١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷١ از ٢٤ تير تا ٨ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
ايرانيان از شاه و شيخ ملولند، آزادى و استقلالشان

 

 

 انقلاب اسلامى: در شماره پيش، از زبان اطلاعات، وقتى در رابطه با يكديگر، به سخن در مى‏آيند، جهت يابى سياست امريكا را در قبال ايران، آشكار كرديم. از آن پس، موضعگيريها و تصميمها بر صحت آن جهت يابى، گواهى دادند. لذا، اين فصل را در سه قسمت مطالعه مى‏كنيم: در قسمت اول، اظهارات پاول و نظر سنجى در امريكا، پيرامون جنگ با ايران و در قسمت دوم، بازرسى تأسيسات اتمى ايران و در قسمت سوم، خبرهاى گوياى همكارى "ايران" در "مبارزه با القاعده" :

 

 نظر سنجى و اين سئوال: آيا موضع پاول موضع حكومت بوش در باره ايران است؟:

 

  در 22 ژوئن، كلين پاول، وزير خارجه امريكا، در اردن، تكذيب كرد كه امريكا در صدد حمله به ايران باشد. او القائات حاكى از اينكه امريكا در تدارك جنگ با ايران است را مطلقا نادرست توصيف كرد.

      رويتر همان تاريخ گزارش مى‏كند كه "القائات" در حقيقت فشار محافظه كاران درون و بيرون حكومت امريكا به بوش هستند تا مگر رويه سخت‏ترى در قبال ايران اتخاذ كند. برخى از مقامات امريكا نيز پنهان نمى‏كنند كه مداخله نظامى امريكا در ايران، از لحاظ نظرى، متصور است. در عمان، پايتخت اردن، در اجتماع نمايندگان كشورهاى دنيا براى شور و تصميم بر سر رشد اقتصادى كشورهاى خاورميانه، پاول گفته‏است: اميدواريم ايران نقش مزاحم در كوشش ما براى بازسازى عراق بازى نكند. ما مراقب آنچه در ايران روى مى‏دهد، هستيم. ما آنچه مردم ايران مى‏كنند را ارزيابى مى‏كنيم. ما كسانى را كه خواست خويش را ابراز مى‏كنند، تشويق مى‏كنيم و از جنبش آنها حمايت مى‏كنيم. مردم ايران يا در استبداد شاه زيسته‏اند و يا در استبداد ملايان و اينك مى‏خواهند آزاد بزيند.

      اما اين سخن كه ما برنامه‏اى براى مداخله نظامى در ايران داريم، مطلقا دروغ است. اما در گفتار و اعمال خود بسيار محتاط و دقيق هستيم. ما از تظاهرات مردم ايران حمايت مى‏كنيم نه بدان قصد كه اوضاع را بهم بريزيم، بلكه از اين نظر كه مردم يك كشور آزادند كه نظر خويش را ابراز كنند.

      طرفه اينكه، در 20 ژوئن، جون بولتن، يكى از مقامات بلند پايه حكومت بوش گفته بود: در ميان راه حلهائى كه حكومت امريكا در نظر گرفته‏است، يكى نيز مداخله نظامى با احتمالى به ميزان پائين است.

  واشنگتن پست (24 ژوئن) نتايج سنجش افكارى را منتشر كرده‏است كه اين روزنامه، باتفاق تلويزيون ABC، بعمل آورده‏اند. بنا بر اين سنجش، 56 درصد امريكائيان موافق آنند كه امريكا براى متوقف كردن برنامه توليد اسلحه اتمى توسط ايران، دست به مداخله نظامى در ايران بزند:

       هفته پيش از آن، بوش گفته بود دنيا بايد به امريكا، در دادن اين اخطار به ايران، بپيوندد: ما دست يافتن ايران را به اسلحه اتمى، تحمل نخواهيم كرد. بنا بر نظر سنجى، 56 درصد امريكائيان موافق و 38 درصد مخالف مداخله نظامى براى جلوگيرى از مسلح شدن ايران به اسلحه اتمى هستند.

      حمايت از مداخله نظامى زمانى بعمل مى‏آيد كه امريكائيان نگران حمله هائى هستند كه به سربازان امريكا در عراق بعمل مى‏آيند. بنا بر سنجش افكار، نيمى از امريكائيان سطح كنونى كشته و زخمى را قابل تحمل مى‏دانند. در ماه آوريل، دو سوم امريكائيان اين سطح را قابل تحمل مى‏دانستند.

      67 درصد امريكائيان سياست بوش در عراق را تصويب مى‏كنند. حال آنكه در آخر آوريل، 75 درصد امريكائيان از سياست حمايت مى‏كردند. 64 درصد برآنند كه منافع جنگ بيشتر از بهاى آن بوده‏است. در ماه آوريل، 70 درصد بر اين نظر بودند.

      70 درصد امريكائيان نگران آنند كه امريكا براى مدتى طولانى در مأموريت حفظ صلح در عراق، بماند.

      يك چهارم امريكائيان بغلط بر اين گمانند كه در جريان جنگ، عراق بر ضد سربازان امريكائى، اسلحه شيميائى و بيولوژيك بكار برده‏اند. 60 درصد نيز مى‏گويند عراق اين اسلحه را بكار نبرده‏است.

     60 درصد امريكائيان مى‏گويند، ولو اسلحه كشتار جمعى يافت نشده‏است، تصميم به جنگ، بجا بوده‏است. 25 درصد مى‏گويند تصميم به جنگ درصورتى صحيح بود كه امريكا محل پنهان كردن اسلحه شيميائى و بيولوژيك عراق را مى‏يافت و يا مدارك مسلمى مى‏داشت حاكى از اينكه عراق فعالانه در پى توليد اسلحه اتمى است.

      بدين قرار، اعتراض دموكراتها به بوش و اغراق كننده و يا حتى دروغگو خواندن او، در آنچه به اسلحه كشتار جمعى عراق مربوط مى‏شود، اثر ناچيزى بر موقعيت بوش در افكار عمومى امريكا داشته‏است.

       اما آنچه امريكائيان را نگران مى‏كند، شمار ارتشيان امريكائى است كه كشته يا زخمى مى‏شوند: در ماه آوريل، 56 درصد امريكائيان طرفدار حزب دموكرات، سطح كنونى كشته‏ها و زحمى‏ها را قابل تحمل مى‏دانستند كه اينك به 35 درصد كاهش پذيرفته‏اند. در ميان مستقلها و زنان، در صد آنهائى كه سطح كنونى كشته و زخمى را غير قابل تحمل مى‏دانند، افزايش يافته است: در ميان مستقلها، از 23 درصد به 43 درصد و در ميان زنان، از 33 درصد به 50 درصد.

 انقلاب اسلامى: 1 - اين امر كه يك چهارم امريكائيان بر اين باورند كه رژيم صدام بر ضد قواى امريكا اسلحه شيميائى و بيولوژيك بكار برده‏است، گوياى الف - فقدان جريان آزاد اطلاعات در جامعه امريكائى و ب - رسانه‏هاى همگانى نه در خدمت آزادى جريان اطلاعات و انديشه‏ها كه در خدمت قدرت حاكم هستند و ج - دو حزب حاكم امريكا خود را خدمتگزار مردم امريكا نمى‏دانند و بلكه ابزار رسيدن به قدرت و حفظ آن مى‏شمارند. و 2 - بنا بر قاعده "از فاتح كسى دليل نمى‏خواهد"، اكثريت بزرگ امريكائيان نگران آن نيستند كه رئيس جمهور آنها، به آنها دروغ گفته‏است. باوجود اين، بالا رفتن شمار تلفات و آشكار شدن ناكامى حكومت بوش در عراق، مى‏تواند، در اين اكثريت، ندامت توأم با عصبانيت بر انگيزد. 3 - در مورد عراق نيز، آماده سازى افكار عمومى براى جنگ، با سنجش افكار شروع شد. و 4 - دستگاه بوش به دستگاه ملاتاريا مى‏ماند. نظرهاى گوناگون ابراز مى‏شوند و هيچ نه معلوم كداميك نظر حكومت است. در صورتى كه پاول نظر حكومت را ابراز كرده باشد، گوياى تحولى است كه، با توجه به اثر منفى موضع‏گيرى بوش در جنبش دانشجويان، بعمل آمده‏است. و اگر اين اظهارات گوياى چنين تحولى باشد، مى‏بايد سياست امريكا از خود ابهام زدائى كند، شفاف شود: الف - نفى بقاياى رژيم پهلوى به ترتيبى كه مردم ايران مسلم بدانند امريكا دست نشانده‏اى براى تحميل به آنها ندارد و ب - اطمينان دادن به مردم ايران كه از بيرون هيچگونه مداخله‏اى بعمل نخواهد آمد و امريكا قصد ندارد جانشين مردم ايران در تغيير رژيم بگردد. بدين دو كار، يكى از موانع مهم بر سر راه همگانى شدن جنبش از ميان مى‏رود.

    و پيش از آنكه به قسمت دوم گذر كنيم، به موقع است  گزارش نيوزويك و دو خبر را از سايت امروز (5 تير 82) بخوانيد كه بر قسمتهاى دوم و سوم پرتو مى‏افكنند:

  نيوزويك (30 ژوئن 2003) گزارش مى‏كند كه ماههاست بوش و حكومت او درمانده اند كه با رژيم ايران چه كنند؟ آيا با اين رژيم همان كنند كه با رژيم صدام كردند؟ و يا بر فشارهاى ديپلماتيك بيفزايند؟ و يا با اصلاح طلبان رژيم وارد گفتگو شود و يا در خفا، به مخالفان رژيم كمك رساند؟ جنبش دانشجويان راه حل ديگرى را پيش پاى بوش و حكومت او گذاشت: انتظار انقلاب ديگرى در ايران داشتن (البته اين بار انقلاب با ارزشهاى امريكا). مقامات حكومت به نيوزويك گفتند اميدهاى خود را به پيدا شدن رهبرى جديد و اعتصاب عمومى 9 ژوئيه (18 تير)، سال روز سركوب خونين دانشجويان در 1999 (1378) بسته‏اند.

       كاخ سفيد موضعى بطور شگفت‏انگيز فعل‏پذير در قبال رژيمى داشت كه با تروريسم پيوند دارد و قصد دارد سلاح اتمى بسازد. واشنگتن مى‏خواهد به آيةالله‏ها فشار بياورد اما نمى‏خواهد به اصلاح طلبان صدمه وارد كند.

      نتيجه سياستى بس پيچيده است... در حكومت بوش بر سر اينكه چگونه مى‏بايد تغيير رژيم را تشويق كرد نيز اختلاف نظر است. بوش اظهار كرد امريكا پشتيبان دانشجويان است. او به سخت خطان رژيم هشدار داد كه به حقوق دانشجويان احترام بگذارد. با وجود اين، مقامات رژيم از بكار بردن كلمه‏هاى "تغيير رژيم"، در بيان آنچه مى‏خواهند در تهران روى دهد، خوددارى مى‏كنند. اين روش باب طبع اعضاى كنگره نيست. سناتور جمهوريخواه، سام برون بك مى‏گويد: ما خواهان شفاف شدن سياست حكومت بوش در ايران هستيم. من پيشنهاد كرده‏ام 50 ميليون دلار بودجه براى كمك به فرستنده‏هاى مخالفان رژيم تصويب شود. اصلاح طلبان ايران چنين كمكى را زيانمند مى‏دانند. بهزاد نبوى، نماينده مجلس، مى‏گويد: "حمايت امريكا تنها بسود محافظه كاران بوده‏است".

      در ميان روشنفكران محافظه كار واشنگتن ،فكر اتخاذ سياست هرچه پرخاش گرانه‏تر، قوت مى‏گيرد. محافظه كاران جديد ائتلاف براى دموكراسى در ايران را بوجود آورده‏اند. در ميان آنها، مايكل لودين، همان كس كه در حكومت ريگان، عضو شوراى امنيت ملى بود و در ايجاد مجراى پنهانى با رژيم ايران شركت كرد كه افتضاح ايران گيت را ببار آورد. لودين كه به بسيارى از مقامات حكومت بوش، از جمله به معاون وزير دفاع، پل ولفوويتز نزديك است، بر اين باور است كه آية الله‏ها آماده‏اند براى اينكه واژگون شوند. من اين واقعيت را به هركس كه خواسته است بشنود، گفته‏ام.

    ...

     دانشجويان چه  حمايت امريكا را بخواهند و خواه نخواهند، سخت خطان ايران آنها را آلت فعل امريكا مى‏خوانند. سوء ظن نسبت به مقاصد امريكا را ملايان پديد نياورده‏اند. بى اعتمادى به سياست امريكا در ميان ايرانيان عادى، ريشه در كودتاى 1953 دارد. كودتائى كه شاه را به قدرت رساند. در هفته پيش، دانشجوئى در پاسخ اين پرسش: امريكا چه مى‏تواند براى ما بكند؟، گفت: "امريكائيها تنها در پى منافع خود هستند". بسا زمانه در تهران تغيير كرده‏است. اما واشنگتن مهم نيست چه تصميمهائى خواهد گرفت، در ايران، اندك اقبالى بيش نخواهد يافت.

 انقلاب اسلامى: در صورتى كه به تدابير پيشنهادى عمل كند كه در سرمقاله همين شماره آمده‏اند،يعنى از مداخله در امور مردم دست بردارد و مردم ايران  را توانا به تصميم‏گيرى و تشخيص خوب و بد خود بداند ، مردم ايران و مردم ديگر نقاط جهان را خوش مى‏آيد و ادبار مى‏تواند به اقبال بدل شود.

  يك مقام آگاه از عصبانيت محافظه‏كاران بخاطر عدم مذاكره آمريكا با آنان به عنوان تنها طرف مذاكره خبر داد. وى به سايت امروز گفت: تحليل‏هاى دورن‏گروهى و راديكال لاريجانى‏ها، ملكى و آن دسته از همكاران دكتر ولايتى كه در جريان انتخابات رياست جمهورى هفتم در پى لابى با انگلستان بودند، به دليل نااميدى از اين وضعيت است. وى تأكيد كرد بزرگترين اقدام در اين زمينه كنفرانس آتن بود كه آمريكا عملاپاسخ منفى به محسن رضايى داد. وى افزود: سه مقاله "رسالت"، در زمينه غير عقلانى كردن برخورد با آمريكا در اين‏

  تغيير سياست انگليس در قبال ايران: تغيير موضع دولت انگلستان پس از سخنرانى بلر در مجلس اين كشور، دو كشور بريتانيا و ايالات متحده آمريكا را به هم نزديك كرد. يك تحليلگر سياسى با بيان اين مطلب به سايت امروز گفت: در همين راستا برنامه‏هاى بى‏بى‏سى فارسى نيز تغيير يافته‏است و ضمن انتقاد به جمهورى اسلامى، رئيس جمهور و اصلاح طلبان را نيز مورد انتقاد قرار مى‏دهد.

 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر