ايرانيان از شاه و شيخ ملولند، آزادى و استقلالشان
انقلاب اسلامى: در شماره پيش، از زبان اطلاعات،
وقتى در رابطه با يكديگر، به سخن در مىآيند، جهت يابى سياست امريكا را در قبال ايران،
آشكار كرديم. از آن پس، موضعگيريها و تصميمها بر صحت آن جهت يابى، گواهى دادند. لذا،
اين فصل را در سه قسمت مطالعه مىكنيم: در قسمت اول، اظهارات پاول و نظر سنجى در امريكا،
پيرامون جنگ با ايران و در قسمت دوم، بازرسى تأسيسات اتمى ايران و در قسمت سوم، خبرهاى
گوياى همكارى "ايران" در "مبارزه با القاعده" :
نظر سنجى و اين سئوال: آيا موضع پاول موضع حكومت
بوش در باره ايران است؟:
در 22 ژوئن، كلين پاول، وزير خارجه امريكا، در
اردن، تكذيب كرد كه امريكا در صدد حمله به ايران باشد. او القائات حاكى از اينكه امريكا
در تدارك جنگ با ايران است را مطلقا نادرست توصيف كرد.
رويتر همان تاريخ گزارش مىكند كه "القائات"
در حقيقت فشار محافظه كاران درون و بيرون حكومت امريكا به بوش هستند تا مگر رويه سختترى
در قبال ايران اتخاذ كند. برخى از مقامات امريكا نيز پنهان نمىكنند كه مداخله نظامى
امريكا در ايران، از لحاظ نظرى، متصور است. در عمان، پايتخت اردن، در اجتماع نمايندگان
كشورهاى دنيا براى شور و تصميم بر سر رشد اقتصادى كشورهاى خاورميانه، پاول گفتهاست:
اميدواريم ايران نقش مزاحم در كوشش ما براى بازسازى عراق بازى نكند. ما مراقب آنچه
در ايران روى مىدهد، هستيم. ما آنچه مردم ايران مىكنند را ارزيابى مىكنيم. ما كسانى
را كه خواست خويش را ابراز مىكنند، تشويق مىكنيم و از جنبش آنها حمايت مىكنيم. مردم
ايران يا در استبداد شاه زيستهاند و يا در استبداد ملايان و اينك مىخواهند آزاد بزيند.
اما اين سخن كه ما برنامهاى براى مداخله نظامى
در ايران داريم، مطلقا دروغ است. اما در گفتار و اعمال خود بسيار محتاط و دقيق هستيم.
ما از تظاهرات مردم ايران حمايت مىكنيم نه بدان قصد كه اوضاع را بهم بريزيم، بلكه
از اين نظر كه مردم يك كشور آزادند كه نظر خويش را ابراز كنند.
طرفه اينكه، در 20 ژوئن، جون بولتن، يكى از
مقامات بلند پايه حكومت بوش گفته بود: در ميان راه حلهائى كه حكومت امريكا در نظر گرفتهاست،
يكى نيز مداخله نظامى با احتمالى به ميزان پائين است.
واشنگتن پست (24 ژوئن) نتايج سنجش افكارى را منتشر
كردهاست كه اين روزنامه، باتفاق تلويزيون ABC، بعمل آوردهاند. بنا بر اين سنجش،
56 درصد امريكائيان موافق آنند كه امريكا براى متوقف كردن برنامه توليد اسلحه اتمى
توسط ايران، دست به مداخله نظامى در ايران بزند:
هفته پيش از آن، بوش گفته بود دنيا بايد به
امريكا، در دادن اين اخطار به ايران، بپيوندد: ما دست يافتن ايران را به اسلحه اتمى،
تحمل نخواهيم كرد. بنا بر نظر سنجى، 56 درصد امريكائيان موافق و 38 درصد مخالف مداخله
نظامى براى جلوگيرى از مسلح شدن ايران به اسلحه اتمى هستند.
حمايت از مداخله نظامى زمانى بعمل مىآيد كه
امريكائيان نگران حمله هائى هستند كه به سربازان امريكا در عراق بعمل مىآيند. بنا
بر سنجش افكار، نيمى از امريكائيان سطح كنونى كشته و زخمى را قابل تحمل مىدانند. در
ماه آوريل، دو سوم امريكائيان اين سطح را قابل تحمل مىدانستند.
67 درصد امريكائيان سياست بوش در عراق را تصويب
مىكنند. حال آنكه در آخر آوريل، 75 درصد امريكائيان از سياست حمايت مىكردند. 64 درصد
برآنند كه منافع جنگ بيشتر از بهاى آن بودهاست. در ماه آوريل، 70 درصد بر اين نظر
بودند.
70 درصد امريكائيان نگران آنند كه امريكا براى
مدتى طولانى در مأموريت حفظ صلح در عراق، بماند.
يك چهارم امريكائيان بغلط بر اين گمانند كه
در جريان جنگ، عراق بر ضد سربازان امريكائى، اسلحه شيميائى و بيولوژيك بكار بردهاند.
60 درصد نيز مىگويند عراق اين اسلحه را بكار نبردهاست.
60 درصد امريكائيان مىگويند، ولو اسلحه كشتار
جمعى يافت نشدهاست، تصميم به جنگ، بجا بودهاست. 25 درصد مىگويند تصميم به جنگ درصورتى
صحيح بود كه امريكا محل پنهان كردن اسلحه شيميائى و بيولوژيك عراق را مىيافت و يا
مدارك مسلمى مىداشت حاكى از اينكه عراق فعالانه در پى توليد اسلحه اتمى است.
بدين قرار، اعتراض دموكراتها به بوش و اغراق
كننده و يا حتى دروغگو خواندن او، در آنچه به اسلحه كشتار جمعى عراق مربوط مىشود،
اثر ناچيزى بر موقعيت بوش در افكار عمومى امريكا داشتهاست.
اما آنچه امريكائيان را نگران مىكند، شمار
ارتشيان امريكائى است كه كشته يا زخمى مىشوند: در ماه آوريل، 56 درصد امريكائيان طرفدار
حزب دموكرات، سطح كنونى كشتهها و زحمىها را قابل تحمل مىدانستند كه اينك به 35 درصد
كاهش پذيرفتهاند. در ميان مستقلها و زنان، در صد آنهائى كه سطح كنونى كشته و زخمى
را غير قابل تحمل مىدانند، افزايش يافته است: در ميان مستقلها، از 23 درصد به 43 درصد
و در ميان زنان، از 33 درصد به 50 درصد.
انقلاب اسلامى: 1 - اين امر كه يك چهارم امريكائيان
بر اين باورند كه رژيم صدام بر ضد قواى امريكا اسلحه شيميائى و بيولوژيك بكار بردهاست،
گوياى الف - فقدان جريان آزاد اطلاعات در جامعه امريكائى و ب - رسانههاى همگانى نه
در خدمت آزادى جريان اطلاعات و انديشهها كه در خدمت قدرت حاكم هستند و ج - دو حزب
حاكم امريكا خود را خدمتگزار مردم امريكا نمىدانند و بلكه ابزار رسيدن به قدرت و حفظ
آن مىشمارند. و 2 - بنا بر قاعده "از فاتح كسى دليل نمىخواهد"، اكثريت
بزرگ امريكائيان نگران آن نيستند كه رئيس جمهور آنها، به آنها دروغ گفتهاست. باوجود
اين، بالا رفتن شمار تلفات و آشكار شدن ناكامى حكومت بوش در عراق، مىتواند، در اين
اكثريت، ندامت توأم با عصبانيت بر انگيزد. 3 - در مورد عراق نيز، آماده سازى افكار
عمومى براى جنگ، با سنجش افكار شروع شد. و 4 - دستگاه بوش به دستگاه ملاتاريا مىماند.
نظرهاى گوناگون ابراز مىشوند و هيچ نه معلوم كداميك نظر حكومت است. در صورتى كه پاول
نظر حكومت را ابراز كرده باشد، گوياى تحولى است كه، با توجه به اثر منفى موضعگيرى
بوش در جنبش دانشجويان، بعمل آمدهاست. و اگر اين اظهارات گوياى چنين تحولى باشد، مىبايد
سياست امريكا از خود ابهام زدائى كند، شفاف شود: الف - نفى بقاياى رژيم پهلوى به ترتيبى
كه مردم ايران مسلم بدانند امريكا دست نشاندهاى براى تحميل به آنها ندارد و ب - اطمينان
دادن به مردم ايران كه از بيرون هيچگونه مداخلهاى بعمل نخواهد آمد و امريكا قصد ندارد
جانشين مردم ايران در تغيير رژيم بگردد. بدين دو كار، يكى از موانع مهم بر سر راه همگانى
شدن جنبش از ميان مىرود.
و پيش از آنكه به قسمت دوم گذر كنيم، به موقع
است گزارش نيوزويك و دو خبر را از سايت امروز
(5 تير 82) بخوانيد كه بر قسمتهاى دوم و سوم پرتو مىافكنند:
نيوزويك (30 ژوئن 2003) گزارش مىكند كه ماههاست
بوش و حكومت او درمانده اند كه با رژيم ايران چه كنند؟ آيا با اين رژيم همان كنند كه
با رژيم صدام كردند؟ و يا بر فشارهاى ديپلماتيك بيفزايند؟ و يا با اصلاح طلبان رژيم
وارد گفتگو شود و يا در خفا، به مخالفان رژيم كمك رساند؟ جنبش دانشجويان راه حل ديگرى
را پيش پاى بوش و حكومت او گذاشت: انتظار انقلاب ديگرى در ايران داشتن (البته اين بار
انقلاب با ارزشهاى امريكا). مقامات حكومت به نيوزويك گفتند اميدهاى خود را به پيدا
شدن رهبرى جديد و اعتصاب عمومى 9 ژوئيه (18 تير)، سال روز سركوب خونين دانشجويان در
1999 (1378) بستهاند.
كاخ سفيد موضعى بطور شگفتانگيز فعلپذير
در قبال رژيمى داشت كه با تروريسم پيوند دارد و قصد دارد سلاح اتمى بسازد. واشنگتن
مىخواهد به آيةاللهها فشار بياورد اما نمىخواهد به اصلاح طلبان صدمه وارد كند.
نتيجه سياستى بس پيچيده است... در حكومت بوش
بر سر اينكه چگونه مىبايد تغيير رژيم را تشويق كرد نيز اختلاف نظر است. بوش اظهار
كرد امريكا پشتيبان دانشجويان است. او به سخت خطان رژيم هشدار داد كه به حقوق دانشجويان
احترام بگذارد. با وجود اين، مقامات رژيم از بكار بردن كلمههاى "تغيير رژيم"،
در بيان آنچه مىخواهند در تهران روى دهد، خوددارى مىكنند. اين روش باب طبع اعضاى
كنگره نيست. سناتور جمهوريخواه، سام برون بك مىگويد: ما خواهان شفاف شدن سياست حكومت
بوش در ايران هستيم. من پيشنهاد كردهام 50 ميليون دلار بودجه براى كمك به فرستندههاى
مخالفان رژيم تصويب شود. اصلاح طلبان ايران چنين كمكى را زيانمند مىدانند. بهزاد نبوى،
نماينده مجلس، مىگويد: "حمايت امريكا تنها بسود محافظه كاران بودهاست".
در ميان روشنفكران محافظه كار واشنگتن ،فكر
اتخاذ سياست هرچه پرخاش گرانهتر، قوت مىگيرد. محافظه كاران جديد ائتلاف براى دموكراسى
در ايران را بوجود آوردهاند. در ميان آنها، مايكل لودين، همان كس كه در حكومت ريگان،
عضو شوراى امنيت ملى بود و در ايجاد مجراى پنهانى با رژيم ايران شركت كرد كه افتضاح
ايران گيت را ببار آورد. لودين كه به بسيارى از مقامات حكومت بوش، از جمله به معاون
وزير دفاع، پل ولفوويتز نزديك است، بر اين باور است كه آية اللهها آمادهاند براى
اينكه واژگون شوند. من اين واقعيت را به هركس كه خواسته است بشنود، گفتهام.
...
دانشجويان چه حمايت امريكا را بخواهند و خواه نخواهند، سخت خطان ايران آنها را آلت
فعل امريكا مىخوانند. سوء ظن نسبت به مقاصد امريكا را ملايان پديد نياوردهاند. بى
اعتمادى به سياست امريكا در ميان ايرانيان عادى، ريشه در كودتاى 1953 دارد. كودتائى
كه شاه را به قدرت رساند. در هفته پيش، دانشجوئى در پاسخ اين پرسش: امريكا چه مىتواند
براى ما بكند؟، گفت: "امريكائيها تنها در پى منافع خود هستند". بسا زمانه
در تهران تغيير كردهاست. اما واشنگتن مهم نيست چه تصميمهائى خواهد گرفت، در ايران،
اندك اقبالى بيش نخواهد يافت.
انقلاب اسلامى: در صورتى كه به تدابير پيشنهادى
عمل كند كه در سرمقاله همين شماره آمدهاند،يعنى از مداخله در امور مردم دست بردارد
و مردم ايران را توانا به تصميمگيرى و تشخيص
خوب و بد خود بداند ، مردم ايران و مردم ديگر نقاط جهان را خوش مىآيد و ادبار مىتواند
به اقبال بدل شود.
يك مقام آگاه از عصبانيت محافظهكاران بخاطر عدم
مذاكره آمريكا با آنان به عنوان تنها طرف مذاكره خبر داد. وى به سايت امروز گفت: تحليلهاى
دورنگروهى و راديكال لاريجانىها، ملكى و آن دسته از همكاران دكتر ولايتى كه در جريان
انتخابات رياست جمهورى هفتم در پى لابى با انگلستان بودند، به دليل نااميدى از اين
وضعيت است. وى تأكيد كرد بزرگترين اقدام در اين زمينه كنفرانس آتن بود كه آمريكا عملاپاسخ
منفى به محسن رضايى داد. وى افزود: سه مقاله "رسالت"، در زمينه غير عقلانى
كردن برخورد با آمريكا در اين
تغيير سياست انگليس در قبال ايران: تغيير موضع
دولت انگلستان پس از سخنرانى بلر در مجلس اين كشور، دو كشور بريتانيا و ايالات متحده
آمريكا را به هم نزديك كرد. يك تحليلگر سياسى با بيان اين مطلب به سايت امروز گفت:
در همين راستا برنامههاى بىبىسى فارسى نيز تغيير يافتهاست و ضمن انتقاد به جمهورى
اسلامى، رئيس جمهور و اصلاح طلبان را نيز مورد انتقاد قرار مىدهد.