اداره عراق همچنان دستخوش بى كفايتى و امريكا مخالف
مردم سالارى در كشورهاى منطقه؟!:
در 22 ژوئيه، چنانكه پندارى قتل دو فرزند صدام،
عدى و قصى، فتحى بزرگ بودهاست، بوش، در حالى كه رامسفلد و رئيس ستاد ارتش در طرف راست
و پل برمر در طرف چپ او قرار گرفته بودند، خبر اين «فتح بزرگ» را به اطلاع ملت امريكا
رساند.
پس از آن، به اين عنوان كه مردم عراق باور
نمىكنند و اگر عكسهاى جسدهاى آنها را نشان بدهند، «وحشتشان از صدام و خانواده او و
خطر بازگشتشان از بين مىرود، نخست عكسها و آنگاه جسدها را، از راه بازديد روزنامه
نگاران، به جهانيان نشان دادند.
اما مردم عراق پرسيدند: خانهاى كه در محاصره
قواى امريكا و راه فرار از هر سو بر ساكنان آن بسته بود، چرا مىبايد از زمين و هوا
به راكت و گلوله بست و وقتى دستگيرى ممكن بود، چرا مىبايد آنها را كشت؟
روزى بعد، عفو بين المللى گزارشى از رفتار
ضد حقوق بشر امريكائيان با عراقيها پرده برداشت: دستگيريهاى بى حساب و كتاب و زندانى
كردن در زندانهائى كه فاقد امكانات اوليه هستند و شكنجه زندانيان. بدينسان، به ارمغان
بردن مردم سالارى براى عراقيها، بازسازى نظام زندان در رژيم صدام شد!
در 26 ژوئيه، واشنگتن پست خبر داد كه بوش قصد دارد
در مديريت عراق تغيير ايجاد كند. ظرف 3 ماه، اين دومين بار است كه بوش، در اين مديريت،
تغيير بوجود مىآورد. قرار است يك مقام عالى رتبه به پل برمر ملحق بشود كه كارش جلب
كمك بين المللى براى باز سازى عراق است.
در كاخ سفيد، بازسازى كشورى اينسان پرآشوب
و بهم ريخته، موضوع بحث شدهاست. نگاهدارى قوا ماهانه 4 ميليارد دلار خرج بر مىدارد
و بازسازى كشور نيز هزينههاى سنگين مىطلبد.
براى تصدى اين مقام، از بيكر، وزير خارجه امريكا
در حكومت بوش (پدر) و چند شخصيت ديگر نام مىبرند.
سنجشهاى افكار نشان مىدهند كه رأى دهندگان
امريكائى، هر روز بيشتر از روز پيش، با نگاهدارى قواى امريكا در عراق، مخالف مىشوند.
هزينه نگاهدارى قوا افزايش مىيابد و عمليات مسلحانه نيز بيشتر مىشوند. برمر كه بتازگى
از واشنگتن بازديد كرد، از وزارت دفاع و كنگره، بودجه و پرسنل بيشتر مطالبه كرد.
پل ولفوويتز، معاون وزير دفاع به خبرنگاران
اعتراف كرد كه پيش بينيهاى پيش از حمله به عراق، غلط از كار درآمدهاند: مسئله اداره
عراق بعد از جنگ، بغرنجتر از آن شد كه ارزيابى مىشد. برخى شرائط بسيار بدتر از آنند
كه پيش بينى مىشدند. برخى مقامات كه اشغال عراق و اداره آن را تصدى مىكنند، شكايت
دارند از اينكه حكومت بوش مقاومت مسلحانه را كم بها داده و در عوض، به شور و بيقرارى
سربازان عراق و پليس براى درآعوش كشيدن متصرفان كشور خويش، پر بها دادهاست.
اين امر كه حكومت بوش مىخواهد بيكر را به تصدى
بازسازى عراق، فراخواند، گوياى آنست كه دارد از وسعت بهم ريختگى اوضاع عراق آگاه مىشود.
حكومت امريكا نگران از دست دادن مديريت بازساى عراق نيز هست. زيرا فشار كشورهائى چون
آلمان و فرانسه براى آنكه سازمان ملل نقش بيشترى در عراق پيدا كند، روز افزون است.
برمر كه بوش كاردانى او را ستود، در NBC گفت:
بازسازى عراق سالها بطول مىانجامد. او گفت، برنامه عمل خويش را براى 60 تا 120 روز
آينده، براى رئيس جمهورى تشريح كردهاست. اين برنامه، سه مرحله دارد: تأمين امنيت از
جمله ايجاد دادگاهها و بر قرار كردن نظم قانونى. و براه انداختن چرخ اقتصاد. و تدارك
استقرار دولت مردم سالار.
او گفت: باز سازى عراق، در اول كار، نياز
به يك بودجه 21 ميليارد دلارى و مقامى دارد كه باز سازى را تصدى كند.
اطلاعات استراتژيك (11 ژوئيه 2003) خبر مىدهد
كه حكومت بوش آماده پذيرفتن استقرار مردم در كشورهاى خاورميانه نيست. بعد از انتخابات
در اردن، انتخابات در كويت، حكومت بوش را به اين نتيجه رساندهاست كه كشورهاى اين منطقه
هنوز آمادگى لازم را براى داشتن رژيم مردم سالارى پيدا نكردهاند. در انتخابات كويت
كه در 5 ژوئيه بعمل آمد، ناسيوناليستهاى عرب و ليبرال دموكراتها كه در جبهه دموكراتيك
گرد آمده بودند، شكست سختى خوردند. تا جائى كه رهبرانشان، عبدالله نيبرى و احمد الربيع
و سميع المانيس، انتخاب نيز نشدند. خانواده حاكم بخاطر نوع حوزه بندى و ائتلاف با رؤساى
قبايل، 32 كرسى از 50 كرسى مجلس را از آن خود كردند. اسلام گرايان 17 كرسى بدست آوردند.
از ميان گرايشهاى اسلامى، اخوان المسلمين شكست خورد و تنها 3 كرسى مجلس را بدست آورد.
در عوض، سلفيه ايها نزديك به عربستان 4 كرسى و اسلام گرايان شيعه 5 كرسى بدست آوردند.
4 تن از آنها به دستگاه شيخ كويت و يكى به ايران نزديك هستند.
عامل ديگرى كه امريكا نمىتواند از آن غافل بماند،
كاهش واردات دنياى عرب از امريكاست. اطلاعات استراتژيك (11 ژوئيه) خبر مىدهد كه واردات
دنياى عرب، از 18 درصد در سال 1997 به 13 درصد در سال 2001 كاهش يافته است. اگر تحريم
و بدان، روند نزولى ادامه يابد، از حالا تا سال 2007، شركتهاى امريكائى 94 ميليارد
دلار از دست خواهند داد. گوياترين علامت، ناگزير شدن شركت كوكاكولا از تغيير محل شعبه
خويش از بحرين به ژنو، بخاطر تحريم دنياى عرب است. خودروها، فرآوردههائى كه در صنعت
نفت بكار مىروند و گندم و ذرت و فرآوردههاى الكترونيك، محصولات امريكائى هستند كه
بيشتر از همه تحريم شدهاند. تحريم فرآوردههاى امريكائى بيانگر وسعت گرفتن انزجار
از امريكاست.
اينتليجنس آن لاين (18 تا 31 ژوئيه) خبر از كوشش
حكومت بوش براى بيرون رفتن از انزوا، از راه ترك ثنويت تك محورى و ساختن پايههاى جديد
براى بازسازى عراق مىدهد:
سه ماه بعد از سقوط رژيم صدام، بازسازى عراق،
نه تك پايهاى (كه امريكا بود)، بلكه چند پايه دارد پيدا مىكند. تا اين زمان، بوش
و حكومت او از موضع فاتحى كه نياز به يارى هيچ دولتى ندارد، مىگفت و عمل مىكرد. حالا
چرا از دولتهاى ديگر تقاضا مىكند در باز سازى شركت كنند؟ زيرا محافظه كاران جديد كه
طرح حمله به عراق را، هم فردادى ترورهاى 11 سپتامبر، ريختند، وضعيت عراق بعد از جنگ
را به تصور نيز نياورده بودند. در ديد «انقلابى» آنها، عراق بعد از صدام، مسئله نبود.
بعد از هفتهها كه عراق زير باران فاجعهها است، محافظه كاران سنتى و طرفداران اتحاديه
آتلانتيك و همكارى با اروپا و اداره چند قطبى جهان، قوت گرفتهاند و قدم پيش گذاشتهاند.
و
* پايان انزواى شكوهمند!: عقاب عقابها، رامسفلد
كه دم از "امريكا به تنهائى نظم جديد را در جهان برقرار مىكند و نياز به همكارى
اروئيان و غير اروپائيان ندارد "ميزد ، اينك، در 9 ژوئيه، در كميسيون نيروهاى
مسلح امريكا سنا، مىگويد: مقدم قواى آلمان و فرانسه به عراق گرامى است. با آنكه دو
كشور واكنش سردى نسبت به اظهارات رامسفلد، نشان دادند، اما در تدارك ارسال قوا در پائيز
هستند.
و معاون رامسفلد، دوگلاس فيث گفت كه «تك محورى
كامل و سخت پاسخ رضايت بخشى به پرسش چه روشى را بايد در پيش گرفت، نيست». امريكا، در
جهان، تنها عمل نمىكند و نبايد هم تنها عمل كند. امريكا روى نماينده دبير كل سازمان
ملل متحد در عراق، براى از ميان بردن هرگونه سوء ظنى در اين باره، حساب مىكند. اين
رفتار هيچ سنخيتى با احكام محافظه كارى جديد ندارد. در عوض، با گزارش مقدماتى 363 صفحهاى
(درسهائى كه از جنگ با عراق بايد آموخت) خوانائى دارد. حكومت بوش در مىيابد كه هراندازه
حمايت بين المللى بيشتر و روند بازسازى عراق آسانتر.
در قلمرو اقتصادى، دو سازمان دولتى اصلى كه
حدود 2 ميليارد دلار قرارداد امضاء مىكنند، ديگر به روش امضاى بى مناقصه با شركتهاى
معين را عمل نمىكنند. اعلان مناقصه مىكنند. هرچند شركتهاى شركت كننده در مناقصه امريكائى
هستند، اما شركتهاى امريكائى برنده، شركتهاى ديگر انگليسى و كويتى و عراقى و... را
بكار مىگيرند. هنوز نوبت به مناقصههاى بين المللى، در قلمروهاى نفت و ارتباطات و
برق و... كه همه شركتها، از هر مليت، بتوانند در آن شركت كنند، نرسيده است. اما شركت
فرانسوى توتال خوش بين است و روند امور را اطمينان آور مىبيند.
انقلاب اسلامى: هنوز سه ماه از اشغال عراق نگذشته،
رفتار قواى اشغالگر دارد به رفتار قواى اسرائيل در فلسطين شبيه مىشود. حمله به خانهها
و كشتن ساكنان آن، بعذر جستجوى صدام حسين، با خاك يكسان كردن ويلائى كه پسران صدام
در آن پنهان بودند و به گلوله بستن حرم امام حسين (ع) در 27 ژوئيه و... و مخالف شدن
با مردم سالارى از بيم برنده شدن اسلام گرايان در انتخابات!؟ و...