١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦۷ از ٢٢ ارديبهشت تا ٦ خرداد

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
انقلاب اسلامى: بدين قرار، در همان حال كه ترس از سقوط سركوبگران را در برگرفته‏است، در تدارك تبديل مجلس به شوراى شهر تهرانند. به قول "اصلاح طلبان" مى‏خواهند رئيس جمهورى را به معاون اجرائى بى خاصيت و مجلس را به شوراى مشورتى تبديل كنند. مى‏دانيم كه اين تمايل برآن بود كه با پيروزى ناطق نورى در انتخابات رياست جمهورى سال 76، "دولت ولائى" بوجود آورد. و اينك ببينيم اصلاح طلبان در چه كارند، از ديد سخنگويان جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى و از ديد خودشان:

بن بست و بيرون رفتن از رژيم يا دست زدن به آخرين تلاش!؟:

روزنامه جوان (8 ارديبهشت 82) مدعى است كه بهزاد نبوى در سفر خود با زلماى خليل زاد، نماينده بوش در افغانستان و عراق، قبل از حمله آمريكا به عراق، ديدار و گفتگو كرده است. بر اساس اين ادعا، نوشته‏است: "در گوشه و كنار، شنيده مى‏شود بهزاد نبوى به همراه "م.م" (محسن ميردامادى) عضو ارشد حزب مشاركت كه اتفاقاً هر دو در مجلس شوراى اسلامى هم داراى پست و منصب هستند، در يك برنامه هماهنگ، با بيست تن از مسئولان و مديران ميانى نظام، اعم از مردان كابينه، برخى نمايندگان و بعضى استانداران، به اين توافق رسيده‏اند كه در آينده‏اى نه چندان دور بحث استعفاى زنجيره‏اى را دنبال نمايند و به فاصله يك هفته از يكديگر به مرور هريك از مسئولان كه نوبتش فرا رسيد، استعفاى خود را تقديم رئيس جمهور نمايد. اين استراتژى كه گفته مى‏شود از سوى افراطيون جبهه دوم خرداد در دستور كار قرار گرفته است، همان طور كه گفته شد براى امتيازگيرى از مسئولان نظام طراحى شده است تا ضمن متزلزل نمودن امنيت ملى و وفاق عمومى، آنان را به اين نتيجه برسانند، حالا كه تهديدات آمريكا بطور جدى در خصوص ايران مطرح است، تن به امتيازات درخواستى افراطيون بدهند و اين امر را كه بسيارى در سوداى آن هستند به تحقق رسانند. هنوز معلوم نيست اين پروژه دقيق از چه زمانى آغاز خواهد شد، اما مهم اين است كه اراده‏اى پشت اين جريان قرار دارد با اهداف خاص خود" .
و رسالت (9 ارديبهشت 82) نوشته است: شنيده شده در جلسه‏اى كه مديران پروژه ايجاد بحران در مجلس داشته‏اند، نتايج به دست آمده از فرم نظر سنجى نمايندگان و اعلام آمادگى 50 نماينده براى استعفا در اعتراض به رد لوايح دو قلو مورد بررسى قرار گرفته است. بهزاد نبوى در اين جلسه نسبت به صداقت ادعاى 50 نماينده ابراز ترديد كرده و گفته كه اگر در سال 81 كه حمله امريكا به عراق انجام نشده بود، بحث استعفا را مطرح مى‏كرديم شايد 50 نفر قبول مى‏كردند اما بعد از حمله آمريكا به عراق شرايط منطقه تغيير كرده و بعيد مى‏دانم كه در اين شرايط حتى 20 نفر حاضر به استعفا شوند. در اين جلسه مطرح شده كه در صورت اجراى پروژه استعفا بايد چهره‏هاى شاخص اصلاح طلب همه استعفا بدهند، اما اين پيشنهاد با مخالفت بهزاد نبوى روبرو شده و وى گفته است من در موقعيتى نيستم كه استعفا بدهم. و علاوه بر آن من بايد در مجلس بمانم تا فضاى مجلس را حتى پس از استعفا بتوانيم در كنترل اصلاح طلبان نگاه داريم". به نوشته "كيهان" يكى از نمايندگان در حاشيه جلسه علنى ديروز مجلس به خبرنگاران پارلمانى چند نشريه دوم خردادى گفت: من در رديف يازدهم هستم و آقاى شكورى راد به عنوان نفر چهاردهم استعفا خواهد داد...
اين نماينده مجلس با اعلام اينكه "كار ما با استعفاى سه نفر شروع مى‏شود و به فاصله هر ده روز يك نفر استعفا خواهد داد"، افزود: تاكنون 16 نفر قول قطعى داده‏اند كه با پروژه همراهى كنند. اين نماينده در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين حركت با رييس‏جمهور هم هماهنگ شده يا نه؟ گفت: ما با ايشان كارى نداريم.
وى همچنين فاش ساخت عناصر مستعد براى استفعا دادن از هم‏اكنون مشغول فراهم كردن بورس ادامه تحصيل در خارج براى خود هستند. انقلاب اسلامى: بهزاد نبوى در دو نقش متناقض بنا بر دو ارگان جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى!
حزب مشاركت، در ارزيابى "انتخابات" 9 اسفند شوراها برآن شده‏است كه
* - عوامل مربوط به رفتار حاكميتى اصلاح‏طلبان:
ضعف كارآمدى دستگاه اجرايى و عدم تناسب اين دستگاه با خواست‏ها و مطالبات مختلف مردم به خصوص در كابينه دوم اصلاحات، خنثى شدن مجلس به عنوان مهمترين نهاد انتخابى و توقف طرح‏ها و لوايح اصلاح‏طلبانه در مجلس به دليل مخالفت شوراى نگهبان با آنها، عدم كارآيى دستگاه تبليغاتى دولت و مجلس در بازنمايى فراگير دستاوردها و موفقيت‏هاى دولت و مجلس و مؤثر افتادن تبليغات سياه در ناكارآمد جلوه دادن اين دو قوه از سوى مخالفان، سكوت خاتمى در برابر همه موانع و سدهاى در برابر خود و اصلاحات، عدم انسجام درون جبهه اصلاحات و تخريب دولت و مجلس توسط برخى از جريان‏هاى اصلاح‏طلب، فرصت‏سوزى هاى مدام در سطح داخل و عرصه سياست خارجى.

* ضعف‏هاى جنبش اصلاحات و سازمان هاى سياسى درون آن:
نامشخص بودن رهبرى اصلاحات، بى‏توجهى به سرمايه تئوريك، ضعف سامان اجرايى و سازماندهى تشكيلاتى، سياست‏هاى تبليغاتى ناموفق، تشتت‏هاى ميان گروه‏هاى اصلاح‏طلب، استغناى كاذب و ضعيف دانستن رقيب، عدم بازنگرى مناسب در استراتژى و تاكتيك‏ها براى زمان حاضر، كم‏توجهى به عمل سياسى در چارچوب يك حزب تمام عيار، فاصله افتادن ميان اجزاى سياسى جنبش اصلاحات و بدنه اجتماعى آن و نداشتن تحليل از شكاف‏هاى بين احزاب اصلاح‏طلب و مردم به ويژه رفتار سياسى 14 ميليون راى خاموش انتخابات رياست جمهورى، عدم اعتماد كافى مردم به كار حزبى، وجود ديرفهمى از پيام مردم (هم در سطح نظام، هم در احزاب و هم در نخبگان)، بى‏توجهى به تغيير توقعات مردم از حوزه سياست به حوزه اجتماع، عدم تجهيز سازمان احزاب به سازوكارهاى مناسب با جنبش اجتماعى و ماندن در قالب يك سازمان سياسى محض، ارائه فهرست‏هاى انتخاباتى ناآشنا و گاه منفى از ديد مردم در انتخابات شوراها، بى‏تصميمى و بى‏موضعى جبهه دوم خرداد در حوادث قبلى‏
* رفتار مخالفان اصلاحات:
عوامل مربوط به عملكرد و جهت‏گيرى‏هاى سياسى مخالفان اصلاحات را مى‏توان چنين برشمرد: تلاش مفرط و همه‏جانبه در سياه‏نمايى و بى‏اعتماد كردن مردم به بقاياى سرمايه مورد اعتماد مردم، ايجاد فضاى امنيتى و قضايى با استفاده از گسترش تورهاى قضايى، به راه انداختن جنگ روانى و تبليغاتى شديد و پردامنه با استفاده از امكانات عمومى عليه اصلاح‏طلبان، توقيف و ايجاد محدوديت در امكانات ارتباط اصلاح‏طلبان با بدنه اجتماعى حامى اصلاحات )رسانه‏ها، مطبوعات، نظرسنجى و...(، بسط روحيه نااميدى از امكان اصلاحات درون نظام.
به اعتقاد جبهه مشاركت ايران اسلامى اصلى‏ترين عامل بى‏توجهى مردم به صندوق‏هاى رأى، آن هم در آزادترين انتخابات كه همه جريانات سياسى در آن حضور داشتند، "بى‏اثر شدن" راى آنان در انتخابات‏هاى گذشته است.
پيام انتخابات شوراها نشان دهنده آن است كه حتى حذف نظارت‏هاى محدود كننده قدرت انتخاب مردم و برگزارى انتخابات آزاد نيز ديگر نمى‏تواند تضمين كننده مشاركت مردم باشد و آنچه كه مهم است و از اين پس بايد پيگيرى شود نه تنها رفع موانع از برگزارى انتخابات آزاد بلكه سپردن ضمانت‏هاى لازم از سوى حاكميت به مردم براى اثرگذار بودن راى ملت در جهت ايجاد تغييرات و اصلاحات در نظام است...
انقلاب اسلامى: "اصلاح طلبان" حالا ديگر مى‏نويسند و مى‏گويند: مردم قدر رأى خود را دانسته‏اند و آن را مفت در صندوق نمى‏اندازند. اما بهتر آن بود كه از آغاز ارزش رأى مردم را به مردم خاطر نشان مى‏كردند و زمان، آنهم مساعدترين زمان را با وعده هائى كه امروز به پوچ بودنشان اعتراف مى‏كنند، بهدر نمى‏دادند.
سايت امروز مقاله‏اى تحت عنوان "همنشينى ناهمگنان در خاطره مردم"، به قلم شخصى كه خود را سرباز اصلاحات خوانده، درج كرده‏است: در اين مقاله، يادآور مى‏شود كه‏
* بالا دستان اصلاحات، - كه آنها را ژنرال نام ميدهد - ، اكبر گنجى را و سالروز ترور حجاريان را و خصوصا دانشجويان و مطبوعاتى‏هاى پايين دست (سربازان اصلاحات) را - كه با ايمان و آرمانهايشان در كنج نمور محبس‏هاى نامرئى و مرئى تنها گذاشته شده و امتحان مقاومت پس مى‏دهند - بدست فراموشى سپرده‏اند.

* پايين دست اصلاحات كه هنوز به دگم‏هاى سياست گرفتار نيامده معناى اين مساله را و نسبت كندى پيشرفت درمانش با تندى روند موزه‏اى شدن اصلاحات را به خوبى فهم مى‏كند.
اما داستان، سهمگين‏تر از فراموشكارى لابد و لاجرم، حكومتيان اصلاحات است و فاجعه عميق‏تر از ناشنوايى ناگزير ژنرال‏هايى است كه خاك كفش‏هايشان هنوز بر شانه‏هاى سربازان باقى‏است. حالا بعد از آن موج سهمگين گذرِ زمان، مردم نيز آن همه را از ياد برده‏اند! مسأله اين است! نيم نگاهى به استقبال سرد مردم از آخرين حضور اصلاح‏طلبان در عرصه سياست به خوبى نمايانگر عمق اين فاجعه است. البته اگر بر سر توجيه نياييم و يا چون تاجران كالاى سياست به عادت مألوف خويش همه چيز را وارونه و عادى(!) نخوانيم.

* آن جنبش (اصلاحات)، در حزم و حدهاى دولتش، فرو نشست و آن شور، در آستانه شعورى ناكارآمد، قربانى شد و امروز نگاهها به جايى ديگر است و الفبايى ديگر و عجبا كه هنوز گفتمان رسمى اصلاحات مانده در تعارفاتش اسير! تعارفاتى كه حتى به درون ساخت خود اصلاحات نيز نفوذ كرده است به گونه‏اى كه به گمان من كمتر مشاورى است كه فرمانده رسمى اصلاحات را از عمق فاجعه آگاه كند و به او بگويد با چه شتابى و به همجوارى چه كسانى در حافظه تاريخى ملت ايران پيش مى‏رود.
* اما ما را با جايگاه خاتمى كارى نيست اگرچه بايد به جد به او تذكر داد "هميشه آخرين تصوير در ذهن‏ها مى‏ماند" و من تنها براى صداقت او، ( كه مدتهاست در تنهايى كارآمديش را از كف داده) مشاوران و نزديكانش را قسم مى‏دهم كه آخرين تصوير او را برايش ترسيم كنند. اما دل نگرانى راقم اين سطور بيش از خاتمى متوجه هزينه دهندگان و سربازانى است كه مردم آنان را با ناهمگنانشان به حجره‏اى مشترك در خاطرات خود مى‏سپارند: سعيد را با ضاربانش، اكبر و عماد را با عاليجنابان، مطبوعاتى‏ها را با مرتضوى، فعالان جنبش دانشجويى را با سردار نظرى و انصار و ...
انقلاب اسلامى: اما در عراق، دروغ‏ها و جنايتها بر هم افزوده مى‏شوند:

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر