١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در شماره ٥٦٤ از ١۰ تا ٢٤ فروردين


سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
امريكا با مهار نفت خاورميانه مى‏خواهد جهان را مهار كند - اثر جنگ بر اقتصادهاى جهان و كشورهاى عرب:

طلال بن عبدالعزير، يكى از فرزندان ابن سعود و نابرادرى ملك فهد - كه ليبرال و معتقد و طرفدار اصلاحات است - ، در مصاحبه با لوموند (10 مارس 2003) گفته است:

* به اين پرسش كه آيا جنگ با عراق را اجتناب‏ناپذير مى‏دانيد، پاسخ داده‏است: همه چيز حكايت از آن دارد كه جنگ اجتناب‏ناپذير است حتى اگر صدام همه موشكهاى خود را از بين ببرد و از قدرت نيز چشم بپوشد، جنگ خواهد شد. گمان نمى‏كنم امريكائيها نقشه خود را تغيير دهند. آنها مى‏گويند بخاطر اسلحه كشتار جمعى است. اما اين اسلحه در جاى ديگر، در اسرائيل است، در كره شمالى است، در پاكستان است. بنا بر اين، هدف عراق و ماوراى عراق است. دليل ديگر امريكا، تروريسم است. امريكا بر اينست كه كشورهاى عرب و مسلمان - كه از ديد آنها يك چيزند - كانون تروريسم هستند.
* در پاسخ اين پرسش كه منظور شما از "ماوراى عراق" چيست؟ پاسخ داده‏است: من با اين نظر كه امريكا مى‏خواهد كنترل نفت را بدست آورد موافقم. زيرا نفت ماده‏اى استراتژيك است كه كشورهائى چون اتحاديه اروپا و ژاپن و چين بدان نياز دارند و اين كشورها مى‏توانند عرصه را بر اقتصاد امريكا تنگ كنند. در 20 سال آينده، نفت سلاحى استراتژيك است و نفت درياى خزر نمى‏تواند رقيب نفت خاورميانه شود. از اين رو، امريكائيها مى‏خواهند با مهار نفت خاورميانه دنيا را مهار كنند.

* لوموند مى‏پرسد: آيا فكر مى‏كنيد بعد از عراق، امريكائيها به سراغ عربستان سعودى بيايند؟ طلال پاسخ مى‏دهد كه فكر نمى‏كند عربستان تهديد به متلاشى شدن بشود. در سود امريكا و غرب نيست... امريكائيها از دموكراسى حرف مى‏زنند اما بسيارى از مخاطبان من، وزيران، روشنفكران، كارفرمايان مى‏گويند دموكراسى كه امريكا ديكته كند را نمى‏خواهند. حمايت بى قيد و شرط آنها از اسرائيل، محلى براى خوش بينى نسبت به هدف امريكا باقى نمى‏گذارد...
آسوشيتد پرس (7 مارس) گزارش مى‏كند كه در صورت وقوع جنگ، بهاى نفت ممكن است تا بشكه‏اى 70 دلار افزايش يابد. صدام مى‏گويد چاههاى نفت را آتش نمى‏زند اما از چاههاى نفت در برابر حمله قواى امريكا دفاع مى‏كند. او مى‏گويد: "ما طرحهاى لازم را براى دفاع از مناطق و تأسيسات نفتى تهيه كرده‏ايم. قواى مدافع اين مناطق را سازمان داده‏ايم. ما به استخراج نفت براى پاسخ گفتن به نياز بازار جهانى ادامه خواهيم داد. با وجود اين، او مى‏گويد قيمت نفت كه در هفته گذشته به بشكه‏اى 40 دلار رسيد، مى‏تواند بازهم بالاتر رود و قيمتى ميان 50 تا 70 دلار پيدا كند.
در 11 سپتامبر، اجلاس اوپك در وين تصميم گرفت سطح كنونى عرضه نفت را نگاهدارد و اطمينان داد كه نخواهد گذاشت بازار كمبود احساس كند.
اما اكونوميست لندن (6 مارس 2003)، بر اينست كه در صورت كوتاه شدن مدت جنگ، بعد از جنگ، بهاى نفت، از 37 دلار در حال حاضر، به 20 دلار كاهش مى‏يابد. اكونوميست قول شركتهاى بزرگ نفتى را مى‏آورد كه با وجود سودى كه بالا بودن قيمت نفت براى آنها دارد، با بالا رفتن بهاى نفت موافق نيستند. بنا بر اين، كوشش آنها بر اين است كه كمبود نفت احساس نشود. در بحرانهاى نظامى - سياسى پيشين، همواره عربستان با عرضه بيشتر نفت، مانع از پيدايش بحران نفتى شده‏است. با وجود اين، سه عامل در جهت افزايش قيمت نفت عمل مى‏كند: 1 - بالا رفتن تقاضا و 2 - كاهش ذخيره احتياطى امريكا كه 16 درصد كمتر از سال گذشته و 12 درصد كمتر از ميانگين 5 سال گذشته است. ذخيره نفت مصرفى خانوارها 20 درصد كمتر از سال پيش است. و 3 - بحران‏ها، نظير بحران ونزوئلا كه ممكن است از نو برخيزد و بحران عراق و بحرانهاى پس از آن. در صورتى كه بحران عراق با سرعت حل شود و بحرانهاى ديگر پديد نيايند، بهاى نفت مى‏تواند در حد بشكه‏اى 25 دلار قرار بگيرد. اما هم اكنون كه جنگ روى نداده‏است، اقتصادهاى اروپائى در معرض ركود قرار گرفته‏اند. بنا بر برآوردهائى كه بعمل آمده‏اند، هم اكنون، از ميزان رشد اقتصادهاى اروپائى يك درصد كاسته شده‏است. بالا رفتن بهاى نفت به بالاتر از 50 دلار، اقتصاد آلمان و ديگر اقتصادهاى اروپائى را با خطر ركودى سخت روبرو خواهد كرد. پى آمد ركود، افزايش بيكارى و گسترش ناامنى در داخل كشورهاى اروپا و خطر گسترش فعاليتهاى تروريستى، ناآراميهاى اجتماعى گسترده‏اى را ببار مى‏آورد كه بنوبه خود خسرانهاى اقتصادى اروپا را بازهم بيشتر مى‏كند. اقتصاددانان احتمال نمى‏دهند قوه خريد اروپائيان نيز به اندازه قوه خريد امريكائيان پائين آيد. اما ترديد ندارند كه از مصرف و در نتيجه از سرمايه گذارى خواهد كاست و بر ميزان بيكارى خواهد افزود.
در 12 مارس 2003، صندوق بين المللى محاسبه خود را منتشر كرد. بنا بر اين محاسبه، در صورت وقوع جنگ امريكا، با يا بى انگليس، رشد اقتصاد جهانى از 7/3 به 4/3 كاهش پيدا خواهد كرد.
جنگ با عراق شروع شد و بنا بر يك ارزيابى، مجموع اثر آن بر اقتصاد جهان 10 هزار ميليارد دلار مى‏شود!؟ در 20 مارس، استراتفور خبر داد امريكا برآنست كه به سازمان ملل پيشنهاد كند برنامه نفت در ازاى غذا را تغيير دهد. قصد امريكا اينست كه دست روسيه و فرانسه را از مبادله نفت عراق در ازاى مواد غذائى و داروئى كوتاه كند. اين مجازات اقتصادى، آغاز يك رشته مجازاتهاى اقتصادى ديگر است!
در 22 مارس، اكونوميست لندن نوشت: شايعه هائى در باره خورد و بردها از محل بازسازى عراق بر سر زبانهاست: از برندگان واقعى جنگ، اولى ديك چنى، معاون رئيس جمهورى است. شركت هاليبرتون كه تجهيزات نفتى مى‏سازد و او رئيس آن بود، عهده دار "باز سازى" صنعت نفت عراق مى‏شود. شركت هاليبرتون، محرمانه، قراردادى با ارقام نجومى امضاء كرده‏است. همكاران ديگر بوش نيز شركتهاى خود را دارند و آنها نيز غير از سودهاى كلان كه تا بحال برده‏اند، قرادادهائى براى باز سازى عراق امضاء مى‏كنند. بنا بر اين، اداره مستقيم عراق بمدت دو سال يا پنج سال، بخاطر فقدان آلترناتيو نيست بلكه بخاطر بردن و خوردن ثروت عراق است. اكونوميست اعتراض مى‏كند كه دادن انحصار بازسازى به شركتهاى امريكائى، پذيرفتنى نيست. چرا كه ندادن امكان به شركتهاى فرانسوى قابل فهم است اما دريغ كردن امكان "شركت در باز سازى عراق" از شركتهاى انگليسى چرا؟ مگر سربازان انگليسى در جنگ شركت ندارند؟ حكومت امريكا مى‏گويد آنگاه كه زمان باز سازى عراق شود، كنسرسيومى براى بازسازى عراق تشكيل مى‏شود كه در آن، حتى شركتهاى عراقى نيز عضويت خواهند داشت. در 24 نوامبر، لوموند قول شيخ يمانى، وزير نفت سابق عربستان را منتشر كرد. او گفته است: قصد امريكا اينست كه بسود خود، چاههاى نفت عراق را خصوصى كند. بسيارى دست اندركاران در صنعت نفت با نظر او موافق هستند. از آن جمله‏اند شركتهاى نفتى غير امريكائى كه نگران محروم شدن از شركت در بهره بردارى از نفت عراق هستند. غير از اين،
* چون ارتشهاى امريكا و انگليس تصرف مناطق نفتى و سالم نگاهداشتن چاههاى نفتى را هدف موقت خويش گرداندند، در 24 مارس، بهاى نفت تا بشكه‏اى 25 دلار كاهش يافت.
* اما غير از آتش نگرفتن چاههاى نفت، اعلان اوپك كه نخواهد گذاشت در بازار نفت كمبود احساس شود، اعلان ايران كه مى‏تواند توليد نفت خود را كه در حال حاضر 6/3 ميليون بشكه است تا 4 ميليون بشكه افزايش دهد و نيز اعلان ونزوئلا كه آماده‏است توليد نفت خود را تا 4 ميليون بشكه در روز افزايش دهد، در كاهش بهاى نفت بى اثر نبوده‏اند. مهدى مير معزى، رئيس شركت ملى نفت ايران بر اين نظر است كه با نزديك شدن تابستان، بهاى نفت تا بشكه‏اى 18 يا 19 دلار پائين بيايد.

* بعد از ظهر 24 مارس، بهاى نفت افزايش يافت، علت آن، يكى مقاومت ارتش عراق در برابر ارتشهاى امريكا و انگليس و ديگرى كاهش 29 درصد از توليد نفت نيجريه است. مبارزان قوم Ljaw در 23 مارس تهديد كردند تأسيسات نفت در دلتاى نيجريه را منفجر خواهند كرد.
* در 26 مارس بهاى نفت در افزايش بود علت احتمال طولانى شدن جنگ ذكر شد.
* شركتهاى نفتى انگليسى، شل و ب پ به حكومت انگليس مراجعه كرده‏اند تا مگر سهمى هم از امتيازات نفتى عراق به آنها برسد. شركتهاى نفتى امريكائى و انگليسى با روش تقسيم توليد ميان دولت عراق و شركتهاى نفتى موافقند. اما برخى از تمايلهاى مخالف رژيم صدام جانبدار "شيوه خدمت" موافق هستند. بنا بر اين شيوه، دولت حاكميت خود را بر ثروت نفت حفظ مى‏كند. دولت از شركتهاى نفتى انجام خدماتى را توقع مى‏كند و بهاى خدمات انجام گرفته را مى‏پردازد.
مرد مطلوب شركتهاى امريكائى احمد چلبى و مرد مطلوب شركتهاى انگليسى، شريف على بن حسين است: در 26 مارس، تونى بلر به امريكا رفت. يكى از علتها را تقسيم غنائم گفتند. توضيح خبر امضاى قراردادها با شركتهاى امريكائى، انگليسها را ناراضى كرده‏است. بلر مى‏رود تا سهمى هم براى شركتهاى انگليسى بدست آورد. اينتليجنس آن لاين (21 مارس تا 3 آوريل 2003) دو خبر انتشار داده‏است كه گويا هستند:
* آژانس بين المللى توسعه كه تابع وزارت خارجه است، طرح باز سازى اوليه عراق را به مبلغ 5/2 ميليارد دلار تهيه كرده‏است. شركتهائى كه اين طرح و طرحهاى بعدى را بخوبى مى‏توانند اجرا كنند، شركتهاى امريكائى هستند! بخصوص بازساى پرهزينه صنعت نفت. شركتهائى كه نام مى‏برد، در درجه اول هالى بورتن (ديك چنى ) و بعد Fuor،Betchel ،
Louis Berger Group، Washington Group
Internatinal، Parsons هستند.
* ريچارد پرل، با دلالى عدنان قاشقى معروف (از دلالهاى اسلحه كه در روابط پنهانى ملاتاريا و دستگاه ريگان - بوش، از واسطه‏هاى مهم بود) مشغول بردن و خوردن است: فعاليتهاى ريچارد پرل را كه تعقيب كنى، مى‏فهمى چه شركتهائى با عراق بعد از صدام، قراردادهاى نان و آب دار امضاء خواهند كرد. پرل كه رئيس Defense Policy Board در وزارت دفاع امريكائى است (همان كس است كه اصرار دارد بعد از عراق بايد به سروقت رژيم ايران رفت)، دوست نزديك احمد چلبى، رئيس كنگره ملى عراق است. پرل شركت Trireme Partuers را نيز دارد. محل برد و خورد اين شركت خاورميانه است. ماهنامه YorkerNew فاش كرد كه برغم اصرار پرل بر مسئوليت عربستان در قوت گرفتن بنيادگرائى اسلامى، زيرازير، مشغول معاملات سودآورى با عربستان است. معامله در پاريس انجام گرفته است. براى انجام معامله، در ماه ژوئيه گذشته، در پاريس، ريچارد پرل چندين ملاقات با عدنان قاشقى بعمل آورده‏است.
در 1996، ريچارد پرل عامل سرمايه گذارى بزرگ عرب در بوسنى نيز بوده‏است. او مدت چند سال Relief FundBosnia را اداره كرده‏است. با پول اين صندوق كه كشورهاى خليج فارس مى‏پرداختند، شركت امريكائى قواى بسنى را تعليم مى‏داد و مجهز مى‏كرد. روزنامه الجزيره (25 مارس 2003)، چاپ عربستان، از قول كارشناسان نوشت: زيانهاى كشورهاى عربى ناشى از حمله آمريكا به عراق بالغ بر 60 ميليارد دلار خواهد شد. هر اندازه جنگ طولانى تر شود، خسارات وارده به كشورهاى عربى هم افزايش خواهد يافت. فواد شاكر، دبيركل اتحاديه بانكهاى عربى، در اين باره گفته‏است: كشورهاى عربى در جريان اين جنگ در بخشهاى جهانگردى، بازرگانى و سرمايه گذارى بيشترين آسيب را خواهند ديد. وى، با ارايه آمار، شرايط اقتصادى كشورهاى عربى را در حال حاضر نامطلوب خوانده و افزوده‏است: هم‏اكنون در سطح كشورهاى عربى بيش از 20 ميليون نفر بيكار وجود دارند و حدود 60 ميليون نفر هم از آب آشاميدنى سالم محروم هستند.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر