|
|
|
انقلاب اسلامى فاش مىكند:
گفتگوهاى رضائى با امريكائيها - رفسنجانى و "لولوى بنىصدر"؟:
انقلاب اسلامى: پس از نقل متن گزارش گفتگوهاى رضائى با امريكائيها در آتن، اطلاع مهمى را مىآوريم كه از ايران دريافت كردهايم. و آنگاه سخنان هاشمى رفسنجانى را مىآوريم كه پاسخى به حكومت بوش است و در پرتو آن اطلاع مهم، سفافيت پيدا مىكند. بجاست خاطر نشان كنيم كه هاشمى رفسنجانى، در نماز جمعه، از بنىصدر سخن بميان آورده و بى آنكه نام برد، خاتمى را با او مقايسه كردهاست. سخنان او هم خطاب به امريكائيها و هم خطاب به "اصلاح طلبها" و هم خطاب به مردم است. نخست گزارش گفتگوهاى رضائى با امريكائيها و سپس اطلاع مهم و آنگاه سخنان هاشمى رفسنجانى و دست آخر، توضيحات ما را مىخوانيد:
گزارش سايت رويداد (11 خزداد82) از گفتگوهاى رضائى با امريكائيها:
در حالى كه محسن رضايى موضوع مذاكرات پشت پرده خود با برخى مقامات آمريكايى و اسرائيلى در حاشيه كنفرانس آتن را تكذيب كرده و گفته كه حضور وى تنها به خاطر ارائه مقالات علمى در كنفرانس بوده است. يك نشريه وابسته به جناح راست سنتى، جزئياتى از مذاكرات وى با فلينت لورت، از مقامهاى سابق وزارت خارجه آمريكا، را منتشر كرده است.
رويداد متن كامل گزارش نشريه منشور برادرى را بدون هيچگونه قضاوتى درج مىكند:
آقاى محسن رضايى دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و هيات همراه وى - از جمله آقاى صادق زيبا كلام - در سفر اخير خود به آتن با يكى از ديپلماتهاى آمريكايى به نام "فلينت لورت" ملاقات داشته است. لورت بتازگى از مسووليت رسمى خود در وزارت خارجه آمريكا كناره گرفته است تا با دست بازترى در برخى ملاقاتها حضور يابد.
فلينت لورت، پس از افشاى خبر ملاقات وى با محسن رضايى در شهر آتن، طى يادداشت كوتاهى كه در سايت گلف 2000) انتشار يافت، ضمن تاييد خبر ملاقات با محسن رضايى رسماً اعلام داشت: من در آتن فرصت يافتم با ژنرال محسن رضايى ملاقات كنم. اين ملاقات در حاشيه كنفرانس آتن و به درخواست محسن رضايى انجام شد.
البته من در اين ملاقات به محسن رضايى و همراهان وى گفتم كه ديگر يك مقام رسمى و نماينده دولت آمريكا نيستم. گفتگو با شرايطى كه آنها داشتند و موقعيتى كه من برايشان تشريح كردم ادامه يافت و هيچ موضوع سرى و پنهانى در اين ملاقات مطرح نشد.
علاوه بر من، استيو اسپيجل (لورت مشخص نساخته وى داراى چه مقام و موقعيتى است) نيز در اين ملاقات حضورداشت. من در ابتدا اين گفتوگو را يك گفتوگوى خصوصى تلقى كردم اما از آنجا كه موضوعات جالبى در اين گفتوگو مطرح شد، پس از بازگشت به آمريكا مشروح آن را به ابتكار خودم براى مقامات رسمى ايالات متحده گزارش كردم.
فلينت لورت، كه اين يادداشت را به گفته خويش براى تدقيق خبرى كه در همين زمينه در سايت گلف 2000 انتشار يافته در اختيار اين سايت قرار داده، شرحى نيز از سوابق خود ضميمه اين يادداشت كرده است كه دقت روى مسووليتها و موقعيت وى در آمريكا قطعا قابلتوجه است. لورت مىنويسد:
"من تحليلگر اول امور خاورميانه در وزارت خارجه امريكا بودم. بهتازگى كار دولتى را پس از دهسال (در وزارت خارجه و سازمانهاى تابعه و وابسته به آن) رها كردم و زمان كوتاهى پس از ترك مقام دولتى خويش در وزارتخارجه در كنفرانس آتن شركت كردم.
از فوريه 2002 تا مارچ 2003 در NSCمدير ارشد در قسمت خاورميانه بودم و اكنون نيز با سازمان سياستگذارى خاورميانه وابسته به انستيتوى بروكينگ همكارى مىكنم."
شبكه فاكس نيوز، كه درحقيقت ارگان پنتاگون مىباشد همزمان با انتشار خبر تاييد ملاقات "فلينت لورت" با محسن رضايى در آتن، متن مصاحبهاى را با وى منتشر كرد.
بريت هيوم، گزارشگر فاكس نيوز در مقدمه مصاحبه خود با فلينت لورت مىنويسد: چندى پيش دولت آمريكا اعلاميهاى درباره تهديدات هستهاى يكى از محورهاى شيطانى صادر كرد. بهنظر مىرسد كه بايستى نگران تهديد ديگرى هم بود. اول كره شمالى و حال ايران كه تلاش مىكند با مداخله در عراق حكومتى اسلامى چون خود را در عراق به وجود آورد.
براى اطلاع بيشتر درباره ايران با كسى مصاحبه كردهايم كه تا چندى پيش مشاور جرجبوش در امور ايران بود: آقاى فلينت لورت هماكنون در انستيتوى بروكينگ در واشنگتن كار مىكند.
* لورت: (طرف مذاكره محسن رضايى در آتن) بعضى مواقع از گزارشهاى متخصصين چنين برمىآيد كه ايران تكنولوژى ايجاد بمب اتمى دارد و مىداند كه براى ساخت آن به چه چيزى نياز است.
* هيوم: واقعا آنها آن را بدست آوردهاند؟
* لورت: آنچه ما در اين سالها كوشش كردهايم جلوى دستيابى ايران به آن را بگيريم سلاح اتمى است.
* هيوم: آنها اكنون راكتور دارند. درست است؟
* لورت: درست است. در اين سالهاى اخير تمركز ما روى تأسيسات بوشهر بوده است كه روسها آنجا را مىسازند. ما فكر مىكرديم ايران ممكن است از بوشهر براى توليد سلاحهاى پلوتونيمدار استفاده كند. ناگهان 9 ماه پيش متوجه شديم نيروگاه ديگرى در نطنز در حال ساخت است كه ممكن است به توليد سلاحهاى اورانيومدار بپردازد. در بوشهر نيروگاه است اما در نطنز آنها نيروگاه نمىسازند بلكه تكنولوژى بدست مىآورند كه مىتواند سلاحهاى غنىشده به اورانيوم بسازد كه در يك بمب قرار داده مىشود. اين به معناى آن است كه ايران مىتواند به زودى ظرفيت توليد سلاح اتمى را دارا شود.
* هيوم: در حال حاضر آمريكا چه فكر مىكند؟
* لورت: قبل از كشف نطنز متخصصان فكر مىكردند كه حداقل 5 سال طول مىكشد تا ايران به ظرفيت توليد سلاح اتمى برسد.
* هيوم: اما حالا؟
*لورت: حالا به وضوح خيلى كوتاهتر است. مطبوعات اسرائيل گزارشهايى در اين باره دارند. به طور مثال سازمان امنيت اسرائيل مدت آن را كمتر از دو سال مىداند.
* هيوم: آيا ايران معاهده منع گسترش سلاحهاى اتمى را امضا كرده است. آيا به آژانس بينالمللى اتمى تعهداتى سپردهاند؟
* لورت: بله ايران آن را امضا كرده است و حتى پروتكل تكميلى را هم امضا كرده است كه با بازرسان آژانس اجازه بازرسى تام مىدهد.
* هيوم: باز هم نگرانى آن وجود دارد كه آنها بتوانند مخفيانه به دور از چشم بازرسىهاى معمول به توليد سلاحهاى اتمى بپردازند.
* لورت: درست است. نطنز مثال خوبى است. ايران كه جزو معاهده آژانس بينالمللى است حتى تا قبل از 180 روز به بهرهبردارى از تأسيسات نطنز آن را به آژانس بينالمللى اتمى اطلاع نداده بود. تنها دليل كه باعث شد ما متوجه شويم كشف آن توسط يك گروه مخالف حكومت ايران بود.
* هيوم: ما فعلاً به روشنى از طريق مجامع بينالمللى و روشهاى ديپلماتيك سعى مىكنيم كه ايران را وادار به كنترل كنيم.
* لورت: درست است.
* هيوم: اما اگر آنها به چنين كارى تن ندادند. آن وقت چه كارى مىتوان كرد؟
* لورت: من فكر مىكنم اگر نتوانيم برنامههاى ايران را با اقدامات ديپلماتيك متوقف كنيم. ما مىتوانيم يكى ديگر از دو راه را انتخاب كنيم. ما مىتوانيم به راه نظامى متوسل شويم.
* هيوم: راهى كه اسرائيل در مقابل عراق انتخاب كرد. آنجا را از بين برد و ديگر مشكلى نبود هر چند باعث مشكلاتى در روابط بينالمللى شد. اما الان همه خوشحالند. ما مىتوانيم چنين كارى كنيم.
* لورت: من نمىدانم كه ما مىتوانيم اين كار را انجام دهيم؟
* هيوم: نظامى، ما كه ظرفيت انجام آن را داريم. اين طور نيست.
* لورت: ظرفيت آن را داريم. اما قسمتى از مشكلات اين است كه ممكن است ايران تأسيسات مشابهى در جاهاى ديگرى داشته باشد كه ما بىخبر باشيم.
* هيوم: ما چه پيشنهادى مىتوانيم به آنها بدهيم؟
* لورت: ما مىتوانيم امكان مشاركت آنها در تامين امنيت خليجفارس پس از صدام را فراهم كنيم تا آنها به عنوان عضو مسوول به دنبال امنيتى قانونى و مشروعى باشند كه مورد تاييد و احترام ايالات متحده و ديگر كشورهاى خليج فارس نيز هست.
* هيوم: به عبارت ديگر ما بايد به حكومت اسلامى ايران بگوييم كه ما به دنبال ايجاد دردسر و مشكلات براى شما نيستيم.
* لورت: اين مىتواند يكى از موضوعاتى باشد كه رژيم ايران در پى آن است كه در يك معامله بزرگ بدست آورد.
* هيوم: احتمالا اين وسوسه انگيز نخواهد بود چون ما در پى بركنارى رژيم هستيم.
* لورت: ما مشتاقيم كه اصلاح طلبان حكومت ايران بتوانند قدرتمند شوند تا بتوانند به آرزوهاى مردم ايران جامه عمل بپوشانند.
* هيوم: يك مساله غامض و مشكل.
لورت: بله.
آقاى محسن رضايى چندى پيش توضيحى پيرامون سفر خود به سوريه و يونان منتشر ساخت. اما هيچ اشارهاى به ملاقات خود با "فلينت لورت" و "استيو اسپيچل" نكرده و تا اين لحظه مطالب منتشر شده در فاكس نيوز را نيز تاييد و يا تكذيب نكرده است.
آقاى رضايى تاكيد كردهاند كه ملاقاتها و مذاكرات آنان تنها جنبه علمى، آكادميك و غيردولتى داشته است. اما اظهارات آقاى فلينت در شبكه فاكسنيوز مؤيد چنين مسائلى نيست. جريان اين ملاقات و اظهارات طرفين پيرامون آن شباهت غريبى به ملاقات بازرگان و برژينسكى در الجزاير به سال 1358 دارد (1)...
كيهان (10 خرداد 82) در مصاحبه با صادق زيبا كلام از وى از كنفرانس آتن مىپرسد و زيبا كلام مىگويد:
نمى توانم راجع به آن چيزى بگويم براى اينكه اين كنفرانس يك قانونى دارد كه نبايد مسائل مطرح شده در آن به هيچ وجه در مطبوعات درز كند! (2)
كيهان اصرار مىكند و زيبا كلام در پاسخ مىگويد: ببينيد اين كنفرانس توسط دانشگاه كاليفرنيا هر 5-4 ماه يكبار برگزار مىشود و يك سرى استادان دانشگاه و محققان و پژوهشگران مسائل استراتژيك در آن شركت مىكنند (3). از ايران هم، معمولاً 6-5 نفر هستند كه يا دانشگاهى هستند و يا از دفتر مطالعات سياسى وزارت خارجه. آنجا يك قاعده كلى دارد كه تمام شركت كنندگان اين قاعده را پذيرفته اند و آن هم اين است كه متعهدند از بازگو كردن مقالات و مطالبى كه در كنفرانس مطرح مى شود، خوددارى كنند. دليلش هم حساسيت هايى است كه بعضى از كشورها نسبت به اين كنفرانس دارند.
زيباكلام، در گفتگو با كيهان، بند را آب مىدهد و از سخنان خود در جمع اسرائيليان و امريكائيان سخن ميگويد كه از وى در مورد تبعات حمله امريكا به ايران سئوال كرده بودند.
و چون محتواى گفتگوى رضا رضائى با امركائيها افشا مىشود، صادق زيبا كلام در مصاحبه با راديو فردا (يكشنبه 11 خرداد 82) او كه نخست هر گونه صحبت با امريكائيان را تكذيب كرده بود، مىگويد: آمريكايىها اعلام كردند كه ما هرگز خواهان ساقط كردن نظام جمهورى اسلامى نبودهايم و اين تصور خود ايرانىها است كه از ابتداى انقلاب همواره به آمريكا به چشم دشمن نگاه كردهاند. طرف آمريكايى با محسن رضايى هم عقيده بود كه در نهايت آنچه كه ثبات واقعى را در منطقه خليج فارس ايجاد مىكند تفاهمى است كه به گونهاى اجتناب ناپذير بايد بين ايران و آمريكا بوجود بيايد.
آمريكايىها در جريان اين مذاكرات، ضمن اين كه به مسأله نطنز اشاره كردند، موضوع حمايت ايران از حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامى را نيز مطرح كردند. آنها همچنين موشكهاى دوربرد ايران را خاطر نشان ساختند و اينكه آيا واقعاً ايران سلاحهاى بيولوژيك و شيميايى در اختيار دارد يا نه. آمريكايىها خيلى صريح و علنى مىگفتند كه ما اين مشكلات و اين نگرانىها را در مورد ايران اسلامى داريم و معتقديم كه همه اينها بايد طى نشستى خيلى شفاف، علنى و بصورت رسمى ميان مقامات ايرانى و آمريكايى مطرح و مورد مذاكره قرار گيرد.
خامنهاى، بنا بر رويه، براى پوشاندن امتيازها كه نمايندهاش به امريكا وعده داده و چنانكه پندارى از حمله نكردن امريكا به ايران مطمئن شده، در 14 خرداد، نقاب ضد امريكائى بر چهره زد و وظيفه دولت و مسئولين را مبارزه با امريكا گرداند!!
انقلاب اسلامى: 1 - بهيچرو، ملاقات يك ايران گيتى، آنهم با وجود قول خامنهاى، كه هر كس سخن از مذاكره با امريكا بميان آورد - چه رسد به مذاكره محرمانه - يا احمق است و يا بى غيرت، قابل مقايسه با ديدار مهندس بازرگان با برژنسكى، نيست. 2 - اما رضائى مقاله خود را انتشار دادهاست و زيبا كلام خود نيز، گفتگوهايش را با اسرائيليها و امريكا در باره پى آمدهاى حمله احتمالى امريكا به ايران منتشر كردهاست و لو مىدهد كه "كنفرانس" چگونه كنفرانسى بودهاست. 3 - اگر بنا بر شركت استادان استراتژى بودهاست، رضائى و زيبا كلام در آنجا چه مىكردهاند؟
و در زير، الف - خواهيم ديد موضوع گفتگوئى كه فلينت آن را مهم يافته و در يك گزارش كتبى تسليم مقامات حكومت بوش كردهاست، چيست و ب - آنگاه خواهيم ديد چرا هاشمى رفسنجانى، بنىصدر را موضوع محورى خطبه نماز جمعه كردهاست:
اطلاع مهمى كه محتواى گفتگوهاى رضائى با امريكائيها به ما رسيدهاست:
در ديدار آتن، طرف امريكائى به رضائى مىگويد: امريكا مىخواهد با نماينده رسمى دولت ايران صحبت كند. رضائى به طرف امريكائى پاسخ مىدهد: من نماينده رسمى دولت ايران هستم. زيرا هم دبير مجمع تشخيص مصلحت هستم و با موافقت رئيس اين مجمع با شما گفتگو مىكنم و هم از رهبر اجازه دارم. ديگران هم به حسابى نيستند. و چون طرف امريكائى مىگويد: امريكا با نماينده "رهبر" مذاكره نمىكند، رضائى مىگويد: خاتمى و حكومت او به آنچه رهبر موافقت كند، تمكين مىكنند. طرف امريكائى تكرار مىكند: امريكا نمىتواند با نماينده بخش غير منتخب گفتگو كند. در اينجا، رضائى سابقه روابط محرمانه دو طرف را يادآور مىشود و وعدههاى چرب به طرف امريكائى مىدهد: در عراق، ايران با امريكا همكارى مىكند. در مبارزه با القاعده و در افغانستان همكارى مىكند. خاطر امريكا را بابت برنامه تسليحاتى خويش آسوده مىكند. تأكيد مىكند كه تا وقتى رژيم كنونى برپاست، جز جناحى كه قدرت در قبضه اواست، كسى نيست كه بتواند با امريكا گفتگو كند و اين امتيازها را به امريكا بدهد. بديهى است در ازاى دادن اين امتيازها، امريكا سياست خويش را در قبال رژيم ايران تغيير خواهد داد.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، نگرانى "اصلاح طلبان" از اين كه سر آنها موضوع معامله با امريكاست، بيهوده نبودهاست. با وجود اين، معاملهاى كه رضائى پيشنهاد كردهاست، ضعف مفرط جبهه خامنهاى - هاشمى رفسنجانى را مسلم مىكند. شرط امريكا معلوم مىكند موضع "اصلاح طلبان" قوى است ولى ضعف در شخصيت خود آنهاست كه نمىتوانند موقعيت را براى در دست گرفتن ابتكار عمل مغتنم بشمردند. چنان بى عمل مىمانند كه هاشمى رفسنجانى ابتكار را در دست مىگيرد:
هاشمى رفسنجانى و "لولوى بنىصدر":
هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه 9 خرداد گفتهاست:
آمريكا مطمئن باشد هرتوطئهاى كه بخواهد عليه ايران طرح ريزى كند خنثى خواهد شد. امريكا مطمئن باشد هر توطئهاى را كه بخواهد عليه ايران طرح ريزى كند، خداى قرآن، اسلام، اهل بيت، مردم و انقلاب با شهامت آن را خنثى خواهند كرد.
دين فطرى است و هيچ كس نمىتواند آن را تغيير دهد و در طول تاريخ بهترين تكيه گاه براى تمامى حركتهاى اجتماعى بشر بوده است. البته ممكن است برخى غفلت ها و اقدامات شياطين حضور آن (دين) را كمرنگ كند ولى نمىتواند آن را از بين ببرد. آمريكايىها و هر كس كه با آنها مىباشند، فكر نكنند مبارزهشان با اسلام به نتيجه مىرسد. ممكن است موجى ايجاد كنند ولى بدانند درختى كه ريشه در اعماق انسانها دارد و شاخههاى آن از آسمانها تغذيه مىكند، نمىتوان ريشه كن كرد.
رفسنجانى، با اشاره "به حركتهاى سركوبگرايانه آمريكا در ايران و همه جهان عليه دين اسلام" افزودهاست: اين حركات هميشه وجود داشته اما به شكست منتهى شده است چون آمريكايىها غافل از اين نكته هستند كه فرهنگ غربى با فطرت انسانها سازگارى ندارد. متاسفانه آمريكا از گذشته پند نگرفته و امروز به صورت ديگرى وارد ميدان شده است.
در اواخر عمر مبارك حضرت امام خمينى (ره) اميد بسته بودند كشتى انقلاب بىلنگر شده و ساقط شود اما ديدند كه امام رفت و جانشين آن آمد و با همان صلابت راه امام را طى كرد (1) و ملت نيز با همان وفادارىاى كه به امام داشتند، با رهبر فرزانه انقلاب رفتار كردند. متاسفانه تحليلهاى غلط آمريكا و استعمار آنها را به مسير اشتباه هدايت مىكند. آنها ژرفا و عمق آب را نمىبينند بلكه فقط امواج و كف روى آب را مشاهد مىكنند و بر اساس آن برنامه ريزى مىكنند. مثلث شومى كه امروز از گروه يهودى صهيونيستى و مسيحى و نيز رجال جنگ طلب آمريكايى تشكيل شده است و آمريكا را اداره مىكند و اگر چه دنيا را به زحمت انداخته اما برنامههايش بويژه در ايران با شكست روبرو شده و مجبور به عقب نشينى خواهند شد. (2)
انقلاب اسلامى ايران در زمانى به رهبرى حضرت امام (ره) پيروز شد كه آمريكايىها در ايران قدرت و نفوذ فراوانى داشتند و شاه فرامين آنها را چشم بسته اجرا مىكرد، اما نيروى عظيم مردمى ايران توانست آنها را با آن ذلت از كشور بيرون كند. آمريكا و رژيم دست نشاندهاى كه آن روز آنچنان زبونانه از ايران رفت چطور شده است كه امروز فكر مىكند مىتواند به آسانى به ايران برگردد؟ امروز ملت، روحانيت و قدرت انقلاب تعضيف نشده است كه اينها چنين تفكراتى واهى را در سر مىپرورند.
هاشمى رفسنجانى از كاخ سفيد خواست سخنان او را با دقت مطالعه و تحليل كرده و وضع امروز خود را در ايران با گذشته قدرى مقايسه كنند. امروز، همان نيروهاى دست خالى ديروز تجربه حكومتى و تربيت مديران ارشد و ايجاد نهادهاى مردمى قدرت عظيمى را در كشور خلق كردهاند و با آنچه به دست جوانان خود ساختهاند از نظام خود دفاع خواهند كرد.
وى به تبليغات برخى راديوهاى بيگانه اشاره كرده و گفتهاست: برخى از اين تبليغات به قدرى اغراق آميز است كه حتى اربابان آنها نيز باور مىكنند. خيال مىكنند اگر چند جوان خام فريب خورده پيدا شدند و تبليغات آنها را تغذيه كردند، مىتوانند كارى انجام دهند در حالى كه امواج خروشان چند ميليونى مردم از چشم آنها مخفى مانده است.
هاشمى رفسنجانى خطاب "به دولتمردان داخل كشور" گفتهاست: متاسفانه مىبينيم كه امروز بعضىها مرعوب شدهاند و اين روزها رهبر انقلاب از كسانى كه حالت ارعاب دارند و ترسيدهاند، گله مىكنند. (2) از چه مىترسيد؟ ما كه براى خدا و احياى دين اسلام قيام كرديم. ما بر اساس فطرتمان به ميدان آمديم و مردم نيز بر اساس احساس وظيفه به ميدان آمدند. مگر اول انقلاب نبود كه بنىصدر چند ماهى توانست با تبليغات دروغ مردم را فريب دهد ولى وقتى مردم در عمل ديدند او به بيراهه رفت در انتخابات بعدى يكپارچه عليه او رأى دادند (3). ممكن است مردم گاهى بر اثر تبليغات اشتباه كنند و فريب بخورند اما فطرت آنها نمىگذارد اين امر ادامه يابد. آن روز وقتى كه بنى صدر انتخاب شد بين نيروهاى انقلابى اختلاف ايجاد شد. امروز هم ما چنين چيزى را مىبينيم. در آن زمان به محض اينكه بنىصدر خودش را نشان داد، اختلافات گم شد و دوباره وحدت كلمه برقرار شد و موج قوى انقلابى اسلامى و ملى بين مردم احيا شد.(4) آن روز بنى صدر، رجوى، منافقين ملى گراها و ماركسيستها همه يكپارچه شدند و آمريكا آنها را تائيد كرد و وقتى هم خواستند از ايران فرار كنند، هواپيمايشان در فرودگاه نظامى فرانسه به زمين نشست و آمريكا به آنها پناه داد. (5) امروز همان مجموعه وجود دارند. آن روز منافقين از ايران با آمريكا عقد اخوت بستند و امروز از عراق.
ممكن است عدهاى فريب بخورند ولى مردم خود چشم گوش و احساس دارند و شرايط كنونى خود را با شرايط قبل از انقلاب مقايسه خواهند كرد. مشكل آمريكا اين است كه به مردم ايران كم بها داده و گرنه چنين تبليغاتى نمىكرد. ايران از جاهايى است كه به آسانى نمىشود به آن آسيب رساند و هر كس بخواهد دستى به طرف ايران دراز كند، مردم ايران دستش را قطع خواهند كرد. البته آمريكايىها خودشان گفتهاند كه قصد برخورد خشن با ايران را ندارند ولى روى مسالهاى تكيه مىكنند كه انسان تاسف مىخورد غولى بدين بزرگى اين همه اشتباه مىكند و فكر مىكند افكار عمومى و ملى ايران پشتيبان نظام رهبر و انقلاب خود نيست.
انقلاب اسلامى: هاشمى رفسنجانى از امريكائيها مىخواهد سخنان او را مطالعه و تحليل كنند. چرا، زيرا زبان او ظاهر و باطن دارد. در عين حال، خطاب به امريكا، به خاتمى و "اصلاح طلبان" و "امة حزب الله" و به مردم ايران است:
* سايت امروز (12 خرداد) در مقالهاى، مىنويسد: اقتدارگرايان همواره با "لولوى بنىصدر" مىترسانند." و
روزنامه اعتماد (13 خرداد 82) زير عنوان، "هاشمى و بنىصدريزاسيون"،
با اشاره به اين كه اظهارات هاشمى رفسنجانى، كه در آن شرايط فعلى را با ماجراى بنىصدر،... به نوعى، بر نقش خود در "عبور از بحران" تأكيد كرده و از محافظهكاران مىخواهد كار را به كاردان بسپارند.
اما اگر امروز هاشمى رفسنجانى و ديگر كارگردانان سازمان ترور چنين مىكنند بخاطر آنست كه الف - سنجشهاى افكار كه خود انجام مىدهند، به وحشتشان مىاندازد و ب - ايستادگى بنىصدر و همقدمانش بر سر تجربه انقلاب ايران و اصول راهنماى آن، مردم ايران را متقاعد كردهاست روش صحيح و كم هزينه، جنبش همگانى از درون است. در نتيجه، هاشمى رفسنجانى در مقام سخنگوى رهبرى سازمان ترور و ملاتاريا، وحشت زده، به بعضى هشدار مىدهد و برخى را تهديد مىكند:
1 - خطاب به امريكائيها مىگويد: در "دوره امام" ما و شما با هم معاملههاى محرمانه داشتيم. اگر معامله محرمانه نبود، كودتاى بر ضد بنىصدر انجام نمىشد، جنگ بمدت 8 سال ادامه نمىيافت، در اواخر خمينى، معامله ما با شما بود كه امكان داد با جعل نامهاى از خمينى، خامنهاى به رهبرى برسد. چون از بيرون، قدرت امريكا حامى ما بود، قانون اساسى را تغيير داديم. خامنهاى رهبر و من رئيس جمهورى شديم. آن زمان قوا در دست ما نبود و حالا در دست ما هست. شما به ما مىگوئيد با "غير انتخابيها" حاضر به گفتگو نيستيد؟ آيا فكر كردهايد خاتمى و اصلاح طلبان به حسابى هستند؟ اشتباه نكنيد در ايران، شما طرف معاملهاى غير از ما و مطمئنتر از ما نداريد.
2 - به 135 امضا كنندگان نامه به "رهبر" مىتازد. آن را "مرعوب" شدگان مىخواند. حال آنكه مرعوب شدگانى جز خامنهاى و هاشمى رفسنجانى وجود ندارند. به اين دليل آشكار كه رضائى را به آتن فرستادهاند تا به ارباب امريكائى بگويند سر بر آستان او مىسايند و توقعاتش را بر مىآورند. بيانيه مشترك حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامى پاسخ به سخنان هاشمى رفسنجانى است:
"اگر مىخواهيم در برابر قدرت خارجى كرنش نكنيم، بايد در برابر ملت خود و حقوق قانونى، اسلامى و انسانى آنان تعظيم نماييم."
3 - مدعى است كه بنىصدر مردم را با تبليغات فريب داد اما وقتى مردم به ماهيت او پى بردند، در انتخابات بعدى، عليه او رأى دادند. از قرار اشارهاش به "انتخابات" مجلس اول است. اما از آنجا كه دروغگو كم حافظه مىشود، يادش رفته است كه او خود گفت: الف - وقتى بنىصدر به رياست جمهورى انتخاب شد، نزد امام رفتيم و گفتيم اينكه نشد و امام فرمود شما سعى كنيد مجلس را در دست بگيريد. چون ملاتاريا بنا را بر تقلب و جلوگيرى از آزادى نامزدها و نيز تظاهر به طرفدارى از رئيس جمهورى گذارد، ب - در "انتخابات" مجلس اول، 28 درصد رأى دهندگان بيشتر شركت نكردند. در حوزه هائى كه "نماينده" انتخاب شد، با 14 درصد آراء دارندگان حق رأى انتخاب شدند. و ج - بنا بر گزارشهاى هيأت بازرسى مركب از قضات، در نزديك به تمامى حوزهها، تقلب صورت گرفته بود. در نتيجه، بنىصدر خواهان ابطال نتايج انتخابات حوزه هائى شد كه در آنها تقلب انجام شده بود. و نيز، به شوراى انقلاب پيشنهاد كرد كه شرط اعتبار انتخابات هر حوزه را شركت حداقل 50 درصد رأى دهندگان قرار دهد. آن شورا كه اكثريتش گردانندگان حزب جمهورى اسلامى بودند و از سوى خمينى مأمور شده بودند مجلس دست نشانده بسازند، دست به دامن خمينى شدند. خمينى هم به اين عذر كه وضعيت غير عادى است، اعلان كرد كه همين مجلس خوب است و افتتاح شود. بنىصدر تهديد كرد مجلس را افتتاح نخواهد كرد...
4 - وقتى به بنىصدر - كه خواب و بيدارى ملاتاريا را آشفته مىكند - مىرسد، هم خطابش به طرف امريكائى و هم خطابش مردم ايران است:
* خطاب به طرف امريكائى مىگويد: خط برنده در ايران، خط آزادى و استقلال است و اين خط منافعى براى امريكا در ايران و هيچ كشور منطقه نمىشناسد. بنىصدر از حمايت كامل مردم برخوردار بود و در پى معامله پنهانى با يكديگر (اكتبر سورپرايز) بر ضدش كودتا كرديم. اگر ما نباشيم، نه "اصلاح طلبان" درون حاكميت كه استقلال و آزادى طلبان بيرون حاكميت و مخالف سلطه امريكا دولت را در دست مىگيرند. و
* خطاب به مردم مىگويد: بنىصدر را شما انتخاب كرديد و ما برضدش كودتا كرديم. مىبينيد خاتمى را گرفتار چه وضعيت فلاكت بارى كردهايم. گمان نكنيد ما كسانى باشيم كه آسان دست از قدرت بر مىداريم.
بديهى است كه استاد اعظم باب وقاحت و دروغ، از گفتن دروغهاى فاحش ابائى ندارد. اما دروغهائى كه مىگويد كليد رمز هستند:
* در عبور از بحران، تصريح مىكند دستور "عزل بنىصدر" را خمينى دادهاست. در همان كتاب، خمينى را به خاطر اظهارات 6 و 25 خردادش (اگر ملت موافقت كند من مخالفت مىكنم و اگر 35 ميليون بگويند بله من مىگويم نه) سخت ستايش مىكند. بنا بر اين، قصدش از "روحانيت و مردم" ملاتاريا و "امة حزب الله" يا چماقداران است. در حقيقت، بنابر خبرى موثق، هاشمى رفسنجانى گفته است مىبايد لايحه لغو نظارت استصوابى را لغو كرد. عدم شركت مردم در انتخابات مهم نيست. با 10 درصد مردم كه در انتخابات شركت مىكنند مىتوانيم حكومت كنيم و ثبات نظام را نيز تضمين كنيم.
5 - هواپيماى نظامى در فرودگاه نظامى فرانسه به زمين مىنشيند. چطور امريكا پناهندگى مىدهد؟! باطن اين ظهار اينست: الف - بنىصدر از آغاز، پناهندگى نخواست و همچنان از امتيازهاى يك پناهنده برخوردار نيست و ب - اين دروغ نيز رمز است: بهنگام ورود بنىصدر به پاريس، در نخستين مصاحبه با بى بى سى، او گفت: براى افشاى روابط ارگانيك خمينى و ريگان به خارج از كشور مهاجرت كردهاست. افشاى مداوم اين روابط، دو افتضاح اكتبر سورپرايز و ايران گيت شدند. بنا بر اين، يكبار ديگر، هاشمى رفسنجانى به امريكائيان و به اقليت زورپرست شريك او و خامنهاى هشدار مىدهد: شعار بنىصدر آزادى در درون و استقلال در بيرون است. در صورتى كه ايرانيان بحركت آيند، پايان كار استبداديان است. ايران الگوئى براى ديگران مىشود كه از درون خود را آزاد كنند.ودر واقع ميگويد ، بنا بر اين، شما امريكائيان سودتان در اينست كه با ما معامله كنيد. اگر باطن سخن او چنين نبود، در ظاهر سخن او چه چيز هست كه امريكائيان مطالعه و تحليل كنند؟
انقلاب اسلامى: با وجود اين، خبرها و اطلاعاتى حاكى از آنند كه "امتيازهايى " كه رضائى گفته بود جز "ما" كسى نمىتواند به امريكا بدهد، داده مىشوند. در اين صورت، سخنان هاشمى رفسنجانى، بنا بر رويه، الف - در ظاهر حمله به امريكا، توافقهاى محرمانه را مىپوشاند و ب - در همان حال، به امريكا هشدار مىدهد كه اگر رژيم ملاتاريا نباشد، تنها خط آزادى و استقلال مىتوانند دولت ايران را تصدى كند.
|
|
|