بن بستها و باز سازى منطقه:
آيا عراق آماده عصيان
عمومى مىشود؟:
انقلاب اسلامى: بن بستهايى كه امريكا در عراق با
آنها روبرو است، يكى دو تا نيستند: نه مىتواند با سازمانهاى شيعه وحدت كند چرا كه
مىترسد خود القاعده ديگرى را بسازد و بر عراق حاكم كند. نه مىتواند با اين سازمانها
به نزاع برخيزد. نه مىتواند اصل يك نفر يك رأى را به اجرا بگذارد و عراق را تحويل
اكثريت شيعه بدهد و نه مىتواند دولت را به اقليت سنى بازسپارد. نه مىتواند از لحاظ
خلع سلاح، همان رفتار را با اكثريت عرب بكند كه با كردها مىكند و نه مىتواند خلع
سلاح همگانى را به اجرا بگذارد. از لحاظ كشورهاى همسايه نيز در بن بست است: نه مىتواند
با رژيم ملاتاريا همكارى نكند و نه مىتواند اين رژيم را از عمل در عراق باز بدارد.
نه مىتواند فشار كشورهاى عرب را بر ندادن دولت به شيعه عراق بپذيرد و نه مىتواند
آن را رد كند. نه مىتواند سازمان ملل و اروپا را در عراق مداخله ندهد و نه مىتواند
مداخله بدهد.
در اين ميان، گروههاى مسلح همه روزه به سربازان
امريكائى و انگليسى حمله مىكنند. در 28 ژوئن، ژنرال گارنر، نخستين حاكم امريكائى عراق،
گفت: امريكا از بازگرداندن نظم و باز سازى عراق ناتوان است. پرسشى كه كارشناسان مطرح
مىكنند اينست: آيا رامسفلد راست مىگويد كه كشتن سربازان امريكائى و انگليسى كار بقاياى
حزب بعث و واپسين تقلاهاى آنهاست و يا بعكس، عراق در حال ورود به عصيان همگانى است؟
بديهى است همه اين بن بستها را در اين فصل نمىتوانيم، شناسائى كنيم. در قسمت اول،
به بست شيعه و در قسمت دوم امريكا و ايران در عراق و در قسمت سوم، امريكا و "مقاومت
مسلحانه" را مطالعه مىكنيم:
متحدانى كه از يكديگر مىترسند و مرجعى كه از امريكا
مىخواهد عراق را ترك گويد:
انقلاب اسلامى: مستند ما در اين قسمت، دو مقاله
است. يكى در لوموند ديپلماتيك انتشار پيدا كردهاست و ديگرى در واشنگتن پست:
ژوآن كل، استاد تاريخ در دانشگاه ميشيگان كه كتاب Shiite IslamCulture and History ofThe
Politics , را نوشته است، در لوموند ديپلماتيك (ژوئيه 2003) زير عنوان "ازدواج
ناجور راديكالهاى شيعه و امريكا"، از جمله نوشته است:
* در 7 ژوئن 2003، مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق
دعوت به شركت در شوراى 30 نفرى را كه برمر تشكيل داده بود، رد كرد. زيرا از نظر آية
الله حكيم ممكن نيست به حكومتى كمترين مشروعيت داده شود كه يك قدرت بيگانه آن را منصوب
كردهاست. مجلس اعلا بر موضع خود استوار است و مىگويد: امريكا مىبايد بر همان طرح
اوليه پايبند بماند. بنا بر آن طرح، بايد يك مجلس ملى تشكيل مىشد و نمايندگان عضو
آن، حكومت جديد را تعيين مىكردند.
در اينجا، مجلس اعلا و قواى بدر آن را كه تحت
امر عبدالعزيز حكيم است و 10 تا 15 هزار نفرات دارد، را توصيف مىكند و يادآور مىشود
كه اين تنها گروه اسلام گراست كه به امريكا، در كوششهايش براى سرنگون كردن رژيم صدام،
ملحق شد.
نويسنده پس از ذكر اين واقعيت كه شيعه عراق،
60 تا 65 درصد جمعيت عراق را تشكيل مىدهد، به معرفى شخصيت آية الله سيستانى و سازمانهاى
سياسى شيعه مىپردازد:
* در ميان سازمانهاى شيعه، چهار گروه نيك سازمان يافته و عمدهاند:
1 - اكثريت از خانواده صدر پيروى مىكنند. رهبرشان
مقتدا صدر، جوان 30 ساله و پويائى است كه پدر او، آية الله سيد محمد صادق صدر را صدام
در فوريه 1999 كشته است.
2 - مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق كه در شهرهاى
شرقى عراق و نزديك به مرز ايران، محبوبيت دارد.
3 - در شهرهاى مركزى عراق، بخصوص در ناصريه و بصره،
حزب الدعوه نفوذ بيشتر دارد.
4 - شيعه پيرو آية الله على سيستانى كه شخصيت روحانى
عالى مقامى است اما وزن سياسى آن كمتر از آنست كه مقام مرجعيت او اقتضا مىكند.
* مجلس اعلا كه در 1982، توسط سيد محمد باقر صدر
و ديگر رهبران مذهبى تبعيد شده از عراق تشكيل شدهاست، از آغاز با رژيم صدام مخالفت
كرد. اعضاى آن چندين نوبت با رهبران كنگره ملى عراق كه تحت حمايت امريكا بود، در پائيز
2002 و زمستان 2003، ديدار كردند. اما امريكا، بيش از پيش از اين ائتلاف، ناراحت است.
علت پيوندهاى نزديك مجلس اعلا با سخت سرترين تمايلها در رژيم تهران است. اين بود كه
مانع ورود و دخالت سپاه بدر شدند حال آنكه همكارى افراد مسلح كرد را پذيرفتند.
شهر بعقوبه (با 280 هزار جمعيت)، يكى از محلهائى
است كه مجلس اعلا، بلافاصله پس از پايان جنگ، فعاليت خود را آغاز كرد. قواى امريكا،
چندين هفته بعد وارد اين شهر شدند. رقابتهاى محلى عنان گسيخته شدند. در آغاز ماه آوريل،
افراد سپاه بدر كه از ايران آمده بودند، با وفاداران به حزب بعث و سازمان مجاهدين خلق،
بر سر تسلط بر شهر، درگير شدند.
در 28 آوريل، يك نيروى 3000 نفرى امريكائى وارد
بعقوبه شد... در 9 مه، يك سروان شكايت مىكند كه در اين شهر، بسوى ما امريكائيان تير
اندازى مىشود. و يك عضو سپاه بدر توضيح مىدهد: "من مىخواهم كه اشخاص در رژيم
اسلامى زندگى كنند، من مىخواهم با استفاده از رسانههاى گروهى، مردم را به زندگى در
اين رژيم، متقاعد كنم".
در همان زمان، سپاه بدر در شهرهاى همسايه،
شهربانو و خليص، مردم را از لحاظ سياسى، سازمان مىدادند... در شهر 380 هزار نفرى كوت،
يك روحانى، بنام سيد عباس فاضل، به كمك سپاه بدر، شهردارى را اشغال و خود را شهردار
شهر خواند. نخست، تفنگداران دريائى راه حل را در كشتن او ديدند. در اواسط آوريل بر
آن شدند بر ضد او وارد عمل شوند. اما وقتى 20 تفنگدار به برابر شهردارى رسيد، خود را
با جمعيت 1200 نفرى روبرو ديد و جا زد. فاضل از حمايت ايران برخوردار است و با استفاده
از افراد مسلح خود، مدعيان مديريت شهر را تهديد و منصرف مىكند.
وقتى از فاضل در باره روابظش با ايران مىپرسند،
داشتن چنين روابطى را تكذيب مىكند اما مىافزايد: "كمك گرفتن از ايران عيبى ندارد.
زيرا آنها مسلمان و برادران ما و ايران همسايه ما است".
مجلس اعلا در شهرهاى بعقوبه و كوت و العماره
نفوذ دارد. در شهرهاى بزرگ، از جمله بصره، بر محله هائى نفوذ خود را بر قرار كردهاست...
* روابط مجلس اعلا با امريكائيها آشفته و روش اين
مجلس همان است كه خمينى بكار مىبرد: آية الله سيد محمد باقر حكيم، بهنگام ورود به
عراق، در بصره گفت: "ما خواهان يك اسلام گرائى افراطى نيستيم. ما اسلامى را مىخواهيم
كه استقلال و عدالت و آزادى معنى مىدهد".
ديرتر، او گفت: "ما خواستار يك دولت مستقل
هستيم. ما هر دولت تحميلى را نفى مىكنيم. قوانين عراق مىبايد بر احكام اسلام بنا
جويند و اعمالى را ممنوع كنند كه ممكن است در غرب پذيرفته باشند اما اسلام آنها را
ممنوع كرده است".
اگر رمز اين اظهارات را كشف كنيم، مىبينيم
او در رؤياى عراقى با رژيم خمينى است. در سالهاى پيش از انقلاب ايران، آية الله خمينى
و اطرافيانش نيز بهمين روش قشرهاى ميانى جامعه ايرانى را فريب دادند و مقاصد واقعى
خويش را از آنها پوشاندند.
* نخست، ژنرال گارنر يك گروه 7 نفرى از عراقيان
تشكيل داد. اما برمر كه در 12 مه جانشين گارنر شد، طرح گارنر را رها كرد. گروه 7 نفرى
را تا حد "مشاور برنامه گذارى" تنزل داد و گفت قصد دارد 23 تن ديگر بر آن
بيفزايد. اين 23 نفر اغلب از ميان كسانى برگزيده شدند كه در عراق بودهاند. قصد برمر
آن بود كه نفوذ در مهاجرت زيستگان و دو حزب كرد را بدينسان به تحليل برد. او طرح تشكيل
يك كنگره ملى را در تابستان جارى براى برگزيدن يك حكومت موقت، الغاء كرد و اعلام كرد
كه تمامى افراد مسلح، به استثناى كردها، تا 15 ژوئن مىبايد اسلحه خود را تحويل بدهند.
* مجلس اعلا كه مىبيند امريكا به قرار و مدارها
عمل نمىكند، بخشم مىآيد. اين مجلس هرچند با تحويل اسلحه سنگين خود موافق است اما
مصر است كه افراد سپاه بدر اسلحه اتوماتيك خود را حفظ كنند. در 7 ژوئن، عبدالعزيز الحكيم
گفت: در صورتى در شوراى 30 نفرى شركت مىكند كه در مهلتى كوتاه، حكومتى را انتخاب كند.
روابط امريكا با مجلس اعلا همواره كشماكش دار
بودهاست. دو طرف، متحدان اوضاع و احوال روز هستند و راحت به يكديگر خيانت مىكنند.
هيچ دانسته نيست عقابهاى واشنگتن چرا به چنين ائتلافى تن دادهاند؟ احتمال مىرود احمد
چلبى آنها را متقاعد كرده باشد كه مجلس اعلا ميانه رو و داراى محبوبيت بسيار ميان شيعيان
عامل به دين است.
اما حقيقت اينست كه نفود مجلس اعلا محدود است.
فعالانش در تمام جنوب عراق پراكندهاند اما مجلس اعلا در ميان مردم ريشه ندارد. اكثريت
بزرگ مساجد و بيمارستانهاى بغداد و كوفه و شهرهاى ديگر در مهار جنبشى است كه مقتدا
صدر رهبرى مىكند. و مقتدا تن به گرفتن هيچگونه تماسى با امريكائيها نمىدهد...
در حاصل سخن، نويسنده بر اينست كه جنبش تحت
رهبرى صدر و مجلس اعلا، يك هدف دارند. هر دو مىخواهند جمهورى اسلامى تحت رهبرى روحانيان
پديد آورند. محتمل آنست كه هيچيك به هدف خود نرسند. زيرا نه امريكا به آن تن مىدهد
و نه اقليت قوى سنى. ميان امريكا ازدواج ناجور، تا مدتى ادامه مىيابد. گاه همكارى
و گاه جدائى ببار خواهد آمد اما به احتمال زياد، دير يا زود، كار به طلاق مىكشد.
در 23 ژوئن، واشنگتن پست، گزارشى از عراق را، به
تاريخ 22 ژوئن، انتشار داد: آية الله بزرگ، على سيستانى، عالىترين مقام دينى شيعه
كه اكثريت جمعيت عراق را تشكيل مىدهد، پر نفوذترين صداى جامعه شيعه، "ناراحتى
شديد" خود را از 10 هفته اشغال عراق توسط امريكا ابراز كرد و از امريكا خواست
بگذارد مردم عراق خود خويشتن را اداره كنند.
سخنان سيستانى كه در پاسخ به پرسش واشنگتن
پست نوشته است، نادر دخالت او در امور سياسى است. از ديد مقامات امريكا، سيستانى نيروى
عظيم تعديل كننده در اوضاع آشفته بعد از جنگ عراق است. بنا بر اين، اظهارات او گوياى
شدت نگرانى رهبران مذهبى عراق از پى آمدهاى اداره عراق توسط امريكاست.
سيستانى در جواب ما مىنويسد: "ما نسبت
به مقاصد امريكائيها، احساس ناراحتى بزرگ مىكنيم و بنظر ما لازم است كه آنها خانه
را به اهل آن بسپارند تا عراقيها، بدون مداخله خارجى، خود خويشتن را اداره كنند".
او كه نظر ديگر روحانيان شيعه را بازتاب مىدهد،
خطر بزرگى كه كشورهاى عرب با آن روبرو هستند را "عارى شدن از هويت فرهنگى"
مىداند.
برغم آنكه سيستانى با ايفاى هرگونه نقش سياسى
مخالف است، مقامات امريكا هم از زمانى كه جنگ جريان داشت، برآن شدند مجارى متعددى با
او ايجاد كنند. او را برتر آيةاللههاى نجف دانستند. اماوى زير بار ملاقات با مقامات امريكا نرفت. اما فرماندهان
نظامى امريكا مىگويند در فرداى سقوط نجف، سيستانى از شيعهها خواست با قواى امريكائيها
در گير نشوند.
نسخهاى از اين فتوا هيچگاه بدست نيامد. اما،
در پى سقوط رژيم صدام، در يك رشته فتواها، سيستانى بر عبور در آرامش از مرحله انتقالى
است و بعكس مناطق سنى نشين، مناطق شيعه نشين نسبتاً آرام است...
در مقام تمايز خود از دولت جمهورى اسلامى او
به روحانيون رهنمود داد كه از امور دولت دور بمانند. اين رهنمود مقامات امريكا را خوش
آمد. اين رهنمود بيانگر موضع عمومى سيستانى است. بنا بر اين موضع، روحانيان مىبايد
امور معنوى را تصدى كنند و نه امور دولتى را. در همان حال كه روحانيان ديگرى آشكارا
خواهان تصدى مقامات دولتى مىشوند، سيستانى مىگويد در دولت آينده هيچ مقامى را نخواهد
خواست.
پل برمر، حاكم امريكائى عراق امروز گفت: از
سيستانى تقاضاى ملاقات كردم اما او نپذيرفت. او نيز مانند ديگر مقامات امريكائى بر
اهميت آية الله آگاه است و مىگويد: "من فكر مىكنم نظرات او ارزشمندند".
...
در ارزيابى هشدار سيستانى به امريكا، ديگران
مىگويند بيانگر احساس خطر از يك عراق سكولار
تحت الحمايه امريكاست...