امريكا - ايران و امريكا - سوريه و امريكا - عربستان:
پل برمر حاكم آمريكايى عراق، ضمن هشدار به ايران
تأكيد كرد در صورتى كه واشنگتن از حمايت و مداخله ايران و سوريه در عراق جلوگيرى نكند
سركوب نيروهاى عراقى در آينده براى ما به كابوسى بدل خواهد شد. برمر ادعا كرد دلايل
مستندى دال بر نقش فزاينده ايران و سوريه در همكارى با نيروهاى عراقى براى هدف قرار
دادن سربازان آمريكايى و انگليسى در دست دارد و براى همين منظور به واشنگتن سفر كردهاست
تا مقامهاى آمريكايى را در جريان اين امر قرار دهد. از قول برمر، گفته مىشود كه به
دليل شرايط خطرناكى كه نيروهاى آمريكايى در عراق با آن مواجه هستند، كاخ سفيد اقدامات
شديدى را در مرحله اول بر ضد ايران و سپس سوريه اتخاذ خواهد كرد.
و از وضعيت سنجى مطبوعات امريكائى، آشكار مىشود
كه در شيعه عراق، دو تمايل، يكى تمايل حكيم و ديگرى تمايل صدر، رو در رو هستند. از
ديد امريكا و رژيم ملاتاريا كه بنگريم، به اين مىماند كه اين رژيم در عراق، با دو
ورق بازى مىكند: ورق همكارى (از راه مجلس اعلا) و ورق خشونت گرائى (از راه مقتدا صدر
و جماعت او). تا اين زمان، امريكائيها رژيم ملاتاريا را زير فشار گذاشتهاند تا كه
تمايلهاى شيعه، جملگى رويه همكارى را برگزينند. در فصل اول به خبرى اشاره كرديم كه
بنا بر آن، ملاتاريا به مقتدا صدر پول داده و صدر براى بيرون راندن امريكائيها از عراق
1 ميليارد دلار بودجه خواسته است. هر چند نبايد پنداشت كه گرايشهاى شيعه عراق مطيع
ملاتاريا هستند، اما اين را نيز مىدانند كه اگر ايران مرزهاى خود را بروى آنها يكسره
ببندد، با توجه به فشار كشورهاى اعراب كه سخت مخالف به حاكميت عراق رسيدن شيعه هستند،
در تنگنا مىافتند. اطلاعاتى كه در اين فصل آمدهاند، حاكى از آن نيستند كه نظر فريدمن
اقبال تحقق دارد. در شماره پيش، نظر او را آورديم. بنظر او اگر امريكا موفق به ايجاد
مردم سالارى در عراق بگردد و شيعه عراق به حقوق خويش برسند و منزلت سياسى درخورى را
در عراق پيدا كنند، ايرانيان نيز خواستار همان حقوق و منزلت مىشوند. اما رويه كنونى
امريكا، آن آينده را نويد نمىدهد.
انقلاب اسلامى: ايرانيان اگر نمىگذاشتند ملاتاريا
چنين استبدادى را برآنها تحميل كند، وضعيت ايران و منطقه و دنياى اسلامى و بسا جهان
جز اين نبود كه هست. حالا هم كه رژيم ملاتاريا دست آويز امريكا است، نبايد بنشيند و
ببيند در عراق چه پيش خواهد آمد. بايد برخيزد و سرنوشت خود را در دست بگيرد تا وضعيت
در عراق چنان شود كه حقوق مردم عراق و حقوق ملى ايران ايجاب مىكند.
سوريه نيز زير فشار است. امريكا مىخواهد بدون
سرنگون كردن رژيمش، در آن تغيير دلخواه را بدهد. امريكا فشار مىآورد ژرژ تنت، رئيس
سيا به دمشق برود و طرح امريكا را براى تغيير مطلوب امريكا به بشار اسد ابلاغ كند.
رژيم سوريه مقاومت كرد و با آمدن رئيس سيا به دمشق، موافقت نكرد. در همان حال، كنگره
امريكا مىبايد طرح مجازات سوريه را تصويب مىكرد. بشار اسد به مصر رفت و او و مبارك
از امريكا خواستند سوريه را نيز وارد «نقشه راه» (طرح صلح اسرائيل با فلسطين)كند. در
14 ژوئيه، ارتش سوريه تخليه مواضعى را در شمال لبنان و دره بقاع آغاز كرد. در 16 ژوئيه،
7 موضع تخليه شده بود. در نتيجه، كنگره بر رسى و تصويب طرح مجازات سوريه را فعلاً از
دستور خارج كرد.
اما طرح فشار به رژيم سوريه براى تغيير كه ژرژ
تنت تهيه كرده بر اين مبنى طراحى شدهاست كه ساخت رژيم سوريه چنان است كه هر تغييرى
تقريباً محال است. با اينهمه، با وجود خفقان اقتصادى و انزوا و فشار سياسى شديد، مىتوان
تغييرهائى را به اين رژيم تحميل كرد تا با مقاصد امريكا در منطقه سازگار شود:
1 - اقدام اول بستن لوله نفت كركوك به سوريه و محروم
كردن سوريه از روزانه 200 هزار بشكه نفت است. تا اين زمان، صدام اين نفت را به بهاى
بشكهاى 10 دلار به سوريه مىداد. اين اقدام ضربه مستقيم به خانواده اسد و نزديكان
او است چرا كه بازار نفت در دست آنهاست.
2 - حمله قواى امريكا به گارد مرزى سوريه در شبهاى
18 و 19 ژوئن كه برخى از آنها اسير و تحت بازجوئى قرار گرفتند. يعنى اينكه امريكا آماده
وارد كردن فشار نظامى به سوريه نيز هست.
3 - راه ندادن سوريه به تمامى اجتماعات بزرگ بين
المللى در هفتههاى اخير (اجلاس سران در شارم الشيخ با حضور بوش در 3 ژوئن و اجلاس
جهانى براى رشد اقتصادى در اردن در 21 تا 23 ژوئن).
4 - در خود امريكا، در مجلس نمايندگان، به ابتكار
اليوت انجل Engel زير عنوان «لبنان بايد حاكميت
ملى خود را باز يابد و سوريه مىبايد حساب پس بدهد»، طرحى تهيه شده كه تا كنون،
220 نماينده آن را امضاء كردهاند. اگر طرح به تصويب كنگره برسد، رئيس جمهورى ناگزير
مىشود مجازاتهاى سخت بر ضد سوريه مقرر كند. و
5 - در كنار فشارهاى بالا، امتيازهائى نيز پيشنهاد
مىشوند. از جمله امضاى قرار داد نفتى با سوريه توسط يك شركت امريكائى بنام دون انرژى
Devon Energy. اين شركت مهمترين شركت مستقل امريكائى است و در 31 مه، با سوريه قرار
داد بست .
بدين قرار، اگر سوريه در عراق با امريكا همكارى
كامل كند و اگر در خاورميانه رفتار خود را با سياست امريكا منطبق كند، از فشارها كاسته
و بر امتيازها افزوده مىشوند!
اينتليجنس آن لاين (18 تا 31 ژوئيه) خبر مىدهد
كه امريكا مشغول تعليم دادن 10 هزار تن از قواى عربستان در پايگاه حفر البطن است. خواست
امريكا اينست كه اين قوا به عراق گسيل شود. يا عربستان به تنهائى و يا در محدوده توافقى
نظامى شوراى همكارى خليج. شاهزاده سلطان وزير دفاع با خواست امريكا موافق و شاهزاده
عبدالله، وليعهد عربستان با آن مخالف است. امريكائيها طرح جانشين نيز دارند: در صورتى
كه اين قوا به عراق فرستاده نشوند، مىتوانند جاى قواى امريكا را بگيرند كه عربستان
را ترك مىگويند.
بنا بر خبرى ديگر، شاهزاده نايف بن عبدالعزيز،
وزير كشور رژيم سعودى، در 12 ژوئيه، ژنرال سعيد بن عبدالله الكهتانى، را مدير كل امنيت
عمومى گرداند. پيش از اين، او رئيس پليس ملكه بود و توانسته بود 10 تن از 19 تن اعضاى
گروه اسلام گرائى را حذف كند كه دو ماه پيش، ترورهاى رياض بر ضد امريكا را طرح و اجرا
كردند. او در امريكا تعليم ديدهاست و متخصص مهار اجتماعات بزرگ است. از اين رو، رئيس
پليس مكه بود. جلوگيرى از تظاهراتى كه افراد گسيل شده از ايران، بهنگام حج، ترتيب مىدادند،
نيز، كار او بود. علت نصب او به اين مقام، روابط نزدكش با اف بى آى و مصادره برخى از
روحانيان است كه پول به شبكههاى القاعده مىرساندند.
انقلاب اسلامى: بدينسان، انتشار مردم سالارى، در
انتشار دست نشاندگى ناچيز مىشود. مجازاتهاى اقتصادى از ابزار ديپلماسى امريكا پيش
از حكومت بوش بود و هنوز نيز هست. اين درحالى كه در ايران ذخاير نفتى جديد كشف مىشود
و شركتهاى نفتى امريكائى بيقرار گرفتن امتيازهاى نفتى هستند و در همان حال، فشار اصلى،
فشار فقر ايست كه روز به روز شديدتر مىشود: