آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٦ از ١٥ تا ٢٤ فروردین
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

بمناسبت 14 و 29 اسفند - 3

از چاره ای جز حل مسئله نفت با مصدق نیست تا راه حل کودتا است

◄ سی تیر به روایت سفیر امریکا : ( سند شماره 185 ، تلگراف 752 - 7/13 .788 ، از سوی هندرسون سفیر در تهران به وزارت امور خارجه ، تهران 7 ژوئیه 1952 ، 5 بعد از ظهر )
1 - من گزارشهای متضادی در باره رویدادهای دوروز گذشته در یافت کرده ام و فشرده داستانهای مختلفی را که به آگاهی من رسیده اند ، برای اینکه وزارت خارجه بتواند بهتر محیط کنونی اینجا را درک نماید، گزارش می کنم :
2 - امروز، صبح، علاء مطالب زیرین را به من گفت : الف - بعد از ظهر پنجم ژوئیه ، مصدق شخصا از شاه دیدار نمود تا استعفا نامه دولت خود را تسلیم نماید. گفتگو حدود چهار ساعت طول کشید . مصدق رویه دوستانه توأم با مزاح داشت. و از شاه بخاطر پشتیبانی صادقانه ای که از وی نموده بود ، شفاها تشکر کرد و تأکید ورزید که شاه سهم مهمی در تاریخ ، به خاطر پیشرفتی که نصیب دولت وی شده است، دارا می باشد . و اظهار امیدواری کرد که شاه درآینده نیز مثل یک پادشاه میهن دوست ، به مساعی خود ادامه دهد. هنگامی که شاه از مصدق سئوال کرد به مجلسین چه باید اظهار کند؟ مصدق پیشنهاد کرد : شاه به مجلس بگوید مجلس می باید سمت و سوی حرکت کشور را در آینده برگزیند ...
ب - اوائل صبح روز ششم ژوئیه شاه سه تن از مشاوران مورد اطمینان خود ، علاء ، وزیردربار ، یزدان پناه وزیرجنگ و سناتور دشتی سفیر پیشین در مصر ، یکی از سناتورهای انتصابی و دوست دیرین خود را، را احضار نمود ... هر سه تن مؤکدا به شاه رهنمود دادند که وضعیت مالی کشور خطرناک و بحرانی است و تا هنگامی که مصدق نخست وزیر باشد، هیچ راه گشائی به نظر نمی رسد . بنا بر این ، شاه، هنگام گفتگو با هیأتهای رئیسه دو مجلس، بایستی برای آنان روشن سازد که به نظر وی، به مصلحت کشور نمی باشد که مصدق مجددا به این سمت منصوب شود . شاه پرسید : آیا به نظر این سه مشاور مصدق در مجلس یا سنا اکثریت دارد ؟ آنها در پاسخ گفتند : اطمینان دارند که وی در هیچک از دو مجلس، نمی تواند اکثریت آراء را بدست آورد. شاه نسبت به درستی اظهار نظر آنها تا اندازه ای ابراز تردید کرد و اظهار کرد که به نظر او ، مصدق هنوز از همدلی و حمایت فراوانی در میان مردم ایران برخوردار است... وی نمی دانست چند تن از نمایندگان مجلس درخواست نامه ای امضاء کرده و از انتصاب مجدد مصدق پشتیبانی نموده اند. ولی فکر میکرد احتمالا درخواست کنندگان تقریبا اکثریت داشته اند . اگر وی بیاناتی ایراد نم
اید و تمایل خود را به عدم انتصاب مجدد مصدق ابراز کند، ممکن است موجب برانگیختن احساسات مردم علیه خود وی گشته و حتی امکان داشت اکثریت مجلس را نیز ضد خود بر انگیزد...
پ - شاه سناتور دشتی را مرخص نمود و از علاء و یزدان پناه خواست هنگامی که با هیأتهای مشترک مجلسین گفتگو میکرد ، نزد وی بمانند... شاه پیشنهاد نمود سنا و مجلس همکاری نزدیک داشته باشند و در توصیه هائی که به وی میکنند، نباید اختلافاتی وجود داشته باشد. وی خاطر نشان کرد چنانچه میان توصیه های مجلسین اختلافاتی باشد، او در موقعیت دشواری قرار میگیرد. بنا بر این ، هردو مجلس می بایستی توجه دقیقی به این مشکل مهم مبذول داشته و قبل از اتخاذ تصمیم در باره توصیه های خود با یکدیگر مشاوره نمایند . دو هیأت رئیسه همان موقعی که در کاخ بودند تصمیم گرفتند که صبح روز هفتم ژوئیه ، پس از گفتگوهای غیر رسمی با اعضای مجلس خود ، جلسه مشترکی با یکدیگر ، به منظور تنظیم و تهیه توصیه های مشترک تشکیل دهند.
ت - هیچیک از افراد حاضر و، از جمله شاه، تصورنمی کردند که مجلس زودتر از سنا می جنبد و دست به اقدام می زند . بنا بر این ، شاه هنگامی که در اواخر وقت بعد از ظهر شنید مجلس در یک جلسه محرمانه ، بدون مشاوره قبلی با سنا، با اکثریت 52 رأی از مجموع 65 رأی تصمیم گرفته بود که مصدق برترین کاندید آنها برای جانشینی خویشتن می باشد ، شگفت زده شد. علاء عقیده داشت با توجه به اینکه شاه بویژه اعلام داشته بود که مهم آنست که میان دو مجلس اختلافی نباشد، سنا نیز از رهبری مجلس شورای ملی پیروی می نماید.

3 - ... مجلس سنا نیز تصمیم خود را گرفته بود و در حال آماده نمودن سندی است تا تصمیم سنا را به اطلاع شاه برساند... نتیجه تصمیم آن است که مسئولیت را برعهده شاه می گذارد.

4 - بنظر رسید که علاء از این رویداد که نتیجه اش ابراز تمایل و حمایت مجلس به نفع مصدق بود، دچار ناراحتی و اندوه گردید . وی اظهار کرد نگران آنست که شاه شدیدا مورد عیب جوئی مخالفان دولت قرار گیرد و به ناتوانی متهم شود و به میزان زیاد از وجهه اش کاسته شود .
من خندیدم و گفتم : احتمالا ًدو نفر دیگر ملامت می شوند : من و او . وی متهم می شود که از تشویق و برانگیختن شاه به دست زدن به عمل ناتوان مانده و من هم به ناتوانی در تأثیرگذاری بر شاه برای اقدام علیه مصدق متهم می شوم. من از سوی گروههای مختلف تحت فشار قرار گرفته بودم تا نفوذ خود را روی به کار گیرم و او را وادار کنم مصدق را برکنار کند. ظاهرا، عدم موفقیت من در پا در میانی نزد شاه تا آنجائی که مورد انتظار بود ، قطعا از سوی بسیاری از مخالفان به عنوان حمایت از مصدق تعبیر می شد.
علاء پرسید آیا به عقیده من انگلیسی ها مایل هستند مجددا با مصدق مذاکره کنند؟ من پاسخ دادم: نمی توانم از سوی انگلیسی ها سخن بگویم اما به نظر من، انگلیسی ها مایل به گفتگو هستند. منوط به اینکه مصدق روشن نماید موضع خود را در باره شرایط احتمالی سازش تغییر داده است... علاء گفت : حال که مصدق پیروزی سیاسی را بدست آورده ، او تلاش می کند تا مصدق را متقاعد سازد تا در مورد مسئله نفت منطقی تر عمل نماید. من پاسخ دادم : متأسفم از اینکه هیچ اندازه ای از گفتگو و ترغیب کارساز نمی باشد . به نظر من تصورات مصدق در مورد توافق و سازش ، برای همیشه ، ایستا و غیرقابل تغییر بود.

5 - بعد از گفتگو با علاء ، من با میدلتون (کاردار سفارت انگلستان ) دیدار نمودم. وی چند تلگراف به من نشان داد که در دو روز گذشته به لندن فرستاده بود. بخش عمده ای از اطلاعات میدلتون ظاهرا از منبع رئیس جدید مجلس، امام جمعه ( حسن امامی ) به دست آمده بود. بنا بر اطلاعات میدلتون، الف - امام جمعه اظهار داشت : به شاه گفته بود وی طرفدار قوام است و شاه اشاره نموده بود قوام برای وی قابل قبول است...
ب - شاه بطور خصوصی به امام جمعه نیز اطلاع داده بود که غیر ممکن نمی باشد که انگلیس و امریکا ، هر دو ، واقعا خواهان انتصاب مجدد مصدق باشند. در پاسخ به پرسش امام جمعه در باره نظر و رویه انگلیسی ها، او ( میدلتون) به امام جمعه اظهار کرد انگلیسی ها در این مورد وی را مطمئن ساخته بودند.
پ - در شب ششم ژوئیه ، براساس اطلاع رسیده از منابع قابل اعتماد، جلسه سناتورهای مخالف مصدق به علت حضور هومن معاون وزیر دربار که شخصا بسیار ضد مصدق می باشد ، متوقف شد. هومن با ظاهری اندوهگین به سناتورها گفت : شاه از وی خواسته بود تا از سناتورها در خواست کنم به اتفاق آراء به تجدید انتصاب مصدق ابراز تمایل نمایند...
...

8 - گرچه دشوار است که از وضعیت بهم ریخته و آشفته کنونی نتیجه گیریهائی نمود، اما با اکراه به این نتیجه می رسیم که شاه نگرش های گوناگون ، هنگام گفتگو با افراد مختلف اتخاذ می نماید . با آنکه از مصدق راضی نمی باشد اما به قوام هم سوء ظن دارد تا آنجائی که ترجیح می دهد مصدق برسر کار بماند تا اینکه قوام نخست وزیر شود. علاوه بر این ، به اندازه کافی دارای شجاعت اخلاقی نیست که صادقانه بگوید با قوام مخالف است. من تا اندازه ای نمی توانم بفهمم چگونه پس از آنهمه توضیحات من به شاه، او هنوز می تواند بطور خصوصی و با کنایه اظهار کند که امریکائیها ( و حالا حتی انگلیسی ها نیز ) بطور محرمانه و در پشت پرده ممکن است از مصدق پشتیبانی نمایند. بدون تردید یک دلیل آن عدم توانائی میدلتون و من در دادن اطمینان های قطعی بوده است که هر یک از دولتهای ما مایلند چه کمکهائ به دولت جانشین مصدق برای نجات از بحران مال که به گردن آن دولت می افتد، انجام دهند و یا چگونه حل مشکل نفت را تسهیل نمایند. همچنین این امکان نیز وجود دارد که شاه می کوشد گناه بخشی از بی تحرکی خود را بر دوش انگلیسی ها و امریکائیها بگذارد.

9 - ما از منابع مختلف شنیدیم که درجه خشم ملکه مادر از پسرش به خاطر ضعف او، به حد اشباع رسیده و والاحضرت اشرف نیز که دیروز به تهران بازگشت، از آنچه واقع شده است، آنقدر خشمگین گشته که دست خوش یک " سکته قلبی " شده است. ( صفحات 630 تا 636 کتاب ) انقلاب اسلامی : 1 - این اطلاعات را جاسوس های سیا و انتلیجنت سرویس بدست نیاورده و در اختیار سفیر امریکا و کاردار سفارت انگلستان قرار نداده اند. آنها را وزیر دربار شده و رئیس مجلس به عرض آنها رسانده اند. 2 - باز ، این "گروههای مختلف " بوده اند که سفیر امریکا برآن وامی داشته اند که شاه را به عزل مصدق وادارد. و 3 - در روابط شخصی قدرت، از وجود دو قدرت امریکا و انگلیس ، هر یک از وابسته ها بسود خود، استفاده می کرده اند. شاه به طریقی و " گروه های مختلف " هریک به شیوه ای ، پای قدرت خارجی را بمیان می کشیده اند. بدین قرار، قدرت خارجی را محور روابط قوا در داخل کردن، امر متعلق به گذشته نیست چرا که هم اکنون نیز مثلث زورپرست ، بدین کار مشغول است.

◄ برای این که شاه بتواند بر ضد مصدق عمل کند، انگلستان به او اطمینان می دهد و نیز امیدوار است که دادگاه لاهه بسود انگلستان رأی دهد. با این دوکار، ناگزیر کردن مصدق به انصراف از قبول مقام نخست وزیری ، ممکن می شود :
(سند شماره 186 ، تلگراف 952 - 7/13 .788 ، از سوی گیفورد سفیر امریکا در لندن به وزارت خارجه ، بکلی سری، لندن ، 9 ژوئیه 1952 ، 7 بعد از ظهر ) " 1 - در گفتگوهای امروز، وزارت امور خارجه بریتانیا از رویدادهای اخیر ایران ، در چند روز گذشته، نهایت سرخوردگی را ابراز کرد. ولی از پیامهای دریافتی از خبرگزاریها دایر بر این که تعداد زیادی از سناتورها از ابراز تمایل ( به مصدق ) خودداری کرده اند، تا اندازه ای ابراز رضایت نمود...
کارمند سفارت به اظهار نظر هندرسن ( پاراگراف 8 تلگراف شماه 98 سفارت از تهران ) راجع به ناتوانی وی و میدلتون در دادن اطمینانهای قطعی به شاه در باره نیات ما نسبت به مشکل مالی کشور و حل مسئله نفت اشاره نمود و اظهار کرد : این امر بدون شک برنگرش و رویه کنونی شاه تأثیر گذار بوده است. به نظر کارمند سفارت ، تا هنگامی که ما در موضعی نبودیم که در این مورد او را مطمئن سازیم ، احتمالا توانائی دست زدن به اقدامی را ندارد... کارمند وزارت امور خارجه انگلیس اظهار نمود : انگلیس ممکن است بزودی خود را در وضعیت انجام مذاکره قرار دهد و به شاه نشانه ای ارائه نماید که مایل به انجام مذاکره برای یک راه حل بلند مدت بر اساس طرح بعهده گرفتن مدیریت نفت توسط یک سازمان کارگزار با دولت معقولی که جانشین دولت کنونی شود، می باشد. اگر این کار میتوانست انجام شود، کارمند سفارت سئوال می کرد : آیا وزارت خارجه امریکا ممکن است موضوع مراجعه به شاه و تشویق وی به برکناری مصدق را مورد توجه قرار دهد ؟ کارمند سفارت به وی پاسخ داد : البته او نمی تواند واکنش وزارت امورخارجه امریکا را ارزیابی نماید ولی این دو عامل مهمند و در تصمیم وزارت خارجه تأثیر می گذارند.

2 - ... وی در مورد دادگاه لاهه خوش بین بود که دادگاه یا دارا بودن صلاحیت را می پذیرد یا موافقت می نماید که اول دلائل مربوط به شایستگی طرح دعوا را ، پیش از آنکه در مسئله صلاحیت اظهار نظر کند، استماع نماید. هر یک از دو، برای انگلیس ، در حکم پیروزی است . (صفحات 637 و 638 کتاب ) انقلاب اسلامی : بدین دو وعده ، شاه دل پیدا کرد زیر بار تصدی وزارت دفاع ملی توسط مصدق نرود. مصدق از تشکیل حکومت منصرف شود. قوام نخست وزیر بگردد و مردم قیام کنند :

◄ در 22 ژوئیه ، همزمان با پیروزی قیام مردم ایران در 30 تیر ، دیوان داوری لاهه، در 31 تیر رأی به عدم صلاحیت خود داد: ( سند شماره 187 ، یادداشت دبیر مجموعه ) " در تاریخ 22 ژوئیه 1952، دیوان دادرسی بین المللی در خواست ایران را به 9 رأی در مقابل 5 رأی مورد قبول و پشتیبانی قرار داد و اعلام نمود که این دادگاه در مورد رسیدگی به ملی شدن نفت ایران دارای صلاحیت نمی باشد. "
◄ آچسن ، وزیر خارجه وقت امریکا، اثرات قیام 30 تیر مردم ایران و رأی دادگاه بین المللی لاهه را از طریق سفیر امریکا در لندن ، با حکومت انگلیس در میان میگذارد (سند شماره 188 ، تلگراف 2652 - 7/2553 . 888 ، از سوی آچسن ، وزیر امور خارجه، به سفارت در لندن ، سری ، واشنگتن ، 26 ژوئیه 1952 ، 07 : 6 بعد از ظهر :
" ...بر اثر رویدادهای هفته گذشته ( قیام 30 تیر و بازگشت مصدق به مقام نخست وزیری و رأی دادگاه لاهه ) ، به نظر ما چنین می رسد که به وضوح موقعیت مصدق ، در برابر شاه، مجلس و توده مردم ، اینک پیش از هر زمان دیگر از تاریخ ملی شدن نفت ایران ، در آوریل 1951 ، توانمند ترشده است. رأی دادگاه که همزمان با بازگشت مصدق به قدرت ، اعلام گشت، موجب تقویت بیشتر موقعیت مردمی وی در جامعه خواهد شد. موضع وی در مقابل عوامل افرطی تر داخل جبهه ملی ، از جمله کاشانی و در مقابل حزب توده، ممکن است ، با وجود این ، ناتوان تر از پیش باشد.
به نظر می رسد بدترین دلهره های ما در باره ناتوانی شاه تأیید شده باشد . یعنی از شاه سلب اعتبار شده است و بسیار غیر محتمل می باشد که هیچیک از سایر عناصر سازنده سیاسی ، پس از آنچه بر سر قوام آمد، سعی در اعمال قدرت در ایران بنماید...
در این اوضع و احوال ، به نظر ما چنین می رسد که اینک سه روند تحول امکان پذیر در ایران وجود دارد که می توانیم در انتظار آن باشیم :
الف - نخستین راه حل عبارت می باشد از حل مسئله نفت تا حدودی در راستای مسیری که کلیات آن از سوی مصدق در آخرین تماس با میدلتون بیان گشت.
ب - لغو تدریجی تحریم محموله های نفت از ایران با افزایش تدریجی خرید مقادیری نفت توسط شرکتهای مستقل در جهان ...
پ - ادامه روند کنونی بدون پدید آمدن هر گشایشی در بن بست نفت . به دشواری می توان پیش بینی کرد که این وضع به کجا منجر می شود . ولی به نظر می رسد که خطر ادامه گرایش بیشتر به چپ و بالمآل از دست رفتن ایران، در حقیقت، بسیار زیاد است.
با توجه به این تحلیل ، ما عقیده داریم که رد نمودن پیش درآمدهای مصدق اشتباه بزرگی است . به نظر ما واضح است که مسیر ( الف ) در بالا، متأسفانه بهترین راه می باشد و مسیر ( پ ) برای غرب کاملا غیر قابل قبول است و بنابراین، اگر مسیر ( الف ) را نتوان پذیرفت وطی کرد ، قبول مسیر ( ب ) علی رغم عدم مزیتهائی که طبیعتا در آن وجود دارد ، تقریبا غیر قابل اجتناب است." ( صفحات 939 و 640 کتاب ) انقلاب اسلامی : بدین قرار، تنها 6 روز بعد از پیروزی قیام مردم ایران و صدور رأی دیوان لاهه، امریکا راه حل را حل مشکل نفت بر اساس پیشنهاد مصدق می داند و اعتراف می کند اگر مشکل حل نشود، نمی توان مانع فروش نفت ایران شد. پس چه شد که مشکل حل نشد و کار به کودتای 28 مرداد انجامید؟ بنا بر این سند، مصدق پیروز شده بود و سندهای بعدی گزارش می کنند که این پیروزی را استبدادیان وابسته ، با محور کردن شاه ناتوان و زورپرست و نوکر صفت ، از دست ملت ایران بدر بردند:

◄ مصدق به سیاست امریکا و نقشش در روی آوردن قوام و رفتارش در قبال حکومت نهضت ملی ایران اعتراض می کند :
سند شماره 189 ، تلگراف 2852 - 7/13 . 788 ، از سوی هندرسون سفیر در تهران به وزارت امور خارجه، سری، فوری ، تهران 27 ژوئیه 1952، 2 بعد از ظهر ) " ...

3 - وی مرا به شیوه دوستانه معمولی خود پذیرفت . من بخش اصلی گفتگو را با گفتن این که در چند روز اخیر، آنقدر افسانه های زننده و موهن در باره سیاستهای امریکا در ایران ، بویژه روابط ایالات متحده با قوام شایع گشته که سعی من در انکار آنها بیهوده است... به وی گفتم: قوام را دوبار پیش از آنکه نخست وزیر شود، ملاقات کردم . یک بار در شام منزل سفیر ترکیه و یک بار نیز در شام منزل یک دوست مشترک... وی درخواست پشتیبانی چه مستقیم و چه غیر مستقیم از امریکا ننمود. اگر چه برخی از دوستان او، در مواردی خواسته بودند تا سفارت نفوذش را در حمایت از او بکار برد. ولی من هرگز نشانه ای در دست نداشتم حاکی از این که قوام از این تماسها با سفارت ، آگاهی داشت... داستانها و شایعاتی مبنی بر این که امریکائی ها از راه نوعی دسیسه و توطئه ، موجبات استعفای مصدق و انتصاب قوام به سمت نخست وزیری را فراهم ساخته بودند، چنان مهمل بود که من نتوانستم بفهمم چگونه ایرانیان هوشمند، حتی در دوران پر هیجان، می توانند آن را معتبر و جدی بگیرند..."
انقلاب اسلامی : گزارشهای هم به وزارت خارجه تکذیب صریح این دروغ او است. او به وزارت خارجه گزارش کرده بود چون او و کاردار انگلستان نتوانستند به شاه وعده حل شدن مسئله نفت و کمک مالی را بدهند، شاه نتوانست مصدق را برکنار کند . او گزارش کرده است که در باره جانشین مصدق مرتب با او شور می شده است و... به سند بازگردیم :
" من اضافه نمودم که روز بعد از انتصاب قوام ، به مقام نخست وزیری ، وی برای من پیام فرستاد و در خواست نمود دولت امریکا برای انجام تعهدات ضرور و بدهی های مانده ، از جمله حقوق و دستمزدهای کارکنان دولت، به ایران کمک مالی کند. قوام، در این پیام از من خواست تا روز بعد ، یعنی 19 ژوئیه ، وی را ملاقات کنم. بهنگام دیدار، بلافاصله بعد از شروع گفتگو، قوام به من گفت امیدوار است موضوع نفت را در آینده ای نزدیک حل کند که موجب افزایش درآمد ایران گردد ... تا هنگام از سرگیری صنعت نفت و دریافت درآمد از آن، ایران نیازمند کمک مالی برای گذار از دوران بحران مالی کنونی بود. به مصدق گفتم: به قوام اظهار نمودم که نمی دانم دولت امریکا وجوهی که از آن برای دادن کمک مالی به ایران استفاده کند، در اختیار دارد یا نه . اگر وجوهی در دسترس نباشد، دادن کمک مالی برای مدتی ، بسیار دشوار می باشد. زیرا کنگره اینک در دوران تعطیل است. من اضافه نمودم : حتی اگر وجوه نیز موجود و در دسترس باشند، به عقیده من ، دولت ایالات متحده تنها در اوضاع و احوالی می تواند به دادن کمک مبادرت نماید که نتیجه اقدام برای افکار عمومی امریکا ، انگلیس و ایران زننده و برخوردنده نباشد. من قوام را آگاه ساختم که وی می بایستی درک نماید که به مصلحت جهان آزاد و از جمله ایران ، نیست که اختلافاتی میان انگلستان و امریکا بر اثر دادن کمک مالی به ایران بوجود آید و موجب تضعیف ساختار امنیتی جهان گردد." انقلاب اسلامی : مخاطب واقعی این قسمت از اظهارات هندرسن نه قوام که مصدق بوده است. بنا بر اسناد پیشین ، نه تنها او این سخنان را به قوام نگفته است، بلکه دادن وعده کمک شرط جانشین کردن مصدق با قوام بوده است . افزون بر این ، قوام پس از آن به نخست وزیری رسید که به سفارت انگلستان در تهران ، تعهد کتبی سپرد. زیرا :

1- سید ضیاء عامل اصلی کودتا 3 اسفند 1299 که به نوکری انگلیسی ها مشهور بود " به سفارت بریتانیا توصیه کرده بود که پیش از روی کار آوردن قوام قول و قرار خود را سامان دهند و تعهدات کافی از او بگیرند ....." و " سفارت برتیانیا از قوام خواست تا برنامه ی کار خود را ارائه دهد و بگوید در باره ی نفت چه می اندیشد . قوام برنامه ی کار دولت خود را در اختیار سفارت گذاشت...."( خواب آشفته ی نفت- دکتر مصدق و نهضت ملی ایران- نویسنده محمد علی موحد - نشر کارنامه - جلد اول - ص 437)
2 - حسن ارسنجانی معاون سیاسی احمد قوام و سر پرست اداره تبلیغات ، در یادداشت های 27 تیر را جع به بحران مالی می نویسد: قوام در همان روز به او می گفت : " از لحاظ بحران نگرانی ندارم با امریکایی ها صحبت کرده ام . فردا هم سفیر امریکا به دیدن من خواهد آمد که جواب تقاضای مالی دولت را بدهد. به علاوه اطمینان داده اند که همه گونه مساعدت کنند. انگلیس ها مخالفتی نخواهند کرد." ( حسن ارسنجانی ، یادداشتهای سیاسی ( تهران_ آتش ، 1335- ص43 )
3 - حسن ارسنجانی باز نقل می کند که : 28 تیر هندرسن به ملاقات قوام آمد و قوام در باره این ملاقات به من گفت: " روی هم رفته ملاقات رضایت بخش بوده و هندرسن اطمینان داده بود که امریکا مبلغ قابل توجهی کمک بلاعوض در اختیار قوام خواهد گذاشت تا کار کسر بودجه به جایی برسد" (همانجا - ص 43 ) به سند باز گردیم تا ببینیم مصدق چگونه دروغهای او را کف دستش می گذارد :
" مصدق سئوال نمود : آیا به قوام گفته ام به دولت امریکا توصیه می کنم تا به وی کمک نماید؟ پاسخ دادم که به قوام گفته ام : به توجه به اطمینان هائی که وی در مورد انجام هر کوشش ممکن برای حل اختلاف ، به شکلی که برای هر دو طرف منصفانه باشد ، می دهد و بر اساس موقعیت شکننده و بحران مالی ، من توصیه میکنم کمک مالی محدودی به ایران داده شود...

4 - مصدق از من به خاطر دادن اطلاعات محرمانه بالا به وی تشکر نمود. او اظهار کرد می تواند از آن مطالب چندین نکته را استنتاج نماید:

* اولین نتیجه اینست که امریکا به قوام فشار آورده است تا که در مقابل تقاضاهای انگلستان تسلیم شود و اجازه دهد سلطه انگلیسی ها مجددا بر ایران برقرار شود. پاسخ دادم چنین نتیجه گیری بکلی غیر موجه است. ایالات متحده هیچ گاه و به هیچ کس ، از جمله قوام، پیشنهاد ننموده است که ایران را در راستای راهی که امکان داشت به کمترین میزانی موجب تضعیف استقلال و حاکمیت آن شود، گام بردارد... "
انقلاب اسلامی : بدیهی اسناد 50 سال بعد انتشار یافته اند . در آن تاریخ، مصدق از سخنان سفیر امریکا ، استنتاج می کرده است. اینک اسناد میگویند ، پیشاپیش، روی کار آوردن قوام سازمان داده شده بود . قوام می دانست مأموریت او چیست . سفیر نیز این سخنان را به او نگفته بود، به این عنوان که این سخنان را به قوام گفته ام، مصدق را تهدید میکرد که اگر از در سازش در نیاید، به ایران کمک مالی نخواهد شد. با توجه به سه راه حلی که آچسن آنها را از طریق سفیر امریکا در لندن ، به اطلاع مقامات انگلیس رسانده است، موضع سفیر امریکا در تهران، موضع وکیل مدافع انگلستان است. آنطور که اسناد گزارش میکنند، هندرسن بسیار بیشتر از یک مأمور انگلیسی در خدمت انگلستان بود.

* 5 - مصدق اظهار نمود : دومین نتیجه گیری که میکند اینست که اگر چه دولت امریکا به درخواست قوام برای دادن کمک به او تمایل نشان داده بود ، ولی در موارد متعددی از دادن کمک به مصدق امتناع ورزیده بود. بنا بر این ، ایالات متحده رفتار و نگرش دوستانه تری نسبت به قوام ، در مقایسه با مصدق، از خود نشان داده بود.
به نخست وزیر گفتم : دولت امریکا با قوام رویه دوستانه تر از آنچه که نسبت به هر نخست وزیر دیگر در اوضاع و احوال مشابه در پیش می گرفت ، نشان نداده است...

* 6 - مصدق اظهار کرد: نکته سومی از آنچه به گفته بودم، استنتاج میکند و آن این که ایالات متحده با نشان دادن رویه دوستانه، قوام را تشویق کرده است. من پاسخ دادم: هنگام گفتگوی من با قوام ، او نخست وزیر بود . به عنوان سفیر یک کشور دوست در ایران ، وظیفه من برقراری روابط دوستانه با نخست وزیری بود که تمایل به ایجاد چنیبن روابطی نشان می داد...

7 - مصدق حملات شدیدی را نسبت به سیاست خارجی امریکا آغاز کرد و اظهار نمود : ایالات متحده فاقد دیپلماسی است. امریکا در خاورمیانه تنها نماینده و کارگزار انگلستان است. تظاهرات و بیانات ضد امریکائی که در روزهای اخیر مشاهده شد، نشان دهنده شکست بزرگ به اصطلاح دیپلماسی امریکا در ایران است. امریکا میلیاردها دلار به ترکیه داده است ولی اینک که ایران درآمد خود را از دست داده است و در آستانه سقوط به دامان کمونیسم است ، از دادن کمک به آن خودداری می کند. زیرا اولا می ترسد چنانچه ایران موفق به اداره صنعت نفت خود شود ، به منافع نفتی امریکا در عربستان سعودی و نقاط دیگر ممکن است صدمه بخورد و ثانیا ، از رنجش انگلستان ترس دارد. من به مصدق گفتم: منافع نفتی بین المللی امریکا وقاعدتا در درجه دوم اهمیت قرار داشت و تعیین کننده سیاست ما در ایران نبود .
مصدق اظهار کرد : حتی برخی از انگلیسی ها این اتهام را وارد می ساختند که امریکا به مناسبت ترس از تأثیر گذاری بر امتیازات نفتی امریکا در سایر کشورها، نمی خواست انگلستان در اختلافات نفتی با ایران ، از در سازش درآید. من مجددا تأکید کردم که آثار احتمالی سازش در مسئله نفت ایران بر امتیازات نفتی امریکا در نقاط مختلف جهان ، نقش مهمی در سیاستهای ما در ایران ایفا نمی کند. اضافه نمودم : در هر صورت به نظر محتمل نمی رسد که کشورهای که در آنها امتیازات نفتی امریکا وجود داشتند، پس از مشاهده وضع و نمونه ایران ، دچار حسرت شده و مایل به دنباله روی از آن نمونه شوند . من در موارد مختلفی، کوشیده ام برای او توضیح دهم که به مصلحت جهان آزاد نیست که ما به ایران در اوضاع و احوالی که ممکن است موجب شود افکار عمومی در انگلستان و امریکا باور کنند که ایالات متحده ، با دادن یارانه ، از موضع ایران در اختلاف نفت پشتیبانی نماید... اصرار ورزیدم چنانچه سوء تفاهم های جدی ، در وضعیت کنونی جهان، میان ایالات متحده و انگلستان پدید آید، ایران به هر صورت تحت تسلط کمونیسم در می آید."
انقلاب اسلامی : غیر از اینکه دلیلی وجود نداشت که پشتیبانی نکردن امریکا از انگلستان در مطامعش موجب کمونیست شدن ایران می شد ، کمی بعد، در ماجرای ملی شدن کانال سوئز توسط ناصر و حمله فرانسه، انگلستان و اسرائیل به مصر، امریکا، همراه با روسیه، به انگلستان ، فرانسه و اسرائیل اخطار کرد و این سه کشور ناگزیر از پایان دادن به جنگ و خروج از مصر شدند. بنا بر این، سیاست امریکا، بخصوص رفتار شخص هندرسن، در مورد ملی کردن نفت ایران ، ربط مستقیم به منافع نفتی شرکتهای امریکائی داشته است.

8 - مصدق مجددا تمسخر دیپلماسی امریکا را از سرگفت و اظهار کرد : تصمیم قاضی امریکائی در لاهه که علت مهم تشدید احساسات ضد امریکائی در ایران شده است ، نمونه خوبی است ... من متوجه بودم که سعی در قانع ساختن وی به این که قضات امریکائی تحت تأثیر قوه مجریه امریکا نیستند، اقدام بی فایده ای است... من اطلاع داشتم که مصدق خود نیز علاقمند و خواهان آن بود که قوه قضائیه ایران را از قوه مجریه دولت جدا کند. چنانچه وی موفق شود، ایرانیان نیز ممکن است در سالیان آینده ، بتوانند باور نمایند که قضات امریکائی از حکومت امریکا رهنمود نمی گیرند...

در اين شماره

صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر