|
|
|
حضور رهبران القاعده در ايران و سازماندهى فعاليتهاى تروريستى و پادرميانى انگلستان براى حل مسائل فى مابين ايران و امريكا؟:
سايت امروز 28 ارديبهشت 82، نوشته است: به ادعاى آمريكا، القاعده از ايران عمليات تروريستى خود را هدايت مىكند. وزير دفاع آمريكا ادعا كرد رهبران القاعده از پناهگاههاى نظير ايران و مناطقى كه فاقد حكومت هستند، عمليات تروريستى خود را هدايت مىكنند. وى تأكيد كرد ما مىدانيم برخى رهبران القاعده در ايران به سر مىبرند. رامسفلد همچنين ايران را متهم به دست داشتن در ماجراى انفجار "الخبر" در عربستان سعودى كرد. نشريه فيلادلفيا اينكوريو نوشت: "سعد بن لادن"، پسر اسامه بن لادن در ايران است. يك رسانه آمريكايى به نقل از مقامات رسمى آن كشور گزارش داد شواهد و مدارك مبنى بر دخالت آن دسته از اعضاى القاعده كه به ايران فرار كردهاند، در طراحى و هدايت عمليات تروريستى در عربستان، كنيا و مناطق ديگر، رو به افزايش است. بر اساس اين گزارش، سيف العدل نفر سوم القاعده در ايران اقامت دارد و با عامل القاعده در عربستان به نام ابوبكر در تماس بوده است. حمله انتحارى 13 مه رياض، به دستور ابوبكر صورت گرفت. اين گزارش مىافزايد محمدالحصرى از ديگر رهبران القاعده در ايران بسر مىبرد كه مسئول عمليات اين سازمان در شرق افريقاست.
همچنين رامسفلد وزير دفاع آمريكا روز پنجشنبه در كنگره اين كشور گفت: دولت واشنگتن اطمينان دارد تعدادى از رهبران القاعده در ايران پناه گرفتهاند. نايت ريورز نوشت: اگر اظهارات رامسفلد به اين معنا باشد كه دولت بوش در نظر دارد ايران را مسئول اين عمليات تروريستى بداند كه از سوى القاعده پنهان شده و اعضاى القاعده در داخل ايران هدايت شدهاند، در آن صورت آنگونه كه برخى مقامات آمريكا اشاره مىكنند، رويارويى بعدى آمريكا با كره شمالى يا سوريه نخواهد شد، بلكه با ايران خواهد شد.
در 17 مه،،yaD sweN نوشت منابع مبارزه با تروريسم امريكا بر آنند كه ترورهاى رياض را رهبران القاعده، از درون ايران، سازمان دادهاند و دستور ترورها در شرق افريقا را نيز دادهاند.
مقامات اطلاعاتى مىگويند يكى از رهبران القاعده بنام سيف العدل كه مسئول امنيت بن لادن بودهاست به ايران گريخته و در حمايت سپاه پاسداران بسر مىبرد. همين مقامات برآنند كه سيف العدل، على عابد الرحمن الغمدى را كه اسم مستعارش ابوبكر العضدى است، مأمور كردهاست انفجارهاى رياض را سازمان دهد. در آن عمليات انتحارى، 9 عضو القاعده و 25 تن، از جمله 8 امريكائى كشته شدند.
و نيز، دستيار سيف العدل، عبدالله احمد عبدالله كه نام مستعار او ابومحمد الحصرى است كه در بيرون از ايران عمل مىكند، يك شبكه القاعده را مأمور كردهاست در شرق افريقا، دست به ترورهائى بزنند.
از اين رو، وزارت خارجه امريكا از امريكائيان خواست از سفر به شرق افريقا، بخصوص كنيا، خوددارى كنند. انگلستان نيز پرواز به كنيا را متوقف كرد زيرا بنا بر اطلاع، ساقط كردن هواپيماى مسافربرى يكى از عمليات ترور بودهاست.
حكومت بوش در موقعيت خاصى قرار گرفتهاست. زيرا از سوئى نمىتواند اين اطلاعات را ناديده بگيرد و از سوى ديگر، نياز دارد ايران در عراق مخل كار امريكا نشود. اينست كه موضوع حضور برخى از سران القاعده در ايران، در صدر دستور كار حكومت بوش قرار گرفتهاست.
سيا حاضر نشد در باب حضور چهرههاى القاعده در ايران و نقش آنها در ترورهاى اخير، ابراز نظر كند. مارك مانسفيل، سخنگوى سيا گفت: "در اين باره چيزى براى گفتن ندارم".
يك مقام حكومت كه به سيا نزديك است تأييد كرد كه الغمدى، متولد عربستان، "نقش بزرگى" در ترورهاى رياض داشته است.
مقامات سعودى مىگويند سازمان دهنده ترورهاى رياض، خالد جهانى بودهاست. جهانى و الغمدى در پى بمبارات و تصرف توره بوره در 2001، از افغانستان گريختهاند.
در 14 مه، مشاور امنيتى بوش، رايس از حضور كادرهاى القاعده در ايران، ابراز نگرانى كرد اما ربطى ميان ترورهاى رياض و ايران برقرار نكرد. روز بعد، رومسفلد گفت: ما مىدانيم برخى از رهبران سازمان القاعده در ايران هستند.
واشنگتن پست (18 مه) در باره حضور برخى از سران القاعده در ايران و نقش آنها در ترورهاى رياض، اين اطلاعات را انتشار دادهاست:
* باور مقامات اطلاعاتى امريكا بر اينست كه سيف العدل، باتفاق ابو محمد الحرى، مسئول تعليم افراد القاعده و سعد بن لادن، پسر بن لادن و ابوموسى زرقاوى كه سال گذشته در بغداد بود، يكى از دو گروه رهبرى القاعده هستند. اين گروه در ايران هستند و گروه ديگر در مرزهاى افغانستان و پاكستان رديابى شدهاند.
* در 16 مه 2003، در كازابلانكا (مركز اقتصادى مراكش)، 5 عمل انتحارى همزمان انجام گرفت كه به قتل 41 تن و زخمى شدن بيش از 100 تن انجاميدند. در 18 مه، پليس 27 تن را كه گفته مىشود در اين ترورها دست داشتهاند، دستگير كرد.
اف بى آى تيمى را آماده كردهاست كه در تحقيقات، با مسئولان مراكشى تحقيق، همكارى كند. تيم دومى در 16 مه به عربستان سعودى رفتهاست. اين گروه 60 عضو، از جمله، اعضائى از سيا دارد.
* يا مقام عالى رتبه ضد تروريسم امريكا مىگويد: القاعده تنها در عربستان 4 شبكه دارد. نگرانى مقامات ضد تروريسم اينست كه افرادى ترورهاى رياض را انجام داده باشند كه تا كنون هيچگونه اطلاعى از آن تحصيل نشدهاست.
* مقامات اطلاعاتى مىگويند با توجه به اينكه القاعده مىخواهد بگويد همچنان زندهاست، احتمال مىرود در تدارك عمليات ديگرى باشد.
* يك مقام عاليرتبه ضد تروريسم مىگويد: من فكر مىكنم القاعده بازگشته است. در جريان و بعد از جنگ با عراق، جنگى كه كشورهاى اسلامى بطور وسيعى آن را محكوم كردند، بى عملى غير منتظرهاى از القاعده مشاهده شد.
در امريكا چندين نفر كه مظنون به عضويت در القاعده بودهاند، در خود امريكا دستگير شدهاند. دستيار رئيس اف بى آى، پاسكال ج. دامورو، مىگويد: ما بسيار فعال بودهايم و چندين نفر را دستگير كردهايم و در پى دستگير كردن عده ديگرى نيز هستيم.
* مقامات حكومت بوش و ديگران مىگويند ساخت القاعده سخت بهم ريختهاست. با وجود اين، از چندين هزار افراطى، تنها 3000 هزار تن دستگير يا كشته شدهاند.
* مشتى از رهبران القاعده كه در ايرانند، نمونهاى هستند از ارتقاى افرادى كه مقامات متوسط در سازمان القاعده داشتهاند. براى مثال، بعد از كشته شدن محمد عاطف در افغانستان، عادل رهبر عالى نظامى شدهاست. اينك، بعد از بن لادن و جانشين او امين الظواهرى كه با بدنه سازمان تماس ندارند، عادل عالىترين مقام القاعده گشتهاست كه در ايران، پايگاه بر قرار كردهاست.
* امريكا از ايران خواسته است گروه القاعده موجود در ايران را دستگير كند و ايران پاسخ دادهاست بر اين باور نيست كه چنين افراد گروهى در ايران باشند.
اما اطلاعات استراتژيك (9 مه 2003) مىپرسد: بن لادن دستگير شدهاست؟ و تحت اين عنوان اطلاع مىدهد: منابع نزديك به اسلام گرايان لندن، نگرانى شديد خود را از سرنوشت نامعلوم بن لادن ابراز مىكنند. علت خبرهائى است بعد از 29 آوريل، از واشنگتن مىآيند و حاكى از توقيف رهبر القاعده هستند. اين منابع از خود مىپرسند: آيا امريكائيها موفق شدهاند مخفيگاه بن لادن را كشف كنند؟ بخصوص كه بعد از درز دادن اين اطلاعات، مقامات پاكستان نيز آن را تكذيب نكردند.
ژنرال مشرف، رئيس دولت نظامى پاكستان، براى نخستين بار از 11 سپتامبر 2001 بدين سو، گفت: ممكن است بن لادن در پاكستان باشد. حال آنكه پيش از اين مىگفت: بن لادن كشته شدهاست. بعد از دستگيرى على العتاش اهل يمن و عمار بلوچى، ترتيب دهنده ترورetoC SSU و برادر زاده خالد شيخ محمد، يكى از مغزهاى القاعده، حلقه بر اسامه بن لادن تنگتر شدهاست.
در 18 مه، مقامات امريكائى گفتند القاعده تجديد سازمان كردهاست و از نو، وارد صحنه شدهاست.
انقلاب اسلامى: پس از پايان جنگ در عراق و آشكار شدن چند واقعيت، 1 - امريكا نتوانست اسلحه كشتار جمعى در عراق پيدا كند و 2 - نتوانست يك مدرك از همكارى رژيم صدام با القاعده يافته و ارائه كند و 3 - حتى نتوانسته است در بغداد حداقل امنيت را بر قرار كند و
4 - تظاهرات بر ضد حضور امريكا همه روزه شدهاست و امر شگرفى توجه جهانيان را به خود جلب كردهاست و آن اينكه سازمان حزب بعث و ارتش عراق و گارد جمهورى و... نتوانستند الف - مانع از حمله امريكا به عراق شوند بلكه خود دست آويز اين حمله بودند و ب - در برابر حمله امريكا، نتوانستند مقاومت لازم را بعمل آورند و امروز، آنچه را حزب بعث و ارتش و دستگاههاى اطلاعات و گارد جمهورى از دست دادهاند، مردم عراق با جنبش همگانى مىخواهند بدست آورند. در صورتى كه اين مردم به اين جنبش ادامه دهند و رهبرى مستقل و سازگار با جنبش همگانى را بوجود آورند، كشور مستقل و آزادى خويش را خواهند يافت. و اين درس بزرگى است براى ايرانيان كه خود مبتكر جنبش همگانى بودهاند و ديگر ملتهاى منطقه براى در دست گرفتن سرنوشت خويش.
دو فصل اول را با نقل خبرى بسيار گويا از اطلاعات استراتژيك (9 مه 2003) به پايان مىبريم:
انگلستان به كوششهاى ديپلماتيك خود ادامه مىدهد. هدف اين كوششها اينست كه ايران و امريكا را برآن دارد كه در يك راه حل عمومى بر سر مسائل مورد نزاع، به توافق برسند. بنا بر اين توافقى كه تا به حال حاصل شده، امريكا پذيرفته است مجاهدين خلق را طرد كند و به شيعه سهمى كافى در دولت عراق بدهد و تهران نيز پذيرفتهاست در امور عراق مداخله نكند و از حمايت حزب الله لبنان باز ايستد و تأسيسات اتمى ايران را تحت نظارت آژانس بين المللى اترژى اتمى قرار دهد.
انقلاب اسلامى: با وجود اين، يك سناتور امريكائى پيشنهاد كردهاست بودجهاى بملغ 50 ميليون دلار تصويب و صرف كمك به فرستندههاى راديو - تلويزيونى بر ضد رژيم بگردد و طرز فكرهاى وابسته، برخى در لباس "جمهوريخواهى" و برخى در "پوشش سلطنتطلبى (در واقع پهلوى طلب)، همزمان، در واشنگتن، در يك هتل، در دو سالن مجاور، گرد آمدند تا "آلترناتيو" بسازند و از 50 ميليون دلار سهمى بيابند و مايه دستى هم براى حكومت بوش بشوند. ناتوانى فاحشى را به نمايش گذاشتند:
|
|
|