|
|
|
حوزه نجف و بنيادگرائى و جنبشهاى شيعه و حال آينده عراق:
امريكائيها با مراجعت حكيم و سپاه بدر به عراق موافقت كردند. اما حكيم در موقعيتى قرار گرفتهاست كه اگر بخواهد نقش همكارى با حاكم امريكائى را بازى كند، بى اعتبار و منزوى مىشود و اگر بخواهد، تابع تمايل مردم بگردد، ناگزير از موضعگيريهائى مىشود كه ابتكار را از آن تمايلى مىكند كه مخالف حضور امريكا در عراق و مستقل از رژيم ايران است. موضعگيريهاى حكيم را از زمان ورود به عراق بدين سو، حاكى است كه او خط پيروى از تمايل مردم را در پيش گرفتهاست. فرستنده "صوت المجاهدين" نيز همين خط را مىرود. بنا بر اين، پرسش مهم اينست: آيا تمايل مردم عراق الف - معامله بر سر عراق ميان ملاتاريا و امريكائيها را ناممكن نمىكند؟ و ب - در صورتى كه برغم اين تمايل، معامله انجام بگيرد، رژيم ملاتاريا و امريكا را بى اعتبارتر از آنچه شدهاند نمىكند؟ و ج - اثر ناتوانى دو طرف از معامله بر سر عراق، بر روابط امريكا با ايران چه خواهد شد؟
انقلاب اسلامى: در فصلهاى آينده، از زبان اطلاعات، پاسخهائى براى اين پرسشها خواهيم جست.
در تظاهراتى كه شيعهها در بغداد و شهرهاى شيعه نشين برپا مىكنند، "شعار امريكائى به خانهات برگرد"، شعار عمومى است. در اين تظاهرات، عكسهاى روحانيانى حمل مىشوند كه نماد خواستهاى تظاهر كنندگان هستند. امر مسلم اينست كه از شخصيتها و يا شخصيتى سياسى كه بيان خواستهاى مردم شيعه را بكند، اسمى نيست.
تظاهرات و نيز فعاليتها بنام حوزه نجف انجام مىگيرند. اما حوزه يكدست نيست:
* - حزب الدعوه خط سيد محمد باقر صدر، مرجع خود را سيستانى مىخوانند و در تظاهرات، تصاوير سيستانى و صدر را حمل مىكنند. نام صدام شهر را هم صدر شهر كردهاند. اين حزب و تمايلى بزرگ از شيعه عراق مىگويند: هدف اول بيرون كردن امريكا از عراق است. پس از آن، عراق در هرج و مرج فرو نمىرود بلكه از هرج و مرج بيرون مىآيد و بر اساس رأى اكثريت جامعه عراقى، دولت جديد تشكيل مىشود. آنها مىگويند هم اكنون يك دولت سايه تشكيل دادهاند و در شهرهاى مختلف، اداره امور را تصدى مىكنند: عبور و مرور و حفظ نظم و امداد اجتماعى كارهائى هستند كه اين دولت در سايه تصدى مىكند.
خط سيد محمد باقر حكيم كه روز به روز بر نفوذ خويش مىافزايد، مىگويد: زمانى امريكا از ما خواست در تشكيل دولت جديد عراق شركت كنيم كه خود از استقرار امنيت و تأمين خدمات اوليه، ناتوان شد. تنها چيزى كه مورد توجه امريكائيهاست، نفت است. آنها در ازاى آنچه از ثروت عراق به جيب مىزنند، كمتر كمكى به مردم عراق نمىكنند. آنها تأسيسات نفت را مرمت كردهاند و صدور نفت را به زودى آغاز مىكنند، اما هنوز ما برق نداريم، آب نداريم، عبور و مرور منظم نيست، بهداشت و بهدارى نداريم و امنيت نيز نداريم.
* و اهل تحقيقى، گزارشى پيرامون حوزه نجف فرستادهاست، كه از لحاظ فهم وضعيت كنونى و نگرانى بابت تمايلى سياسى نظير تمايل حكيم، روشنگر است:
عمدهترين مركز شيعه، پيش از صفويه، جبل عامل لبنان بود. چنانكه وقتى شاه طهماسب اول برآن شد روحانيت شيعه را بر گرد سلطنت صفوى، شكل دهد، ناگزير شد شيخ على بن عبدالعالى كركى، معروف به محقق كركى را از جبل عامل به ايران بياورد و منصب شيخ الاسلامى را به او بدهد. آمدن محقق كركى به ايران باعث شد كه در اصفهان، براى اولين بار، حوزه علميه بزرگى تأسيس شود و شاگردان بسيارى تعليم گيرند و باليده شوند.
در آن ايام، احمد بن محمد اردبيلى، معروف به مقدس اردبيلى، در نجف سكونت داشت و به حوزه علميه نجف، رونقى بخشيده بود. حوزه نجف با حوزه اصفهان پهلو مىزد. مىدانيم كه شاه عباس، شيخ بهائى را به نجف فرستاد تا مقدس اردبيلى را به اصفهان دعوت كند. مقدس اردبيلى پذيرفت به اصفهان رود. سوار بر خر خود شد و همراه شيخ بهايى بطرف اصفهان به راه افتادند . شيخ بهائى كه مىديد اگر خر را تند نراند، سفر به اصفهان بسيار طولانى مىشود، از پشت، خر را سوك مىزد. مقدس اردبيلى سر خر را به طرف نجف برگرداند و خطاب به شيخ بهائى گفت: جائى كه شيخ الاسلامش توئى و مىدانى كه بر خر حقى ندارى و او را سوك مىزنى، معلوم است شاهش چه ظالمى است. خر خود بايد راه برود و من به اصفهان نمىآيم. بنا بر نظر او وقتى فقيه بر خر ولايت ندارد و نمىتواند او را مجبور به تند راه رفتن كند، فقيه بر انسان چه ولايتى مىتواند داشته باشد؟ به سخن ديگر، سنت حوزه نجف بر عدم ولايت فقيه است.
بهر رو، بعد از صفويه، پايتخت، از اصفهان به شيراز منتقل شد و حوزه اصفهان از اهميت افتاد. در عوض، حوزه نجف اعتبار بيشتر پيدا كرد. علمائى چون شيخ جعفر كاشف الغطاء و شيخ محد حسن صاحب، معروف به صاحب جواهر، به حوزه گسترش دادند. شيخ مرتضى انصارى دزفوى كه در دزفول متولد شده و به تحصيلات اسلامى پرداخته و پس از استفاده از دروس استادان حوزههاى اصفهان و شيراز و كاشان، به نجف مىرود و در درس صاحب جواهر حاضر مىشود.
با زعامت شيخ مرتضى انصارى، آوازه او سبب مىشود كه از ايران و ديگر كشورها، طلاب علوم دينى رهسپار نجف شوند. شيعه ايران و ديگر كشورها، رياست دينى او را مىپذيرند. از آن زمان، نجف مركز دينى شيعه مىشود و حوزههاى دينى ديگر تابعيت نجف را مىپذيرند.
شيخ مرتضى انصارى با ولايت فقيه مخالف بود. هرچند اين سنت بعد از او نيز، معتبر و مجرى ماند، اما نجف نقش سياسى مهمى، بخصوص در عراق و ايران پيدا كرد: تحريم تنباكو توسط ميرزا سيد حسن شيرازى و انقلاب مشروطيت به زعامت ملامحمد كاظم خراسانى (در مورد ايران) و دو بار جنگ بر ضد قواى اشغالگر انگليس براى تحصيل استقلال عراق به زعامت سيد محمد تقى شيرازى و سيد ابوالحسن اصفهانى و..
تا اهميت پيدا كردن حوزه علميه قم كه بانى آن شيخ عبدالكريم حائرى بود، نجف مركز دينى و محل اقامت مرجع دينى شيعيان بود. اما با پيدايش حزب بعث و حاكم شدنش بر عراق، دو حوزه نجف و قم در موقعيت جديدى قرار گرفتند: آية الله بروجردى كه در آغاز مرجعيت، قرار بود به نجف برود، در قم ماند و اين امر، قم را مركز دينى اول گرداند. بعد از درگذشت او، بلحاظ در افتادن شاه و رژيم او با حوزه قم و در افتادن رژيم بعث با مراجع نجف، بخصوص سيد محسن حكيم، سبب شدند كه حوزه قم توان بيشتر بيابد و با سقوط رژيم شاه، حوزه نجف را تحت الشعاع قرار دهد. كشته شدن سيد محمد باقر صدر بدست رژيم صدام و كشته شدن 60 روحانى اين حوزه و فشار شديد و مستمر رژيم بعث به حوزه نجف، اين حوزه را بى رونق و خاموش كرده بود.
اينك كه رژيم صدام بر افتادهاست و حوزه قم زير فشار رژيم ملاتاريا قرار دارد، نجف از چند سو مورد توجه است:
* براى رژيم ملاتاريا، حوزه نجفى با سنت مخالفت با ولايت فقيه و رها از فشار رژيم صدام، خطرى بزرگ است و بعكس، حوزهاى تحت سيطره طرفداران ولايت فقيه، نعمتى بزرگ است. تسويه حسابهاى خونين با افراد حزب بعث كه اين روزها به حساب سپاه بدر نوشته مىشود، هم حاكى از آنند كه حوزه نجف از تسلط بر حوزه با استفاده از يك سازمان مسلح نگران است و هم از اين جهت كه سازمانهاى سياسى رقيب نيز مسلحانه، سلطه بر نجف را موضوع برخوردهاى خويش كنند. و
* امريكا و انگليس خواهان حوزهاى هستند كه مواضع مساعد سياست آنها در عراق اتخاذ كند و يا دست كم سكوت كند. اما هيچيك از اين دو كار ممكن نيست.
* اكثريت شيعه در خارج از عراق، بخصوص در ايران، جانبدار حوزه و مرجعيتى هستند كه سنت ديرين حوزه را ادامه دهد. وجوه شرعى كه آية الله سيستانى دريافت مىكند را اين تمايل مىپردازد. در حال حاضر، او مدار حوزه نجف است. اما
* در صورتى كه محمد باقر حكيم بخواهد خط ولايت فقيه را برود و به تابعيت از رژيم ملاتاريا ادامه دهد، مىبايد از توان مالى و نظامى رژيم ملاتاريا استفادهكند. در اين صورت، او را در نجف منزوى مىكند، اداره حوزه را نيز با مشكل روبرو مىكند.
انقلاب اسلامى: حاصل اين فصل اينست كه الف - امريكا و انگليس، در عراق، از هرجهت، در بن بست هستند و ب - رژيم ملاتاريا نيز دست قوى در عراق ندارد. با وجود اين، ج - امريكا نياز دارد رژيم ملاتاريا نقشى مساعد با سياستش، بر عهده بگيرد. د - اما آيا تغيير رژيم در ايران بسود يا به زيان سياست امريكا در عراق و خاورميانه است؟
|
|
|