١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
گزارش از ايران: وقتى خامنه‏اى رهبرى عبور از بحران را در دست مى‏گيرد:

 

 

  برخى از «اصلاح طلبان» كه عملها را مى‏بينند و عكس العملها را نمى‏بينند، هدفهائى را كه رهبرى سازمان ترور، يعنى خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى در سر دارند، را مبهم تشخيص مى‏دهند. از كودتاى اقتدار گرايان سخن مى‏گويند و مى‏نويسند. توسعه دايره توقيفها و محكوم كردن چند تن به اعدام و رد قطعى دو لايحه حكومت خاتمى و توقيف چند نماينده و... خاتمى را ناگزير از استعفاء مى‏كند و در پى آن، انتخابات رياست جمهورى انجام مى‏گيرد. محمد جواد لاريجانى باز به انگلستان رفته است تا موافقت انگلستان را با نامزد اقتدارگرايان براى رياست جمهورى بدست آورد.

  نامزد اقتدارگرايان براى رياست جمهورى كيست؟

 - هاشمى رفسنجانى كه جمعى از اعضاى انجمن شهر تهران نزد او رفته و از او خواسته‏اند نامزد رياست جمهورى بگردد و او ابراز تأسف كرده‏است از اينكه وضعيت بدانحد از خرابى شده‏است كه او بايد بيايد رفع خرابى كند!

 - يا على لاريجانى كه گفته بود نامزد رياست جمهورى نيست. اما حالا مى‏تواند بگويد مصمم بود نامزد رياست جمهورى نشود اما چون تكليف شرعى شده‏است، ناگزير مى‏پذيرد و نامزد مى‏شود!؟

  نامزد رياست جمهورى، چه هاشمى رفسنجانى و خواه لاريجانى يا ديگرى، از لحاظ رابطه با امريكا و انگليس و اسرائيل، يك واقعيت را بيان مى‏كند: اين سه دولت در تعيين نامزد اقتدارگرايان نقش اول را دارند. اين واقعيت بر دو جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى و خاتمى معلوم است. اما اگر هاشمى رفسنجانى نامزد بگردد، يك معنى را مى‏دهد و اگر لاريجانى و يا كسى چون او نامزد بشود، معنى ديگرى را پيدا مى‏كند:

 * اگر هاشمى رفسنجانى نامزد شود، يعنى خامنه‏اى ناتوان از عهده دار شدن بار تمامى رژيم است و بخصوص رابطه با سه كشور امريكا و انگليس و اسرائيل، كار او نيست و كار هاشمى رفسنجانى است.

 * اگر على لاريجانى يا يك دست نشانده ديگر خامنه‏اى نامزد شود، يعنى اينكه خامنه‏اى، ديگر حضور هاشمى رفسنجانى را در مقام رئيس جمهورى بر نمى‏تابد. مى‏خواهد رئيس جمهورى و مجلس آلت فعل خودش باشند و ترتيب رابطه با اين سه كشور را نيز خود بدهد.

      اطلاعاتى كه از درون جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى تحصيل شده‏اند حاكى از آنند كه خامنه‏اى، در صورتى كه زورش بچربد، راه حل دوم را به اجرا مى‏گذارد. اما آنچه خود مى‏كند و آنچه دستيارانش مى‏كنند، ضعف مديريت او را بيش از پيش به نمايش مى‏گذارند:

  تا بحال مى‏گفتند: سخن رهبر فصل الختام است. اما

 * توسل به انگليس و اروپا و در همان حال، در صدد گفتگوى مستقيم برآمدن با امريكا و پاسخ رد امريكا، ناتوانى خامنه‏اى را در سياست خارجى نيز عيان مى‏كند.

 * وقتى «رهبر» اسرائيل را تهديد مى‏كند و بعد رسانه‏هاى گروهى را مجبور مى‏كنند سخنان او را سانسور كنند، ضعف فكرى و ناتوانى او در كنترل اعصابش، بر كسانى نيز آشكار مى‏شود كه مراسم تحويل شهاب 3 به سپاه، براى جلب حمايتشان انجام گرفتند.

 * قاضى سعيد مرتضوى كه جانشين سعيد امامى در دستگاه «رهبر» شده، گفته است: رهبر فرمود برويد غائله را ختم كنيد. منهم مشغول ختم غائله‏ام. اما ترتيب كار او، ضعف بزرگ مديريت «رهبر» و جنايتكارى بعنوان روش او را آشكار كرد:

 - نامه افشاگر عباس عبدى كه روشن مى‏كند «قوه قضائيه» آلت فعلى بيش نيست. طرف يكى و آنهم خامنه‏اى است. گفتگو با يك زندانى بنام «نظام» (= رهبر) و معامله بااو و زير معامله زدن، گوياى جمع شدن تمامى صفات رذيله در كسى است كه «رهبر» جمهورى اسلامى است.

 - قتل زهراكاظمى كه زير نظر مستقيم سعيد مرتضوى، گماشته خامنه‏اى انجام گرفته‏است و دفن كردن جنازه بر خلاف فتاواى مراجع، از جمله رساله خمينى، غير از جنايتكارى، اين ناتوانى مفرط خامنه‏اى، در مديريت سركوب نيز، است كه به نمايش مى‏گذارد. در حقيقت، الف - با وجود فرزند ، محل دفن را غير از او نمى‏تواند معين كند. ب - چون گزارش رسمى حاكى از قتل است، حق فرزند او است كه از رفتارى كه با مادر او شده‏است، آگاه بگردد. بنا بر اين، دفن او او به زور، بيگانگى «ولى امر مسلمين جهان» با اسلام و سبب آگاهى جهانيان بر ضديت اين رژيم با ارزشهاى معتبر نزد انسانيت است. گرچه خاتمى مطابق معمول ضعف به خرج داد اما تبرى جستن او از قتل و اظهار بى اطلاعيش از دفن، بار جنايت را بتمامه، بر دوش خامنه‏اى نهاد.

 - نامه‏هاى مكرر با امضاهاى بسيار به «رهبر»، با انگشت نشان دادن او بعنوان عامل اصلى رواج خيانت و جنايت و فساد در كشور است. سكوت او از سوئى و گسترش سركوب كه در حال حاضر دامنگير دانشجويان و روزنامه نگاران و ملى - مذهبى‏ها و تمايلى از اصلاح طلبان است، دو واقعيت را بازگو مى‏كند: ناتوانى «رهبر» از دادن پاسخ منطقى به نامه‏ها و آمر سركوبها بودن شخص او.

  بازى با امريكا و اسرائيل، يا ادامه همان روش هميشگى رژيم است و يا تحريك كردن و در برابر واكنش جا زدن است:

 *اگر ادامه روشى است كه، بنا بر آن، هر وقت جمهوريخواهها نياز دارند كه رژيم كارى را بكند، ملاتاريا آن كار را مى‏كند، اين بار نيز مى‏بايد «بحران ايران» را بسازد و مى‏سازد. ياد آور مى‏شود كه حل نكردن مشكل گروگانها با حكومت كارتر، برآوردن دلخواه ريگان و بوش (پدر) بود. وقتى بوش (پدر) نامزد رياست جمهورى مى‏شد، نياز به «تابستان صلح» پيدا كرد و خمينى، جام زهر سر كشيد. حالا هم بوش (پسر) نياز به «بحران ايران» دارد تا درستى استراتژى و سياست او را تصديق كند.  اما وضعيت امروز، وضعيت دوره خمينى و نيز وضعيت يك دهه پيش نيست. زيرا جامعه امروز بلادرنگ واكنش نشان مى‏دهد و رسوائى بازى را بر جهانى معلوم مى‏كند و به جاى سود، به بوش و امثال خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى زيان مى‏رساند.

 * و يا بازى تحريك و جا زدن است، عامل جا زدن تنها تحت عكس العمل شديد امريكا يا اسرائيل نبوده‏است. عامل فشار مقاومت‏ناپذير افكار عمومى ايرانيان نيز بوده است. از اين رو ضعف مفرط مديريت خامنه‏اى و همدست او هاشمى رفسنجانى را آشكار كرده‏است. به ترتيبى كه در ايران و انيران، بر همگان دارد معلوم مى‏شود كه «رهبر» در پوشش «بحران ايران» ساختن، بر آن بود كه با سركوبى وسيع، «بساط غائله را جمع كند» اما شكست خورد. از جمله، بخاطر مقاومت قربانيان سركوبگرى جنايتكارانه او و همدستانش.

 انقلاب اسلامى: آيا احتمال آن وجود دارد كه در عراق نيز امريكائيها و انگليسها از ملاتاريا آنچه را مى‏خواهند بستانند و چيزى به ايران ندهند؟:


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر