|
جنگ و معامله؟ على بابا و ژنرال گارنر در بغداد؟ اسلحه كشتار جمعى و سازمان ملل؟ آيا قربانى مردم سالارى است؟:
انقلاب اسلامى: مىدانيم كه در باره فروپاشى رژيم صدام و "ناپديد" شدن گارد جمهورى و صدام و فرزندان و نزديكان او، از حدس و گمان تا مسموع و اطلاع انتشار يافتهاند. در شماره پيش، ما دو نمونه از "اطلاع"ها را از نظر خوانندگان گذرانديم. در قسمت اول اين فصل، اطلاعات ديگرى در باره معامله صدام با قواى اشغالگر و معاملههاى فرماندهان ارتش عراق با امريكائيها و عراقيها، مىآوريم. اين اطلاعها عبرت آموزند از اين جهت كه يكبار ديگر مسلم مىكنند فرماندهان مطيع و "وفادار" به رژيم فرماندهان مقاومت در جنگ نيستند.
هنوز امريكا اسلحه كشتار جمعى را پيدا نكردهاست. از سازمان ملل خواسته است تحريم و مجازات عراق را لغو كند. روسيه مىگويد: تا بازرسان سازمان ملل گزارش نكنند كه عراق اسلحه كشتار جمعى ندارد، چگونه مىتوان تحريم و مجازات را لغو كرد. قسمت دوم را به مشكلى كه نيافتن اسلحه كشتار جمعى، براى حكومتهاى بوش و بلر بوجود آوردهاست، مىپردازيم.
چلبى و افراد همراهش، به بغداد نرسيده، لقب "على بابا و چهل دزد" را پيدا كردهاند. گارنر در 21 آوريل به بغداد رفته است. اربعين حسين (ع) روز اجتماع عظيم و بى سابقه در تاريخ عراق در كربلا شد و اين اجتماع عظيم فرياد "نه صدام نه بوش" سرداد و از قواى اشغالگر خواست خاك عراق را ترك گويد. لذا در قسمت سوم، مسئله حل ناشدهاى كه به تكرار در انقلاب اسلامى توضيح دادهشده و اينك حكومت بوش را با مشكلها روبرو كردهاند، را در پرتو دادههاى جديد، يكبار ديگر مطالعه مىكنيم.
در تلويزيون ايتاليا، بنىصدر نسبت به خطر مساوى كردن مردم سالارى با ملت خوار و تسليم شده و دولت دست نشانده و قوت گرفتن بنيادگرائى از همان نوع بنياد گرائى بوش در همه جا هشدار داد، در قسمت چهارم، در پرتو واقعيتها، اثر جنگ را بر تمايل به مردم سالارى در عراق اختصاص مىدهيم. مطالعه اين اثر را بر كشورهاى ديگر، به فصل بعدى مىگذاريم:
استفاده از تجربه افغانستان در جنگ عراق: معامله با فرماندهان و معامله با صدام و نگرانيهايى كه ببار آوردهاند:
اينتليجنس آن لاين (18 آوريل تا 8 مه 2003) خبر مىدهد كه بر سر "نبرد بغداد" معامله شدهاست:
منابع ديپلماتيك، هم در مسكو و هم در دمشق برآنند كه ميان نمايندگان روسيه و صدام حسين و پسرانش، گفتگو و معامله شدهاست: آنها مىبايد از دفاع از بغداد چشم مىپوشيدند و در عوض، از امتياز يك فرار مطمئن برخوردار مىشدند. اقدام روسيه بيشتر بخاطر نجات بايگانيهاى رژيم صدام بود:
* روسها از ماه فوريه دست بكار شدند. دو ژنرال عضو دواير اطلاعاتى اين كشور به بغداد آمدند تا با بائر جليل حبوش التكريتى، رئيس اطلاعات و امنيت عراق گفتگو كنند. در پايان اين گفتگوها به اين توافق رسيدند كه حساسترين پروندههاى بايگانيهاى رژيم به حومه مسكو منتقل شوند. در فرداى بمبارانها كه در 20 مارس شروع شدند، قسمت عمده اين پروندههاى محرمانه از خاك عراق بيرون برده شده بودند.
* نخست وزير پيشين روسيه و رئيس سابق اطلاعات اين كشور، اوگنى پريماكف عمده اين گفتگوها را سازمان دادهاست. او در 22 فوريه به بغداد رفت. او كه، از پيش از جنگ 1990، بخاطر اقداماتش، در كاستن از فشار تحريم و محاصره عراق، نفوذ خود را در رژيم صدام بيشتر و روابط خود را با رژيم صدام حفظ و در سازمان ملل در تنظيم برنامه "نفت در برابر غذا"، نقشى قابل مطلاحظه ايفا كرده بود، اينك مىبايد و مىتوانست وارد عمل شود:
به يمن روابطش، پريماكف توانست از كساى حسين و پدرش دستور عقب نشينى و انحلال دواير اطلاعاتى عراق را بدست آورد. اينطور بنظر مىرسد كه در 5 آوريل، صدام حسين و فرزندان و همكاران نزديكش ديگر در بغداد نبودهاند. آنها از راه سوريه، گريخته بودند. با استفاده از قطع برق در بغداد، از طريق يعقوبه، به تكريت مىروند. بعد به موصل و از آنجا به سوريه مىروند. دختران صدام و همسران كساى و عدى، دو پسر صدام، از هفتهها پيش، به سوريه انتقال يافته بودند.
* آخرين ديدار پريماكف از بغداد، 7 و 8 آوريل، كمى پيش از سقوط بغداد انجام گرفت. اين بار، او براى از ميان بدر بردن پروندههاى سرى حساس به بغداد رفت. بخصوص پروندههاى مربوط به تسليحات عراق. او هم بلحاظ سابقه كارش در رأس سازمان اطلاعات روسيه و هم بخاطر اينكه گريگورى راپوتا همراهش بود كه از سال 1990، مدير شركت دولتى صادرات تسلحيات بود، از عهده كار برآمد.
بنا بر خبر ديگرى، مأموران سيا با فرمانده قواى عراق مأمور دفاع از بغداد معامله كردهاند و دستور ترك مقاومت را او دادهاست.
افسران رديف دو و نيز افسران جوان صدام را به بى آبرو كردن عراق و عرب متهم مىكنند چرا كه دفاع از عراق را به افسرانى سپرد كه بجاى دفاع از عراق، در فكر نجات خود و موقعيت جستن نزد دشمن شدند و برغم مقاومت قهرمانى ارتشيان و مردم، تسليم دشمن شدند و عراق را نيز تسليم كردند.
اطلاعات استراتژيك (11 آوريل 2003) براينست كه ساخت و پاخت را نخست انگليسها در بصره انجام دادند: انگليسها با افسران لشگر سوم عراق، مأمور دفاع از بصره وارد معامله شدند و انجام اين معامله اثرى تعيين كننده بر فروپاشى قواى صدام گذاشت. از قرار اين افسران به انگلستان برده شدهاند و قرار است مدتى در آن كشور بمانند و بعد براى شركت در باز سازى ارتش عراق، به اين كشور بازگردانده شوند. اين امر موجب نگرانى اپوزيسيون عراق شدهاست.
روشى كه در انجام معامله بكار رفته، همان است كه امريكائيها در افغانستان بكار بردند. آنها جنگ سالاران محلى را خريدند و بدينسان، طالبان و القاعده را منزوى كردند. كارى كه موجب شتاب گرفتن سقوط رژيم طالبان شد.
منابع اطلاعاتى عرب از حضور افراد اپوزيسيون ليبى - كه در امريكا تعليمات نظامى ديدهاند - در كنار قواى ويژه امريكا، در نقاط مخالف عراق، خبر مىدهند.
بنا بر قول اين منابع، ژنرال نجيب السليحى كه اينك در كويت است، نقشى مهم در آينده، بخصوص در بازسازى ارتش و دواير اطلاعاتى عراق، پيدا خواهد كرد.
اما سرنوشت صدام حسين و همكاران تراز اول و قوائى كه حفاظت او را برعهده داشتند؟ از ماه ژوئيه گذشته، ژنرال جون ابوزيد كه فرمانده قواى امريكا در بغداد است، سناريوهاى گوناگونى را براى تصرف بغداد تهيه كرده بود. از ديد او مشكل تصرف بغداد نبود بلكه كنترل بغداد بعد از تصرف آن بود. سناريوئى كه مىبايد از آن پرهيز مىشد، سناريو جنگ شهرى از نوعى است كه اسرائيل در شهرهاى فلسطين مىكند. اين نوع جنگ بسيار پرتلفات مىشد. با وجود اين، يك واحد توپخانه نيروى دريائى امريكا، در اسرائيل، در بيابان نگو، در سه ماهه دوم سال 2002، اين نوع جنگ را تعليم ديد و تمرين كرد. طرح ژنرال ابوزيد در 5 آوريل، با تصرف ابوغريب، به اجرا درآمد. بنا بر اين طرح، مىبايد از جنگ شهرى پرهيز مىشد، نقاط مقاومت به انزوا در آمدند و ساختمانهائى كه مظاهر قدرت دولت بعث بودند، به مهار قواى امريكا در مىآمدند به ترتيبى كه قواى مقاومت كننده ناچار از تسليم بگردند. تاكتيكى كه امريكائيها با ايجاد سدها بر راههاى اصلى و دروازههاى شهر و نفوذ تا مركز شد، با استفاده از قواى زرهى و پشتيبانى هموائى بكار بردند، ترجمان طرح ژنرال ابوزيد بود.
همزمان، قواى ويژه بناهاى استراتژيك را تصرف كردند و مقرهاى مقامات رژيم را هدفهاى حملههاى خود كردند. در روزهاى آخر، امريكائيها كوشيدند، به تقليد از اسرائيليها، افرادى را از داخل شهر به استخدام خود درآورند و آنها را مأمور كسب اطلاعات و دادن آنها به فرماندهى قواى امريكا كنند.
با توجه به تجربه افغانستان و اين واقعيت كه ملا عمر و بن لادن هنوز توقيف نشدهاند، حكومت بوش، در مورد صدام و پسران و همكاران نزديك او، رويه احتياط در پيش گرفتهاست. بوش ديگر از تحويل "مرده يا زنده" صدام سخن نمىگويد.
از همكاران صدام، عزت ابراهيم بنا بر قول يك منبع اردنى، در موصل، بر اثر سكته، مردهاست حال آنكه قول ديگرى حاكى از آنست كه به دنبال بمبارانهاى شديد، او شهر كركوك را ترك گفتهاست.
امريكائيها در پى پولهاى عراق كه بنام صدام و كسان او، در بانكهاى خارج سپرده شدهاند، هستند. رقم اين پولها را 20 تا 25 ميليارد دلار تخمين مىزنند. چند بانكدار لبنانى را به بغداد بردهاند و، در يكى از كاخهاى صدام، آنها مشغول يافتن آدمهائى هستند كه در سايه، كارشان اداره اين پولها بودهاست. تا مگر از طريق آنها، بتوانند پولها را پيدا كنند.
در 21 آوريل، "كنگره ملى عراق" ادعا كرد كه صدام همچنان درخاك عراق است و حتى با مسئولان حزب بعث، اجتماعى ترتيب داده و پيرامون وضعيت عراق، رأى زنى كردهاست.
|
|