انقلاب اسلامى: اطلاعات اين فصل، در همان حال كه
اطلاعات دو فصل اول و دوم را روشنتر مىكند، بنوبه خود، از آنها وضوح مىگيرد:
بر محور رابطه با امريكا، هاشمى رفسنجانى و خامنهاى
و... نقشه قبضه كامل دولت را مىكشند!؟:
انقلاب اسلامى: اين فصل را در سه قسمت مىخوانيد:
در قسمت اول، اطلاعاتى را مىخوانيد كه در يافت كردهايم. در قسمت دوم خبرها و نظرهايى
را مىخوانيد كه در باره رابطه با امريكا و انزواى بين المللى ايران، اظهار شدهاند
و در قسمت سوم خبرهاى پيرامون تدارك انتخابات از سوى گروههاى رقيب در رژيم ملاتاريا:
توهمها يا نقشههاى هاشمى رفسنجانى براى تصرف دولت
و ضد نقشههاى رقباى او؟!:
انقلاب اسلامى: نقشههاى مافياى هاشمى رفسنجانى
را براى تصرف دولت، بطور مرتب، پى گرفته و خوانندگان را از آنها آگاه كردهايم. اطلاعاتى
كه بتازگى تحصيل كردهايم، حاكى از آنند كه هاشمى رفسنجانى هدف خويش را پى گرفتهاست.
اما او تنها نيست. از قرار، او و خامنهاى مىدانند كه غلبه هريك، ناچيز شدن ديگرى
را بهمراه دارد:
بنا بر وضعيت سنجى كه هاشمى رفسنجانى و مشاوران
او به عمل آوردهاند،
1 - ايرانيان از اصلاح طلبان اميد بريدهاند و ديگر
اميدى به شركت وسيع مردم در انتخابات نيست. بنا بر اين، در انتخابات مجلس، 10 تا
15 درصد مردم بيشتر شركت نخواهند كرد.
2 - رد شدن دو لايحه، يك اقدام استراتژيك با دو
هدف بودهاست: يكى بدست آوردن اختيار رد و تصويب نامزدهاى نمايندگى و ديگرى مأيوس كردن
كامل مردم از «اصلاح طلبان». خاتمى و مشاوران او مانور دادند تا به خيال خود، رقباى
خويش را در رژيم در بن بست قرار دهند و ابتكار عمل را از آن خود كنند و ما با ضد مانور،
او و اصلاح طلبان را گرفتار بن بستى كرديم كه از آن خلاصى ندارند.
3 - اصلاح طلبان اگر هم بتوانند بعنوان يك جبهه
و با اتحاد در انتخابات شركت كنند، نخواهند توانست تعداد شركت كنندگان در انتخابات
را بيشتر كنند. اما در حال حاضر، روحيه باخته و در در كشماكش با يكديگر هستند و شركت
آنها در انتخابات، با صفوف پراكنده، پيروزى را از آن جبهه ما (هاشمى رفسنجانى و...)
مىكند.
4 - هنوز دو خطر وجود دارند كه مىبايد از آنها
پرهيز كرد: يكى اين خطر كه نامزدهاى نشاندار و از نوع شهردار تهران باشند. بطورى كه
يكبار ديگر، جوانان براى ضربه زدن به ولايت مطلقه فقيه و رهبر نهادهاى انتصابى، چون
دوم خرداد، به حركت در آيند. و ديگرى خطر عدم شركت اصلاح طلبان در انتخابات كه سبب
كاهش شركت كنند بحدى شود كه مجلس نيز انتصابى خوانده شود و دولتى شامل سه قوه انتصابى،
تنها، در برابر دنيا قرار گيرد.
5 - خاتمى ممكن است پيش از «انتخابات»، استعفاء
دهد. اگر استعفاء بدهد بطور قطع اداره انتخابات در اختيار ما قرار مىگيرد. چگونگى
استعفاى او نيز تأثير گذار است:
* در صورتى كه صريح و بى پرده، دلايل استعفاى خويش
را به مردم بگويد، انتخابات در بدترين موقعيت داخلى و خارجى انجام خواهد شد.
* در صورتى كه بلائى كه بر سر عباس عبدى، بخاطر
پيشنهاد خروج از حاكميت آمد، به او و اصلاح طلبان درس لازم را داده باشد و همچون وزير
علومش، بى سر و صدا استعفاء دهد، اعتراف به شكست تلقى مىشود و در انتخابات، وضعيت
اصلاح طلبان را بدتر از بد خواهد كرد.
* احتمال اينكه از ترس وضعيتى كه با استعفاء از
رياست جمهورى پيدا خواهد كرد، استعفاء نكند، قوىتر است. در اين صورت نيز، اداره انتخابات
در اختيار ما (باند هاشمى رفسنجانى) خواهد بود.
6 - در انتخاباتى كه 10 تا 15 درصد شركت مىكنند،
با توجه به ضرورت جلوگيرى از اينكه مجلس نيز سيماى انجمن شهر تهران و شهردار تهران
را پيدا كند، نامزدها مىبايد كسانى باشند كه به سازندگى معروف باشند و بتوان گفت مجلس
هفتم مجلس ترميم خرابيها و انجام اصلاحات واقعى است. اما اينطور نامزدها كسانى هستند
كه به هاشمى رفسنجانى نزديك هستند.
7 - با شكست اصلاحات و كنار زده شدن اصلاح طلبان
كه قابل جذب نيستند، آخر كار خامنهاى نيز فرا مىرسد. زيرا اولاً، در طول 8 سال، او
مصرف شد تا جلو پيشرفت اصلاح طلبان گرفته شود و از نظر افكار عمومى ايران و دنيا، مانع
اصلى اصلاحات او است. و ثانياً يا بايد تابع مجلس و رئيس جمهورى بعدى باشد و خود و
اختياراتش را در اختيار آنها بگذارد و يا دولت را فلج كند و نظام جمهورى اسلامى را
با خود به سقوط بكشاند.
8 - براى آنكه اصلاح طلبان در حالت فلج بمانند،
فشارها از هر سو، بخصوص تهديد قوه قضائيه مىبايد به قوت خود بمانند.
9 - با توجه به گفتگوهاى در جريان با امريكائيها،
به دنبال انتخابات، مجلس و رئيس جمهورى و هيأت وزيرانى با اين مشخصه، مىتواند روابط
را نيز با امريكا عادى كند.
انقلاب اسلامى: همانطور كه ارزيابى هاشمى رفسنجانى
و مشاوران او مىگويد، بر چند پايه بنا شدهاست: الف - چون امريكا امكان ايجاد آلترناتيوى
در بيرون رژيم را نيافته است، تنها هاشمى و تمايلهائى كه او را محور مىشناسند، مىتوانند
مشكل رابطه با امريكا را حل كنند. زيرا قابل قبولترين طرف گفتگو براى امريكا مىشود.
و ب - وضعيت داخلى و خارجى، امكان را از دو دسته، يكى اصلاح طلبان و ديگرى «راديكالها»
گرفته و از آن هاشمى رفسنجانى و تمايلهائى كردهاست كه به او، بعنوان محور نياز دارند.
و ج - مردم در انتخابات شركت نمىكنند. د - «رهبر» مصرف شده و با انتخابات مجلس هفتم،
«تاريخ مصرف» آن مىگذرد. ه - مردم به عدم شركت در انتخابات بسنده مىكنند و بعد از
انتخابات فعلپذير مىمانند. اما آيا خامنهاى و گرايشهائى كه از قدرت گرفتن مافياهائى
كه مافياى هاشمى رفسنجانى در رأسشان است، از اين خطر ناآگاهند و آنها نيز بنوبه خود،
نقشه نكشيدهاند و در پى اجرا نقشهاى نيستند كه كشيدهاند؟ چرا:
خامنهاى و دستگاه او نيز نقشه كشيدهاند و بنا
دارند نقشه خود را به اجرا گذارند:
1 - بار ديگر، اين خبر انتشار پيدا كرد كه هاشمى
شاهرودى را نامزد كردهاند براى «رهبرى» بعد از خامنهاى. نامزد كردن او، سه معنى مىتواند
داشته باشد: الف - خامنهاى بيمار است و اين بيمارى در حال پيشرفت است. و ب - خامنهاى
تهديد به بركنارى مىشود و از هم اكنون، كسى را كه مىخواهند جانشين او كنند، معرفى
مىكنند. و ج - خامنهاى و آنها كه هر چه دارند از دستگاه «رهبرى» دارند، احساس خطر
كردهاند و با نامزد رهبرى كردن هاشمى شاهرودى، «رئيس» كنونى قوه قضائيه، در واقع خواستهاند
بگويند خامنهاى بدون جانشين است و اگر بتوانند كسى را براى جانشينى او پيدا كنند،
كسى جز شاهرودى پيدا نمىكنند كه در مقام رياست قوه قضائيه، بى كفايتى خويش را به نمايش
گذاشت و ضعفهاى ديگر نيز دارد كه مهمترينشان اينست كه در برابر سركوبگرهاى افراطى،
توان نه گفتن را ندارد. بيهوده نيست كه در رياست او، سركوبگرى «قوه قضائيه» وسعت و
شدت گرفتهاست.
در تهران، علائم گوياى آنند كه معنى سوم به
حقيقت نزديكتر است. از جمله به اين دليل كه خامنهاى و مبلغان او بر بدون جانشين بودن
او، تأكيد مىكنند.
2 - مخالف جدى نامزد رياست جمهورى شدن هاشمى رفسنجانى،
خامنهايست. حتى با نامزد شدن كسانى كه ممكن است تحت نفوذ هاشمى رفسنجانى قرار بگيرند، مخالف است.
3 - مشخصات «نمايندگان» و «رئيس جمهورى» از ديد
خامنهاى و دار و دسته او، عبارتند از
* مجلس بايد تركيبى پيدا كند كه پيرو «خط رهبر»
باشد. تجربه موافقت در ظاهر و مخالفت در باطن را خامنهاى بخصوص با حكومت موسوى دارد
و هم مجلس در دوره خمينى دارد. از اين رو، «بيت رهبرى» از هم اكنون مشغول تهيه ليست
نامزدها براى حوزههاى انتخابى كشور است. نامزدها مىبايد از اشخاصى باشند كه مثل شهردار تهران مارك دار نباشند اما در «خط رهبر»
باشند. مشكل «بيت رهبرى» كه ناطق نورى را متصدى تهيه ليست كرده، اينست كه نامزدها هم
نبايد از اصلاح طلبان مخالف خط رهبر باشند و هم نبايد در خط هاشمى رفسنجانى باشند و
هم نبايد مهرخورده باشند.
* نامزد كمال مطلوب خامنهاى براى رياست جمهورى،
در درجه اول، ولايتى است. اما ولايتى چند نقص دارد: از جمله سابقه عضويت در انجمن حجتيه
و حكم دادگاه ميكونوس و نقشى كه وزاتخارجه در وزارت او، در ترورهاى رژيم داشتهاست.
در حال حاضر، على لاريجانى را آماده مىكنند.
4 - خامنهاى، بيش از پيش، پيرو «خط شاه» سابق مىشود.
يعنى به اين نتيجه مىرسد كه تنها رهبرى ولو با اختيار مطلق كافى نيست بايد حكومت نيز
بكند. بنا بر اين، تضعيف جمهوريت نظام و تقويت «اسلاميت» آن، در دستور كار است و دستگاه
تبلغاتى (ائمه جمعه و صدا و سيما و روزنامهها مأمور اين كار شدهاند.
در اين باره، تمايلهائى هستند كه خامنهاى
را بر هاشمى رفسنجانى ترجيح مىدهند، اما اين عمل را فرار به جلو و دچار شدن خامنهاى
به سرنوشت شاه سابق مىشمارند. اما خامنهاى خود را در موقعيتى مىبيند كه چارهاى
جز حكومت كردن نمىبيند.
5 - خامنهاى و طرفداران او نيز بهمان ارزيابى رسيدهاند
كه مافياى هاشمى رفسنجانى: انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهورى، براى بقاى ولايت فقيه،
حياتى است. با اين تفاوت كه بنا بر برآورد مافياى هاشمى رفسنجانى، برد ندارد و باخت
دارد و بنا بر ارزيابى خامنهاى و دار و دسته احتمال برد نيز دارد.
6 - مشكل عمده خامنهاى امريكاست. در موقعيتى كه
دارد، خود نمىتواند ظاهر و باطن رابطه با امريكا را يكى كند. بدون اصلاح طلبان و بدون
كارگزاران سازندگى و...، تنظيم رابطه با امريكا برايش بسيار مشكل است. با اينحال، نقشه
او اينست كه بعد از آنكه مجلس و رئيس جمهورى بطور كامل دست نشانده شدند، او همان رويه
را در پيش بيگرد كه خمينى داشت: به حكومت مجرى اوامر اجازه مىدهد «سازش كنند اما اسمش
را سازش نگذارند»!
7 - جماعتى از اصلاح طلبها با خامنهاى در مذاكرهاند.
آنها مىكوشند به خامنهاى حالى كنند، در انتخابات 10 درصدى، بازنده اول، رهبرى و ولايت
مطلقه فقيه است زيرا ملتى به جهان اعلان مىكند نظام و رهبر آن را نمىخواهد. بنا بر
اين، همانطور كه دو دوره رياست جمهورى خاتمى نشان داد، از اصلاح طلبان زيانى به «رهبر»
نمىرسد. از اين ببعد هم، بقاى ولايت فقيه به اينست كه «رهبر» رويه مخالفت با اصلاحات
را رها كند و رويه همكارى با اصلاحات را در پيش بگيرد بطورى كه مردم اميدوار شوند و
در انتخابات آتى نيز شركت وسيع كنند و نظام تثبيت شود. اقدام اين جماعت تا روزهاى اول
شهريور نتيجه ندادهبود.
8 - تكليف نارضائى مردم چه مىشود؟ به اين پرسش،
خمينى پاسخ مىداد كه مردم شعور ندارند، هركس شعار بدهد، «مردم مىگويند: الله اكبر»! اما وقتى 90 درصد مردم انتخابات
را تحريم مىكنند، ديگر نمىتوان گفت مردم شعور ندارند. «عقلاى رژيم» به خامنهاى مىگويند:
"توسعه سياسى مقدم بر توسعه اقتصادى است "را شما نگذاشتيد انجام بگيرد.
"توسعه اقتصادى بر توسعه سياسى مقدم است" را هم هاشمى رفسنجانى خراب كردهاست
و ديگر جاذبه ندارد. خواندن به اسلام هم كسى را جذب نمىكنند زيرا خرابى كار اسلام
را روحانيان و مردم از چشم شما مىبينند. با كدام شعار و برنامه، طرفداران «خط رهبرى»
مىتوانند وارد «انتخابات» شوند؟ اگر مردم بدانند بنا بر اينست كه «رهبر» حكومت نيز
بكند، شركت كنندگان بازهم كمتر مىشود و آية الله منتظرى و بسيارى از روحانيان نيز
ممكن است مردم را به تحريم انتخابات بخوانند. تا اين تاريخ، هنوز «خط رهبر» شعارى براى
ورود در انتخابات پيدا نكردهاست. عدهاى مىگويند بايد گذاشت در فرصت آخر و تجربه
«آبادگران» را تكرار كرد. اما مخالفان اين نظر مىگويند: اولاً با آن شعار، در تهران،
10 درصد شركت كردند و ثانياً نتيجه كار را هم مردم ديدهاند. به احتمال زياد، بدون
شعار عمومى وارد انتخابات خواهند شد و در هر حوزه، نامزدها، متناسب با وضعيت محلى و
شرائط روز، وعده هائى به مردم خواهند داد.