|
|
|
تغيير رژيم ايران يا معامله با آن؟ معامله پيشنهادى رضائى به امريكا؟:
انقلاب اسلامى: قرار بود در 29 مه، حكومت امريكا سياست خويش را در قبال رژيم ملاتاريا مشخص كند. بنا بر اطلاعى، اين كار به تأخير افتاد. دو طرز فكر وجود دارند:
* طرز فكرى كه مىگويد تغيير رژيم در ايران، جهت سياسى ديگرى را پيش پاى شيعه و سنى عراق و نيز مردم افغانستان قرار مىدهد. ضربهاى به سازمانهاى تروريستى وارد مىكند و امريكا را از بن بست در عراق و افغانستان بيرون مىبرد و تمايل ديگر بر اينست كه امريكا را در جهان قدرتى معرفى مىكند كه به قول همكاران پاول، جز قتل و ويرانگرى از او ساخته نيست. در عمل نيز، بدان خاطر كه بعد از تغيير رژيم، همانطور كه دو تجربه عراق و افغانستان نشان مىدهند، تمايلى اكثريت پيدا مىكند كه ضد امريكائى است. پس مىبايد تحول سياسى در ايران، بدون مداخله نظامى و بدون كودتائى انجام گيرد كه امريكا طراح و مجرى آن باشد.
در قسمت اول، تمايلى را مطالعه مىكنيم كه چاره را تغيير رژيم ايران مىداند. در قسمت دوم، اطلاع مهمى را فاش مىكنيم كه موضوع آن، معامله پيشنهادى رضائى به امريكاست:
از ديدگاه تمايلهاى رژيم و تمايلهاى موجود در حكومت بوش: آيا حكومت بوش مصمم به تغيير رژيم ايران است؟ اگر آرى، روش كار كدام است؟:
در 27 مه 2003، استراتفور كه در ايران و امريكا تحقيق بعمل آوردهاست، تحليلى را به شرح زير منتشر كرد:
مقامات امريكائى حالا ديگر مىگويند: امريكا خواهان تغيير رژيم است. اما روشى نظير يورش نظامى به عراق، در نظر نيست. ايرانيها از آن نگرانند كه هرچه بگويند و بكنند، تغييرى در تصميم حكومت بوش نكند:
* در تهران، عمل گرايان هشدار مىدهند كه دست از انتقاد امريكا بايد برداشت زيرا از آن، تنها آن تمايل حكومت بوش سود مىجويد كه خواستار آنست كه امريكا دست بكار سرنگون كردن رژيم بگردد.
* در حكومت بوش نيز تمايلى بر اينست كه ابراز قصد براندازى رژيم ايران بسود سخت سران رژيم ايران و به زيان اصلاح طلبان تمام مىشود.
* اما تمايل جانبدار براندازى كه وزارت دفاع امريكا را در دست دارد، بر اينست كه، بهررو، اصلاح طلبان توان باختهاند و مردم ايران نيز از آنها مأيوس شدهاند. بنا بر اين، امريكا آن توانائى را دارد كه براى كوتاه كردن دست ملايان از دولت، دست بكار شود.
* حكومت انگلستان كه نقش واسطه را ميان امريكا و ايران بازى مىكند، بر اينست كه اقدام نظامى بجا نيست و اگر قرار به تحول از راه غير نظامى باشد، روشى كه وزارت دفاع امريكا پيشنهاد مىكند، عملى نيست.
* اما ايرانيان مىگويند: اطمينانى وجود ندارد كه انگليسها بتوانند نظر خود را به امريكا بقبولانند. در عراق، انگليسها نقش آلت سياست امريكا را بازى كردند. چه دليل دارد كه در ايران نيز همان نقش را بازى نكنند؟ با اين وجود، نظرشان اينست كه نمىتوان به انگلستان و نقشش اطمينان كرد اما ناگزير مىبايد انگلستان را، بعنوان واسطه، پذيرفت.
* ايرانيان واقع بين برآنند كه شكست عراق، عراقى كه 12 سال محاصره اقتصادى و از بين بردن اسلحه موشكى و شيميائى ناتوانش ساخته بود، ايران را تنها قدرت منطقه خليج فارس ساختهاست. وجود ايران قوى براى امريكا و رژيمهاى عرب دست نشانده، يك خطر بالفعل است. بنا بر اين، نبايد بهانه اقداماتى را به امريكا داد كه بتواند حتى بدون نياز به جنگ، ايران را ناتوان بگرداند.
از انقلاب بدين سو، ايران همواره تهديدى براى امنيت و ثبات خاورميانه تلقى شدهاست. اينك كه شيعه عراق نيز به جنبش آمدهاست، احتمال قوى مىرود كه به اين عنوان كه تهديدى براى امنيت و ثبات عراق و كشورهاى همسايه است، سركوب شود. بنا بر اين، تغييرهائى در درون كشور در جهت بسط آزاديها و تغييرى در سياست منطقهاى از صدور ترور و خشونت به صدور آزادى و حقوق انسان، همان ضد جنگ پيشگيرانه حكومت بوش است كه پيروزى بزرگ ببار مىآورد. موقعيت ايران را در منطقه تحكيم و دست امريكا را از تجاوز به ايران كوتاه مىكند.
اين ايرانيان رفتار حاكم امريكائى عراق را دليل مىآورند: سپاه بدر و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى شيعه با رژيم صدام، بى وقفه مبارزه كردهاست. در كنگره لندن و سپس در اجلاس صلاح الدين، عضو دولت انتقالى گشتهاست، با وجود اين، حاكم امريكائى اخطار كردهاست سازمانهاى ملسح عراقى، باستثناى آنها كه در جنگ با امريكا همكارى كردهاند، مىبايد اسلحه خود را تحويل داده و منحل شوند. اگر سپاه بدر در جنگ شركت نكرد بخاطر آن بود كه امريكا مانع از شركتش شد.
انقلاب اسلامى: چرا گروه ناچيز احمد چلبى مىتواند مسلح بماند اما سپاه بدر بايد خلع سلاح شود؟ زيرا امريكائيها به اين نتيجه رسيدهاند كه با انحلال سپاه بدر، حكيم و سازمان او ناگزير مىشوند نقش همكار امريكا را بازى كنند و عامل تضعيف ديگر سازمانهاى شيعه بگردند.
* در امريكا، وزارت دفاع بر اينست (قول رومسفلد) كه عمليات تروريستى رياض از ايران هدايت شدهاست و رهبران القاعده كه ايران به آنها پناه داده، آنها را رهبرى كردهاند. بنظر رامسفلد و همكاران او، از راه مذاكره و قرار و مدار با رژيم ايران نمىتوان به جائى رسيد. بايد برنامه تغيير رژيم را تنظيم كرد و به اجرا گذاشت.
* در تهران نيز، تمايلى بر اين نظر است كه با حكومت بوش امكان كنار آمدن وجود ندارد. با وجود اين، انگلستان و كشورهاى اروپائى به ايران فشار مىآورند برنامه اتمى خود را رها كند، حمايت از حزب الله را رها كند و اطمينان مىدهند اين اقدامات امريكا را از اقدام بر ضد ايران باز مىدارند. اما اين تمايل مىگويد: به رژيم صدام نيز اين فشارها را آوردند و صدام تسليم شد و عمل كرد. نتيجه اينكه ضعيف شد و امريكا بدون زحمت سرنگونش كرد. از ديد اين تمايل، امريكا شيعه را با ايران يكى مىكند و ايران را تهديد مىشمارد و آن رژيمى با قدرت امريكا جور مىشود كه سكولار و دست نشانده امريكا باشد.
انقلاب اسلامى: در 7 خرداد، خامنهاى در ديدار با "نمايندگان" مشابه اين نظر را ابراز كردهاست.
* و بالاخره، تمايلى از اصلاح طلبان مىگويند: دولت سكولار دست نشانده، همان رژيم شاه بود و امريكا آن را در ايران آزمودهاست. كافيست دليل و مدارك براى مداخله امريكا نتراشيم.
انقلاب اسلامى: غير گاردين كه ميانه رو است، دو نشريه، يكى فايننشال تايمز و فيگارو، دست راستى هستند. دو روزنامه انگليسى باند محافظه كاران جديد - لابى اسرائيل را، كه رضا پهلوى آلت فعل آنهاست، با اسم و رسم معرفى كردهاند. فيگارو در ايران تحقيق كرده و به اين نتيجه رسيدهاست كه رضا پهلوى در ايران، آيندهاى ندارد. بنا بر اين، دست حكومت بوش بجائى بند نيست. ايران فرصتى بدست آوردهاست براى زيست در آزادى و استقلال اگر نگذارد ملاتاريا فرصت را بسوزاند و براى مداخله امريكا در ايران، دليل و مدرك بسازد. در خور توجه است كه در 1 ژوئن، كانال 2 تلويزيون فرانسه، در برنامه صبح، عراقيهائى را نشان مىداد كه به حال خود مىگريستند و مىگفتند: اگر خود خويشتن را آزاد كرده بوديم، چرا اين سرنوشت را پيدا مىكرديم.
در 29 مه، واشنگتن پست، از قول تحليل گران ايرانى هشدار داد كه هر برنامهاى كه امريكا براى ايجاد قيام مردمى به اجرا بگذارد، به عكس هدفى مىانجامد كه امريكا مىخواهد به آن برسد. سعيد ليلاز، روزنامه نگار اصلاح گر بر آنست كه مردم به خانه هاشان خواهند رفت و به خيابانها در نخواهند آمد. جو تهران و جو ايران سياست زدگى و گريز از سياست است.
واشنگتن پست ادامه ميدهد ،پرس و جوى تلفنى ما از سعيد ليلاز و ديگر اصلاح گرايان و ديپلماتهاى خارجى مقيم تهران به اين نتيجه رسيد كه اثر حمايت امريكا از آنها كه مىخواهند دولت ايران - كه بطور وسيع در مهار محافظه كاران غير منتخب است - را بى ثبات بگردانند، ناچيز است.
بنا بر محاسبات، ايرانيان از روحانيان محافظه كار كه در 1979، در پى سرنگون شدن سلطنت تحت حمايت امريكا، بقدرت رسيدهاند، ناراضى هستند. آنها نهادهائى غير انتخابى را در اختيار دارند كه قدرت در آنها جمع است. اما اصلاح گرايان كه بر نهادهاى انتخابى دست يافتهاند، بخاطر آنكه نتوانستهاند آزاديها را كه وعده داده بودند، بر قرار كنند و اصلاحات اقتصادى موعود را به اجرا بگذارند، حمايت مردم را از دست دادهاند.
يك ديپلمات خارجى در تهران مىگويد: از آنجا كه در اينجا، در محل، هستيم، امور را بهتر از امريكا مىبينيم. ما در اينجا عدم رضايت فراگير را نمىبينيم. بى تفاوتى را چرا. بنا بر قول ايرانيان و ديپلماتها، احساس حرمان و محروميت وسيع اما درونى است...
...
در ماه گذشته، اصلاح گرايان و محافظه كاران، هر دو، هشدار مىدهند كه امريكا نبايد با مجاهدين خلق متحد شود. اين سازمان مخالف رژيم ايران را كه مدتى طولانى است در عراق تحت حمايت صدام حسين، پايگاه دارد، وزارت خارجه در فهرست سازمانهاى تروريست قرار دادهاست. در ماه پيش، وزارت دفاع برآن شد كه اين گروه را بخدمت درآورد. از اين گروه خواست تانكها و ديگر اسلحه سنگين خود را تحويل دهد. تحليل گران و ديپلماتها مىگويند اين رفتار علائمى بود به مردم ايران. و امروز (29 مه) عاصفى سخنگوى وزارت خارجه گفت: امريكا در دعوى مبارزه با تروريسم، جديدى نيست. به سياست يك بام و دو هوا عمل مىكند.
انقلاب اسلامى: درباره قصد امريكا بر تغيير رژيم ملاتاريا، اين قولها و نظرها منتشر شدهاند:
24 مه 2003 گاردين نوشت: وزارت دفاع آمريكا پيشنهاد تغيير رژيم در ايران دادهاست. در پى طرح انتشار خبرهايى مبنى بر حضور اعضاى القاعده در ايران، وزارت دفاع آمريكا پيشنهاد كرده است سياست تغيير رژيم در ايران در پيش گرفته شود.
25 مه 2003، واشنگتن پست، تحت عنوان "ايالات متحده چشم به جنبش هاى فزاينده ايران دوختهاست"، نوشته است: مقامات كاخ سفيد مشغول تهيه طرحهاى كمك به سقوط رژيم ايران هستند. حكومت بوش نگران از از حضور عوامل القاعده در ايران، به گفتگوهايش با ايران كه اميدواركننده بودند، خاتمه داده و به نظر مى رسد برآنست كه سياست فعالى براى بى ثبات كردن رژيم ايران در پيش گيرد. مقامات حكومت بوش مىگويند: روز سه شنبه مقامات ارشد حكومت براى مذاكره بر سر به يك نظر رسيدن در باره سياست امريكا در ايران، در كاخ سفيد جلسه خواهند داشت. مقامات وزارت دفاع آمريكا به شدت طرفدار عمليات آشكار و پنهانى هستند كه به اعتقاد آنها مى توانند، با حمايت از جنبش هاى مردمى، به ساقط شدن رژيم ايران بيانجامند.
وزارت امور خارجه آمريكا نيز كه تا كنون از روش ارتباط با دولت ايران حمايت مىكرد، چنانچه قبل از روز سه شنبه شواهدى از اقدام مشخص دولت ايران براى دستگيرى اعضاى شبكه القاعده پيدا نشود، با اعمال سياست پيشنهادى وزارت دفاع مخالفتى نخواهد كرد.
در روزهاى قبل از انفجارهاى انتحارى رياض كه منجر به كشته شدن سى و چهار نفر از جمله هشت آمريكائى مقيم عربستان سعودى شد، ايران و ايالات متحده، پيرامون اوضاع افغانستان و عراق، تا گفتگوى دو بدو پيش رفته بودند. اما اين انفجارها موجب قطع گفتگوها شدند. زيرا مقامات اطلاعاتى امريكا مىگويند ترورها، تحت فرماندهى سيف العدل، يكى از رهبران شبكه القاعده كه در ايران پنهان است، انجام شدهاند.
باز واشنكتن پست به نقل از يك مقام وزارت امور خارجه آمريكا نوشته است: "ما در همان مسير بيست سال گذشته افتادهايم. سياست انعطاف ناپذير و بدون تخيل فقط "نه" گفتن. به اعتقاد ناظران، آخرين تلاش دولت آمريكا براى نزديك شدن به حكومت ايران، خلع سلاح نيروهاى مجاهدين خلق در عراق، درست چند روز قبل از انفجارهاى رياض بود. مقامات ايران پيوسته گزارش هاى مبنى بر حضور القاعده در ايران را تكذيب كرده اند و از آمريكا خواسته اند چنانچه شواهدى در اين مورد دارد به آنها ارائه دهد. يكى از مقامات وزارت خارجه مىگويد: نوشته بعيد به نظر مى رسد كه دولت مركزى ايران چيز زيادى در باره اعضاى شبكه القاعده كه در ايران هستند بداند. به گفته اين مقام، اين افراد در نقطه دور افتاده اى در شمال شرق ايران در نزديكى مرز افغانستان كه مخفيگاه قاچاقچى ها و تروريست هاست پنهانند و مأمورين سپاه پاسداران نيز با دريافت رشوه و اخاذى، حضور آنها در منطقه را ناديده مى گيرند. به گفته فيليپ لورت، يكى از مشاوران سابق كاخ سفيد، دنبال كردن اين سياست تازه از جانب حكومت بوش نوعى قمار است. او مى گويد: "اشتباه است اگر تصور شود رژيم اسلامى، در يك فاصله زمانى كه براى ايالات متحده معنا داشته باشد فرو خواهد ريخت. اين سياست ممكن است به ايرانى بينجامد كه سلاح هسته اى دارد و با ما هم در مورد نگرانى هايمان در باره تروريسم در هيچ گفتگو و رابطه اى نيست.
در 26 مه 2003، فيگارو در 29 مه، لوموند نوشتند: امريكا تماسهاى خود را به ايران قطع كرد و در كار مطالعه عمليات علنى و سرى براى بى ثبات كردن دولت تهران است. وزارت دفاع طرح يك جنبش مردمى را براى برانداختن رژيم تهيه كردهاست.
انقلاب اسلامى: اما امريكا چگونه مىتواند مردم ايران را به جنبش براى سرنگونى رژيم برانگيزد؟ آيا امريكا نمىداند از شرطهاى اصلى يك جنبش همگانى، يكى اينست كه به مردم ايران اطمينان دهد قصد هيچگونه مداخله مستقيم و نيز غير مستقيم در ايران را ندارد؟ برخى نشريات اطلاعى مىدهند كه طرح وزارت دفاع امريكا، طرحى از نوع طرحى است كه 50 سال پيش از اين، كودتاى 28 مرداد شد:
در 28 مه، "يواساى تو دى" نوشت: وزارت دفاع آمريكا نقشه بمباران احتمالى تأسيسات هستهاى ايران را تهيه كردهاست. اما معلوم نيست با اين گونه اقدامات نظامى بتوان برنامه هستهاى ايران را از ميان برداشت. ديويد آلبرايت رئيس "انستيتوى علوم و امنيت بينالمللى" در اين باره مىگويد: امكان دارد برنامه هستهاى ايران "ضدگلوله" باشد. زيرا اين كشور دستگاههاى گريز از مركز براى غنى سازى اورانيوم را خود توليد مىكند و شايد تأسيسات پشتيبانى داشته باشد.
مقامات حكومت بوش مىگويند جلسه 29 مه براى تعيين سياست امريكا در ايران، به تعويق افتاد. علت از جمله تارك سفر بوش به اروپا و خاورميانه است.
اينتليجنس آن لاين (23 مه تا 5 ژوئن 2003) خبر مىدهد كه ژنرال امريكائى لبنانى تبار بنام جون ابوزيد، موافقت نامهاى را با مسعود رجوى و همسر او كه مجاهدين خلق را رهبرى مىكنند، امضاء كردهاست. بنا بر اين توافق، امريكا پايگاه در اختيار مخالفان رژيم ايران قرار مىدهد.
و اطلاعات استراتژيك (23 مه) نيز خبر مىدهد كه افراد مجاهدين خلق، براى اولين بار پس از سقوط رژيم صدام، مقررى از امريكا دريافت كردند.
لودين بار ديگر خواستار حمله به ايران شدهاست. مركز دموكراسى براى ايران كه تازه ايجاد شدهاست، نيز خواهان تغيير رژيم در ايران است. لابى اسرائيل و محافظه كاران جديد مىگويند: زمان ديپلماسى به سر رسيده و زمان پديد آوردن ايران آزاد، سوريه آزاد و لبنان آزاد گشتهاست.
يورى لوبرانى، مشاور وزير دفاع اسراييل و طراح طرح كمربند امنيتى جنوب لبنان هم خواهان تغيير رژيم ايران است. چرخاننده تبليغات هوداران بازگشت پهلويها به قدرت، در اصل اين لابى است.
در حلقه محافظه كاران آمريكايى، عدهاى از كارشناسان بر ضرورت انجام حمله سريع به ايران تأكيد مىورزند. سختى كنترل عراق در صورتى كه اوضاع در آنجا بحرانى شود، نگرانشان كردهاست. اگر وضعيت بحرانى شود، نقش ايران مىتواند مهم شود.
روشهاى ديگر نيز پيشنهاد مىشوند:
* حمله نظامى توسط آمريكا يا اسراييل و يا هر دو در صورت انجام آزمايش هستهاى به وسيله ايران يا حمايت بيشتر از القاعده و
* اگر آمريكا بخواهد از موضع قدرت، اخطار روشنى به ايران بدهد، تهران برساند، مىتواند از نيروهاى ويژه خويش براى ضربه زدن به نيروهاى مورد حمايت ايران در عراق يا لبنان استفاده كند و يا ايران را گرفتار گروههاى قومى جدايىطلب، در منطقه آذربايجان و بلوچستان سرگرم سازد.
اما در 28 مه، رايس، مشاور امنيتى بوش و پاول، وزير خارجه او، هر دو گفتند: الف - در باره ايران، امريكا از راه حل نظامى استفاده نمىكند و ب - تماسها با ايران قطع نشدهاند. در 31 مه، رايس توضيح دادهاست: ما خواهان رژيم متفاوتى با رژيم كنونى ايران هستيم. رژيمى را مىخواهيم كه حمايت از تروريسم و برنامه توليد سلاح اتمى را رها كند.
بوش، خود نيز، اظهار اميدوارى كرد ايران اعضاى القاعده را دستگير و به كشورهائى كه اين اعضاى اتباع آنها هستند، تحويل دهد. در 31 مه، در اروپا، او خواستار همكارى روسيه با امريكا، در جلوگيرى از مجهز شدن ايران به اسلحه اتمى شد. لوموند بتاريخ 1 ژوئن، خبر از توافق امريكا با روسيه بر سر برنامه اتمى ايران مىدهد.
بديهى است اسرائيل بيكار نيست و بنوبه خود، براى وزارت دفاع امريكا و امثال ولفوويتز و لودين دليل مىتراشد:
در همان تاريخ، وزير جنگ حكومت شارون گفتهاست: ايران، در حال ساخت موشكهاى پرقدرت هستهاى با برد زياد است كه مىتواند آمريكا را هدف قرار دهد. اين موشكهاى هستهاى پرقدرت از نوع شهاب 4 و شهاب 5 است. احتمال مىورد مراحل ساخت اين موشك، ظرف چند سال آينده، طى و موشك ساخته شود. نكته حائز اهميت، برد بسيار زياد اين موشكهاست كه تا به حال هيچ دولتى غير از آمريكا و شوروى سابق، نتوانستهاند موشكى با اين برد بسازند!
|
|
|