انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٨ از ٩ تا ٢٤ اردیبهشت
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
نوسنده مسئول است. محض برقراری جریان اطلاعات درج می شود

بنام خداوند جان وخرد كه انديشه برتر از آن برنگذرد

دكترمولانا عبدالرحيم ملازاده

info@isl.org.uk

پولس دوم از هنر پيشگى تا پاپى گرى وهمكارى با سيا-CIA - واز يهوديت تا مسيحيت! و رسوايى اخلاقى وجنسى بسيارى از كشيش ها وكليساها دردوران او(مسيحيت در ميزان-2- )

محتوى:


دوران پولس عهد رسوايى كشيش ها وكليساها ----------------------------------------1

پاپ از يهوديت تا مسيحيت 2
اول: إحكام نفوذ صهيونيست ها ولا بى يهود در واتيكان ------------------------------- 3

مبرى نمودن يهود از خون مسيح! -------------------------------------------------------- 4
دوم: سعى در براندازى شوروى ---------------------------------------------------------------5
چرا پاپ از مسلمانان مثل يهوديان عذرخواهى درستى ننمود؟ ---------------------------6
سوم: فرستادن قافله هاى مبشر ومبلغ براى دعوت به مسيحيت --------------------------6


پاپ كه اسم مستعارو مشهوروى يوحنا پولس دوم ميباشد، اسم اصلى اوبنا بروايت تلوزيون الجزيره ومنابع متعدد " كارول -جوزف- وتييلا"وبروايتى "كارلو جوزف وتييلا" ميباشد، بعد از تغيير اسم وتغيير دين به يوحنا مشهور شد كه در سال 1920 در لهستان متولد و پدرش يك افسر ادارى در ارتش لهستان بود، ودر اثناء اشغال نازى كارول هم درس ميخواند وهم نمايشنامه اجراء ميكرد، واز كودكى به هنر پيشگى علاقه ميورزديد، ودر ضمن عضو فعال سازمان دموكرات مسيحى بود، ومثل اكثر رهبران مسيحى! يكباره بعد ازشفاء يافتن از يك حادثه-رانندگى- بسوى فعاليت دينى روى آورد ودر سال 1942 درس لاهوت مسيحى را براى كاهن شدن آغاز نمود وبالفعل در سال 1964 كاهن شده وبعد از طى مراحل ترقى در سلسله مراتب واتيكان درسال 1967 پاپ پولس پنجم اورا به درجهء كاردينالى ارتقاء داد، ودر سن 58 سالگى بعنوان اولين رهبر واتيكان غير ايتاليائى -بعد از پا پ أدريان پنجم در سال 1522- جانشين پاپ يوحنا پولس اول شد، وبسرعت شروع به ديدار از نقاط مختلف جهان نموده و در سال 1981 از امريكا ديدن كرد كه درهمان سال به ترور نافرجامى مواجه شد، كه دو سال بعد به ملاقات شخصى كه سعى در ترور او نموده بود به زندان براى ديدن او رفت،1 كه اورا از عناصر بلوك شرق ميدانست

دوران پولس عهد رسوايى كشيش ها وكليساها

وقتى كه رسوايى هاى اخلاقى وهمجنس بازى بسيارى از كشيش هاى كاتوليك منفجر شد كه خود دليل بر بطلان باورهايى است كه آنها بنام مسيح عليه السلام ساخته وبشريت را به ضلالت انداخته اند، بعد ازآن پاپ ناچار شد كه از خانوادهء كودكانى كه مورد تجاوز جنسى مبشران وكبوتران صلح! ومدعيان پيام محبت مسيح! قرار گرفته اند پوزش طلبد، ليكن هنوز چند هفته نگذشته بود كه كه رسوايى هاى جنسى جديدى از ميان كليساها و مبشران محبت! منفجر شد كه پا پ قدرت عذرخواهى را بار ديگر از دست داده بود!
وهمين كافى است كه خوانندهء محترم بداند كه 65 ابرشيه-مناطق تابع كشيش- امريكائى به خاطر دفع غرامت مالى براى رسوايى هاى جنسى وبحران مالى اعلان افلاس نمودند، از آنجمله اسقفيت "بوستن" كه نا چار شده 85 مليون دولار به بيشتر از 550 قربانى همجنس بازى واعتداء جنسى كشيش ها پردازد وبا مرگ پاپ ودر سايهء اندوه كاتوليك ها، بعضى از كشيش هاى امريكائي در اين آرزو هستند كه مرگ او سبب تغيير سازمان واتيكانى باشد كه فساد اخلاقى آنرا بسيار آلوده نموده است،2 كريستيان شينك كه يك راهب در أوهايو-كلف لاند- است بعد از مدح پاپ در مورد مسائل داخلى ميگويد: مسائل بسيارى وجود دارد كه خانوداهء كاتوليكى را برهم ميزند، وبيزنس استاد يار دانشگاه ويرجينيا ميگويد: پاپ با تعيين كشيش هايى كه همفكر او بودند ميدان را براى تجاوزات اخلاقى وجنسى باز نمود كه بر آنها پرده پوشى شد، 3
ورهبران كاتوليك كليساى روم-امريكائى در فبراير گذشته در بارهء 1092 گزارش وشكايت در بارهء عملكردهاى جنسى وغير اخلاقى در بارهء كشيش هاى كاتوليك اعتراف نمودند ،ودر سال اخير كشيش هاى كاتوليك بررسى هايى را منتشر نمودند كه نشان ميدهد كه 4392 كشيش متهم به اذيت و آزار جنسى كودكان در ميان 10667 حالت شده اند، كه اغلب قربانيان تجاوزهاى جنسى كودكانى بين 10تا14 ساله بوده اند،4
وبدون شك كه عقيدء نادرست ومنحرف سبب سلوك منخرف ميشود، وراهب شدن ونظريهء تحريم ازدواج براى روحانيون كاتوليك! علاوه براينكه خلاف فطرت وسرشت انسانى است علت اصلى اين فضيحت ها ميباشد، و اسلام به بهترين شكل اين معضلات خودساختهء بشرى را كه روحانيون مسيحى جعل نموده وبه دين حضرت مسيح نسبت داده اند حل نموده است، اما راه حل رجال كاتوليك هنوز بعد از طى قرون اينست كه كليساى كاتوليك نظرش را نسبت به زن تغيير داده وبه زن نيز منصب كاهنى داده تا كمك كاهنان كليسا شود،!! اما بعضى از مدعيان روشنفكرتارياى مزدور وطوطى صفت كه سنگ اصلاح ولتر- يهودى الأصل- را به سينه ميزنند بجاى انتقاد از ارتجاع چنين كليسايى همهء تيرهاى خود را متوجه اسلام نموده اند تا لشكر شيطان شده ويا اربابانشان را در غرب راضى نمايند،
پاپ از يهوديت تا مسيحيت
بازگرديم به موضوع اصلى خود كه راجع به پاپ واينكه چرا يهوديت خود را رها نموده تا مسيحى شود! وبعد از آن رهبرى مسيحت كاتوليك كه اكثر مسيحيان را تشكيل ميدهند در دست بگيرد،
كارلو ووتييلا يا پولس دوم! برحسب منابع مسيحى اردنى بعد ازچند روز-وبقولى يك ماه- از اينكه پا پ سابق يعنى يوحنا پولس اول سم داده شد به پاپى گرى رسيد! واين پاپ جديد دروحدت و دمج كاتوليك-يهوديت واقعا متميز بود، كه چنين كارى مراحل متعدد ودقيق دينى! ومخابراتى و سرى داشت كه بعضى از آنها امروز براى محققان روشن شده است، وبعضى ديكر از اين مراحل هنوز در طى كتمان ميباشد،
واز خلال حقائقى كه تاكنون بوسائل متعدد وانترنت و...منتشر شده است ميتوانيم تصوير دقيقترى از نمايش هاى اين هنر پيشهء سابق كه در واقع فقط ميدان بازى را عوض نموده ولى بازى هاى سياسيش عليرغم ادعاهاى عريض و طويل و دروغين مدعيان مسيحيت به اينكه از سياست دور بوده و" مال قيصررا به قيصر ومال خدا را به خدا واگذار كن" تا آخرين روزهاى عمرش ادامه داشت، كه اين خود نشان ميدهد اين شعارهاى فريبنده درست مثل شعارهاى ملاتارياى حاكم بر ايران براى فريب گوسفندان ومقلدان ميباشد،
اولين مرحله كه نقطهء مشكوك وسؤال برانگيز درآغاز زندگى كارلو-پا پ- ميباشد هجرت اودر سن هجده سالگى ازچك به لهستان ميباشد كه بنا نوشته هاى مشهورى-كه البته واتيكان بنا بروش قديمى خود بدان اقرار نميكند- كه دربارهء او منتشر شده است اينست كه او يهودى بوده5 وبعد از اينكه چك كه موطن اصلى او بوده به لهستان رفته ودرآنجا دينش را عوض كرده كه اين همزمان با آغازهاى جنگ جهانى دوم درسال 1939 ميباشد،كه يهوديان آنوقت را دوران اضطهاد يهود درارو پا ميدانند، ودر اينموقع كارلو مذكور اولا مسيحى و سپس راهب وبعد از آن در اواخر جنگ جهانى دوم در سال 1945 كاهن شده است،
براى توضيح اين نقطهء مرموزوخطيردرتاريخ اديان بد نيست بدانيم كه مارتن لوتر كه مؤسس مذهب پروتستانت در مسيحيت بود يك يهودى بود كه مسيحى شده بود! وهكذا كارل ماركس رحلت خودش را از يهوديت به الحاد وكمونيستى آغاز نمود، واز قبل عبدالله بن سبأ يمنى مؤسس حقيقى امامت-بمعناى امروزى آن- يك يهودى بود كه تظاهر به اسلام نموده وامامت وبقيهء آراء مخصوص مدعيان تشيع را جعل نمود تا اسلام را مثل مسيحيت از داخل ويران نمايد كه در واقع تقليدى باشد از پولس يهودى كه تظاهر به مسيحيت كرد ودين حضرت مسيح را از توحيد به شرك وانسان پرستى مبدل نمود، ودر ابتداى قرن بيستم نيز مصطفى كمال -كه مادرش زبيده يهودى بود- بعنوان يك غازى ومجاهد! تظاهر به اسلام نموده ودر پوستين ملى گرايى افراطى ترك، خلافت اسلامى عثمانيان را با همكارى مستقيم مسيحيان مخصوصا استعمار بريتانيا از بين برد،
وبا توجه به اين بازى هاى تاريخى ويرانگر وبازى با اديان الهى ،ازاين ديد گاه است كه به مسيحى شدن پاپ بايد نگريست، چون كارلو ووتيللا-يا يوحنا پولس دوم فيما بعد- مهندس وثيقه اى شد كه يهوديان را از خون مسيح مبرى دانست-كه در واقع اتهام به خود مسيحيان ميباشد كه چرا چنين باورى را به يهوديان در طول تاريخ خود نسبت داده اند- وبنا بر اين وثيقه وسند رسواى واتيكان كه دقيقا بنا به ميل صيهونيستهاى دو آتشه و ذوب شدگان در ولايت مسيح يعنى راستگرايان افراطى امريكا كه رهبران كنونى كاخ سفيد هستند نوشته شده است، بنا به اين سند واتيكانى برهبرى پا پ اعظم ! فلسطين سرزمينى است كه خداوند آنرا به يهوديان بخشيده است6، ومسلمان براساس آخرين پيام الهى كه دست تحريف وتبديل در متن آن برعكس كتب پيشين بدان راهى نيافته ونميتواند هم راه يابد،براين باور هستند كه حضرت مسيح كشته نشده وبه صليب نرفته بلكه امر برآنها مشتبه گشته است، - و)وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً) (النساء:157) و گفتارشان كه: "ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!" در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند; لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند; و قطعا او را نكشتند، وآخرين عجائب اين اعتراف پاپ براى ارضاء صهيونيستها اين بود كه مدعى شد كه "مسيح يهودى بوده ويهودى باقى ميماند" اما اينكه چگونه خداى مجسم بقول كشيش هاى افتراگر، ويا ثالوث-سوم- خداوند-كه او از اين افتراها بس برتر است- دارى دين وآنهم يهودى ميباشد نبايد پرسيد تا متهم به ضد سامى نشويد!
اين چنين بود كه پاپ بيست سال بركسى واتيكان تكيه زد، وهرگز ازاين مشى وولايت صهيونيست ها دورى نكرد اگر چه جمهور چك را بسوى جمهورى كاردينال ها وولايت آنها ترك كرده بود!
موضوع ديگر دررابطه با زندگى كارلو ووتييللا-يوحنا پولس بعدى !- كه درسال 1979 در 58 سالگى تاج پاپ أعظمى را بعنوان يكى از جوانترين اشخاص در اين موارد در سال1979 وقتى برسر نهاد كه پاپ سابق يوحنا پولس اول بعد از يكماه از رسيدن به اين مقام مهم مذهبى وسياسى كاتوليك ها بدون سابقهء هيچ مرضى مهمى!! درست مثل ياسر عرفات به شكلى مرموز مسموم شد، وكارلو جوان راه خودش را برتخت شاه-شيخى واتيكان مثل ابومازن بهائى هموار ديده واولين غير ايتاليائى بود كه بعد از پنج قرن بدين مقام رسيد، كه فورا كار خودش را در سه محور آغاز نمود:

اول: إحكام نفوذ صهيونيست ها ولا بى يهود در واتيكان
درست در زير لواء دروغين وحدت كه ملاتارياى حاكم برايران بعنوان وحدت اسلامى-كه كلمهء حقى است كه هدف باطل از آن دارد- قصد شيعه كردن اهل سنت ايران دارد كه همهء سياسيت هاى نظرى وعملى اش در داخل وتحركاتش در خارج شاهد اين مدعاى ما ميباشد كه اينجا مجال تفصيل آن نيست، پاپ نيز مثل همهء فرامانسورها اين شعار زيبا را در ميان كاتوليك ها مطرح نموده وبعنوان دوستى ووحدت با يهوديان وارد عمل شد كه نمود ونمايندهء آنهارا دولت اشغالگر صهيونيستى ميدانست! ودست دوستى با اسرائيل را دراز كرده ومدعى شد كه " اگرعيسى عليه السلام يهودى باشد براى پا پ رم شرف عظيمى است كه يهودى باشد" واضافه نموده كه: يهوديان عزيزان وبرادران محبوب وحقيقتا برادران بزرگتر ما هستند" البته در اين سخنان اكاذيب وتحريف هاى بزرگى وجود دارد كه عيسى را يهودى ميداند چون همهء پيامبران الهى مسلمان بوده اند وجز توحيد واسلام به خدا دينى نداشته اند واين الفباى واضح اسلامى را كه فهم و قبولش براى مدعيان روشنفكرى هم مجهول وهم غيرقابل تصور ميباشد را در نوشتهء ديگرى مفصلا شرح داده ام،7
وجناب پاپ بعد ازسه سال از اشغال كرسى واتيكان به كسانى كه نزديك به دو هزار سال متهم به اعدام وبه صليب كشيدن عيسى نمودند يكباره وبا يك چشم به هم زدن غيبى از جيب با سخاوت پاپيگرى خود خاتم بخشى نموده ودر همان سالى كه شارون قصاب- يعنى سال 1982- لبنان را اشغال نموده و-با همكارى بسيارى از شيعيان-مثل احزاب شيعه عراق- كه بعدها سر از حزب الله وأمل در آوردند8- كشتارهاى وحشى درصبرا وشاتيلا وبيروت راه انداخته بود، پاپ درهمان سال اسرائيل را برسميت شناخته وبه مسيحيان موعظه مينمود كه " يهود را دوست داشته باشيد چون آنها ملت مسيح يهودى هستند" البته به نظر پاپ -يهودى سايق- لهستانى كه چهار سال بعد به زيارت كليساى شرقى آنها رفت،
مبرى نمودن يهود از خون مسيح!
آرى كاهن اعظم رم توانست در مدت نزديك به سى سال مسيحيت- كاتوليك- را بيش از پيش صهيونيست نموده و درخدمت اسرائيل قرار بدهد،وعقايد وباورهاى تازه اى درمسيحيت وارد نمايد كه كه بطور ريشه اى مخصوصا در بارهء نگرش آنها به يهود ويهوديت در تضاد با مسيحيت ميباشد، واولين گام يوحنا پولس در صهيونيست نمودن مسيحيت وواتيكان اين بود كه يهوديان معاصررا از خون مسيح بيگناه اعلان نمود، واين اعلان او برخلاف مهمترين باورهاى مسيحيت ميباشد كه يهوديان براى كشتن مسيح كوشش نموده ودر كودكى به اتهام زده اند كه او زنا زاده بوده است- پناه برخدا- و درجوانى به او تهمت زده اند كه ياوه گو و اهل بدعت وكافر بوده وكشتنش روا ميباشد، ولهذا اورا تسليم حاكم رومان نموده تا اورا كشته به صليب بكشد، ووقتى كه ببلاطس رومانى كوشش نمود كه از قتل او خود دارى نمايد اورا تهديد به قيصر نمودند، ووقتى كه او به آنها اظهار داشت كه:"من از خون اين -عادل-نيكوكار مبرى ميباشم شما -خود- آن كاررا بعهده بگيريد، همگى پاسخ دادند كه " خون او به گردن ما وفرزندان ما ميباشد" انجيل متى 27/1-26 ،
واز روزيكه اين انجيل نوشته شده است اين داستان واين باور درنزد مسيحيان وحتى برحسب ادعاء خود يهود تا كنون تغيير نكرده است ، وعقيدهء يهوديان نيز راجع به عيسى تغيير ننموده وهنوز هم اورا كذاب ومدعى دروغين پيامبرى وابن زنا ميدانند! آيا اعلان و موضع گيرى پاپ در مبرى نمودن يهود تغيير دين خودش به نفع ومنفعت يهوديان نيست؟ كه اساس مسيحيت غربى را ويران مينمايد، وبقول علامه شيخ عبدالرحمن عبدالخالق9 اين اعلام بيگناهى نيز هيچ پايهء اخلاقى ندارد، چون رفع تهمت ازمجرم بدون دليل ومدرك درستى در واقع همكارى با مجرم وجانى ميباشد، آن يهوديانى كه سعى و كوشش در قتل حضرت مسيح نمودند وفرزندانشان كه بعد ها آمده وبا كار آنها موافقت نموده وعقائد آنهارا داشته ومثل پدران ونياكان خود به مسيح عليه السلام را ناسزا گفته وبه جنايت آها افتخار ميكنند نيز مجرم وشريك جرم آنها ميباشند،مگر اينكه از جنايت آنها تبرى جويند وتأييد ننموده وبدان افتخار نكنند، آيا مبرى دانستن مجرمان از طرف پاپ تغيير دينى نيست كه مسيحيان نزديك به بيست قرن برآن بوده اند؟ وآيا اين خدمت بزرگى به صهيونيست هاى جنايتكار حاضر نيست تا بجاى اينكه از جنايت نياكان خود بيزارى جويند و از مسيحيان واز تاريخ عذر خواهى نمايند بيشتر به جنايت هاى خود ادامه داده وصلح جهانى را بيش از پيش به خطر بياندازند؟ آرى اين كار پاپ برمبناى اخلاق نبوده بلكه مسابقه بين دو شاخهء بزرگ مسيحيت يعنى بين كاتوليك و پروتستان در خدمتگذارى به يهود ومخصوصا به صهيونيسم ميباشد، البته ولتر كه خود يهودى بوده ومؤسس پروتستان شد قبلا چنين سبقتى را از كاتوليك ربوده است،
وصهيونيست ها نيز به نوبت خود از چنين خدمتگذارى قدردانى نموده و با غول امپرياليسم خبرى ورسانه اى كه در غرب وشرق در اختيار دارند درمرگ يوحنا پولس اورا فرشته اى تصوير نمودند كه جهان در رفتنش غرق اندوه ميباشد، وسابقا از فتوا وموضع كاهن اعظم رم نيز بيشترين سوء استفاده را نموده و در ميان ملل مسيحى خود را امتى مظلوم جلوه دادند كه نياز به كشورى دارند، و توراتى كه مسيحيان ويهوديان هر دو به آن ايمان دارند به آن كشور! بشارت داده است، ولهذا بايد با همديگر همكارى نموده تا دشمنان مشترك آنهارا كه مسلمان ها باشند ومدت طولانى است اين سرزمين را غصب نموده اند كشته ونابود نمايند! كه صاحب اين قلم اين موضوع را جداگانه بعنوان "بررسى حق تاريخى ودينى يهود درفلسطين " شرح داده است، اما اين افتراء عظيم كه صهيونيست ها آنرا ساخته و پرداخته و پاپ آنرا تأييد نموده و كليساى غربى آنرا بعهده گرفته وجهان را به خطر انداخته و كشورهاى منطقهء عربى را بيش از نيم قرن است كه به آتش فتنه وجنگ كشيده اند عبارت از اين مزاعم دروغينى است كه لباس دين هم به آنها پوشانده اند،عبارتست از اينكه باز گشت و عودت مسيح به زمين به اين مرهون است كه بيت المقدس در دست يهود باشد! وبناء هيكل -مزعوم- كه مسيح بعد از بازگشتش بدان بشارت داده است ممكن نيست جز اينكه بيت المقدس در دست يهوديان باشد!

اگر به اين جعليات كه دقيقا انسان را به جعليات امام زمانى ملاتاريا و روحانيت تاريخى ايران مياندازد دقت كنيم ميبينيم كه حتى مخالف انجيلى است كه بدان ايمان دارند، چون در آنجا مسيح تا قيامت يهوديان را لعنت ونفرين نموده و آنهارا افعى ومارزاده ناميده است، 10
وازاينجاست كه دانشمند مصرى علامه شيخ عبدالرحمن عبدالخالق11 ميگويد كه بزرگترين جنايت كاهن رم پولس دوم بيانيهء واتيكانى او درتاريخ 16/3/1998 راجع به يهود كه دليل خدمتگزارى او به صهيونيسم ميباشد و تهيهء آن ده سال طول كشيده و ازخلال آن معانات يهود را در اثناى جنگ جهانى دوم بزر گترين حادثهء قرن سابق شمرده واز مسيحيان جهان خواسته است كه به خاطر كفارهء گناهان خود از يهوديان عذر خواهى نمايند، واين عذر خواهى پاپ نه دينى ونه اخلاقى بوده است، چون تنها يهوديان نبودند كه مورد ظلم هتلرواقع شده اند، بلكه هتلر ونازيها با همهء اقوام غير خودى جنگيده اند، وانگهى دشمنى او يك دشمنى سياسى بوده است نه دينى، هتلر بسبب مسيحى بودنش با يهوديان نجنگيده بلكه چون خودش لائيك و بيدين وبر اين پندار بوده است كه جنس آريايى از بقيهء اجناس بشرى برتر ميباشد، كه در واقع او بقول شيخ علامه دكتر سفر حوالى كتاب تورات را خوانده ليكن آنرا بجاى يهود بر ملت خودش تطبيق داده است، كه نظريهء هتلر در اساس ربطى به دين ندارد ومخالفت او با يهود هم ربطى به دين ندارد، اما دشمنى او با آنها به علت نقش بزرگ يهوديان در شكست ونابودى وضعف وتدمير آلمان در جنك جهانى اول بوده است ، ونه بدين علت كه آنها يهودى بوده اند، وانگهى چه ربطى به جناب پا پ دارد كه از عملكردى عذر خواهى كند كه نه بنام مسيح ونه بنام مسيحيت صورت گرفته است! اگر ايشان راست ميگفت ونان به نرخ روز نميخورد بايد از جنگ هاى وحشى صليبى وجنايت هاى صليبيان در نابودى ونسل كشى مسلمانها ومحاكم تفتيش عقائد كه بنام مسيح ومسيحيت در اندلس -اسپانياى امروز- صورت گرفته بود از پيشگاه مسلمانان عذر خواهى مينمود نه از گناه انجام نشده اى! كه در واقع چنين پوزشى از گناهى كه كليسا مرتكبش نشده است بيجا وبه يك خيمه شب بازى سياسى ميماند ، وعدم عذرخواهى و پوزش او از گناه وجنايت ها ونسل كشى ها ومحاكم تفتيش بر ضد مسلمانها بمدت سه قرن تمام جرم وجنايت ديگرى در حق او كليساى كاتوليك او ميباشد، واز اينجاست كه پاپ پولس دوم براى ابد كليسارا بيش از پيش لكه دار و در خدمت صهيونيسم قرار داد، و روى ولتررا هم در اينمور سفيد كرد!

دوم: سعى در براندازى شوروى

آخرين كتابى كه پا پ نوشته وبه خاطر بيماريش رواج زيادى هم داشته است به نام "ذاكره وهويت" ميباشد كه در آنجا قناعت شخصى خود را اظهار ميكند كه محمد على آقا كه در دههء هشتاد سعى در ترور او نمود خود سرانه اين كاررا نكرده وشايد بلوك شرق كمونيستى در پشت سرش بوده است،
چرا كمونيست ها سعى در تروراو نمودند؟ جواب اين پرسش پيش او نيست وشايد در نزد خبرگان سياسى اروپا باشد كه تقريبا اكثر قريب به اتفاق آنها براين باور هستند كه يوحنا پولس با سيا -CIA - در ارتباط بوده كه اولين فعاليت مهمش در اينمورد وقتى آغاز شده كه در سال 1978 به ديدن لهستان رفته واولين ميخ را برجنازهء كمونيستى شوروى وارد كرده است،12 آرى برنامه خيلى دقيق بود، لهستان كه داراى سى وهشت مليون جمعيت بود از پر جمعيت ترين كشورهاى اروپاى شرقى بود كه مقر پيمان نامه وارسو، و خياط خلوت يهود و پادگان نامرئى صهيونيست ها دراروپا بود، يوحنا پولس تحركش را ازاينجا آغاز كرد، واز اينجا بود كه عبارت هاى آتشين خود رادر برابر كمونيسم اظهار داشت، " مسيح قبول نميكند كه انسان فقط وسيلهء توليد ماده باشد ...كارگر وكارفرما و دولت و خود كليسا بايد بياد بياورند كه نميتوان مسيح را از عملكرد انسان جدا كرد " لخ والنسا كه بعد به رياست جهمورى آنجا رسيد وسازمان كارگريش اين درس را بخوبى فهميدند ومدعى شد" مسيح با كمونيسم ميجنگد سوسياليست نباشيد درس كاهن اعظم را بخوبى درك كنيم" وتودهء مردم بعد از آن سالهاى خشك فرياد زدند كه ما خدا-يعنى خداى بشرى خودشان را!!- در منزل ومدارس خود ميخواهيم،
پاپ سابق پشتيبان كارگران بود ليكن مناسب مرحله و زمان نبود! ليكن كارلو با نسب و ريشه هاى شرقى قديم وعريق خود براى بازى هاى زمان ومخصوصا دموكراسى خواهى مناسب تر تشخيص داده شد! در اينجا ديگر شعارهاى دروغينى كه هزار سال بنام مسيحيت پولس يهودى قديم كه مسيحيت فعلى در واقع ساخت اوست وربطى به حضرت مسيح ندارد،كه" مال قيصررا به قيصر ومال خدارا به خدا بگذار" ديگراز طرف وارثان دولت رم قديم -كه از مسيحيت راستين كه همان توحيد باشد مسيحيت پولس فعلى را ساختند- در كاخ سفيد اين كار كاهن اعظم تدخل در دنيا نبوده و آن شعار پيشين در لباس مسيحيت شاملش نميشد ، بلكه پاپ علنا گفت " كليسا بايد براى رسيدن به دموكراسى با ملت شريك باشد"
ودين ساخت بشرمثل خميرى است كه كه هركس بخواهد بنا به نرخ روز از آن نانى درست ميكند، واز اينجاست كه قدر اسلام شتاخته ميشود كه با ثبات منابعش قابل تغيير نيست مگر با تحريف و تزوير، پس دموكراسى يك نظريه سياسى نيست كه براى كليسا قدرت سياسى قائل شود!بلكه در آن لحظه از كاتوليك چنين خواسته شده بود كه چنين سخن بگويد، وبعد ازآن رئيس جمهور امريكا منادى بشارت جهان به دموكراسى شد تا بر سخنان پاپ كاتوليك عباى راهبان پروتستانت حاكم بركاخ سفيد پوشانده شود! وچنين بود كه مسافت فكرى بين دو طرف كمتر شده وهمگى در عشق به اسرائيل كه در واقع يك استان امريكائى در منطقه است لالائى ميخواندند، مخصوصا اينكه آمدن يوحنا با ريگان راستگرا همزمان شده بود!

چرا پاپ از مسلمانان مثل يهوديان عذرخواهى درستى ننمود؟
ليكن از طرف ديگر همين يوحنا كه بدست امپرياليسم خبرى كبوتر صلح معرفى شده است حاضر نشد از مسلمانان كه هزار برابر بيشتر از يهوديان مورد تعدى وسركوب و چپاول واشغال وقتل عام صليبيان چه در اندلس ويا فلسطين ودنياى اسلام شده اند نه اينكه عذر خواهى خشك و درستى ننمود بلكه هنوز بعد از هزار چهار صد سال كليسا حاضر نيست اسلام را به عنون يك دين رسمى قبول كند، در صورتى كه اسلام با يهود ومسيحى بعنوان يك دين رسمى وآسمانى نگاه مينمايد! تا در اينجا نيز صدق نيت خود را در تقريب اديان نشان دهد وثابت كند كه اين حرف ها براى فريب ونشر مسيحيت نيست! بلكه برعكس، گويندهء تلوزيون امريكا يكى از معجزات پاپ در يكسال ساقط نمودن عيدى امين مسلمان و جايگزين نمودن يك حاكم مسيحى به جاى او و هم چنين اسقاط بوكاسا حاكم افريقائى مسيحى بود كه جرئت نموده بود كه اظهار اسلام نمايد،

البته نقش او درانداختن دولت كمونيستى شوروى قابل انكار نيست وبسيارى از تحليل گران ونويسندگان در اينمورد قلم فرسايى نموده اند، از آنجمله دو نويسنده ايتاليائى كتاب"صاحب قداست13" ارتباط هاى بسيار مشكوك اين پاپ كاتوليك با سيا را مفصلا توضيح داده اند، اگر از بلوك شرق كمونيستى اندكى دور شده وبه كشورهاى عربى منطقه توجه كنيم ميبينيم كه ايشان تدخل هاى اطلاعاتى وامنيتى قابل توجهى داشته است، بعنوان نمونه درگزارش مهمى كه مركز رسانه هاى فلسطينى در بيت لحم منتشر نموده آمده است حيرت آوراست كه پاپ يوحنا پولس يكى از مهمترين سازمان هاى جمع آورى اطلاعات را در فلسطين دارد، كه روزانه همهء كليسا هارا مفصلا از همهء آنچه در سرزمين اشغالى فلسطين رخ ميدهد مطلع ميسازد، ا گرچه اين گزارش نميگويد كه اين نهادها و جهات استفاده كنندهء اين معلومات واطلاعات چه كسانى ميباشند؟ ليكن بهيچ نحو كار كسى نيست كه به سياست كارى ندارد! اگر از توابع مستقيم استعمار نباشد جاده صاف كنى و راه گم كنى آن بوضوح هويدا ميباشد،
سوم: فرستادن قافله هاى مبشر ومبلغ براى دعوت به مسيحيت
دردوقرن گذشته كه جهان اسلام زير نفوذ ويا تسلط مستقيم غرب بوده است مبلغان مسيحيت اولين پشاهنگان استعمار بوده اند كه صاحب اين قلم آنرا در نوشته ديگر بيشتر توضيح داده است14 كه در عهد يوحنا پولس سريعتر از آن دوران به دنيا-مخصوصا به دنياى اسلام- راه افتاده اند، مخصوصا در تسونامى ومناطق بحرانى، در صورتى كه شمشير داموكلس بوش بر سر همهء فعالان اسلامى جز شيعه برافراشته ميباشد،تا حدى كه به دقيقترين اركان اسلام مثل زكات دادن هم دخالت و مراقبت مينمايد، وبخاطر آزادى عمل جمعيت هاى به ظاهر خيرى مسيحى در عهد او از 15هزار به 27هزار افزوده شد،15 بررسى مسيحيت به اميد خداوند ادامه خواهد داشت سه شنبه 23 فروردین 1384 =2005.04.12 1 مقاله اى بعنوان :چرا پاپ يهودى شده وتغيير اسم داده است http://forums.naseej.com.sa/showthread.php?t=67072&highlight=%C7%E1%C8%C7%C8%C7+%ED%E6%CD%E4%C7+%C7%E1%CB%C7%E4%ED-%ED%E5%E6%CF%ED

2 نجاح شوشان در مقالهء الحصاد المر يوحنا پولس از سايت مفكرة الاسلام http://www.islammemo.cc/Taqrer/one_news.asp?IDnews=367
3 سايت مفكرة الاسلام
4 http://www.islammemo.cc/news/one_newssearch.asp?word= تحت عنوان :الكاثوليك الأمريكيون يأملون في انتهاء الفضائح مع قدوم البابا الجديد
5 مقاله اى بعنوان :چرا پا پ يهودى شده وتغيير اسم داده است
http://forums.naseej.com.sa/showthread.php?t=67072&highlight=%C7%E1%C8%C7%C8%C7+%ED%E6%CD%E4%C7+%C7%E1%CB%C7%E4%ED-%ED%E5%E6%CF%ED
6 راجع به اين موضوع مقالهء مفصل وبخصوصى از اين قلم نوشته شد كه باعث توقف نشر مقالات اينجانب در سايت گويا شد وبعد از مدتى هم كه نشر مقالات لنگان لنگان از سر گرفته شد آن مقاله هم چنان در سرداب سايت باقى ماند وسربرون نياورد، اگر چه صاحب محترم آن علت را اين نميداند واميدوارم كه سخن ايشان درست باشد و منتشر شود ولى همان مقاله بعنوان بررسى حق تاريخى ودينى يهود درفلسطين در سايت جامعهء أهل سنت ايران منتشر شد http://www.isl.org.uk/farsi/index.php


7 مسلمان بودن همهء انبياء= وعنوان اصلى مقاله بررسى حق تاريخى ودينى يهود درفلسطين ميباشدhttp://www.isl.org.uk/farsi

8 اين موضوع مهم را دكتر عبدالله غريب در كتاب تحقيقى خود "الأمل والمخيات الفاسطينية" =سازمان أمل ومخيمات فلسطينى كه بخوبى نشان ميدهد كه چگونه با هسته هاى شيعى جزو لشكريان شارون بودند تا حدى كه شارون در خاطرات خود مينويسد كه با شيعيان مشكلى نداريم، البته اگر از اين جنك هاى زرگرى وخيمه شب بازى ها بين حزب الله واسرائيل بگذريم تمام تجارب منطقه مخصوصا در عراق وايران اين را نشان ميدهد و الا چرا در صورتى كه تمام فعالان اسلامى حتى جمعيت هاى خيرى وايتام اسلامى-سنى- در سراسر جهان از اندونزى تا امريكا ببهانهء واهى ونامفهوم تروريست در زير فشار بوده وبراحتى از گوانتنامو وابوغريب وبگرام سردرميآورند تا طعم دموكراسى آمريكا را از خلال سگ هاى تربيت شدهء دموكراسى بوش و فضائح جنسى زوركى وصدها نمونه ديگررا بچشند رقاصان معمم مدعى اسلام راستين در تلوزيونها با همانهايى كه تا ديروز فحش ميدادند لاس ميزنند و اسير تحويل ميگيرند تا جائزهء همكارى ايران در عراق از خلال حزب نصرالله باشد ودر تمام اين اوضاع وحشتناكى كه راستگرايان حاكم بر كاخ سفيد جهان را به باغ وحشى تبديل نموده اند آيا يك مععم شيعه در زندان آنها در سراسر جهان وجود دارد
! آيا عقلا بخود زحمت اين پرسش را ميدهند ويا بازهم به تعصب وجمود وتنگ نظرى تأويل ميكنند چون صاحب اين قلم خود شيعه نيست!!

9 در مقاله اى بعنوان بابا روما و صهينة النصرانية = پاپ رم وصهيونيست نمودن نصرانيت ودر انترنت موجود ميباشد

10 انجيل متى 23 /29-34
11 در مقالهء مذكور
12 http://forums.naseej.com.sa/showthread.php?t=67072&highlight=%C7%E1%C8%C7%C8%C7+%ED%E6%CD%E4%C7+%C7%E1%CB%C7%E4%ED-%ED%E5%E6%CF%ED

13 بار جاهليت و انسان پرستى را در اين كلمه دقت بفرمائيد ولهذا در توحيد اسلامى قداست وقدوسيت ومقدس بودن فقط از آن خداوند است كه يكى از صفات الله قدوسيت ميباشد اما انسان ها را بجاى خدا قرار دادن وصفات خداوند را به انسان ها دادن دقيقا همان چيزى است كه همهء انبياء برعليه ىن برخاسته اند و اولين كسانى كه در مقابل ىنها هم ايستاده اند عباى دين پوشيده وتجار دين بوده اند
14 مسيحيت درميزان علم وتشريح، وتحريف كتب مقدس اهل كتاب) 1) http://www.isl.org.uk/farsi/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=16&POSTNUKESID=934c0287b5e9bc8b97d1899248fa336c


15 منبع اساسى اين مبحث تا اينجا سايت ذيل ميباشد: http://forums.naseej.com.sa/showthread.php


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر