١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۰ از ۷ تا ٢٤ تير

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359

دروغ سازى پيرامون اسلحه كشتار جمعى عراق:
"بوش و بلر محور دروغ":

انقلاب اسلامى: "بوش و بلر محور دروغ" ابتكار مجله فرانسوى نوول ابسرواتور است. علت دروغى است كه اين دو ساخته‏اند و با آن، دو قوه مقننه امريكا و انگليس و افكار عمومى را فريب داده‏اند. چرا كه جنگ با عراق با توسل به جعل خود، موجه گردانده‏اند. اين فصل را در سه قسمت از نظر خوانندگان مى‏گذارنيم:
در قسمت اول، افشاگريهاى هانس بليك، رئيس هيأت بازرسى سازمان ملل و در قسمت دوم، چند و چون دروغ سازى و در قسمت سوم اثر دروغ سازى بر مبارزات سياسى در امريكا و انگلستان را:


بليكس: در واشنگتن "حرمزاده" هائى هستند كه براى رسيدن به هدف از هيچكار رويگردان نيستند:

انقلاب اسلامى: در 11 ژوئن، هانس بليكس، رئيس هيأت بازرسى سازمان ملل مأمور كشف و نابودى اسلحه كشتار جمعى عراق، مصاحبه با روزنامه گاردين بعمل آورد. در 12 ژوئن، مصاحبه ديگرى با روزنامه لوموند انجام داد. قسمتهاى گوياى هر يك از دو مصاحبه عبارتند از:
در مصاحبه با گاردين بليكس مى‏گويد:
برخى از اعضاى حكومت امريكا "حرامزده" هائى هستند كه ظرف سه سال مأموريت او، از هيچ نيرنگى براى آلت كردن و يا خراب كردن او، دست نگاه نداشته‏اند. من خراب كنهاى خود را در واشنگتن دارم. آنها حرمزاده هائى هستند كه شايعه مى‏سازند و توسط رسانه‏هاى گروهى پخش كرده‏اند و مى‏كنند تا مرا خراب كنند. واشنگتن سازمان ملل را "قدرت بيگانه" مييابد كه مى‏بايد از ميان برداشت بى آنكه اثرى از آن برجا ماند.
گاردين از او مى‏پرسد:
آيا بر اين باوريد كه واشنگتن برنامه خراب كردن شما را به اجرا گذاشته است؟ و بليكس پاسخ مى‏دهد:
آرى. احتمالاً من در رده پائين كسانى بوده‏ام كه امريكا بنا بر خراب كردنشان را داشته‏است. در توضيح روش خود، در بازرسى عراق براى يافتن اسلحه كشتار جمعى، بليكس مى‏گويد:
"روابط من با امريكا بسيار خوب بود. اما چون امريكا مى‏خواست با عراق جنگ كند، امريكا بازرسان هيأت را زير فشار گذاشته بود تا در گزارشهاى خود، رژيم عراق را متهم كنند. حكومت پرزيدنت بوش از آن عصبانى بود كه بازرسان "بيشتر عمل نمى‏كنند" و بمبهائى را نمى‏يابند كه جنگ با عراق را موجه بگرداند.
بليكس كه ظرف سه هفته آينده بازنشسته مى‏شود، مى‏گويد:
متقاعد شده‏ام كه در حكومت بوش كسانى هستند كه مى‏گويند باكشان نيست كه سازمان ملل از ميان برود و باكى از نظاير اين كار نيز ندارند.
وقتى گاردين از بليكس مى‏پرسد:
آيا بنظر شما هرگز اسلحه كشتار جمعى در عراق كشف خواهد شد؟ بليكس پاسخ مى‏دهد:
آنها، عراقيها از برنامه‏ها خود سخن مى‏گفتند. بنا بر اين، ما نمى‏توانيم احتمال يافت شدن چيزهائى را منتفى بدانيم.
در مصاحبه با لوموند:
لوموند از او مى‏پرسد:
در مصاحبه با گاردين، آيا براستى گفته‏ايد در حكومت امريكا، "آدمهاى حرمزاده" (كثيفى) وجود دارند؟ نه، نه، من نگفتم در حكومت آمريكا، بلكه گفتم در واشنگتن، خرابكن هائى كه در بخش خصوصى فعاليت مى‏كنند. لوموند مى‏پرسد:
آنها كيانند؟ و بليكس پاسخ ميدهد آنها كه آژانس بين المللى انرژى اتمى را در طول سالهاى 1990، انتقاد مى‏كردند. آنها كه، در 1991، مرا متهم مى‏كردند كه از كنار برنامه اتمى عراق گذشته و آن را نديده‏ام. آنها كه مى‏گفتند ما، بازرسان، لايق كارى كه مى‏كنيم، نيستيم.
لوموند به بليكس مى‏گويد امريكائيها حالا مى‏گويند فرصت بدهيد اسلحه كشتار جمعى را پيدا مى‏كنيم. اما خود به بازرسان سازمان ملل اين فرصت را ندادند. بليكس مى‏گويد:
به آنها مى‏گويم اقبال با شما يار. همه ما مى‏خواهيم حقيقت را بدانيم. آنها آسانتر از ما مى‏توانند حقيقت را بيابند. شاهدها ديگر بيمى از ابراز آنچه مى‏دانند، ندارند. رژيم توتاليتر ساقط شده‏است.
لوموند مى‏پرسد:
از بحران عراق كدام نتيجه‏گيرى را مى‏كنيد؟ و بليكس پاسخ مى‏دهد:
جنگ پيشگيرانه، آنهم بر اساس گزارشهاى دواير سرى، كارى سخت در خور تأمل است. اين اول بار نيست كه جنگى بر اساس اطلاعاتى انجام گرفته است كه نادرست از كار درآمده‏اند. بمباران سفارت چين در بغداد، حاصل اطلاعات غلط بود. يك كارخانه توليد مواد شيميائى، نزديك خرطوم، بر پايه همين نوع اطلاعات دروغ، بمباران شد. در عراق، بر پايه اطلاعات، جنگى براه افتاد و هنوز نمى‏دانيم آيا اين اطلاعات راست بودند يا خير؟ سئوالى كه مطرح است، اينست:
بر چه پايه‏اى مى‏توان جنگى را براه انداخت؟ آيا اين پايه بقدر كافى محكم است؟ و چه اهميتى به داشتن اجازه از شوراى امنيت سازمان ملل مى‏دهيم؟ لوموند مى‏پرسد:
چه وقت مطمئن شديد جنگ اجتناب‏ناپذير است؟ بليكس پاسخ مى‏دهد:
در آخر، تنها آن وقت. من فكر مى‏كنم تنها آخر كار بود كه اجتناب‏ناپذير شد. در 1988، بيل كلينتون دست به بمباران عراق زد. اما وقتى كفى عنان موفق شد پيام را به عراقيها حالى كند، بمبارآنهارا متوقف كرد. من فكر مى‏كنم اگر صدام حسين ابتكار نظرگيرى را به خرج مى‏داد، امريكائيها عمليات تدارك جنگ را متوقف مى‏كردند.
لوموند مى‏گويد:
اما عراقيها دست به تخريب موشكها زدند. بليكس مى‏گويد:
از نظر امريكائيها كافى نبود. پيشنهاد انگليسها را بياد مى‏آوريد:
صدام حسين در تلويزيون اظهار كند كه عراق بسرعت 5 تدبير را براى خلع سلاح خود به اجرا مى‏گذارد. اگر صدام چنين مى‏كرد، ديناميك جديدى مى‏شد. اما اين پيشنهاد در شوراى امنيت رد شد. لوموند مى‏پرسد:
اگر فرانسه با پيشنهاد موافقت مى‏كرد، وضعيت ديگر مى‏شد؟ بليكس پاسخ مى‏دهد:
فرانسويها نمى‏خواستند به جنگ آلوده شوند. به مقاصد امريكا بدبين بودند و از ديد آنها، تصميم به جنگ گرفته شده بود. آيا كارى هست كه نبايد مى‏شد و شد و يا بايد مى‏شد و نشد؟ بليكس پاسخ مى‏دهد:
نه. درست كه به حساب كار برسيم، مى‏بينيم ما نشان داده‏ايم كه بوجود آوردن يك گروه بازرسى مستقل از سوى سازمان ملل ممكن است. گروهى شديم كه توسط سازمانهاى اطلاعاتى رهبرى نمى‏شد و در عين حال كارآ بود. اين امر نتوانست مانع از جنگ در عراق بگردد اما تجربه ايست كه در آينده بكار مى‏آيد.
لوموند مى‏پرسد:
آيا شما نمى‏توانستيد با قاطعيت بگوئيد بسا عراق فاقد اسلحه كشتار جمعى است؟ بليكس پاسخ مى‏دهد:
ما از گفتن آن هيچ باز نايستاديم. ما گفتيم سندى و دليلى بر وجود اسلحه كشتار جمعى در عراق نداريم اما سئوالهاى چندى داريم كه جواب نيافته‏اند.
انقلاب اسلامى:
با وجود اين، هم صدام و رژيم او و هم هيأت بازرسى مى‏بايد شفاف عمل مى‏كردند و شفاف و قاطع سخن مى‏گفتند، بهاى ضعفها را مردم عراق مى‏پردازند گرچه از رژيم صدام آسوده‏اند. اما فرق بسيار است ميان تغيير رژيم توسط خود مردم و بردن آن توسط قدرت متجاوزى كه اطلاعات جعل مى‏كند و بر پايه اطلاعات جعلى، جنگ براه مى‏اندازد:

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر