آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦٢۰ از ٨ تا ٢٢ خرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

اعلاميه راه کارگر

در باره " انتخابات " دوره نهم رياست جمهوري اسلامي

به دليل فقدان آزادي هاي سياسي و آزادي احزاب؛ بخاطر شروط و محدوديت هاي فاشيستي براي نامزد شدن؛ بخاطر رأي گيري از مردم براي نامزدهاي انتصابي شوراي نگهبان؛ به دليل فقدان آزادي رأي دادن يا ندادن و مجبور کردن مردم به رآي دادن با توسل به تکليف شرعي و ترساندن از شناسنامه بي مُهر؛ و بخاطر رأي سازي ها و تقلبات انتخاباتي، در جمهوري اسلامي انتخابات هرگز معناي حقيقي نداشته است.
رويگرداني از محمد خاتمي در دور دوم انتخاب وي؛ تحريم گسترده دوره دوم انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا و انتخابات مجلس هفتم اسلامي توسط اکثريت مردم، نشان داد که آنان به تجربه پي به بي معنا بودن انتخابات در اين رژيم برده و در يافته اند که منفعتي از شرکت در انتخابات ندارند و رأي دادن انبوه شان در انتخابات رياست جمهوري دوم خرداد 1376، در انتخابات دور اول شوراهاي اسلامي شهر و روستا، و در انتخابات دوره ششم مجلس اسلامي، منشأ اثري در جهت خواست هايشان نبوده و رأي دادن به " بد " در برابر " بدتر " در هيچ انتخاباتي وضع آنان را بهتر نکرده است.
انتخابات دوره نهم رياست جمهوري اسلامي بنا به ارزيابي خود سران رژيم، در شرائط حساسي صورت مي گيرد و با موجوديت جمهوري اسلامي گره خورده است : از يک طرف رژيم اسلامي با نفرت عمومي و فقدان مشروعيت در داخل رو به روست و اکثريت عظيم مردم ايران انگيزه و تمايلي به شرکت در انتخابات ندارند و عزم عمومي به تحريم اين انتخابات چنان آشکار است که حتا بخش وسيعي از مشوقين هميشگي مردم به شرکت در انتخابات نمايشي نيز براي اولين بار در همرنگي فرصت طلبانه با جماعت، به اردوي تحريم پيوسته اند. از طرف ديگر، رژيم اسلامي از ناحيه سناريوهاي موازي آمريکا، يکي تهديدات و تدارکات نظامي و ديگري در اختيار گرفتن و کوک کردن دارو دسته هاي رنگارنگي از اپوزيسيون قابل خريد رژيم، در وضعيت بسيار شکننده و خطيري قرار گرفته است. در چنين شرائطي که رژيم اسلامي به يکي از تنگ ترين معبرهاي بحران موجوديت اش رسيده است، انتخابات رياست جمهوري بيش از آن که بعنوان يک انتخابات براي قدرت اجرائي معنا و اهميت داشته باشد، از لحاظ شرائطي بحراني که اين انتخابات در آن برگزار مي شود و نتايجي که انتخابات بر اين شرائط مي تواند بگذارد مورد توجه رژيم، بخشي از اپوزيسيون بورژوائي آن، و امپرياليست ها قرار گرفته است؛ و به اين خاطر است که هريک در جهت اهداف خود، آن را " فرصتي استثنائي " به حساب مي آورند.
وزيراطلاعات رژيم گفته است : " درشرايط فوق العاده حساسي قرار داريم که بطور کامل سرنوشت و مقدرات کشور به انتخابات گره خورده است. ما خواسته و ناخواسته انتخابات را حيثيتي کرده وتبديل به يک رفراندوم نموده ايم بطوري که هيچ انتخاباتي تا اين درجه مقدرات کشور را بدست نگرفته است ".
براي پي بردن به عمق و جديت بحران موجوديت رژيم اسلامي و اهميت حياتي و مماتي اين انتخابات براي خود رژيم، کانديدا شدن شخصي با مشخصات هاشمي رفسنجاني در اين شرائط بعنوان تنها شانس نجات رژيم از بحران، گوياترين ملاک است. اين گرگ روباه صفت که بيست و پنج سال است در مسئوليت هاي مختلف و از جمله در طي دو دوره رياست جمهوري اسلامي به مردم ايران امتحان پس داده و عملکردش در برابر چشمان همگان رو شده است؛ اين سردسته دزدان و ثروتمندترين پدر آقازاده هاي رانت خوارِ مولتي ميلياردر، قرار است باز هم بيشتر نان مردم را ازسر سفره شان بربايد و به حلقوم خود و دزداني چون خود و آقازاده هايش بريزد . اين " سردار " خصوصي سازي ها ( و بقول کارگران : " خودموني سازي ها ") و بيکار سازيهاي چندين ميليوني، قرار است براي بيکاران اشتغال فراهم کند! اين مسئول در اعدام هاي روزانه صد تا دويست نفره در سال شصت و قتل عام زندانيان سياسي و عقيدتي در سال شصت و هفت؛ اين عضو ارشد کميسيون ترور مخالفان سياسي و عقيدتي؛ اين دشمن شناخته شده آزادي هاي سياسي و - از جمله آزادي بيان حتا در محدوده اسلامي که به استعفاي وزير ارشاد مرتجع اش خاتمي منجر شد - قرار است مبشر آزادي هاي سياسي و ضامن امنيت مخالفان سياسي و عقيدتي باشد! رفسنجاني، اين جاني ي با شهرت جهاني که در " دادگاه ميکونوس " موقعيت و مسئوليت اش بعنوان يکي از اصلي ترين ارکان تروريسم دولت اسلامي اثبات و به جهانيان معرفي شد؛ يکي از اصلي ترين متهمان جنايت عليه بشريت که بايد در برابر چشم جهانيان در پشت ميز محاکمه قرار بگيرد و به مجازات برسد، قرار است بعنوان رئيس جمهوري و نماد و نماينده مردم ايران در جامعه بين المللي ظاهر شود!! رفسنجاني، چنين رسواي منفوري که در انتخابات دوره ششم مجلس اسلامي با شناختي که مردم از او داشتند با پوزه بر زمين کوبيده شد و علي رغم تقلبات و رأي سازي ها و رقم تراشي هاي شوراي نگهبان، حتا نتوانست حداقل لازم براي عبور از در مجلس اسلامي را کسب کند، قرار است راي " حد اکثري " از مردم بعنوان رياست جمهوري ايران دريافت کند!! رژيم اسلامي در آنچنان وضعيت وخيم داخلي و بين المللي و در چنان بن بستي گير افتاده است که آخرين راه نجات آن به چنين دزد جنايتکار و تبهکار امتحان پس داده رسوا و منفوري وابسته شده است!
براي استفاده از " فرصت استثنائي " انتخابات، در برابر چنين وضعيت بحراني و خطيري دو گرايش يا پلاتفرم کلي در درون رژيم - با سايه روشن کانديداهاي مختلف و بر بستر منافع اقتصادي و سياسي گروه بندي هاي رقيب - به زور آزمائي مي پردازند. يکي برخورد تعرضي و تهاجمي با تهديدات داخلي و بين المللي از طريق انحصار تمامي قدرت سياسي و اقتصادي در دست يک جريان و بر محور ولايت مطلقه فقيه است؛ و ديگري کشيدن چاشني انفجاري نارضائي داخلي با شعارهاي عوامفريبانه و وعده هاي دروغين تجربه شده در هر انتخاباتي، و تنش زدائي در مناسبات بين المللي با جلب اعتماد آمريکا، از طريق سازش و همدستي جناح ها در بالا.
آمريکا و کشورهاي اروپائي هم هر يک اين انتخابات را فرصتي براي ايراد فشار بر حکومت اسلامي در جهت سياست هاي خودشان به حساب مي آورند و مترصد جهت گيري حکومت به دنبال اين انتخابات هستند، تا جائي که بنا به گفته وزير اطلاعات رژيم اسلامي، " حتي روند قراردادهاي بين المللي ومذاکرات (هسته اي) معلق شده و به اين انتخابات گره خورده است ".
دولت آمريکا که با پروژه هاي موازي نظامي و سياسي متعددي براي چنگ اندازي بر ايران در راستاي استراتژي تغيير نقشه جهان و طرح امپرياليستي " خاورميانه بزرگ " نقشه مي کشد، به اين انتخابات نيز بعنوان فرصتي براي فشار بر رژيم اسلامي در همان چهارچوب مي نگرد. آمريکا ضمن آن که رسما اعلام کرده است که سياست نهائي خود در برابر بحران هسته اي را به پس ازانتخابات موکول کرده است، با دادن آموزش و حمايت سياسي و مالي به عناصر قابل خريد در اپوزيسيون بورژوائي، مي خواست شانس سازماندهي يک " انقلاب مخملي " در ايران را در جريان اين انتخابات بيازمايد.
جرياناتي در اپوزيسيون رژيم نيز با الگو برداري از گرجستان و اوکراين، اين انتخابات را " فرصتي استثنائي " براي روي صحنه آوردن سناريوي " انقلاب مخملي " با کارگرداني آمريکا در ايران به حساب مي آوردند. اما تلاش آنان براي سرهم کردن يک " آلترناتيو " مورد قبول آمريکا و معرفي يک کانديداي مستقل، به دليل فراهم نبودن شرائط ، به جائي نرسيد.
رژيم اسلامي براي بهره گرفتن از " فرصت استثنائي "ي اين انتخابات در جهت دفع فشارهاي داخلي و بين الملي و خريدن فرجه براي تجديد قوا و ريشه کن کردن جنبش هاي حق طلبانه مردم - صرفنظر از اين که کدام کانديدا و کدام خط پيروز شود - به ميزان هر چه گسترده تري از شرکت مردم در انتخابات احتياج دارد تا از آن بعنوان گواه مشروعيت و محبوبيت نظام اسلامي، براي خفه کردن اعتراضات و سرکوب قاطع حرکات مردم در داخل، و افزايش قدرت چانه زني و باج خواهي در مذاکرات و معاملات بين المللي استفاده کند.
به خاطر اين نياز حياتي به راي مردم است که در شرائطي که عزم عمومي به تحريم اين انتخابات در هوا موج مي زند، خامنه اي سال جديد را " سال وحدت و همبستگي" ناميده وخواهان " مشارکت حداکثري" شده است. براي جلب مردم به رأي دادن، همه وسائل را به خدمت گرفته اند : از عوامفريبي و وعده هاي دروغين کانديداها گرفته تا تشديد بگير و ببند گسترده و خفه کردن مبلغينِ تحريم انتخابات. براي مرعوب کردن طرفداران تحريم، وزير اطلاعات خاتمي تحريم انتخابات را " نوعي براندازي" ناميده و دبير شوراي نگهبان، مخالفان را به اعدام تهديد كرده است!
اما براي اکثريت مردم ايران که نه به دنبال نجات اين رژيم جهنمي از نابودي اند؛ نه در پيروزي اين يا آن دسته از دزدان و آدمکشان حاکم بر ايران نفعي دارند؛ و نه حاضر اند دزدان و آدمکشان آمريکائي را بر کشور و بر سرنوشت خود حاکم کنند، اين انتخابات فقط فرصت و بهانه اي مي تواند باشد براي به نمايش گذاشتن هرچه گسترده تر نفرت و انزجارشان از اين رژيم. درست در چنين شرائطي که تظاهر به مشروعيت، براي رژيم به نيازي حياتي براي سرکوب جنبش هاي داخلي و دريافت حمايت و کمک از امپرياليست ها تبديل شده است، بايد به شکل هر چه نمايان تري و در ابعاد هر چه گسترده تري فقدان مشروعيت اين رژيم را به نمايش گذاشت و تلاش مذبوحانه اش براي جان به در بردن از مهلکه را با شکست مواجه ساخت.
شکي نيست که در هر صورت يکي از کانديداها ي مورد تائيد شوراي نگهبان ، رئيس جمهور خواهد شد؛ و شکي هم نيست که رژيم براي بالا نشان دادن مشارکت مردم و بالا بردن آراي رئيس جمهور، به هر نوع دستکاري و رقم سازي و تقلبي دست خواهد زد. ولي به هر اندازه که ابعاد تحريم و عدم مشارکت، گسترده تر و حوزه هاي انتخاباتي رژيم خلوت تر باشند، به همان اندازه دروغگوئي و تقلبات رژيم رسواتر و آشکارتر خواهد بود.
اما دعوت به تحريم ، کافي نيست. بسياري از احزاب و تشکل ها صحبت از تحريم فعال کرده اند. قصد برخي از آنان که اساساً از اقدامات مستقل و به خيابان آمدن مردم هراسناک اند، به خيابان کشيدن مردم در روز انتخابات و فقط در رابطه با انتخابات، جهت زمينه سازي براي مداخله خارجي و بخصوص آمريکا و راه انداختن يک " انقلاب مخملي" با شعار " رفراندم " يا " آزادي انتخابات " است. منظور برخي نيز از تحريم فعال، مشارکت، ولي راي سفيد دادن است. اولي کاري عبث در شرائط جمهوري اسلامي و خلاف استقلال کشور و دموکراسي است؛ و دومي تنها به " مشارکت حد اکثري "ي مورد نظر رژيم در برابر دوربين هاي خبرگزاري ها کمک خواهد کرد.
ما، در طرح تحريم فعال، تنها به فعال شدن در روز انتخابات و فقط بر سر انتخابات نظر نداريم. ممکن است بخش هائي از مردم با دست زدن به ابتکاراتي در روز انتخابات، تحريم را به اين يا آن شکل به نمايش بگذارند. اما از نظر ما تحريم فعال، هم به معناي سازماندهي فعال تحريم در دوره پيش از انتخابات است؛ و هم به معناي فعاليت هائي که بعد از تحريم انتخابات در برابر نظام حاکم لازم اند. اکثريت عظيم مردم ايران، نه با رأي دادن به هر يک از کانديداهاي رژيم به مطالبات خود خواهند رسيد؛ و نه صرفاً با تحريم انتخابات، موازنه نيرو به زيان رژيم و به سود مردم تغيير خواهد کرد . تحريم فعال براي ما راهکاري است هم براي هرچه فراخ تر کردن شعاع تحريم؛ و هم در خدمت برآمدن جنبش هاي نيرومند سياسي و اجتماعي در دوره بعد از انتخابات، براي به شکست کشاندن رژيم در اهداف خود، و تدارک سرنگوني آن توسط مردم.
براي هرچه فراخ تر کردن شعاع تحريم،
اولا،ً به راه افتادن يک جنبش فعال تبليغ و سازماندهي تحريم از طريق کميته هاي نامرئي تحريم، سازماندهي فراخوان هاي جمعي، و صدور قطعنامه ها، ديوار نويسي و پخش تراکت و ديگر ابتکارات توده اي نه فقط در تهران بلکه در سراسر کشور و بخصوص در شهرستان ها و روستاها ضرورت دارد .
ثانياً، کار توضيحي و آگاهگرانه خستگي ناپذيري لازم است براي متقاعد کردنِ نفر به نفرِ کساني که يا فريب شعار هاي عوامفريبانه و وعده هاي دروغين و تجربه شده کانديدا ها را مي خورند؛ يا گمان مي کنند که از سازش رژيم با آمريکا، نان و آزادي نصيب مردم ايران خواهد شد؛ يا هنوز از تجربه اين درس را نگرفته اند که با رأي دادن به کانديداي بد در برابر کانديداي بدتر، وضع زندگي شان بهتر نخواهد شد.
ثالثاً، دست کم نگرفتن و خنثي کردن مستدل همه توجيهات و تبليغات طرفداران شرکت در انتخابات ضرورت دارد.
رابعاً، خنثي کردن همه تدابير و حيله هاي مذهبي، پليسي، و تطميعي رژيم براي کشاندن اقشاري از مردم به حوزه هاي رأي گيري اهميت بسيار دارد.
براي آنکه اثر تحريم، تنها به نمايش عدم مشروعيت رژيم و به روز انتخابات و به موضوع انتخابات محدود نشود و برآمدن جنبشي توده اي براي سرنگوني رژيم ضد مردمي را به دنبال داشته باشد، لازم است که جنبش هاي کارگران، بيکاران، زنان، مليت ها، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، جوانان و غيره، هم در تبليغ و سازماندهي تحريم، فعالانه شرکت ورزند ؛ و هم تحريم انتخابات را با طرح مطالبات اخص و مطالبات مشترک و عمومي شان ترکيب کنند؛ و پس از انتخابات نيز با پي گيري اين مطالبات و متشکل شدن حول آنها و همبستگي و همراهي با يکديگر، آلترناتيوي راديکال و برابري طلب و برآمده از درون جنبش هاي توده اي در برابر رژيم جمهوري اسلامي و رقباي نا دموکرات و مرتجع آن به وجود بياورند.
البته در اينکه مردم کشورمان در آستانه انتخابات و يا در روز خيمه شب بازي رژيم ، دقيقا چه تاکتيک و شيوه اي را براي مبارزه در پيش خواهند گرفت ، هنوز مشخص نيست و نميتواند هم باشد . چرا که اين مسئله به توازن قوا ، درجه آمادگي مردم و نحوه واکنش رژيم بستگي دارد .مثلا در جريان انتخابات مجلس هفتم شاهد بوديم که مردم ضمن تحريم انتخابات ، در برخي مناطق دست به تظاهرات و درگيري با مامورين رژيم زدند ، در حاليکه در بخش وسيعي از کشور ، مردم از طريق خلوت کردن خيابانها ، " نه " با شکوه خود را بازتاب دادند. البته انتخابات 27 خرداد در وضعيت سياسي و بين المللي بمراتب حساس تري صورت ميگيرد ، از اينرو پيش بيني دقيق نحوه واکنش مردم و لذا نسخه پيچي براي يک شکل معين مبارزه ، امکان ناپذير و اشتباه ميباشد . مبارزين و پيشروان جنبش در داخل کشور ، بايد بسته به شرايط محيط کار و زندگي خود و ميزان توانايي مردم ، شکل مناسب مبارزه را تعيين کنند ، بطوريکه اتخاذ چنان تاکتيکي سبب رشد جنبش آنها شود نه اينکه آنها را چندين گام به عقب براند . هدف به نمايش گذاشتن عزم مردم کشورمان براي نه گفتن به کليت رژيم و براي دستيابي به آزادي و برابري است .

با تمام نيرو براي چنين تحريم فعالي بسيج شويم !

سرنگون باد جمهوري اسلامي !
زنده باد آزادي ، زنده باد سوسياليسم !


کميته مرکزي سازمان کارگران انقلابي ايران ( راه کارگر )
25 مه 2005 - 4 خرداد 1384


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر