|
خط سيد ضياء "امة واحد" تشكيل مىدهد و "اصلاح طلبان" در چگونگى پايان كار خود مىانديشند:
انقلاب اسلامى: در دو شماره گذشته، اثرات از ميان رفتن رژيم صدام را بر تمايلهاى مختلف موجود در رژيم، مطالعه كردهايم. آنچه آن زمان، اطلاع از درون رژيم بود، حالا امر واقع است. توضيح اينكه آن تمايلها، عمل كردهاند و به خود، در رابطه با قدرت امريكا، هويتى بخشيدهاند. در قسمت اول نظر و عمل گروهى را مىآوريم كه همچنان مقلد صدام و رژيم او اما گيج است. در قسمت دوم، "اصلاح طلبان" را از اين نظر شناسائى مىكنيم كه در رژيم بن بست رسيدهاند و راهى براى بيرون رفتن از آن مىجويند:
سپاه بايد مجلس را تحت نظر بگيرد و رهبر هرچه فرياد مىزند گوش كسى بدهكار نيست!؟:
در 9 ارديبهشت 82، در دانشكده فرماندهى و ستاد سپاه، موحدى كرمانى، "نماينده رهبر" در سپاه پاسداران و عضو چند وظيفهاى سازمان ترور و متعلق به تمايلى كه مىگويد بايد مخالفان را قلع و قمع كرد و "امة واحد" تشكيل داد و به مقابله امريكا رفت، گفتهاست:
"نيروهاى مسلح بايد كار مجلس را دقيقاً زير نظر داشته باشند و ببينند كه به كجا مىرود. هر نماينده چه تفكرى دارد و به دنبال چه چيز است. آيا با ولى فقيه است يا نه؟ معناى عقيدتى - سياسى شناسايى سياست و گروه هاى سياسى است و اينكه ببينيد كدام گروه با ولايت است و كدام گروهى مخالف ولايت است و اين گروهى كه مخالف ولايت است، با چه عناوينى كارش را انجام مىدهد."
او چاره را در تشكيل امة واحد و رفتن به مقابله امريكا دانسته است.
انقلاب اسلامى: بنا بر اطلاع واصل، اين تمايل برآنست كه تا دور دوم رياست جمهورى، امريكا نمىتواند وارد جنگ ديگرى بشود. آرايش تهديد كننده به خود گرفتن امريكا براى طرفداران ولايت مطلقه فقيه، بهترين حالت است زيرا امكان مىدهد در داخل، مزاحمها را از سر راه برداريم و در دنياى اسلامى نيز، با بهرهگيرى از انزجار همگانى از امريكا، رهبرى بلامنازع "مبارزه" با امريكا را بدست آوريم. در هر دو زمينه، دست بكار شدهاند:
تعرض عمومى تمايل جانبدار "امة واحد":
* در دستگاه قضائى، افراد متعلق به اين تمايل، دست بالا را پيدا مىكنند. قصاب مطبوعات، مرتضوى دادستان كل تهران و الهام سخنگوى قوه قضائيه مىشوند. على زاده ارتقاء پيدا مىكند و آل اسحق با يك عضو سازمان ترور، جانشين مىشود.
* احمدى نژاد، برغم مخالفت برخى از تمايلهاى جبهه خامنهاى، از سوى سازمان ترور، بعنوان شهردار تهران، "انتخاب" مىشود.
* مصوبه مجلس در باب "نظارت استصوابى" از سوى "شوراى نگهبان" رد شد و برغم ابراز اميدوارى كروبى، سخنگوى اين "شورا" گفتهاست: محلى براى چانه زنى نيست!
* از هم اكنون، "انتخابات" مجلس هفتم، از راه پرونده سازى براى "اصلاح طلبان"، تدارك ديده مىشود: صدور احكام محكوميت براى آنها كه نبايد در آن انتخابات نامزد شوند.
* دستگيريهاى روزنامه نگاران و تشديد سانسور مطبوعات.
* شكار دانشجويان و تشديد فشار به سازمانهاى دانشجوئى.
و...
در 13 ارديبهشت، احمد طهماسبى، معاون عقيدتى - سياسى سپاه گفتهاست: "برخى نمايندگان براى ارتباط با آمريكا دلشان لك زده است. بهزاد نبوى گفته، كار نظام تمام است. اين سيد را وادار به استعفا مىكنيم و "كرزايى" را سركار مىآوريم. ميردامادى، نماينده مردم تهران هم گفته: فروپاشى نظام اتفاق افتاده، رهبرى كارش تمام شده و به زور سلاح و صدا و سيما نگاه داشته شده است. اعتراض صنفى را به سمت بيت رهبرى كشاندهاند و به معلمان گفتهاند به خيابان فلسطين برويد و از آقا بخواهيد. با افزايش حقوق معلمان موافقت كند. همين بهزاد نبوى مخالفت كرد و حالا اعتصاب معلمان را براه انداختهاند و مىگويند "شغل انبيا، حقوق افغانيها".
وى از كمبود اعتبارات بسيج توسط دولت انتقاد كرده و افزودهاست: 40 درصد (40 ميليارد تومان) بودجه سپاه را سال گذشته ندادند و امسال نيز در كميسيون تلفيق نماينده سپاه را دعوت نكردند. آقايان اعتقاد ندارند سپاه بايد باشد و گفتهاند سپاه بودجه نمىخواهد و همهچيزش صلواتى است."
وى گفتهاست: "قضيه شوراى شهر هم در مجلس تكرار شود، تا ببينيم چه مىشود. بهتازگى قصد دارند مدارس را هم به بخش خصوصى بفروشند. 300 مدرسه را به برادر سعيد حجاريان، 130 مدرسه را به صباغيان از افراد نهضت آزادى و 50 درصد آن را در اقساط سالانه واگذار مىكنند.
وى در حالى كه بشدت ناراحت به نظر مىرسيده، مىگفتهاست: "فردا همينها مىآيند و به بچههاى من و شما درس مىدهند. نمىدانيم آخرش چه مىشود. هرچه آقا داد مىزند، دادش بهجايى نمىرسد. كار بجايى رسيدهاست كه معلم دينى در جواب دانشآموزان كه پرسيدهاند آيا دست زدن بدون وضو به آيههاى قرآن گناه دارد يا نه، گفته است: مىتوانيد بدون وضو دست بزنيد اينها فقط "جوهر" هستند. وى نمونه ديگرى را بيان كرده و گفتهاست: در يكى از مدارس معلم به دانشآموزان گفتهاست: امام زمان مال آن زمان بود و او مرده است و براى زمان خودش بود. نمونه ديگر رييس آموزش و پرورش يكى از شهرها است كه به دانشآموزان گفته ديگر شعار مرگ بر آمريكا نگوييد مىخواهيم با آمريكا ارتباط برقرار كنيم".
اكبر منتجبى، زير عنوان "فرار به جلو" تمايل جانبدار "امة واحد" را اينطور معرفى مىكند: عدهاى قليل اما تأثيرگذار در ايران، اين روزها بدون توجه به عواقب عملكردهايشان راه و روش خطرناكى را در پيش گرفتهاند. اينان با توجه به حجم تهديدات بينالمللى عليه ايران، و همينطور چالش بوجود آمده بين ايران و آمريكا برآن شدهاند، دست به اتخاذ روش خطرناكى بزنند كه عواقب آن براى ايران بسيار ناگوار است.
اين گروه قليل تندرو معتقدند كه آمريكا دير يا زود ايران را مورد حمله نظامى قرار مىدهد. ابتدا فشارهاى بينالمللى را عليه ايران افزايش مىدهد و سپس با حمله نظامى در صدد شكستن نظام جمهورى اسلامى برمىآيد، لذا براى جلوگيرى از اين سياست، بايد دو روش را در داخل و خارج پيش گرفت. برمبناى اين ذهنيت آنها معتقد هستند كه بايد سياست حذف نيروهاى اصلاحطلب را با امنيتى كردن فضاى سياسى كشور در پيش بگيرند و در عينحال ديپلماسى ايران در صحنه بينالملل را مقابله با تهديدات آمريكا تعريف نمايند.
به باور آنها، هنگامىكه تهديدات جدى است، از داخل كشور تنها بايد يكصدا برخيزد. و آن صدا نيز، نبايد جز "مرگ بر آمريكا" شعار ديگرى بدهد و راه ديگرى را در پيش بگيرد. برمبناى ايننظر در حال حاضر عمده كسانى كه در دو نهاد رياست جمهورى و مجلس داراى پست و سمت هستند نه تنها نفوذى و ستون پنجم مىباشند بلكه بهعنوان پياده نظام آمريكا، راه را براى "شيطان جنايتكار" باز مىكنند. لذا اين گروه تندرو، لازم مىبيند در راستاى بقاى خود، صداى اصلاحطلبان را با اين شعار كه "اينها نفوذى و ستون پنجم آمريكا هستند" "خفه" و ساكت نمايد. و سپس در مواجهه با تهديدات بيرونى نيز قبل از هرگونه اقدامى از سوى آمريكا، پيشقدم جنگ با آمريكا شود. در عين حال معتقدند در سياست خارجى بايد راه كره شمالى را در پيش گرفت. مقابل آمريكا ايستاد و با زبان نظامى و تحكم با او صحبت كرد و او را بهعقب راند. همچنين بهباور آنها كشورهايى نظير چين، فرانسه و روسيه يا حتى هند نيز مىتوانند در دشمنى با آمريكا، همپيمان ما شوند و با ايجاد يك سپر دفاعى، توان مقابله را نيز افزايش داد...
|
|