انقلاب اسلامى: در نماز جمعه 25 ژوئيه نجف، مقتدا
صدر خواستار انحلال شوراى حكومت و نيز تخليه نجف از قواى امريكائى شد. گرايش شيعه عراق
به خشونت بر ضد قواى امريكا، مشكل بوش و حكومت او را صد چندان مىكند. از اين رو، شيعه
عراق و رفتارش، موضوع اول طرف توجه مطبوعات امريكا است. در قسمت اول، از قول اين مطبوعات،
موقعيت و رفتار شيعه عراق و رابطه حكومت بوش با شيعه امريكا را مطالعه مىكنيم. در
قسمت دوم، گزارش كنگره امريكا در باره 11 سپتامبر و «درام بوش» يا پى آمدهاى دروغ سازى
دستگاه بوش را مطالعه مىكنيم.
در اين ميان، قواى امريكا دو فرزند صدام را كشتند
و عكسهاى دو مقتول را انتشار دادند و اجساد آنها را نيز به نمايش، خاص روزنامه نگاران،
گذاشتند. با وجود اين، حملهها به قواى امريكا ادامه يافتند. اين بار حكومت بوش مىگويد:
اگر صدام را دستگير كند يا بكشد، جنبش مسلحانه ضد امريكائى پايان مىيابد. آيا راست
مىانگارد؟ در قسمت سوم پاسخ اين پرسش را مىجوئيم و در قسمت چهارم، اطلاعاتى گوياى
رابطه امريكا با ايران و سوريه و عربستان را، از جمله در رابطه با عراق، مىآوريم:
علائم گرايش شيعه عراق به مخالفت با حضور امريكا
در عراق و اگر مخالفت تا جنبش مسلحانه پيش رود؟:
كريستين ساينس مونيتور (21 ژوئيه) گزارش فرستاده
خود به عراق را انتشار دادهاست. گزارش با نماز جمعه (19 ژوئيه)، در مسجد كوفه، به
امامت مقتدا صدر شروع مىشود. طرفداران صدر مىگويند امريكا قواى خويش را مأمور محاصره
خانه او كردهاند. واكنش سريع و وسيع بود: 10 هزار تن از طرفداران خشمگين صدر در خيابانهاى
نجف دست به تظاهرات بر ضد امريكا زدند. از ديد بسيارى از شيعهها، مقتدا صدر نماد نارضائى
آنها از باقى ماندن امريكائيان، بعد از جنگ، در عراق است.
شيعه عراق از حضور قواى امريكا در خاك كشورشان
راضى نيست. اما حالت انتظار به خود گرفته است ببيند امريكا چه مىكند و وضعيت آنها
و كشورشان چه خواهد شد. اما اين انتظار ميان روحانيان شيعه دوئيت و ميان شيعه عراق
اختلاف برانگيخته است. علائم حاكى از آنند كه در حال حاضر، آراى ميانه روها غلبه دارند.
رهبران روحانى كه نقش كليدى دارند نيز بر ميانه روى رأى دادهاند. نتيجه اينست كه بيشترين
حملههاى مسلحانه به قواى امريكا و انگليس را سنيهاى وفادار به صدام مىكنند. آنها
روزانه 25 حمله به قواى امريكا مىكنند.
در وضعيت كنونى، نقش شيعه عراق تعيين كنندهاست.
اگر با برنامه امريكا موافقت كند، نقشش در تثبيت وضعيت عراق تعيين كننده مىشود.
صدر، در مصاحبه، گفته است: «هيچكس به امريكائيها
خوشبين نيست». افسر مأمور امور غير نظامى، توم لاشانس مىگويد: ما هيچ مسئلهاى با
صدر و هيچ گروه اسلامى ديگر نداريم. من مىدانم كه آنها مىخواهند ما برويم. اما ما
حالا عراق را تخليه كنيم، خلائى واقعى بوجود مىآيد.
هرچند صدر مىخواهد ميان مسجد و دولت ارتباط
برقرار كنند و الگوى ايران را در سر دارد، اما اكثريت بزرگ روحانيان شيعه، هر چند خواستار
آن نيستند كه رژيمى چون رژيم ايران در عراق تشكيل شود و تنها مىخواهند دولت سكولار
اسلام را محترم بشمرد، اما جملگى خواستار آنند كه امريكا عراق را بلادرنگ ترك كند.
با وجود محبوبيت صدر، تحليل گران برآنند كه
بيشتر شيعيان عراق برآنند كه پيروى از ديدگاههاى صدر شيعه را به وادى مرگ راه مىبرد.
نتيجه اينست كه اكثريت بزرگ شيعه از آية الله سيستانى، رئيس مذهبى عراق، و محمد باقر
حكيم پيروى مىكنند. اين دو موافق كار با امريكا هستند بشرط آنكه به تخليه خاك عراق
بيانجامد.
در گفتگوى خصوصى، همكاران حكيم در سخن گفتن
از اختلافات شيعهها، دورتر مىروند. مىگويند: آنها مىدانند چگونه با امريكائيها
تا كنند. چگونه اكثريت شيعه را به يك قدرت سياسى واقعى بدل كنند و چگونه ميان دين و
سياست، توزان بر قرار كنند. آنها همچنين از بهترين روش براى رسيدن به يك دولت اسلامى
و يا دولتى عميقاً اسلام را محترم بشمارد، سخن مىگويند.
با كنايه زدن به صدر، مىگويند: آنها كه مىخواهند
ما با امريكائيها در گير شويم، برخطا هستند و اگر خود درگير شوند، تنها خواهند ماند.
زيرا كسى از آنها پيروى نخواهد كرد.
آيةالله حائرى كه از سخت خطان و در قم است،
با خط صدر موافق است. يك ناظر شيعه در كربلا مىگويد: صدر و همكاران او مىخواهند جلو
باشند و خود را رهبران ملت عراق مىشمارند. آنها در پى تكرار تجربه ايران و حزب الله
هستند كه كارى براى لبنان كرد. اما عراقيها نمىخواهند يك ديكتاتورى را با ديكتاتورى
ديگرى جانشين كنند. بيشترين شيعهها خواستار استقرار مردم سالارى، به روش مسالمتآميز،
در عراق هستند.
اما در جمعه 26 ژوئيه، شركت كنندگان در نمازجمعه
به امامت صدر، 100 هزار تن شدند. واشنگتن پست همان تاريخ در باب مخالفت او با ادامه
اشغال عراق و شوراى حكومتى كه پل برمر تشكيل دادهاست، نوشت: او در حضور دهها هزار
تن خواستار خروج قواى امريكا از نجف و انحلال شوراى حكومتى عراق شد.
مقتدا صدر، 30 ساله، از آمريت روحانيان عالى
مقام برخوردار نيست اما در جمعيتهاى تظاهر كننده در خيابانهاى بغداد و ديگر شهرها را
رهبرى مىكند. طى يك هفته، دو نوبت، او با حضور قواى امريكا در عراق، مخالفت كرد. او
هنوز دعوت به جهاد بر ضد قواى امريكا نكردهاست اما اگر چنين كند، بدون ترديد خشونت
ببار مىآيد. اما همچنان دعوت به تشكيل يك ارتش اسلامى براى مقاومت در برابر «استسلام
و تحقير و اشغال كشور» مىكند و مىگويد هزاران تن دواطلب شركت در اين ارتش هستند.
مأموريت چنين ارتشى اخراج امريكائيها و دفاع از شهرهاى عراق است.
به آنها كه مىگويند ما نمىتوانيم قواى اشغالگر
را از نجف برانيم، من مىگويم: مىتوانيم. ما مىبايد به سلطه امريكا بر كشور خود پايان
بدهيم.
مقامات امريكا صدر و سخنان او را ناديده مىگيرند
و برآنند كه صداى ناموافقى است كه در ميان صداهاى موافق، شنيده نيز نمىشود. حال آنكه
زبان مقابله با امريكا كه بكار مىبرد و حضور دهها هزار تن در هر نماز جمعه، مشكل بالقوهاى
براى امريكا است. با ناديده گرفتن او، اين خطر وجود دارد كه با تبليغ بر ضد امريكا،
منزلتشان، بمثابه كسانى كه قربانى سركوب امريكا هستند، افزايش يابد.
صدر مىگويد اكثريت بزرگ حوزه نجف با شوراى
حكومتى مخالف است. صدر امريكا را متهم مىكند كه قصد دارد آينده عراق را تباه بگرداند
و «افكار منحط غرب و فحشاء» را در عراق رواج دهد. آنكه ثبات عراق را نمىخواهد، امريكاست.
زيرا بى ثباتى امكان مىدهد اشغال عراق طولانىتر شود. چه نوع ثباتى را امريكائيها
در سر دارند؟ ثباتى كه به زور و يا از راه حاكم كردن دست نشانگان خود بر عراق برقرار
شود؟ اين ثبات نيست بى ثباتى است.