|
عاملان سقوط بغداد بدون جنگ كيانند؟ امريكاو "ايران" و شيعه عراق و...؟:
در 7 مه، نوارى از صدام پخش شد. بنا بر آن، او همچنان در عراق است و از مردم عراق مىخواهد با قواى امريكا بجنگند. و
اطلاعات استراتژيك (25 آوريل 2003) در باره اسرار تسليم بغداد نوشته است:
دو شخصيت مهم، در فهرست سران رژيم نيستند كه امريكا تهيه كردهاست كه بايد توقيف شوند. دو تن، يكى ماهر صفوان تكريتى گارد جمهورى ويژه و كمال مصطفى تكريتى، شخص دوم اين گارد و دست راست قصى صدام - كه گفته مىشود 1 ميلياد دلار از بانك مركزى عراق، روزى پيش از شروع جنگ گرفته و بردهاست -، در آن فهرست نيستند. برادر كمال مصطفى تكريتى، جمال مصطفى تكيريتى، داماد صدام حسين است. او را در شرائطى نا روشن، بعد از اخراج شدنش از سوريه، در 20 آوريل، مورد بازجوئى قرار دادهاند. از قرار، بد از شروع جنگ، اين سه شخص با امريكائيها تماس برقرار كردهاند. علت نبود مقاومت در بغداد در برابر قواى امريكا را در موافقتى بايد جست كه ميان آنها و امريكائيها بعمل آمدهاست. در 5 آوريل، ديدارى بين كمال مصطفى تكريتى با رؤساى قبائل شمال و جنوب عراق بعمل آمده است. در آن ديدار، تصميم به تسليم قواى عراق گرفته شدهاست. در خور يادآورى است كه اين سه تن از شاخه ديگر قبيله تكريتى هستند.
و نيز گفته شدهاست كه طارق عزيز آدم امريكائيها و انگليسها بودهاست و هر نوبت، محل صدام را او گزارش مىكردهاست. اما صدام از بمبارآنها جان سالم بدر مىبرد.
انقلاب اسلامى: برماست كه بار ديگر خاطر نشان كنيم اين "خبرها" را با احتياط بايد تلقى كرد.
اطلاعات استراتژيك 25 آوريل خبر مىدهد كه در عراق، امريكا با مشكلات غير مترقبهاى روبرو است. از جمله آنها و بسا مهمترين آنها، اسلام شيعه و بخصوص "جريان مقتدا صدر" (فرزند آية الله سيد محمد باقر صدر كه بدست صدام به قتل رسيد) است. پدر او بانى حزب الدعوه بود و شاخهاى از اين حزب كه به خط او وفادار ماندهاست، با حضور امريكا در عراق سخت مخالف است. بخلاف آيات الله سيستانى و اسحق فياض كه اولى ايرانى و دومى افغانى است كه مخالف مداخله روحانيان در سياست هستند و مصممانه جانب تفاهم با امريكا را گرفتهاند، حزب الدعوه خط صدر مخالف حضور امريكا است و مبارزان اين حزب شهرهاى مذهبى و محلات شيعه نشين بغداد را در دست دارند. نام "صدام شهر" را هم به "صدر شهر" برگرداندهاند.
نفوذ حزب الدعوه خط صدر امريكا را بر آن داشته است منع را بردارد و شتابان خواهان بازگشت عبدالعزيز حكيم به عراق شود. بخلاف حزب الدعوه، مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق با امريكا روابط دارد. حزب الدعوه در عراق، يك سازمان مخفى و شبكهاى از سازمانهاى خيريه دارد و در مدارس دينى نجف و كربلا و سامره و كاظمين و ناصريه پايگاه دارد. شاخه ديگر الدعوه كه شيخ محمد آصف، مقيم قم، آن را رهبرى مىكند، در لبنان شعبه دارد.
الدعوه خواستار برقرار جمهورى اسلامى در عراق است. با احزاب لائيك مخالف است. امريكا روى اختلافهاى گرايشهاى شيعه حساب مىكنند و مىخواهند از آن در كاستن از نفوذشان، بسود اقليت سنى، بهره بردارى كنند. در حقيقت، ملى گرائى و لائيك بودن نسبى اقليت سنى مطلوب امريكا است.
اما كردها بسا بزرگترين بازندههاى هستند. برغم نقش نظامى اخيرشان در كنار امريكا، بازندههاى اصلى هستند. چرا كه اختلاف ميان طرفداران مسعود بارزانى و جلال طالبانى، بر سر كنترل اداره منطقه خود مختار كرد، موجب تضعيف موقعيت آنها شدهاست. بخصوص بعد از برخوردهاى مسلحانه كه موجب قربانى شدن بسيارى در هر دو طرف شدند.
در 6 مه، بوش حاكم غير نظامى براى عراق معين كرد. نيويورك تايمز همان تاريخ ل. پل برمر Bremer را بعنوان حاكمى كه مافوق ژنرال گارنر است، معرفى مىكند. نصب اين حاكم را پيروزى پاول، وزير خارجه، بر رامسفلد، وزير دفاع، مىداند و علتها را عبارت مىداند از الف - سازمان ملل و اروپا حكومت بوش را سرزنش مىكردند بخاطر نقض حقوق بين المللى و گماردن حاكم نظامى بر عراق كه بيانگر اشغال كشورى داراى حق حاكميت ملى است. ب - پاول با برنامهاى كه وزارت دفاع براى نصب يك دولت عراق موقت تهيه كرده بود، موافق نبود و در كنگره آن را برنامه نامناسبى توصيف كرد.
اما از علتهاى اصلى بى برنامگى حكومت بوش و مواجه شدنش با وضعيتى در عراق است كه وارونه آن را تصور مىكرد. هر روز كه مىگذرد و ناتوانى امريكا در مديريت عراق بعد از جنگ نمايانتر و اثر مخالفت شديد افكار عمومى دنياى اسلام با امريكا نمايانتر مىگردد، گوشهاى آقاى بوش براى شنيدن صداى اين افكار عمومى بازتر مىشود.
انقلاب اسلامى: از آنها كه از گروگانگيرى تا امروز، در ايران نقش داشتهاند، خامنهاى و هاشمى رفسنجانى و جنتى و... در سازمان ترور نيز هستند. در زير، سه گزارش را مىخوانيد كه دو گزارش آن از اميرفرشاد ابراهيمى است كه به دنبال انتشار اين گزارشها، تهديد به مرگ نيز شدهاست:
|
|