١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٩ از ٢٢ خرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359

پيام آقاى بنى‏صدر به دانشجويان و مردم ايران:
سكوت سرنوشت خود را به قيم‏هاى داخلى و خارجى سپردن است:

دانشجويان و مردم ايران !
ديروز ميترساندند كه اگر حركت كنيد، ايران افغانستان ميشود.پى در پى هشدار ميدادم ،اگر رژيم ملاتاريا بماند، ايران افغانستان مى‏شود. زمان شهادت مى‏دهد كه اينك ملاتاريا ايران را در موقعيت افغانستان در اواخر دولت طالبان قرار داده است.
با وجود اين، آقاى خامنه‏اى شما را مى‏ترساند و ميگويد:
سكوت كنيد وگرنه امريكا مى‏آيد!سكوت كنيد وگرنه ميگويم عامل آمريكا هستيد و امريكا مى‏خواهد نظم كشور را بر هم بزند! سكوت كنيد! وگرنه شما را بعنوان مجريان سياست امريكا، با بى رحمى سركوب مى‏كنم.
با توجه به معامله‏اى كه او و همدستش آقاى هاشمى رفسنجانى به حكومت بوش پيشنهاد كرده‏اند، ميتوان فهميد چرااز جنبش شما مردم وحشت دارند. فرستاده اين دو به امريكائيان گفته است:
كارهائى كه ما مى‏توانيم براى شما بكنيم، ديگران نمى‏توانندبكنند. چرا كه "ديگران" به حسابى نيستند! و با امرى كه " رهبر " موافقت كند، مخالفت نمى‏كنند! آقايان خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى در مقام " رهبرى" سازمان ترور، گمان ميبرند بشرط موفقيتشان در معامله با امريكا، ايران ساكت، ايران بى حس،ايران تسليم امر ملاتارياست.
اما بهوش باشيد! سكوت ممكن است به قيمت بر باد رفتن وطن شما تمام شود. اگر جنبش را همگانى كنيد، اگر صداى اعتراض خويش را رسا و رساتر بگردانيد، اگر به دنيا بگوييد " فرزندان ايران نگران سرنوشت وطن خويش هستند "، دو عمل فلاكت بار را غير ممكن مى‏كنيد:
1 -معامله‏اى پنهانى نظير اكتبر سورپرايز و ايران گيت كه ايران را گرفتار جنگ 8 ساله خيانت بار و ويرانگر كردو 2 - تجاوى نظير تجاوز امريكا به عراق .
دانشجويان، مردم ايران!
اگر رشته‏هاى جنبشها را به هم گره بزنيد، يك كار را با موفقيت به انجام مى‏رسانيد:
پايان بخشيدن به حيات سراسر جنايت و خيانت و فساد رژيم ملاتاريا و استقرار مردمسالارى.
براى اينكه حركت نكنيد، شما را از بهره بردارى مزدوران حكومت بنياد گراى بوش مى‏ترسانند، اما، اولاً، اگر مردم عراق سكوت را مى‏شكستند و به جنبش در مى‏آمدند، كجا امريكا مى‏توانست سكوت آن مردم را مجوز تجاوز به عراق كند ؟و ثانياً، چرا بجاى ترسيدن از بهره بردارى پهلوى طلبها، صفوف خويش را از مثلث زور پرست پاك نگاه نداريد؟ چرا جنبش را هر چه وسيع‏تر نكنيد و به جهانيان نگوييد!:
در ايران، تنها مردم ايرانند كه تصميم ميگيرند و اين مردم تصميم گرفته‏اند، بر دو اصل‏آزادى و استقلال، مردم سالارى را در وطن خويش مستقر كنند؟ مردم ايران!
حركت دانشجويى با اعتراض به خصوصى كردن دانشگاههاو جلو انداختن امتحانها شروع شده است. اما خصوصى كردن دانشگاهها به معنى محروم كردن فرزندان قشرهاى ميانى و پايين جامعه از تحصيل دانشگاهى و جلو انداختن امتحانها،ربط پيدا ميكند با سالروز جنايت رهبرى سازمان ترور در كوى دانشگاه تهران و دانشگاه تبريز و ديگر دانشگاهها در 18 تير 1378 و روزهاى بعد از آن. بنابراين، انگيزه‏هاى حركت را تجاوز رهبرى سازمان ترور به حقوق دانشجويى و جنايتش در دانشگاهها بوجود آورده‏اند.
اين واقعيت كه جنبش با انگيزهاى غير سياسى آغاز ميشود، اما به محض گرد آمدن مردم و به حركت در آمدنشان سياسى مى‏شود، گوياى تحولى اساسى است :

1 - جامعه ايرانى، بخصوص نسل جوان ايران نيك ميداند كه در محدوده " ولايت مطلقه فقيه " اصلاحى ممكن نيست ،
2 - مخالفت با رژيم ملاتاريا همگانى است و دانشجويان پيشاپيش نسل جوان كشور، دراستقلال از رژيم و قدرت خارجى، راه حل مى‏جويند.
3 - دانشجويان ايران دريافته‏اند كه اگر نخواهند قيم خارجى جانشين قيم داخلى بگردد، مى‏بايد سكوت را بشكنند! مى‏بايد جنبش را همگانى كنند. مى‏بايد هدف و روش را همگانى كنند و بجاى ترس از حركت، حركت خويش را چنان شفاف بگردانند كه نه مثلث زور پرست و نه هيچ قدرت خارجى نتواند از آن سوء استفاده كنند. دانشجويان عزيز، مى‏دانم آنها هم كه در ادعاى اصلاح‏طلبى صادق نبودند، شما را آلت فعل امريكا مى‏خوانند، مى‏دانم كه آقاى خامنه‏اى، در مقام رهبرى سازمان ترور، شما را به سركوب بى رحمانه تهديد مى‏كند، از آن جفا و اين تهديد نترسيد. نگران سرنوشت وطنى باشيد كه در صورت سكوت شما، بازيچه مقاصد ملاتاريا و هم جنس‏هاى امريكائى و اسرائيلى مى‏شود.امروز، شرائط در ايران و منطقه و جهان مساعد جنبش براى آزادى و مردم سالارى هستند. در ايران و انيران، هيچ قدرتى توان سركوب چنين جنبشى را ندارد. اما اگر سكوت كنيد، اگر همه دانشجويان و همه مردم را از خطرهاى بزرگ آگاه نكنيد كه سكوت فعل پذيرانه براى ايران ببار مى‏آورد، بهترين فرصت‏ها را سوزانده‏ايد. اجازه داده‏ايد استبداديان و قدرتهاى خارجى، به جاى شما، تكليف امروز و فرداى شما را معين كنند.
با شجاعت و عزم برخيزيد و استقامت كنيد شاد و پيروز باشيد 22 خرداد 1382 پاسخ روابط عمومى انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى اميركبير به انتقادات مطرح شده پيرامون بيانيه تحولات عراق:
پس از صدور بيانيه تحليلى جنگ عراق و تحولات منطقه از سوى انجمن هاى اسلامى بيست و چهار دانشگاه، نقدهاى گوناگونى در خصوص مطالب مطرح شده در بيانيه، از سوى شخصيت ها و گروههاى سياسى طرح شده كه در اين خصوص ذكر پاره اى نكات ضرورى و روشنگر به نظر مى رسد.

1- عليرغم نقدهاى گوناگونى كه از منظرهاى متفاوت بر بيانيه اخير انجمن هاى اسلامى وارد شده است، مى‏توان بحث از نسبت آزادى و استقلال و زير سئوال رفتن استقلال كشور عراق به بهانة سرنگونى حكومت خودكامه بغداد و نيز سؤال از نقش مردم ونيروهاى اجتماعى داخلى در تحولات آيندة ايران را به عنوان فصل مشترك و خلاصة مضمون اكثر انتقادات طرح شده در نظر گرفت كه پيرامون هر مورد توضيحاتى ارائه مى‏گردد.

2- در خصوص لزوم حفظ استقلال در كنار تأمين آزادى و ملازمت اين دو با يكديگر براى حفظ حقوق ملت ها، اگر از پاره اى احساسات شخصى مندرج در اكثر نقدهاى وارده كه در جاى خود محترمند اما نمي توانند مبناى تصميم گيرى جمعى قرار بگيرند، بگذريم و اندكى سنجيده تر و بر مبناى علمى تر سخن بگوييم، بايد اين نكته را در نظر داشت كه مفهوم استقلال )independence(از مفاهيم ساخته و پرداخته شده در دنياى مدرن و برآمده از ساخت سياسى دولت - ملت ( )Nation-stateاست كه در جهان پس از عصر روشنگرى به عنوان مبناى تقسيم بندى كشورها از سوى آنها به رسميت شناخته شده و هدف از آن نيز تأمين منابع و امنيت جمعيست كه تحت نام ملت و به عنوان شهروندان يك حكومت مشخص در درون مرزهاى جغرافيايى مشخصى زندگى مي كنند وبنا بر اين خصلت خود تنها قرارداديست در جهت منافع شهروندان. همانگونه كه حتى در ساليان اخير نيز شاهد استقلال بخشى از يك كشور و تبديل آن به كشورى مستقل (به طور مثال جدايى تيمور شرقى از اندونزى) و يا پيوستن مناطق جديدى به محدوده جغرافيايى يك كشور (پيوستن هنگ كنگ به چين) بوده‏ايم و نقدى نيز از منظر عقلانى و يا حقوق بين الملل بر آنها وارد نبوده است. در واقع استقلال، از آنجا و تا آنجا واجد خصوصيت مشروعيت بخشى به عملكرد و تصميم گيرى هاى حكومت هاست كه برآورندة منافع جمعى شهروندان آنها باشد و هر آنچه غير از اين گفته شود يا بهانه ايست در دست زورمداران حاكم در ادامه اعمال قدرت بى حد و حصرشان كه مورد عراق و ادعاهاى حكومت ساقط شده بغداد در دفاع از كيان اعراب و هويت عربى مثال خوبى براين مدعاست و يا برخاسته از روحيه حماسه پرداز و غير واقع بينانه‏اى است كه وامدار ادبيات ايدئولوژيك دهه چهل و پنجاه شمسى و متأثر از فضاى دو قطبى آن دوره و نگاه چپ امپرياليست ستيز رايج در آن است و در تاريخ معاصر ايران نمونه هاى بسيارى از آن سراغ داريم و تجربه نشان مى‏دهد كه همواره راه را بر ديدن واقعيت بسته و تنها كار را از آنچه هست مشكل تر مى‏كند.
3- در خصوص انتخاب بين بد و بدتر در تعارض بين استقلال و آزادى كه در برخى نقدها مورد اشاره قرار گرفته، اگر با عقل سليم و با نگاهى بر تجربه هاى واقعى زندگى بيانديشيم، بايد گفت كه انسان در زندگى روزمره و انفرادى خود كه در آن با محدوديت و محذوريت هاى به مراتب كمترى از زندگى جمعى مواجه است، در بسيارى مواقع ناگزير از انتخاب بين بد و بدتر است و اين هم حكمى عقلانيست و هم امرى اخلاقى. به طريق اولى، انتخاب بين بد و بدتر در امورى كه با سرنوشت يك جمع و بلكه يك ملت گره خورده است نيز مشمول اين قاعده مى‏شود و از آن گريزى نيست. تجربة گذشتة ملت ايران و بسيارى از ديگر ملل نيز مشحون از چنين انتخاب هاييست كه هيچ گاه لزوماً به هر دو "بد و بدتر "منجر نشده بلكه بسته به ميزان عقلانيت و خرد ورزى مندرج در اين انتخاب ها، آسايش و امنيت و يا تيره روزى و فلاكت بيشتر براى آنها به ارمغان آورده است. در جنگ عراق نيز، همانگونه كه در بيانيه انجمن هاى اسلامى دانشجويان آمده‏است، آنچه به سقوط بيست روزه يكى از با ثبات ترين ديكتاتورى هاى خاورميانه انجاميد، اضمحلال كامل هر گونه هويت جمعى مردم عراق زير فشار خرد كننده سى سال حكومت اقتدارگرا و مستبدانه صدام كه كرامت و هويت ملى مردم عراق را نشانه رفته بود و نيز زائل شدن هر گونه اميد به تغيير از درون در بين مردم و اپوزوسيون داخلى عراق بوده. اين چنين بود كه ادعاهاى استقلال طلبانة حكومت عراق به بهانة تأمين منافع ملى براى مردم عراق كه صاحبان اين منافع بودند، بى معنا و مضحك به نظر مى‏رسيد و از همين جا بود كه مردم عراق مقاومت چندانى در برابر اشغال خاك آن كشور به دست نيروى نظامى بيگانه از خود نشان ندادند. واقعيتى كه جز مفسران و تحليلگران صدا و سيماى جمهورى اسلامى كسى را ياراى نفى و انكار آن نبود و بايد گفت كه مردم عراق نيز در نهايت راضى شدند تا به قيمت پذيرفتن شر اشغال سرزمينشان به دست نيروهاى بيگانه از چنگال حكومت انسان ستيز و ددمنش صدام رهايى يابند و بدين سان بدى را بر بدترى ترجيح دادند. بى‏شك ما نيز اگر در ادعاهاى آزاديخواهانه خود صادقيم نبايد علايق و خواست خود را به آفتاب واقعيت بيرون زده از پس ابر مقدم بداريم.
اما آنچه جاى تعجب دارد آنكه برخى از اشخاص و نيروهاى سياسى كه داعيه آزادى خواهى و حق طلبى دارند چشم خود را بر حقيقت سياه رژيم صدام كه منتقدينش را با بى رحمانه ترين و غيرانساني ترين روشها سركوب مى‏كرد و سياه چال ها و گورستانهايش را با مخالفان و معترضانش آباد، بسته و تنها به خاطر زير سوال رفتن قرار دادهاي بين المللى زانوى غم در بغل گرفته اند؟ به راستى اگر حكومتى با تمامى شرايط مندرج در بيانيه، حقوق ابتدايى و بلكه حيات ملت خود را نشانه رفته بود و ارعاب ،شكنجه وسر به نيست و مثله كردن صاحب هر نداى انسانى، آنچنان كه در مورد عراق ،شواهد به دست آمده پس از سقوط بغداد نشان داد،جزء عادى و همراه هميشگى رفتار حكومت با شهروندانش بود بدان گونه كه كسانى را مثله شده در چرخ گوشت انسانى و ديگرانى را فراموش شده، پس از سى سال اسارت در سياهچال يافته اند، باز هم بايد به بهانه عرف و يا قرارداد تنها به موعظة اخلاقى بسنده كرد و چشم اميد به ناممكن ها دوخت؟ آيا منتقدين محترم، آنچه رابرمردم عراق روا مى‏دانند براى خود نيز مى‏پسندند؟ كما اينكه بسيارى از منتقدين محترم بيانيه، خود نيز براى رهايى از شرايط نامطلوبى كه بسا سهل تر و قابل تحمل تراز وضعيت اسفبار ملت عراق زير چكمه هاى رژيم خودكامه بغداد بود، تن به زندگى در خارج از مرزهاى سياسى و فرهنگى ايران داده اند و اگر بخواهيم بر مبناى نقدى كه خود بر بيانيه روا داشته اند، قضاوت كنيم، آنان را نيز بايد بى‏هويت و مسخ شده بيانگاريم.

4 - ذكر اين نكته از اهميت ويژه‏اى برخوردار است كه آنچه از متن بيانيه بر مى‏آيد نه تنها در تضاد و نافى اهميت و اصالت تلاشهاى صورت گرفته و در حال انجام از سوى فعالين و نيروهايى كه پشتوانة اجتماعى اصلاحات به شمار مى‏روند براى برون رفت از فضاى بن بست كنونى نيست بلكه مويد و نمودار آن نيز هست. عملكرد انجمن هاى اسلامى امضا كنندة بيانيه در دفاع از حقوق ملت خود گواهيست بر پافشارى و ايستادگى جنبش دانشجويى بر مواضع آرمانخواهانه و حق طلبانه‏اش . اما سخن از، از دست ندادن فرصت هاست كه چون ابر بهارى در گذرند و حاكميت اگر بخواهد چشم خود را بر آنها ببندد، آنچنان كه در سال هاى اخير بسته است، ديگر بازگشتى از راه پيموده شده ممكن نخواهد بود و نگاه مردم، خسته از مصلحت سنجى‏ها و سخن آرايى هايى كه حاصلى جز به هدر دادن پتانسيل عظيم اراده ملت در چاه بى‏انجام اصلاحات حكومتى نداشته، به سوى هر عاملى كه بتواند محكم و نيز قاطع تر، هر چند نه لزوماً بهتر، راه برون رفت از تعليق موجود را نشان دهد، خواهد چرخيد و اين واقعيت كه اگر چه تلخ است به هيچ روى ناديده‏اش نمى‏توان گرفت و اگر زمان را در نيابيم و فرصت ها را هدر دهيم سرنوشت محتوميست كه زمام افسارش در كف هيچ كس نخواهد بود. در اينجا باز هم تكرار مى‏كنيم از دست ندادن فرصت نه به معنى تسليم شدن در برابر قدرت خارجى بلكه به معناى ممانعت از هر عملى از سوى حاكميت است كه نافى حقوق ملت و مخدوش كننده هويت جمعى رو به زوال مردم ايران باشد.
در پايان، بايد گفت اكنون كه پس از سالها، خواست آزادى و دموكراسى به خواست اصلى مردم و روشنفكران ايرانى تبديل شده لزوم وجود فضاى نقد و گفتگوى عقلانى ميان گروهها و شخصيت هاى سياسى ايران بيش از گذشته احساس مى‏شود. جاى خوشحاليست كه صدور بيانيه تحولات عراق و منطقه از سوى انجمن هاى اسلامى بيست و چهار دانشگاه كشور، عاملى شد براى برپايى و شكل گيرى اين فضا. فضايى كه وجود آن اگر نه به حل مشكلات دامنگير اين ملك در عرصه سياست كه دست كم مى‏تواند به روشن تر شدن بيشتر مواضع و عملكرد نيروهاى فعال سياسى ايران در باب موضوعات گوناگون منجر شود. از اين رو گشوده شدن باب نقد و گفتگو در هر موضوعى همواره از سوى مجموعه انجمن هاى اسلامى مورد استقبال قرار خواهد گرفت تا بدين سان ملت ايران در اعمال حق انتخاب خود در راه رسيدن به آزادى و دموكراسى با آگاهى بيشترى عمل نمايد.

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر