١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٩ از ٢٢ خرداد تا ۷ تير

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
حوزه نجف و بنيادگرائى و جنبشهاى شيعه و حال آينده عراق:

امريكائيها با مراجعت حكيم و سپاه بدر به عراق موافقت كردند. اما حكيم در موقعيتى قرار گرفته‏است كه اگر بخواهد نقش همكارى با حاكم امريكائى را بازى كند، بى اعتبار و منزوى مى‏شود و اگر بخواهد، تابع تمايل مردم بگردد، ناگزير از موضعگيريهائى مى‏شود كه ابتكار را از آن تمايلى مى‏كند كه مخالف حضور امريكا در عراق و مستقل از رژيم ايران است. موضعگيريهاى حكيم را از زمان ورود به عراق بدين سو، حاكى است كه او خط پيروى از تمايل مردم را در پيش گرفته‏است. فرستنده "صوت المجاهدين" نيز همين خط را مى‏رود. بنا بر اين، پرسش مهم اينست:
آيا تمايل مردم عراق الف - معامله بر سر عراق ميان ملاتاريا و امريكائيها را ناممكن نمى‏كند؟ و ب - در صورتى كه برغم اين تمايل، معامله انجام بگيرد، رژيم ملاتاريا و امريكا را بى اعتبارتر از آنچه شده‏اند نمى‏كند؟ و ج - اثر ناتوانى دو طرف از معامله بر سر عراق، بر روابط امريكا با ايران چه خواهد شد؟ انقلاب اسلامى:
در فصلهاى آينده، از زبان اطلاعات، پاسخهائى براى اين پرسشها خواهيم جست. در تظاهراتى كه شيعه‏ها در بغداد و شهرهاى شيعه نشين برپا مى‏كنند، "شعار امريكائى به خانه‏ات برگرد"، شعار عمومى است. در اين تظاهرات، عكسهاى روحانيانى حمل مى‏شوند كه نماد خواستهاى تظاهر كنندگان هستند. امر مسلم اينست كه از شخصيتها و يا شخصيتى سياسى كه بيان خواستهاى مردم شيعه را بكند، اسمى نيست.
تظاهرات و نيز فعاليتها بنام حوزه نجف انجام مى‏گيرند. اما حوزه يكدست نيست:

* - حزب الدعوه خط سيد محمد باقر صدر، مرجع خود را سيستانى مى‏خوانند و در تظاهرات، تصاوير سيستانى و صدر را حمل مى‏كنند. نام صدام شهر را هم صدر شهر كرده‏اند. اين حزب و تمايلى بزرگ از شيعه عراق مى‏گويند:
هدف اول بيرون كردن امريكا از عراق است. پس از آن، عراق در هرج و مرج فرو نمى‏رود بلكه از هرج و مرج بيرون مى‏آيد و بر اساس رأى اكثريت جامعه عراقى، دولت جديد تشكيل مى‏شود. آنها مى‏گويند هم اكنون يك دولت سايه تشكيل داده‏اند و در شهرهاى مختلف، اداره امور را تصدى مى‏كنند:
عبور و مرور و حفظ نظم و امداد اجتماعى كارهائى هستند كه اين دولت در سايه تصدى مى‏كند.
خط سيد محمد باقر حكيم كه روز به روز بر نفوذ خويش مى‏افزايد، مى‏گويد:
زمانى امريكا از ما خواست در تشكيل دولت جديد عراق شركت كنيم كه خود از استقرار امنيت و تأمين خدمات اوليه، ناتوان شد. تنها چيزى كه مورد توجه امريكائيهاست، نفت است. آنها در ازاى آنچه از ثروت عراق به جيب مى‏زنند، كمتر كمكى به مردم عراق نمى‏كنند. آنها تأسيسات نفت را مرمت كرده‏اند و صدور نفت را به زودى آغاز مى‏كنند، اما هنوز ما برق نداريم، آب نداريم، عبور و مرور منظم نيست، بهداشت و بهدارى نداريم و امنيت نيز نداريم.

* و اهل تحقيقى، گزارشى پيرامون حوزه نجف فرستاده‏است، كه از لحاظ فهم وضعيت كنونى و نگرانى بابت تمايلى سياسى نظير تمايل حكيم، روشنگر است:
عمده‏ترين مركز شيعه، پيش از صفويه، جبل عامل لبنان بود. چنانكه وقتى شاه طهماسب اول برآن شد روحانيت شيعه را بر گرد سلطنت صفوى، شكل دهد، ناگزير شد شيخ على بن عبدالعالى كركى، معروف به محقق كركى را از جبل عامل به ايران بياورد و منصب شيخ الاسلامى را به او بدهد. آمدن محقق كركى به ايران باعث شد كه در اصفهان، براى اولين بار، حوزه علميه بزرگى تأسيس شود و شاگردان بسيارى تعليم گيرند و باليده شوند. در آن ايام، احمد بن محمد اردبيلى، معروف به مقدس اردبيلى، در نجف سكونت داشت و به حوزه علميه نجف، رونقى بخشيده بود. حوزه نجف با حوزه اصفهان پهلو مى‏زد. مى‏دانيم كه شاه عباس، شيخ بهائى را به نجف فرستاد تا مقدس اردبيلى را به اصفهان دعوت كند. مقدس اردبيلى پذيرفت به اصفهان رود. سوار بر خر خود شد و همراه شيخ بهايى بطرف اصفهان به راه افتادند . شيخ بهائى كه مى‏ديد اگر خر را تند نراند، سفر به اصفهان بسيار طولانى مى‏شود، از پشت، خر را سوك مى‏زد. مقدس اردبيلى سر خر را به طرف نجف برگرداند و خطاب به شيخ بهائى گفت:
جائى كه شيخ الاسلامش توئى و مى‏دانى كه بر خر حقى ندارى و او را سوك مى‏زنى، معلوم است شاهش چه ظالمى است. خر خود بايد راه برود و من به اصفهان نمى‏آيم. بنا بر نظر او وقتى فقيه بر خر ولايت ندارد و نمى‏تواند او را مجبور به تند راه رفتن كند، فقيه بر انسان چه ولايتى مى‏تواند داشته باشد؟ به سخن ديگر، سنت حوزه نجف بر عدم ولايت فقيه است.
بهر رو، بعد از صفويه، پايتخت، از اصفهان به شيراز منتقل شد و حوزه اصفهان از اهميت افتاد. در عوض، حوزه نجف اعتبار بيشتر پيدا كرد. علمائى چون شيخ جعفر كاشف الغطاء و شيخ محد حسن صاحب، معروف به صاحب جواهر، به حوزه گسترش دادند. شيخ مرتضى انصارى دزفوى كه در دزفول متولد شده و به تحصيلات اسلامى پرداخته و پس از استفاده از دروس استادان حوزه‏هاى اصفهان و شيراز و كاشان، به نجف مى‏رود و در درس صاحب جواهر حاضر مى‏شود.
با زعامت شيخ مرتضى انصارى، آوازه او سبب مى‏شود كه از ايران و ديگر كشورها، طلاب علوم دينى رهسپار نجف شوند. شيعه ايران و ديگر كشورها، رياست دينى او را مى‏پذيرند. از آن زمان، نجف مركز دينى شيعه مى‏شود و حوزه‏هاى دينى ديگر تابعيت نجف را مى‏پذيرند. شيخ مرتضى انصارى با ولايت فقيه مخالف بود. هرچند اين سنت بعد از او نيز، معتبر و مجرى ماند، اما نجف نقش سياسى مهمى، بخصوص در عراق و ايران پيدا كرد:
تحريم تنباكو توسط ميرزا سيد حسن شيرازى و انقلاب مشروطيت به زعامت ملامحمد كاظم خراسانى (در مورد ايران) و دو بار جنگ بر ضد قواى اشغالگر انگليس براى تحصيل استقلال عراق به زعامت سيد محمد تقى شيرازى و سيد ابوالحسن اصفهانى و..
تا اهميت پيدا كردن حوزه علميه قم كه بانى آن شيخ عبدالكريم حائرى بود، نجف مركز دينى و محل اقامت مرجع دينى شيعيان بود. اما با پيدايش حزب بعث و حاكم شدنش بر عراق، دو حوزه نجف و قم در موقعيت جديدى قرار گرفتند:
آية الله بروجردى كه در آغاز مرجعيت، قرار بود به نجف برود، در قم ماند و اين امر، قم را مركز دينى اول گرداند. بعد از درگذشت او، بلحاظ در افتادن شاه و رژيم او با حوزه قم و در افتادن رژيم بعث با مراجع نجف، بخصوص سيد محسن حكيم، سبب شدند كه حوزه قم توان بيشتر بيابد و با سقوط رژيم شاه، حوزه نجف را تحت الشعاع قرار دهد. كشته شدن سيد محمد باقر صدر بدست رژيم صدام و كشته شدن 60 روحانى اين حوزه و فشار شديد و مستمر رژيم بعث به حوزه نجف، اين حوزه را بى رونق و خاموش كرده بود.
اينك كه رژيم صدام بر افتاده‏است و حوزه قم زير فشار رژيم ملاتاريا قرار دارد، نجف از چند سو مورد توجه است:

* براى رژيم ملاتاريا، حوزه نجفى با سنت مخالفت با ولايت فقيه و رها از فشار رژيم صدام، خطرى بزرگ است و بعكس، حوزه‏اى تحت سيطره طرفداران ولايت فقيه، نعمتى بزرگ است. تسويه حسابهاى خونين با افراد حزب بعث كه اين روزها به حساب سپاه بدر نوشته مى‏شود، هم حاكى از آنند كه حوزه نجف از تسلط بر حوزه با استفاده از يك سازمان مسلح نگران است و هم از اين جهت كه سازمانهاى سياسى رقيب نيز مسلحانه، سلطه بر نجف را موضوع برخوردهاى خويش كنند. و

* امريكا و انگليس خواهان حوزه‏اى هستند كه مواضع مساعد سياست آنها در عراق اتخاذ كند و يا دست كم سكوت كند. اما هيچيك از اين دو كار ممكن نيست.

* اكثريت شيعه در خارج از عراق، بخصوص در ايران، جانبدار حوزه و مرجعيتى هستند كه سنت ديرين حوزه را ادامه دهد. وجوه شرعى كه آية الله سيستانى دريافت مى‏كند را اين تمايل مى‏پردازد. در حال حاضر، او مدار حوزه نجف است. اما
* در صورتى كه محمد باقر حكيم بخواهد خط ولايت فقيه را برود و به تابعيت از رژيم ملاتاريا ادامه دهد، مى‏بايد از توان مالى و نظامى رژيم ملاتاريا استفاده‏كند. در اين صورت، او را در نجف منزوى مى‏كند، اداره حوزه را نيز با مشكل روبرو مى‏كند. انقلاب اسلامى:
حاصل اين فصل اينست كه الف - امريكا و انگليس، در عراق، از هرجهت، در بن بست هستند و ب - رژيم ملاتاريا نيز دست قوى در عراق ندارد. با وجود اين، ج - امريكا نياز دارد رژيم ملاتاريا نقشى مساعد با سياستش، بر عهده بگيرد. د - اما آيا تغيير رژيم در ايران بسود يا به زيان سياست امريكا در عراق و خاورميانه است؟

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر