آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٣ از ٦ تا ٢۰ بهمن
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

انقلاب اسلامی : بدین قرار، برغم هزینه های سنگین و ... و تقلبها ، از دید مردم عراق، به هرکس که به امریکائیها نزدیک بوده ، نباید رأی می داده اند. و

بعد از انتخابات : عراق بسوی صلح داخلی می رود و یا جنگ داخلی؟ امریکا در جنگ بیشتر فرو می رود یا از جنگ گریبان می رهد؟

◄ روزنامه ایتالیائی اروپا مصاحبه ای با بنی صدر بعمل ﺁورد. تاریخ این مصاحبه پیش از اعلان نتایج انتخابات عراق است. بنی صدر گفته است : انتخابات مشکل را حل نمی کند، ساده نیز نمی کند بسا پیچیده تر نیز می کند. چرا که
- در پی انجام انتخابات عراق، برخاستن موج حمله ها به رﮋیم ایران - که سبب تقویتش نیز می شود - از جمله بدین خاطر است که حساب دست عراقیها بیاید که نباید به طرف ایران بروند. اما
- امریکا می خواهد محور سیاست داخلی عراق و جهت دهنده به دولت جدید بماند. بنا بر این ، انتخابات نتایجی را پیدا می کند که با این هدف بخوانند. این نتایج امریکا را لو می دهند و نه تنها به مردم عراق که به دیگر ملتهای منطقه معلوم می کنند ، مردم سالاری مورد نظر بوش و حکومت او دولت ضعیفی است که بی نیاز از امریکا نشود. اما
- دولتی که فرﺁورده تعادل ضعفها باشد ، یعنی هر گروه از موضع ضعف با گروه دیگر توافق کند ، مسئله های اصلی را نمی تواند حل کند. از جمله این مسئله ها، مسئله زیست جماعتهای شیعه و سنی و کرد و ترکمن و ﺁسوری با یکدیگر است. این جماعت ها ، هریک منطقه خود را دارند و تنها با رعایت سه حق، یکی حق اختلاف و دیگری حق اشتراک و سومی حق دوستی و تفاهم ، بنا بر این ، از راه اجماع می توانند ، به اتفاق یکدیگر، این مشکل و مشکلهای دیگر را حل کنند. مانع عمده این اجماع ، نخست حضور قوای امریکا و " استراتژی دمکراسی حداقل " است . و سپس ، همسایه های عراق هستند که اولا نمی خواهند عراق هوای قدرت منطقه ای شدن به کله باز ﺁورد و ثانیا نمی خواهند از رهگذر وضعیت در عراق، موقعیت خویش را در درون کشورهای خود و در منطقه از دست بدهند.
از این رو، اگر عراق نخواهد در کام خشونت فروتر رود، حضور امریکا با حضور قوی جامعه بین المللی می باید جانشین شود. مسئله زندگی سیاسی جامعه ملی ، نه از بیرون که از درون و با شرکت همه عناصر تشکیل دهنده این جامعه، حل شود.
انقلاب اسلامی : نظیر این هشدار را شخصیتها و روزنامه نگاران اروپائی و امریکائی نیز داده اند . اگر بخواهیم نظرهای بسیاری را که ابراز شده اند و هشدارها را که داده شده اند، تلفیق کنیم ، جوهر همه ﺁنها عبارت خواهد شد از
◄ ﺁقای بوش ! خنده امروز ممکن است گریه فردا را در پی ﺁورد. بعد از جنگ سه هفته ای هم شما خندیدید و مغرورانه از پیروزی بزرگ و ﺁسان سخن گفتید. اما بعد ، بخاطر یافت نشدن اسلحه کشتار جمعی و نبود رابطه رﮋیم صدام با القاعده ، بخاطر سر برداشتن عراقیها به عصیان و پرشمار شدن کشته ها، بخاطر افتضاح زندان ابوغریب ، بخاطر گم شدن 9 میلیارد دلار ، بخاطر کشتن 130 هزار غیر نظامی ، بخاطر با خاک برابر کردن فلوجه و ویران کردن سامره و...، می باید می گریستیم. بعد از انتخابات نیز
* بسا بابت وسعت گرفتن عصیان و فرو رفتن عراق در جنگ داخلی نیز می باید بگرییم. حضور سربازان امریکا در عراق، عملیات مسلحانه را مشروع می کند. اتهام همکاری با قوای اشغالگر، جنگ با " دست نشاندگان " را مشروع می گرداند . به سخن دیگر، این خطر وجود دارد که عراق در جنگ داخلی فرو رود و فرو بماند.

* انتخابات عراق ، بر فرض که سنی ها هم در ﺁن شرکت می کردند، به سنی ها نقش دوم را می داد. سنی ها مظهرهای مقاومت خود را پیدا کرده اند : فلوجه ویرانه یکی از این مظهرها است. کشته هاشان مظهر دیگری است . جنگ با اشغالگر مظهر سومی است. تحریم انتخابات و رأی ندادن به غازی الیاور که سنی است و ایل و تبار بزرگی دارد، مظهر چهارمی است. این مظهرها ، در رابطه با جنگ با امریکا بمثابه تجاوزگر پدید ﺁمده اند. با وجود این مظهر، امریکا می باید یا به روش اسرائیل برود که ناشدنی است و یا می باید، چاره ای برای بیرون کشیدن خویش از مردابی بیاندیشد که به دست خود بوجود ﺁورده است.

* منصرف کردن جنگ با اشغالگر به جنگ مذهبی و قومی ، راه حل نیست. زیرا جامعه کرد و جامعه شیعه می باید با اشغالگر هم هویت شوند تا جنگ با ﺁنها ، جنگ با اشغالگر باور شود و مشروعیت پیدا کند. انفجارها که هدف از ﺁنها، قربانی گرفتن از شیعه ها است ، بطور روز افزون، سوء ظن ها رامتوجه امریکا می کند. زیرا شیعه ها می خواهند بیانگر وجدان ملی عراق باشند و نه همدست امریکا.
رایس وزیر خارجه و چنی معاون رئیس جمهوری ، دست توسل بسوی ﺁیة الله سیستانی دراز کرده اند. اما برای این که او بتواند سنیان عراق را راضی به مشارکت در زندگی سیاسی کشور کند، نیاز دارد مظهرهائی را باز شناسد که جهت یاب جامعه سنی و بسا جامعه ملی هستند. از ﺁن خود دانستن این مظهر، نیاز به دولتی استوار از سوئی و خروج قوای امریکا از سوی دیگر دارد. ﺁیا امریکا حاضر است این دو نیاز را برﺁورد؟
* یکچند از مطبوعات امریکا این چشم انداز را که بلحاظ وجود جنگ و رفتار جامعه سنی و نیز انتظار جامعه شیعه که بعد از انتخابات قوای امریکا عراق را ترک خواهند گفت، واقعی است ، نا دیده می گیرند. در عوض، چشم انداز مجازی را که " دموکراسی عراق " است ، با شرح و بسط تمام، ترسیم می کنند. این مطبوعات از یاد می برند که امریکا خود زمینه شروع و گسترش شورش مسلحانه را بوجود ﺁورده است. اگر هم در ﺁغاز انتخابات انجام داده و اداره کشور را به منتخبان بازگذاشته بود، دولت جدید مشروعیتی بدست می ﺁورد و فضای خالی برای این که گروههای مسلح ﺁن را پر کند، بوجود نمی ﺁمد.
انقلاب اسلامی : این قول از روبرت پاری است. قول امروز او را ، همان روزهای اول بعد از اشغال عراق، ﺁیة الله سیستانی گفت و امریکائیها نکردند و به جای ﺁن، نخست ﮋنرال گارنر و سپس پل برمر را حاکم عراق کرد.
چرا حکومت بوش خواست امریکا بر عراق حکومت کند؟ زیرا محافظه کاران جدید می خواستند عراق را ﺁزمایشگاه نظریه سیاسی و اقتصادی خود کنند . " اقتصاد بازار ﺁزاد " ، دولت طرفدار غرب و دوست اسرائیل و ...

* در 15 فوریه ، فرستاده لوموند از عراق گزارش کرد که موصل در ﺁستانه جنگ داخلی است. فرستاده قول سردار هرکی Herki ، است که یک سال میان موصل و اربیل در رفت و ﺁمد است. چرا که مسئولیتهایش در بزرگ ترین پایگاه نظامی کرد در موصل ، این تحرک را ایجاب می کنند. او می گوید : "اگر موصل در جنگ داخلی فرو رود، تمامی منطقه را ﺁتش و خون فرا خواهد گرفت. "
عملیات چریکی روزانه شده اند. در این شهر دو میلیون ، اکثریت بزرگ را عربهای سنی تشکیل می دهند . اما اقلیت کرد با اهمیتی نیز وجود دارد. ترکمنها و یزدی ها نیز ساکن موصلند. 4000 پیشمرگه که بخشی از ﺁنها اونیفورم گارد ملی عراق را در بر دارند، امنیت شهر را بر عهده دارند. این امر، جمعیت عرب شهر را ناراضی کرده است چرا که حضور پیشمرگه را تحریک ﺁمیز ارزیابی می کند. افزون بر این نیرو، 8000 سرباز امریکائی و گارد ملی عراق نیز در شهر گشت زنی می کنند. با اینهمه ، خبرنگارانی که جرأت کرده اند به موصل بروند و وضعیت را مشاهده کنند، می گویند : وضعیت غیر قابل کنترل شده است. هرکوچه تحت امر یک امیر است . ترور و وحشت حاکم است . مثل بغداد، شهر پر از چریکها است. دائم در باره پیروزهایشان بر امریکائیان اشغالگر و درسی تبلیغ می کنند که خائنانی داده اند که با اشغالگر ، همکاری می کنند...

* در وضعیت کنونی ، سئوال اول اینست : ﺁیا جامعه سنی به راه توافق و همکاری با جامعه شیعه خواهد رفت و یا به عصیان ادامه خواهد داد ؟ اگر عصیان را برگزیند، امریکا در جنگ دراز مدتی فرو خواهد رفت و فروخواهد ماند. در این جنگ نیز نقش بازوی نظامی حکومت شیعه را پیدا می کند که مشروعیت خود را از انتخابات بدست ﺁورده است.
سئوال دوم اینست که ﺁیا بوش و حکومت او، انتخابات عراق را دلیل چشم پوشیدن بر استقرار مردم سالاری در کشورهای خاورمیانه به زور ارتش امریکا خواهد گرداند و یا بعکس، دلیل چشم پوشیدن از بکار بردن زور به بهانه استقرار مردم سالاری خواهد شمرد ؟

◄ در 15 فوریه، رویتر گزارش داد در کرکوک نیز تنش سخت شدید است. جمعیت عرب و ترکمن منطقه انتخابات را تحریم کرده اند و در شمال شهر ، کردها 60 درصد ﺁراء را بدست ﺁورده اند .

◄ لوس ﺁنجلس تایمز ( 16 فوریه ) گزارش - تحلیلی را منتشر کرده است که بنا بر ﺁن، سنی های عراق گفته اند : تا زمانی که تخلیه عراق از قوای اشغالگر زمان بندی نوشد، سنی ها در تهیه و اجرای قانون اساسی جدید شرکت نخواهند کرد.
شیعه ها که مقام اول را در میان منتخبان پیدا کرده اند، با تعیین جعفری که مردی میانه رو است ، عزم خود را بر شرکت دادن سنی ها در روند تشکیل دولت جدید نشان داده اند. نزد سنی ها ، او از نامزدهای دیگر نخست وزیری مطلوب تر است. چلبی سخت مغضوب ﺁنها است.
در مقایسه با مجلس اعلا، الدعوه معروف به داشتن روابط بسیار نزدیک با ایران نیست. از این نظر نیز ، جعفری مطلوب تر است . زیرا سنی ها و بسیاری دیگر از عراقیها نگران ﺁن هستند که شیعه ها حکومتی تحت سلطه ایران تشکیل دهند.
مهمترین کار برندگان انتخابات شرکت دادن سنی ها در روند سیاسی و تشکیل دولت جدید است. سنی ها 20 درصد جمعیت عراق را تشکیل می دهند. عربهای سنی در موقعیتی هستند که می توانند از تصویب قانون اساسی از راه رفراندوم جلوگیری کنند. قانون اساسی می باید تهیه و پیش از 15 اکتبر ، به رفراندوم گذاشته شود. اگر دو سوم رأی دهندگان ، در سه ایالت ، از شرکت در رفراندوم خودداری کنند ، می باید قانون اساسی جدید نوشته شود و از نو به رأی گذاشته شود.
در 15 فوریه ، گروه Muslim Scholars Assn بیانیه ای صادر و 7 شرط برای شرکت در روند تهیه قانون اساسی و استقرار دولت جدید ، ارائه کرد :

1 - زمان بندی شفاف و دقیق تخلیه عراق از قوای امریکا و مؤتلفانش . بسیاری از گروههای سنی و شیعه ، از جمله گروه مقتدی صدر خواستار تخلیه عراق از قوای امریکا و انگلیس هستند. 2 - ﺁزاد شدن تمامی عراقیهائی ( حدود 8000 هزار تن )که قوای امریکا و متحدانش توقیف کرده اند . و 3 -
انقلاب اسلامی : سیاست امریکا پیشاروی دیپلماسی که اروپا در قبال رﮋیم ایران در پیش گرفته است ، پاسخ پرسش دوم می تواند شد :

در اين شماره

صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر