١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٦ از ٨ تا ٢٢ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
جنگ و معامله؟ على بابا و ژنرال گارنر در بغداد؟ اسلحه كشتار جمعى و سازمان ملل؟ آيا قربانى مردم سالارى است؟:

انقلاب اسلامى: مى‏دانيم كه در باره فروپاشى رژيم صدام و "ناپديد" شدن گارد جمهورى و صدام و فرزندان و نزديكان او، از حدس و گمان تا مسموع و اطلاع انتشار يافته‏اند. در شماره پيش، ما دو نمونه از "اطلاع"ها را از نظر خوانندگان گذرانديم. در قسمت اول اين فصل، اطلاعات ديگرى در باره معامله صدام با قواى اشغالگر و معامله‏هاى فرماندهان ارتش عراق با امريكائيها و عراقيها، مى‏آوريم. اين اطلاع‏ها عبرت آموزند از اين جهت كه يكبار ديگر مسلم مى‏كنند فرماندهان مطيع و "وفادار" به رژيم فرماندهان مقاومت در جنگ نيستند.
هنوز امريكا اسلحه كشتار جمعى را پيدا نكرده‏است. از سازمان ملل خواسته است تحريم و مجازات عراق را لغو كند. روسيه مى‏گويد: تا بازرسان سازمان ملل گزارش نكنند كه عراق اسلحه كشتار جمعى ندارد، چگونه مى‏توان تحريم و مجازات را لغو كرد. قسمت دوم را به مشكلى كه نيافتن اسلحه كشتار جمعى، براى حكومتهاى بوش و بلر بوجود آورده‏است، مى‏پردازيم.
چلبى و افراد همراهش، به بغداد نرسيده، لقب "على بابا و چهل دزد" را پيدا كرده‏اند. گارنر در 21 آوريل به بغداد رفته است. اربعين حسين (ع) روز اجتماع عظيم و بى سابقه در تاريخ عراق در كربلا شد و اين اجتماع عظيم فرياد "نه صدام نه بوش" سرداد و از قواى اشغالگر خواست خاك عراق را ترك گويد. لذا در قسمت سوم، مسئله حل ناشده‏اى كه به تكرار در انقلاب اسلامى توضيح داده‏شده و اينك حكومت بوش را با مشكلها روبرو كرده‏اند، را در پرتو داده‏هاى جديد، يكبار ديگر مطالعه مى‏كنيم. در تلويزيون ايتاليا، بنى‏صدر نسبت به خطر مساوى كردن مردم سالارى با ملت خوار و تسليم شده و دولت دست نشانده و قوت گرفتن بنيادگرائى از همان نوع بنياد گرائى بوش در همه جا هشدار داد، در قسمت چهارم، در پرتو واقعيت‏ها، اثر جنگ را بر تمايل به مردم سالارى در عراق اختصاص مى‏دهيم. مطالعه اين اثر را بر كشورهاى ديگر، به فصل بعدى مى‏گذاريم:


استفاده از تجربه افغانستان در جنگ عراق: معامله با فرماندهان و معامله با صدام و نگرانيهايى كه ببار آورده‏اند:

اينتليجنس آن لاين (18 آوريل تا 8 مه 2003) خبر مى‏دهد كه بر سر "نبرد بغداد" معامله شده‏است: منابع ديپلماتيك، هم در مسكو و هم در دمشق برآنند كه ميان نمايندگان روسيه و صدام حسين و پسرانش، گفتگو و معامله شده‏است: آنها مى‏بايد از دفاع از بغداد چشم مى‏پوشيدند و در عوض، از امتياز يك فرار مطمئن برخوردار مى‏شدند. اقدام روسيه بيشتر بخاطر نجات بايگانيهاى رژيم صدام بود:
* روسها از ماه فوريه دست بكار شدند. دو ژنرال عضو دواير اطلاعاتى اين كشور به بغداد آمدند تا با بائر جليل حبوش التكريتى، رئيس اطلاعات و امنيت عراق گفتگو كنند. در پايان اين گفتگوها به اين توافق رسيدند كه حساس‏ترين پرونده‏هاى بايگانيهاى رژيم به حومه مسكو منتقل شوند. در فرداى بمباران‏ها كه در 20 مارس شروع شدند، قسمت عمده اين پرونده‏هاى محرمانه از خاك عراق بيرون برده شده بودند.
* نخست وزير پيشين روسيه و رئيس سابق اطلاعات اين كشور، اوگنى پريماكف عمده اين گفتگوها را سازمان داده‏است. او در 22 فوريه به بغداد رفت. او كه، از پيش از جنگ 1990، بخاطر اقداماتش، در كاستن از فشار تحريم و محاصره عراق، نفوذ خود را در رژيم صدام بيشتر و روابط خود را با رژيم صدام حفظ و در سازمان ملل در تنظيم برنامه "نفت در برابر غذا"، نقشى قابل مطلاحظه ايفا كرده بود، اينك مى‏بايد و مى‏توانست وارد عمل شود: به يمن روابطش، پريماكف توانست از كساى حسين و پدرش دستور عقب نشينى و انحلال دواير اطلاعاتى عراق را بدست آورد. اينطور بنظر مى‏رسد كه در 5 آوريل، صدام حسين و فرزندان و همكاران نزديكش ديگر در بغداد نبوده‏اند. آنها از راه سوريه، گريخته بودند. با استفاده از قطع برق در بغداد، از طريق يعقوبه، به تكريت مى‏روند. بعد به موصل و از آنجا به سوريه مى‏روند. دختران صدام و همسران كساى و عدى، دو پسر صدام، از هفته‏ها پيش، به سوريه انتقال يافته بودند.
* آخرين ديدار پريماكف از بغداد، 7 و 8 آوريل، كمى پيش از سقوط بغداد انجام گرفت. اين بار، او براى از ميان بدر بردن پرونده‏هاى سرى حساس به بغداد رفت. بخصوص پرونده‏هاى مربوط به تسليحات عراق. او هم بلحاظ سابقه كارش در رأس سازمان اطلاعات روسيه و هم بخاطر اينكه گريگورى راپوتا همراهش بود كه از سال 1990، مدير شركت دولتى صادرات تسلحيات بود، از عهده كار برآمد. بنا بر خبر ديگرى، مأموران سيا با فرمانده قواى عراق مأمور دفاع از بغداد معامله كرده‏اند و دستور ترك مقاومت را او داده‏است. افسران رديف دو و نيز افسران جوان صدام را به بى آبرو كردن عراق و عرب متهم مى‏كنند چرا كه دفاع از عراق را به افسرانى سپرد كه بجاى دفاع از عراق، در فكر نجات خود و موقعيت جستن نزد دشمن شدند و برغم مقاومت قهرمانى ارتشيان و مردم، تسليم دشمن شدند و عراق را نيز تسليم كردند. اطلاعات استراتژيك (11 آوريل 2003) براينست كه ساخت و پاخت را نخست انگليسها در بصره انجام دادند: انگليسها با افسران لشگر سوم عراق، مأمور دفاع از بصره وارد معامله شدند و انجام اين معامله اثرى تعيين كننده بر فروپاشى قواى صدام گذاشت. از قرار اين افسران به انگلستان برده شده‏اند و قرار است مدتى در آن كشور بمانند و بعد براى شركت در باز سازى ارتش عراق، به اين كشور بازگردانده شوند. اين امر موجب نگرانى اپوزيسيون عراق شده‏است. روشى كه در انجام معامله بكار رفته، همان است كه امريكائيها در افغانستان بكار بردند. آنها جنگ سالاران محلى را خريدند و بدينسان، طالبان و القاعده را منزوى كردند. كارى كه موجب شتاب گرفتن سقوط رژيم طالبان شد.
منابع اطلاعاتى عرب از حضور افراد اپوزيسيون ليبى - كه در امريكا تعليمات نظامى ديده‏اند - در كنار قواى ويژه امريكا، در نقاط مخالف عراق، خبر مى‏دهند.
بنا بر قول اين منابع، ژنرال نجيب السليحى كه اينك در كويت است، نقشى مهم در آينده، بخصوص در بازسازى ارتش و دواير اطلاعاتى عراق، پيدا خواهد كرد.
اما سرنوشت صدام حسين و همكاران تراز اول و قوائى كه حفاظت او را برعهده داشتند؟ از ماه ژوئيه گذشته، ژنرال جون ابوزيد كه فرمانده قواى امريكا در بغداد است، سناريوهاى گوناگونى را براى تصرف بغداد تهيه كرده بود. از ديد او مشكل تصرف بغداد نبود بلكه كنترل بغداد بعد از تصرف آن بود. سناريوئى كه مى‏بايد از آن پرهيز مى‏شد، سناريو جنگ شهرى از نوعى است كه اسرائيل در شهرهاى فلسطين مى‏كند. اين نوع جنگ بسيار پرتلفات مى‏شد. با وجود اين، يك واحد توپخانه نيروى دريائى امريكا، در اسرائيل، در بيابان نگو، در سه ماهه دوم سال 2002، اين نوع جنگ را تعليم ديد و تمرين كرد. طرح ژنرال ابوزيد در 5 آوريل، با تصرف ابوغريب، به اجرا درآمد. بنا بر اين طرح، مى‏بايد از جنگ شهرى پرهيز مى‏شد، نقاط مقاومت به انزوا در آمدند و ساختمانهائى كه مظاهر قدرت دولت بعث بودند، به مهار قواى امريكا در مى‏آمدند به ترتيبى كه قواى مقاومت كننده ناچار از تسليم بگردند. تاكتيكى كه امريكائيها با ايجاد سدها بر راههاى اصلى و دروازه‏هاى شهر و نفوذ تا مركز شد، با استفاده از قواى زرهى و پشتيبانى هموائى بكار بردند، ترجمان طرح ژنرال ابوزيد بود. همزمان، قواى ويژه بناهاى استراتژيك را تصرف كردند و مقرهاى مقامات رژيم را هدفهاى حمله‏هاى خود كردند. در روزهاى آخر، امريكائيها كوشيدند، به تقليد از اسرائيليها، افرادى را از داخل شهر به استخدام خود درآورند و آنها را مأمور كسب اطلاعات و دادن آنها به فرماندهى قواى امريكا كنند. با توجه به تجربه افغانستان و اين واقعيت كه ملا عمر و بن لادن هنوز توقيف نشده‏اند، حكومت بوش، در مورد صدام و پسران و همكاران نزديك او، رويه احتياط در پيش گرفته‏است. بوش ديگر از تحويل "مرده يا زنده" صدام سخن نمى‏گويد.
از همكاران صدام، عزت ابراهيم بنا بر قول يك منبع اردنى، در موصل، بر اثر سكته، مرده‏است حال آنكه قول ديگرى حاكى از آنست كه به دنبال بمبارانهاى شديد، او شهر كركوك را ترك گفته‏است. امريكائيها در پى پولهاى عراق كه بنام صدام و كسان او، در بانكهاى خارج سپرده شده‏اند، هستند. رقم اين پولها را 20 تا 25 ميليارد دلار تخمين مى‏زنند. چند بانكدار لبنانى را به بغداد برده‏اند و، در يكى از كاخهاى صدام، آنها مشغول يافتن آدمهائى هستند كه در سايه، كارشان اداره اين پولها بوده‏است. تا مگر از طريق آنها، بتوانند پولها را پيدا كنند.
در 21 آوريل، "كنگره ملى عراق" ادعا كرد كه صدام همچنان درخاك عراق است و حتى با مسئولان حزب بعث، اجتماعى ترتيب داده و پيرامون وضعيت عراق، رأى زنى كرده‏است.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر