١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٩ از ٢٢ خرداد تا ۷ تير

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
تغيير رژيم ايران يا معامله با آن؟ معامله پيشنهادى رضائى به امريكا؟:

انقلاب اسلامى:
قرار بود در 29 مه، حكومت امريكا سياست خويش را در قبال رژيم ملاتاريا مشخص كند. بنا بر اطلاعى، اين كار به تأخير افتاد. دو طرز فكر وجود دارند:

* طرز فكرى كه مى‏گويد تغيير رژيم در ايران، جهت سياسى ديگرى را پيش پاى شيعه و سنى عراق و نيز مردم افغانستان قرار مى‏دهد. ضربه‏اى به سازمانهاى تروريستى وارد مى‏كند و امريكا را از بن بست در عراق و افغانستان بيرون مى‏برد و تمايل ديگر بر اينست كه امريكا را در جهان قدرتى معرفى مى‏كند كه به قول همكاران پاول، جز قتل و ويرانگرى از او ساخته نيست. در عمل نيز، بدان خاطر كه بعد از تغيير رژيم، همانطور كه دو تجربه عراق و افغانستان نشان مى‏دهند، تمايلى اكثريت پيدا مى‏كند كه ضد امريكائى است. پس مى‏بايد تحول سياسى در ايران، بدون مداخله نظامى و بدون كودتائى انجام گيرد كه امريكا طراح و مجرى آن باشد.
در قسمت اول، تمايلى را مطالعه مى‏كنيم كه چاره را تغيير رژيم ايران مى‏داند. در قسمت دوم، اطلاع مهمى را فاش مى‏كنيم كه موضوع آن، معامله پيشنهادى رضائى به امريكاست:
از ديدگاه تمايلهاى رژيم و تمايلهاى موجود در حكومت بوش:
آيا حكومت بوش مصمم به تغيير رژيم ايران است؟ اگر آرى، روش كار كدام است؟:
در 27 مه 2003، استراتفور كه در ايران و امريكا تحقيق بعمل آورده‏است، تحليلى را به شرح زير منتشر كرد:
مقامات امريكائى حالا ديگر مى‏گويند:
امريكا خواهان تغيير رژيم است. اما روشى نظير يورش نظامى به عراق، در نظر نيست. ايرانيها از آن نگرانند كه هرچه بگويند و بكنند، تغييرى در تصميم حكومت بوش نكند:

* در تهران، عمل گرايان هشدار مى‏دهند كه دست از انتقاد امريكا بايد برداشت زيرا از آن، تنها آن تمايل حكومت بوش سود مى‏جويد كه خواستار آنست كه امريكا دست بكار سرنگون كردن رژيم بگردد.

* در حكومت بوش نيز تمايلى بر اينست كه ابراز قصد براندازى رژيم ايران بسود سخت سران رژيم ايران و به زيان اصلاح طلبان تمام مى‏شود.
* اما تمايل جانبدار براندازى كه وزارت دفاع امريكا را در دست دارد، بر اينست كه، بهررو، اصلاح طلبان توان باخته‏اند و مردم ايران نيز از آنها مأيوس شده‏اند. بنا بر اين، امريكا آن توانائى را دارد كه براى كوتاه كردن دست ملايان از دولت، دست بكار شود.
* حكومت انگلستان كه نقش واسطه را ميان امريكا و ايران بازى مى‏كند، بر اينست كه اقدام نظامى بجا نيست و اگر قرار به تحول از راه غير نظامى باشد، روشى كه وزارت دفاع امريكا پيشنهاد مى‏كند، عملى نيست.

* اما ايرانيان مى‏گويند:
اطمينانى وجود ندارد كه انگليسها بتوانند نظر خود را به امريكا بقبولانند. در عراق، انگليسها نقش آلت سياست امريكا را بازى كردند. چه دليل دارد كه در ايران نيز همان نقش را بازى نكنند؟ با اين وجود، نظرشان اينست كه نمى‏توان به انگلستان و نقشش اطمينان كرد اما ناگزير مى‏بايد انگلستان را، بعنوان واسطه، پذيرفت.

* ايرانيان واقع بين برآنند كه شكست عراق، عراقى كه 12 سال محاصره اقتصادى و از بين بردن اسلحه موشكى و شيميائى ناتوانش ساخته بود، ايران را تنها قدرت منطقه خليج فارس ساخته‏است. وجود ايران قوى براى امريكا و رژيمهاى عرب دست نشانده، يك خطر بالفعل است. بنا بر اين، نبايد بهانه اقداماتى را به امريكا داد كه بتواند حتى بدون نياز به جنگ، ايران را ناتوان بگرداند.
از انقلاب بدين سو، ايران همواره تهديدى براى امنيت و ثبات خاورميانه تلقى شده‏است. اينك كه شيعه عراق نيز به جنبش آمده‏است، احتمال قوى مى‏رود كه به اين عنوان كه تهديدى براى امنيت و ثبات عراق و كشورهاى همسايه است، سركوب شود. بنا بر اين، تغييرهائى در درون كشور در جهت بسط آزاديها و تغييرى در سياست منطقه‏اى از صدور ترور و خشونت به صدور آزادى و حقوق انسان، همان ضد جنگ پيشگيرانه حكومت بوش است كه پيروزى بزرگ ببار مى‏آورد. موقعيت ايران را در منطقه تحكيم و دست امريكا را از تجاوز به ايران كوتاه مى‏كند.
اين ايرانيان رفتار حاكم امريكائى عراق را دليل مى‏آورند:
سپاه بدر و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى شيعه با رژيم صدام، بى وقفه مبارزه كرده‏است. در كنگره لندن و سپس در اجلاس صلاح الدين، عضو دولت انتقالى گشته‏است، با وجود اين، حاكم امريكائى اخطار كرده‏است سازمانهاى ملسح عراقى، باستثناى آنها كه در جنگ با امريكا همكارى كرده‏اند، مى‏بايد اسلحه خود را تحويل داده و منحل شوند. اگر سپاه بدر در جنگ شركت نكرد بخاطر آن بود كه امريكا مانع از شركتش شد.
انقلاب اسلامى:
چرا گروه ناچيز احمد چلبى مى‏تواند مسلح بماند اما سپاه بدر بايد خلع سلاح شود؟ زيرا امريكائيها به اين نتيجه رسيده‏اند كه با انحلال سپاه بدر، حكيم و سازمان او ناگزير مى‏شوند نقش همكار امريكا را بازى كنند و عامل تضعيف ديگر سازمانهاى شيعه بگردند.
* در امريكا، وزارت دفاع بر اينست (قول رومسفلد) كه عمليات تروريستى رياض از ايران هدايت شده‏است و رهبران القاعده كه ايران به آنها پناه داده، آنها را رهبرى كرده‏اند. بنظر رامسفلد و همكاران او، از راه مذاكره و قرار و مدار با رژيم ايران نمى‏توان به جائى رسيد. بايد برنامه تغيير رژيم را تنظيم كرد و به اجرا گذاشت.

* در تهران نيز، تمايلى بر اين نظر است كه با حكومت بوش امكان كنار آمدن وجود ندارد. با وجود اين، انگلستان و كشورهاى اروپائى به ايران فشار مى‏آورند برنامه اتمى خود را رها كند، حمايت از حزب الله را رها كند و اطمينان مى‏دهند اين اقدامات امريكا را از اقدام بر ضد ايران باز مى‏دارند. اما اين تمايل مى‏گويد:
به رژيم صدام نيز اين فشارها را آوردند و صدام تسليم شد و عمل كرد. نتيجه اينكه ضعيف شد و امريكا بدون زحمت سرنگونش كرد. از ديد اين تمايل، امريكا شيعه را با ايران يكى مى‏كند و ايران را تهديد مى‏شمارد و آن رژيمى با قدرت امريكا جور مى‏شود كه سكولار و دست نشانده امريكا باشد.
انقلاب اسلامى:
در 7 خرداد، خامنه‏اى در ديدار با "نمايندگان" مشابه اين نظر را ابراز كرده‏است.
* و بالاخره، تمايلى از اصلاح طلبان مى‏گويند:
دولت سكولار دست نشانده، همان رژيم شاه بود و امريكا آن را در ايران آزموده‏است. كافيست دليل و مدارك براى مداخله امريكا نتراشيم.
انقلاب اسلامى:
غير گاردين كه ميانه رو است، دو نشريه، يكى فايننشال تايمز و فيگارو، دست راستى هستند. دو روزنامه انگليسى باند محافظه كاران جديد - لابى اسرائيل را، كه رضا پهلوى آلت فعل آنهاست، با اسم و رسم معرفى كرده‏اند. فيگارو در ايران تحقيق كرده و به اين نتيجه رسيده‏است كه رضا پهلوى در ايران، آينده‏اى ندارد. بنا بر اين، دست حكومت بوش بجائى بند نيست. ايران فرصتى بدست آورده‏است براى زيست در آزادى و استقلال اگر نگذارد ملاتاريا فرصت را بسوزاند و براى مداخله امريكا در ايران، دليل و مدرك بسازد. در خور توجه است كه در 1 ژوئن، كانال 2 تلويزيون فرانسه، در برنامه صبح، عراقيهائى را نشان مى‏داد كه به حال خود مى‏گريستند و مى‏گفتند:
اگر خود خويشتن را آزاد كرده بوديم، چرا اين سرنوشت را پيدا مى‏كرديم.
در 29 مه، واشنگتن پست، از قول تحليل گران ايرانى هشدار داد كه هر برنامه‏اى كه امريكا براى ايجاد قيام مردمى به اجرا بگذارد، به عكس هدفى مى‏انجامد كه امريكا مى‏خواهد به آن برسد. سعيد ليلاز، روزنامه نگار اصلاح گر بر آنست كه مردم به خانه هاشان خواهند رفت و به خيابانها در نخواهند آمد. جو تهران و جو ايران سياست زدگى و گريز از سياست است.
واشنگتن پست ادامه ميدهد ،پرس و جوى تلفنى ما از سعيد ليلاز و ديگر اصلاح گرايان و ديپلماتهاى خارجى مقيم تهران به اين نتيجه رسيد كه اثر حمايت امريكا از آنها كه مى‏خواهند دولت ايران - كه بطور وسيع در مهار محافظه كاران غير منتخب است - را بى ثبات بگردانند، ناچيز است. بنا بر محاسبات، ايرانيان از روحانيان محافظه كار كه در 1979، در پى سرنگون شدن سلطنت تحت حمايت امريكا، بقدرت رسيده‏اند، ناراضى هستند. آنها نهادهائى غير انتخابى را در اختيار دارند كه قدرت در آنها جمع است. اما اصلاح گرايان كه بر نهادهاى انتخابى دست يافته‏اند، بخاطر آنكه نتوانسته‏اند آزاديها را كه وعده داده بودند، بر قرار كنند و اصلاحات اقتصادى موعود را به اجرا بگذارند، حمايت مردم را از دست داده‏اند.
يك ديپلمات خارجى در تهران مى‏گويد:
از آنجا كه در اينجا، در محل، هستيم، امور را بهتر از امريكا مى‏بينيم. ما در اينجا عدم رضايت فراگير را نمى‏بينيم. بى تفاوتى را چرا. بنا بر قول ايرانيان و ديپلماتها، احساس حرمان و محروميت وسيع اما درونى است... ...
در ماه گذشته، اصلاح گرايان و محافظه كاران، هر دو، هشدار مى‏دهند كه امريكا نبايد با مجاهدين خلق متحد شود. اين سازمان مخالف رژيم ايران را كه مدتى طولانى است در عراق تحت حمايت صدام حسين، پايگاه دارد، وزارت خارجه در فهرست سازمانهاى تروريست قرار داده‏است. در ماه پيش، وزارت دفاع برآن شد كه اين گروه را بخدمت درآورد. از اين گروه خواست تانكها و ديگر اسلحه سنگين خود را تحويل دهد. تحليل گران و ديپلماتها مى‏گويند اين رفتار علائمى بود به مردم ايران. و امروز (29 مه) عاصفى سخنگوى وزارت خارجه گفت:
امريكا در دعوى مبارزه با تروريسم، جديدى نيست. به سياست يك بام و دو هوا عمل مى‏كند.
انقلاب اسلامى:
درباره قصد امريكا بر تغيير رژيم ملاتاريا، اين قولها و نظرها منتشر شده‏اند:
24 مه 2003 گاردين نوشت:
وزارت دفاع آمريكا پيشنهاد تغيير رژيم در ايران داده‏است. در پى طرح انتشار خبرهايى مبنى بر حضور اعضاى القاعده در ايران، وزارت دفاع آمريكا پيشنهاد كرده است سياست تغيير رژيم در ايران در پيش گرفته شود.
25 مه 2003، واشنگتن پست، تحت عنوان "ايالات متحده چشم به جنبش هاى فزاينده ايران دوخته‏است"، نوشته است:
مقامات كاخ سفيد مشغول تهيه طرحهاى كمك به سقوط رژيم ايران هستند. حكومت بوش نگران از از حضور عوامل القاعده در ايران، به گفتگوهايش با ايران كه اميدواركننده بودند، خاتمه داده و به نظر مى رسد برآنست كه سياست فعالى براى بى ثبات كردن رژيم ايران در پيش گيرد. مقامات حكومت بوش مى‏گويند:
روز سه شنبه مقامات ارشد حكومت براى مذاكره بر سر به يك نظر رسيدن در باره سياست امريكا در ايران، در كاخ سفيد جلسه خواهند داشت. مقامات وزارت دفاع آمريكا به شدت طرفدار عمليات آشكار و پنهانى هستند كه به اعتقاد آنها مى توانند، با حمايت از جنبش هاى مردمى، به ساقط شدن رژيم ايران بيانجامند.
وزارت امور خارجه آمريكا نيز كه تا كنون از روش ارتباط با دولت ايران حمايت مى‏كرد، چنانچه قبل از روز سه شنبه شواهدى از اقدام مشخص دولت ايران براى دستگيرى اعضاى شبكه القاعده پيدا نشود، با اعمال سياست پيشنهادى وزارت دفاع مخالفتى نخواهد كرد. در روزهاى قبل از انفجارهاى انتحارى رياض كه منجر به كشته شدن سى و چهار نفر از جمله هشت آمريكائى مقيم عربستان سعودى شد، ايران و ايالات متحده، پيرامون اوضاع افغانستان و عراق، تا گفتگوى دو بدو پيش رفته بودند. اما اين انفجارها موجب قطع گفتگوها شدند. زيرا مقامات اطلاعاتى امريكا مى‏گويند ترورها، تحت فرماندهى سيف العدل، يكى از رهبران شبكه القاعده كه در ايران پنهان است، انجام شده‏اند. باز واشنكتن پست به نقل از يك مقام وزارت امور خارجه آمريكا نوشته است:
"ما در همان مسير بيست سال گذشته افتاده‏ايم. سياست انعطاف ناپذير و بدون تخيل فقط "نه" گفتن. به اعتقاد ناظران، آخرين تلاش دولت آمريكا براى نزديك شدن به حكومت ايران، خلع سلاح نيروهاى مجاهدين خلق در عراق، درست چند روز قبل از انفجارهاى رياض بود. مقامات ايران پيوسته گزارش هاى مبنى بر حضور القاعده در ايران را تكذيب كرده اند و از آمريكا خواسته اند چنانچه شواهدى در اين مورد دارد به آنها ارائه دهد. يكى از مقامات وزارت خارجه مى‏گويد:
نوشته بعيد به نظر مى رسد كه دولت مركزى ايران چيز زيادى در باره اعضاى شبكه القاعده كه در ايران هستند بداند. به گفته اين مقام، اين افراد در نقطه دور افتاده اى در شمال شرق ايران در نزديكى مرز افغانستان كه مخفيگاه قاچاقچى ها و تروريست هاست پنهانند و مأمورين سپاه پاسداران نيز با دريافت رشوه و اخاذى، حضور آنها در منطقه را ناديده مى گيرند. به گفته فيليپ لورت، يكى از مشاوران سابق كاخ سفيد، دنبال كردن اين سياست تازه از جانب حكومت بوش نوعى قمار است. او مى گويد:
"اشتباه است اگر تصور شود رژيم اسلامى، در يك فاصله زمانى كه براى ايالات متحده معنا داشته باشد فرو خواهد ريخت. اين سياست ممكن است به ايرانى بينجامد كه سلاح هسته اى دارد و با ما هم در مورد نگرانى هايمان در باره تروريسم در هيچ گفتگو و رابطه اى نيست. در 26 مه 2003، فيگارو در 29 مه، لوموند نوشتند:
امريكا تماسهاى خود را به ايران قطع كرد و در كار مطالعه عمليات علنى و سرى براى بى ثبات كردن دولت تهران است. وزارت دفاع طرح يك جنبش مردمى را براى برانداختن رژيم تهيه كرده‏است.
انقلاب اسلامى:
اما امريكا چگونه مى‏تواند مردم ايران را به جنبش براى سرنگونى رژيم برانگيزد؟ آيا امريكا نمى‏داند از شرطهاى اصلى يك جنبش همگانى، يكى اينست كه به مردم ايران اطمينان دهد قصد هيچگونه مداخله مستقيم و نيز غير مستقيم در ايران را ندارد؟ برخى نشريات اطلاعى مى‏دهند كه طرح وزارت دفاع امريكا، طرحى از نوع طرحى است كه 50 سال پيش از اين، كودتاى 28 مرداد شد:
در 28 مه، "يواس‏اى تو دى" نوشت:
وزارت دفاع آمريكا نقشه بمباران احتمالى تأسيسات هسته‏اى ايران را تهيه كرده‏است. اما معلوم نيست با اين گونه اقدامات نظامى بتوان برنامه هسته‏اى ايران را از ميان برداشت. ديويد آلبرايت رئيس "انستيتوى علوم و امنيت بين‏المللى" در اين باره مى‏گويد:
امكان دارد برنامه هسته‏اى ايران "ضدگلوله" باشد. زيرا اين كشور دستگاه‏هاى گريز از مركز براى غنى سازى اورانيوم را خود توليد مى‏كند و شايد تأسيسات پشتيبانى داشته باشد.
مقامات حكومت بوش مى‏گويند جلسه 29 مه براى تعيين سياست امريكا در ايران، به تعويق افتاد. علت از جمله تارك سفر بوش به اروپا و خاورميانه است. اينتليجنس آن لاين (23 مه تا 5 ژوئن 2003) خبر مى‏دهد كه ژنرال امريكائى لبنانى تبار بنام جون ابوزيد، موافقت نامه‏اى را با مسعود رجوى و همسر او كه مجاهدين خلق را رهبرى مى‏كنند، امضاء كرده‏است. بنا بر اين توافق، امريكا پايگاه در اختيار مخالفان رژيم ايران قرار مى‏دهد. و اطلاعات استراتژيك (23 مه) نيز خبر مى‏دهد كه افراد مجاهدين خلق، براى اولين بار پس از سقوط رژيم صدام، مقررى از امريكا دريافت كردند. لودين بار ديگر خواستار حمله به ايران شده‏است. مركز دموكراسى براى ايران كه تازه ايجاد شده‏است، نيز خواهان تغيير رژيم در ايران است. لابى اسرائيل و محافظه كاران جديد مى‏گويند:
زمان ديپلماسى به سر رسيده و زمان پديد آوردن ايران آزاد، سوريه آزاد و لبنان آزاد گشته‏است. يورى لوبرانى، مشاور وزير دفاع اسراييل و طراح طرح كمربند امنيتى جنوب لبنان هم خواهان تغيير رژيم ايران است. چرخاننده تبليغات هوداران بازگشت پهلويها به قدرت، در اصل اين لابى است. در حلقه محافظه كاران آمريكايى، عده‏اى از كارشناسان بر ضرورت انجام حمله سريع به ايران تأكيد مى‏ورزند. سختى كنترل عراق در صورتى كه اوضاع در آنجا بحرانى شود، نگرانشان كرده‏است. اگر وضعيت بحرانى شود، نقش ايران مى‏تواند مهم شود.
روشهاى ديگر نيز پيشنهاد مى‏شوند:

* حمله نظامى توسط آمريكا يا اسراييل و يا هر دو در صورت انجام آزمايش هسته‏اى به وسيله ايران يا حمايت بيشتر از القاعده و
* اگر آمريكا بخواهد از موضع قدرت، اخطار روشنى به ايران بدهد، تهران برساند، مى‏تواند از نيروهاى ويژه خويش براى ضربه زدن به نيروهاى مورد حمايت ايران در عراق يا لبنان استفاده كند و يا ايران را گرفتار گروه‏هاى قومى جدايى‏طلب، در منطقه آذربايجان و بلوچستان سرگرم سازد. اما در 28 مه، رايس، مشاور امنيتى بوش و پاول، وزير خارجه او، هر دو گفتند:
الف - در باره ايران، امريكا از راه حل نظامى استفاده نمى‏كند و ب - تماسها با ايران قطع نشده‏اند. در 31 مه، رايس توضيح داده‏است:
ما خواهان رژيم متفاوتى با رژيم كنونى ايران هستيم. رژيمى را مى‏خواهيم كه حمايت از تروريسم و برنامه توليد سلاح اتمى را رها كند.
بوش، خود نيز، اظهار اميدوارى كرد ايران اعضاى القاعده را دستگير و به كشورهائى كه اين اعضاى اتباع آنها هستند، تحويل دهد. در 31 مه، در اروپا، او خواستار همكارى روسيه با امريكا، در جلوگيرى از مجهز شدن ايران به اسلحه اتمى شد. لوموند بتاريخ 1 ژوئن، خبر از توافق امريكا با روسيه بر سر برنامه اتمى ايران مى‏دهد.
بديهى است اسرائيل بيكار نيست و بنوبه خود، براى وزارت دفاع امريكا و امثال ولفوويتز و لودين دليل مى‏تراشد:
در همان تاريخ، وزير جنگ حكومت شارون گفته‏است:
ايران، در حال ساخت موشك‏هاى پرقدرت هسته‏اى با برد زياد است كه مى‏تواند آمريكا را هدف قرار دهد. اين موشك‏هاى هسته‏اى پرقدرت از نوع شهاب 4 و شهاب 5 است. احتمال مى‏ورد مراحل ساخت اين موشك، ظرف چند سال آينده، طى و موشك ساخته شود. نكته حائز اهميت، برد بسيار زياد اين موشك‏هاست كه تا به حال هيچ دولتى غير از آمريكا و شوروى سابق، نتوانسته‏اند موشكى با اين برد بسازند!

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر