8 - اگر منظور از ماده 2 پیشنهاد این باشد که " انحصار خریدی به یک شرکت مشخص داده شود ... این موضوع هرگز از سوی مردم ایران تصویب نخواهد شد
9 - ماده 3 پیشنهادها تصدیق می نماید که انگیزه دولت بریتانیا از اتخاذ تدابیر پیشین و اعمال فشار اقتصادی به ملت ایران ، بدین منظور طرح ریزی گشته است که ایران را ناچار به تسلیم به شرائط غیر عادلانه کند .
و...
دادگاههای ایران تنها مرجع ذیصلاحیت برای بررسی و تحقیق نسبت به دعاوی شرکت سابق بوده و آماده اند در این باره داوری و قضاوت کنند . ولی چنانچه شرکت مزبور نخواهد دعاوی خود را نزد مراجع و مقامات ذیصلاحیت فوق مطرح نماید و چنانچه دیوان دادرسی بین المللی در لاهه بتواند نسبت به حل اختلاف میان دولت ایران و شرکت سابق نفت انگلیس و ایران بر اساس یک توافق میان طرفین اقدام نماید و هر گاه هیچ ابهامی در این باره وجود نداشته باشد که مفهوم این اقدام وجود و شناسائی اختلاف میان دو دولت تلقی نمی شود، دولت من به منظور ابراز حسن نیت خود، پس از رسیدن به توافق در باره چهار ماده زیرین، آماده است که نسبت به انجام قضاوت از سوی دیوان دادرسی بین المللی موافقت نماید . از دیوان در خواست خواهد شد رأی نهائی خود را هرچه زودتر که ممکن باشد و در محدوده زمانی 6 ماه صادر نماید
در ماده اول، پیشنهاد می کند غرامت بر اساس هر قانون ملی کردنی ، محاسبه شود که شرکت نفت انگلیس و ایران ، بر گزیند و در ماده دوم ، چند روش پیشنهاد می شود که دیوان یکی را مبنی قرار دهد : بر اساس قرارداد دارسی یا ... و در ماده سوم ، تعیین میزان خسارت مورد مطالبه ایران و در ماده چهارم ، پیش پرداخت یعنی پرداخت 49 میلیون لیره طلب ایران از شرکت نفت ، خاطر نشان می کند . ( صفحات 711 تا 725 )

* سند 217 ( نامه آچسن وزیر امور خارجه به سفارت در تهران ، 29 سپتامبر 1952 ) ، تلگراف وزیر امور خارجه انگلستان به کاردار انگلستان در امریکا، برای اطلاع سفیر فرستاده شده است . بنا براین سند، ایدن ، وزیر وقت امور خارجه، الف - پیشنهاد متقابل مصدق را کوشش برای ایجاد اختلاف میان امریکا و انگلستان می شمارد و ب - ایدن پیشنهاد می کند " با قاطعیت " ، همان پیشنهاد بار دیگر داده شود و همراه آن " به تفصیل به اتهاماتی که از سوی مصدق داده شده ، پاسخ دهد " . و ج - باز ایدن به حکومت امریکا می گوید: به ایران بابت این که کمونیست نشود، نباید رشوه داد . و د - متنی را پیشنهاد می کند که بعنوان پاسخ مشترک داده شود . ( صفحات 725 تا 727 )

* سند شماره 218 ( 2 اکتبر 1952 ) نامه آچسن به سفارت در تهران است و در آن، سفارت را از نامه ترومن ، رئیس جمهوری امریکا به چرچیل نخست وزیر انگلستان ، آگاه می کند . در این نامه، ترومن توضیح می دهد چرا صحیح نیست در پیام مشترکی به مصدق پاسخ داده شود . و تصریح می کند : " من باور دارم که اعمال فشار موجب نجات آن کشور و نزدیک نمودن مصدق به خرد ورزی نخواهد شد . بلکه موجبات از هم پاشیدگی و از دست رفتن آن کشور را تسریع خواهد کرد . " در این نامه، ترومن پیشنهاد می کند پاسخ به مصدق شامل قبول، الف - واقعیت ملی شدن صنعت نفت ، به استقلال کامل ایران در اداره صنعت نفت خود و ج - آزاد بودن ایران در فروش نفت خود به صورت غیر انحصاری ، باشد . ( صفحات 727 تا 829 ) .

* برابر سند 219 ( از سوی آچسن وزیر امور خارجه به سفارت امریکا در تهران ، 3 اکتبر 1952 ) قرار می شود دو دولت، هر یک جداگانه ، پیام مشابهی را به مصدق ارسال کنند. بنا بر این سند، آچسن برای مصدق پیام زیر را ارسال می کند :
" من از هنگامی که ریاست جمهور پیام مورخ 27 سپتامبر 1952 شما را دریافت نمود، با نامبرده در تماس بوده ام . از آنجا که اکنون در پایتخت نیستند ، لذا، به من اجازه داده اند وصول نامه شما را اعلام نمایم . نامبرده از این که شما پیشنهادات ارائه شده سیم اوت 1952 را غیر قابل قبول یافته اید ، متأسف و ملول شده است " ( صفحه 730 ) .

* سند 220 ( تلگراف 452 - 10/2553 . 888 ، از سوی گیفورد سفیر ایالات متحده در لندن به وزارت امور خارجه امریکا ، واشنگتن ، چهارم اکتبر 1952 ، ساعت 3 بعد از ظهر ، سری ، پس از دریافت بلافاصله ملاحظه شود ) حاوی پیشنهادی که نخست امریکا و سپس انگلستان به مصدق دادند :
" آقای چرچیل و من و همکارانم در حکومت انگلیس، از ملاحظه پیام شما و اینکه آخرین پیشنهادات ما را ، برای حل اختلاف، مربوط به نفت ، از جهات مختلف مورد این همه سوء تفاهم قرارگرفته باشد ، متأسف شدیم . نگرانیهائی که شما بیان می کنید، بدون اساس است . پیشنهادات ما بهیچوجه در شناسائی حق ایران در ملی کردن صنعت نفت خود نارسائی ندارد و یا سعی نمی کند امتیازنامه سال 1933 را احیاء کند . هیچگونه پیشنهادی دائر بر این که مدیریت خارجی بایستی اداره صنعت نفت را بر عهده بگیرد مطرح نمی کند و حتی از آنهم کمتر، این مطلب به عنوان یک شرط نیز قید نشده است . ما بهیچوجه فکر ایجاد انحصار در خرید نفت را نیز در نظر نداشتیم .
پیشنهادهای ارائه شده یک روش عادلانه ، نه لزوماً تنها روش را برای فیصله دادن به همه دعاوی و دعاوی متقابل طرفین به وسیله قضاوت و داوری بیطرفانه ، پیشنهاد نمود . ما هیچ چیز در باره قیمت نفت اظهار نکردیم زیرا این موضوع می باید میان فروشندگان و خریداران نئرد بحث قرار گیرد نه میان دو دولت .
من این پیام را به این منظور برای شما می فرستم تا برای شما و مردم کشورتان ممکن باشد از عقیده ما آگاه شوید و بدانید نظر ما دقیقاً چه بوده است . ( صفحه 732 کتاب )
انقلاب اسلامی : تا این تاریخ، مصدق موفق شده است : الف - امریکا وادار کند از انگلستان فاصله بگیرد و ب - دو کشور، بخش عمده ای از حقوق ملی ایران را بشناسند و ج - هر دو دولت در موضع دفاعی قرار بگیرند و قرار گرفتن در این موضع، امریکا را وادار به دو کار کند : یکی فشار وارد کردن به انگلیس برای کاستن از طمع خویش و اعتراف به این واقعیت که انگلستان شکست خورده است و دیگری تصمیم گرفتن به عمل مستقل از انگلستان . از این پس، جبهه گشودن یا نگشودن در داخل بر ضد حکومت ملی ، اهمیت تعیین کننده دارد :

* در سند شماره 221 ( تلگراف 525 - 10 / 2553 . 888 ، از سوی هندرسون سفیر ایالات متحده در ایران به وزارت امور خارجه ، تهران 5 اکتبر 1952، ساعت 1 بعد از ظهر ، بکلی سری ، پس از دریافت بلافاصله ملاحظه شود ) ، هندرسن نظر مصدق را نسبت به این پیام گزارش می کند : مصدق اظهار داشت : می توضیحاتی را که در پیام دولت امریکا برای روشن نمودن موضوع داده شده ، درک می کند . ولی متأسف است که این توضیحات برداشتهای بدی که ارسال پیام مشترک در ایران پدید آورده است، بطور کامل ریشه کن و مرتفع نمی کند ... آنچه هم اکنون بدان نیاز داریم ، مبلغ 49 میلیون لیره است . وی با اشاره یک، چشم بشکل چشمک، افزود : متأسف است که ایالات متحده امریکا انگلیس را اغوا و قانع نموده است که این پول را ندهد .
... وی نمی دانست انگلیس ها در سر چه دارند . بنظر او، انگلیسها هنوز امیدوارند ایران را به آن سطحی از آشفتگی و وضعیت نابسامان اقتصادی و مالی کاهش دهند که تمامی توان مقاومت را از دست بدهد و دوباره تسلیم تسلط و اراده انگلیسها بگردد . من به خود جرأت دادم با عقیده وی مخالفت کنم و گفتم: من اطمینان دارم انگلیسها به همان اندازه وی اشتیاق دست یابی به توافق و سازشی را دارند که برای طرفین درگیر منصفانه باشد . مسئله برای انگلیسها هم به همان دشواری ایران است .(صفحات 733 و 734 )
* بنا بر سند شماره 222، ( تهران هفتم اکتبر 1952 ، ساعت 11 شب ) ، هندرسن پاسخ مصدق را به وزارت خارجه امریکا ، گزارش می کند . مصدق در پیام خود، خطاب به ایدن، وزیر خارجه انگلستان ، از پاسخ دو دولت در آنچه مربوط به اعتراف به بخشی از حقوق ملی ایران می شود، اتخاذ سند می کند و خاطر نشان می کند : " اکنون من ، یک بار دیگر، با داشتن همان هدف ، آمادگی خود را برای انجام مذاکره و حا و فصل این موضوع اعلام می دارم . بمنظور این که ممکن باشد این اختلاف قطعاً و بطور روشن و هرچه زودتر فیصله یابد، از نمایندگان شرکت سابق نفت که دارای اختیارات کامل باشند ، دعوت می نمایم که در فاصله یک هفته از امروز، به منظور انجام مباحثات لازم در محدوده پیشنهاد متقابل دولت ایران به تهران عزیمت نمایند ... پیش از عزیمت نمایندگان شرکت سابق به سوی ایران ، باید مبلغ 20 میلیون لیره قابل تبدیل به دلار از مجموع 49 میلیون لیره که در ماده 4 پیشنهادات متقابل من ، مورخ 2 مهر 1331 ( 24 سپتامبر 1952 ) ذکر شده است را در اختیار وزارت دارائی ایران بگذارد ... ( صفحات 736 و 737 کتاب) .

* در سند 223 ( 10 اکتبر 1952 ) ، آچسن ، وزیر خارجه امریکا به سفیر امریکا در تهران ، می نویسد : انگلستان آخرین پاسخ مصدق را نمی پذیرد و " ما باید جداً امکان قطع روابط دیپلماتیک با انگلیس را از سوی مصدق، در پایان مدت 7 روز ، مورد توجه قرار دهیم " . آچسن پیشنهادی را مطرح می کند که بنا بر گزارش 11 اکتبر 1952 کیفورد، سفیر امریکا در انگلستان، حکومت انگلیس آن را رد می کند . پیشنهاد امریکا " پرداخت یک رقم کلی و یکجا ... بعنوان غرامت است " . مسئله دومی که امریکا می باید حل کند اینست که " چگونه مبلغی پول تهیه و سریعاً در اختیار مصدق گذارد " . چون برای انگلیسها دشوار است تقاضای مصدق را بپذیرند و 49 میلیون لیره را بپردازند، " تنها راه برای دستیابی مصدق به پول عبارت از دریافت وام به اعتبار فروش نفت در آینده می باشد " . " سومین مسئله عبارت از تنظیم نوعی قرارداد برای خرید نفت است که در مقابل آن، ممکن باشد وام داده شود " .
و سخن آچسن به سفیر انگلستان در امریکا را به سفیر امریکا در تهران، این سان اطلاع می دهد : " بنظر من مهم است هرگاه ممکن باشد به مصدق اشاره و اطلاعی پیش از دریافت ، یا همزمان با دریافت پاسخ انگلیسها داده شود که نظرات و افکار تازه ای دیگری برای گفتگو وجود دارد . این ممکن است مانع از تعجیل مصدق در قطع رابطه بشود . " ( صفحات 737 و 738 و 740کتاب )
◄ اما انگلیسها راه و روش خود را دارند : از راه روابط شخصی قدرت می خواهند به هدف برسند :
* در سند شماره 224 ( مورخ 12 اکتبر 1952 ) ، ایدن به سفیر انگلیس در امریکا می گوید به آچسن ، وزیر خارجه امریکا، بگوید : " در این جا، حد اقل یک امکان وجود دارد که ما بتوانیم بن بست را ( بدون شکستن جبهه مشترک ) به وسیله یک روش غیر مستقیم بگشائیم . ما با شخص مناسبی در تماس هستیم که به زودی باید در موقعیتی قرار بگیرد که در مصدق نفوذ و تأثیر نماید و مایل است بهترین تلاش خود را معمول دارد " . در همین سند، ایدن به آچسن پیام می دهد : " من تردید دارم که هر چیزی ما بگوئیم مگر اینکه اعلام تسلیم باشد، بتواند موجب انصراف مصدق از انجام قطع روابط دیپلماتیک ، اگر وی تصمیم گرفته باشد، بشود . در هر صورت، من ترجیح می دهم خطر قطع رابطه را بپذیرم تا این که از پیش خود را به قبول یک پیشنهادی متعهد کنم که بطور یقین غیر قابل پذیرش خواهد بود و خود مصدق نیز احتمالاً آن را رد خواهد کرد " . ( صفحه 741 کتاب )
در سند شماره 226 ( مورخ 13 اکتبر 1952 ) ایدن شخص مناسب را معرفی می کند : " همان کامیل گوت می باشد " . اما کامیل گوت سرپرست هیأتی بود که به درخواست مصدق ، از سوی سازمان ملل، در ماههای اکتبر و نوامبر 1952 ، به ایران می آمدند . این هیأت مشاور مالی بود و می باید امکان یک اقتصاد بدون نفت را بر رسی می کرد . حکومت چرچیل امیدوار بود گوت بتواند مصدق را به راه آمدن با انگلستان بر انگیزد . (صفحات 745 ئ 746 کتاب )

* سند شماره 225 ( 12 اکتبر 1952 ) حاکی از آنست که آچسن به سفیر امریکا در لندن دستور می دهد ایدن ، وزیر خارجه انگلستان ، را از پیشنهاد جدید امریکا آگاه کند : " اینک عقیده داریم که احتمال دارد بتوانیم ترتیبی را آماده کنیم و بر اساس آن بتوانیم به فاصله چند روز، در حدود 100 میلیون دلار به عنوان وام در مقابل خرید نفت در اختیار ایران بگذاریم " . (صفحه 742 کتاب )
* سند 226شماره ( تلگراف 1352 - 10 / 2553 . 888 ، از سوی گیفورد سفیر ایالات متحده در لندن به وزارت امور خارجه امریکا ، لندن 13 اکتبر 1952 ، ساعت 10 شب ، بکلی سری ، بلافاصله پس از دریافت ملاحظه شود ) ما از امر بسیار مهمی آگاه می کند که هرچند در مصدق کارگر نمی افتد، اما گروگانگیری و جنگ 8 ساله و... حاکی از آنست یکی از موذیانه ترین روشها بوده است که انگلیسیها و امریکائیها در ایران بکار برده اند :
گیفورد، سفیر امریکا در انگلستان، نخست وزیر خارجه را آگاه می کند که حکومت چرچیل پیشنهاد موضوع سند 225 را نمی پذیرد . آنگاه پیشنهاد خود را به ایدن، به اطلاع وزیر خارجه امریکا می رساند : " اگر یکی از ایرادات اصلی وی به طرح ما بر اساس این احساس است که مصدق آن را نمی پذیرد ، شاید بتوان وسائلی را یافت که بدون سر و صدا، بتوان مصدق را از طریق یک واسطه ترغیب نمود تا وی پیشنهاد را راساً از طرف خود ارائه نماید . من بطور مشخص نام گوت را در این مورد نزد ایدن ذکر نکردم ولی بنظر من این نکته می رسد که چنین امکانی ممکن است ارزش آن را داشته باشد و شخص گوت بتواند انجام چنین وظیفه یا تکلیفی را بر عهده بگیرد ." ( صفحات 744 و 745 )
انقلاب اسلامی : 1- کامیل گوت Camill Gutt) ( مشاور مالی سازمان ملل متحد ، یک بار در اوائل شهریور و بار دوم در آبان ماه 1331 برای مشاوره به تهران آمده است ( خواب آشفتة نفت - دکتر مصدق و نهضت ملی ایران - نوشته محمد علی موحد - جلد دوم ص 985) .
در 30 مهر 1331 برابر با 22 اکتبر روابط سیاسی ایران با انگلیس قطع می شود . اسناد بعدی نشان می دهند که القائات در دکتر مصدق مؤثر نمی شوند. استقامت بی خدشه او سبب می شود لاوت وزیر دفاع امریکا در 24 اکتبر طی نامه ای که برای وزیر خارجه امریکا فرستاد اضهار نظر کند که : " امریکا باید فوراً در مقام نجات ایران از افتادن در چنگال کمونیسم بر آید. سیاست انگلیس با شکست مواجه گشته است و امریکا دیگر نمی تواند به ابتکارات انگلیسی ها اطمینان کند. جریان حوادث مسئولیت اصلی را در مورد ایران بر عهدة امریکا منتقل کرده است. /u> بنابراین دولت باید به حمایت سیاسی و اقتصادی حکومت ایران بر خیزد و به احیای صنعت نفت آن کشور همت گمارد. این کار اگر چه پر زحمت و پر هزینه و مخاطره آمیز به نظر می آید، لیکن اگر وضع طوری شود که اقدامات نظامی ضرورت پیدا کند صرف چندین برابر این مبلغ پول، آدم و کالا، و نیز تحمل مقدار زیادی دلهره و ا ضطراب، لازم خواهد بود تا بتوان ایران را با موقعیت استراتژیکی مهمی که دارد از کمونیسم مصون نگاه داشت."
....وسپس وزیر خارجه در جواب با تأیید نظر "لاوت " از بن بستی که امریکا در آن گرفتار آمده سخن گفت. از یک سو انگلستان در میان کشورهای غربی خارج از امریکا مهم ترین نقطة قوت به شمار می رود و مردم انگلیس عمیقاً نسبت به مسئلة نفت ایران حساسیت دارند. اقدام یک جانبة امریکا در این باره اتحاد غرب را به خطر خواهد انداخت و در کشورهای دیگر عضو ناتو مانند فرانسه و ترکیه نیز اثر نامطلوب خواهد داشت. از طرف دیگر تنها شرکتی در خارج از امریکا که بتواند جریان نفت ایران به بازارهای دنیا را بر عهده بگیرد شرکت نفت انگلیس و ایران است. کمپانی های مستقل امریکایی توانایی برداشت حجم عظیمی از نفت را که به درد ایران بخورد ندارند. کمپانی های بزرگ امریکایی هم گرفتاری قوانین ضد تراست را دارند که آنها را از ورود در این میدان ممنوع کرده است.( همانجا- ص 624 تا 625 - به نقل از The Secretary of State to the President, Top Secret, Washingon , November 7, 1952 )
2 - و از نوامبر 1952 انگلستان و امریکا بطور فعال برای انجام کودتا، به تهیه طرح آژاکس می پردازند . انگلستان نظرها و پیشنهادهای خود ، برای حل"بحران صنعت نفت ایران " ، را از طریق هندرسن سفیر امریکا در ایران که اعتمادشان بود، به نظر دکتر مصدق می رساند. ایدن در خاطرات خود در باره هندرسن می گوید: " روابط انگلستان و امریکا بر اثر انتصاب آقای " لوی هندرسن" به سفارت کبرای امریکا در ایران تقویت گشت . " هندرسن" دیپلماتی پر تجربه و با سابقه و مأموری شایسته بود. او هر گز اجازه نداد مصدق او را بر ضد ما وارد بازی کند. کار و روش او را تحسین می کردیم و بدون او هرگز قرار داد 1954 ( قرار داد با کنسرسیوم) نمی توانست بوجود آید و تحقق پذیرد." ( مصدق ، نفت و کودتا - ترجمه محمود تفضلی - ص 31 )
در روز 1 آبان 1331 یادداشتی از سوی دولت ایران( وزیر امور خارجه وقت شهید بزرگ نهضت ملی ایران شادروان دکتر حسین فاطمی بود) در لندن و واشنگتن در اعتراض بر حمایت غیر قانونی انگلیس از شرکت نفت انتشار می یابد.
3 - القای ایدئولوژی ، ایجاد فکر جمعی جباری که احدی توان مخالفت با آن را نکند و نیز خواست قدرت مسلط را از طریق زیر سلطه ، به یک اقدام انقلابی در آوردن و به اجرا گذاشتن ، همگانی ترین روشها سلطه گران بوده است . در ایران بعد از انقلاب، همراه با گروگانگیری ( که از زبان خمینی ، صفت انقلاب دوم بزرگ تر از انقلاب اول را یافت ) و ولایت فقیه ( که سفارت انگلیس از طریق عمال خویش القاء کرد ) ، تنها موارد تبدیل نقشه سلطه گر به یک " طرح انقلابی " و القای ایدئولوژی نیستند. اما گروگانگیری و ادامه جنگ ، دو نقشه شیطانی بودند که انقلابی و نسلی را قربانی کردند . در باره گروگانگیری، بنا بر تحقیق جدید روبروت پاری ، اشرف پهلوی به راکفلر، مراجعه می کند تا که او با استفاده از نفوذ خود، شاه را به امریکا ببرد . بدین سان ، اشرف پهلوی و روزولت که رهبری کودتای 28 مرداد را داشت، در طرح و اجرای نقشه گروگانگیری نقش پیدا می کنند. و می دانیم که نخستین تحقیق در باره گروگانگیری اعضای سفارت امریکا در ایران ، به این نتیجه رسید که نقشه در حزب جمهوریخواه امریکا، توسط کسانی چون راکفلر و کیسینجر تهیه شد و از راه القاء ، " طرحی انقلابی " گشت و اجرا شد. و چون آقای خمینی آن را " انقلاب دوم " خواند، نقش روشنفکر در خور این عنوان این بود که نمی ترسید و تسلیم جو حاکم نمی شد . در حقیقت، هر بار که فکری خواست جباری بگردد، روشنفکر می باید صدا به اعتراض بلند کند و به جامعه هشدار دهد : اندیشه راهنما اگر بیان آزادی شد، جبار نمی شود، ترس و وحشت پدید نمی آورد بلکه همگان را به اندیشیدن و اندیشه های خویش را ابراز کردن بر می انگیزد. پس هر فکری که جبار شد و اندیشه ها را از اندیشیدن و زبانها از اظهار کردن بازداشت، دروغ و فریب است .

* سند شماره 227 ( تهران ، 16 اکتبر 1952 ) ، یادداشت دولت انگلیس به دولت ایران است که هندرسن برای وزارت امور خارجه امریکا می فرستد . حکومت چرچیل ناگزیر می شود واقعیتی را عیان کند که در پیشنهاد مشترک امریکا و انگلیس ، خود را در صورت پیشنهادی کلی مخفی می کرد . توضیح این که حکومت چرچیل می خواست بابت باقی مانده مدت قرارداد 1933 ، که شرکت نفت انگلیس و ایران دیگر نمی تواند نفت استخراج کند به این شرکت، غرامت پرداخت شود ! : " دولت انگلیس هنگام ارائه دعاوی از طرف شرکت از دیوان درخواست می نماید که چه مقدار غرامتی به شرکت بایستی پرداخت شود . این درخواست نه فقط برای جبران زیان برای تأسیسات شرکت در ایران است ، بلکه برای پایان دادن یک جانبه قرارداد امتیاز سال 1933 ، بر خلاف تعهد صریح مذکور در قرارداد مبنی بر آنکه اینگونه نمی تواند بدان پایان داد " ( صفحات 747 و 748 )

* در سند شماره 228 ( تهران ، 18 اکتبر 1952 ) ، هندرسن به وزیر خارجه امریکا گزارش می کند که به دیدار مصدق رفته است تا از او بخواهد ، قطع رابطه با انگلستان را به تأخیر اندازد : " نخست وزیر بلاخره پذیرفت که تا پیش از 4 شنبه 22 اکتبر اقدامی به عمل نیاورد . " ( صفحه 750 کتاب )
* سند شماره 229 ( لندن 20 اکتبر 1952 ) و سند شماره 230 ( لندن 20 اکتبر 1952 ) و سند شماره 231 ( تهران، 21 اکتبر 1952 ) کوششهائی را گزارش می کنند که برای ارائه پیشنهاد قابل قبولی به مصدق از سوی امریکا ، بعمل آمده اند . در سند شماره 230، گیفورد، سفیر امریکا در انگلستان، حقیقتی را خاطر نشان می کند که عامل خودداری انگلیسیها از تن دادن به پیشنهاد قابل قبول است : " از سوی دیگر ، آنها نگران این مسئله هستند که چنانچه موضوع غرامت حل شود و هیچ مانع قانونی برای دیگر خریداران نفت ایران موجود نباشد ، تکلیف نفت ایران چه می شود " ! ( صفحه 756 کتاب )
در سند شماره 231، هندرسن دلیل قطع رابطه با انگلستان را از قول مصدق، به وزیر خارجه امریکا گزارش می کند : من مایل به قطع رابطه نیستم و ترجیح می دهم روابط ادامه یابند . ولی به مناسبت مواجهه با مشکلات داخلی که کشور ، بدون تردید، بدون حل گشتن مسئله نفت و عدم دریافت وجوه مورد نیاز از شرکت نفت، بسیار خطرناک است که اجازه داده شود نمایندگان انگلیس به اقامت خود در ایران ادامه دهند . بر اساس تجارب گذشته شخص من، من نمی توانم باور کنم که آن نمایندگان با قدرت و شدت در صدد برانگیختن مخالفان دولت برنیایند . " ( صفحه 757 کتاب ) .
◄ بدین قرار، مطالبه غرامت بابت " عدم النفع " ، دست آویزی بود که انگلیسیها ساخته بودند برای آنکه مانع از هر گونه راه حلی بشوند که نفت ایران را از چنگ آنها بدر می برد . و چون دیدند از تصرف دوباره نفت ایران ناتوانند، فکر تشکیل کنسرسیوم و شریک کردن امریکائیها را پیش کشیدند :
* سند شماره 232 ( تلگراف 2452 - 10/ 2553 . 888 از سوی گیفورد سفیر امریکا در لندن به وزارت امور خارجه امریکا ، لندن 24 اکتبر 1952 ، ساعت 7 شب ، بکلی سری ) سفیر امریکا در لندن پیشنهادهای حکومت انگلیس را به وزارت خارجه امریکا گزارش می کند :
1 - اولین مرحله عبارتست از موافقت ایرانیان با ارجاع موضوع غرامت به حکمیت یک مرجع بی طرف .
2 - بلافاصله پس از آنکه ایرانیان با مراجعه به حکمیت موافقت می نمایند، مسئله وارد مرحله دوم میشود که عبارت عبارت از دادن ترتیباتی برای بردن نفت ایران است . در مطالعه این مرحله از مسئله، انگلیسیها نظر ایالات متحده را پذیرفته اند . به این معنی که هرگاه ما بخواهیم ایران را در مقابل کمونیسم تقویت کنیم و از عواقب سیاسی که با ادامه بن بست ممکن است بوجود آید ، اجتناب کنیم ، نفت ایران می بایستی با مقیاس وسیع، سریعاً ، به جریان افتد .
بنظر دولت انگلیس ... روشهای مختلفی برای وارد کردن نفت ایران به بازار جهانی وجود دارند . شرکت نفت انگلیس و ایران ممکن است این وظیفه را به تنهائی بر عهده بگیرد و یا کنسرسیومی بین المللی مرکب از شرکن نفت انگلیس و ایران و شرکتهای امریکائی برای انجام این کار تشکیل شود . ( صفحات 759 و 760 کتاب )
انقلاب اسلامی : بدین قرار، در 22 اکتبر 1952، ایران روابط خود را با انگلستان قطع می کند . اما حکومتهای امریکا و انگلستان بیکار نمی نشینند : فکر ایجاد کنسرسیوم که پس از کودتای 28 مرداد 1332 ، به عمل درآمد، در این تاریخ و از سوی انگلیسیها پیشنهاد شده است . اما پیش از آنکه کودتا شرائطی را ایجاد کند که نفت ایران به تصرف امریکا و انگلیس درآید، امریکائیها بر آن بوده اند که چنین کنسرسیومی ، حتی بدون عضویت شرکت نفت انگلیس و ایران ، برای خرید نفت از ایران ، در حکومت مصدق ، تشکیل شود : زیرا:
1- پل نیتزPaul Nitze) ( که در دوران حکومت دکتر مصدق رئیس ادارة برنامه ریزی سیاسی در وزارت خارجه امریکا بود و در مذاکرات نفت شرکت داشته در خاطراتش به نکته اشاره می کند که: " در عین حال ، عقیده من که در سفر حقیقت یابی به لندن در فوریة 1952 شکل گرفته بود که باید در بارة یک ابتکار جدید و عملی کار کنیم . از انجا که روشن بود مصدق با باز گشت شرکت نفت انگلیس به ایران بعنوان صاحب امتیاز اصلی موافقت نخواهد کرد، به نظر من تنها راه عملی دیگر تشکیل یک کنسرسیوم بین المللی از کمپانیهای نفت امریکایی و اروپایی بود. در بهار آن سال شروع به مذاکرات مقدماتی با نمایندگان کمپانیهای نفتی کردم و در تابستان در بارة بسیاری از جزئیات به توافق رسیدیم در پائیز طرح پیشنهادی ام را تکمیل کردم که روی میز پرزیدنت ترومن قرار گیرد." ( ایران، شاه و مصدق - نوشتة پل نیتز - به نقل از کتاب بر کشور ما چه گذشت؟(مجموعه مقالات) - عبدالرضا هوشنگ مهدوی ) - ص 79 تا 95 )
3 - جمیز اف گود ( James F. Goode) به این نکته اشاره می کند که:" وزیر امور خارجه رویکرد تازه ای پیشنهاد کرد ؛ این بار پیشنهاد او متفاوت بود. پیشنهادهای قبلی امریکا توافق دوجانبه بین ایران و شرکت انگلیس را در نظر داشت. اما اینک آچسن تشکیل کنسرسیومی که در بر گیرندة شرکت ها ی امریکایی را پیشنهاد می کرد. این شرکت ها نفت را می خریدند وبخش عمدة آن را به شرکت نفت انگلیس می فروختند." (به نقل ازکتاب ایالات متحده ایران درسایه مصدق- نویسنده جمیز اف.گود( James F. Goode) ترجمه مهدی حقیقت خواه - ص121- تهران - ققنوس- 1382 )
* سند شماره 233 ( تلگراف 3152 - 10 / 00 .888 ، از سوی بروس، قائم مقام وزیر امور خارجه، به سفارت امریکا در تهران ، واشنگتن ، 31 اکتبر 1952 ، ساعت 34: 7 شب ، سری، فوری ) وضعیت سنجی است که وزارت امور خارجه در باره ایران بعمل می آورد . نکات عمده سند عبارتند از :
1 - برنامه های ملیون و حزب توده در ایران موازی است . ولی تفاوت عمده و مهم در این است که ناسیونالیستها و ملیون تسلط اتحاد شوروی را نمی پذیرند ...
2 - وزارت امور خارجه این موضوع را مورد توجه قرار داده است که چنانچه مصدق از صحنه سیاسی ناپدید گردد، جانشین وی احتمالاً کاشانی و یا عروسک دست نشانده او است که احتمالاً مایل و قادر می باشد با بیرحمی و به مراتب شدید تر از مصدق ، برای حفظ سمت خود عمل کند. روند رویدادهای سیاسی در ایران، بنظر می رسد در راستای دیکتاتوری از نوع سوسیالیستهای ملی حرکت می نماید ...
...
5 - در حالی که کاشانی به احتمال قوی چنانچه موافق مصالح سیاسی فوری خود بیابد ، با حزب توده همکاری می نماید ، آیا این امکان وجود ندارد که وی بتواند موضوع کنونی و بالقوه خود را بدون کمک حزب توده حفظ نماید ؟
... 6 - عاملی ک دارای اهمیت عمده از نظر تاریخ گذشته ایران است ، همان موازنه قدرتهای خارجی در ایران می باشد . اگر چه رهبران ملیون بدون تردید شخصاً مخالف هر نفوذ خارجی می باشند ، اما آنها می بایستی از اهمیت حفظ برخی روابط با غرب ، برای خنثی نمودن فشار شوروی آگاه باشند . بنا بر این، گرچه وزارت امور خارجه پیش بینی می نماید که فعالیتهای هیأت نظامی امریکا و اصل چهار ممکن است بشکل فزاینده ای محدود شود و امریکا ممکن است بسبب مشکلات داخلی ایران مورد ملامت قرار گیرد، به نظر غیر محتمل نمی رسد که کاشانی ، به ویژه اگر وی در حکومت مسئولیتی داشته باشد ، تحت تأثیر قرار گیرد وانجام هر اقدامی برای قطع ارتباط با غرب را دقیقاً مورد توجه قرار دهد ...
با توجه به این عوامل، نتایج زیر از اطلاعات دریافت شده، استنتاج می شود :
الف - جدا از رویدادهای غیر قابل پیش بینی ، مثل دخالت فعالانه اتحاد جماهیر شوروی ، دولت جبهه ملی ( اگر نه مصدق ، حد اقل یکی از رهبران دیگر جبهه ملی ) طی سال 1953 ، بر قدرت باقی می ماند و بطور فعالانه مانع از آن می شود که کمونیستها هرگونه اختیار و کنترل مهمی در اداره امور ایران بدست آورند .
...
ج - روند رویدادها به نفع کمونیستها و ادامه آن، بیش از پیش ، نفوذ غرب را به تحلیل خواهد برد . مسئله اصلی ایالات متحده ، در رویاروئی با ایران، اینست که چگونه از دولت غیر کمونیست پشتیبانی نماید تا این دولت بتواند اداره امور ایران را در دست خود نگهدارد . ( صفحات 762 تا 766 )
انقلاب اسلامی : پرسشی که در پایان این سند ، حکومت ترومن از خود کرده است، اتخاذ سیاست جدیدی از سوی آن حکومت را گزارش می کند :

◄ وزارت دفاع امریکا اصرار می ورزد وزارت خارجه بپذیرد که انگلستان شکست خورده است و خود به تنهائی ، وارد عمل شود و مشکل نفت را با حکومت مصدق حل کند :

* سند شماره 234 ( تلگراف 2452 - 10 / 00 .888 ، از آچسن ، وزیر امور خارجه به آقای لاوت ، وزیر دفاع امریکا ، واشنگتن ، 4 نوامبر 1952 ، کاملاً سری )
آقای وزیر عزیز، نامه مورخ 24 اکتبر شما ( در این نامه، لاوت Lovett ، نوشته است : با توجه به وضعیت رو به آشفتگی در ایران ، ایالات متحده می باید برای جلوگیری از سقوط ایران به دامن کمونیسم، به اقدام فوری مبادرت کند . سیاست انگلستان شکست خورده است و ایالات متحده دیگر نمی تواند به ابتکار عمل آنها متکی بماند ... امریکا می باید فوراً به اقدامات سیاسی و اقتصادی برای تقویت دولت ایران مبادرت کند و صنعت نفت ایران را احیا نماید ... برای حفظ ایران از سقوط به زیر سلطه کمونیسم ، ... حتی بر فرض وارد ساختن زیان به روابط نزدیک با انگلستان ، امریکا می باید عمل کند ... اقدام فوری ، با همآهنگی یا بدون تصویب و رضایت انگلیس ها ضرور است ...) به عنوان من، در باره ایران ، واجد دانستنی های فراوانی بود ...
مدت زمانی است که برای ما روشن بوده و براساس این فرض مشغول تلاش بوده ایم که اگر ایران باید نجات داده شود، ابتکار و در آخرین تحلیل ، قبول مسئولیت ، به جای آنکه از طرف انگلیسیها باشد، بایستی از سوی ما بعمل آید . اینک که ایران روابط دیپلماتیک خود را با انگلستان قطع کرده است، این موضوع روشن تر است. لکن این نکته ، با این وصف، سرجای خود باقی است که پس از ایالات متحده ، انگلستان مهمترین عامل توانمندی و اتحاد کشورهای غرب، در خارج از ایالات متحده است . هدف خط مشی سیاسی ما بایستی نجات ایران بدون وارد ساختن صدمه غیر ضرور به روابط با انگلیس باشد ... ( صفحات 767 تا 770 کتاب )

* سند شماره 235 ( تلگراف 552 - 11 / 00 .888 ، از سوی هندرسن ، سفیر امریکا در تهران، به وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا ، تهران ، 5 نوامبر 1952 ، ساعت 5 بعد از ظهر، فوری ، سری ) حاوی ارزیابی وضعیت سنجی وزارت خارجه امریکا و شامل این نکات است :
الف - اقتدار مصدق که برسر کار است ، اینک بهمراهی کاشانی بعنوان مقام دوم ، برای مدت نامعینی به چالش طلبیده نمی شود . وی توانسته است به میزان قابل ملاحظه ای چندین بخش صاحب نفوذ سیاسی را که بالقوه از جمله مخالفان بوده و یا در عداد مخالفان فعال قبل از ماه ژوئیه بوده اند، از قبیل شاه ، نیروهای مسلح و سنا را تحت کنترل خود بیاورد و یا از میان بردارد .
این افزایش توانمندی سیاسی، در صورتی که مصدق از صحنه سیاست ناپدید شود، ممکن است منجر به بالا رفتن عدم ثبات سیاسی شود . مصدق دارای آن توانمندیها هست که بشکل قاطعی بر ضد حزب توده عمل نماید ... به عقیده ما، مصدق احتمال ندارد بر ضد حزب توده اقدام قاطعی را به عمل آورد . مگر این که به این نتیجه برسد که با اتخاذ رویه ملایمت و مسالمت و دادن امتیاز ، دیگر نمی تواند این حزب را آرام کرده و آن را به شکل قابل تحمل نگاه دارد ...
ب - طی 12 ماه گذشته، ناتوانی و آشفتگی بارزی در توان و عملکرد سازمان اداری و ثبات کشور پدیدار شده است ... افراط گرائیها در برخی از اقدامات سیاسی ، بالاخره ، منتهی به قطع روابط با انگلیس و انحلال مجلس سنا گشته اند . این اقدامات افراطی ... سبب می شود که ما نتیجه گیری نمائیم که نبایستی پیش خود قطعی فرض کنیم که کمونیستها نتوانند بر نهضت ملی تسلط یابند . در این هنگام که بر اثر خروج انگلیسها از ایران ، میزان مسئولیت ایالات متحده در ایران سنگین تر شده است ، ایران در اختیار یک جبهه ملی است که اعلام داشته است هدفش حفظ استقلال و " بی طرفی " ایران است . ولی بطور همزمان مشغول متزلزل کردن همان نهادهائی است که وجود آنها برای اجرای هدف لازم هستند ... بنظر ما نیروهائی که در ایران در جهت تحقق بخشیدن به هدفهای اتحاد شوروی به تلاش مشغولند، نیرومند تر از نیروهائی هستند که برای غرب مشغول سعی و تلاش هستند .
ج - ... گرچه در هیأت وزیران ، هیچ وزیر توده ای شناخته شده عضویت ندارد، ولی برخی از اعضای هیأت دولت، به داشتن همدلی و همفکری با توده ایها شهرت دارند که در میان آنان ، وزیر دادگستری و معاونش ، همین طور معاونان وزارت خانه های کار و کشور ، وزیر فرهنک ، در مظان آلت توده ایها بودن هستند ... د - ... در باره عامل دوم، راجع به امکان پیدایش دولت قوی تر ، بعنوان جانشین رژیم مصدق ، بر اساس نمونه و الگوی دیکتاتوری و ضد کمونیستی : ما باور داریم که چنانچه مصدق صحنه رهبری سیاسی را در آینده نزدیک ترک گوید، این امکان وجود دارد که جانشین وی ، با نظارت از سوی کاشانی، برگزیده شود و دارای روحیه و ویژگی ضعیف تری باشد . اینگونه جانشین احتمال برخورداری از پشتیبانی گسترده ای، به اندازه مصدق، را ندارد ...
در باره عامل سوم مربوط به حمایت طبقات مالکان اراضی و بازرگانان از ملیون : ... چنانچه شکاف و جدائی در جبهه ملی پدیدار گردد، به نظر ما ، مسائل سیاسی به روشنی و بیان تفاوت میان موضع ملیون در مقابل حزب توده به آنان ارائه نخواهد شد . بلکه این امر بشکل انتخاب و پیروی از میان چند رهبر که به آن وابسته اند، بمنظور تأمین حد اکثر امتیازات شخصی، صورت می گیرد . با جدائی و تجزیه این طبقات و غیر مشخص بودن وضع آنها، حزب توده می تواند آنها را خنثی و بدون اثر سازد.
در باره عامل چهارم ، پذیرش اصلاحات ارضی از سوی کشاورزان : ... تلگرافهای سفارت در مواعید معین مبنی بر ارزیابی فعالیتهای حزب توده ( از قبیل تلگراف سفارت به شماره 1407 مورخ هفتم اکتبر ) حاکی از آنست که فعالیتهای حزب توده در برخی از نقاط، در میان کشاورزان ، با موفقیت روبرو بوده است .
در باره عامل پنجم مربوط به نیاز کاشانی به پذیرفتن کمک از حزب توده : در بررسی وضع کاشانی ، ما موقعیت وی را با توجه به توضیحات در باره عامل دوم ، در بالا، می نگریم . در آنجا ملاحظه نمودیم که دولتی که احتمالاً از سوی کاشانی جانشین مصدق شود ، از دولت کنونی ناتوان تر است . آن گونه دولتی با حمایت کاشانی ، به علت ناتوانی در جلب پشتیبانی ، ممکن است به سوی حزب توده روی آورد . در باره عامل ششم و رویه عشایر : کنسولگری در تبریز وجود عدم رضایت گسترده ای را میان همه اکراد نسبت به دولت کنونی ، گزارش داده است . سایر اطلاعاتی که به سفارت توسط مسافران می رسد، حاکی از وجود همین وضع است . به نظر ما ، وضع ظاهری سایر ایلات و عشایر متفاوت بوده و وضع میان بی تفاوتی تا ناراحتی در میان آنان تغییر می کند . قشقائیها بنا بر دلایلی شخصی، در حال حاضر، از دولت حمایت می نمایند ...
در باره عامل هفتم ، برآورد اهمیت موازنه ابرقدرتها در محاسبات مربوط به ایران : تردیدی نیست که جبهه ملی در فهرست های مواضع اتخاذی مسئولانه خود، ترجیح می دهد از پشتیبانی ایالات متحده بتواند بعنوان نیروی موازنه دهنده ای در مقابل فشار اتحاد شوروی استفاده نماید . از طرف دیگر ، اگر جبهه ملی این برداشت را پیدا کند که ایالات متحده مسیری را نمی پیماید که نتیجه اش تقویت موقعیت اقتصادی ایران باشد، احتمال دارد که صرف نظر از عواقب آن، ایالات متحده را به باد ایراد و انتقاد بگیرد . به عقیده ما، در حال حاضر، ایالات متحده از سوی رهبران جبهه ملی در ترازو سبک و سنگین می شود ولی نگرش و رویه آنان ایستا و ثابت باقی نمی ماند . به ایالات متحده زمان کوتاهی فرصت داده می شود که، در آن، دلائل و قرائن قانع کننده ای دائر بر داشتن علائق مادی و ملموس به ایران ارائه نماید . چنانچه این قرائن و دلایل ارائه نشوند ، ما عقیده داریم که دولت ایران نیازی ندارد که از سوی حزب توده تعمداً تحت فشار قرار گیرد که فعالیتهای گوناگون ایالات متحده را محدود نموده و یا آنها را بر چیند ... 3 - ما با وزارت خانه موافقت داریم که نتیجه ( ج ) همانا مشکل اصلی ایالات متحده در قبال ایران است . با وجود این ، در باره نتیجه ( الف ) ما تردید فراوان داریم ... ما جداً تردید داریم که ائتلاف غیر سازمان یافته و شکننده ای نظیر جبهه ملی دارای دوام سازمی ، روشنی اهداف و اراده ای باشد که برای استمرار و پایداری سالم و دست نخورده آن تا یک سال دیگر، لازم می باشد .
... ( صفحات 771 تا 777 )
انقلاب اسلامی : الف - همانطور که اسناد گزارش می کنند ، سیاست امریکا در جهت جدا شدن از انگلستان و عمل مستقل سیر می کرده است. اسناد بعدی ، این تغییر را شفاف نشان می دهند . اما آیا مصدق و حکومت او از این تغییر آگاه می شده است ؟ آیا کاشانی و آن دسته از اعضای جبهه ملی که به بیراهه اختلاف افتادند، از مبانی سیاست امریکا و نظری که این سیاست به کاشانی و موقعیت او و جبهه ملی و ترکیبش داشته است، آگاه بوده اند؟ پاسخ پرسش منفی است . مبارزه ای که مصدق در رهبری آن قرار داشته ، از هر لحاظ نابرابر بوده است. از جمله از این لحاظ که امریکائیان ، از راه عوامل ایرانی خود و نیز ایرانیانی که بیشتر از دشمن بر شکست نهضت ملی ایران اصرار داشته اند، از جزئیات روابط در درون حکومت مصدق و در جبهه ملی آگاه بوده اند . حال آنکه اگر اینان می دانستند امریکا آماده کنار آمدن به حکومت ملی است ، اگر کاشانی و... می دانستند وعده ها که امریکا و انگلیس به آنها می دهند، دروغ و فریب هستند و این دو قدرت بهیچرو کاشانی و ... را جانشین کارآمدی برای مصدق و حکومت او نمی شناسند و قربانی اختلافی می شوند که ایجاد می کنند، ای بسا ، در دام نمی افتادند و نهضت ملی ایران پیروز می شد. ب - حزب توده و نقش آن ، نقش محور را در جهت یابی سیاست امریکا بازی می کند. اگر این حزب وابسته نبود و روشی سازگار با اصل استقلال اتخاذ می کرد، ایجاد جبهه منسجمی میسر می گشت و بدیهی است سبب افزایش مقاومت ملی و یأس دو قدرت امریکا و انگلیس از توسل به راه حلی می شد که در 28 مرداد 32 ، به اجرا گذاشتند . و بالاخره، در جنبش های ملی ایرانی ، - همانطور که اسناد سفارت امریکا در باره راه و روش بازیافتن مهار ایران بعد از انقلاب اسلامی ایران گزارش می کنند - ، امید قدرتهای خارجی ، به خصوص به کردها ، نه مردم کرد که گروههای سیاسی کرد بوده است. دائم آلت فعل قدرت خارجی شدن ، آنهم بنام قومی که یکی از هفت قوم بانی ایران، دست کم از عصر ماد بدین سو، بوده است، می باید درس عبرت بزرگی برای گروههای سیاسی کرد که به قدرت خارجی متوسل می شوند، باشد.


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر