گروه رجوی در خدمت ارباب جدید از جاسوسی تا پیشمرگی - ﺁلت فعلهای مایکل لودین :
◄ فوکس نیوز ( 4 فوریه ) گزارشی را انتشار داد و در ﺁن، مشکل امریکا را گزینش گروهی دانسته است که دستیار امریکا در ایران باشد. نمایندگانی نظیر لوس لتینن اصرار دارند که سازمان مجاهدین خلق به دستیاری برگزیده شود. اما وزارت خارجه امریکا این سازمان را تروریست می داند و در فهرست سازمانهای تروریست قرار داده است.
علی رضا جعفر زاده ، ایرانی که تابعیت امریکا را پذیرفته است با نظر شوارتز ، مقام وزارت خارجه که این گروه را تروریست و مارکسیست می خواند، موافق نیست. او می گوید سازمان مجاهدین می باید از فهرست تروریستها خارج شود و دستیار امریکا در واﮋگون کردن رﮋیم ﺁیة الله ها شود. زیرا ﺁنها تنها سازمانی هستند که وسیله انجام این کار را دارند. او می گوید مجاهدین برای امریکا کار اطلاعاتی در مرزها انجام می دهند . در صورتی که امریکا برنامه ای در باره ایران داشته باشد که متضمن سرنگون کردن رﮋیم ملاها باشد، می باید وضعیت حقوق سازمان را از یک سازمان تروریستی به یک سازمان غیر تروریستی تغییر بدهد.
◄ مریم رجوی نیز (نیوزویک 7 تا 14 فوریه ) ، گروه رجوی را تنها انتخاب امریکا دانسته است .
◄ گزارشی از شبکه تلویزیونی آ.اِر.دی. آلمان در 13 فوریه 2005 در باب به خدمت محافظه کاران جدید در ﺁمدن گروه رجوی . ری مک گاورن کارمند سابق سیا می گوید:" اینکه چرا ایالات متحده با سازمانهایی مثل سازمان مجاهدین همکاری میکند، من فکر میکنم به دلیل این که آنها(مجاهدین) در منطقه حضور دارند، و دیگر اینکه آنها حاضرند برای اهداف ما کار کنند. قبلا ما آنها را سازمانی تروریستی میدانستیم و دقیقا همین هم هستند، اما حالا آنها تروریستهای ما میباشند و ما لحظه ای درنگ نمیکنیم که آنها را به آنجا(ایران) بفرستیم"."
همه رشتهها در پنتاگون به هم پیوند میخورند. حمله به عراق درپنتاگون طراحی شد و در همانجا از پاییز ٢٠٠٢ (طرح) عملیات ایران در جریان میباشد. پنتاگون مرکز قدرت نئو محافظه کاران میباشد. برای آنها عراق تنها یک گام بود در جهت سرنگونی حاکمین تهران.
کارن کویاتکفسکی(کارمند سابق پنتاگن) : " در همان سال ٢٠٠٢، که رئیس جمهور بوش برای گرفتن موافقت با حمله به عراق تبلیغ میکرد، نگاه "اداره برنامه ریزیهای ویژه" متوجه ایران بود. و نئو محافظه کاران به چگونگی برخورد با ایران فکر میکردند. در تصویر جهانی آنها ایران از مدتهای مدید بعنوان یک "هدف" جای داشته."
از سالها پیش پنتاگون در تلاش است تا نام مجاهدین از لیست گروههای تروریست حذف شود و آنها بعنوان نیروی آزادی بخش برسمیت شناخته شوند.برای طراحان جنگ آنها بمثابه هم پیمانان" مادرزاد" میمانند: (چراکه آنها)تعلیم یافته در فن خرابکاری، منضبط و آموزش دیده(هستند).
ری مک گاورن" کارمند سابق سیا: " آنها از طریق مرز زمینی برای انجام یک سری عملیات امنیتی-اطلاعاتی به ایران گسیل میشوند،( از قبیل): جاسازی دستگاههای ویژه برای تحت نظر گرفتن تاسیسات اتمی ایران، نشانه گذاری اهداف برای جنگندههای هوایی و احیانا برپایی مخفیگاههایی برای کنترل نقاط استقرار نیروهای نظامی(ایران). و یک کمی هم خرابکاری.
کارن کویاتکفسکی(کارمند سابق پنتاگن) : "مجاهدین حاضربه انجام کارهایی هستند، که ماانجام آنها را برای خود شرم آور میدانیم. کارهایی که ما ترجیحا در قبال آنها سکوت میکنیم. و اتفاقا بخاطر انجام این نوع وظایف ما از آنها استفاده میکنیم."
مجاهدین دارای گذشته ای خشن و در عین حال منحصر به خود میباشند. ایدئولوژی آنها: تلفیقی از اسلام و مارکسیسم میباشد و در عرصه عمل: ترور ....
سخنگویان مجاهدین با ژستی دولتمردانه (می گویند) که آنها آلت دست ایالات متحده نیستند. و با میل و اشتیاق قدرت خود را(اینگونه) شرح میدهند که مجاهدین اولین کسانی بودند که نیروگاههای هسته ای مخفی ملایان را کشف(و افشا) نمودند و حال بخاطر این کارشان انتظار جایزه دارند و آن هم حذف نامشان از لیست گروههای تروریستی است.
در پس پرده (اما) مجاهدین از رابطه بسیار خوبی با آمریکا برخوردار میباشند. (به بازدید) شرکت خصوصی "گلوبال اوپتسیون" (می رویم که)، فعالیت تخصصی آن: آموزش نظامی در سطح جهان (میباشد). طبق تحقیقات بعمل آمده توسط مونیتور این شرکت به سفارش پنتاگون ، مستشاران(مربیان) نظامی برای آموزش مجاهدین استخدام میکند و هماهنگیهای لازم را برای همکاری (دو جانبه) تدارک میبیند. پاسخ به سوال پیرامون این نقش نظامی مبهم وغریب است: همکاری، بله، شناخت متقابل وجود دارد، اما دریافت مستقیم پول از بابت خدمات شرکت، نه.
نایل لیوینگستون، از شرکت گلوبال اوپتسیون:" مجاهدین خلق مدتهاست که با تروریسم وداع گفته اند. در واقع این حماقت بود که آنها را در لیست ترور آمریکا قرار دادند. قرص آرام بخشی بود برای دولت ایران. امتیازی بود برای تسریع روند مذاکرات با دولت ایران. ما با مجاهدین همکاری نمیکنیم. من مهمان آنها بودم و برای آنها در کنگره نیز تبلیغ کردم، بدون دریافت پول. زیرا من مدت زیادی است که از روابط حسنه ای با آنها برخوردارم، از سی سال پیش."
یک منبع موثق عکس این (ادعاهای لیوینگستون) را میگوید. رئیس سابق یکی از بخشهای سازمان اطلاعات نظامی، لانگ، برای مونیتور اینگونه شرح میدهد: گلوبال اوپتسیون توسط پنتاگون در نقش سپر(بلا) بکار گرفته شده تا (از این طریق) همکاری پنتاگون با یک سازمان تروریستی از دید عمومی پنهان بماند.
پات لانگ، کارمند سابق سازمان اطلاعات پنتاگون:" سازمانهای جاسوسی درعملیات خود اغلب تدابیرایمنی ای اتخاذ میکنند که بموجب آنها دیگر نمیتوان آن عملیات را با دولتی که دستور اجرای آنرا داده ارتباط داد. اهمیت این مسئله آنجاست که چنانچه عملیات موفقیت آمیز نبود بتوان ادعا کرد که اصلا دولت در این مسئله دخالتی نداشته و دیگرانی دست به این کار زده اند."
گزارشگر مونیتور: "و این دیگران همان گلوبال اوپتسیون هستند؟"
پات لانگ، کارمند سابق سازمان اطلاعات پنتاگون: "دقیقا همین را من شنیده ام."
آنها باز در "معامله" حضور دارند. اینبار نه در کنار صدام حسین بلکه در کنار ایالات متحده. همیشه قابل استفاده ("مفید") و همیشه آلت دست قدرتها(منافع)
ری مک گاورن کارمند سابق سیا می گوید:" اینها تروریست هستند اما تفاوت بزرگی هست بین اینکه اینها تروریستهای من باشند یا تو."
◄ اما نیوزویک ( 7 فوریه )، چنین گزارش کرده است : پایان کار مجاهدین خلق :
عراقیهائی که در انتخابات شرکت کرده اند ، امیدوارند دولت را از امریکا تحویل بگیرند. از زمانی که نتایج انتخابات معلوم می شود ، دیگر گروههای تروریست توجیهی برای ماندن خویش در خاک عراق و ادامه دادن به فعالیتهاشان را ندارند.
سئوال اینست که تروریستها کیانند و در چه نقاطی از عراق مستقر هستند ؟ پاسخ اینست :
* گروه القاعده : این گروه بعد از اشغال عراق توسط قوای امریکا وارد کشور شده اند. بعد از ﺁنکه افغانها اداره امور کشورشان را بدست ﺁوردند، اعضای القاعده به عراق ﺁمدند. گزارش اخیر سیا (مرکز مطالعات استراتژیک ) این واقعیت را تصدیق می کند. این گروه تا توانست در منصرف کردن عراقیها از شرکت در انتخابات کوشید اما ﺁنچه بدست ﺁورد شکست بود و یأس .
* گروه دیگر انصار الاسلام است. افرطیهای سنی و کرد که بطور مستقیم با قوای امریکا می جنگند. بیشتر اعضایشان کشته شده اند ...
* گروه سوم مجاهدین خلق هستند. این گروه مخالف رﮋیم ایران است. امریکا و اروپا ﺁن را گروه تروریست شناخته اند. مسعود و مریم رجوی گروه را رهبری می کنند. عراق را پایگاه خود کرده اند. در جنگ 8 ساله ، در خدمت صدام حسین برضد ایران می جنگیدند. اسلحه و لوجستیکی که بکار می بردند توسط ارتش عراق در اختیارشان قرارداده می شدند. ﺁنها در سرکوب قیامهائی که در نقاط مختلف عراق روی می دادند، نقش تعیین کننده ای بازی کرده اند.
بعد از صدام ، امریکا روش دو گانه ای با این سازمان در پیش گرفت : گروه را خلع سلاح کرد اما در همان حال، در کمپ اشراف، تحت حمایت قوای خود قرارشان داد. با ﺁنکه این گروه در لیست سازمانهای ترور امریکا است، به اعضای عمده ﺁن اجازه داد به اروپا بروند. این بعد از ﺁن بود که حکومت موقت عراق دستور اخراجشان را داد. امریکا این گروه را وسیله ای می داند برای گرفتن امتیاز از دولت ایران. اما متوجه شد که این گروه اهمیتی برای دولت ایران ندارند و در ایران نیز از محبوبیتی برخوردار نیستند. در نتیجه، امریکائیها در استراتژی خود تخفیف قائل شدند و گذاشتند عده ای از اعضای گروه به ایران باز گردند. انتخابات اخیر در عراق ، ﺁغاز پایان کار این گروه تروریستی است. گروه متلاشی خواهد شد . برخی از اعضایش به اروپا و کشورهای دیگر خواهند رفت و بعضی نیز به ایران باز خواهند گشت.
◄ مایکل لودین فاسدترین صهیونیست امریکا که چند سالی است مشغول ﺁلترناتیو سازی است و هر از چندی ، نگون بختی را علم می کند - پیش از این ، افتخار زندگی خود را بردن حسین خمینی به امریکا و گذاشتن دست او را در دست رضا پهلوی ، در باره رفراندوم و بانی ﺁن نوشته است : "يك رفراندم كشوري از سوي تعداد زيادي رهبران صاحبِ حيثيتِ قابل ملاحظه اي، كه بيشترشان در ايران هستند، پيشنهاد شده است. ليست حاميان آن شامل يك نام كاملاً غيره منتظره، " مؤسس " سپاه پاسداران، يكي از اعضاي اصلي تيم خميني، محسن سازگارا ست. اين ليست [همچنين] شامل فعالان هوادار دمكراسي و برخي فقهاي طراز اول كشور مي شود. در آخرين شمارش، 18 هزار نفر با گرايش هاي مختلف آن را تأييد كردند.
طراح اصلي "طرح رفراندم كشوري،" مايكل لِدين آنقدر جسارت به خرج مي دهد كه مي نویسد : سخنگوي وزارت خارجه آمريكا - كه اخيراً اظهار داشته بود "سياست ما در ايران تغيير رژيم نيست" - را بايد در "اطاق ساكتي [سلول زندان] گذاشت، [سخنراني بوش پيرامون] وضعيت كشور را به دست او داد، و او را واداشت تا آن را صد بار بخواند، و سپس او را به مأموريتي به اردوگاه فلوجه اعزام كرد." او از "دو نطق انقلابي" بوش در مورد ايران داد سخن مي دهد و مي گويد بايد آن ها را "پيگيري كرد"!
انقلاب اسلامی : سازگارا بانی سپاه پاسداران و از اعضای اصلی تیم خمینی نبود. پس از ﺁنکه مصاحبه رادیو با بنی صدر ، نامزد رئیس جمهوری را به بازجوئی برای گرفتن اعتراف به مخالفت از ولایت فقیه از او بدل کرد، بعنوان دستمزد او را به سپاه بردند. این شخص بمحض انتشار انترنتی " طرح رفراندوم " از امریکا تقاضای حمایت کرد.
بدینسان ، حکومت بوش در ایران ، با بن بست روبرو است. درماندگی رﮋیم مافیاهای نظامی - مالی تا بدانحد است ، که رقابت بر سر ریاست جمهوری در واشنگتن انجام می گیرد. ورشکستگی دو رأس دیگر مثلث زور پرست در بی ﺁبروئی کامل ، حکومت بوش را ناگزیر کرده است به سیاست " تحول از درون " بازگردد و به سراغ شریک خود در معامله پنهانی، هاشمی رفسنجانی برود. ناظران سیاسی بر این نظرند که تهدیدهای بوش و همکارانش هدفی جز پوشاندن شکست مفتضحانه اش در عراق ندارند. در موقعیتی که بن بست دو جانبه است، حضور فعال مردم در صحنه، مردم را به برداشتن مانع از سر راه هدف انقلاب و استقرار مردم سالاری توانا کند :
|
|
|