به مناسبت 8 مارس روز زن
منزلت نازل زن : قاچاق زنان ، اعتیاد، کودکان زاده تجاوزها به عنف و... :
◄ نامه فرشته قاضی به شاهرودی، به نقل از سایت زنان ایران
بسمه تعالي
سران قواي مجريه و قضاييه جمهوري اسلامي
آقايان سيد محمد خاتمي و سيد محمود هاشمي شاهرودي
زماني كه در شهريور 82 در نامه اي سر گشاده خطاب به شما و رئيس وقت قوه قضائيه ، وضعيت افسانه نوروزي را متذكر شدم، هرگز گمان ني بردم به خاطر آن نامه و سئوالاتي كه در آن به عنوان يك زن مسلمان ايراني مطرح كرده بودم، ساعت هاي متمادي تحت باز جويي قرار بگيرم . به خصوص كه آقاي شاهرودي نيز بعد از آن نامه و پي گيري هاي نهادهاي حقوق بشري ،
حكم اعدام افسانه را متوقف كرده بودند .
در اين نامه قصد پرداختن يا طرح موارد باز جویي ام را ندارم كه خود نيك بدان آگاهيد . قصد من تشويش اذهان عمومي يا نشرآكاذيب و تخريب وجهه قوه قضائيه هم نيست. اما مي خواهم بر مبناي وظيفه انساني ام به افسانه نوروزي ديگري اشاره كنم كه چهار سال است به دليل دفاع از ناموس و شرف خود در انتظار اعدام به سر مي برد .
نمي دانم اكنون كه اين نامه را مي نويسم چه تعداد زن ايراني ، عفت و پاكدامني خود را با مرگ معامله كرده و در زندان ها در انتظار چوبه دار هستند . اما طي دو روزي كه در بند عمومي زندان اوين بودم به افسانه نوروزي ديگري بر خوردم :اكرم قوي دل ، زن جواني است كه در دفاع از ناموس و پاكدامني خود ، مرتكب قتل مردي شده است كه در غياب شوهرش وارد منزل او شده و قصد تجاوز به وي داشته است.
اكرم ، افسانه ديگري است كه به اعدام محكوم شده و قاضي پرونده ، همسر او را نيز به اتهام معاونت و مشاركت در قتل بازداشت كرده اما پس از رفع نقص تحقيقات در مورد شوهر، قاضي پرونده همسر اكرم را تبرئه و مجدداً بر حكم اعدام او تاكيد كرده است .
ماده 61 قانون مجازات اسلامي صراحتاً مي گويد : هر كس در مقام دفاع از نفس يا عرض يا ناموس يا مال خود يا ديگري و يا آزادي تن خود يا ديگري در برابر هر گونه تجاوز فعلي يا خطر قريب الوقوع ، عملي انجام دهد كه جرم باشد در صورت اجتماع شرايط زير قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود : 1 - دفاع با خطا و تجاوز متناسب باشد ،2 - عمل ارتكابي تجاوز از حد لازم نباشد ، 3 - توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت ، عملاً ممكن نباشد و يا مداخله قواي مذكور در رفع تجاوز و خطا موثر واقع نشود .
مواد 625 و 629 قانون مجازات اسلامي نيز دايره دفاع مشروط را با لحاظ شرايط ، حتي به جرح و ضرب و قتل نيز توسعه داده اند .
آقاي رئيس جمهور و جناب آقاي رئيس قوه قضائيه
اكرم قوي دل مردی را در منزل خود با يك ضربه چاقو به قتل رسانده اما قاضي پرونده ، دفاع مشروع را رد كرده است . بدون اينكه انگيزه اي براي قتل او ذكر كرده باشد و يا به اين سئوال پاسخ دهد كه آن مرد در غياب شوهر اكرم در خانه وي چه مي كرده كه به قتل او منجر شده است ؟
طبيعي است كه اگر اكرم قويدل بدون آنكه مورد تعدي قرار بگيرد اقدام به قتل كرده است مسئولان قضائي بايد به صراحت توضيح دهند كه در تحقيقات خود درباره انگيزه قتل - كه پايه و اساس هر جنايتي است - به چه نتيجه اي رسيده اند و مهم تر اينكه آن مرد در آن زمان در خانه قاتل چه مي كرده است .
قاضي پرونده در رد دفاع مشروع عنوان كرده كه قاتل از پليس كمك نخواسته است .جا دارد به اين سئوال پاسخ داده شود : زني كه در چنان شرايطي قرار گرفته بود، چگونه مي توانست از دست مردي كه قصد تعرض داشته و قطعاً از لحاظ بدني ، قوي تر و ورزيده تر از زن مقابل خود بوده است ، خود را برهاند و از پليس كمك بخواهد ؟
اكرم قوي دل يك مصداق است همچنان كه افسانه نوروزي يك مصداق بود.
در جامعه اي كه هر لحظه امكان دارد هر زني در موقعيتي چون اكرم و افسانه قرار گيرد، واقعاً تكليف يك زن مسلمان كه نمي خواهد تن به زنا بدهد چيست ؟ افسانه پس از يك سال و اندي از توقف حكم اعدامش آزاد شد اما كسي ازمسئولانی كه مورد خطابشان قرار داده بودم به سئوال من پاسخ نداد كه اگر زني در موقعيتي همچون او يا اكرم قرار بگيرد چه بايد بكند آيا بايد تن به زنا دهد وسنگسار ( كه اخيراً به مجازات اعدام تبديل شده است ) را به جان بخرد يا اينكه مقاومت كند ولو به قيمت كشتن فرد متعدي و پاكدامني خود را با مرگ معامله كند ؟
در شرايطي كه بيش از نيمي از پرونده هاي تجاوز به عنف به دليل شرمساري قربانيان از بيان جزئيات ، مسكوت مي ماند و به دليل حجب و حيايي كه دختران و زنان ما دارند حتي اگر مورد تجاوز نيز قرار گيرند به مراكزحمايتي يا مراجع قضائي رجوع نمي كنند و حاضرند اين خفت را تحمل كنند اما پرونده هايشان به جريان نيفتد ، آيا پاداش زني كه تا پاي جان ، پاي پاكدامني خود ايستاده چوبه دار است ؟ اگر اكرم و امثال او پاي چوبه دار بروند ، پس از آن زناني كه در موقعيت او قرار مي گيرند با چه جرات و اميدي از ناموس خود دفاع كرده و دست متجاوز را كوتاه كنند ؟
آقايان خاتمي و شاهرودي
مورد ديگر كه به عنوان دغدغه يك روزنامه نگار 26 ساله مسلمان با شما مطرح مي كنم دخترك 19 ساله اي است كه به دليل تجاوز برادرش در زندان اوين به سر مي برد . سميه دچار عقب افتادگي ذهني و اختلالات رواني است و به اتفاق كودك پنج ماهه اش در زندان اوين زنداني است . سميه ، محمد كوچكش را در زندان به دنبا آورده و هر كس كه با او صحبت مي كند به سادگي متوجه عقب ماندگي ذهني او مي شود . اما در اين ميان دغدغه اصلي من كودك پنج ماهه اوست . كودكي كه چون پدر و مادرش ، خواهر و برادر هستند ، كودكي كه چون در زندان به دنيا آمده و شكل گرفته است از هم اكنون در جامعه ما مطرود است و قريب به يقين ، بزهكار آينده.
سقط جنين در دين ما و قوانين موضوعه كشور ها حرام است ، نيك بدان آگاهم . اما همانگونه كه مجلس سقط جنن را در مواردي مجاز شمرده است آيا نمي توان در اين موارد نيز سقط جنين را مجاز شمرد تا از به دنيا آمدن كودكاني سر خورده و مطرود جامعه كه قطعا ً بزهكاراني خواهند شد در آينده جلوگيري كرد ؟ واقعاً زمان آن نرسيده كه فكري براي محمد و محمد ها شود . فراموش نكنيم امثال او كه اكنون جامعه به شدت منتظر مجازات اوست در شرايطي رواني درستي بزرگ نشده و از كودكي مطرود جامعه بوده اند .
جنابان عالي مي توانيد با ارائه لايحه اي به مجلس در اين زمينه كمك شايان توجهي به جامعه نموده و سقط جنين متولدين زنا به خصوص زناي با محارم را قانونی كنيد . از سوي ديگر بايد توجه داشت كه پدران و مادران اين كودكان، در اكثر موارد، محكوم به اعدام می شوند. و اين كودكان از سوي خانواده هاي والدين خود طرد مي شوند. يا در مراكز بهزيستي عمر خود را سپري مي كنند و يا به سرنوشتي نا معلوم دچار مي گردند پس چه بهتر كه پيش از پا نهادن به عرصه اجتماع ، با قانوني كردن سقط جنين در اين مورد ، از فجايع بعدي جلوگيري به عمل آيد .
◄ مژگان فرجی ( خبرگزاری سینا ) گزارش می کند :
چندی پیش کارشناسان سازمان دفاع از قربانیان خشونت از افزایش قاچاق زنان و دختران در استان های مرزی کشور و روند صعودی سن قاچاق دختران به کمتر از 14 سال خبر داد
همچنین یافته های تحقیقی که در سال 82 با همکاری مشترک مرکز امور مشارکت زنان و سازمان دفاع از قربانیان خشونت انجام شده است ، بیانگر روند رو به افزایش قاچاق زنان و دختران استان های مرزی به کشور های حاشیه خلیج فارس ، پاکستان ، افغانستان و به طور محدود به کشورهای اروپایی و آسیایی بوده است .
تعجب آور است اگر بدانیم براساس آمار منتشر شده در یکی از بولتن های یونیسف به طور کلی در دنیا میزان قاچاق انسان بین 700 هزار تا 4 میلیون نفر تخمین زده اند که سومین تجارت پرسود دنیا به شمار می رود . به همین دلیل رد و بدل کردن این کالای پر ارزش بسیار حائز اهمیت است. بر همین اساس، غالبا از مسیرهای جمهوری سابق شوروی به سمت اروپای غربی، کشور های بالتیک و رومانی به ایتالیا، اسرائیل و خاورمیانه، از طریق ترکیه و قبرس و آفریقای غربی به خاور میانه و برمه و ویتنام و تایلند ، از نپال و بنگلادش به هندوستان، از هندوستان و پاکستان به خاورمیانه استفاده می شود.
"امیر محمدی"، کارشناس مسایل اجتماعی در مورد کاربرد کودکان دختر قاچاق شده از کشورهای دیگر، می گوید: " به طور معمول این گروه از کودکان در کارهایی نظیر سوءاستفاده جنسی یعنی به فحشا گماشتن، فروش مواد مخدر، شرکت در مناقشات نظامی و ازدواج های اجباری مورد بهره برداری قرار می گیرند . "
وی می افزاید: " سالیانه بین 5 تا 7 هزار دختر نپالی به هندوستان قاچاق می شوند. همچنین نزدیک به ده هزار دختر از کشورهای همسایه وارد تایلند می شوند. حتی در کشورهای عربی، پسران را برای انجام مسابقات شتردوانی که نوعی تفریح و سرگرمی برای آنان به حساب می آید خریداری می کنند. "
این کارشناس ادامه داد : " دخترانی که به این شیوه در بازار انسان عرضه می شوند از فقر شدیدی رنج می برند و حتی احتمال مرگ آنان به دلیل سوء تغذیه یا بیماری های مختلف تا قبل از چهار سالگی وجود دارد . ولی هیچ وجدان آگاهی نمی تواند آنان را به مثابه یک کالای با ارزش اقتصادی برای والدین یا قیم به حساب آورد
◄ كبرا 20 ساله كه در خانواده تنگدستي زندگي ميكرد، به عقد يك مرد 56 ساله درآمد تا باري از روي دوش پدر بيمار و بيكارش بردارد، اما در خانواده داماد با تحقير و بدرفتاري مادرشوهر 90 سالهاش روبرو شد.
مادرشوهر پير كه به چشم يك خدمتكار به عروسش نگاه ميكرد به پسرش توصيه كرد به كبرا پولي بپردازد و او را به خانوادهاش برگرداند.
عروس سياه بخت را رسما به عقد شوهر سالخورده در نياورده بودند و فقط واقعه عقد بر روي تكه كاغذي نوشته شده بود كه شايد نتواند ادعايي براي مهريه و نفقه داشته باشد.
كبرا كه روي بازگشت به خانه پدرياش را نداشت دوباره با چشماني گريان به خانه شوهر برگشت. مادرشوهر پير كه از بازگشت كبرا ناخشنود بود، به جر و بحث با او پرداخت و عروس سياهبخت در اوج خشم و بحران عصبي چاقويي برداشت و به جان پيرزن افتاد.
كبرا بهجرم قتل مادرشوهرش به قصاص ( اعدام)محكوم شد و ديوان عالي كشور نيز اين حكم را تاييد كرد.
روزنامهها به شرح مصايب اين عروس سياهبخت پرداختند و با نوشتن گزارشهايي خواستار بخشش او شدند.
قوه قضاييه نيز راهي ميجست تا كبرا اعدام نشود و تنها راه نجات او از مرگ، اعلام رضايت بازماندگان پيرزن مقتول بود. دو دختر پير زن كه در اروپا زندگي ميكنند حاضر به بخشش شدند، اما دختر بزرگ پيرزن حاضر به گذشت نبود و همچنان اصرار داشت كبرا را به پاي جوبه دار بكشاند.
روز اجراي حكم فرا رسيد و سحرگاه يك روز عروس سياهبخت را در زندان اوين به پاي چوبه دار بردند. مسوولان قوه قضاييه و حتي مقامات زندان دل به اجراي حكم اعدام نميدادند و اميدوار بودند دختر بزرگ پيرزن وقتي كبرا را زير چوبه دار ببيند شايد دلش به رحم بيايد و اعلام بخشش كند، اما چنين نشد. در آن سحرگاه مادر كبرا گريهكنان خود را به زير پاي دختر بزرگ پيرزن انداخت و خواستار بخشش دخترش شد، اما او مادر گريان كبرا را با خشم پس راند و گفت: "من فقط آمدهام تا كبرا را بالاي دار ببينم."
در حاليكه كبرا در پاي چوبه دار قرار داشت، با مصلحتي انساني، صدايي برخاست: "كو طناب? طناب كه نداريم."
با همين نيت خيرخواهانه مسوولان قضايي و ماموران زندان اوين كبرا را به سلول زندان برگرداندند تا شايد راه نجاتي پيدا شود.
پس از آن گروههايي از بانوان خيرخواه به ديدن دختر بزرگ پير زن رفتند تا براي كبرا طلب بخشش كنند، اما او خود را پنهان كرد تا با آنان روبرو نشود.
سرانجام به دستور رييس قوهقضاييه قرار شد جلسه شوراي حل اختلاف تشكيل شود واز بازماندگان پيرزن مقتول دعوت كنند تا در اين جلسه حضور يابند شايد با تلاش حاضران در جلسه، رضايت بازماندگان جلب شود، اما تشكيل اين جلسه نتيجهيي نداشت و دختر بزرگ پيرزن حاضر به گذشت نشد.
اكنون قرار است دومين جلسه شوراي حل اختلاف در 15 اسفند برگزار شود. بازماندگان پيرزن ( دختر بزرگ او و شوهر كبرا) به اين جلسه دعوت شدهاند و مسوولان قضايي اميدوارند بتوانند با ميانجيگري سرنوشت كبرا را تغيير دهند و رضايت بازماندگان را جلب كنند. كبرا مدت چهار سال است كه در زندان در هراس از اعدام بسر ميبرد.
◄ امير محمد پيام ، كارشناس پيشگيرى مواد مخدر در اين باره گفت : "طبق آمار رسمى دولت از سال ۷۶ تا امروز دو ميليون معتاد در كشور وجود دارد ، اما امروز كارشناسان معتقدند كه تعداد معتادان به سه تا چهار ميليون نفر رسيده است."
وى اضافه كرد : "۵۰ درصد از فرزندان والدين معتاد به مصرف مواد مخدر گرايش پيدا مى كنند كه اين مسأله مى تواند نشان دهنده افزايش اعتياد در بين دختران نوجوان باشد."
اين كارشناس ادامه داد: " آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد نبود مشاركت عاطفى و توزيع مسؤوليت در چنين خانواده هايى است. از طرف ديگر والدين معتاد اولين عامل وارد كردن آسيب بر فرزندان دختر هستند . كه در اين بين مى توان به سوءاستفاده هاى جنسى براى تأمين مواد مخدر ، فروش و قاچاق دختران و پرخاشگرى وضرب وشتم آنان به دليل اثرات مصرف مواد اشاره كرد."
انقلاب اسلامی : و اینک تجاوزهای دیگری که به حقوق بشر شده اند :
|
|
|