بوش و بلر در «باتلاق عراق» و اميد خامنهاى و هاشمى
رفسنجانى!؟:
انقلاب اسلامى: در ايران، متنى به امضاى 390 تن
رسيدهاست. چند تن را بدين خاطر گرفتهاند كه اين متن، انتشار پيدا نكند و به خارج
نرسد. همزمان، آيةالله منتظرى متنى را منتشر كرده و در آن گفتهاست: بجاى محرمانه افراد
براى گفتگو با امريكا گسيل كردن، با مردم خود گفتگو كنيد. در حقيقت، هر دو طرف، امريكا
و ملاتاريا مىخواهند از وضعيت عراق در ايران استفاده كنند. از اين رو، اين فصل را
در چهار قسمت مىخوانيد: در قسمت اول، موقعيت بوش و بلر از رهگذر دروغ سازيشان درباب
اسلحه كشتار جمعى عراق و در قسمت دوم وضعيت در عراق و در قسمت سوم اميد رهبرى سازمان
ترور را به نيازمند شدن حكومت بوش به اين رهبرى در عراق و در قسمت چهارم اميد حكومت
بوش را به استفاده از موفقيت در عراق براى پيشبردن سياست خود در ايران را مطالعه مىكنيم:
اكثريت امريكائيان و انگليسيها برآنند كه حكومتهاى
بوش و بلر به آنها دروغ گفتهاند و بوش تقصير را بگردن سيا انداخت و سيا نيز تقصير
را پذيرفت!؟:
در 8 ژوئيه، واشنگتن پست گزارش خود را با اين اطلاع
شروع كرد: براى اولين بار، حكومت بوش پذيرفت كه پرزيدنت بوش در سخنان خويش در كنگره،
اطلاع نادرست پيرامون خريد اورانيوم از افريقا و برنامه اتمى عراق، بكار بردهاست.
كاخ سفيد از آن رو شتابان اعتراف كرد كه در
گزارش كميسيون مجلس عوام انگلستان، سئوالهاى جدى در باب اعتبار گزارش انتليجنت سرويس،
مطرح كردهاست. بوش از آن گزارش در سخنرانى خود در باره وضعيت امريكا، براى قانع كردن
كنگره و مردم امريكا به اينكه برنامه تسليحات كشتار جمعى صدام حسين براى امريكا خطرناك
است، استفاده كرده بود.
كميسيون مجلس مىپرسد معلوم نيست چرا حكومت
انگلستان «ادعاى دروغى» مبنى بر اينكه عراق مقدار قابل ملاحظهاى اورانيوم از افريقا
خريده، بكار بردهاست. سيا نيز همين پرسش را بعمل آوردهاست. اينك كاخ سفيد مىگويد
بعد از هفتهها تفحص در باره خريد اورانيوم توسط رژيم عراق، اينك به اين نتيجه رسيدهايم
كه خبر نادرست بودهاست.
با توجه به همه آنچه امروز مىدانيم، بر آنيم
كه اين اطلاع نبايد در سخنرانى 28 ژانويه رئيس جمهورى در كنگره امريكا، گنجانده مىشد.
اما در ماه مارس، سازمان انرژى اتمى امريكا
به شوراى امنيت سازمان ملل گزارش كرد كه داستان خريد اورانيوم ساختگى است. آژانس گفت
كه مدارك قلابى هستند و چنين خريدى انجام نگرفتهاست. اما حكومت بوش ترتيب اثرى به
گزارش نداد و وارد جنگ بر ضد عراق شد.
در دو مجلس نمايندگان و سنا بر سر تشكيل كميسيون
تحقيق، ميان دموكراتها وجمهوريخواهها اختلاف نظر است. اما تهديد حكومت به تشكيل كميسيون
اثر قطعى بر اعتراف كاخ سفيد داشته است.
بدنبال اعتراف كاخ سفيد، قال بالا گرفت. لوموند
(12 ژوئيه) گزارش مفصل نماينده خود را در واشنگتن گزارش كرد. نكات اصلى گزارش عبارتند
از:
* بوش تحت انتقادها و زير تهديد كنگره به تشكيل
كميسيون تحقيق، در 11 ژوئيه، تقصير را بگردن سيا انداخت. اطلاعات دروغى كه به استنادشان،
امريكا و انگلستان وارد جنگ با عراق شدهاند را سيا تهيه و در اختيار رئيس جمهورى گذاشته
است. پرزيدنت بوش ناگزير شد در همان تاريخ، در اوگاندا، توضيح بدهد و تنت، رئيس سيا
ناچار شد تقصير را بر عهده بگيرد. تنت گفت: «اين يك اشتباه بود. نخست اينكه سيا موافقت
خود را با متن سخنرانى رئيس جمهورى ابراز كردهاست. و سپس اينكه من مسئول روشهاى كار
سيا هستم و دست آخر اينكه رئيس جمهورى حق داشت متن را خوب بداند.
* اما به دنبال اعتراف كاخ سفيد، انتقادها شدت گرفتهاند.
زيرا از فوريه 2002، سيا مىدانست كه اين اطلاع دروغ بودهاست. و مدارك خريد اورانيوم
دروغهاى شاخدارى هستند.
سناتور جمهوريخواه مىگويد: «اشتباهى را مرتكب
شدهاند. تحقيقى انجام مىشود و مسئولان مجازات مىشوند.» سناتور جو ليبرمن، نامزد
رياست جمهورى مىگويد: رسانهها واقعيت را جسته و مىگويند: سيا پى درپى هشدار دادهاست
و اين هشدارها محلى براى عذرخواهى باقى نمىگذارند. روز 5 شنبه، 10 ژوئيه، سنا پيشنهاد
سناتور دموكرات ديك دوربين Durbin را تصويب كرد. بنا بر اين پيشنهاد، كميسيون مشتركى
از دو مجلس براى رسيدگى به منشاء اطلاعات دروغ و مسئولين آن، تشكيل مىشود. بازجوئيها
علنى خواهند بود. كار كميسيون مىبايد دقيق و سريع پيش رود. قرار است در هفته آينده،
پيشنهاد بطور قطعى تصويب بگردد.
اينست كه كاخ سفيد خود را مجبور مىبيند هرچه
زودتر يك مقصر پيدا كند:
* كاخ سفيد متهم است كه بقصد، كنگره و مردم امريكا
را با دروغ سازى، فريب دادهاست. بنا بر اين، ناگزير است خود را از مظان اتهام خارج
كند. در 11 ژوئيه، در افريقا، كوندولزا رايس، مشاور امنيتى بوش، گفتهاست: سيا سخنرانى
را مطالعه كردهاست. اگر مىگفت اين قسمت شامل اطلاع نادرست است، حذف شود، آن قسمت
حذف مىشد.اگر در صحت اطلاعات ترديد داشت، آنها را به رئيس جمهورى و معاونت رياست جمهورى
ارائه نمىكرد. اما واشنگتن پست مىنويسد: در سپتامبر 2002، سيا كوشيد انگليسها را
قانع كند به اين اطلاع بها ندهند.
* اين بار، سيا تقصير را برعهده گرفت اما يك ماه
پيش، ميان سيا و كاخ سفيد كشماكشى سخت روى داده بود. در 10 ژوئيه، CBS كه مأموران سيا
بعد از خواندن سخنرانى رئيس جمهورى، قيد كرده بودند كه اطلاعى كه گوياى خريد اورانيوم
است، راست نيست.
* در همان حال كه بوش تقصير را به گردن سيا انداخت،
از جورج تنت، رئيس سيا حمايت كرد. نمايندگان دو مجلس و عناصر خود سيا بر آنند كه علت،
سياسى شدن بيش از اندازه سيا و «ضعفش در برابر فشارهاى حكومت» است.
* بنظر مىرسد دموكراتها مصمم هستند و وضعيت سخت
عراق نيز به مدد آنها آمدهاست. 16 نماينده دموكرات كنگره، در نامه سرگشادهاى به بوش،
نوشتهاند: چه تضمينى وجود دارد كه تصديقهاى حكومت در باره ديگر اسلحه كشتار جمعى
عراق دروغ نباشند؟
حاصل اينكه هنوز كميسيون تحقيق امريكا تشكيل نشده
و كار خود را آغاز نكرده و در بحبوحه رسيدگى مجلس عوام به اطلاعات ساختگى، افكار عمومى
امريكا و انگليس، نظر خويش را در باره رفتار بوش و بلر اظهار كردهاند. بنا بر سنجشهاى
افكار،
* 66 در صد مردم انگلستان بر اين نظر هستند كه حكومت
بلر با اطلاعات قلابى، آنها را فريب دادهاست.
* درصد امريكائيانى كه سياست بوش را در عراق تصويب
مىكنند، از 71 درصد، به 50 درصد كاهش پذيرفتهاست. اما كسانى كه مىگويند امريكا مىبايد
قواى خود را از عراق خارج كند، 45 درصد و كسانى كه مىگويند مىبايد قواى خود را در
عراق نگاه دارد، 40 درصد هستند.
در انگلستان، رقيب محافظه كار بلر، در سنجشهاى افكار، از او پيشى گرفته
است و در امريكا، نيز، فرانكس، فرمانده امريكا در جنگ با عراق، در كنگره گفتهاست:
روزانه 25 عمليات مسلحانه بر ضد قواى امريكا بعمل مىآيند. بنظر ناظران، اگر وضع در
عراق بر همين منوال پيش برود و دموكراتها يك نامزد قوى پيدا كنند، بوش همان سرنوشت
را پيدا مىكند كه پدرش، بعد از جنگ اول با عراق، در انتخابات رياست جمهورى پيدا كرد.
اين روزها، در اروپا، مطبوعات و مقامات دولتى،
بر سر ميز شام، و ديپلماتها در وزارتخانههاى خارجه از خود مىپرسند: حكومتهاى انگليس
و امريكا چگونه مردم كشورهاى خود را به فريب قانع كردند كه چاره جز جنگ با رژيم صدام
نيست؟ چطور ما اروپائيان را قانع كردند كه اگر به جنگ رژيم صدام مىروند، دليل موجهى
براى كار خود دارند؟ چطور به تكرار دروغ گفتند و كسى برآن نشد اين دروغها را موضوع
رسيدگى كند؟ چطور حكومتهاى بوش و بلر دروغ مىساختند؟ و... و همه باور كردند صدام يك
غول است و عمل نظامى براى سرنگون كردنش واجب؟ منشور سازمان ملل را نيز زير پا گذاشتندو
سابقه بدى ايجاد كردند و با همان دروغها، اين كارها را موجه جلوه دادند.
در امريكا و انگلسستان كميسيونهاى تحقيق تشكيل
شدهاند تا روشن كنند تصميم به جنگ با عراق چگونه اتخاذ شد. اماكوشش فوق انسانى مىبايد
تا كه بتوان در ديوان سالارى دولتى نفوذ كرد، در لابى اسرائيل نفوذ كرد، در كلهها
نفوذ كرد، در... نفوذ كرد و پاسخ صحيح اين پرسش را يافت؟
چگونه
كار به جنگ رسيد؟ يك بخش مهمى از ماجرا، فرآورده رابطه امريكا با اسرائيل است. كتاب
مهم و دقيق وارن باس Bass، زير عنوان
Suuppor Any Friend، توضيح مىدهد كه همكارى بسيار
نزديك دو كشور و ريشه نفوذ امروز به ديپلماسى سالهاى 1960 باز مىگردد. در اين كتاب
توضيح مىدهد چسان دوستان اسرائيلى و امريكائى در سياست امريكا چنين نفوذ عميقى را
يافتهاند؟
گروه نيرومندى كه در حكومت بوش شكل گرفته است
مىخواست جنگ با عراق انجام پذيرد و با عزمى استوار، با مرعوب كردن مخالفان جنگ، حكومت
را بر آن داشت كه جنگ كند. دروغى ساخت كه بنا بر آن، صدام و رژيمش اسلحه كشتار جمعى
خطرناك در اختيار دارد. اين دروغ را چه دستگاهى تحت مسئوليت چه كسى ساخت؟ دروغ را در
وزارت دفاع امريكا، دفتر طرحهاى ويژه، تحت رياست آبرام شولسكى Shulsky كرده است. اين دفتر، بعد از ترورهاى 11 سپتامبر،
توسط دو تن از فعالترين اعضاى گروه، تشكيل شد. يكى پل ولفوويتس، معاون وزارت دفاع
و ديگرى دوگلاس فيث Feith، معاون سياسى وزارت دفاع.
اما اينك بوش و تمامى حكومت او مىبايد پاسخگو
باشند.