|
همكارى بى سر و صداى امريكا با ايران يا احساس فريب و آماده گفتگو هستيم بشرط آنكه؟:
انقلاب اسلامى: در اين فصل، در قسمت اول، اظهار نظرهاى مقامات امريكائى و انگليسى را در باره رفتارشان با رژيم ملاتاريا و در قسمت دوم اطلاعاتى را مىخوانيد كه منابع آگاه در باره روابط ميان حكومت بوش و رژيم ملاتاريا منتشر كردهاند و در قسمت سوم شركت "خط سيد ضياء" در جنگ روانى را مىخوانيد:
پاول به ايران و سوريه اخطار مىكند و در همان حال، حكومتهاى بوش و بلر مىگويند قصد جنگ با ايران را ندارند:
در 30 مارس، كلين پاول كه از نو فعال شدهاست، به ايران و سوريه اخطار كرد خود را وارد جنگ عراق نكنند.
دو روز بعد از پاول، در 2 آوريل، رامسفلد، وزير دفاع امريكا، كه اخطار كرده بود ايران نبايد بگذارد افراد سپاه بدر وارد خاك عراق شوند، گفت: ايران از حمايت از اين و آن نيروى عراقى باز ايستادهاست. او به سوريه اخطار كرد از فرستادن اسلحه به عراق خوددارى كند.
پاول در CommitteePublic AffairsAmerican Israel (لابى اسرائيل در واشنگتن) گفت: سوريه مسئول انتخابى كه ميكند وپى آمدهاى آن مىشود. كشورهائى كه با ايران نزديك هستند بايد به ايران فشار آورند دست از حمايت از گروههاى تروريست بردارد. واشنگتن پست بر اين نظر است كه لحن تهاجمى پاول دنياى عرب را دچار شگفتى كردهاست.
انقلاب اسلامى: دورتر خواهيم ديد كه بنظر ناظران سياسى، اين اخطار ظاهرى براى پوشاندن باطنى است.
در 31 مارس، در پى تنشى كه ميان واشنگتن با تهران و دمشق بوجود آمد، بلر، نخست وزير انگلستان تأكيد كرد كه به ايران و سوريه حمله نظامى نخواهد شد. امريكا نيز قصد حمله به اين دو كشور را ندارد.
گاردين (31 مارس) مىنويسد: در ظاهر پاول تهديد مىكند و در باطن، امريكا با هر دو دولت در حال گفتگو است.
در 2 آوريل، جك استرو، وزير خارجه انگلستان گفت: "بهيچرو قصد جنگ با ايران و سوريه در ميان نيست. ايران يك مردم سالارى در حال پديد آمدن است و براى عمل نظامى بر ضد اين كشور، محلى نيست. ما از همكاريهاى خوب دولت ايران برخوردار شدهايم. ايرانيان بيشتر از همه از ترورى رنج بردهاند كه رژيم صدام تحميل كردهاست. نه تنها مردم ايران كه مردم كشورهاى ديگر منطقه نيز از ترور اين رژيم رنج بردهاند."
او در مورد سوريه گفت: ما بيشترين سعى خود را بكار بردهايم روابط خود را با سوريه بهبود بخشد. با وجود اين، دولت سوريه نبايد اجازه دهد كشورش عراق را از لحاظ تسليحات، تغذيه كند.
در 5 آوريل، الحيات از قول پاول نوشت: امريكا قصد ندارد پس از پايان جنگ در عراق، بر ضد ايران يا سوريه اقدام به جنگ كند.
هيچ مقام دولت امريكا سخنى از حمله به ايران يا سوريه بر زبان نياوردهاست. از قرار همه مىخواهند ما را متهم به تجاوزگرى كنند.
با وجود اين، پاول گفتهاست: سوريه با حمايت از تروريسم مشكل ايجاد كردهاست و ايران هم در حال ساخت سلاح اتمى است و هم از تروريسم حمايت مىكند. اما جز جنگ، روشهاى ديگر براى برخورد وجود دارند. جنگ با ايران و سوريه كار بعدى امريكا نيست.
اما هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه 15 فروردين، در پوشش "حمله شديد" به امريكا، پيام رهبرى سازمان ترور را به امريكائيان را ، رساندهاست:
* ايران آماده گفتگو با امريكا هست اما با شرائطى.
* ايران بى طرف است و بنفع هيچيك از دو طرف عمل نمىكند.
انقلاب اسلامى: شرائط گفتگو و حفظ بى طرفى، بهائى است كه مل اتاريا مطالبه مىكند. بهاى اصلى اينست كه امريكا كارى به كار رژيم ملاتاريا نداشته باشد. بهاى فرعى اينست كه در ازاى خنثى نگاه داشتن مجلس اعلا و سپاه بدر، گروه رجوى در عراق تار و مار شود.
خبرگزارى آلمان (4 آپريل 2003) گزارش كردهاست:
لوس آنجلس: طبق گزارش رسانه هاى آمريكايى در روز جمعه 4 آپريل، رئيس سابق سيا، جيمز والسى، در مقابل 300 دانشجو در لوس آنجلس كه سى. ان. ان آن را پخش كرد، اعلام كرد: بعد از عراق، در خاورميانه امواج دموكراسى خواهى بر خواهد خواست و رژيمهايى چون مصر و عربستان سعودى را تهديد خواهند كرد. والسى خطاب به مصر و عربستان سعودى گفتهاست: مىگوئيد ما بسيارى را عصبى خواهيم كرد. جواب ما اينست: خوب شما بايد دريابيد كه اين كشور (امريكا) و متحدينش در حال پيشروى هستند و در طرف آنها عدهاى هستند كه شما (مبارك و خانواده سلطنتى سعودى) از آنها وحشت داريد. يعنى ما در جبهه مردم شما قرار داريم. والسى كه در پنتاگون در مورد نقش وى در اداره عراق بعد از جنگ صحبت زياد مىشود، افزودهاست: امريكا بعد از جنگ جهانى سوم (جنگ سرد) اكنون رهبرى جنگ چهارم جهانى را بدست دارد. در اين جنگ، دشمنان رهبران مذهبى در ايران، عراق و سوريه و شبكه ترور بن لادن مىباشند.
برژنسكى در مصاحبه با اشپيگل (7 آپريل 2003):
بايستى هر چه سريعتر بعد از جنگ، اداره عراق در دست يك دولت مردمى قرار گيرد. نيروهاى خبره عراق از آموزش بسيار بالايى برخوردار بودند و ملت عراق ملتى قابل است. ولى رئيس دولت آينده عراق بايستى كسى باشد كه احساسات و تجارب مردم عراق را نمايندگى كند و نه انحصاراًاز ميان تبعيديان باشد.
اين خطر وجود دارد كه در صورت پيروزى سريع آمريكا كسانى در واشنگتن باشند كه درس اين پيروزى، را آن بدانند كه بايد به سوريه و ايران نيز حمله كرد. در حالى كه در مورد مشكل عراق بسيار اغراق شد اگر آن را با كره شمالى مقايسه كنيم. به نظر من مشكل كره شمالى به مراتب جدىتر است و تهديد بزرگى براى ثبات بين المللى محسوب مىشود. در خاور ميانه بايستى آمريكا بزودى مساله صلح فلسطين و اسرائيل را پى بگيرد و آن را پشت گوش نياندازد. ولى تجربه ها نشان ميدهند كه در اين باره، خوشبينى چندان محل ندارد.
در پى حمله به سفارت انگليس در تهران و ايجاد انفحار در برابر آن،
در 6 آوريل، رويتر اين خبر را انتشار داد: تعدادى از كاركنان سفارت انگليس و خانوادههايشان در طى روزهاى گذشته ايران را ترك كردند. ريچارد دالتون، سفير انگليس در تهران، در نامهاى به جامعه انگليسى مقيم ايران، اطلاع داد: به تعدادى از كاركنان اين سفارت اجازه خروج داده مىشود. اما سفارت همچنان باز مىماند.
|
|