شيعه عراق «آلتى» كه حكومت بوش و ملاتاريا مىخواهند
بر ضد يكديگر، اگر نه، در معامله با يكديگر از آن استفادهكنند!؟:
توماس فريدمن، رئيس قسمت سياسى نيويورك تايمز مقالهاى
زير عنوان «موفق شدن در عراق براى غلبه بر ايران» انتشار دادهاند. مقاله در كوريه
انترناسيونال (10 تا 16 ژوئيه) انتشار يافتهاست. نكات عمده آن عبارتند از
* در ايران، دانشجويان بر ضد آيةاللهها
عصيان كردهاند. آيا ما مىتوانيم كارى براى آنها
بكنيم؟ حقيقت اينست كه ما، براى اثر گذاشتن بر روند حوادث در ايران، ابزار كمى داريم.
اما اگر هم ابزار بسيار در اختيار مىداشتيم، اين اطمينان وجود ندارد كه مىتوانستيم
آنها را بكار بريم.
* با وجود اين، يك وسيله، يك وسيله قوى در اختيار
داريم كه بدون ترديد مىتوانيم با موفقيت در ايران بكار بريم. اين آلت، عراق است. عراق
نيز چون ايران كشورى با اكثريت شيعه است كه با ايران علائق مذهبى گوناگون دارد. اگر
گروه بوش بتوانند پيشرفت سياسى و روانى چشمگيرى در عراق شيعه بكنند و چنان كنند كه
امريكا مدد كار عراقيها در بناى دولت مترقى و كثرت گرا تلقى شود، چنين پيشرفتى اثرى
عظيم بر ايران خواهد كرد. بسيار قوىتر از هرآنچه امريكائيها بتوانند بگويند يا بكنند.
* هيچكس نمىخواهد در اين وهم بماند كه دولت روحانى
سالار سخت رفتار و خشن، براى رفتن، چمدانهاشان را خواهند بست. رهبران مذهبى ايران افرادى
بى رحم و خشن و سخت رفتارند و همچنان مهار قدرت را در دست دارند. اما بسيارى از هموطنانشان
از آنها بيزار هستند. بدون ترديد ايران بر وفق منطق خود تحول خواهد كرد. اما جاى هيچ
ترديدى نيست كه اگر كشور بزرگ همسايهاى با اكثريت شيعه، كم كم، راه مردم سالارى را
در پيش بگيرد، ايرانيان نيز خواهان آن رژيم براى كشور خود خواهند شد. تحول عراق به
مردم سالارى و خواست مردم ايران فشارى قوى به روحانيان براى گشودن فضاى سياسى ايران
وارد خواهد كرد.
در صورتى كه عراق مردم سالار شود، ايرانيها
چشم انداز ديگرى را خواهند ديد. خواهند ديد كه در همسايگى آنها، مردم سالارى برقرار
است. بدين قرار، مداخله امريكا در عراق به يك بازيابى خواهد ماند اگر مردم سالارى در
عراق برقرار شود، امريكا ايرانيان را مشترى آن خواهند يافت. ايرانيها قد بر خواهند
افراشت و آن را خواهند خواست.
* بخلاف سنىها، شيعهها به امريكائيها مهلت دادهاند
تا باز سازى را كه مىگفتند بعمل درآورند. اين مهلت دادن مهمترين رويداد در عراق بعد
از جنگ است. اقدامهاى قابل رؤيت تنها ابر قدرت دنيا (امريكا) در تصديق شأن و منزلت
شيعههاى عراق و حق آنها بر سهمى از دولت برابر درصدى از جمعيت عراق كه هستند، مىتواند
پايه استوارى بوجود آورد بسود سياست شيعه ميانه رو.
بيانيه آية الله منتظرى واجد اين نكته مهم است
كه ملاتاريا دائم اشخاص به خارج مىفرستد تا با امريكائيها مذاكره كند. او مىپرسد:
چرا بجاى مذاكره با امريكا با مردم خود مذاكره نمىكنيد و حقوق اين مردم را رعايت نمىكنيد؟
حقيقت اينست كه رهبرى سازمان ترور مىداند
كه در خود كشور، موقعيت نااستوارى دارد. اميدش به اينست كه امريكا در باتلاق عراق فرو
رود و دست نياز بسوى ملاتاريا دراز كند. اين اميد با ترس نيز همراه است. از اين رو،
شتاب دارد هرچه زودتر معامله با امريكا را انجام دهد:
* شيعه عراق سنت استقلال دارند. بنا بر اين، اگر
گشايش در كار خود ببينند و آزاديها و حقوق مادى را بدست آورند كه در رژيم صدام از آن
محروم بودند، نه تنها دست ملاتاريا از شيعه عراق كوتاه مىشود، بلكه منزلت شيعه عراق
اثر مستقيم بر جامعه ايرانى پيدا مىكند.
* اما اگر نابسامانى بر نابسامانى افزوده شود و
عراق، سراسر خشم و خشونت بر ضد امريكا بگردد، ملاتاريا توانائى عمل در عراق را پيدا
مىكند و ناگزير از مراجعه به ملاتاريا مىشود. سخنان هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه
20 تير، ترجمان اين بيم و اميد است. در حال حاضر، فرستادههاى رهبرى سازمان ترور، با
امريكائيها مىگويند: مهلتى كه شيعه عراق به امريكا دادهاست حاصل پادر ميانى آنهاست.
با وجود اين، دلخواهشان اينست كه شيعهها نيز، هر از چندى، عملياتى بر ضد امريكائيها
بعمل آورند. آنها نيز مقاله فريدمن را خواندهاند و مىدانند كه اگر شيعه عراق، منزلتى
پيدا كند، باختش عظيم خواهد بود.
انقلاب اسلامى: از قول محمد هاشمى خوانديد كه برادر
او، على اكبر هاشمى رفسنجانى، منجى است و مىتواند نظام و كشور را از افراطيهاى دو
طرف، بياسايد. آيا او سركوبهاى دانشجويان و روزنامه نگاران و نويسندگان و روشنفكران و روحانيان را توجيه نمىكند؟ آيا چون گذشته، با
بولدوز جنايت و آدم ربائى و آدمكشى و دانشجو ستيزى نيست كه بازگشت هاشمى رفسنجانى را
به عرصه، تدارك مىكنند؟