١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
امريكا و شيعه عراق؟ قتل دو فرزند صدام و رابطه با سنى‏ها؟ رابطه با «ايران»:

 

 

 انقلاب اسلامى: در نماز جمعه 25 ژوئيه نجف، مقتدا صدر خواستار انحلال شوراى حكومت و نيز تخليه نجف از قواى امريكائى شد. گرايش شيعه عراق به خشونت بر ضد قواى امريكا، مشكل بوش و حكومت او را صد چندان مى‏كند. از اين رو، شيعه عراق و رفتارش، موضوع اول طرف توجه مطبوعات امريكا است. در قسمت اول، از قول اين مطبوعات، موقعيت و رفتار شيعه عراق و رابطه حكومت بوش با شيعه امريكا را مطالعه مى‏كنيم. در قسمت دوم، گزارش كنگره امريكا در باره 11 سپتامبر و «درام بوش» يا پى آمدهاى دروغ سازى دستگاه بوش را مطالعه مى‏كنيم.

    در اين ميان، قواى امريكا دو فرزند صدام را كشتند و عكسهاى دو مقتول را انتشار دادند و اجساد آنها را نيز به نمايش، خاص روزنامه نگاران، گذاشتند. با وجود اين، حمله‏ها به قواى امريكا ادامه يافتند. اين بار حكومت بوش مى‏گويد: اگر صدام را دستگير كند يا بكشد، جنبش مسلحانه ضد امريكائى پايان مى‏يابد. آيا راست مى‏انگارد؟ در قسمت سوم پاسخ اين پرسش را مى‏جوئيم و در قسمت چهارم، اطلاعاتى گوياى رابطه امريكا با ايران و سوريه و عربستان را، از جمله در رابطه با عراق، مى‏آوريم:

 

 علائم گرايش شيعه عراق به مخالفت با حضور امريكا در عراق و اگر مخالفت تا جنبش مسلحانه پيش رود؟:

 

  كريستين ساينس مونيتور (21 ژوئيه) گزارش فرستاده خود به عراق را انتشار داده‏است. گزارش با نماز جمعه (19 ژوئيه)، در مسجد كوفه، به امامت مقتدا صدر شروع مى‏شود. طرفداران صدر مى‏گويند امريكا قواى خويش را مأمور محاصره خانه او كرده‏اند. واكنش سريع و وسيع بود: 10 هزار تن از طرفداران خشمگين صدر در خيابانهاى نجف دست به تظاهرات بر ضد امريكا زدند. از ديد بسيارى از شيعه‏ها، مقتدا صدر نماد نارضائى آنها از باقى ماندن امريكائيان، بعد از جنگ، در عراق است.

      شيعه عراق از حضور قواى امريكا در خاك كشورشان راضى نيست. اما حالت انتظار به خود گرفته است ببيند امريكا چه مى‏كند و وضعيت آنها و كشورشان چه خواهد شد. اما اين انتظار ميان روحانيان شيعه دوئيت و ميان شيعه عراق اختلاف برانگيخته است. علائم حاكى از آنند كه در حال حاضر، آراى ميانه روها غلبه دارند. رهبران روحانى كه نقش كليدى دارند نيز بر ميانه روى رأى داده‏اند. نتيجه اينست كه بيشترين حمله‏هاى مسلحانه به قواى امريكا و انگليس را سنيهاى وفادار به صدام مى‏كنند. آنها روزانه 25 حمله به قواى امريكا مى‏كنند.

      در وضعيت كنونى، نقش شيعه عراق تعيين كننده‏است. اگر با برنامه امريكا موافقت كند، نقشش در تثبيت وضعيت عراق تعيين كننده مى‏شود.

      صدر، در مصاحبه، گفته است: «هيچكس به امريكائيها خوشبين نيست». افسر مأمور امور غير نظامى، توم لاشانس مى‏گويد: ما هيچ مسئله‏اى با صدر و هيچ گروه اسلامى ديگر نداريم. من مى‏دانم كه آنها مى‏خواهند ما برويم. اما ما حالا عراق را تخليه كنيم، خلائى واقعى بوجود مى‏آيد.

       هرچند صدر مى‏خواهد ميان مسجد و دولت ارتباط برقرار كنند و الگوى ايران را در سر دارد، اما اكثريت بزرگ روحانيان شيعه، هر چند خواستار آن نيستند كه رژيمى چون رژيم ايران در عراق تشكيل شود و تنها مى‏خواهند دولت سكولار اسلام را محترم بشمرد، اما جملگى خواستار آنند كه امريكا عراق را بلادرنگ ترك كند.

       با وجود محبوبيت صدر، تحليل گران برآنند كه بيشتر شيعيان عراق برآنند كه پيروى از ديدگاههاى صدر شيعه را به وادى مرگ راه مى‏برد. نتيجه اينست كه اكثريت بزرگ شيعه از آية الله سيستانى، رئيس مذهبى عراق، و محمد باقر حكيم پيروى مى‏كنند. اين دو موافق كار با امريكا هستند بشرط آنكه به تخليه خاك عراق بيانجامد.

      در گفتگوى خصوصى، همكاران حكيم در سخن گفتن از اختلافات شيعه‏ها، دورتر مى‏روند. مى‏گويند: آنها مى‏دانند چگونه با امريكائيها تا كنند. چگونه اكثريت شيعه را به يك قدرت سياسى واقعى بدل كنند و چگونه ميان دين و سياست، توزان بر قرار كنند. آنها همچنين از بهترين روش براى رسيدن به يك دولت اسلامى و يا دولتى عميقاً اسلام را محترم بشمارد، سخن مى‏گويند.

      با كنايه زدن به صدر، مى‏گويند: آنها كه مى‏خواهند ما با امريكائيها در گير شويم، برخطا هستند و اگر خود درگير شوند، تنها خواهند ماند. زيرا كسى از آنها پيروى نخواهد كرد.

      آيةالله حائرى كه از سخت خطان و در قم است، با خط صدر موافق است. يك ناظر شيعه در كربلا مى‏گويد: صدر و همكاران او مى‏خواهند جلو باشند و خود را رهبران ملت عراق مى‏شمارند. آنها در پى تكرار تجربه ايران و حزب الله هستند كه كارى براى لبنان كرد. اما عراقيها نمى‏خواهند يك ديكتاتورى را با ديكتاتورى ديگرى جانشين كنند. بيشترين شيعه‏ها خواستار استقرار مردم سالارى، به روش مسالمت‏آميز، در عراق هستند.

  اما در جمعه 26 ژوئيه، شركت كنندگان در نمازجمعه به امامت صدر، 100 هزار تن شدند. واشنگتن پست همان تاريخ در باب مخالفت او با ادامه اشغال عراق و شوراى حكومتى كه پل برمر تشكيل داده‏است، نوشت: او در حضور دهها هزار تن خواستار خروج قواى امريكا از نجف و انحلال شوراى حكومتى عراق شد.

      مقتدا صدر، 30 ساله، از آمريت روحانيان عالى مقام برخوردار نيست اما در جمعيتهاى تظاهر كننده در خيابانهاى بغداد و ديگر شهرها را رهبرى مى‏كند. طى يك هفته، دو نوبت، او با حضور قواى امريكا در عراق، مخالفت كرد. او هنوز دعوت به جهاد بر ضد قواى امريكا نكرده‏است اما اگر چنين كند، بدون ترديد خشونت ببار مى‏آيد. اما همچنان دعوت به تشكيل يك ارتش اسلامى براى مقاومت در برابر «استسلام و تحقير و اشغال كشور» مى‏كند و مى‏گويد هزاران تن دواطلب شركت در اين ارتش هستند. مأموريت چنين ارتشى اخراج امريكائيها و دفاع از شهرهاى عراق است.

      به آنها كه مى‏گويند ما نمى‏توانيم قواى اشغالگر را از نجف برانيم، من مى‏گويم: مى‏توانيم. ما مى‏بايد به سلطه امريكا بر كشور خود پايان بدهيم.

      مقامات امريكا صدر و سخنان او را ناديده مى‏گيرند و برآنند كه صداى ناموافقى است كه در ميان صداهاى موافق، شنيده نيز نمى‏شود. حال آنكه زبان مقابله با امريكا كه بكار مى‏برد و حضور دهها هزار تن در هر نماز جمعه، مشكل بالقوه‏اى براى امريكا است. با ناديده گرفتن او، اين خطر وجود دارد كه با تبليغ بر ضد امريكا، منزلتشان، بمثابه كسانى كه قربانى سركوب امريكا هستند، افزايش يابد.

     صدر مى‏گويد اكثريت بزرگ حوزه نجف با شوراى حكومتى مخالف است. صدر امريكا را متهم مى‏كند كه قصد دارد آينده عراق را تباه بگرداند و «افكار منحط غرب و فحشاء» را در عراق رواج دهد. آنكه ثبات عراق را نمى‏خواهد، امريكاست. زيرا بى ثباتى امكان مى‏دهد اشغال عراق طولانى‏تر شود. چه نوع ثباتى را امريكائيها در سر دارند؟ ثباتى كه به زور و يا از راه حاكم كردن دست نشانگان خود بر عراق برقرار شود؟ اين ثبات نيست بى ثباتى است.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر