١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٢ از ٨ تا ٢٢ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
كميته‏اى كه امريكا نماينده مردم عراق نمى‏دانست، شوراى حكومت عراق شد!؟ وضعيت در عراق و خطاهاى حكومت بوش:

 

 

  در 13 ژوئيه، شوراى موقت حكومت عراق، نخستين جلسه خود را تشكيل داد. چلبى و پاچه چى نيز به بغداد بازگشته و در جلسه شركت داشتند. در مصاحبه مطبوعاتى، وظيفه ثناگوئى از امريكا و انگلستان را چلبى بر عهده داشت.

      شورا 25 عضو داشت و هفته‏ها بود كه با برمر، حاكم منسوب بوش بر عراق، بر سر تركيب آن، مذاكره شده بود. در اين شورا، تبعيديها و رهبران دينى و سياستمداران و رهبران قبايل و پزشكان و حقوق دانان و فعالان اجتماعى شركت دارند. در تركيب آن، جنبه قومى و دينى، هر دو رعايت شده‏اند. از 25 عضو، 22 عضو مرد و 3 عضو زن هستند. 13 تن از اعضاى شورا شيعه هستند و 11 عضو سنى و يك عضو مسيحى آسورى. از سنى‏ها، 5 عضو كرد هستند و 5 عضو عرب  و يك عضو تركمن. رهبران 7 سازمان سياسى عمده عراق عضو اين شورا هستند. اكثريت اعضاى شورا را تبعيديان دوران صدام تشكيل مى‏دهند.

     اين شورا حق نصب و عزل وزيران و تعيين نمايندگان ديپلماتيك و تصويب بودجه و تشكيل شوراى تدوين قانون اساسى با 8 تا 10 عضو را دارد. قرار است در جلسه دوشنبه، رئيس شورا را برگزينند. دوشنبه سال روز قيام نظامى 1958 و سرنگونى نظام پادشاهى در عراق است.

     واشنگتن پست (14 ژوئيه) مى‏نويسد: چلبى كه به وزارت دفاع امريكا نزديك است، تنها عضو شورا بود كه از امريكا و انگلستان بخاطر كمك به مردم عراق در بازيافتن آزادى خويش، تشكر كرد.

     تصميم نهائى را برمر مى‏گيرد كه حق وتو دارد.

  استراتفور (14 ژوئيه 2003) خاطر نشان مى‏كند كه نخستين تصميم شوراى حكومتى اين شد كه روز 9 آوريل، روز سقوط بغداد بدست قواى امريكا را روز ملى عراق اعلام كند. همزمان، در فلوچه گروهى، بنام «جنبش مسلحانه اسلامى»، عملياتى انجام دادند و خود را نه بعثى و نه طرفدار صدام كه اسلامى و طرفدار القاعده خواندند. وضعيت در عراق و در خود امريكا سخت جدى است. در هفته‏هاى آينده، وضعيت عراق روشن‏تر مى‏شود. توضيح اينكه معلوم مى‏شود آيا تشكيل اين كميته اثرى در كاهش حمله مسلحانه به قواى امريكاخواهد داشت يا خير و آيا شيعه به روش صبر و انتظار ادامه مى‏دهد يا نه ؟در امريكا نيز، بوش و حكومت او با مشكلى بس جدى روبرو است و آن دروغهائى است كه گفته است و اسلحه كشتار جمعى عراق است كه پيدا نمى‏شود و سربازان امريكائى هستند كه در عراق كشته و زخمى مى‏شوند و نابسامانيهاى حاكم بر عراقند كه تشديد مى‏شوند.

  لوموند (11 ژوئيه) زير عنوان امريكا با دشمنى روز افزون عراقيها روبرو است، اطلاع مى‏دهد كه اثر عمليات مسلحانه روزانه عراقيها بر ضد قواى امريكا

  در ارتش امريكا قابل مشاهده‏است. آشفتگى پديد آمده را صحنه‏اى بازگو مى‏كند: چند روز پيش، در بغداد، يك مجاهد عراقى بسوى يك جيپ زره دار امريكائى موشك رها كرد. سرنشينان آن مجروح شدند. يك گروه نجات خود را به محل مى‏رساند. بهنگام تخليه زخمى‏ها، افراد محله زخمى‏ها و پرستارها را به سنگ بستند. فرياد مى‏زدند: «امريكائى به خانه‏ات برگرد». و «خدائى جز يك خدا نيست و بوش دشمن خدا است». و آنگاه جمعيت جيپ برجا مانده را به آتش كشيد.

     آن روز، شليك كننده موشك تنها بود. مسئله، در وراى «حمله‏هاى تروريستى»، همانطور كه ارتش امريكا مى‏گويد، اينست كه سه ماه پس از جنگ، هيجانى است كه مردم عراق در حمايت از اينگونه عمليات بروز مى‏دهند.

      در جريان جنگ، از بمباران غير نظاميان و شليك بسوى آنها، مردم شوكه شده بودند. سربازان امريكائى شهرت «كا - بوى» يافتند. بعد از جنگ نيز، دست اين سربازان، بهنگام تير اندازى بروى جمعيتهاى تظاهر كننده، آسان به ماشه تفنگ فشار وارد مى‏كرد. بعد شكايتهاى ديگر پديد آمدند. از جمله شكايت از دزدى جواهر و پول بهنگام تفتيش خانه‏ها. و بالاخره، عمده‏ترين مسئله بروز كرد. همان كه مردم «تحقير» مى‏خوانند. در تفتيشها، عراقيها مجبورند بر خاك دراز كشند و چكمه سرباز امريكائى را بر گردن خويش تحمل كنند. سربازان زنان را تفتيش بدنى مى‏كنند. يك عراقى كه از آزاد شدن عراق شادان بود، امروز «سخت خشمگين» است. زيرا بعد از تفتيش، بر عكس دختر او، نوشته‏اند: «با عشق» ، يك ناسزا.

       بر اينها افزوده مى‏شود «وعده‏هاى وفا نشده». امريكائيها متهمند كه جريان برق را بر قرار نكرده‏اند، سهميه غذائى را توزيع نكرده‏اند، شغل ايجاد نكرده‏اند، باز سازى عراق را آغاز نيز نكرده‏اند و امنيت را نيز بر قرار نكرده‏اند. عراقيها ناشكيبها هستند و خشم بر عقل چيره‏است. در تابستان داغ عراق، نبود برق و كار نكردن كولرها، را زندگى در جهنم كرده‏است. از ديد بغداديها، پديد آورنده وضعيت غير قابل تحملشان، امريكاست. آنها تقريباً متقاعدند كه امريكا برق را قطع كرده‏است تا عراق را تنبيه كند.

       تعجب اينجاست كه در برابر اين ضد اطلاعات كه در ميان مردم عراق جريان دارد، ارتباط موثر با مردم وجود ندارد. احساس عراقيها اينست كه يك استعمارگر اداره شان مى‏كند كه نه تنها با آنها شور نمى‏كند بلكه به آنها اطلاع نيز نمى‏دهد. آنها از بيشمار گردهمآئيهاى امريكائيها با عراقيها، از مذاكره‏ها، از ميليونها دلار كه خرج مى‏شود بى اطلاع هستند. يا آنها را باور نمى‏كنند. قواى اشغالگر را عامل همه شرهائى مى‏دانند كه عراق امروز بدان‏ها گرفتار است. وضعيت بهبود نمى‏يابد. خشونت توسعه مى‏يابد. عراقيهائى كه با امريكائيها همكارى مى‏كنند، شروع كرده‏اند به ترسيدن. يكچند از مترجم‏ها و پليس‏ها و مدير يك مركز برق، كشته شده‏اند. ديگران لقب «خائن» يا «همدست» گرفته‏اند و تهديد مى‏شوند.

       واكنش امريكا مردم را بيشتر عصبانى مى‏كند. «حاكم»، يعنى پل برمر، و فرماندهان نظامى برآنند كه اعمال و سخنان خصمانه «گزارشگر حمايت از رژيم جنايتكار صدام است». طرفداران آن رژيم وجود دارند اما وسعت اعتراض و مخالفت عراقيها را گزارش نمى‏كنند. زيرا اكثريت عظيم مردم عراق احساس مى‏كند كه با سقوط مستبد، آزاد شده‏اند. با وجود اين، مى‏گويد: «در رژيم صدام وضعيت اينطور نمى‏شد»، در آن رژيم اين بهم ريختگى هراس‏انگيز وجود نداشت و...

       غير از حملات شبكه‏هاى «فدائيان» و افراد «مخابرات»، امريكائيها با جنبش اعتراضى بسيار وسيعى روبرو هستند. اگر چه به رو نمى‏آورند، اما شروع كرده‏اند به آگاهى برآن. پناه گرفتن سربازانشان در درون بونكرها گوياى آگاهى بر واقعيت است.

     عمده‏ترين علت دغدغه خاطر امريكاى اشغالگر اينست كه عراقيها ناتوانش مى‏يابد. امريكائيها جنگ را برده‏اند اما عراقيها مى‏دانند كه واشنگتن آمادگى حكومت بر عراق را ندارد. پيشاروى سنت‏ها و رسوم و طرز فكرى كه نمى‏شناسد، سربازان امريكا خشن هستند زيرا خود نيز مى‏ترسند. عراقيها مى‏بينند كه پاهاى اين مجسمه عظيم خاكى است. و اين ضعف از ناتوانى از درك عراق و بنا بر اين حكومت برآنست.

      اين احساس كه امريكائيها ناتوانند هم در فرداى جنگ، پيدا شد. روزهاى غارت بر مردم عراق اثر پايدارى بر جا گذاشته است. اگر امريكا يك حكومت نظامى 3 روزه برقرار مى‏كرد و جلو چپاول را مى‏گرفت، فاتحى بود كه احترامى نسبت به خود بر مى‏انگيخت. اما حالا، حكومت امريكا و ارتش اين كشور، از ديد مردم عراق، قوى در برابر ضعيف و ضعيف در برابر قوى توصيف مى‏شود.

  تجديد ارزيابى هزينه اشغال عراق: رامسفلد، وزير دفاع امريكا، در كميسيون نيروهاى مسلح امريكا، در 9 ژوئيه، فاش كرد كه هزينه حضور نظامى امريكا در عراق، ماهانه، 9/3 ميليارد دلار است. تقريباً دو برابر 2 ميليارد دلارى كه در ارزيابى ماه آوريل برآورد شده بود.

     هزينه عمليات در افغانستان، 900 تا 950 ميليون دلار در ماه بود. در ماه ژوئن، اعضاى كنگره برآورد كردند 3 ميليارد دلار هزينه حضور نظامى در عراق و 500 ميليون دلار هزينه حضور نظامى در افغانستان بگردد. اما حالا، وزير دفاع مى‏گويد، هزينه عراق، ماهانه 9/3 ميليارد دلار مى‏شود.

  احمد بامامى، نماينده اتحاديه ميهنى كردستان عراق، با آنكه طرفدار جنگ امريكا و انگليس با عراق بود، در لوموند (12 ژوئيه) سه اشتباه امريكا در عراق تشريح مى‏كند:

 1 - اشتباه اول امريكا اين بود كه از پيروزى سريع غره شد و به انتشار فهرستى از 52 اسم سران حزب بعث اكتفا كرد و از توانائى عمل كادرها و اعضاى اين حزب غافل شد. آنها به مناطق موصل و بغداد و رمادى تا مرز سوريه، پناه جستند و مشكلات بزرگ كنونى را براى ارتش امريكا بوجود آوردند. وقتى بر بعثيها مسئولان گارد جمهورى و نيروهاى ويژه و ديگران را بيفزائيم، جمع بزرگى مى‏شوند. كافى است تعداد كمى از آنها تجديد سازمان كنند تا خسارات بسيار ببار آورند. همه اينها مى‏بايد زندانى و تحت بازجوئى قرار مى‏گرفتند زيرا بسيار چيزها مى‏دانند.

 2 - اشتباه دوم آنها اين بود كه فكر كنند چون به آسانى جنگ را برده‏اند، بدون كمك كسى، هر كار بخواهند مى‏توانند در عراق بكنند. پيروزى در جنگ يك امر است و برقرار كردن امنيت امرى ديگر است. خصوص كه امريكائيها با مخالفان رژيم صدام همان معامله را كردند كه با بعثيها. ورود خشونت‏آميز به دفاتر احزاب سياسى، خلع سلاح كردن محافظان و توقيف كردن افراد حاضر و تصرف «هارد ديسك» كامپيوترها و... گودال با مخالفان رژيم صدام، بخاطر اين رفتار و دخالت ندادن به آنها در اداره عراق، هر روز بزرگ‏تر شد.

 3 - اشتباه سوم كه مى‏تواند «مستقيم‏ترين علت» گرايش عراقيها به خصومت با امريكائيها دانست، اينست كه قواى امريكا كه در تماس با مردم عراق هستند، هيچگونه شناسائى با فرهنگ و عرف و عادت آنها ندارند. چنانكه سربازان زنان را تفتيش بدنى مى‏كنند و بهنگام تفتيش خانه‏ها، سگها را به خانه‏ها مى‏برند بى آنكه بدانند چسان عواطف و غرور اين مردم را جريحه دار مى‏كنند.

 

 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر