|
امريكا با مهار نفت خاورميانه مىخواهد جهان را مهار كند - اثر جنگ بر اقتصادهاى جهان و كشورهاى عرب:
طلال بن عبدالعزير، يكى از فرزندان ابن سعود و نابرادرى ملك فهد - كه ليبرال و معتقد و طرفدار اصلاحات است - ، در مصاحبه با لوموند (10 مارس 2003) گفته است:
* به اين پرسش كه آيا جنگ با عراق را اجتنابناپذير مىدانيد، پاسخ دادهاست: همه چيز حكايت از آن دارد كه جنگ اجتنابناپذير است حتى اگر صدام همه موشكهاى خود را از بين ببرد و از قدرت نيز چشم بپوشد، جنگ خواهد شد. گمان نمىكنم امريكائيها نقشه خود را تغيير دهند. آنها مىگويند بخاطر اسلحه كشتار جمعى است. اما اين اسلحه در جاى ديگر، در اسرائيل است، در كره شمالى است، در پاكستان است. بنا بر اين، هدف عراق و ماوراى عراق است. دليل ديگر امريكا، تروريسم است. امريكا بر اينست كه كشورهاى عرب و مسلمان - كه از ديد آنها يك چيزند - كانون تروريسم هستند.
* در پاسخ اين پرسش كه منظور شما از "ماوراى عراق" چيست؟ پاسخ دادهاست: من با اين نظر كه امريكا مىخواهد كنترل نفت را بدست آورد موافقم. زيرا نفت مادهاى استراتژيك است كه كشورهائى چون اتحاديه اروپا و ژاپن و چين بدان نياز دارند و اين كشورها مىتوانند عرصه را بر اقتصاد امريكا تنگ كنند. در 20 سال آينده، نفت سلاحى استراتژيك است و نفت درياى خزر نمىتواند رقيب نفت خاورميانه شود. از اين رو، امريكائيها مىخواهند با مهار نفت خاورميانه دنيا را مهار كنند.
* لوموند مىپرسد: آيا فكر مىكنيد بعد از عراق، امريكائيها به سراغ عربستان سعودى بيايند؟ طلال پاسخ مىدهد كه فكر نمىكند عربستان تهديد به متلاشى شدن بشود. در سود امريكا و غرب نيست... امريكائيها از دموكراسى حرف مىزنند اما بسيارى از مخاطبان من، وزيران، روشنفكران، كارفرمايان مىگويند دموكراسى كه امريكا ديكته كند را نمىخواهند. حمايت بى قيد و شرط آنها از اسرائيل، محلى براى خوش بينى نسبت به هدف امريكا باقى نمىگذارد...
آسوشيتد پرس (7 مارس) گزارش مىكند كه در صورت وقوع جنگ، بهاى نفت ممكن است تا بشكهاى 70 دلار افزايش يابد. صدام مىگويد چاههاى نفت را آتش نمىزند اما از چاههاى نفت در برابر حمله قواى امريكا دفاع مىكند. او مىگويد: "ما طرحهاى لازم را براى دفاع از مناطق و تأسيسات نفتى تهيه كردهايم. قواى مدافع اين مناطق را سازمان دادهايم. ما به استخراج نفت براى پاسخ گفتن به نياز بازار جهانى ادامه خواهيم داد.
با وجود اين، او مىگويد قيمت نفت كه در هفته گذشته به بشكهاى 40 دلار رسيد، مىتواند بازهم بالاتر رود و قيمتى ميان 50 تا 70 دلار پيدا كند.
در 11 سپتامبر، اجلاس اوپك در وين تصميم گرفت سطح كنونى عرضه نفت را نگاهدارد و اطمينان داد كه نخواهد گذاشت بازار كمبود احساس كند.
اما اكونوميست لندن (6 مارس 2003)، بر اينست كه در صورت كوتاه شدن مدت جنگ، بعد از جنگ، بهاى نفت، از 37 دلار در حال حاضر، به 20 دلار كاهش مىيابد. اكونوميست قول شركتهاى بزرگ نفتى را مىآورد كه با وجود سودى كه بالا بودن قيمت نفت براى آنها دارد، با بالا رفتن بهاى نفت موافق نيستند. بنا بر اين، كوشش آنها بر اين است كه كمبود نفت احساس نشود. در بحرانهاى نظامى - سياسى پيشين، همواره عربستان با عرضه بيشتر نفت، مانع از پيدايش بحران نفتى شدهاست. با وجود اين، سه عامل در جهت افزايش قيمت نفت عمل مىكند: 1 - بالا رفتن تقاضا و 2 - كاهش ذخيره احتياطى امريكا كه 16 درصد كمتر از سال گذشته و 12 درصد كمتر از ميانگين 5 سال گذشته است. ذخيره نفت مصرفى خانوارها 20 درصد كمتر از سال پيش است. و 3 - بحرانها، نظير بحران ونزوئلا كه ممكن است از نو برخيزد و بحران عراق و بحرانهاى پس از آن.
در صورتى كه بحران عراق با سرعت حل شود و بحرانهاى ديگر پديد نيايند، بهاى نفت مىتواند در حد بشكهاى 25 دلار قرار بگيرد.
اما هم اكنون كه جنگ روى ندادهاست، اقتصادهاى اروپائى در معرض ركود قرار گرفتهاند. بنا بر برآوردهائى كه بعمل آمدهاند، هم اكنون، از ميزان رشد اقتصادهاى اروپائى يك درصد كاسته شدهاست. بالا رفتن بهاى نفت به بالاتر از 50 دلار، اقتصاد آلمان و ديگر اقتصادهاى اروپائى را با خطر ركودى سخت روبرو خواهد كرد. پى آمد ركود، افزايش بيكارى و گسترش ناامنى در داخل كشورهاى اروپا و خطر گسترش فعاليتهاى تروريستى، ناآراميهاى اجتماعى گستردهاى را ببار مىآورد كه بنوبه خود خسرانهاى اقتصادى اروپا را بازهم بيشتر مىكند.
اقتصاددانان احتمال نمىدهند قوه خريد اروپائيان نيز به اندازه قوه خريد امريكائيان پائين آيد. اما ترديد ندارند كه از مصرف و در نتيجه از سرمايه گذارى خواهد كاست و بر ميزان بيكارى خواهد افزود.
در 12 مارس 2003، صندوق بين المللى محاسبه خود را منتشر كرد. بنا بر اين محاسبه، در صورت وقوع جنگ امريكا، با يا بى انگليس، رشد اقتصاد جهانى از 7/3 به 4/3 كاهش پيدا خواهد كرد.
جنگ با عراق شروع شد و بنا بر يك ارزيابى، مجموع اثر آن بر اقتصاد جهان 10 هزار ميليارد دلار مىشود!؟
در 20 مارس، استراتفور خبر داد امريكا برآنست كه به سازمان ملل پيشنهاد كند برنامه نفت در ازاى غذا را تغيير دهد. قصد امريكا اينست كه دست روسيه و فرانسه را از مبادله نفت عراق در ازاى مواد غذائى و داروئى كوتاه كند. اين مجازات اقتصادى، آغاز يك رشته مجازاتهاى اقتصادى ديگر است!
در 22 مارس، اكونوميست لندن نوشت: شايعه هائى در باره خورد و بردها از محل بازسازى عراق بر سر زبانهاست: از برندگان واقعى جنگ، اولى ديك چنى، معاون رئيس جمهورى است. شركت هاليبرتون كه تجهيزات نفتى مىسازد و او رئيس آن بود، عهده دار "باز سازى" صنعت نفت عراق مىشود. شركت هاليبرتون، محرمانه، قراردادى با ارقام نجومى امضاء كردهاست. همكاران ديگر بوش نيز شركتهاى خود را دارند و آنها نيز غير از سودهاى كلان كه تا بحال بردهاند، قرادادهائى براى باز سازى عراق امضاء مىكنند. بنا بر اين، اداره مستقيم عراق بمدت دو سال يا پنج سال، بخاطر فقدان آلترناتيو نيست بلكه بخاطر بردن و خوردن ثروت عراق است.
اكونوميست اعتراض مىكند كه دادن انحصار بازسازى به شركتهاى امريكائى، پذيرفتنى نيست. چرا كه ندادن امكان به شركتهاى فرانسوى قابل فهم است اما دريغ كردن امكان "شركت در باز سازى عراق" از شركتهاى انگليسى چرا؟ مگر سربازان انگليسى در جنگ شركت ندارند؟
حكومت امريكا مىگويد آنگاه كه زمان باز سازى عراق شود، كنسرسيومى براى بازسازى عراق تشكيل مىشود كه در آن، حتى شركتهاى عراقى نيز عضويت خواهند داشت.
در 24 نوامبر، لوموند قول شيخ يمانى، وزير نفت سابق عربستان را منتشر كرد. او گفته است: قصد امريكا اينست كه بسود خود، چاههاى نفت عراق را خصوصى كند. بسيارى دست اندركاران در صنعت نفت با نظر او موافق هستند. از آن جملهاند شركتهاى نفتى غير امريكائى كه نگران محروم شدن از شركت در بهره بردارى از نفت عراق هستند. غير از اين،
* چون ارتشهاى امريكا و انگليس تصرف مناطق نفتى و سالم نگاهداشتن چاههاى نفتى را هدف موقت خويش گرداندند، در 24 مارس، بهاى نفت تا بشكهاى 25 دلار كاهش يافت.
* اما غير از آتش نگرفتن چاههاى نفت، اعلان اوپك كه نخواهد گذاشت در بازار نفت كمبود احساس شود، اعلان ايران كه مىتواند توليد نفت خود را كه در حال حاضر 6/3 ميليون بشكه است تا 4 ميليون بشكه افزايش دهد و نيز اعلان ونزوئلا كه آمادهاست توليد نفت خود را تا 4 ميليون بشكه در روز افزايش دهد، در كاهش بهاى نفت بى اثر نبودهاند. مهدى مير معزى، رئيس شركت ملى نفت ايران بر اين نظر است كه با نزديك شدن تابستان، بهاى نفت تا بشكهاى 18 يا 19 دلار پائين بيايد.
* بعد از ظهر 24 مارس، بهاى نفت افزايش يافت، علت آن، يكى مقاومت ارتش عراق در برابر ارتشهاى امريكا و انگليس و ديگرى كاهش 29 درصد از توليد نفت نيجريه است. مبارزان قوم Ljaw در 23 مارس تهديد كردند تأسيسات نفت در دلتاى نيجريه را منفجر خواهند كرد.
* در 26 مارس بهاى نفت در افزايش بود علت احتمال طولانى شدن جنگ ذكر شد.
* شركتهاى نفتى انگليسى، شل و ب پ به حكومت انگليس مراجعه كردهاند تا مگر سهمى هم از امتيازات نفتى عراق به آنها برسد.
شركتهاى نفتى امريكائى و انگليسى با روش تقسيم توليد ميان دولت عراق و شركتهاى نفتى موافقند. اما برخى از تمايلهاى مخالف رژيم صدام جانبدار "شيوه خدمت" موافق هستند. بنا بر اين شيوه، دولت حاكميت خود را بر ثروت نفت حفظ مىكند. دولت از شركتهاى نفتى انجام خدماتى را توقع مىكند و بهاى خدمات انجام گرفته را مىپردازد.
مرد مطلوب شركتهاى امريكائى احمد چلبى و مرد مطلوب شركتهاى انگليسى، شريف على بن حسين است:
در 26 مارس، تونى بلر به امريكا رفت. يكى از علتها را تقسيم غنائم گفتند. توضيح خبر امضاى قراردادها با شركتهاى امريكائى، انگليسها را ناراضى كردهاست. بلر مىرود تا سهمى هم براى شركتهاى انگليسى بدست آورد. اينتليجنس آن لاين (21 مارس تا 3 آوريل 2003) دو خبر انتشار دادهاست كه گويا هستند:
* آژانس بين المللى توسعه كه تابع وزارت خارجه است، طرح باز سازى اوليه عراق را به مبلغ 5/2 ميليارد دلار تهيه كردهاست. شركتهائى كه اين طرح و طرحهاى بعدى را بخوبى مىتوانند اجرا كنند، شركتهاى امريكائى هستند! بخصوص بازساى پرهزينه صنعت نفت. شركتهائى كه نام مىبرد، در درجه اول هالى بورتن (ديك چنى ) و بعد
Fuor،Betchel ،
Louis Berger Group، Washington Group
Internatinal، Parsons هستند.
* ريچارد پرل، با دلالى عدنان قاشقى معروف (از دلالهاى اسلحه كه در روابط پنهانى ملاتاريا و دستگاه ريگان - بوش، از واسطههاى مهم بود) مشغول بردن و خوردن است: فعاليتهاى ريچارد پرل را كه تعقيب كنى، مىفهمى چه شركتهائى با عراق بعد از صدام، قراردادهاى نان و آب دار امضاء خواهند كرد. پرل كه رئيس Defense Policy Board در وزارت دفاع امريكائى است (همان كس است كه اصرار دارد بعد از عراق بايد به سروقت رژيم ايران رفت)، دوست نزديك احمد چلبى، رئيس كنگره ملى عراق است. پرل شركت Trireme Partuers را نيز دارد. محل برد و خورد اين شركت خاورميانه است. ماهنامه YorkerNew فاش كرد كه برغم اصرار پرل بر مسئوليت عربستان در قوت گرفتن بنيادگرائى اسلامى، زيرازير، مشغول معاملات سودآورى با عربستان است. معامله در پاريس انجام گرفته است.
براى انجام معامله، در ماه ژوئيه گذشته، در پاريس، ريچارد پرل چندين ملاقات با عدنان قاشقى بعمل آوردهاست.
در 1996، ريچارد پرل عامل سرمايه گذارى بزرگ عرب در بوسنى نيز بودهاست. او مدت چند سال Relief FundBosnia را اداره كردهاست. با پول اين صندوق كه كشورهاى خليج فارس مىپرداختند، شركت امريكائى قواى بسنى را تعليم مىداد و مجهز مىكرد.
روزنامه الجزيره (25 مارس 2003)، چاپ عربستان، از قول كارشناسان نوشت: زيانهاى كشورهاى عربى ناشى از حمله آمريكا به عراق بالغ بر 60 ميليارد دلار خواهد شد. هر اندازه جنگ طولانى تر شود، خسارات وارده به كشورهاى عربى هم افزايش خواهد يافت. فواد شاكر، دبيركل اتحاديه بانكهاى عربى، در اين باره گفتهاست: كشورهاى عربى در جريان اين جنگ در بخشهاى جهانگردى، بازرگانى و سرمايه گذارى بيشترين آسيب را خواهند ديد.
وى، با ارايه آمار، شرايط اقتصادى كشورهاى عربى را در حال حاضر نامطلوب خوانده و افزودهاست: هماكنون در سطح كشورهاى عربى بيش از 20 ميليون نفر بيكار وجود دارند و حدود 60 ميليون نفر هم از آب آشاميدنى سالم محروم هستند.
|
|