پوتين اطمينان مىدهد و بوش وعده: در صورتى كه ايران
به تعهدات خود بر طبق قرارداد منع انتشار اسلحه اتمى عمل كند...:
به دنبال گفتگوى تلفنى خاتمى با پوتين، رئيس جمهورى
روسيه گفت: خاتمى به او گفته است: ايران پروتكل
الحاقى به قرارداد منع انتشار اسلحه اتمى را امضاء مىكند. در 21 ژوئن، واشنگتن پست
سخنان 20 ژوئن پوتين را موضوع ارزيابى كرد:
* پوتين مىگويد: از ايران خبرى دريافت كردهاست
مبنى بر اينكه اين كشور سلاح اتمى نمىسازد و آماده است كنترلهاى دقيق بين المللى را
بر برنامه اتمى خود بپذيرد.
پوتين، در كنفرانس مطبوعاتى خويش در كاخ كرملين،
به خبرنگاران گفت: اين هفته، با رئيس جمهورى ايران، خاتمى، گفتگوى تلفنى انجام دادهاست
و او به من گفتهاست: رهبرى ايران آماده است پروتكل الحاقى را امضاء و با بازرسى كامل
آژانس بين المللى انرژى اتمى موافقت كند.
* پوتين از آن رو اين اطمينان را مىدهد كه زير
فشار امريكا است. امريكا فشار مىآورد كه روسيه ساختن نيروگاه اتمى بوشهر را تمام نكند.
ايران مىگويد: اين نيروگاه تنها براى توليد برق است اما امريكا مىگويد: نيروگاه پوششى
براى برنامه توليد سلاح اتمى است.
اما دبكا نت ويكلى (27 ژوئن 2003) خبر از ماجرائى
مىدهد شگفتانگيز: در 6 و 8 ژوئن، دو تن از رؤساى صنايع دفاعى روسيه، به اسامى ايگور
كليموف، رئيس defense conglomerateAlmaz
- Antey air و سرگى شيتكو، مدير بازرگانى RATEP، بدست مافيا كشته مىشوند. برداشت اوليه
اين بود كه مافيا به پوتين اخطار دادهاست برنامه خود را در زمينه تسليحات رها كند.
در حقيقت، پوتين قصد دارد صنايع نظامى را از يد مافيا خارج كند تا درآمد حاصل از فروش
اسلحه كه اينك به جيب مافيا مىرود، به جيب دولت برود.
اما پوتين زود دريافت كه قتلها سياسى بودهاند.
او دست شاخهاى از دواير مخفى روسيه را در اين قتلها مشاهده كرد. دستگاه اطلاعاتى روسيه
بر سر همكارى اتمى روسيه با ايران، با كاخ كرملين، اختلاف نظر دارد. دستگاه اطلاعاتى
روسيه با رؤساى ارتش روسيه به پوتين فشار مىآورند نيروگاه اتمى بوشهر را بسازد و سوخت
آن را نيز تأمين كند و به فشار امريكا كه يا از طريق شخص بوش بعمل مىآيد و يا از راه
جون لولتون، معاون وزارت امور خارجه امريكا در امر خلع سلاح، تن ندهد.
آنها همچنين موافق آنند كه تكنولوژى موشكى
به ايران داده شود تا كه اين كشور بتواند موشك شهاب 5، توانا به حمل كلاهك اتمى، را
بسازد. استدلال آنها اينست كه از دست دادن معاملهها با ايران، موجب پس رفت اقتصاد
روسيه، بخصوص در بخش نظامى و از دست رفتن منافع سياسى و نظامى مىشود به علل زير:
1 - شكست برنامه اتمى - موشكى ايران به احتمال قوى
سخت خطان نامحبوب رژيم را باتفاق سپاه پاسداران خشن، ساقط مىكند. ادامه حيات اينان
سخت بستگى پيدا كردهاست با تحول ايران بسمت يك دولت اسلامى اتمى. سقوط آنها موجب مىشود
دسته طرفدار امريكا بر سر كار آيند كه حاضر به هيچگونه معاملهاى باروسيه نيستند. در
آن صورت، چه بسا امريكا بگذارد تحت الحمايه هايش به اتم نيز دست يابند تا اعتبارى بهم
رسانند. روسيه مىداند كه امريكا هيچگاه مخالف آن نبود كه رژيم شاه به سلاح اتمى دست
يابد؛
2 - اگر روسيه عقب بكشد، ميدان را براى چين يا كره
شمالى و يا پاكستان خالى كردهاست. بازنده روسيه مىشود.
پوتين نخست اين استدلال را پذيرفت و به دواير
اطلاعاتى و فرماندهان ارتش روسيه قول داد كه تسليم فشار امريكا نشود و بر سر توافقها
با ايران بماند. الا اينكه در هفتههاى اخير، دواير مخفى روسيه و فرماندهان نظامى،
در تهران و واشنگتن، لحن ديگرى شنيدهاند. آنها اينطور اندر يافتند كه در گفتگوهاى
روياروى بوش با پوتين، در آخر ماه مه، در سن پترزبورگ، پوتين را متقاعد كردهاست كه
نيمه چرخشى بكند. او از پوتين قول گرفت سوخت اتمى به ايران ندهد مگر اينكه ايران پروتكل
الحاقى را امضاء كند. بنظر آنها، ايران هرگز اين پروتكل را امضاء نخواهد كرد. بنا بر
اين، تنها نتيجهاى كه ببار مىآيد، اينست كه روسيه از توافقها با ايران، خارج شود.
قول پوتين به بوش، نقض قول او به فرماندهان نظامى و دواير مخفى روسيه نيز هست.
كليمو Klimov بنا بود همه كاره غولى بشود
كه صنايع نظامى روسيه هستند. مقامى كه پوتين بدو مىداد، واپسين علامت خيانت پوتين
به آنها تلقى مىشد. رؤساى نظامى و دواير مخفى اين علامت را گوياى نقض قول پوتين و
تابعيت از سياست امريكا تلقى كردند. تلقى آنها را دستور كليمو به شركتهاى تابع كنسرسيوم
صنايع نظامى تأييد كرد. او دستور داده بود تمامى معاملات با ايران مىبايد به تصويب
شخص او برسند. با صدور اين دستور، كليمو، سند مرگ خويش را امضاء كرد.
اوضاع و احوالى كه در آنها، كليمو به قتل رسيدهاست، در مسكو، در كوچهاى
نزديك خانهاش، گوياى آنند كه قتل توسط مافيا انجام نگرفتهاست... دو روز بعد، شيتكو
نيز، در اتوموبيل خود، در شهركى واقع در حاشيه مسكو كشته شد.
اين دو قتل دو خبر بد براى پوتين بودند. و او
را برآن داشتند كه هفته پيش بگويد: روسيه به همكارى اتمى خود با ايران ادامه مىدهد.
پس از آن توجيه براى اين و آن تغيير جهت پوتين،
دبكا نت - ويكلى به سراغ چاره مىرود كه امريكا و اسرائيل سنجيدهاند: امريكا و اسرائيل
به اين نتيجه رسيدهاند كه تنها يك سال وقت دارند مانع از توليد سلاح اتمى ايران بگردند.
هر دو دولت به اين ارزيابى رسيدهاند كه ايران، در تابستان 2004، توانائى غنى كردن
اورانيوم را پيدا مىكند. در سپتامبر يا اكتبر سال آينده،
بمب اتمى نيز مىسازد. از وقتى كه بوش اطلاع يافته
است برنامه ايران آنست كه تا 2007، 15 بمب اتمى بسازد، به جلوگيرى از مجهز شدن ايران
به سلاح اتمى تقدم بخشيدهاست. اطلاعات موجود و موانع بر سر راه امريكا و اسرائيل،
عبارتند از:
1 - تفتيشهاى آژانس بين المللى انرژى اتمى آشكار
مىكند كه در 1991، ايران، در پوشش "كالاى الكتريك ايران"، از چين، 1900
كيلو اورانيوم هگزافلواوريد گاز ( )gazuranium hexafluoride UF6() خريدهاست. اين اورانيوم
را در 4 سانتريفوژ بكار بردهاست.
در ماه آوريل گذشته، ايران در پاسخ آژانس،
ايران مدعى شد خريد را بعمل آوردهاست اما آن را بكار نبردهاست. و چون مفتشان آژانس
خواستند اورانيوم خريدارى شده را به آنها ارائه كند، ايران عذر آورد كه اين گاز 12
سال پيش خريدارى شده و بخشى از آن متصاعد شدهاست. اما آزمايش نشان داد كه سيستم نگاهدارى
كامل است و متصاعد شدن گاز بهيچرو ممكن نبودهاست. مفتشان در تأسيسات نطنز و نيز در
محل كالاى الترونيك محرمانه آزمايش بعمل آوردند و اثر UF6() را يافتند.
2 - بنا بر گزارش دستگاه اطلاعاتى امريكا، در اواسط
ماه مه، پرزيدنت مشرف، رئيس جمهورى پاكستان، محرمانه اجازه دادهاست تيم مهندسى اتمى
پاكستان به ايران برود و در ساختن سانتريفوژهائى كه بكار غنى كردن اورانيوم مىآيند،
با ايران همكارى كند.
هفته پيش، مشرف به امريكا آمد و در علن، بوش
در استقبال و گرامى داشت او هيچ فروگذار نكرد. اما در گفتگوهاى دو به دو، او را سخت
تحت فشار گذاشت تا از همكارى اتمى با ايران، بالمره، منصرف شود. كمك سخاوتمندانه 3
ميليارد دلارى از حد انتظار مشرف، افزون بود. او به آن راضى بود كه امريكا قرضه
8/1 ميليارد دلارى پاكستان را ببخشد. در ازاى اين كمك، بوش از او خواست تيم اتمى پاكستان
را، درجا، از ايران فرا بخواند.
3 - با مشاهده دادههاى اطلاعاتى پيرامون تأسيسات
اتمى تهران و نطنز و اراك و بوشهر، بوش به نتيجه رسيد كه ايران، به تنهائى، توانائى
ساختن سانتريفوژها را پيدا كردهاست و بر آنست اين توانائى را تا 50000 واحد افزايش
دهد كه براى توليد 15 بمب اتمى در سال، كافى است.
4 - حكومت بوش به اين نتيجه رسيده است كه يكى از
موانع اصلى بر سر راه متوقف كردن برنامه توليد سلاح اتمى ايران، محمد البرادعى، رئيس
آژانس بين المللى انرژى اتمى است. ديگ چنى و رامسفلد و جون بولتون آشكار مىگويند البرادعى
جانبدار آنست كه ايران نخستين بمب اتمى اسلامى را بسازد. آنها نقش او را در ايام پيش
از جنگ عراق، فراموش نكردهاند.
پيش از جنگ عراق، امريكا تصميم گرفته بود البرادعى
را از رأس آژانس براند و شاهزاده حسن، عموى شاه اردن را جانشين او كند. اما موافقت
اتحاديه اروپا و ديگر اعضاى آژانس لازم بود و امريكا هنوز بدست نياوردهاست.
بر سر راه عمليات نظامى بقصد از ميان بردن تأسيسات
اتمى ايران، پيش از آنكه دير شود، نيز، مانع وجود دارد. چرا كه اين تأسيسات پراكندهاند.
تأسيسات در سطح كشور پخش هستند بنحوى كه اگر يكى از آنها بمباران شود، در گوشه ديگرى
از كشور، تأسيسات ديگرى جانشين تأسيسات بمباران شده مىشوند.
در 23 ژوئن، واشنگتن پست، توضيح مىدهد چرا امريكا
سازمان ملل را بكار متوقف كردن برنامه اتمى ايران گرفته است: با توجه به ناخوش آيند
بودن انتخابهائى كه حكومت بوش، در مقام مقابله با برنامه اتمى ايران، مىتواند بعمل
آورد، حكومت بوش برآن شدهاست كه از راه سازمان ملل متحد و ديگر مؤسسات بين المللى،
براى بسيج كردن افكار عمومى جهان بر ضد رژيم اسلامى ايران، وارد عمل شود.
بعد از بى اعتبار كردن عمل كرد سازمان ملل
در بازرسى عراق، اينك حكومت بوش برآن شدهاست كه با آژانس بين المللى انرژى اتمى همكارى
كند. يك مقام عالى رتبه وزارت خارجه، گزارش آژانس را در باره ايران، "مستند به
واقعيتها" و "ويران گر" ادعاى ايران توصيف كرد.
مقامات امريكا و خبرگان مستقل اين ظن را مىبردند
كه ايران در كار توليد سلاح اتمى است اما دليل مسلم بر وجود برنامه توليد اسلحه اتمى،
تنها چند هفته پيش، در پى تحقيقات كارشناسان آژانس و گزارش گروههاى مخالف رژيم ايران،
بدست آمد.
وزير خارجه اسرائيل، سيلوان شالوم به روزنامه
ايزوستيا گفت: ايران در 2005 و يا اوائل 2006، بمب اتمى خواهد ساخت. مقامات امريكائى
محتاطتر هستند و برآنند كه ايران مىبايد مسائل فنى پيچيدهاى را حل كند تا بتواند
بمب اتمى بسازد. مقام عالى رتبه وزارت خارجه مىگويد بنا بر ارزيابى دستگاههاى اطلاعاتى،
ايران در پايان دهه، مىتواند سلاح اتمى را بسازد. ديگر مقامات امريكا مىگويند كشورهاى
ديگر مىبايد با ايران همكارى كنند تا ايران بتواند سلاح اتمى توليد كند.
برنامه اتمى ايران، در 1957، در رژيم شاه،
با كمك قابل اهميت امريكا، شروع شد. آن زمان، امريكا با ايران روابط نزديك داشت. برنامه،
در 1979، با انقلاب ايران، قطع شد. اما در 1990، با كمك كشورهائى چون روسيه از سر گرفته
شد. در 1995، روسيه پذيرفت نيروگاه اتمى 1000 مگاواتى بوشهر را كامل كند.
انقلاب اسلامى: روزنامه نمىنويسد كه هزينه اجراى
برنامه اتمى اسرائيل را رژيم شاه تأمين كرد. بنا بر توافق محرمانهاى، قرار بود ايران
نيز بنوبه خود به سلاح اتمى مجهز شود.
سئوال بى پاسخ اينست كه ايران با داشتن منابع عظيم نفت و گاز، چه نيازى
به سرمايه گذارى چنين عظيم در نيروگاه اتمى دارد؟ ايران در حالى اين سرمايه گذارى را
مىكند كه بمراتب بيشتر از انرژى كه نيروگاه اتمى بدست مىآورد، با سوزاندن گازها،
انرژى از دست مىدهد.
كارشناسان اتمى امريكا بر اين نظر هستند كه
از زباله اتمى، ايران مىتواند پلوتونيوم كافى براى توليد 50 سلاح اتمى، تحصيل كند.
كارشناسان بر آنند كه حكومت بوش به ديپلماسى
چند جانبه روى آورده است. مقامات امريكا به اين نتيجه رسيدهاند كه نبايد روش مذاكره
با ايران را بر سر متوقف كردن برنامه اتمى - همان روش كه با كره شمالى بكار رفته است
-، بكار برد.
بنا بر قول خانم آلبرايت و ديگر كارشناسان،
مشكل اينست كه ايرانيها تأسيسات اتمى خود را در سطح كشور پراكنده ساختهاند. ماه گذشته،
مجاهدين خلق وجود دو سانتريفوژ ديگر را در رامنده و لشگر آباد، گزارش كردند.
مشكلات سياسى هنوز بزرگتر هستند. بنا بر قول
مقامات امريكا و كارشناسان مستقل، افكار عمومى در ايران و نيز ايرانيانى كه در تبعيد
زندگى مىكنند، طرفدار برخوردار شدن ايران از اسلحه اتمى هستند. بسيارى از ايرانيان
مخالف رژيم مىگويند ايران حق دارد برنامه اتمى خويش را ادامه دهد و به سلاح اتمى دست
يابد تا تعادل قوائى با كشورهاى داراى اسلحه اتمى، روسيه و پاكستان و اسرائيل، برقرار
كند.
مايكل ايزنشتات، كارشناس ايران در مؤسسه خاورميانه
واشنگتن، مىگويد: حسن ظنى كه نسبت به امريكا، در ميان ايرانيان وجود دارد، براى امريكا
بيش از آن مهم است كه به اقدامى از ميانش ببرد. اين حسن ظن بسا كليد تغيير سياسى موفق
در ايران است.
برخى از كارشناسان استدلال مىكنند كه حكومتهاى
امريكا كه از پى هم آمده و رفتهاند، به انگيزهها و دلايل ايران براى مجهز به اسلحه
اتمى، توجه كمى كردهاند. در حقيقت، ايران خود را كشور بزرگ منطقه مىداند و برآنست
كه از سوى اسرائيل تهديد مىشود. اسرائيل نيز حاضر نيست تا پيش از برقرارى صلح كامل
در خاورميانه، در باب تجهيزات اتمى خود، وارد گفتگو شود.
ريچارد مورفى (معاون سابق وزارت امور خارجه)
مىگويد: امريكا گرفتار اين وسوسه است كه از اجراى برنامه اتمى ايران جلوگيرى كند.
اما چرا نبايد امريكا پيشنهاد ايران و سوريه را در باره غير اتمى شدن و خلع سلاح كشتار
همگانى خاورميانه را، بپذيرد و در پى آن شود كه اين پيشنهاد به اجرا در آيد؟ چرا به
جاى آن، به سوريه فشار مىآرود اسلحه شيميائى و بيولوژيك نسازد و به ايران فشار مىآورد
سلاح اتمى توليد نكند؟
مقامات حكومت امريكا مىگويند هنوز موقع آن
نيست كه از اسرائيل خواسته شود بر سر ميز مذاكره براى از بين بردن اسلحه اتمى بنشيند.
زيرا در محاصره كشورهاى عرب است. اين مقامات راضى هستند از اينكه توانستهاند موافقت
پرزيدنت پوتين را براى فشار به ايران بدست آوردهاند. او پذيرفته است به ايران فشار
آورد تا كه با بازرسى كامل تأسيسات اتمى موافقت كند.
اما مقامات روسى، مواضع ضد و نقيض اتخاذ مىكنند.
زمانى مىگويند شرط تحويل سوخت به نيروگاه اتمى اينست كه ايران پروتكل الحاقى را امضاء
كند و وقتى جز اين مىگويند.
در 25 ژوئن، بوش در ديدار با رهبران اروپائى گفت:
"ايران قول دادهاست سلاح اتمى توليد نكند. در صورتى كه به قول خود عمل نكند و
وقتى به اين قول عمل نكرد، ما با آن برخورد مىكنيم". آسوشيتد پرس همان روز گزارش
مىكند كه بوش نگفت براى جلوگيرى از ورود ايران به باشگاه كشورهاى دارنده اسلحه اتمى،
تا كجا خواهد رفت. اما تأكيد كرد: "ايران مىبايد به قول خود عمل كند. مىخواهم
بگويم اگر دنياى آزادى بخواهد، ايران به قول خود عمل مىكند. به باور ما ايران چنين
مىكند اگر كشورهاى دنياى آزاد با هم باشند.
رومانو پرودى، رئيس كميسيون اروپائى گفت:
"وقتى اروپا و امريكا متحدند، مشكلى پيش نمىآيد و هيچ دشمنى نمىتواند در برابر
ما بايستد. و اگر نتوانيم متحد شويم، هر مسئلهاى مىتواند بحرانى بشود و هر دشمنى
غولى بگردد. برخى كسان گفتند اروپا خيلى پير است. ممكن است اما سن بسيار به ما كمك
مىكند ضعف و قوتهاى خود را بشناسيم". او به اظهارات رامسفلد، پيش از جنگ با عراق
اشاره مىكرد. در پاسخ او، بوش لبخند زنان گفت: "اين روزها شما بسيار جوان مىنمائيد".
در 27 ژوئن، خانم رايس، مشاور امنيتى بوش، در لندن
گفتهاست: امريكا اميدوار است باتفاق كشورهاى ديگر ايران را مجبور كند اجراى برنامه
توليد سلاح اتمى را متوقف كند. او احتمال حمله نظامى به ايران را بعيد دانست.
آقا زاده، "رئيس" سازمان انرژى اتمى،
به مسكو رفت. در 30 ژوئن، ايگور ايوانف به او گفت: ايران مىبايد پروتكل الحاقى را
امضاء و با بازرسى كامل تأسيسات اتمى موافقت كند.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، الف - در آنچه به
"برنامه اتمى ايران" مربوط مىشود، از طريق اروپا و روسيه عمل مىكند و ب
- بنا بر نتيجهاى كه به دست مىآيد، سياست خويش را تعيين مىكند. در اين ميان نقش
انگلستان كه خامنهاى دست بدامانش شدهاست، چيست؟ بلر از تظاهرات در مخالفت با رژيم
ولايت مطلقه فقيه حمايت كرد و ژاك استراو، وزير خارجه او به ايران رفت. پيش از اينكه
پاسخ اين پرسش را در فصل دوم بيابيم، يادآور شويم كه بنىصدر، در مصاحبهها پيرامون
رفتار حكومت فرانسه با گروه رجوى و وجه المصالحه كردن اين گروه، گفتهاست، تأسيسات
اتمى، عراق و القاعده، سه مسئله عمدهاى هستند كه بر سرشان معامله مىتواند انجام بگيرد.
"قول ايران" را در باره توليد نكردن سلاح اتمى خوانديد. اما در 27 ژوئن،
سخنگوى وزارت خارجه گفت: اكثر افراد القاعده كه به ايران گريختهاند، شناسائى شدهاند
و سيد محمد باقر حكيم نيز از مردم عراق خواست برضد قواى امريكا و انگليس، خشونت بكار
نبرند. خبرهاى مربوط به القاعده را در اين فصل و ايران و امريكا در عراق در فصل سوم
خواهيد خواند: