كميتهاى كه امريكا نماينده مردم عراق نمىدانست،
شوراى حكومت عراق شد!؟ وضعيت در عراق و خطاهاى حكومت بوش:
در 13 ژوئيه، شوراى موقت حكومت عراق، نخستين جلسه
خود را تشكيل داد. چلبى و پاچه چى نيز به بغداد بازگشته و در جلسه شركت داشتند. در
مصاحبه مطبوعاتى، وظيفه ثناگوئى از امريكا و انگلستان را چلبى بر عهده داشت.
شورا 25 عضو داشت و هفتهها بود كه با برمر،
حاكم منسوب بوش بر عراق، بر سر تركيب آن، مذاكره شده بود. در اين شورا، تبعيديها و
رهبران دينى و سياستمداران و رهبران قبايل و پزشكان و حقوق دانان و فعالان اجتماعى
شركت دارند. در تركيب آن، جنبه قومى و دينى، هر دو رعايت شدهاند. از 25 عضو، 22 عضو
مرد و 3 عضو زن هستند. 13 تن از اعضاى شورا شيعه هستند و 11 عضو سنى و يك عضو مسيحى
آسورى. از سنىها، 5 عضو كرد هستند و 5 عضو عرب
و يك عضو تركمن. رهبران 7 سازمان سياسى عمده عراق عضو اين شورا هستند. اكثريت
اعضاى شورا را تبعيديان دوران صدام تشكيل مىدهند.
اين شورا حق نصب و عزل وزيران و تعيين نمايندگان
ديپلماتيك و تصويب بودجه و تشكيل شوراى تدوين قانون اساسى با 8 تا 10 عضو را دارد.
قرار است در جلسه دوشنبه، رئيس شورا را برگزينند. دوشنبه سال روز قيام نظامى 1958 و
سرنگونى نظام پادشاهى در عراق است.
واشنگتن پست (14 ژوئيه) مىنويسد: چلبى كه به
وزارت دفاع امريكا نزديك است، تنها عضو شورا بود كه از امريكا و انگلستان بخاطر كمك
به مردم عراق در بازيافتن آزادى خويش، تشكر كرد.
تصميم نهائى را برمر مىگيرد كه حق وتو دارد.
استراتفور (14 ژوئيه 2003) خاطر نشان مىكند كه
نخستين تصميم شوراى حكومتى اين شد كه روز 9 آوريل، روز سقوط بغداد بدست قواى امريكا
را روز ملى عراق اعلام كند. همزمان، در فلوچه گروهى، بنام «جنبش مسلحانه اسلامى»، عملياتى
انجام دادند و خود را نه بعثى و نه طرفدار صدام كه اسلامى و طرفدار القاعده خواندند.
وضعيت در عراق و در خود امريكا سخت جدى است. در هفتههاى آينده، وضعيت عراق روشنتر
مىشود. توضيح اينكه معلوم مىشود آيا تشكيل اين كميته اثرى در كاهش حمله مسلحانه به
قواى امريكاخواهد داشت يا خير و آيا شيعه به روش صبر و انتظار ادامه مىدهد يا نه ؟در
امريكا نيز، بوش و حكومت او با مشكلى بس جدى روبرو است و آن دروغهائى است كه گفته است
و اسلحه كشتار جمعى عراق است كه پيدا نمىشود و سربازان امريكائى هستند كه در عراق
كشته و زخمى مىشوند و نابسامانيهاى حاكم بر عراقند كه تشديد مىشوند.
لوموند (11 ژوئيه) زير عنوان امريكا با دشمنى روز
افزون عراقيها روبرو است، اطلاع مىدهد كه اثر عمليات مسلحانه روزانه عراقيها بر ضد
قواى امريكا
در ارتش امريكا قابل مشاهدهاست. آشفتگى پديد آمده
را صحنهاى بازگو مىكند: چند روز پيش، در بغداد، يك مجاهد عراقى بسوى يك جيپ زره دار
امريكائى موشك رها كرد. سرنشينان آن مجروح شدند. يك گروه نجات خود را به محل مىرساند.
بهنگام تخليه زخمىها، افراد محله زخمىها و پرستارها را به سنگ بستند. فرياد مىزدند:
«امريكائى به خانهات برگرد». و «خدائى جز يك خدا نيست و بوش دشمن خدا است». و آنگاه
جمعيت جيپ برجا مانده را به آتش كشيد.
آن روز، شليك كننده موشك تنها بود. مسئله، در
وراى «حملههاى تروريستى»، همانطور كه ارتش امريكا مىگويد، اينست كه سه ماه پس از
جنگ، هيجانى است كه مردم عراق در حمايت از اينگونه عمليات بروز مىدهند.
در جريان جنگ، از بمباران غير نظاميان و شليك
بسوى آنها، مردم شوكه شده بودند. سربازان امريكائى شهرت «كا - بوى» يافتند. بعد از
جنگ نيز، دست اين سربازان، بهنگام تير اندازى بروى جمعيتهاى تظاهر كننده، آسان به ماشه
تفنگ فشار وارد مىكرد. بعد شكايتهاى ديگر پديد آمدند. از جمله شكايت از دزدى جواهر
و پول بهنگام تفتيش خانهها. و بالاخره، عمدهترين مسئله بروز كرد. همان كه مردم «تحقير»
مىخوانند. در تفتيشها، عراقيها مجبورند بر خاك دراز كشند و چكمه سرباز امريكائى را
بر گردن خويش تحمل كنند. سربازان زنان را تفتيش بدنى مىكنند. يك عراقى كه از آزاد
شدن عراق شادان بود، امروز «سخت خشمگين» است. زيرا بعد از تفتيش، بر عكس دختر او، نوشتهاند:
«با عشق» ، يك ناسزا.
بر اينها افزوده مىشود «وعدههاى وفا نشده».
امريكائيها متهمند كه جريان برق را بر قرار نكردهاند، سهميه غذائى را توزيع نكردهاند،
شغل ايجاد نكردهاند، باز سازى عراق را آغاز نيز نكردهاند و امنيت را نيز بر قرار
نكردهاند. عراقيها ناشكيبها هستند و خشم بر عقل چيرهاست. در تابستان داغ عراق، نبود
برق و كار نكردن كولرها، را زندگى در جهنم كردهاست. از ديد بغداديها، پديد آورنده
وضعيت غير قابل تحملشان، امريكاست. آنها تقريباً متقاعدند كه امريكا برق را قطع كردهاست
تا عراق را تنبيه كند.
تعجب اينجاست كه در برابر اين ضد اطلاعات
كه در ميان مردم عراق جريان دارد، ارتباط موثر با مردم وجود ندارد. احساس عراقيها اينست
كه يك استعمارگر اداره شان مىكند كه نه تنها با آنها شور نمىكند بلكه به آنها اطلاع
نيز نمىدهد. آنها از بيشمار گردهمآئيهاى امريكائيها با عراقيها، از مذاكرهها، از
ميليونها دلار كه خرج مىشود بى اطلاع هستند. يا آنها را باور نمىكنند. قواى اشغالگر
را عامل همه شرهائى مىدانند كه عراق امروز بدانها گرفتار است. وضعيت بهبود نمىيابد.
خشونت توسعه مىيابد. عراقيهائى كه با امريكائيها همكارى مىكنند، شروع كردهاند به
ترسيدن. يكچند از مترجمها و پليسها و مدير يك مركز برق، كشته شدهاند. ديگران لقب
«خائن» يا «همدست» گرفتهاند و تهديد مىشوند.
واكنش امريكا مردم را بيشتر عصبانى مىكند.
«حاكم»، يعنى پل برمر، و فرماندهان نظامى برآنند كه اعمال و سخنان خصمانه «گزارشگر
حمايت از رژيم جنايتكار صدام است». طرفداران آن رژيم وجود دارند اما وسعت اعتراض و
مخالفت عراقيها را گزارش نمىكنند. زيرا اكثريت عظيم مردم عراق احساس مىكند كه با
سقوط مستبد، آزاد شدهاند. با وجود اين، مىگويد: «در رژيم صدام وضعيت اينطور نمىشد»،
در آن رژيم اين بهم ريختگى هراسانگيز وجود نداشت و...
غير از حملات شبكههاى «فدائيان» و افراد
«مخابرات»، امريكائيها با جنبش اعتراضى بسيار وسيعى روبرو هستند. اگر چه به رو نمىآورند،
اما شروع كردهاند به آگاهى برآن. پناه گرفتن سربازانشان در درون بونكرها گوياى آگاهى
بر واقعيت است.
عمدهترين علت دغدغه خاطر امريكاى اشغالگر اينست
كه عراقيها ناتوانش مىيابد. امريكائيها جنگ را بردهاند اما عراقيها مىدانند كه واشنگتن
آمادگى حكومت بر عراق را ندارد. پيشاروى سنتها و رسوم و طرز فكرى كه نمىشناسد، سربازان
امريكا خشن هستند زيرا خود نيز مىترسند. عراقيها مىبينند كه پاهاى اين مجسمه عظيم
خاكى است. و اين ضعف از ناتوانى از درك عراق و بنا بر اين حكومت برآنست.
اين احساس كه امريكائيها ناتوانند هم در فرداى
جنگ، پيدا شد. روزهاى غارت بر مردم عراق اثر پايدارى بر جا گذاشته است. اگر امريكا
يك حكومت نظامى 3 روزه برقرار مىكرد و جلو چپاول را مىگرفت، فاتحى بود كه احترامى
نسبت به خود بر مىانگيخت. اما حالا، حكومت امريكا و ارتش اين كشور، از ديد مردم عراق،
قوى در برابر ضعيف و ضعيف در برابر قوى توصيف مىشود.
تجديد ارزيابى هزينه اشغال عراق: رامسفلد، وزير
دفاع امريكا، در كميسيون نيروهاى مسلح امريكا، در 9 ژوئيه، فاش كرد كه هزينه حضور نظامى
امريكا در عراق، ماهانه، 9/3 ميليارد دلار است. تقريباً دو برابر 2 ميليارد دلارى كه
در ارزيابى ماه آوريل برآورد شده بود.
هزينه عمليات در افغانستان، 900 تا 950 ميليون
دلار در ماه بود. در ماه ژوئن، اعضاى كنگره برآورد كردند 3 ميليارد دلار هزينه حضور
نظامى در عراق و 500 ميليون دلار هزينه حضور نظامى در افغانستان بگردد. اما حالا، وزير
دفاع مىگويد، هزينه عراق، ماهانه 9/3 ميليارد دلار مىشود.
احمد بامامى، نماينده اتحاديه ميهنى كردستان عراق،
با آنكه طرفدار جنگ امريكا و انگليس با عراق بود، در لوموند (12 ژوئيه) سه اشتباه امريكا
در عراق تشريح مىكند:
1 - اشتباه اول امريكا اين بود كه از پيروزى سريع
غره شد و به انتشار فهرستى از 52 اسم سران حزب بعث اكتفا كرد و از توانائى عمل كادرها
و اعضاى اين حزب غافل شد. آنها به مناطق موصل و بغداد و رمادى تا مرز سوريه، پناه جستند
و مشكلات بزرگ كنونى را براى ارتش امريكا بوجود آوردند. وقتى بر بعثيها مسئولان گارد
جمهورى و نيروهاى ويژه و ديگران را بيفزائيم، جمع بزرگى مىشوند. كافى است تعداد كمى
از آنها تجديد سازمان كنند تا خسارات بسيار ببار آورند. همه اينها مىبايد زندانى و
تحت بازجوئى قرار مىگرفتند زيرا بسيار چيزها مىدانند.
2 - اشتباه دوم آنها اين بود كه فكر كنند چون به
آسانى جنگ را بردهاند، بدون كمك كسى، هر كار بخواهند مىتوانند در عراق بكنند. پيروزى
در جنگ يك امر است و برقرار كردن امنيت امرى ديگر است. خصوص كه امريكائيها با مخالفان
رژيم صدام همان معامله را كردند كه با بعثيها. ورود خشونتآميز به دفاتر احزاب سياسى،
خلع سلاح كردن محافظان و توقيف كردن افراد حاضر و تصرف «هارد ديسك» كامپيوترها و...
گودال با مخالفان رژيم صدام، بخاطر اين رفتار و دخالت ندادن به آنها در اداره عراق،
هر روز بزرگتر شد.
3 - اشتباه سوم كه مىتواند «مستقيمترين علت» گرايش
عراقيها به خصومت با امريكائيها دانست، اينست كه قواى امريكا كه در تماس با مردم عراق
هستند، هيچگونه شناسائى با فرهنگ و عرف و عادت آنها ندارند. چنانكه سربازان زنان را
تفتيش بدنى مىكنند و بهنگام تفتيش خانهها، سگها را به خانهها مىبرند بى آنكه بدانند
چسان عواطف و غرور اين مردم را جريحه دار مىكنند.