انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١۷ از ٢٤ فروردین تا ٩ اردیبهشت
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر


ملاقات هندرسون با کاشانی

بمناسبت 14 و 29 اسفند - 4
از چاره ای جز حل مسئله نفت با مصدق نیست تا راه حل کودتا است
* مصدق تأکید زیادی بر روی خطر کمونیسم که ایران با آن مواجه است ، نمود و اظهار کرد : ارتش ایران دیگر یک عامل ایجاد کننده ثبات نمی باشد. اینک مورد تنفر مردم ایران است. ارتش ایران تحت نفوذ قوام که یک عامل انگلیس بود، بر روی مردم آتش گشود و صدها نفر از ایرانیان را کشته است. بنا بر این، مردم ایران ، ارتش را یک آلت و ابزار انگلیس می دانند.
    از مصدق پرسیدم : آیا وی به عنوان وزیر دفاع نمی تواند با اتخاذ تدابیری ، اعتبار و وجهه ارتش را به آن بازگرداند ؟ وی اصرار ورزید که بسیار دیر است. اینک هبچ چیز نمی تواند ارتش را نجات دهد. در واقع، ارتش برای کشور خطری محسوب می شود . زیرا بسیاری از افسران و افراد آن که به علت عدم محبوبیت خود تحقیر شده اند، هر لحظه ممکن است برای برگشتن به موقعیتی که آنان را محبوب مردم سازد، رهبری یک طغیان و انقلاب با ماهیت کمونیستی را به دست گیرند . این انقلاب لازم نیست به تدریج برانگیخته شود . این امر ممکن است هر لحظه و به ناگهان روی دهد. ...
* 10 - ... به مصدق گفتم : ایالات متحده به شیوه های گوناگون، کوشیده است به ایران کمک نماید. وی خندید و گفت : اگر ما واقعا برای کمک به ایران ، روش دیگری غیر از بکار گرفتن لغات بکار برده بودیم، مسلما در پنهان کردن فعالیتهای سودمندمان موفق بوده ایم " ( صفحات 637 تا 648 )
انقلاب اسلامی : یعنی کمک شما در حرف زدن از کمک خلاصه می شود. وانگهی دکتر مصدق با هوشیاری و درایت می دانست آنها در صورتی این" کمک مالی " می کنند که به " نتیجة رضایت بخش" خود برسند. یعنی حکومت ملی دکتر مصدق قانون ملی شدن صنعت نفت ایران را که حقوق ملی ملت ایران است ، زیر پا بگذارد. دکتر مصدق در (11 فوریه 1952 ، سند 157 - صفحات 550 تا 553 ) به هندرسن گفته بود که : " به نظرچنان رسید که کوشش هماهنگ شده ای ( امریکا و بریتانیا) در این جهت وجود داشت که وی را در مو قعیتی بگذارد که وی هیچ چاره و گزینه ای جز موافقت با پیشنهادی که بانک ممکن است ارائه دهد نداشته و یا شاهد ورشکستگی ایران باشد" . هندرسن می افزاید :" اما وی به هر حال کاملاً آگاه بود که بانک جهانی به هر حال نمی توانست هیچ پیشنهاداتی را مگر اینکه برای انگلیسی ها قابل قبول باشد ، ارائه یا قبول نماید. ... متأ سفانه همچنین به نظر می رسید که توانسته اند دولت ایالات متحده و بانک جهانی را قانع و متقاعد نمایند که ایران در مقابل فشار مالی تسلیم نمی شود. وی هرگز اجاز نمی دهد تا اظهار شود که وی به عنوان نخست وزیر ایران کشورش را فروخته است.(همانجا) و همچنین در تاریخ 22 اوت 1952، سند شماره 206 از سوی" بروس قائم مقام وزیر خارجه به سفارت در تهران " به این موضع اشاره می کند که : "وزارتخانه تشخیص می دهد که کمک مالی را می توان به عنوان عاملی مهم برای تأثیر گذاری درکسب "نتیجة رضایتبخش " از مذاکرات نفت مورد توجه قرار داد . ولی قرار دادن مقدار زیاد وجوه از محل کمک بلاعوض ( حتی اگر فوراً هم در دسترس باشد) دردسترس مصدق پیش از آنکه وی فرصت نشان دادن حسن نیت و اتخاذ روش واقع گرایانه ای درحل اختلاف نفت داشته باشد، دردسرها و گرفتاریهائی در بردارد"( ص 693 همانجا ) و در 24 اوت 1952 سند شماره 207 در تلگرافی که از سوی" روس قائم مقام وزیر خارجه به سفارت در لندن " ارسال می نماید نکاتی از نامه چرچیل به ترومن را می آورد که در مورد " کمک مالی " می گوید:"... همچنین این واقعیت که راه چاره پرداخت ها ی باج سبیل به آنهایی است که ناپسند ترین رفتار را دارند و بیشترین منافع را تحصیل می کنند، اثر خوبی در سراسر منطقه گسترده ا ی که منافع و مؤسسات نفتی شما در خلیج فارس و عراق در آن وجود دارد، نخواهد داشت..." ( ص 695 تا 696 همانجا ) ، قبلاً با اشاره به سند شماره 181 تأکید نمودیم که " سفیر امریکا به صراحت به شاه می گوید شرط دریافت کمک مالی تسلیم است" و در سند شماره211 که آن را دور تر خواهیم آورد هندرسن گزارش می کند:" نخست وزیر چندین بار پیام را مطالعه نمود و سپس آن را روی تختخواب گذاشت( پیام ترومن و چرچیل) و گفت : آن را بلافاصله به هیأت دولت و مجلس و سنا ارائه خواهد کرد و سپس به ما پاسخ می دهد ... مصدق پرسید : چرا امریکا 10 میلیون دلار به ایران می دهد ؟ و آیا همراه این پرداخت شرطی نیز وجود دارد؟ آیا این پرداخت بدون قید و شرط است ؟ هندرسن پاسخ داد: با توجه به مفاد پیشنهاد، بنظر می رسد شرطی وجود دارد و آن پذیرش دو بند اول است...." در ادامه آن گفتگو هندرسن می پرسد ک :" آیا نخست وزیر جداً از وی می خواهد به دولت خود گزارش کند که مشار الیه خواستار هیچ نوع کمک اقتصادی یا غیر آن از ایالات متحده نیست ؟ نخست وزیر پاسخ مثبت داد . وی گفت: ایران دور جهان ، با کاسه گدائی به دست، راه نیفتاده است . هندرسن اظهار کرد: به نظر دولت امریکا دادن کمک به ایران ، انجام یک اقدام خیریه نیست . نخست وزیر به تندی پاسخ داد : پیشنهاد مبلغ ناچیز 10 میلیون دلار از سوی دولت امریکا ، در وضعیت کنونی، مزه و نشانه ای از خیریه دارد ... مصدق تکرار کرد: ایران خواستار هیچ هدیه و کمک مالی که حقی بدان نداشته باشد ، نیست . وی اصرار ورزید آنچه می خواهد همان 50 میلیون لیره مذکور در ترازنامه شرکت نفت ایران و انگلیس است ..." و......
دیگر اینکه ، از دید مصدق، ناگزیر کردن او به استعفا و روی کار آوردن قوام، حاصل همکاری امریکا ، انگلستان و دربار بوده است. این همکاری ، با مراجعه نوکران با غیرت این دو قدرت خارجی به آنها ادامه می یابد. توطئه ها از پی هم چیده می شوند تا سرانجام ، توطئه 28 مرداد 32 به نتیجه می رسد. علاوه بر شاه و دربار ، نوکران با غیرت و " آلت فعل ها" ی این دو قدرت خارجی فراوان بودند که مقامات عالیرتبه و بلند پایه انگلیسی و امریکا ئی را اندرز می دادند و تحریک و ترغیب می کردند که راه حل کودتا را پیش بگیرند. نظیر:
1 - همانطورکه بنا به استناد سند شماره 138 ( تلگراف : 2651 - 12 / 2553 - 888 ، از سوی هندرسون سفیر در ایران به وزارت امور خارجه ، سری ، فوری ، تهران 26 دسامبر 1951 ، ظهر ) آوردیم ، شاه راه حل را کودتا می داند و در ان سند تآکید می شودکه " شاه گفت : در باره برکناری مصدق و جانشینی او با نخست وزیر دیگری ، فکرهائی کرده ولی نتوانسته بود شخص مناسبی که بتواند کار را بر عهده گیرد ، بیابد. بعلاوه ، چون هیچ گروه متشکلی که بطور مؤثری مخالف مصدق باشد در کشور وجود نداشت، وی نمی دانست جز از راه کودتا چگونه می شد تغییری بوجود آورد . به دنبال یک کودتای موفقیت آمیز بایستی حداقل برای مدت کوتاهی یک رژیم دیکتاتوری بر سر کار آید و..."
2 - فخرالدین عظیمی می نویسد " در تیر 1330 امیر امیرکیوان یکی از فعالان اتحادیه های کارگری نخستین فرد ایرانی بود( انقلاب اسلامی :یکی از نخستین افراد ایرانی) که طرح مفصلی در خصوص برکناری مصدق بوسیله کودتا تسلیم انگلیسیها کرد و نخستین افسری که او برای اجرای این طرح پیشنهاد کرد سرلشکر زاهدی بود که در آن هنگام سمت وزارت کشور را به عهده داشت" ( گزارش باوکر، 3 ژوئیه 1951، FO371EP91461 امیر کیوان ضمن گفتگو با فردریک لی وزیر کار انگلستان، هنگامی که هر دو در کنفرانس بین المللی کار در ژنو شرکت کرده بودند نقشه هایش را تشریح کرد( باوکر به شپرد، 5 ژوئیه 1951 ،همانجا)- به نقل از کتاب بحران دمکراسی در ایران -1320 -1332 - نوشته فخرالدین عظیمی - ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی- بیژن نوذری - ص 403 تا 404)
3 - ایدن در صفحه 213 خاطرات خود The Memoirs of Sir Anthony Eden full Circle ، می گوید با علی سهیلی ، سفیر ایران در لندن ( فراماسون و از عمال انگلستان بود و مصدق برضد او اعلام جرم کرده بود وپس از کودتا مجددا سفیر ایران در لندن گشت ) مشورت کرده و سفیر ایران رویه انگلستان را دایر بر شکیبائی تا از پا درآمدن حکومت مصدق تصویب کرده است. درحقیقت، این " ایرانیها " بودند که به انگلیسها اندرز می دادند صبر کنند آنها حکومت مصدق را سرنگون سازند ومسئله نفت بسود انگلستان حل شود . نگاه کنید به Victor Marchetti and John D. Marks : The Cult of intelligence صفحات 28 و 29 . 4 - دکتر فخرالدین عظیمی در نوشته تحقیقی خود به این نکات اشاره می کند:" شپرد نیز احتمال کودتا را مد نظر قرار داده بود؛ او با لحن خاص خود در شهریور ماه (1330 ) نوشت:" در واقع چنین به نظر می رسد که در خصلت سیاست ایرانی این ویژگی وجود دارد که می گذارند کار به جایی برسد که وقوع یک کودتا اجتناب ناپذیر شود"( شپرد به استرانگ، 11 سپتامبر 1951 ، FO371EP91463) ، در دی ماه 1330 سید ضیاء ابراز نگرانی کرد که " ممکن است راه حلی جز کودتا وجود نداشته باشد"( گزارش میدلتون 10 ژانویه 1952 ، FO248 EP91463) و......." در میان مخالفان مصدق که با امید فراوان به او( زاهدی ) مینگریستند، وی در تماس با بعضی چهره های اصلی از قبیل سردار فاخر حکمت بود" ( گزارش فال 7 اوت 1952 ) .... " زاهدی طبعاً رقیبانی در میان صفوف امرای ارتش داشت و برخی افراد غیر نظامی مانند میر اشرافی ، عباس اسکندری و سید ضیاء نیر هر یک خودشان را رهبر .کودتا می پنداشتند" ( گزارش فال 28 ژوئیه 1352 ) و عبدالحسین حمزاوی وابسته مطبوعاتی سابق سفارت ایران در لندن در تیر ماه 1331 با راس در وزارت امور خارجه انگلیس ملاقات کرد و ضمن بردن نام زاهدی او را " مردی جوان و فعال، خوش قیافه، بی رحم و بهتر از هرچیز مشهور به دشمنی با انگلیسیها " توصیف کرد ( گزارش راس 29 ژوئیه 1952 ، FO371EP98603 ) حمزاوی بعد از کودتا سفیر ایران در برز یل، تایلند و ژاپن ... بوده است و بلاخره فال می گوید: "به زاهدی هشدار دادم که نگذارد هیچ کس به ارتباطش با ما پی ببرد و تصور می کنم او تصدیق کرد که در حال حاضر سابقه ضد انگلیسی او وثیقه بسیار مهم تری از وعده پشتیبانی انگلیسیها برای اوست"( گزارش فال 7 اوت 1952 FO248 1513 ( . به نقل از کتاب بحران دمکراسی در ایران -1320 -1332 - نوشته فخرالدین عظیمی - ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی- بیژن نوذری - ص 404 تا 405 ) .
◄ حزب توده دست آویز تهدید از دو سو ( سند شماره 190 ، تلگراف 3052 - 7/ 13 .788 ، از سوی هندرسن سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، تهران 30 ژوئیه 1952 ، 4 بعد از ظهر ، سری، فوری ):
1 - دیروز صبح برای مصدق پیام فرستادم که در زمانی مناسب برای او، مایل به دیدار و گفتگوی دوباره با او هستم. لذا دیشت گفتگوی طولانی دیگری با او انجام شد...
2 - من گفتگو را با اظهار عدم خوشبختی از بدبینی که وی در طول گفتگوی قبلی از خویشتن نشان داده بود آغاز کردم و گفتم که شخصاً در حال حاضر او را به عنوان تنها سد موجود میان ایران و کمونیسم تلقی می نمودم . بنا براین ، امیدوار بودم اظهاراتی که وی در گفتگوی قبلی برای من بیان نموده بود، مبتنی بر این که ارتش ایران " کارش تمام است " و این که با توجه به وضعیت مالی و اقتصادی ایران بطور غیر قابل اجتنابی بسوی کمونیسم کشانده می شود، واقعاً مبین نظرات جدی و هوشیارانه وی نباشد ...
3 - مصدق اظهار نمود که واقعاً و عمیقاً نگران وضعیت موجود است. به نظر می رسد که به ارتش هیچ امیدی نیست . وی درجستجوی یک رئیس ستاد قابل اطمینان است تا جانشین یزدان پناه کند ولی تا کنون کسی را نیافته که هم لایق و هم قابل اعتماد باشد . اکثر ژنرالهای ایران رشوه خوار و قدیمی اند ... اگر چه ممکن است زیاده روی بنظر برسد ، ولی وی موافق بود که در حال حاضر ، در ایران ، شخص او، تنها مانع مؤثر در مقابل کمونیسم بشمار است . هیچیک از رهبران جبهه ملی هوادار کمونیسم نیستند ولی آنان چنان نسبت بهم حسادت می ورزند که وی نمی داند اگر هدایت آنها را در دست نداشته باشد، آنها چه ممکن است بکنند یا با چه کسانی متحد می شوند . آنها رهنمودهای او را می پذیرند ولی زیر بار یکدیگر نمی روند ... ( صفحات 649 تا 651 )
◄ بر مبنای این تهدید، شرائطی که برای از سر گرفتن گفتگوها و حل مسئله نفت پیشنهاد می شوند، عبارتند از:
7 - در نتیجه این گفتگو، این عقیده را پیدا کرده ام که هیچ شانسی وجود ندارد ، تا دولت ایران به ریاست مصدق در جهت حل اختلاف نفت با انگلیس جز با رعایت شرائط زیرین ، گامهای بیشتری به جلو بردارد :
الف - دولت ایران اداره تأسیسات بهره برداری و وسائل استخراج در ایران را ، بدون هرگونه دخالت و کنترلی از خارج، برعهده گیرد .
ب - ایران انتظار دارد دولتهای انگلیس و امریکا و شرکتهای نفت جهانی هیچگونه مانعی بر سر راه استخدام انفرادی افراد و کارکنان فنی که ایران ممکن است استخدام آنها را لازم بداند ، ایجاد نکنند.
پ - ایران مایل به فروش بخش عمده محصولات نفتی خود به شرکت نفت ایران و انگلیس ، یا یکی از شرکتهای تابعه آن ، بر اساس ضوابط بازرگانی می باشد . ولی به هر حال، مایل به فروش مجموع تولید خود تنها به یک خریدار نیست .
ت - ایران درصد معینی از درآمد نفت خود را از فروش، بعنوان غرامت به شرکت نفت ایران و انگلیس می پردازد تا هنگامی که غرامت کاملاً واریز شود .
ج - پس از پایان انعقاد موافقتنامه ، شرکت نفت ایران و انگلیس از کلیه دعاوی خود نسبت به اموال منقول و غیر منقول موجود در ایران ، صرف نظر می نماید . چ - با انعقاد موافقتنامه ، انگلیس و ایران گامهای شایسته را جهت برقراری روابط دوستانه میان دو کشور بر می دارند .
8 - من مایل به تأکید مجدد هستم که نکات فوق را نمی بایستی بعنوان ارائه پیشنهادی از سوی یکی از طرفها تلقی نمود .این نکات تنها مبین نتیجه ای است که طی گفتگو در باره شراطی که مصدق ممکن است بر آن اساس مایل به حل مسئله نفت در این برهه خاص زمانی باشد، برداشت نموده ام ... (صفحات 653 و 654 )
◄ انگلستان با شرائطی بهتر از این شرائط نمی تواند مسئله نفت را حل کند ( سند 191 ، تلگراف 3152 - 7 /13 .788 از سوی هندرسن سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، تهران 31 ژوئیه 1952 ، 2 بعد از ظهر، بکلی سری ، پس از دریافت، فوراً ملاحظه شود ):
4 - این سفارت قانع شده است که انگلیسی ها نخواهند توانست در آینده قابل پیش بینی ، به یک موافقتنامه با شرائط بهتری از شرائط مورد اشاره دست یابند. چنانچه دولت جدیدی در ایران ، در یک اقدام شگفت آور، به قدرت دست یابد، ما باور نداریم که بتواند در مدت زمان نامحدودی شرائط بهتری را عرضه نماید . تا زمانی که مسئله نفت حل نشده است ، شکاف و فاصله میان ایران و جهان غرب مطمئناً عمیق تر می شود . بنا بر این، ما بجد امیدواریم که دولت بریتانیا با این شرائط ، بعنوان پایه ای برای گفتگوها موافقت خواهد نمود.
5 - در هنگام شروع مذاکرات ، بر اساس شرائطی که در بالا بیان شد، بایستی از برخی منابع کمک مالی بطور موقت به ایران داده شود . ( صفحه 657 )
◄ هندرسن توضیح می دهد چرا کودتا ممکن نیست و چرا راه حل گفتگو با مصدق بر اساس شرائط بالا است ( از سوی هندرسن سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، سند شماره 192 ، تلگراف 3152 - 7/13. 788 ، تهران 31 ژوئیه 1952 ، 2 بعد از ظهر ، بکلی سری ، بلافاصله بعد از دریافت ملاحظه شود ):
    من با میدلتون ، با اختصار ، در باره تلگراف شماره 255 وزارتخانه که ضمن شماره 648 ، در تاریخ 29 ژوئیه به سفارت در لندن مخابره شد ، گفتگو نمودم . توصیه هائی که در بند ( الف ) در خواست شد، موضوع تلگراف جداگانه های خواهد بود . در باره ( ب )، ما هردو بر این عقیده بودیم که در حال حاضر، جانشین های دیگری که احتمالاً در مقابل مصدق بتوانند به دولت دست یابند، وجود ندارند . مگر احتمالاً از طریق دست زدن به یک کودتای نظامی . ما اکنون هیچ آگاهی در باره رهبران نظامی برجسته ای که توانائی و موقعیت و هوشمندی لازم را جهت کسب اطمینان از موفقیت کودتا و اداره حکومت در ایران، در صورتی که چنین کودتائی موفقیت یابد ، دارا باشند، در دست نداریم . بهترین و مناسب ترین افسران که به نظر می رسید در بهترین وضعیت برای انجام کودتا باشند، عبارت بودند از ژنرال زاهدی و ژنرال حجازی . و این دو ژنرال از نقطه نظر دید سیاسی ، تا اندازه ای با یکدیگر تفاوت داشتند . زیرا زاهدی با عناصر میانه روی جبهه ملی همدلی و همراهی داشت در حالی که احتمالاً حجازی در درجه اول علاقمند به تشکیل یک دولت توانمندی بود که بتواند بازوی شاه را نیرومند سازد و کمونیستها را ریشه کن کند .
    در مورد ( پ ) برای موفقیت کودتا، این اقدام بایستی کاملاً توسط رهبران نظامی ایران به نام شاه و بدون اطلاع شاه صورت گیرد . زیرا شاه احتمالاً توان و استقامت پیگیری تا پایان آن را ندارد و ممکن است در برخی مراحل، احساس ضعف نماید و رهبران آن را مورد ملامت و تقبیح قرارداده و آنها را مردود اعلام نمایند. احتمالاً لازم است لا اقل فرمانده لشگر مستقر در تهران همدست توطئه گران باشد و احیاناً در مرحله خاصی فرمانده گارد محافظ شاه نیز با آنان همراه شود . عقیده بر این است که اگر ارتش بتواند کنترل کامل تهران را بدست گیرد و توطئه گران ، بنام شاه، بتوانند رئیس ستاد جدیدی برگزینند، اکثر استانها ، شاید به استثنای خوزستان، دولت جدید را به رسمیت می شناسند . قبائل قشقائی ممکن است درد سر ایجاد کتتد ...
در باره بند ( ث ) میدلتون و من توافق داریم که نه دولت بریتانیا و نه دولت امریکا هیچیک نمی باید اجرای کودتا را تشویق نمایند یا از آن حمایت نمایند و سفارتخانه های نباید بهیچ ترتیبی در آن مداخله نمایند .
    ما همچنین باید در نظر داشته باشیم که انجام یک کودتای نظامی موفقیت آمیز قطعاً موجب می شود تا حزب توده کنترل نهضت ملی را به دست گیرد . بنا بر این، یک کودتای نظامی ممکن است با مشکلات فزاینده ای در تسلط بر کشور و در اجرای برنامه های سازنده روبرو گردد . ( صفحات 658 و 659 )
انقلاب اسلامی : هرچند سرانجام کودتا شد و زاهدی آلت فعل سیا و انتلیجنت سرویس در آن شد، اما تا مرداد ماه 1331 ، ارزیابی سفیر امریکا و کادار انگلیس اینست که کودتا ممکن نیست . هندرسن که ، مرداد 32 ، درکودتا شرکت فعال جست، در مرداد 31، همچنان اصرار می ورزید که انگلستان ، بر اساس شرائطی که او به وزارت خارجه امریکا پیشنهاد کرده بود، مسئله نفت حل شود . و نیز، او اصرار کرده بود امریکا به حکومت مصدق کمک بلاعوض فوری بعمل آورد :
◄ حکومت امریکا با شرائط پیشنهادی هندرسون و دادن کمک به ایران موافقت می کند ( سند شماره 193 ، تلگراف 3152 - 7/2553 . 888 ، یادداشت راجع به مذاکره تلفنی وزیر خارجه امور خارجه، وشنگتن ، 31 ژوئیه 1952 ، کاملاً سری ) :
    شرکت کنندگان آقایان آچسن وزیر امور خارجه و هری ترومن ریاست جمهوری ایالات متحده . 10:30 دقیقه صبح امروز، در باره موضوع ایران ، به رئیس جمهوری تلفن نمودم . به او گفتم به نظر من وضعیت در آنجا بسیار حساس و بحرانی است و با دست زدن به اقدامی بمنظور نجات از آن وضعیت ، می خواستم با انگلیسی ها در مورد اجرای فوری برنامه ای متشکل از سه نکته اساسی زیر باشد، گفتگو کنم . من برای رئیس جمهوری توضیح دادم که این نکات به شرح زیر می باشند :
1 - ایالات متحده فوراً مبلغ 10 میلیون دلار به عنوان کمک بلاعوض در اختیار ایران قرار می دهد .
2 - انگلیسی ها موافقت می نمایند نفت موجود در انبار ایران را با تخفیف مناسبی خریداری نمایند .
3 - مصدق بایستی موافقت نماید یک کمیسیون داوری بین المللی تشکیل و موضوع پرداخت غرامت به انگلیسی ها را مورد بررسی قرار دهد . (صفحات 659 و 660 )
◄ آچسن ، وزیر خارجه امریکا شاه را توانا به خارج کردن حکومت از دست مصدق نمی بیند و چاره را مذاکره با مصدق می داند ( سند شماره 194 ، تلگراف 3152 - 7/ 10. 888 ، از سوی آچسن وزیر امور خارجه به سفارت در تهران، واشنگتن ، 31 ژوئیه 1952، 11:53 صبح ، کاملاً سری ، فوری )
    با توجه به وضعیت بحرانی در ایران، ... ، احتمال ضعیفی وجود دارد که شاه یا عناصر محافظه کار توانائی پس گرفتن قدرت و نفوذ سیاسی را از دولت ناسیونالیست مصدق داشته باشند . در این میان، خطر تصرف قدرت از سوی کمونیست ها افزایش می یابد.
اگر چه ناخوش آیند است ولی به نظر می رسد هیچ گزینه و چاره منطقی دیگری جز حمایت از دولت کنونی وجود ندارد... بنظر ما، عامل زمانی به اندازه ای کوتاه است که نخستین گام در مورد فراهم نمودن پول برای دولت ایران می بایستی پیش از ترتیب دادن و تنظیم هر نوع قرارداد تفصیلی نهائی انجام گیرد . بنا بر این ، ما پیشنهاد می کنیم دولتهای انگلستان و امریکا مشترکاً پیشنهادی بر اساس خط مشی زیرین به دکتر مصدق عرضه نمایند : 1 - دولت ایالات متحده فوراً مبلغ 10 میلیون دلار بصورت بلاعوض به دولت ایران خواهد پرداخت .
2 - شرکت نفت ایران و انگلیس و یا مؤسسه دیگری که از سوی دولت انگلیس برگزیده می شود، کلیه محصولات نفتی موجود در انبارهای شرکت ملی نفت ایران را به بهای تجارتی خلیج فارس، منهای تخفیف مناسبی ، خریداری خواهد نمود . 3 - بر اساس طرح پیشنهادی که میان مصدق و کاردار سفارت انگلیس در تهران ، در 25 ژوئیه ، مورد گفتگو قرار گرفته است . موافقت بعمل می آید یک کمیسیون داوری ، مرکب از سه نفر فوراً تشکیل شود و موضع غرامت را مورد بررسی قرار دهد . نه پرداخت کمک مالی بلاعوض 10 میلیون دلاری امریکا و نه آغاز خرید نفت از سوی دولت انگلیس ، هیچیک منوط به شروع ترتیبات مربوط به غرامت نمی باشد . 4 - شروع مذاکره به منظور دادن ترتیب دائمی تر برای توزیع نفت ایران ، باید فوراً آغاز شود .
چنانچه سئوالی در باره فروش نفت به میزان بیشتر از آنچه که به شرکت ایران و انگلیس فروخته می شود، مطرح گردد، به ایرانیان بایستی اطلاع داده شود که دولتهای امریکا و انگلیس موافقت کرده اند تا هیچ مانعی بر سر راه چنین فروشهائی ایجاد نگردد. (صفحات 660 و 661 )
انقلاب اسلامی : بدین سان، دو دولت می دانسته و می پذیرفته اند که نباید مانع فروش نفت ایران شد و این کار میسر نیست . به سخن دیگر، احتمال موفقیت جنبش ملی کردن صنعت نفت کامل بود اگر ، از درون کشور، به جنبش مردم و ایران خیانت نمی شد :
این هنگام ، در انگلستان، حزب محافظه کار بر سر کار آمده است و ایدن، وزیر خارجه حکومت چرچیل ، ارزیابی دیگری از وضعیت ایران بعمل می آورد و پیشنهاد امریکا را، بعنوان اساس مذاکره نمی پذیرد ( سند شماره 197 ، تلگراف 952 - 8/2553 . 888 ، از سفارت بریتانیا در واشنگتن به وزارت امور خارجه امریکا، واشنگتن، 9 اوت 1952 ، سری ) :
    پیام زیرین از طرف آقای ایدن برای آقای آچسن می باشد :
1 - از دریافت نظرات شما، ... خوشوقت گشتم .
2 - با بررسی وضعیت ایران و بویژه پیشنهادهای شما برای ارائه نمودن یک طرح مشترک ، همکارانم و من، توجه خود را به ویژه به نکات زیر معطوف داشته ایم :
الف - خطرات ناشی از اجازه دادن به گسترش هرج و مرج در ایران که ممکن است به نفوذ کمونیسم منجر شود و موجب پیدایش یک تهدید جدی برای مجموع وضعیت استراتژیکی خاورمیانه شود .
ب - تا حدودی ممکن است دولت کنونی ایران را مانعی در مقابل کمونیسم تلقی نمود . ج - اثر این وضع بر منافع ما در سایر مناطق جهان، همانطور که می دانید بنظر ما این امر ممکن است برای کشوری نظیر ما که برای هستی خود به این منافع تکیه فراوان دارد، فاجعه آمیز باشد .
3 - من درک می کنم که در آینده نزدیک ، برکناری مصدق از سمت نخست وزیری به موجب قانون اساسی ، مگر شاید به توسط یکی از هواداران حزب توده ، محتمل نمی باشد . و ممکن است چنین بنظر آید که او در حال حاضر در ایران بهترین سد دفاعی موجود در مقابل کمونیسم در ایران باشد . با این وصف، من توان دفاعی او را احتمالاً چندان نیرومند تلقی نمی کنم. کاردار سفارت بریتانیا در تهران ، در باره ارزش مصدق بعنوان مانعی در مقابل کمونیسم تردیدهای جدی ابراز نموده است که فکر می کنم سفیر شما با او در این زمینه ، اتفاق نظر داشته باشد . میدلتون به این مطلب اشاره می کند که توانائی حزب توده در نتیجه سیاستهای اتخاذ شده توسط مصدق، از زمانی که حکومت او بر سر کار آمده افزایش یافته است . اینک وی پس از آشفتگیهای عمومی که حزب توده در انجام آن با طرفداران وی همکاری نموده بود، به قدرت بازگشته است... حتی پشتیبان وی کاشانی، بر طبق اطلاعات ما ، از ناتوانی او در مقابل حزب توده نگران می باشد . در حالی که اول اظهار شده بود عوامل وابسته به کاشانی بودند که همکاری با حزب توده را ترتیب دادند ... اینها همه نشان می دهد که به مصدق کمک فقط تا هنگامی باید داده شود که وی نشان دهد آماده متوقف کردن و جلوگیری از کشیده شدن جریان بسوی کمونیسم و هرج و مرج می باشد .
4 - ... به نظر باور نکردنی آمد که روحیه ارتش آنچنان کاهش یافته باشد تا ارتش بعنوان یک عامل مهم از صحنه و وضعیت سیاسی حذف گردد . طبق آخرین اطلاعات دریافتی ما با این وصف، لزوماً وضع بدینگونه نیست . در حالی که بنظر می رسد انتقاد از مصدق در میان رهبران جبهه ملی رو به افزایش است . نشانه هائی نیز در زمینه فکر امیران ارتش، از قبیل این که بیش از این نمی شود به مصدق میدان داد تا ایران را نابود کند و یا اینکه روحیه ارتش مطابق گزارشهای واصله رو به بهبود بوده و کماکان به شاه وفادار است و ممکن است ناچار به دخالت در اوضاع شود ، پدیدار شده است. چنانچه قرار شود این امر روی دهد ، مخالفان پارلمانی مصدق نیز مسلماً برخاسته به ارتش می پیوندند . بنا براین ، تا آنجائی که امید معقولی وجود دارد که ایران می تواند توسط خود مردم این کشور نجات یابد، به نظر من به سبب این فکرکه ما هرگز دولت بهتری برای انجام معامله نخواهیم یافت، ما نمی بایستی در آمدن به کمک مصدق شتاب نمائیم . ...
6 - هنگامی که مصدق پیشنهاد حکمیت مورخ 25 ژوئیه خود را ارائه نمود ، بدون شک منظورش تنها معطوف به داوری در باره غرامت بود ... تا آنجائی که به ما مربوط می شود، با داوری فقط در صورتی می توانیم موافقت نمائیم که چارچوب مذاکرات بطور مشخص گسترده بوده اجازه دهد هنگام انجام داوری مسئله اعتبار قانون ملی کردن نفت ایران و عدم تعارض آن با امتیاز شرکت نفت ایران و انگلیس نیز مطرح گردد ...
7 - هنگامی که قرار و مدار رضایت بخشی برای انجام داوری بر پایه این خط مشی با دولت ایران به توافق رسیده است، من آماده می باشم تا از شرکت نفت ایران و انگلیس بخواهم ترتیباتی با ایرانیان برای راه اندازی نفت ایران بدهد ... با این وصف ، من نمی توانم از شرکت بخواهم پیش از این که دلیل خوبی برای امیدوار شدن به پیشرفت در حصول سازش روی موضوع به دست آید، بطور مثال، انعقاد موافقتنامه ای حکمیت صورت گرفته باشد، حمل نفت از ایران را مورد توجه قرار دهد .در هر صورت، من نمی توانم از شرکت بخواهم تا از حق توسل به اقدام حقوقی علیه سایر خریداران نفت ایران، پیش از این که توافق نهائی در اختلاف نفت حاصل شده باشد ، صرفه نظر کند ...
8 - من علاقه داشتم تا شاهد آن باشم که طرح پیشنهاد مشترک شما به دولت ایران، مشتمل بر داوری در باره غرامت باشد ... اگر شما بتوانید تغییراتی در پیشنهادهای خود بدهید، می شود پیشنهاد را چنان تنظیم کرد که دولت انگلیس بتواند در تهیه آن مشارکت نماید . تغییراتی که ما پیشنهاد می نمائیم به ترتیب زیر است :
1 - کمک مالی ایالات متحده مشروط به موافقت دولت ایران در پذیرش داوری با شرائط قابل قبول برای انعقاد ترتیبات مناسب با شرکت نفت ایران و انگلیس جهت حمل نفت موجود می باشد.
2 - خرید نفت از سوی شرکت انگلیس و ایران تا زمانی که چارچوب و شرائط رضایت بخشی برای انجام حکمیت مورد توافق واقع نشده باشد، انجام نمی شود. 3 - از شرکت نفت ایران و انگلیس خواسته نخواهد شد تا پیش از رسیدن به توافق نهائی از حق توسل به اقدامات حقوقی علیه سایر خریداران نفت ایران دست بردارد ... ( صفحات 666 تا 669 )
انقلاب اسلامی : بدین قرار، ایدن ، وزیر خارجه انگلستان، با استناد گرایش کاشانی و برخی از اعضای جبهه ملی به مخالفت با مصدق و حکومت او و طرزفکری که در امرای ارتش پیدا شده بود، با تمامی مواد پیشنهادی امریکا ، مخالفت می کند و به جای آن، پیشنهادی را عنوان می کند که حکومت مصدق نمی توانست بپذیرد . ظرف 12 روز، سفیر امریکا هم بهمان نتیجه می رسد : ◄ مخالفت کاشانی با مصدق به انگلستان و امریکا امید جدیدی می دهد ( سند شماره 198 ، تلگراف 1152 - 8 / 00 . 788 ، از سوی هندرسن سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، تهران، 11 اوت 1952 ، 1 بعد از ظهر ، سری - فوری ) :
    با توجه به شتاب دگرگونی وضعیت سیاسی ، ما اینک ارزیابی جدیدی از اوضاع کنونی را در این لحظه ارسال می نمائیم :
1 - ویژگی چشمگیر رویداد سیاسی اخیر در ایران همانا تشدید اختلافات میان رهبران جبهه ملی و متحدان آنان می باشد . ظاهراً به موازات اینکه با پیروزی کامل اخیر که با بازگشت مصدق مشخص گشت ، کنترلهای گوناگون بر قدرت جبهه ملی برداشته شد و رهبران جاه طلب جبهه ملی بطور آشکارتری با یکدیگر شروع به مبارزه نموده اند . شکاف و فاصله ای که به نظر می رسد اینک بیشترین تهدید برای نهضت ملی می باشد، همان است که میان مصدق و کاشانی پدیدار شده است .
2 - مانده مخالفان محافظه کار جبهه ملی در مجلس، روش جدیدی به منظور استفاده و بیشترین بهره برداری از اختلافات داخلی جبهه ملی اتخاذ نموده اند . این روش عبارت است از اتخاذ مواضع افراطی تری در مسائل گوناگون ، حتی در مقایسه با مواضع خود جبهه ملی بوده است. این روش در موارد زیر موفق بوده است :
الف - در مواردی موجب شده است افراطیون و افراط گرائی را مبتذل و مهمل جلوه دهد و ب - در بهره برداری و تشدید اختلافات و گسترش شکاف میان رهبران نهضت ملی . مخالفان بعنوان مثال در انتخاب کاشانی به عنوان رئیس مجلس مؤثر بودند. روی دادی که موجب عصبانیت و آشفته سازی مصدق و افزایش برخورد میان رهبران ملی گردید 3 - به نظر می رسد اختلاف و برخورد میان مصدق و کاشانی ، در درجه اول، معلول عوامل زیرین باشد :
الف - فشارهائی که به مصدق وارد آمده تا به سادگی نشان دهد که نامبرده بدون کاشانی ناتوان است و لذا بایستی در مسائل اساسی به نظرات کاشانی تمکین و از آن پیروی نماید .
ب - کاشانی و مصدق هر دو گرفتار عقده خود بزرگ بینی هستند و جدائی آنها از یکدیگر به مناسبت تلاش آشکار کاشانی برای به چنگ آوردن قدرت و احراز رهبری سیاسی کشور است . علاء ، وزیر دربار ، عقیده دارد که شاه و مصدق اینک برای خنثی کردن جاه طلبی های ستیزه جویانه کاشانی در عمل همکاری می نمایند .
    طبیعی است هرگاه اختلاف میان مصدق و کاشانی ژرف گردد ، هریک می کوشد تا در صورت امکان، پشتیبانی گروههای سیاسی بیشتری را برای خود جلب نمایند . بدین ترتیب اهمیت سیاسی شاه، ارتش و حزب توده ممکن است افزایش یابد ... چنانکه کاشانی تصمیم بگیرد از پشتیبانی خود از مصدق خودداری نماید ، مصدق ممکن است خود را در اجتماعات خیابانی در اقلیت بیابد . زیرا کاشانی و حزب توده با هم، هدایت اکثریت مبارزان خیابانی را در اختیار دارند . نمایندگان کاشانی تشکیل دهنده گروههای افراطی ملی هستند که حزب توده ممکن است بخواهد موقتاً به آن بپیوندد تا به پیشبرد هدف خود در حذف شاه و نابودی کامل توانمندی ارتش دست یابد . ( صفحات 670 تا 672 )
انقلاب اسلامی : بدین قرار، از 31 ژوئیه تا 11 اوت، ظرف 11 روز، ارزیابی دو سفارتخانه در باره وضعیت سیاسی ایران دیگر گون می شود. در 31 ژوئیه، چاره ای جز حل کردن مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مصدق نیست . اما در 7 اوت بنا بر گزارش محرمانه میدلتون کاردار سفارت انگلیس به وزارات امورخارجه و در 11 اوت، بنا بر گزارش از هندرسون به وزیر خارجه امریکا، سرنگون کردن حکومت مصدق و حل مسئله با حکومت جانشین ، کاری می شود که باید کرد . آنچه سبب این دگرگونی در نظر سفیر امریکا و کاردار انگلستان می شود ، تغییر رفتار کاشانی و بقائی و حائری زاده و مکی و... است . 1 - در گزارش محرمانه میدلتون به وزارت امورخارجه انگلیس که دو هفته بعد از قیام ملی 30 تیر و پیروزی مردم ایران داده شد، آمده است :
(اف - او 371 /602 8 9 - ای . پی 1015 /250 - 7 اوت 1952( 16/ 5 /31 )- محرمانه - از تهران به وزارت امورخارجه- کشف تلگراف رمز ، توزیع اداری آقای میدلتون- شماره 561 - 7 اوت 1952 (16 مرداد 1331) - فوری ، سری - پیرو تلگراف شماره 559 من) : " خود ژنرال زاهدی مرا آگاه ساخت که مکی ، بقایی و حائری زاده و فرستاده ای از کاشانی با او تماسهایی گرفته و همه نارضایتی خود را از مصدق به دلائل زیر اظهار داشته اند: الف - او یک دیکتاتور است.
ب - او توانایی ندارد که هیچ گام سازنده ای برای بهبود وضع اقتصادی بر دارد.
ج - او نه آماده است و نه توانایی دارد که تدابیر ضد کمونیستی اتخاذ کند.
2 - زاهدی همچنین با اعضای اپوزیسیون کهن تماس دارد و مدعی است در میان ارتش پشتیبانانی می شود.
3 - من شانس فوری زیادی برای رسیدن زاهدی به قدرت نمی یابم. اما هر چه مصدق ضعیف شود وضع او ممکن است قوی تر شود. او جایگزین ممکنی برای مصدق به دست می دهد و گذشته ی ضد انگلیسی او به او کمک خواهد کرد . اما نقشه های او به شدت برهم خواهد خورد اگر مصدق کمکی از خارج دریافت کند.
4 - من به همکار ایالات متحده ام در این باره چیزی نگفته ام. زاهدی شخصاً با سفارت ایالات متحده تماس خواهد گرفت و میل ندارد که کاندیدای ما به نظر برسد.
توزیع شد به: اداره شرق، سکرتاریای خاورمیانه، اداره روابط اقتصادی - رونوشتهای قبلی به : سر دابلیو استرانگ، سکرنادنای خصوصی، سر آر مکینس، سر جی . بوکر، رئیس اداره شرق" ( قیام سی تیر و 3 سند محرمانه - به کوشش انور خامنه ای به نقل از کتاب - "مصدق و دولت ملی و کودتا " زیر نظر مهندس سحابی - ص 96 تا 97 ) و آقای انور خامنه ای در باره ی این سند می نویسد:" این سند نشان می دهد که اولاً، زاهدی برخلاف نظر شایع پیش از آنکه کاندیدای امریکایی ها باشد کاندیدای انگلیسها بوده است و حتی آن را از امریکایی ها پنهان می کردند. ثانیاً ، چون این نامه دو هفته پس از قیام سی تیر نوشته شده است و در این فاصله دکتر مصدق اقدام خاصی نکرده بوده است که موجب تغییرسیاست این اشخاص شود، بنابراین آنها پیش ازسی تیر با مصدق مخالف بوده اند و شرکت آنها در قیام سی تیر بیشتر به خاطر مخالفت با قوام بوده است و نه طرفداری از مصدق، یعنی بغضاً للمعاویه بوده است و نه حباً لعلی!" - ( همانجا ص 97) 2 - دکتر مصدق در خاطرات خود در باره این " اشخاص" می نویسد:" اغراض و مخالفتهای بی اساس سبب شده بود که روز نه اسفند یکی از همکاران( کاشانی ) در خارج مجلس بر علیه من اقدام کند و بعضی هم در خود مجلس بانتظار خبر قتل من بمانند و همصدا شدن با مردم در روز 30 ام تیر از نظر همکاری و نیل بهدف نبود بلکه از جهت مخالفتی بود که با شخص قوام السلطنه داشتند. نمک خوردند و نمکدان راشکستند ."( خاطرات و تألمات مصدق - ص- 251 )
3 - در گزارش 26 ژوئیه 1952 سفارت انگلیس در ایران آمده است که : " زاهدی با کاشانی ارتباط نزدیک داشت و ادعا می کرد موافقت آیت الله را با پیشنهاد " حق اظهار نظر" در ترکیب و کابینه اش جلب کرده است" ( گزارش سفارت ، 26 ژوئیه 1952 ،FO248 15 31 ) به نقل از کتاب بحران دمکراسی در ایران -1320 -1332 - نوشته فخرالدین عظیمی - ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی- بیژن نوذری - ص 404)
4 - در گزارش محرمانه اسناد سفارت آمریکا آمده است : " ... بقایی شدیداً جاه طلب است و بیشتر ناظران آمریکی احساس می کنند که او، از هرگونه فرصتی برای پیشبرد مقاصد خود، استفاده خواهد کرد. فرصت طلبی برصمیمیت او می چربد و احتمالاً جبهه ملی را به عنوان وسیله مناسبی برای اینکه خود را به قدرت برساند، به کار می برد..."( احزاب سیاسی در ایران، اسناد سفارت آمریکا(لانه جاسوسی آمریکا) ، بخش دوم، جلد سوم، صفحات 124 - 126 - به نقل از کتاب "مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت" نوشته سرهنگ غلامرضا نجاتی - ص - 454) 5 - " در دیدار محرمانه ای که در تاریخ 15 دسامبر 1951 (24 آذر 1330) سی. سی . فینچ با دکتر عیسی سپهبدی ، یکی از رابطین او با سفارت آمریکا و همکار نزدیک دکتر بقایی در حزب زحمتکشان به عمل آورد، سپهبدی می گوید :" دکتر بقایی ضرور تشخیص داده است که بطور آشکار و علنی علیه ایالات متحد آمریکا اظهار نظر کند (...) و به نفع روابط حسنه ایران و آمریکا ست که آمریکا هدف حمله قرار گیرد تا بدین ترتیب هرگونه امکان اینکه ایرانیان باور کنند ایالات متحد آمریکا پشتیبان حزب کارگران( زحمتکشان) است رد شود..." " ( گزارش محرمانه از سی. سی . فینچ به : آر.ام ملبورن، 15 دسامبر 1951، سند شماره 151 - همانجا) - و زنده یاد جلال آل احمد در باره بقایی و عیسی سپهبدی می نویسد : " یادم نمی رود که یکی دو روز پس از 30 تیر 1331 جلسة عمومی رهبری حزب زحمتکشان بود. محاکمه مانندی . شنیده بودیم که دکتر عیسی سپهبدی صبح آن روز بلوا ، به دیدار قوام السلطنه رفته بود و می خواستیم بدانیم که خود سر رفته یا به دستور دکتر بقایی؛ که رهبر حزب بود و ملکی در سایه اش می نشست و آفتابی نمی شد. تالاری بود از جماعت انباشته بود و رهبران آن بالا نشسته که مسأله طرح شد. یادم نیست چه کسی طرح کرد اما یادم است چطور.- سئوال:- آیا شخص ایشان با اجازه شما - آقای دکتر بقائی - صبح آنروز به دیدار قوام السلطنه رفته اند. جواب : - سکوت." ( جلال آل احمد "در خدمت و خیانت روشنفکران"- جلد دوم ، ص 199 )
6 - حسن ارسنجانی در " یادداشت های سیاسی " به این امر اشاره می کند که پس از تعیین قوام به نخست وزیری کاشانی در روز 27 تیر کاظمی و یک نفر دیگر برای ملاقات و مذاکره با قوام می فرستد . او می نویسد: " مستخدم وارد شد و گفت قربان کاظمی و یک نفر دیگر آمده. قوام السلطنه دستور داد بیایند... کاظمی و رفیقش از طرف سید ابوالقاسم کاشانی آمدند و ما نخواستیم در مذاکراتشان باشیم... آیت الله کاشانی اظهار تمایل کرده است که با قوام السلطنه رفع کدورت بشود تا او بتواند از دولت پشتیبانی کند" ، قوام السلطنه بعد به ما گفت:"... من به فرستاده های کاشانی پیغام دادم که نظریات عمومی ایشان را گوش می کنم ولی مداخله ی او را در امور مملکتی تحمل نخواهم کرد... مخصوصاً به آنها تذکر دادم که موافقت کاشانی با دولت را به بهای مداخله ی او در امور مملکت خریداری نمی کنم. او هر چه می خواهد بکند، لابد دولت هم تکلیفی خواهد داشت.." و گفتم: " کاشانی در دوره زمامداری گذشته آقا دلخوری داشت و اگر از او استمالت بشود، چون با مصدق باطناً خوب نیست، همکاری خواهد کرد.."، قوام السلطنه گفت:".. آن دفعه هم مثل امروز پیغام داد که می خواهد با من مساعدت کند ولی شرطش این است که دوازده نفر وکلای تهران را صورت بدهد... جواب دادم که مایل به همکاری با شما نیستم... یکی از اشتباهات دکتر مصدق همکاری او با کاشانی بود و اگردولت مصدق دوام پیدا می کرد، می دیدید که سید ابوالقاسم چه بلایی به روزگاراو می آورد. ضمناً برای اطلاع شما بگویم که فرستاده های کاشانی صورت اعلامیه ای را که در صورت موافقت میان من و او در تأیید دولت قرار بود صادر شود آورده بودند ، ولی من نتوانستم شرایط او را بپذیرم و گفتم هرچه می خواهید بکنید." ( حسن ارسنجانی یادداشت های سیاسی - ص 30 ، 44 و 46 )
7 - وزارت امورخارجه ( انگلستان) اینک دریافته بود که برکناری مصدق ازراه اقدام نظامی ، یعنی کودتا میسر خواهد بود. با توجه به ضعف شاه اقدامات قانونی جواب نمی داد. در ظرف یک هفته پس از بازگشت مصدق به قدرت، برادران رشیدیان، که با مأموران انگلیسی کار می کردند، سرلشکر فضل الله زاهدی را به عنوان رهبر کودتا پیشنهاد کردند. یک دیپلمات انگلیسی از میدلتون تقاضا ی مصلحت اندیشی کرد، چرا که نمی خواست " دست به کار کودتا شوند و بعد مجبور شوند آن را متوقف سازند و خدای نکرده تصمیم به حمایت از مصدق بگیرند." میدلتون با زاهدی ملاقات کرد و زاهدی به طور سربسته گفت که کودتا را رهبری خواهد کرد."( از آرشیو دولتی انگلیس < 8 July 1952,FO 284,1531/287;28 July 1952,FO 371,EP15314/189; 7 August 1952,FO 371 , 98602/EP1015/198> به نقل از کتاب ایالات متحده ایران در سایه مصدق - نویسنده جمیز اف. گود( James F. Goode) ترجمه مهدی حقیقت خواه - ص 110- تهران - ققنوس- 1382 ) 8 - دیگر اینکه میدلتون تلگرافی بعد از قیام 30 تیر مردم ایران به وزارت امورخارجه انگلیس ارسال نمود که وضعیت روحی او و دیگر مسئولین سفارت انگلستان را بخوبی نشان میدهد. بدین مضمون " حس خود بزرگ پنداری مصدق حالا به مرز جنون رسیده و اینطور به نظر می رسد که تنها چیزی که مانع افتادن ایران به دست کمونیست ها خواهد شد یک کودتا است" ( End of Empire. P.215 - به نقل از - کتاب زندگی سیاسی مصدق- نویسنده فواد روحانی - ص 339 )
    و افراطی گری را رویه کردن روش دست نشاندگان انگلستان در دوران بعد از انقلاب نیز بود. چنانکه دکتر بقائی و حسن آیت چنان تعصبی نسبت به ولایت مطلقه فقیه نشان می دادند که، در آن، هیچ عمامه بسری به گرد آنها نمی رسید . همین هاشمی رفسنجانی که حالا عمل گرا شده است، با آنکه با گروگانگیری موافق نبود، چون بنا بر تصرف قدرت از راه سازش پنهانی با ریگان - بوش شد، سردسته " حزب الله " و طرفدار راه حلهای " حزب اللهی " گشت . بازیگر اصلی کودتای خرداد 60 شد و به قول خود او در عبور از بحران ( شنبه 4 مهر ):" ناهار را در منزل آقای موسوی اردبیلی با حضور آقایان مهدوی (کنی)، خامنه ای و احمد آقا بودیم. آقای مهدوی (کنی) پیشنهاد داشت به کلی اعدامها قطع شود و با محاربان ملایمت کنیم که تصویب نشد" ( هاشمی رفسنجانی - کتاب عبور از بحران - ص 302 ) . بدین سان ، با متوقف کردن اعدامها مخالفت کرد و عامل طولانی شدن جنگ بمدت 8 سال شد و خامنه ای را به رهبری رساند و در متمم برای قانون اساسی پرداختن و مطلقه کردن ولایت فقیه و ترورها و فسادهای بزرگ نقش اول را پیدا کرد .


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر