ايمان المظاهرى و يكى از فرزندان بن لادن در ايران.:
در 27 ژوئن، تلويزيون العربيه اين خبر را انتشار
داد كه مرد شماره 2 سازمان القاعده، ايمان المظاهرى و يكى از فرزندان بن لادن، در ايران
هستند. در همان روز، خبر ديگرى مىگفت ايران در كار تحويل 8 تن از اعضاى القاعده به
مصر است و سخنگوى وزارت خارجه مىگفت: اكثر اعضاى القاعده كه به ايران گريختهاند،
شناسائى شدهاند.
در همان روز، اعلان شد كه مسئول القاعده در
عربستان، على عبدالرحمن الغمدى خود را به مقامات دولت سعودى تسليم كردهاست.
اما سخنگوى وزارت خارجه حضور فرزند اسامه و
المظاهرى را در ايران، تأييد نكرد. در عوض، اين خبر انتشار پيدا كرد كه سليمان ابوغيث،
سخنگوى القاعده را ايران مىخواهد به كويت تحويل كند و كويت حاضر نيست او را تحويل
بگيرد!
پيش از آن، از ايران اطلاع حاصل كرديم كه ابومصعب
المرزوقى، يكى از بلندپايگان القاعده كه در عراق بسر مىبرد با عبور از مرز ايران،
به مدت يك روز در خرمشهر و دو روز در آبادان اقامت داشت و سپس به سوى مقصد نامعلومى
به مناطق مركزى ايران نقل مكان كردهاست.
در 26 ژوئن، استراتفور، گزارشى شامل خبر - تحليل
را منتشر كرد:
* وقتى عقب مىآئيم تا خوب ببينيم، مشاهده مىكنيم
كه امريكا و القاعده، هر دو، براى حملات تابستانى به يكديگر، آماده مىشوند. اين به
معناى آن نيست كه حملهها موفق مىشوند و يا بايد در انتظار عمليات پيچيده از هر دو
طرف بود. اما بناى هر دو طرف بر اين خواهد بود كه ضربههاى وارد كنند كه گويائى داشته
باشند.
* بدنبال جنگ عراق، هر دو طرف زير فشار هستند تا
حملههاى تابستانى را شروع كنند. القاعده بايد ثابت كند كه همچنان تواناست و امريكا
مىبايد ثابت كند جنگ با عراق كار مبارزه با تروريسم را آسان كردهاست و ضربه هائى
را وارد كند كه سازمان القاعده را متلاشى كند. بنا بر اين، در ماههاى آينده، مىبايد
در انتظار عمليات دو طرف بود.
* حكومت بوش بر اينست كه الف - رژيم القاعده بر
افتادهاست. ب - رژيم صدام برافتادهاست و ج - آن خيزش همگانى در دنياى اسلامى رخ ندادهاست
و د - القاعده توانائى عمليات را در افريقاو جنوب شرقى آسيا بمقدار زياد از دست دادهاست.
در عربستان و مراكش و مسكو و احتمالاً در چچنى، عمليات انجام دادهاست. بنا بر اين،
زمان وارد آوردن ضربههاى كارى است. اما
* در افغانستان و عراق، جنگ ادامه دارد و القاعده
مىبايد خود را براى دومين سالگرد 11 سپتامبر آماده كند تا پوچ بودن ادعاهاى حكومت
بوش را ثابت نمايد. بنا بر اين، يا بايد در انتظار عمل تروريستى بزرگ و يا در انتظار
يك رشته عمليات مؤثر بود .
حكومت بوش مىداند كه تصرف عراق، خود، هدف نيست
و اگر القاعده را از نفس نياندازد، سياست خود و اعتبار امريكا را زير علامت سئوال بردهاست.
بدين خاطر است كه به رژيمهائى فشار وارد مىآورد كه به اندازه كافى در مهار القاعده
نمىكوشند.
جنگ چريكى كه اينك در عراق جريان دارد را بعثيها
و اسلام گرايان كشورهاى ديگر برپا كردهاند كه مىخواهند مانع از آن شوند كه امريكا
از پيروزى در جنگ عراق، بهره بردارى كند.
* با توجه به واقعيتها، امريكا در صحنههاى مختلف،
دست بكار شدهاست:
1 - در خود امريكا، دواير اطلاعاتى را به حال آماده
باش درآوردهاست. اين دواير از مراقبت به حمله آورى گذر كردهاند. در واقع، هر دو روش
بايسته است. چرا كه مراقبت از تمامى سرزمين امكان مىدهد كه گروههاى حمله، در نقاط
حساس، عمليات پيشگيرانه را شروع كنند...
2 - در صحنه افغانستان و پاكستان: در افغانستان،
قواى امريكا و متحدانش همچنان زير حملهها هستند. با اينحال، بنظر نمىرسد امريكا بنا
بر ضد حمله وسيع داشته باشد. بلكه بنايش بر اينست كه با حملههاى كوچك و متوالى، رشته
ارتباط القاعده را پاره و فرماندهى آن را فلج بگرداند. قرار بر تشديد اينگونه حملهها
است. اين امر، در ديدار مشرف از واشنگتن، موضوع گفتگو و تصميم شدهاست. دست يافتن بر
زنده يا مرده بن لادن مهم است اما هدف نيست. هدف از ميان بردن فرماندهى استراتژيك القاعده
است.
3 - در عراق، نيز، قواى امريكا و انگلستان زير حملهها
هستند. گروههاى حمله آور در سطح كشور پخش هستند و مبارزه با آنها، بسى سخت است. بازسازى
عراق نيز مشكلتر از آنست كه امريكائيان تصور مىكردند. در واقع، امريكا از مهار وضعيت
ناتوان است از اين رو، از سوئى به ايران و سوريه فشار مىآورد و از سوى ديگر، روابط
جارى را با عربستان حفظ مىكند. حكومت بوش براى پايان بخشيدن به وضعيتى كه در آنست
تحت فشار است و مىبايد در تابستان، تهاجمى را انجام دهد.
4 - در افريقا، هفته پيش، يك بمب افكن ب - 52، در
عمليات تمرينى، بمبهايش را بر سر تفنگداران امريكائى فرو ريخت. يك تن كشته و چندين
نفر زخمنى شدند. اين خبر، گوياى آنست كه در قواى امريكا در جيبوتى، مشغول تمرين براى
عمليات نظامى با شدت و وسعت محدود هستند. قواى امريكائى مستقر در جيبوتى مأمور عمل
در شرق افريقا و نيز در عمق افريقا هستند. كشورهائى چون كنيا و سودان در درجه اول مد نظر هستند. هفته پيش، در آبهاى
يونان، يك كشتى حامل مواد منفجره توقيف شد. سودان گفت كه مالك اين مواد است اما گمان
بر اينست كه القاعده در پوشش سودان اين مواد را خريدارى و به پايگاههاى خود مىبردهاست.
در حقيقت، در ملاوى، يك گروه عملياتى القاعده دستگير و اعضايش تحويل امريكا داده شدند.
امريكائيان در افريقا فعالتر شدهاند زيرا
در ماه ژوئيه، پرزيدنت بوش از افريقا يعنى كشورهاى سنگال و افريقاى جنوبى و بوتساوانا
و اوگاندا و نيجريه، ديدن خواهد كرد. - درخور يادآورى است كه ماندلا جنگ امريكا با
عراق را محكوم كرد و گفت: حاضر نيست با بوش، بهنگام سفرش به افريقاى جنوبى، ديدار كند
- ديدار بوش از اوگاندا، از لحاظ استراتژيك، مهم است زيرا ربط مستقيم پيدا مىكند با
مبارزه بر ضد القاعده چرا كه منطقه عمليات القاعده است. عمليات بر ضد القاعده در افريقا
تشديد شده و در تابستان شديدتر نيز خواهد شد.
* بدين قرار، در تابستان، امريكا در چندين منطقه
مىبايد دست به عمليات بزند. اگر امريكا هوشيارى
به خرج ندهد و مؤثر نباشد، القاعده جان دوباره مىيابد. به سخن ديگر، هوشيارى
و اثر بخشى امريكا در اينست كه الف - امريكا را از خطر ترورها حفظ كند و ب - القاعده
را در وضعيتى قرار بدهد كه عمل كردن و يا عمل نكردنش، سبب اضمحلالش بگردد. از اين رو،
در كوتاه مدت، هر اندازه اثر بخشى امريكا بيشتر باشد، خطر القاعده بزرگتر مىشود.
از جمله به اين خاطر نيز كه القاعده خود نيز تحت فشار است كه موجوديت و اثر بخشى خويش
را نشان بدهد. اينست كه بنظر ما نوار ويدئوئى بن لادن كه از هجومهاى جديد به امريكا
خبر مىدهد، واقعى است.
اينتليجنس آن لاين (20 ژوئن تا 3 ژوئيه) زير عنوان
"رئيس القاعده در خليج فارس" خبر مىدهد كه بر هم افزودن عمليات تروريستى
در عربستان سعودى، كشف انبار بزرگ اسلحه و مواد منفجره در مكه، گوياى قوت گرفتن شبكههاى
القاعده در عربستانند. تحقيقى كه مخابرات (سازمان اطلاعات و امنيت) عربستان و اف بى
آى بعمل آوردهاند، معلوم مىكنند كه رئيس القاعده در عربستان، خالد الجيحنى، با سنى
كمى بيشتر از 30 سال، از خانوادهايست كه قلمرو مالكيتشان از مدينه تا مكه است. بعد
از سقوط طالبان، او از راه ايران و كويت به عربستان بازگشته و تصميم گرفته است عربستان
را مركز القاعده در خليج فارس بگرداند. از قرار معلوم خالد موفق شده است در گارد ملى
عربستان و سازمان اطلاعات ارتش رخنه كند. در حال حاضر، 80 سرباز و افسر اين گارد كه
در رياض خدمت مىكردهاند، تحت بازجوئيهاى سخت هستند. بخشى از اسلحه كشف شده در مكه،
از گارد ملى ربوده شدهاند.
انقلاب اسلامى: اگر امروز قواى امريكا از شرق افريقا
تا پاكستان و افغانستان در گير هستند، دليلى جز نادرستى سياست بوش و حكومت او ندارد.
راستى اينست كه حكومت ائتلافى (محافظه كاران جديد و بنيادگرايان) بوش به القاعده و
"محور شر" نياز دارد و نبايد پنداشت كه براستى كمر به نابودى سازمانهاى تروريستى
بسته است. چرا كه آنچه عيان است، اينست كه در افغانستان و عراق، امريكا به مردم اين
دو كشور نقش ندادهاست، به گروههاى مسلح نقش دادهاست. حال آنكه اگر براستى خواستار
استقرار مردم سالارى در اين دو كشور و استقرار آن در ديگر كشورها بود، نقش اول مىبايد
از آن مردم مىشد. از آنجا كه نقش اول را گروههاى مسلح بر عهده دارند و امريكا آنها
را طرف معامله خود كردهاست، دليلى ندارد كه افغانستان و عراق صحنه زد و خوردهاى مسلحانه
نمانند. مگر اينكه بگوئيم سياست حكومت بوش همانست كه خود و لودين گفتهاند:
بوش گفته است: "ما خشونت و مرگ را به چهار
گوشه زمين صادر مىكنيم براى دفاع از ملت بزرگ خود" (نقل از لوموند ديپلماتيك
ژوئيه 2003)
و لودين گفته بود: ما خواهان بحران در خاورميانه
هستيم!
اما صدور خشونت و مرگ وارد كردن جنازهها
و نمايان شدن بيش از پيش ناتوانى امريكا را در پى مىآورد. پى آمد اين دو امر، بوش
و حكومت او را در موقعيت سختى قرار مىدهد: