|
از جمهوريخواه و "مشروطه طلب" متحد شويد تا رژيم را يكدست كنيد:
طبرزدى فراخوان منتشر كرده و در آن، از جمهوريخواه و مشروطه طلب خواسته است، وحدت كنند. هدف اين وحدت رفراندوم بقصد تغيير رژيم و استقرار مردم سالارى است. دليل او اينست كه اگر نمىخواهيم امريكا همان كار عراق را با ايران بكند، پس وحدت كنيم و مردم سالارى را بر قرار بگردانيم.
انقلاب اسلامى: الف - هشدار بنىصدر (اگر مردم خود بر نخيزند و سرنوشت خويش را در دست نگيرند، امريكا سرنوشت آنها را در دست مىگيرد) را دست مايه سازش با پهلوى طلبها كردن، روا نيست. زيرا اينكار، معنائى وارونه به آن هشدار دادن است. اين كار، يعنى منتظر قشون كشى امريكا به ايران نشويم، خود كشور را تحويل ايادى امريكا بدهيم! ب - سالى پيش از "فراخوان" طبرزدى، وحدت جمهوريخواه با مشروطه طلب تجربه شد و شكست خورد. آيا او نمىداند آزموده را آزمودن خطاست؟ ج - اما مشروطه خواهى كه پهلوى طلب نيست، كيست؟ بنظر او، "مشروطه طلبها" چون طرفداران كمى دارند، حضورشان در اتحاد، نگرانى ببار نمىآورد. اما اگر به اين دليل كه طرفدارانى دارند بايد باشند، مگر خامنهاى و... طرفداران كمى ندارند آنها چرا نبايد باشند؟ گروه رجوى چرا نبايد باشد؟ اگر جرم ملاتاريا استبداد است، همين جرم را "مشروطه طلبها" (= پهلوى طلبها) نيز دارند. اگر بنا بر آزادى و استقلال است، اينان ضد هر دو اصل بودهاند و هستند. آيا او مشروطهطلبى غير از پهلوى طلب مىشناسد، اگر آرى، بر او است كه نخست هويت او را مشخص نكند. بگذريم از اينكه اگر كسانى باشند و هنوز كسى هويت آنها را نشناخته باشد، با معرفى طبرزدى كجا نيرو مىشوند؟ بر او است كه اگر نمىخواهد از سه تجربه در يك قرن، از تجربههاى انقلاب مشروطيت و ملى كردن نفت و انقلاب ايران درس بگيرد كه در آنها، اشتباه وحدت با زورمداران پنهان در پوشش آزاديخواهى تكرار شد و هر بار، همانها استبداد را باز ساختند و آزاديخواهان واقعى را سركوب كردند، دست كم از سرنوشت "اپوزيسيون" عراق عبرت بگيرد و ببيند سرنوشت اپوزيسيون وابسته چيست. اينكه "امام خامنهاى" را ترك گفته است كارى ستوده است اما هشدار! مبادا از اين بر بام بيفتد.
در 31 فروردين سايت امروز نظرگاههاى ارگانهاى تبليغاتى جبهه خامنهاى - هاشمى رفسنجانى را نقل كرده است. بنظر اين ارگانها، با رد دو لايحه (لغو نظارت استصوابى و اختيارات رئيس جمهورى) آب از آب تكان نمىخورد:
*امير محبيان نويسنده روزنامه رسالت در پاسخى به روزنامه همشهرى، نوشتهاست: خاتمى شايد هنوز در ذهنش اين ديدگاه است كه قادر خواهد بود با استفاده از روشهاى موجود خودش كه روش مبتنى بر تعامل است تأثيرات جدىاى را در سطح سيستم بگذارد. اينها مىخواهند به آقاى خاتمى بفهمانند كه راه مسدود است. براى اين كه ثابت كنند راه مسدود است و خروج از حاكميت را محقق بكنند بحث لوايح طراحى مىشود. بعضىها معتقد هستند كه اين لوايح اصولا طراحى شده است براى اين كه تصويب نشود، تا خاتمى عملا به اين نتيجه برسد كه هيچ راهى براى فعاليت ندارد و خارج شود تا آن پروسه اجرا شود و بتوانند امتياز خواهى خودشان را انجام دهد.
* كيهان نيز در يادداشتى آورده است: خاتمى كسى است كه امام راحل عظيم الشان در پيام تسليت درگذشت پدر ايشان - آيت الله روح الله خاتمى- از وى به عنوان فرزند فاضلمان ياد كرده است. لذا اگر عناصر افراطى تجديد نظر طلب و مرموز با سيره امام بيگانه باشند - كه هستند - در مورد خاتمى نمىتوان چنين ادعايى را پذيرفت. او قطعا به ياد دارد كه امام عزيز در تنفيذ حكم رياست جمهورى حضرت آيت الله خامنهاى مسير را براى روساى جمهور آينده چگونه ترسيم كرده اند. از اين گذشته خاتمى از ياد نبرده است كه حضرت امام چه عكسالعمل تندى نسبت به استعفاى مهندس موسوى - نخست وزير وقت - كه يكى از چهرههاى مورد علاقه امام بود نشان دادند. آنجا كه فرمودند الان چه وقت گله و استعفا است. لذا حتى اگر بپذيريم كه رييس جمهور هم به لوايح دوگانه نظرى مشابه نظر افراطيون داشته باشد ( كه اين احتمال دور از ذهن است) بازهم در صورت رد لوايح دوگانه، عكسالعمل او با عكس العمل مورد نظر افراطيون متفاوت خواهد بود. از اين رو مىتوان نتيجه گرفت كه با وجود آن كه تمكين نكردن خاتمى در برابر خواست افراطيون هزينههاى سنگينى براى او در پى خواهد داشت. اما استعفاى خاتمى كه خود را پيرو خط امام مىداند، قطعا منتفى است.
ند. من به دلايل زيادى معتقد هستم كه اين پروژه موفق نخواهد بود.
* كروبى اميدوار است كه در باره لايحه انتخابات (گرفتن اختيار تشخيص صلاحيت از "شوراى نگهبان) توافقى بعمل آيد.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، از ديد ارگانهاى تبليغاتى جبهه خامنهاى - هاشمى رفسنجانى، درب همچنان بر پاشنه استبداد مىچرخد. از قرار، آنها در ايران همان اشتباه را مىكنند كه امريكا در عراق كرد:
|
|