نقش انگلستان: آيا حكومت بلر جانب امريكا را گرفتهاست
و يا از روش تضعيف كن و امتياز بگير پيروى مىكند؟:
نخست بياد مىآوريم كه در شماره پيش انقلاب اسلامى،
اطلاع مهمى را از نظر خوانندگان گذرانديم: خامنهاى دست بدامان انگليسها شدهاست تا
مگر آنها واسطه شوند و باب گفتگو و معامله امريكا با ايران را باز كنند. در فصل پيش
خوانديم كه بوش گفتهاست: ايران قول دادهاست سلاح اتمى توليد نكند. اما ايران از كدام
مجرا اين قول را به بوش دادهاست؟ چهار مجرا بيشتر وجود ندارند: 1 - مجارى مستقيم كه
بنا بر فرض، مذاكره قطع شدهاست. و 2 - مجراى روسيه به استناد قول خاتمى به پوتين.
3 - مجراى اروپا، بخصوص فرانسه، بعنوان پاداش بگير و بند اعضاى گروه رجوى و 4 - انگلستان
بنابر مراجعه خامنهاى به حكومت بلر و بلحاظ وجود طرفداران سياست انگليس در دستگاه
خامنهاى.
بنا بر اطلاع و ارزيابى در داخل كشور، ملاتاريا،
پيشاپيش، فرصتهاى خود را از دست داده و بجائى رسيدهاست كه نه راه پس دارد و نه راه
پيش. توضيح اينكه اگر آنچه را غرب مىخواهد بدهد، فضاى سياسى خارجى و داخلى باز مىشود
و در فضاى باز، بازنده اصلى، ملاتاريا است. و اگر از بيم باز شدن فضا، هيچ چيز ندهد،
در انزواى داخلى و خارجى، قربانى فضاى خفقان آور انزوا، ملاتاريااست. از اين رو، چنان
عمل مىكند كه آنچه مىدهد، در عين حال، از مجراى روسيه و اروپا و انگلستان بدهد. مستقيم
نمىدهد. زيرا ميداند سودش عايد ملاتاريا نمىشود و حاميان احتمالى را در قاره اروپا
نيز بدست نمىآورد. در صحبتهاى خود، مىگويند كه در ازاى آنچه اروپا براى ما مىكند،
مىبايد ما به ازائى بدهيم. بحث بر سر چيز يا چيزهائى است كه مىبايد بدهند.
بديهى است در سازمان ترور، گرايشى موافق
"تا آخر رفتن" (دست يافتن به سلاح اتمى و مشكل بر مشكل امريكا در عراق و
افغانستان افزودن و...) هستند. اما همانگونه كه دو دهه كارهاى رجوى و گردانندگان گروه
او، ميان آنها و فرقه خشونت طلب و ترور و... اينهمانى بوجود آورد تا جائى كه امريكا
و اروپا سازمان تروريستش خواندند و امروز هم وجه المصالحهاش مىكنند، كارهائى كه ملاتاريا
كردهاست، هم اكنون، آية الله را مترادف ترور و خشونتطلبى افراطى و... گرداندهاست.
اگر با دولت تروريست مجهز به سلاح كشتار جمعى اينهمانى پيدا كند، اين بار، ديگر امريكا
ناچار نيست تنها وارد جنگ شود. باتفاق اروپا و بسا موافقت روسيه و كشورهاى منطقه وارد
جنگ مىشود و هنوز، سلاح اتمى نيافته، ملاتاريا موجوديت خويش را نيز از دست مىدهد.
بدين قرار، تنها راه حلى كه مىماند، آزادى
و استقلال را انتخاب كردن است. در اين انتخاب، ملاتاريا جز قدرت (= زور) را از دست
نمىدهد و با از دست دادن آن، آزادى و انسانيت خويش را باز مىيابد. اما آيا بدين كار
تواناست؟!
اما گاردين (27 ژوئن) در باره موضوع سفر جك استراو،
وزير خارجه انگلستان به ايران، مىنويسد:
* از ديد اتحاديه اروپا، موقع براى گفتگو با ايران
بسى مساعد است.
* امروز، 27 ژوئن، استراو، در لندن، با خانم رايس،
مشاور امنيتى بوش، در باره سفرش به ايران گفتگو مىكند. يك سخنگوى وزارت خارجه گفت:
"ما مىخواهيم، از روند اصلاحات در ايران، حمايت كنيم. ما خواستار يك ايران با
ثبات و دموكراتيك هستيم كه تمام موقع خويش را بمثابه يك صاحب نقش رهبرى در منطقه باز
يابد".
* سفر وزير خارجه انگليس به ايران، "هدف كليدى"دارد.
به سخن ديگر، جك استراو، در سفر خود به ايران، از ايران خواهد خواست كه
1 - امضاى پروتكل الحاقى به قرارداد منع گسترش اسلحه
اتمى، فوريت تمام دارد و ايران مىبايد بدون فوت وقت، آن را امضاء كند.
در هفته پيش، در اجلاس سران اروپا در آتن، تصويب
شد از اقدامات محمد البرادعى در بازرسى تأسيسات اتمى ايران حمايت شود و اروپا با نگرانى
مراقب برنامه اتمى ايران بگردد.
2 - موضوع دوم مورد گفتگوى استراو، تروريسم است.
3 - مسئله سوم موضوع گفتگو، وضعيت حقوق بشر در ايران
است.
4 - و موضوع چهارم موضوع گفتگو كه از موضوعهاى پيشين
جدا نيست، مسئله عراق است. بى ثبات كردن اداره عراق توسط ائتلاف، امرى است كه ايران
نمىبايد به آن اقدام كند. بنظر حكومت بلر، ايران مىخواهد، در عراق، خود را از فشار
امريكا و اروپا رها كند:
بنا بر اطلاع از ايران، نظر حكومت بلر از اطلاعش
از ارزيابى بخشى از گردانندگان سازمان ترور به رهبرى خامنهاى - هاشمى رفسنجانى، نشأت
مىگيرد. در حقيقت، آن بخش براين باور است كه اين در عراق است كه مىتوان از شر امريكا
آسود. توضيحشان اينست كه در صورتى امريكا و انگليس در عراق شكست بخورند، ديگر حتى جرأت
آن را نخواهند يافت كه از حمله به ايران، حتى سخن بميان آورند. شكست امريكا و انگليس
در عراق واقعيت پيدا مىكند با ناتوانى از بازسازى و اداره عراق و بالا رفتن آمار كشتهها
كه افكار عمومى امريكا و انگليس را ناگزير مىكند خواستار فراخواندن قواى امريكا و
انگليس از عراق شوند.
انقلاب اسلامى: "هدف كليدى" وزير خارجه
انگليس در چهارمين سفرش به ايران جز گرفتن موافقت در چهار موضوع بالا نيست. با اين
تفاوت، كه بسا عراق، مسئله اول است. چرا كه وضعيت حكومت بلر خوب نيست. او و بوش
"محور دروغ" هستند. حال اگر قرار بر كشته شدن روزانه سربازان انگليسى بشود،
حكومت بلر ضعيفتر نيز مىشود. بنا بر اين، استراو بايد ملاتاريا را قانع كند، سودش
در همكارى با امريكا و انگليس در عراق است:
جاك استراو در 29 ژوئن به ايران رفت و با خرازى
و خاتمى ديدار كرد و در كنفرانس مطبوعاتى مشترك گفت: ايران بايد بدون قيد و شرط، پروتكل
الحاقى را امضاء كند. در اين باره، در 1 ژوئيه، لوموند و گاردين خبر دادند كه:
* جك استراو به مقامات ايران فشارآورد پروتكل الحاقى
را امضاء كند. روز دو شنبه، 30 ژوئن، در تهران، او گفت: امضاء نكردن پروتكل الحاقى
سالب اعتماد بين المللى به ايران است و مىتواند مانع امضاى قرارداد بازرگانى ميان
اروپا و ايران بگردد.
* سيد خليل موسوى، سخنگوى سازمان انرژى اتمى ايران،
اعلان كرد كه ايران از البرادعى، رئيس آژانس بين المللى انرژى اتمى به ايران دعوت كرد
و او در 9 ژوئيه به ايران مىرود. او حاضر نشد بگويد آيا موضوع گفتگو با البرادعى امضاى
پروتكل خواهد بود يا خير.
* در 30 ژوئن، روسيه به ديگر كشورها پيوست و خواستار
آن شد كه ايران با بازرسى كامل تأسيسات اتمى خود موافقت كند. وزير خارجه روسيه، ايگور
ايوانو به آقا زاده گفت: امضاى قرارداد الحاقى تأكيدى است بر خاصه صلحآميز برنامه
اتمى ايران.
* تهران مىگويد: در مقام امضاء كننده قرارداد،
حق دارد از تكنولوژى كشورهاى ديگر در استفاده مسالمتآميز از انرژى اتمى استفاده كند.
محمد خاتمى، رئيس جمهورى، به جك استراو گفتهاست: "ايران همكارى با آژانس را مىپذيرد
اما مىپرسد چرا اعضاى امضاء كننده قرارداد به ايران كمك نمىكنند؟" بنا بر ارزيابى
ديپلماتهاى اروپائى، در تهران، ايران برآنست كه در باره امضاى پروتكل الحاقى گفتگو
كند. اما تا زمانى كه ثابت نكند كه قصد بكار بردن انرژى اتمى را در مقاصد نظامى ندارد،
به تكنولوژى اتمى دست رسى پيدا نخواهد كرد.
* دبير شوراى عالى امنيت ملى، حسن روحانى، براى
اينكه شكها پيرامون مقاصد مسالمتآميز ايران را بزدايد، گفته است: "ايران حاضر
است بپذيرد كشورهاى بزرگ ديگر صنعتى در برنامه غنى سازى اورانيوم ايران شركت كنند".
سخنگوى وزارت خارجه، حميد رضا آصفى، گفت: ديدار
جك استراو از ايران، شانسهاى امضاء شدن پروتكل الحاقى را بيشتر نكرد. اما باب گفتگو
مفتوح ماند. ما آمادهايم نگرانيهاى كشورهاى اروپائى را در نظر بگيريم اما اين آمادگى
يك طرفه نيست. مىبايد روشن بشود پى آمدهاى امضاى پروتكل كدامها خواهند بود؟