رو در روئى مستقيم «خط سيد ضياء» با خط آزادى و
استقلال:
انقلاب اسلامى: رهبرى سازمان ترور، حمله به بنىصدر
و خط آزادى و استقلال را به خيال خود تشديد كردهاست. چرا كه خاصه هائى كه جنبش اعتراضى
پيدا كرد كه در بيرون از رژيم و درون ايران يا مستقل از مثلث زورپرست روى داد، رهبرى
سازمان ترور يا «خط سيد ضياء» را به وحشت انداختهاست. محرز است كه همگانى شدن اين
جنبش پايان عمر استبداد در ايران است. در اين فصل، در قسمت اول بيانيه سپاه و تهديدها
و مصاحبه محمد هاشمى، برادر على اكبر هاشمى رفسنجانى را و در قسمت دوم، نامه يك بسيجى
را به بنىصدر و در قسمت سوم پاسخ او را به اين نامه مىخوانيد:
بيانيه سپاه و مقايسه با دوران بنىصدر، تهديد به
نابود كردن و مصاحبه محمد هاشمى:
روابط عمومى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، به مناسبت
فرارسيدن سالگرد بيست و سه تير، بيانيهاى صادر كردهاست. در اين بيانيه از جمله آمدهاست:
بيست و سوم تيرماه سال يكهزار و سيصد و هفتاد و هشت يادآور روزى است كه خواستههاى
نامشروع بيگانهپرستان در رود درخشان ملت، محو و برگى ديگر در دفتر آگاهىهاى مردمى
كه در حراست از انقلاب شكوهمندشان مصمم هستند، رقم زده شد. حوادث هجده تير هفتاد و
هشت و چند روز بعد از آن، از جمله روزهاى تلخ نظام اسلامى است كه تحركات ضدانقلابى
دوران بنىصدر و ميليشياى منافقين و عناصر نفوذى در پيكره ملت و دولت در سالهاى دهه شصت را تداعى مىكند.
همانگونه كه حافظه تاريخى ملت عزيز ما به ياد دارد، حوادث آن سالها
با همه گستردگى، از سوى امت حزبالله، در هم پيچيده شد. همان سان كه ماجراى از پيش
طراحى شده كوى دانشگاه و اوباشگريهاى بعد از آن كه معالاسف طى آن خساراتى نيز به
اموال عمومى واردآمد، توسط جمع محدودى از بسيجيان هميشه در صحنه و نيروهاى خدوم نيروى
انتظامى مهار شد. در عين حال، جاى بسى تاثر و تاسف است كه در تاريخ اين ملت كهن، بعضا
با صحنههايى مواجه هستيم كه با هدايت خارجى، ولو از سوى گروهى اندك، حوادثى شرمآور،
رقم خورده كه گاهى سبب ركود و انحراف مسير جامعه را فراهم آورده است.
در بيانيه، با اشاره به حوادث دوران مشروطه،
آمدهاست: نهضت آزادى خواهى مردم به رهبرى روحانيت آگاه در دوران مشروطه، با راهاندازى
دستههاى اوباش و چماقدار با صحنهگردانى مستقيم آمريكايىها و انجام كودتاى ننگين
بيست و هشت مرداد به انحراف كشانده شد كه مواردى از خسارات وارده را بايد در سالهاى
عقبماندگى اين كشور جستوجو كرد.
به راستى اگر در گذشته وابستگى قشرى از تحصيلكردگان
اين مرز و بوم به خارجىها نبود و اگر با بىتفاوتى مردم در برابر دستههاى اوباش مواجه
نبوديم، اگر به نداى روحانيت هوشيار در اين عرصههاى مهم تاريخى گوش فرا داده بوديم،
چگونه كاخ سفيد قادر مىبود براى دهههاى متمادى امورات كشور را از صدر تا ذيل در چنگالش
قرار دهد؟ همين اندازه كافى است تا اينكه كه به يمن الطاف الهى در فضاى عطرآگين انقلاب
اسلامى به سر مىبريم و مفتخريم كه صاحب نظامى هستيم كه بر تارك آن، نام الله حك شده
است. لازم است با همه توان در حفظ، حراست
و پاسدارى از آن كوشا باشيم.
بدون شك، ملتى كه پيشينه پرافتخار هشتسال دفاع مقدس را در كارنامه دارد،
خواهد توانست با عبور از انواع توطئههاى بيگانگان و پادوهاى داخلى آنها، با اقتدار
كامل، مسير پر از اميد را به آيندهاى روشن با گامهاى اساسى طى كند.
انقلاب اسلامى: همانطور كه متن بيانيه آشكارا نشان
مىدهد، انشاى «عبور كنندگان از بحران» يا خامنهاى و رفسنجانى رهبران سازمان ترور
و دستياران آنهاست. تناقضهاى موجود در بيانيه نيز آشكارند: 1 - عامل سركوب در دوران
بنىصدر و تدارك كنندگان كودتاى خرداد 60، روحانى نماهائى بودند كه سازش ننگين و پنهانى
را با دستگاه ريگان - بوش بعمل آورده بودند. و 2 - هم در كودتاى رضا خانى و هم در كودتاى
28 مرداد 1332، «روحانيان» قدرت مدار و سازش كننده با قدرتهاى خارجى يعنى امريكا و
انگليس، نقش اول را داشتند. در 28 مرداد، كودتاى نظامى شكست خورد و كودتاى بهبهانى
و كاشانى بود كه به نتيجه رسيد و 3 - صدور بيانيه بمناسبت 23 تير 78، روزى كه رهبرى
سازمان ترور جشن سركوب خونين دانشگاهها را گرفت نيز، صدور بيانيه بمناسبت «قيام ملى
28 مرداد» از سوى ستاد بزرگ ارتشتاران فرمانده» را تداعى مىكند.
اما مقايسه با دوران بنىصدر، در عين حال
كه وحشت ملاتاريا و ابزار سركوبش را از جنبش اعتراضى در خط آزادى و استقلال گزارش مىكند،
تهديد صريح جنبش كنندگان به سركوب نيز هست. غافل از اينكه جامعه جوان ايران را تهديد
دستگاه ادارى سپاه كه از بدنه سپاه نيز بريده است، نمىترساند. جنبش همگانى نشده است
زيرا اين جامعه به لحظه تصميم نرسيدهاست. رفتار رهبرى ملاتاريا با «اصلاح طلبان» و
افتادن پرده اصلاحطلبى، لحظه تصميم را نزديكتر كردهاست.
روزى بعد از بيانيه سپاه، سيد احمد خاتمى، از اعضاى
ملاتاريا و عضو «مجلس خبرگان»، در 22 تير گفتهاست:
«ملت ايران با يك اشاره رهبر، كارى با اين سازمان
مجاهدين خواهد كرد كه با سازمان منافقين كرده است.
سران نهضت آزادى بهصراحت ولايت فقيه را قبول
ندارند. آنها از منافقين بدترند. تعدادى از اعضاى اين گروه غيرقانونى، در گذشته به
جرم براندازى نظام محاكمه شدند و بيچاره افراد و روزنامههايى كه ياد اينها را زنده
نگه مىدارند و با آنها مصاحبه مىكنند.
دشمنان اسلام از سكوت امت حزبالله سوءاستفاده
كردهاند. مقام معظم رهبرى به دنبال ايجاد آرامش و جامعهاى بدون تنش است ولى اغتشاشگران
به مانند مرغ نجاستخوارى كه نان خود را در دعوا مىبنيند، در جلسات سخنرانى به دنبال
تحريك ديگران هستند و حتى به طرفداران خود اعلام مىكنند طورى صحبت كنيد كه بريزند
و جلسه را به هم بزنند.»
انقلاب اسلامى: زورپرست از تناقض گوئى خود آگاه
نيز نمىشود: خود ناسزا مىگويد و تهديد مىكند و در همان حال، اصلاح طلبان را متهم
مىكند كه سخنان تحريكآميز مىزنند!
محمد هاشمى، عضو مافياى رفسنجانى و مشترى قمارخانه
لاس وگاس، در مصاحبه با ايسنا (22 تير) از جمله گفته است:
بنىصدر قبل از ثبت نام در انتخابات، بازى سياسى
را انجام داد. به صورتى كه ثبت نام او در اين انتخابات همزمان با ديدار او و امام شده
بود و همه گمان مىكردند امام به او توصيه شركت در انتخابات را كرده است. (1)
در زمان كانديداتورى بنىصدر، روحانيت مبارز
از بنىصدر حمايت كرد اما كانديد حزب جمهورى اسلامى بعد از جلالالدين فارسى، دكتر
حبيبى شد. در خصوص رأى امام اطلاع ندارم ايشان به چه كسى رأى دادند اما حاج سيد حسن
آقا به دكتر حبيبى راى دادند. (2)
البته در اين دوران مراودات افرادى نظير آيةالله
پسنديده با بنىصدر در حد مطلوبى قرار داشت كه علت آن هم به سابقه خانوادگى او و پدر
بنىصدر كه آيةالله بود بازمىگشت. (3)
در ماجراى خروج بنىصدر از ايران كه با اقدام
مجلس در صدور راى عدم كفايت سياسى او همزمان شده بود، امام با مشاهده اقدامات او و
همراهان او در دفتر رياست جمهورى، حكم جانشينى فرماندهى كل قوا را از وى گرفت (4).
اما او عبرت نگرفت. تا اينكه نمايندگان مجلس وارد شدند و در نهايت بنىصدر با لباس
و شكل و شمايلى زنانه خاك ايران را به مقصد فرانسه ترك كرد. (5)
بنىصدر اسلاميت انقلاب را هدف قرار داهبود و
شواهد نشان مىداد كه با آمريكا و كشورهاى بيگانه سر و سر دارد. (6)
...
در آن دوره بازرگان، (رييس دولت موقت)، دكتر
يزدى (وزير امور خارجه دولت موقت) سفر به الجزاير داشتند كه در جريان اين سفر مسئله
ملاقات آنها و برژينسكى فاش شد. آقاى ميرحسين موسوى، پس از اطلاع از خبر ملاقات عكسالعمل
درباره اين امر را به كسب نظر امام موكول كردند. من طى تماسى با امام موضع ايشان در
قبال اين مسئله را جويا شدم و ايشان نيز فرمودند نه تنها با اجازه بلكه با اطلاع من
هم نبوده. روزنامه جمهورى اين را تيتر كرد. فرداى آن روز 3 ميليون نفر در اعتراض به
اين اقدام عليه بازرگان و دولت موقت تظاهرات كردند. بازرگان نيز بعد از مراجعت به ايران به قم نزد امام رفت و استعفا كرد و استعفاى
او برخلاف دفعات قبل، مورد قبول امام واقع شد. (7)
انقلاب اسلامى: تنها در اين بخش از مصاحبه، 7 دروغ
يا سخن گوياى هويت اين شخص وجود دارند:
1 - نام نويسى بنىصدر همزمان با ديدار او با خمينى
نبود. در آخرين دقايق پايان فرصت بعمل آمد. صباغيان كه وزير كشور بود، به او تلفن كرد
وقت دارد تمام مىشود چرا نمىآئيد اسم نويسى كنيد؟ او گفت: به آقاى مهندس بازرگان
گفتهام اگر او نامزد شود، من نامزد نخواهم شد. صباغيان گفت: ايشان منصرف هستند.
2 - سيد حسن خمينى، آن زمان، در سن رأى دادن نبود.
احتمال دارد منظور او سيد احمد خمينى است.
3 - آية الله پسنديده با، خمينى بر سر آزادى و مردم
سالارى اختلاف نظر داشت و در جريان نهضت ملى كردن صنعت نفت جانبدار خط آزادى و استقلال
و طرفدار مصدق بود.
4 - اين دروغ خود مجموعهاى از چند دروغ است: فرماندهى
كل قوا، بنا بر قانون اساسى دو قسمت داشت: چند انتصاب، آنهم به پيشنهاد شوراى دفاع
با رهبرى بود و بقيه در عهده رياست جمهورى. خمينى اختيار خود را به بنىصدر تفويض كردهبود.
خلاف قانون اساسى بود. بنا بر اين، خمينى اختيارش را خود بكار برد: نصب دو مشاور و
انتصاب رئيس ستاد ارتش و فرماندهان. بنا بر اين، اختيارى از او نزد رئيس جمهورى نبود.
عمل او خلاف قانون اساسى و كودتا بود.
دروغگو كم حافظه نيز مىشود: عزل همزمان بود
با توطئه مجلس بدستور خمينى و ديگر فرصتى براى «عبرت گرفتن» نبود. و برادر او، در
«عبور از بحران»، مراحل كودتا را شرح مىدهد. از آغاز تا انجام بدستور خمينى.
5 - اين دروغ، ماهيت زور پرست محمد هاشمى را عيان
مىكند: كودتا در خرداد انجام شد و آمدن به صحنه مبارزه پيوند مرگ و ويرانى آور خمينيسم
- ريگانيسم در ماه مرداد بود. بنىصدر با لباس همافرى بود. با شكل و شمايل زنانه ممكن
نبود وارد پايگاه هوائى شد. اما محمد هاشمى
چرا لباس نظامى را با لباس زنانه جانشين مىكند؟ زيرا در نظر زور پرستى كه او
است، لباس نظام ارزش و به تبع پست انگارى زن، لباس زنانه بى ارزش است.
6 - از پيش از كودتاى خرداد 60 تا امروز، بنىصدر
رهائى ايران را در اين ديدهاست كه اتصال زورپرستان به قدرت خارجى راافشا كرده و پاره
كند. از اين رو، بمحض ورود به فرانسه گفت: براى آن آمدهام كه روابط ارگانيك ريگانيسم
و خمينيسم را افشا كنم. اين افشاگرى با دو عنوان ضبط تاريخ جهان شد: اكتبر سورپرايز
و ايران گيت. حال ايران گيتى افشا شده و نادان ، نمىداند كه اين دروغ، خود سبب رسوائى
بازهم بيشتر او و برادر او، مىشود. زيرا هر كس كه دروغ او را مىخواند، درجا، پى مىبرد
امثال محمد هاشمى همچنان مىسوزند از اينكه نتوانستند بر بنىصدر دست بيابند و او موفق
شد روابط پنهانى ملاتاريا با امريكا را در سطح جهان افشا كند.
7 - اين دروغ زورپرستى كه محمد هاشمى است نيز، چند
دروغ است: الف - سفر بازرگان و يزدى به الجزيره كجا و استعفاى او بدنبال گروگانگيرى
اعضاى سفارت امريكا كجا؟ ب - مگر ديدار با برژنسكى محرمانه و از نوع ديدارهاى محرمانه
مادريد و پاريس و لندن و هامبورگ و فرانكفورت و ژنو و تهران (هيأت مك فارلين كه امروز
هاشمى رفسنجانى مىگويد با تصويب خمينى به تهران آمده بود) و... بود كه افشا بشود؟
ديدار علنى مقامات دو كشور بود. ج - مهندس بازرگان نخست وزير و دكتر يزدى وزير خارجه
بودند. خمينى اطاعت از آنها را واجب كردهبود. مگر آنها نوكر «حضرت امام» بودند كه
براى ديدارى در پايتخت الجزاير، مىبايد از او اجازه مىگرفتند؟ مهندس بازرگان خود
در اين باره گفت: نه امام شاه است و نه من علم يا اقبال. و د - آن 3 ميليون تظاهر كننده
كجا تظاهرات كردند كه تنها اين كذاب آنها را ديد؟!
انقلاب اسلامى: نامه يك بسيجى را از آن رو نقل مىكنيم
كه هريك از سه رأس مثلث زور پرست، روشى را در فريفتن و رنگ كردن افراد بكار مىبرند.
دو رأس ديگر مدعى مىشوند بنىصدر خمينى را به رهبرى رساند و... و ملاتاريا و نيز بخشى
از "اصلاح طلبان" كه در كودتاى خرداد 60 شركت داشتهاست، مدعيند بنىصدر
با مجاهدين خلق همكارى كرد. اما اگر ازفريب خوردگان از اين مثلث بپرسى در كدام آزمايش
سياسى دست زور پرستان رو شد و نقش بنىصدر در كشاندن زورپرستان به ابتلا و آزمايش چه
بود؟ بسا در فريب نمىماندند: