|
عراق: فريبها، دروغها و جنايتها:
انقلاب اسلامى: لوموند ديپلماتيك (مه 2003) مقالههاى متعددى به جنگ امريكا با عراق اختصاص دادهاست. در قسمت اول، از مقالهاى به قلم آلن گرش، زير عنوان "جنايتها و دروغهاى يك "آزاد سازى""، داده هائى را نقل مىكنيم كه چهره واقعى "مردم سالارى" را كه امريكا مىخواهد به مردم عراق "اهدا" كند، نشان مىدهند. در قسمت دوم، اطلاعهاى ديگرى را مىخوانيد كه پاسخى هستند به سقوط بغداد و فروپاشى رژيم صدام:
آلن گرش: دروغها و جنايتها بنام آزاد كردن عراق و آسودن امريكا از اسلحه كشتار جمعى عراق:
جنايتها:
هيچكس ترديد نداشت كه قشون فرسوده عراق نمىتواند از پس قشون امريكا برآيد. بودجه نظامى امريكا برابر 45 درصد بودجه نظامى تمامى جهان است و بودجه عراق 2 هزارم بودجه نظامى امريكاست. عراق در محاصره اقتصادى بوده و توسط سازمان ملل متحد خلع سلاح شدهبود. بنا بر اين، امريكا و انگليس نيزنيازى نداشتند جنايتهاى جنگى را جانشين جنگ كنند:
* در ازاى 125 سرباز امريكائى و 30 سرباز انگليسى، شمار سربازان عراقى كه كشته شدهاند، سر به دهها هزار نفر مىزند. تنها، در يك روز، در بغداد، 2تا 3 هزار نفر كشته شدهاند.
* نايب سرهنگ رودى رادكليف جنايت جنگى، در نجف، را اينسان شرح مىكند: مجاهدان عراقى از يك كارخانه خارج مىشدند، موج بعد از موج بسوى قواى ما مىآمدند و همه كشته مىشدند. فرمانده گفت: "اين درست نيست. ديوانگى است. با پشتيبانى نيروى هوائى ساختمانى درهم فرو كوبيم و همه را يكجا و يكبار بكشيم."
يك سرباز امريكائى در باره اين كشتار، مىگويد: "من خود را تقريباً مسئول كشتار مىدانم. يك انبوهى از انسانها را قربانى كرديم. و از خود مىپرسم چه تعداد از آنها بى گناه بودند. اين پيروزى غرور نمىآورد. ما پيروز شديم اما به چه قيمتى!"
در 1898، قواى انگليس و متحدان مصريشان، در سودان، مردمى كه جرأت عصيان بر ضد انگلستان كرده بودند را كشتار كردند و 11 هزار تن از آنها را در يك روز كشتند. با اين تفاوت كه چون اين بار، نگفتند براى آزاد كردن آن مردم قشون كشيدهاند و مردم سالارى به ارمغان آوردهاند.
* صدام اسلحه شيميائى بكار نبرد اما امريكا اسلحه اتمى (اورانيوم فقير شده) كه دهها سال مردم عراق قربانى اثراتشان مىمانند و بمبهاى خوشهاى، در مناطق شهرى بكار برد. تفنگداران دريائى امريكا قيافه عبوس "تمدن" را نشان دادند.
* روزنامه نگارى كه اجازه يافته بود قشون امريكا را همراهى كند، مشاهدات خود را از جنايتهاى جنگى امريكائيان اينطور شرح مىكند:
"من كشتن 15 غير نظامى را در دو روز، بچشم ديدم. من به اندازه كافى جنگ را مىشناسم كه بدانم جنگ كثيف است و غيرنظاميان قربانيان اول آن هستند. اما اينطور كشتن، عبث است. عبث نيست جنايت جنگى است."
* تصاوير سخت گويا هستند: در آن حال كه تفنگداران دريائى ساختمان وزارت نفت را پاسدارى مىكردند، 30 وزارتخانه به غارت گران سپرده شدند. تا نه تنها غارت كه از روى قرار و قاعده به آتش كشيده شوند. غارت، آنهم غارت بيمارستانها زير نگاه بى تفاوت سربازان امريكائى، غارت، آنهم غارت موزه ملى بغداد و موصل، زير نگاه بى تفاوت سربازان امريكائى، آتش زدن كتابخانه ملى و كتاب خانه "قرآنى"، گنجينههاى فرهنگ عراق و جهان، زير نگاه بى تفاوت سربازان عراقى، جنايت بر ضد بشريت است. در باره غارت و نقش امريكائيان در آن، شاكر عزيز، استاد دانشگاه بغداد، اينسان شهادت مىدهد:
"من به چشمان خود دستههاى سرباز امريكائى را ديدم كه عراقهاى را به غارت كردن و آتش زدن دانشگاه فنى بر مىانگيختند. چه مقاصد ژئوپليتيك جنونآميزى! چه فرهنك نفرتى از هرآنچه عرب و مسلمان است! چه حرصى به نفت و قراردادهاى بازسازى پرسود امريكائيان را به اين جنون ويران گرى مبتلى كردهاست!"
چند تانك كافى بود كه گنجينه فرهنگى انسانيت حفظ شود، همان اندازه تانك كه در بستن ميدان و بر پا كردن نمايش پائين كشيدن مجسمه صدام بكار رفت، كافى بود دارائى فرهنگى انسانيت را حفظ كند...
دروغها:
* طى ماهها، امريكا و انگلستان، همه روز، خطر اسلحه كشتار جمعى عراق را دست آويز توجيه جنگ با عراق كردند. سندهاى قلابى ساختند. بوش در سخنرانى 28 ژانويه خود، در كنگره امريكا، گفت: عراق 500 تن اكسيد اورانيوم از نيجريه خريدهاست كه بكار ساختن اسلحه اتمى مىآيد. كلين پاول - امروز مىگويد ما هيچگاه نگفتيم صدام سلاح اتمى دارد بلكه گفتيم مىتواند بسازد! - مدارك مجهز بودن عراق به اسلحه كشتار جمعى را در اختيار سازمان ملل گذاشت. رسانههاى گروهى امريكا چنان تبليغاتى براه انداختند كه در روزهاى پيش از شروع جنگ، 40 درصد مردم امريكا متقاعد شده بودند كه بغداد اسلحه اتمى دارد...
و همان امريكا كه از بازرسان سازمان ملل مىخواست شتابان اسلحه كشتار جمعى عراق را بيابند، اينك، با وجود آنكه الغاى قانونى مجازاتها نيازمند ارائه گزارش از سوى بازرسان سازمان ملل است، مانع از بازگشت آنها و جستجوى اين اسلحه است. از قرار، مىبايد يكبار ديگر دست بدامان تونى بلر، نخست وزير انگلستان بشود تا او با جعل چند مدرك ديگر، وجود اين اسلحه را در عراق، ثابت كند!
* باز بوش و حكومت او تكرار مىكردند كه صدام و بن لادن با يكديگر همكارى دارند. تبليغات رسانههاى گروهى 45 درصد مردم امريكا را متقاعد كرده بود كه شمارى از تروريستهاى 11 سپتامبر عراقى بودهاند و صدام خود در آن ترورها دخالت مستقيم داشته است. اين نظر سنجيها معلوم مىكند كه در يك جامعه باز نيز، فريفتارى حاكمان با دستيارى رسانههاى بزرگ مىتواند جريان اطلاع و انديشه را خالى از محتوى و مردم سالارى را ميان تهى بگرداند.
با وجود اين، درخور يادآورى است كه بن لادن و صدام در يك چيز مشترك هستند و آن اينكه، هر دو در گذشته متحد استراتژيك امريكا بودهاند. نقش بن لادن در جنگ افغانستان و ارتباطش با سيا بر كسى پوشيده نيست. نحستين تماس صدام به سيا، در قاهره، در سالهاى 1960، بهنگامى بود كه صدام به اين شهر گريخته بود. در فوريه 1963، بر ضد رژيم مترقى عبدالكريم قاسم كودتائى روى داد. صدام به بغداد بازگشت و شخصاً دستگيريها، شكنجه دادنها و كشتنها را تصدى كرد. بدينسان بود كه طبق ليستى كه سيا تهيه كرده بود، هزاران دموكرات و كمونيست كشته شدند. بهمان ترتيب كه در آندونزى، در 1965، نظاميان كودتا كردند و 500 هزار تن را كشتند...
* بوش و دستگاه او، فراوان از بازسازى عراق سخن گفتند. اينطور وانمود مىكردند كه گويا امريكا هزينه بازسازى را مىپردازد. كنگره يك بودجه 4/2 ميليارد دلارى امضاء كرد كه 7/1 ميليارد دلارش از محل وجوه عراق پرداخت مىشود كه در 1990، توسط حكومت امريكا توقيف شدهاست.
* طرحهاى باز سازى تهيه شدهاند و قراردادها به شركتهائى كه بستگى مستقيم با حكومت دارند، امضاء مىشوند... شركت نفتى هالى برتون كه ديگ چنى تا رسيدن به مقام معاونت رياست جمهورى، رئيس آن بود، كار خاموش كردن چاههاى نفت را تصدى كرد. گروه بشتل Bechtel كه شولتز، وزير خارجه اسبق مدير عامل آن و از نزديكان خانواده بوش است، قراردادى بملبغ 680 ميليون دلار امضاء كردهاست. اتحاديه اروپا برآنست كه از سازمان تجارت جهانى بخواهد در باره انطباق اين قراردادها با مقررات اين سازمان تحقيق كنند.
حكومت بوش به امضاى اين قراردادها نياز دارد چرا كه انتخابات رياست جمهورى نزديك است و تبليغات بسود بوش هزينه بر مىدارد.
بغداد قلب دنياى ذهنى عرب است. مظهر بزرگى گذشته، پايتخت بزرگترين امپراطورى مسلمان، امپراطورى عباسيان در فاصله قرن 8 تا قرن 13 ميلادى است. اين شهر، مركز رنسانس عرب در قرن بيستم نيز هست. راندن استعمارگران انگليسى و سپس عمال آنها در 1958، ملى كردن صنعت نفت عراق در 1972 .
ابن اثير تصرف بغداد در 1258 توسط مغولهاى "بربر" و آنچه بر اين شهر، از كشتار و غارت گذشت... و كتابخانه هايش كه به آتش كشيده شدند و به دجله ريخته شدند، آب دجله سياه شد را شرح كردهاست. انحطاط دنياى مسلمان اينسان آغاز شد.
بسا، يك دهه ديگر، تاريخدانى در باره سقوط بغداد در 2003، چون ابن اثير، بنويسد:
"سالها من از گزارش كردن اين رويداد، خود دارى كردم. حجم عظيم آن را درنظر مجسم مىكردم و از گزارش كردن منزجر مىشدم. يك قدم پيش نگذاشته واپس مىكشيدم. زيرا كجاست آن انسان كه بتواند آسوده خاطر مرگ اسلام و مسلمانان را شرح كند."
انقلاب اسلامى: در جاى جاى عراق، گورهاى دستجمعى كشف مىشوند. دربهاى زندانهاى صدام باز شدهاند اما زندانيان نيستند. خانوادههاى قربانيان بيهوده گمان مىكردهاند بستگانشان در زندان هستند. آنها كشته و به گور سپرده شده بودهاند. از جمله، 180 روحانى توسط رژيم صدام كشته شدهاند.
بناى بر ادعاى مقامات امريكائى، گورهاى دستجمعى، مربوط مىشوند به قيام سال 1991 و كشتار قيام كنندگان. اما آيا امريكائيان مىپذيرند كه در مسئوليت آن جنايت شريك هستند؟
دانستنى است كه ژنرال پاول كه آن زمان رئيس ستاد ارتش بود، در پاسخ آنها كه مىگفتند: چرا قواى امريكا تا بغداد نرفتند و رژيم صدام را ساقط نكردند، چرا از قيام مردم عراق حمايت نكرد؟ نوشت:
"آن جفرسونى كه با سقوط صدام و رژيم او، مىبايد در عراق زمامدار مىشد و مردم سالارى را مستقر مىكرد، كجا بود؟"
به قول لوموند ديپلماتيك، امروز، آن جفرسون كجاست؟ امريكا جز چلبى كه بخاطر كلاه بردارى به 22 سال زندان محكوم است، چه كسى را دارد؟
|
|