١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷١ از ٢٤ تير تا ٨ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
فشار سنگين امريكا به ايران و نقش انگلستان؟:

 

 

 انقلاب اسلامى: پل مارى دولا گرس، فرستاده ويژه لوموند ديپلماتيك  به ايران، در اين ماهنماه (ژوئيه 2003)، مقاله‏اى با عنوان "جمهورى اسلامى ايران زير فشار"، انتشار داده‏است. در اين فصل، در قسمت اول نكات اصلى اين مقاله را مى‏آوريم و در قسمت دوم نقش انگلستان را موضوع مطالعه مى‏كنيم:

 

 تهديدهاى سخت امريكا و نقش فرانسه و جاى عمليات بر ضد گروه رجوى:

 

  مسئولان ايران مى‏گويند: "از اين پس، ما در محاصره‏ايم". در تهران، از ديد همه گرايشها، جنگ عراق، محاصره ايران را كامل كرده‏است: استقرار قواى امريكا در قفقاز و در آسياى ميانه و افغانستان و پاكستان و خليج فارس، ايران را در حلقه‏اى از قواى امريكا قرار داده‏است. بنظر اين مسئولان، يكى از هدفهاى اصلى جنگ با عراق نيز محاصره ايران بوده‏است. آنها مى‏دانند كه از زمان عضو محور شر خواندن ايران، جمهورى اسلامى هدف تير بوش و حكومت او گشته است. سئوالى كه آنها پيش رو دارند اينست: چه بايد كرد؟

      پاسخ آنها، در قسمتى بزرگ، بستگى دارد به مبارزه‏هاى درونى كه تمايلهاى مختلف رژيم در گير آنند. مبارزه هائى بر وفق طرحى انجام مى‏گيرند اما تظاهرات دانشجويان كه از 10 ژوئن آغاز گشته‏اند، مى‏توانند برهمشان زنند. تا آن روز، در مبارزه‏ها، "محافظه كاران" كه بر گرد آية الله على خامنه‏اى جمع آمده‏اند با "اصلاح طلبها" كه بر محور محمد خاتمى، رئيس جمهورى، گرد آمده‏اند و جريانى كه هاشمى رفسنجانى صاحب مقام كليدى رئيس مجمع تشخيص مصلحت معرف آنست، در مبارزه بودند.

      احساس همگيشان اينست كه، در زمان كم و بيش كوتاه، بسا در ماههاى آينده و يا بعد از تجديد انتخاب بوش به رياست جمهورى، مى‏بايد به تهديدهاى امريكا پاسخ گويند. در كشورى كه در همه جا، دشمنى هرچه شديدتر به امريكا، بساط گسترده‏است، نزد هر گروه سخن هم از روياروئى و هم مذاكره است. روياروئى احترازناپذير است اما آيا مذاكره معامله هنوز ممكن است؟

     فرصت مذاكره و معامله، پس از 11 سپتامبر، پيش آمد. زمانى پيش آمد كه بوش تصميم به عمل جنگى بر ضد القاعده و رژيم طالبان در افغانستان گرفت. ايران تصميم به همكارى گرفت و با استفاده از نفوذ تعيين كننده‏اش بر شيعه هزاره و روابط پيچيده و نزديكش با تاجيكها و ازبكها، همكارى كرد.

      انتخاب همكارى با امريكا در افغانستان، از اصلاح طلبان بود. آنها مى‏خواستند به امريكا بفهمانند كه توقعات سياسى امريكا را در مى‏يابند. اين انتخاب بر وفق سياست ايران انجام گرفت چراكه ايران طالبان را عامل سلطه پاكستان بر افغانستان، آنهم در مرزهاى مشترك و در مناطق بسيار بى ثبات و حساس تلقى مى‏كردند. اصلاح طلبان اين همكارى را يك نزديكى روشمند و خردمندانه ميان ايران و امريكا مى‏دانستند. اما شرط را باختند. زيرا امريكا توقع آنها را بر نياورد.

     در دستگاه دولتى امريكا، يك جريان جانبدار برقرار كردن روابط نزديك و سودمند با ايران، وجود دارد. اما يكبار ديگر، جريان ضد نزديك شدن غلبه كرد. از ديد سران اين جريان، اصلاح طلبان مدتهاست كه ناتوانى خويش را ثابت كرده‏اند. بنا بر اين، بهتر اينست كه توافقهاى موقتى با دسته محافظه كارها بعمل آوريم چرا كه صاحب قدرت واقعى آنها هستند. ديرتر نيز مى‏توان متهمشان كرد كه مى‏خواهند به اسلحه اتمى دست يابند.

  فرصت دومى دست داد كه ايرانيان مى‏توانستند از آن، براى گفتگو و معامله با امريكا، استفاده كنند: فرصت جنگ با عراق. پيش از حمله امريكا به عراق، طى هفته‏ها، در ژنو، مذاكرات مستقيمى ميان امريكا و ايران انجام گرفتند. حاصلشان اين شد كه ايران موافق سرنگونى رژيم صدام حسين است اما مايل است كه اشغال عراق توسط قواى امريكا طولانى نشود.

     بعد توافقى، در نظر "سرى" و در عمل نه، تحت نظر واشنگتن و تهران، ميان سازمانهاى شيعه عراق كه بعضى تحت نفوذ ايران و برخى  تحت حمايت امريكا، بعمل آمد. بنا بر اين توافق، يك راهى بايد باز مى‏شد ميان ايران و مناطقى كه قواى امريكا اشغال كرده بودند. اما بعد، قواى ايران با خشونت مانع از ورود گروه وهابى به خاك ايران شد كه در شمال عراق فعاليتهاى مذهبى و سياسى خشن داشتند و امريكائيان بر اين گمان بودند كه با القاعده همكارى دارد.

     در نتيجه، رامسفلد، وزير دفاع امريكا، در علن، ايران و سوريه را تهديدهاى سخت كرد. در اينجا، گزارشگر توضيح مى‏دهد كه امريكا بر اين باور است كه ايران مى‏خواهد جمهورى اسلامى از نوع خود را در عراق مستقر كند. حال آنكه براى رهبران جمهورى اسلامى استقرار جمهورى اسلامى با حاكميت شيعى، نه تنها يك برگ برنده نيست كه يك خطر است. بسيارى مايلند دولتى با شركت همه گرايشهاى دينى و قومى، بدون تبعيض بوجود آيد. چرا كه اگر دولت شيعى تشكيل شود، كردها و سنى‏ها زير بار نمى‏روند و عراق در معرض تلاشى قرار مى‏گيرد و امريكا آن را مجوز طولانى‏تر كردن اشغال عراق مى‏كند.

    بنظر فرستاده ويژه، بعد از عراق، القاعده و تأسيسات اتمى ايران دو موضوعى هستند كه مايه نزاع امريكا با ايران بشمارند. دولاگرس پس از بررسى اين دو موضوع، به "انتخاب نظامى" مى‏رسد:

  در مسئله اتم، جاى پاى امريكا محكم است. زيرا از حمايت آژانس بين المللى انرژى اتمى و اتحاديه اروپا برخوردار است. اما دولت ايران نيز، بنوبه خود، حق دارد، در مقابل، خواستار سپردن تضمين‏ها بگردد.

      در صورتى كه مشكل حل نشود، احتمال "انتخاب نظامى"، نظير جنگ با عراق، از سوى امريكا، بسيار كم است. ايران كشور وسيعى است. قواى ايران به دو قوه، يكى ارتش و ديگرى سپاه پاسداران تقسيم شده‏است. بودجه نظامى ايران محدود است و توان نظاميشان نيز محدود است. اما شايد جز در كردستان و بلوچستان، مقاومت در برابر قواى امريكا تا بى نهايت ادامه پيدا كند.

      انتخاب ديگرى كه مى‏ماند، بمباران تأسيسات اتمى مظنون است. اما واكنش ايران به قطع رابطه با آژانس بين المللى انرژى اتمى محدود نمى‏شود. شامل ابتكارات براى بى ثبات كردن سياسى و نظامى امريكا در عراق و افغانستان و بطور غير مستقيم در پاكستان نيز مى‏شود. از اين رو،

  اگر بنا بر  پرهيز از خطر درگيرى نظامى بشود، راه حلى جز تغيير از درون نمى‏ماند. براى موفق شدن تغيير از درون، ناگزير به خواست اكثريت بزرگ مردم ايران بايد اميد بست. در اينجا، گزارشگر توضيح مى‏دهد كه اين اكثريت بزرگ از اصلاح طلبان سرخورده‏اند. در انتخابات شهرداريها به اصلاح طلبان رأى ندادند. در تهران 12 درصد رأى دهندگان رأى دادند و محافظه كاران پيروز شدند. به اصلاح طلبان رأى ندادند زيرا آنها را در برقرار كردن آزاديهاى عمومى و فردى، ناتوان ديدند. بدينسان، راه تحول از درون رژيم بسته است و ديگر اميدى به اين تحول نيست.

     جنبش دانشجوئى كه از 10 ژوئن شروع شده‏است و در مردم محله‏هاى اطراف نيز به آن پيوسته‏اند، گوياى قطع اميد از اصلاح پذيرى رژيم است. روند امور نشان خواهد داد كه اين عصيان به يك جنبش پيگير بدل مى‏شود يانه. در حال حاضر، هيچ نيروى سازمان يافته و هيچ رهبرى يا گروهى از رهبران كه تبلور احساس خستگى و بستوه آمدگى همگانى باشد، مشاهده نمى‏شود.

      رژيم ايران در مخمصه است. با وجود اين، مسئولان امريكا كه بحران ايران را اداره مى‏كنند، هيچ نبايد از ياد ببرند كه در ايران، ميهن دوستى و حتى ناسيوناليسم داده‏هاى اصلى جامعه و روح همگانى است. در اين باره، اظهارات بوش در تأييد عصيان دانشجويان تهران، خطر آن را در بردارد كه جنبش را برانگيخته از سوى امريكا بنماياند و اثرى معكوس ببار آورد. يعنى بجاى تغيير رژيم آن را تحكيم كند. و نيز، رهبران كنونى رژيم يا كسانى كه جانشين آنها خواهند شد، نبايد از ياد ببرند براى مقابله با سلطه خارجى، كه هيچيك آن را نمى‏خواهند، انسجام قدرت سياسى و جامعه تعيين كننده است.

  لوموند ديپلماتيك، در حاشيه گزارش دو لاگرس و "ازدواج ناجور شيعه‏هاى عراقى راديكال و امريكا"، توضيحى نوشته است: از سوئى ميان امريكا و جمهورى اسلامى ايران، نزاع بر نزاع افزوده مى‏شود و از سوى ديگر، پاريس دست به دستگيريهاى گسترده رهبران و اعضاى سازمان مجاهدين خلق زد. همزمان، امريكا بر فشار خود براى آنكه جامعه جهانى مخالفت خويش را با برنامه اتمى ايران ابراز كند، افزود. با وجود اين، احتمال گزينش راه حل نظامى، بخاطر پرخطر و پرهزينه بودنش از جنبه انسانى و خطر زنده كردن ناسيوناليسم قديمى ايران، بسيار كم است.

      بدينسان، لوموند ديپلماتيك، بى آنكه تصريح كند، ربطى ميان عمليات حكومت فرانسه و مسئله تأسيسات اتمى ايران مى‏بيند.

  از آن سو، شمعخانى، "وزير" دفاع گفته‏است:

     خلع سلاح "منافقين" به زيان ايران بوده‏است. چرا كه هويت آنها بر مردم ايران شناخته شده بود.

      بدين قرار، از ديد او، خلع سلاح نشدن گروه رجوى سبب مى‏شد اينهمانى اين گروه با يك فرقه خشونت طلب و... برجا بماند و البته، براى ملاتاريا نيز مفيدتر بود چرا كه هم با آنها مدار بسته ايجاد مى‏كرد و هم  همواره اين بهانه را داشت كه امريكا در مبارزه با تروريسم جدى نيست و خود تروريست پرور است و حق ندارد رژيم ملاتاريا را تروريست پرور بخواند. بخصوص كه ژنرال جون ابوزيد جانشين ژنرال فرانكس، در فرماندهى قواى امريكا در خليج فارس و عراق شده‏است و اگر راست باشد او موافقت كرده است گروه رجوى پايگاهها و دست كم اسلحه سبك خود را حفظ كند و افرادش توسط مربيان امريكائى تعليم ببينند، وضعيت جديدى بوجود مى‏آيد. هرچند، در ايران، نظر بر اينست كه بر فرض وجود چنين موافقتى نيز، فرماندهى قواى امريكا و حاكم امريكائى عراق ناگزير هستند، آن را ناديده بگيرند و بنوبه خود، اين گروه را وجه المصالحه كنند تا مگر همكارى لازم ايران را در عراق بدست آورند.

      بارى، با آنكه، سه اطلاع و اقدام مهم، يكى اظهار رسمى در باره شناسائى شدن اعضاى القاعده در ايران و ديگرى قول پوتين كه خاتمى به او گفته است ايران پروتكل الحاقى را امضاء خواهد كرد و سومى، اظهارات محمد باقر حكيم در نماز جمعه نجف، در 27 ژوئن كه بر ضد امريكائيان و انگليسيها خشونت بكار نبريد، علامتهاى گويا هستند بر اينكه، عمل حكومت فرانسه بر ضد گروه رجوى، بى پاداش نمانده‏است. افزون بر اين، از سوئى، رژيم ملاتاريا در موقعيتى نيست كه بتواند پيوستن اروپا و روسيه را به موضع امريكا تحمل كند. و از سوى ديگر، فرانسه و ديگر كشورهاى اروپائى مى‏دانند كه در عراق، دست امريكا زير سنگ است و بوش ديگر در موقعيت الدرم و بولدورم نيست. پيشنهاد تشكيل نيروى بين المللى، از سوى رامسفلد، نوعى اعتراف به شكست استراتژى مبتنى بر تك محورى (امريكا محور فعال و بقيه جهان محور فعل‏پذير) است. نتيجه اينكه اروپا فرصتى را بدست آورده‏است براى قرار گرفتن در درون رابطه رژيم با غرب. جز اينكه، انگلستان مى‏تواند رقيب قوى فرانسه باشد و ميوه رسيده را بچيند. بخصوص كه‏

  در 2 ژوئيه، دادگاه قرار آزادى مريم رجوى و 10 تن ديگر را، به قيد وثيقه، صادر كرد. در 2 و 3 ژوئيه، زندانيان آزاد شدند. در 3 ژوئيه، حزب سوسياليست فرانسه از حكومت خواست توضيح دهد چه اطلاعاتى سبب شدند عملياتى را انجام دهد كه به شكست كامل انجاميدند؟ لوموند (3 ژوئيه) برآنست كه حكومت فرانسه و قضاى ضد ترور، در مشكل افتاده‏اند.

 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر