١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در شماره ٥٦٤ از ١۰ تا ٢٤ فروردين


سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
سناريوهاى تغيير رژيم صدام و مشكلى كه هنوز امريكا آن را حل نكرده‏است:

روزنامه كريستين ساينس مونيتور (21 مارس) مقاله مفصلى به مشكل تغيير رژيم در عراق اختصاص داده‏است. نكات مهم آن عبارتند از
* يكى از سناريوهايى كه حكومت بوش فرض كرده، اينست:
بغداد تصرف مى‏شود اما صدام و دو پسر او پيدا نمى‏شوند. بنا بر اين، فرض، از چه زمان مى‏توان گفت رژيم صدام ساقط شده‏است و رژيمى را جانشين آن كرد؟ ژنرال ريچارد ماير مى‏گويد: از زمانى كه صدام منزوى شده و مهار خويش را بر كشور از دست مى‏دهد، رژيم او ساقط شده‏است. اما آيا مردم امريكا و مردم عراق اين اندازه را كافى مى‏دانند براى پذيرفتن پايان رژيم صدام؟
* تحليل گرانى كه عميق‏تر در مسئله تأمل كرده‏اند، مى‏گويند تغيير رژيم دو مرحله دارد:

- مرحله اول كشتن يا دستگير كردن رئيس جمهورى عراق و دو پسر و همكاران نزديك او است.

- مرحله دوم جانشين كردن يك حكومت دموكراتيك است. مرحله دوم بسيار سخت‏تر است و زمان طولانى مى‏طلبد. ارتش امريكا مى‏تواند بگويد پيروز شده‏است وقتى به سه هدف برسد:

1 - وقتى صدام حسين نتواند اعمال قدرت كند،
2 - وقتى مقاومت نظامى سازمان يافته پايان مى‏پذيرد. و
3 - وقتى واحدهاى ارتشهاى امريكا و انگلستان بتواند بدون مزاحمت در سرتاسر عراق رفت و آمد كنند. وزارت دفاع امريكا براى مرحله اول، حداكثر سه هفته وقت در نظر گرفته است. بنا بر اين زمان بندى، نابودى تجهيزات گارد جمهورى، مى‏بايد ظرف 3 روز به انجام رسد.
* سناريو دوم اينست: اگر يكى از ژنرالها كودتا كند و بگويد آمادگى كامل دارد قطعنامه سازمان ملل را اجرا كند، امريكا و انگلستان در موقعيت سختى قرار مى‏گيرند. زيرا چگونه بتوانند بگويند با وجود اين، همچنان به جنگ ادامه مى‏دهند؟ انقلاب اسلامى: احتمال مى‏رود استقرار مردم سالارى در عراق، براى آن بوده‏است كه بتوانند بگويند رژيم كودتا را نمى‏پذيرند و...
* سناريو سوم اينست كه صدام و فرزندان و همكاران او خنثى شده‏اند. حال با حزب بعث چه بايد كرد؟ چگونه رژيمى مى‏بايد جانشين شود؟ "بعثى زدائى" ضرور مى‏شود. اما در اين "بعثى زدائى تا كجا بايد رفت؟ زيرا وزارتخانه‏ها مى‏بايد بتوانند بكار افتند و كشور را اداره كنند. اما مشكل تنها بكار افتادن وزارتخانه‏ها نيست. سه عامل كرد و شيعه و سنى هم وجود دارند. هنوز امريكا نمى‏داند با اين سه عامل چه كند؟ انقلاب اسلامى: به قول اسكات رايتر، صاحب كتاب "جنگ با عراق، آنچه گروه بوش نمى‏گويند"، امريكا نمى‏تواند با مردم سالارى در عراق موافقت كند. زيرا بنا بر مردم سالارى، اكثريت بايد حكومت كند و 60 درصد مردم عراق شيعه هستند. آيا امريكا حاضر است دولت عراق را به شيعه بسپارد؟ بهررو، آنچه مسلم است، امريكا مجبور است چهره دولت را در عراق تغيير دهد و اين تغيير با خون ريزى همراه خواهد شد:
* حزب بعث عراق 5/1 ميليون عضو دارد. از اين عده، 25000 عضو كامل هستند. يعنى حداقل 12 سال سابقه فعاليت در حزب بعث دارند. بنا بر اين، هر عضو كامل، مظنون است و بايد پاكسازى شود.
* در وزارتخانه‏هاى دفاع و اطلاعات و آموزش و پرورش و كشور، در پاكسازى، مى‏بايد بسيار دورتر رفت. بنا بر اين، اطمينانى كه به قشر ميانه در دستگاه ادارى و خارج از آن داده مى‏شود، وفا كردنى نيست و "بعثى زدائى" مسالمت‏آميز انجام نخواهد شد.
* دكتر تومسون مى‏گويد: ديدگاه اول امريكا اين بود كه رژيم صدام حسين، اساساً، در رأس آن خلاصه مى‏شود. بنا بر اين، "بعثى زدائى" با حذف سران مؤثر حزب بعث به انجام مى‏رسد. حكومت بوش ناگزير است چنين بپندارد. زيرا به قول يك مقام اين حكومت، اگر بخواهد در "بعثى زدائى" دورتر برود، غير از خون ريزى، عراق غير قابل اداره خواهد شد. اما مخالفان رژيم صدام مى‏گويند: به امريكا مربوط نيست كه عفو بدهد يا ندهد. حاكميت ملى مى‏تواند عفو بدهد يا ندهد. آنها خواستار پاكسازى جدى‏ترى هستند. تغيير رژيم در پاكسازى گروهى از حاكمان و مأموران آنها به انجام نمى‏رسد. تغيير ساخت دولت و انتقال حاكميت به مردم و منتخب مردم شدن و ساخت مردم سالار پيدا كردن دولت مى‏بايد.
* با توجه به اينكه نفراتى كه ستون فقرات رژيم و قدرت شخصى صدام را تشكيل مى‏دهند، 500 هزار تن هستند، "بعثى زدائى" به پاكسازى اعضاى كامل حزب بعث محدود نخواهد شد و... اما كريستيان مونتيور مى‏گويد: اما هيچكس نمى‏داند چه وقت انتخابات آزاد ميسر و انجام مى‏شود. اطلاعات استراتژيك (14 مارس) خبر مى‏دهد كه پيش از جنگ، مشكل اصلى حكومت بوش نه قشون كشى كه بعد از صدام بود. از جمله هشدارهائى كه بوش و حكومت او نمى‏توانند ناشنيده بگيرند، يكى هشدار بوش پدر است. او هشدار داده‏است كه 1 - فكر هزينه عمليات را بكنيد و 2 - مسئله دومى كه بايد فكرش را كرد، اپوزيسيون عراقى رژيم بعث است. بخصوص سازمانهاى شيعه وابسته به ايران. از سوئى اين سازمانها و نيز ديگر مخالفان با حكومت مستقيم ارتش امريكا بر عراق مخالفند و از سوى ديگر، حكومت بوش حاضر نيست به سازمانهاى شيعه اجازه بدهد مسلحانه وارد عمل شوند. و 3 - مسئله سومى كه مى‏بايد حكومت بوش از نظر دور ندارد، خلع سلاح گروههاى مسلح بعد از سقوط رژيم صدام است. اين مسئله بخصوص در كردستان كارى بس مشكل است. آنها زير بار تحويل اسلحه به ارتش تركيه نمى‏روند و بر فرض كه دولتى دست نشانده ارتش امريكا در بغداد تشكيل شود، اسلحه خود را تحويل اين دولت نيز نخواهند داد. اگر آنها مسلح بمانند، خلع سلاح سازمانهاى ديگر نيز شدنى نيست. و 4 - مسئله چهارمى كه حكومت بوش مى‏بايد حل كند اينست كه اقليت سنى تا اين زمان بر عراق حاكم بوده‏است. اگر بخواهد تفوق خود را حفظ كند، با اكثريت شيعه و كردها مشكل بوجود مى‏آيد و اگر نه، امريكا با مشكل در عراق و كشورهاى عرب همسايه روبرو مى‏شود. و 5 - بالاخره مشكل پنجمى كه حكومت بوش مى‏بايد حل كند، مدت اشغال عراق و شمار قوائى است كه مى‏بايد در عراق نگاه دارد. انقلاب اسلامى: غير از مشكلش با سازمان ملل و اروپا و دنياى عرب و دنياى اسلامى و وجدان جهانى.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر