١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٩ از ٢٢ خرداد تا ۷ تير

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
انقلاب اسلامى فاش مى‏كند:
گفتگوهاى رضائى با امريكائيها - رفسنجانى و "لولوى بنى‏صدر"؟:

انقلاب اسلامى:
پس از نقل متن گزارش گفتگوهاى رضائى با امريكائيها در آتن، اطلاع مهمى را مى‏آوريم كه از ايران دريافت كرده‏ايم. و آنگاه سخنان هاشمى رفسنجانى را مى‏آوريم كه پاسخى به حكومت بوش است و در پرتو آن اطلاع مهم، سفافيت پيدا مى‏كند. بجاست خاطر نشان كنيم كه هاشمى رفسنجانى، در نماز جمعه، از بنى‏صدر سخن بميان آورده و بى آنكه نام برد، خاتمى را با او مقايسه كرده‏است. سخنان او هم خطاب به امريكائيها و هم خطاب به "اصلاح طلبها" و هم خطاب به مردم است. نخست گزارش گفتگوهاى رضائى با امريكائيها و سپس اطلاع مهم و آنگاه سخنان هاشمى رفسنجانى و دست آخر، توضيحات ما را مى‏خوانيد:


گزارش سايت رويداد (11 خزداد82) از گفتگوهاى رضائى با امريكائيها:
در حالى كه محسن رضايى موضوع مذاكرات پشت پرده خود با برخى مقامات آمريكايى و اسرائيلى در حاشيه كنفرانس آتن را تكذيب كرده و گفته كه حضور وى تنها به خاطر ارائه مقالات علمى در كنفرانس بوده است. يك نشريه وابسته به جناح راست سنتى، جزئياتى از مذاكرات وى با فلينت لورت، از مقام‏هاى سابق وزارت خارجه آمريكا، را منتشر كرده است.
رويداد متن كامل گزارش نشريه منشور برادرى را بدون هيچگونه قضاوتى درج مى‏كند:
آقاى محسن رضايى دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و هيات همراه وى - از جمله آقاى صادق زيبا كلام - در سفر اخير خود به آتن با يكى از ديپلمات‏هاى آمريكايى به نام "فلينت لورت" ملاقات داشته است. لورت بتازگى از مسووليت رسمى خود در وزارت خارجه آمريكا كناره گرفته است تا با دست بازترى در برخى ملاقات‏ها حضور يابد.
فلينت لورت، پس از افشاى خبر ملاقات وى با محسن رضايى در شهر آتن، طى يادداشت كوتاهى كه در سايت گلف 2000) انتشار يافت، ضمن تاييد خبر ملاقات با محسن رضايى رسماً اعلام داشت:
من در آتن فرصت يافتم با ژنرال محسن رضايى ملاقات كنم. اين ملاقات در حاشيه كنفرانس آتن و به درخواست محسن رضايى انجام شد.
البته من در اين ملاقات به محسن رضايى و همراهان وى گفتم كه ديگر يك مقام رسمى و نماينده دولت آمريكا نيستم. گفتگو با شرايطى كه آنها داشتند و موقعيتى كه من برايشان تشريح كردم ادامه يافت و هيچ موضوع سرى و پنهانى در اين ملاقات مطرح نشد. علاوه بر من، استيو اسپيجل (لورت مشخص نساخته وى داراى چه مقام و موقعيتى است) نيز در اين ملاقات حضورداشت. من در ابتدا اين گفت‏وگو را يك گفت‏وگوى خصوصى تلقى كردم اما از آنجا كه موضوعات جالبى در اين گفت‏وگو مطرح شد، پس از بازگشت به آمريكا مشروح آن را به ابتكار خودم براى مقامات رسمى ايالات متحده گزارش كردم.
فلينت لورت، كه اين يادداشت را به گفته خويش براى تدقيق خبرى كه در همين زمينه در سايت گلف 2000 انتشار يافته در اختيار اين سايت قرار داده، شرحى نيز از سوابق خود ضميمه اين يادداشت كرده است كه دقت روى مسووليت‏ها و موقعيت وى در آمريكا قطعا قابل‏توجه است. لورت مى‏نويسد:
"من تحليلگر اول امور خاورميانه در وزارت خارجه امريكا بودم. به‏تازگى كار دولتى را پس از ده‏سال (در وزارت خارجه و سازمان‏هاى تابعه و وابسته به آن) رها كردم و زمان كوتاهى پس از ترك مقام دولتى خويش در وزارت‏خارجه در كنفرانس آتن شركت كردم. از فوريه 2002 تا مارچ 2003 در NSCمدير ارشد در قسمت خاورميانه بودم و اكنون نيز با سازمان سياست‏گذارى خاورميانه وابسته به انستيتوى بروكينگ همكارى مى‏كنم."
شبكه فاكس نيوز، كه درحقيقت ارگان پنتاگون مى‏باشد همزمان با انتشار خبر تاييد ملاقات "فلينت لورت" با محسن رضايى در آتن، متن مصاحبه‏اى را با وى منتشر كرد.
بريت هيوم، گزارشگر فاكس نيوز در مقدمه مصاحبه خود با فلينت لورت مى‏نويسد:
چندى پيش دولت آمريكا اعلاميه‏اى درباره تهديدات هسته‏اى يكى از محورهاى شيطانى صادر كرد. به‏نظر مى‏رسد كه بايستى نگران تهديد ديگرى هم بود. اول كره شمالى و حال ايران كه تلاش مى‏كند با مداخله در عراق حكومتى اسلامى چون خود را در عراق به وجود آورد.
براى اطلاع بيشتر درباره ايران با كسى مصاحبه كرده‏ايم كه تا چندى پيش مشاور جرج‏بوش در امور ايران بود:
آقاى فلينت لورت هم‏اكنون در انستيتوى بروكينگ در واشنگتن كار مى‏كند.

* لورت: (طرف مذاكره محسن رضايى در آتن) بعضى مواقع از گزارش‏هاى متخصصين چنين برمى‏آيد كه ايران تكنولوژى ايجاد بمب اتمى دارد و مى‏داند كه براى ساخت آن به چه چيزى نياز است.

* هيوم: واقعا آنها آن را بدست آورده‏اند؟
* لورت: آنچه ما در اين سالها كوشش كرده‏ايم جلوى دستيابى ايران به آن را بگيريم سلاح اتمى است.
* هيوم: آنها اكنون راكتور دارند. درست است؟
* لورت: درست است. در اين سال‏هاى اخير تمركز ما روى تأسيسات بوشهر بوده است كه روسها آنجا را مى‏سازند. ما فكر مى‏كرديم ايران ممكن است از بوشهر براى توليد سلاح‏هاى پلوتونيم‏دار استفاده كند. ناگهان 9 ماه پيش متوجه شديم نيروگاه ديگرى در نطنز در حال ساخت است كه ممكن است به توليد سلاح‏هاى اورانيوم‏دار بپردازد. در بوشهر نيروگاه است اما در نطنز آنها نيروگاه نمى‏سازند بلكه تكنولوژى بدست مى‏آورند كه مى‏تواند سلاح‏هاى غنى‏شده به اورانيوم بسازد كه در يك بمب قرار داده مى‏شود. اين به معناى آن است كه ايران مى‏تواند به زودى ظرفيت توليد سلاح اتمى را دارا شود.

* هيوم: در حال حاضر آمريكا چه فكر مى‏كند؟
* لورت: قبل از كشف نطنز متخصصان فكر مى‏كردند كه حداقل 5 سال طول مى‏كشد تا ايران به ظرفيت توليد سلاح اتمى برسد.
* هيوم: اما حالا؟
*لورت: حالا به وضوح خيلى كوتاه‏تر است. مطبوعات اسرائيل گزارش‏هايى در اين باره دارند. به طور مثال سازمان امنيت اسرائيل مدت آن را كمتر از دو سال مى‏داند.

* هيوم: آيا ايران معاهده منع گسترش سلاح‏هاى اتمى را امضا كرده است. آيا به آژانس بين‏المللى اتمى تعهداتى سپرده‏اند؟
* لورت: بله ايران آن را امضا كرده است و حتى پروتكل تكميلى را هم امضا كرده است كه با بازرسان آژانس اجازه بازرسى تام مى‏دهد.
* هيوم: باز هم نگرانى آن وجود دارد كه آنها بتوانند مخفيانه به دور از چشم بازرسى‏هاى معمول به توليد سلاح‏هاى اتمى بپردازند.
* لورت: درست است. نطنز مثال خوبى است. ايران كه جزو معاهده آژانس بين‏المللى است حتى تا قبل از 180 روز به بهره‏بردارى از تأسيسات نطنز آن را به آژانس بين‏المللى اتمى اطلاع نداده بود. تنها دليل كه باعث شد ما متوجه شويم كشف آن توسط يك گروه مخالف حكومت ايران بود.
* هيوم: ما فعلاً به روشنى از طريق مجامع بين‏المللى و روش‏هاى ديپلماتيك سعى مى‏كنيم كه ايران را وادار به كنترل كنيم.
* لورت: درست است.
* هيوم: اما اگر آنها به چنين كارى تن ندادند. آن وقت چه كارى مى‏توان كرد؟
* لورت: من فكر مى‏كنم اگر نتوانيم برنامه‏هاى ايران را با اقدامات ديپلماتيك متوقف كنيم. ما مى‏توانيم يكى ديگر از دو راه را انتخاب كنيم. ما مى‏توانيم به راه نظامى متوسل شويم.

* هيوم: راهى كه اسرائيل در مقابل عراق انتخاب كرد. آنجا را از بين برد و ديگر مشكلى نبود هر چند باعث مشكلاتى در روابط بين‏المللى شد. اما الان همه خوشحالند. ما مى‏توانيم چنين كارى كنيم.

* لورت: من نمى‏دانم كه ما مى‏توانيم اين كار را انجام دهيم؟
* هيوم: نظامى، ما كه ظرفيت انجام آن را داريم. اين طور نيست.
* لورت: ظرفيت آن را داريم. اما قسمتى از مشكلات اين است كه ممكن است ايران تأسيسات مشابهى در جاهاى ديگرى داشته باشد كه ما بى‏خبر باشيم.

* هيوم: ما چه پيشنهادى مى‏توانيم به آنها بدهيم؟
* لورت: ما مى‏توانيم امكان مشاركت آنها در تامين امنيت خليج‏فارس پس از صدام را فراهم كنيم تا آنها به عنوان عضو مسوول به دنبال امنيتى قانونى و مشروعى باشند كه مورد تاييد و احترام ايالات متحده و ديگر كشورهاى خليج فارس نيز هست.

* هيوم: به عبارت ديگر ما بايد به حكومت اسلامى ايران بگوييم كه ما به دنبال ايجاد دردسر و مشكلات براى شما نيستيم.
* لورت: اين مى‏تواند يكى از موضوعاتى باشد كه رژيم ايران در پى آن است كه در يك معامله بزرگ بدست آورد.
* هيوم: احتمالا اين وسوسه انگيز نخواهد بود چون ما در پى بركنارى رژيم هستيم.
* لورت: ما مشتاقيم كه اصلاح طلبان حكومت ايران بتوانند قدرتمند شوند تا بتوانند به آرزوهاى مردم ايران جامه عمل بپوشانند.
* هيوم: يك مساله غامض و مشكل.
لورت:
بله.
آقاى محسن رضايى چندى پيش توضيحى پيرامون سفر خود به سوريه و يونان منتشر ساخت. اما هيچ اشاره‏اى به ملاقات خود با "فلينت لورت" و "استيو اسپيچل" نكرده و تا اين لحظه مطالب منتشر شده در فاكس نيوز را نيز تاييد و يا تكذيب نكرده است.
آقاى رضايى تاكيد كرده‏اند كه ملاقات‏ها و مذاكرات آنان تنها جنبه علمى، آكادميك و غيردولتى داشته است. اما اظهارات آقاى فلينت در شبكه فاكس‏نيوز مؤيد چنين مسائلى نيست. جريان اين ملاقات و اظهارات طرفين پيرامون آن شباهت غريبى به ملاقات بازرگان و برژينسكى در الجزاير به سال 1358 دارد (1)...
كيهان (10 خرداد 82) در مصاحبه با صادق زيبا كلام از وى از كنفرانس آتن مى‏پرسد و زيبا كلام مى‏گويد:
نمى توانم راجع به آن چيزى بگويم براى اينكه اين كنفرانس يك قانونى دارد كه نبايد مسائل مطرح شده در آن به هيچ وجه در مطبوعات درز كند! (2) كيهان اصرار مى‏كند و زيبا كلام در پاسخ مى‏گويد:
ببينيد اين كنفرانس توسط دانشگاه كاليفرنيا هر 5-4 ماه يكبار برگزار مى‏شود و يك سرى استادان دانشگاه و محققان و پژوهشگران مسائل استراتژيك در آن شركت مى‏كنند (3). از ايران هم، معمولاً 6-5 نفر هستند كه يا دانشگاهى هستند و يا از دفتر مطالعات سياسى وزارت خارجه. آنجا يك قاعده كلى دارد كه تمام شركت كنندگان اين قاعده را پذيرفته اند و آن هم اين است كه متعهدند از بازگو كردن مقالات و مطالبى كه در كنفرانس مطرح مى شود، خوددارى كنند. دليلش هم حساسيت هايى است كه بعضى از كشورها نسبت به اين كنفرانس دارند.
زيباكلام، در گفتگو با كيهان، بند را آب مى‏دهد و از سخنان خود در جمع اسرائيليان و امريكائيان سخن ميگويد كه از وى در مورد تبعات حمله امريكا به ايران سئوال كرده بودند. و چون محتواى گفتگوى رضا رضائى با امركائيها افشا مى‏شود، صادق زيبا كلام در مصاحبه با راديو فردا (يك‏شنبه 11 خرداد 82) او كه نخست هر گونه صحبت با امريكائيان را تكذيب كرده بود، مى‏گويد:
آمريكايى‏ها اعلام كردند كه ما هرگز خواهان ساقط كردن نظام جمهورى اسلامى نبوده‏ايم و اين تصور خود ايرانى‏ها است كه از ابتداى انقلاب همواره به آمريكا به چشم دشمن نگاه كرده‏اند. طرف آمريكايى با محسن رضايى هم عقيده بود كه در نهايت آنچه كه ثبات واقعى را در منطقه خليج فارس ايجاد مى‏كند تفاهمى است كه به گونه‏اى اجتناب ناپذير بايد بين ايران و آمريكا بوجود بيايد.
آمريكايى‏ها در جريان اين مذاكرات، ضمن اين كه به مسأله نطنز اشاره كردند، موضوع حمايت ايران از حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامى را نيز مطرح كردند. آنها همچنين موشك‏هاى دوربرد ايران را خاطر نشان ساختند و اينكه آيا واقعاً ايران سلاح‏هاى بيولوژيك و شيميايى در اختيار دارد يا نه. آمريكايى‏ها خيلى صريح و علنى مى‏گفتند كه ما اين مشكلات و اين نگرانى‏ها را در مورد ايران اسلامى داريم و معتقديم كه همه اينها بايد طى نشستى خيلى شفاف، علنى و بصورت رسمى ميان مقامات ايرانى و آمريكايى مطرح و مورد مذاكره قرار گيرد.
خامنه‏اى، بنا بر رويه، براى پوشاندن امتيازها كه نماينده‏اش به امريكا وعده داده و چنانكه پندارى از حمله نكردن امريكا به ايران مطمئن شده، در 14 خرداد، نقاب ضد امريكائى بر چهره زد و وظيفه دولت و مسئولين را مبارزه با امريكا گرداند!! انقلاب اسلامى:
1 - بهيچرو، ملاقات يك ايران گيتى، آنهم با وجود قول خامنه‏اى، كه هر كس سخن از مذاكره با امريكا بميان آورد - چه رسد به مذاكره محرمانه - يا احمق است و يا بى غيرت، قابل مقايسه با ديدار مهندس بازرگان با برژنسكى، نيست. 2 - اما رضائى مقاله خود را انتشار داده‏است و زيبا كلام خود نيز، گفتگوهايش را با اسرائيليها و امريكا در باره پى آمدهاى حمله احتمالى امريكا به ايران منتشر كرده‏است و لو مى‏دهد كه "كنفرانس" چگونه كنفرانسى بوده‏است. 3 - اگر بنا بر شركت استادان استراتژى بوده‏است، رضائى و زيبا كلام در آنجا چه مى‏كرده‏اند؟ و در زير، الف - خواهيم ديد موضوع گفتگوئى كه فلينت آن را مهم يافته و در يك گزارش كتبى تسليم مقامات حكومت بوش كرده‏است، چيست و ب - آنگاه خواهيم ديد چرا هاشمى رفسنجانى، بنى‏صدر را موضوع محورى خطبه نماز جمعه كرده‏است:

اطلاع مهمى كه محتواى گفتگوهاى رضائى با امريكائيها به ما رسيده‏است:
در ديدار آتن، طرف امريكائى به رضائى مى‏گويد:
امريكا مى‏خواهد با نماينده رسمى دولت ايران صحبت كند. رضائى به طرف امريكائى پاسخ مى‏دهد:
من نماينده رسمى دولت ايران هستم. زيرا هم دبير مجمع تشخيص مصلحت هستم و با موافقت رئيس اين مجمع با شما گفتگو مى‏كنم و هم از رهبر اجازه دارم. ديگران هم به حسابى نيستند. و چون طرف امريكائى مى‏گويد:
امريكا با نماينده "رهبر" مذاكره نمى‏كند، رضائى مى‏گويد:
خاتمى و حكومت او به آنچه رهبر موافقت كند، تمكين مى‏كنند. طرف امريكائى تكرار مى‏كند:
امريكا نمى‏تواند با نماينده بخش غير منتخب گفتگو كند. در اينجا، رضائى سابقه روابط محرمانه دو طرف را يادآور مى‏شود و وعده‏هاى چرب به طرف امريكائى مى‏دهد:
در عراق، ايران با امريكا همكارى مى‏كند. در مبارزه با القاعده و در افغانستان همكارى مى‏كند. خاطر امريكا را بابت برنامه تسليحاتى خويش آسوده مى‏كند. تأكيد مى‏كند كه تا وقتى رژيم كنونى برپاست، جز جناحى كه قدرت در قبضه اواست، كسى نيست كه بتواند با امريكا گفتگو كند و اين امتيازها را به امريكا بدهد. بديهى است در ازاى دادن اين امتيازها، امريكا سياست خويش را در قبال رژيم ايران تغيير خواهد داد. انقلاب اسلامى:
بدين قرار، نگرانى "اصلاح طلبان" از اين كه سر آنها موضوع معامله با امريكاست، بيهوده نبوده‏است. با وجود اين، معامله‏اى كه رضائى پيشنهاد كرده‏است، ضعف مفرط جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى را مسلم مى‏كند. شرط امريكا معلوم مى‏كند موضع "اصلاح طلبان" قوى است ولى ضعف در شخصيت خود آنهاست كه نمى‏توانند موقعيت را براى در دست گرفتن ابتكار عمل مغتنم بشمردند. چنان بى عمل مى‏مانند كه هاشمى رفسنجانى ابتكار را در دست مى‏گيرد:

هاشمى رفسنجانى و "لولوى بنى‏صدر":
هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه 9 خرداد گفته‏است:
آمريكا مطمئن باشد هرتوطئه‏اى كه بخواهد عليه ايران طرح ريزى كند خنثى خواهد شد. امريكا مطمئن باشد هر توطئه‏اى را كه بخواهد عليه ايران طرح ريزى كند، خداى قرآن، اسلام، اهل بيت، مردم و انقلاب با شهامت آن را خنثى خواهند كرد.
دين فطرى است و هيچ كس نمى‏تواند آن را تغيير دهد و در طول تاريخ بهترين تكيه گاه براى تمامى حركتهاى اجتماعى بشر بوده است. البته ممكن است برخى غفلت ها و اقدامات شياطين حضور آن (دين) را كمرنگ كند ولى نمى‏تواند آن را از بين ببرد. آمريكايى‏ها و هر كس كه با آنها مى‏باشند، فكر نكنند مبارزه‏شان با اسلام به نتيجه مى‏رسد. ممكن است موجى ايجاد كنند ولى بدانند درختى كه ريشه در اعماق انسانها دارد و شاخه‏هاى آن از آسمانها تغذيه مى‏كند، نمى‏توان ريشه كن كرد.
رفسنجانى، با اشاره "به حركتهاى سركوبگرايانه آمريكا در ايران و همه جهان عليه دين اسلام" افزوده‏است:
اين حركات هميشه وجود داشته اما به شكست منتهى شده است چون آمريكايى‏ها غافل از اين نكته هستند كه فرهنگ غربى با فطرت انسانها سازگارى ندارد. متاسفانه آمريكا از گذشته پند نگرفته و امروز به صورت ديگرى وارد ميدان شده است.
در اواخر عمر مبارك حضرت امام خمينى (ره) اميد بسته بودند كشتى انقلاب بى‏لنگر شده و ساقط شود اما ديدند كه امام رفت و جانشين آن آمد و با همان صلابت راه امام را طى كرد (1) و ملت نيز با همان وفادارى‏اى كه به امام داشتند، با رهبر فرزانه انقلاب رفتار كردند. متاسفانه تحليل‏هاى غلط آمريكا و استعمار آنها را به مسير اشتباه هدايت مى‏كند. آنها ژرفا و عمق آب را نمى‏بينند بلكه فقط امواج و كف روى آب را مشاهد مى‏كنند و بر اساس آن برنامه ريزى مى‏كنند. مثلث شومى كه امروز از گروه يهودى صهيونيستى و مسيحى و نيز رجال جنگ طلب آمريكايى تشكيل شده است و آمريكا را اداره مى‏كند و اگر چه دنيا را به زحمت انداخته اما برنامه‏هايش بويژه در ايران با شكست روبرو شده و مجبور به عقب نشينى خواهند شد. (2) انقلاب اسلامى ايران در زمانى به رهبرى حضرت امام (ره) پيروز شد كه آمريكايى‏ها در ايران قدرت و نفوذ فراوانى داشتند و شاه فرامين آنها را چشم بسته اجرا مى‏كرد، اما نيروى عظيم مردمى ايران توانست آنها را با آن ذلت از كشور بيرون كند. آمريكا و رژيم دست نشانده‏اى كه آن روز آنچنان زبونانه از ايران رفت چطور شده است كه امروز فكر مى‏كند مى‏تواند به آسانى به ايران برگردد؟ امروز ملت، روحانيت و قدرت انقلاب تعضيف نشده است كه اينها چنين تفكراتى واهى را در سر مى‏پرورند.
هاشمى رفسنجانى از كاخ سفيد خواست سخنان او را با دقت مطالعه و تحليل كرده و وضع امروز خود را در ايران با گذشته قدرى مقايسه كنند. امروز، همان نيروهاى دست خالى ديروز تجربه حكومتى و تربيت مديران ارشد و ايجاد نهادهاى مردمى قدرت عظيمى را در كشور خلق كرده‏اند و با آنچه به دست جوانان خود ساخته‏اند از نظام خود دفاع خواهند كرد.
وى به تبليغات برخى راديوهاى بيگانه اشاره كرده و گفته‏است:
برخى از اين تبليغات به قدرى اغراق آميز است كه حتى اربابان آنها نيز باور مى‏كنند. خيال مى‏كنند اگر چند جوان خام فريب خورده پيدا شدند و تبليغات آنها را تغذيه كردند، مى‏توانند كارى انجام دهند در حالى كه امواج خروشان چند ميليونى مردم از چشم آنها مخفى مانده است.
هاشمى رفسنجانى خطاب "به دولتمردان داخل كشور" گفته‏است:
متاسفانه مى‏بينيم كه امروز بعضى‏ها مرعوب شده‏اند و اين روزها رهبر انقلاب از كسانى كه حالت ارعاب دارند و ترسيده‏اند، گله مى‏كنند. (2) از چه مى‏ترسيد؟ ما كه براى خدا و احياى دين اسلام قيام كرديم. ما بر اساس فطرتمان به ميدان آمديم و مردم نيز بر اساس احساس وظيفه به ميدان آمدند. مگر اول انقلاب نبود كه بنى‏صدر چند ماهى توانست با تبليغات دروغ مردم را فريب دهد ولى وقتى مردم در عمل ديدند او به بيراهه رفت در انتخابات بعدى يكپارچه عليه او رأى دادند (3). ممكن است مردم گاهى بر اثر تبليغات اشتباه كنند و فريب بخورند اما فطرت آنها نمى‏گذارد اين امر ادامه يابد. آن روز وقتى كه بنى صدر انتخاب شد بين نيروهاى انقلابى اختلاف ايجاد شد. امروز هم ما چنين چيزى را مى‏بينيم. در آن زمان به محض اينكه بنى‏صدر خودش را نشان داد، اختلافات گم شد و دوباره وحدت كلمه برقرار شد و موج قوى انقلابى اسلامى و ملى بين مردم احيا شد.(4) آن روز بنى صدر، رجوى، منافقين ملى گراها و ماركسيست‏ها همه يكپارچه شدند و آمريكا آنها را تائيد كرد و وقتى هم خواستند از ايران فرار كنند، هواپيمايشان در فرودگاه نظامى فرانسه به زمين نشست و آمريكا به آنها پناه داد. (5) امروز همان مجموعه وجود دارند. آن روز منافقين از ايران با آمريكا عقد اخوت بستند و امروز از عراق. ممكن است عده‏اى فريب بخورند ولى مردم خود چشم گوش و احساس دارند و شرايط كنونى خود را با شرايط قبل از انقلاب مقايسه خواهند كرد. مشكل آمريكا اين است كه به مردم ايران كم بها داده و گرنه چنين تبليغاتى نمى‏كرد. ايران از جاهايى است كه به آسانى نمى‏شود به آن آسيب رساند و هر كس بخواهد دستى به طرف ايران دراز كند، مردم ايران دستش را قطع خواهند كرد. البته آمريكايى‏ها خودشان گفته‏اند كه قصد برخورد خشن با ايران را ندارند ولى روى مساله‏اى تكيه مى‏كنند كه انسان تاسف مى‏خورد غولى بدين بزرگى اين همه اشتباه مى‏كند و فكر مى‏كند افكار عمومى و ملى ايران پشتيبان نظام رهبر و انقلاب خود نيست.
انقلاب اسلامى:
هاشمى رفسنجانى از امريكائيها مى‏خواهد سخنان او را مطالعه و تحليل كنند. چرا، زيرا زبان او ظاهر و باطن دارد. در عين حال، خطاب به امريكا، به خاتمى و "اصلاح طلبان" و "امة حزب الله" و به مردم ايران است:

* سايت امروز (12 خرداد) در مقاله‏اى، مى‏نويسد:
اقتدارگرايان همواره با "لولوى بنى‏صدر" مى‏ترسانند." و روزنامه اعتماد (13 خرداد 82) زير عنوان، "هاشمى و بنى‏صدريزاسيون"، با اشاره به اين كه اظهارات هاشمى رفسنجانى، كه در آن شرايط فعلى را با ماجراى بنى‏صدر،... به نوعى، بر نقش خود در "عبور از بحران" تأكيد كرده و از محافظه‏كاران مى‏خواهد كار را به كاردان بسپارند.
اما اگر امروز هاشمى رفسنجانى و ديگر كارگردانان سازمان ترور چنين مى‏كنند بخاطر آنست كه الف - سنجشهاى افكار كه خود انجام مى‏دهند، به وحشتشان مى‏اندازد و ب - ايستادگى بنى‏صدر و همقدمانش بر سر تجربه انقلاب ايران و اصول راهنماى آن، مردم ايران را متقاعد كرده‏است روش صحيح و كم هزينه، جنبش همگانى از درون است. در نتيجه، هاشمى رفسنجانى در مقام سخنگوى رهبرى سازمان ترور و ملاتاريا، وحشت زده، به بعضى هشدار مى‏دهد و برخى را تهديد مى‏كند:
1 - خطاب به امريكائيها مى‏گويد:
در "دوره امام" ما و شما با هم معامله‏هاى محرمانه داشتيم. اگر معامله محرمانه نبود، كودتاى بر ضد بنى‏صدر انجام نمى‏شد، جنگ بمدت 8 سال ادامه نمى‏يافت، در اواخر خمينى، معامله ما با شما بود كه امكان داد با جعل نامه‏اى از خمينى، خامنه‏اى به رهبرى برسد. چون از بيرون، قدرت امريكا حامى ما بود، قانون اساسى را تغيير داديم. خامنه‏اى رهبر و من رئيس جمهورى شديم. آن زمان قوا در دست ما نبود و حالا در دست ما هست. شما به ما مى‏گوئيد با "غير انتخابيها" حاضر به گفتگو نيستيد؟ آيا فكر كرده‏ايد خاتمى و اصلاح طلبان به حسابى هستند؟ اشتباه نكنيد در ايران، شما طرف معامله‏اى غير از ما و مطمئن‏تر از ما نداريد.
2 - به 135 امضا كنندگان نامه به "رهبر" مى‏تازد. آن را "مرعوب" شدگان مى‏خواند. حال آنكه مرعوب شدگانى جز خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى وجود ندارند. به اين دليل آشكار كه رضائى را به آتن فرستاده‏اند تا به ارباب امريكائى بگويند سر بر آستان او مى‏سايند و توقعاتش را بر مى‏آورند. بيانيه مشترك حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامى پاسخ به سخنان هاشمى رفسنجانى است:
"اگر مى‏خواهيم در برابر قدرت خارجى كرنش نكنيم، بايد در برابر ملت خود و حقوق قانونى، اسلامى و انسانى آنان تعظيم نماييم." 3 - مدعى است كه بنى‏صدر مردم را با تبليغات فريب داد اما وقتى مردم به ماهيت او پى بردند، در انتخابات بعدى، عليه او رأى دادند. از قرار اشاره‏اش به "انتخابات" مجلس اول است. اما از آنجا كه دروغگو كم حافظه مى‏شود، يادش رفته است كه او خود گفت:
الف - وقتى بنى‏صدر به رياست جمهورى انتخاب شد، نزد امام رفتيم و گفتيم اينكه نشد و امام فرمود شما سعى كنيد مجلس را در دست بگيريد. چون ملاتاريا بنا را بر تقلب و جلوگيرى از آزادى نامزدها و نيز تظاهر به طرفدارى از رئيس جمهورى گذارد، ب - در "انتخابات" مجلس اول، 28 درصد رأى دهندگان بيشتر شركت نكردند. در حوزه هائى كه "نماينده" انتخاب شد، با 14 درصد آراء دارندگان حق رأى انتخاب شدند. و ج - بنا بر گزارشهاى هيأت بازرسى مركب از قضات، در نزديك به تمامى حوزه‏ها، تقلب صورت گرفته بود. در نتيجه، بنى‏صدر خواهان ابطال نتايج انتخابات حوزه هائى شد كه در آنها تقلب انجام شده بود. و نيز، به شوراى انقلاب پيشنهاد كرد كه شرط اعتبار انتخابات هر حوزه را شركت حداقل 50 درصد رأى دهندگان قرار دهد. آن شورا كه اكثريتش گردانندگان حزب جمهورى اسلامى بودند و از سوى خمينى مأمور شده بودند مجلس دست نشانده بسازند، دست به دامن خمينى شدند. خمينى هم به اين عذر كه وضعيت غير عادى است، اعلان كرد كه همين مجلس خوب است و افتتاح شود. بنى‏صدر تهديد كرد مجلس را افتتاح نخواهد كرد...
4 - وقتى به بنى‏صدر - كه خواب و بيدارى ملاتاريا را آشفته مى‏كند - مى‏رسد، هم خطابش به طرف امريكائى و هم خطابش مردم ايران است:

* خطاب به طرف امريكائى مى‏گويد:
خط برنده در ايران، خط آزادى و استقلال است و اين خط منافعى براى امريكا در ايران و هيچ كشور منطقه نمى‏شناسد. بنى‏صدر از حمايت كامل مردم برخوردار بود و در پى معامله پنهانى با يكديگر (اكتبر سورپرايز) بر ضدش كودتا كرديم. اگر ما نباشيم، نه "اصلاح طلبان" درون حاكميت كه استقلال و آزادى طلبان بيرون حاكميت و مخالف سلطه امريكا دولت را در دست مى‏گيرند. و
* خطاب به مردم مى‏گويد:
بنى‏صدر را شما انتخاب كرديد و ما برضدش كودتا كرديم. مى‏بينيد خاتمى را گرفتار چه وضعيت فلاكت بارى كرده‏ايم. گمان نكنيد ما كسانى باشيم كه آسان دست از قدرت بر مى‏داريم.
بديهى است كه استاد اعظم باب وقاحت و دروغ، از گفتن دروغهاى فاحش ابائى ندارد. اما دروغهائى كه مى‏گويد كليد رمز هستند:

* در عبور از بحران، تصريح مى‏كند دستور "عزل بنى‏صدر" را خمينى داده‏است. در همان كتاب، خمينى را به خاطر اظهارات 6 و 25 خردادش (اگر ملت موافقت كند من مخالفت مى‏كنم و اگر 35 ميليون بگويند بله من مى‏گويم نه) سخت ستايش مى‏كند. بنا بر اين، قصدش از "روحانيت و مردم" ملاتاريا و "امة حزب الله" يا چماقداران است. در حقيقت، بنابر خبرى موثق، هاشمى رفسنجانى گفته است مى‏بايد لايحه لغو نظارت استصوابى را لغو كرد. عدم شركت مردم در انتخابات مهم نيست. با 10 درصد مردم كه در انتخابات شركت مى‏كنند مى‏توانيم حكومت كنيم و ثبات نظام را نيز تضمين كنيم.
5 - هواپيماى نظامى در فرودگاه نظامى فرانسه به زمين مى‏نشيند. چطور امريكا پناهندگى مى‏دهد؟! باطن اين ظهار اينست:
الف - بنى‏صدر از آغاز، پناهندگى نخواست و همچنان از امتيازهاى يك پناهنده برخوردار نيست و ب - اين دروغ نيز رمز است:
بهنگام ورود بنى‏صدر به پاريس، در نخستين مصاحبه با بى بى سى، او گفت:
براى افشاى روابط ارگانيك خمينى و ريگان به خارج از كشور مهاجرت كرده‏است. افشاى مداوم اين روابط، دو افتضاح اكتبر سورپرايز و ايران گيت شدند. بنا بر اين، يكبار ديگر، هاشمى رفسنجانى به امريكائيان و به اقليت زورپرست شريك او و خامنه‏اى هشدار مى‏دهد:
شعار بنى‏صدر آزادى در درون و استقلال در بيرون است. در صورتى كه ايرانيان بحركت آيند، پايان كار استبداديان است. ايران الگوئى براى ديگران مى‏شود كه از درون خود را آزاد كنند.ودر واقع ميگويد ، بنا بر اين، شما امريكائيان سودتان در اينست كه با ما معامله كنيد. اگر باطن سخن او چنين نبود، در ظاهر سخن او چه چيز هست كه امريكائيان مطالعه و تحليل كنند؟ انقلاب اسلامى:
با وجود اين، خبرها و اطلاعاتى حاكى از آنند كه "امتيازهايى " كه رضائى گفته بود جز "ما" كسى نمى‏تواند به امريكا بدهد، داده مى‏شوند. در اين صورت، سخنان هاشمى رفسنجانى، بنا بر رويه، الف - در ظاهر حمله به امريكا، توافقهاى محرمانه را مى‏پوشاند و ب - در همان حال، به امريكا هشدار مى‏دهد كه اگر رژيم ملاتاريا نباشد، تنها خط آزادى و استقلال مى‏توانند دولت ايران را تصدى كند.

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر