١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦۷ از ٢٢ ارديبهشت تا ٦ خرداد

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
آلت فعلى كه گروه رجوى است و اتم و گفتگو با امريكا و...:

در 2 مه، رويتر از واشنگتن گزارش كرد كه هنوز امريكا از اسلحه اتمى كره شمالى خاطر نياسوده، با مورد خطر ناك ديگر توسعه اسلحه اتمى، رويارو گشته‏است: مورد ايران. چه بايد كرد با ايران كه با سرعت در كار توليد اسلحه اتمى است؟ مقامات حكومت بوش حالا كه جنگ عراق پايان يافته است، جزئيات جديدى در باره فعاليتهاى اتمى تهران مى‏توانند افشا كنند. كارشناسان از خود مى‏پرسند: آيا امريكا حاضر است دست به اقدامى خونبار بزند و مانع از مجهز شدن ايران به اسلحه اتمى بگردد يا خير؟ معاون وزارت خارجه امريكا، ريچارد آرميتاژ در سخنان روز پيش خود (1 مه) گفت: حكومت بوش هنوز مطمئن نيست كدام روش براى جلو گيرى از انتشار اسلحه اتمى مؤثرتر است. برخى تحليل گران بر اين نظر هستند كه در ازاى چشم پوشيدن ايران از توليد اسلحه كشتار جمعى، امريكا دلگرميهائى به ايران بدهد. چيزى نظير توافقى كه كلينتون با كره شمالى در 1994، امضاء كرد. بسيارى از مقامهاى حكومت بوش با اين راه حل مخالفند. يكى از اين مقامها به ما گفت: برخى اين پيشنهاد را مى‏كنند اما اين راه حل بجائى نمى‏رسد. ايران رژيمى بنياد گرا و حامى تروريسم دارد و مسلح شدنش به اسلحه اتمى، بزرگ‏ترين دردسر و بسا شكست براى سياست ضد افراطى گرى بوش و حكومت او، بعد از ترورهاى 11 سپتامبر است. ايران از نوامبر 1979 كه اعضاى سفارت امريكا در تهران را دانشجويان انقلابى بگروگان گرفتند و 444 روز در بند نگاه داشتند، با ايران روابط سياسى ندارد و گفتگوى مستقيمش با ايران مشكل است. مى‏ماند عمل از راه آژانس بين المللى اتمى متعلق به سازمان ملل متحد. جون ولف، معاون وزير خارجه امريكا در امر منع گسترش اسلحه اتمى، مى‏گويد: "برنامه پنهانى ايران اعلان خطر است. ايران بسا بنيادى‏ترين تعارضى را بوجود آورده‏است كه قرارداد منع گسترش اسلحه اتمى هرگز با آن روبرو نشده‏بود." او كه در ژنو سخن مى‏گفت، افزود: "ايران برنامه محرمانه‏اى را به قصد پيدا كردن توانائيهاى اتمى دارد اجرا مى‏كند كه به باور ما، بكار توليد اسلحه اتمى مى‏آيند."
تا 2005، ايران مى‏تواند به اندازه‏اى اورانيوم غنى توليد كند كه براى ساختن چندين بمب اتمى كافى است. امريكا مى‏گويد برنامه اتمى ايران آن پيشرفت را كه برنامه اتمى كره شمالى كرده، نكرده‏است اما بطور جدى تهديدآميز است. امريكا به روسيه فشار مى‏آورد به همكارى خود با ايران، در ساختن نيروگاه اتمى بوشهر، پايان ببخشد. روسيه اصرار مى‏ورزيد كه برنامه اتمى كه در ايران اجرا مى‏كند، امكان توليد سلاح اتمى را به ايران نمى‏دهد. ايران مى‏بايد اورانيوم سوخته را به روسيه بازگرداند. اما امروز، روسيه ديگر ادعاى سابق را نمى‏كند و مقامات امريكا مى‏گويند مسكو و نيز متحدان اروپائى نظير فرانسه، حالا بهتر مى‏فهمند كه ايران مسئله است و بسيار مايلند كه در يافتن راه حل، به امريكا كمك كنند. كارشناسهاى امريكائى و روسى در اين باره، در مسكو، گفتگو كرده‏اند و معاون وزارت خارجه امريكا، جون بولتون، هفته آينده، براى گفتگو به مسكو مى‏رود تا به گفتگوها ادامه دهد. و رفت. ولف خواستار "عمل قاطع" از سوى جامعه بين المللى، از راه گسيل مفتشان به ايران، براى مجبور كردن ايران به اجراى قرار داد منع انتشار اسلحه اتمى است.
خبرگزارى آلمان در 4 مه 2003 به نقل از نشريه فوكوس آلمانى گزارش كرد:در ماه نوامبر 2002 دو برادر ايرانى قصد خريد 44 سويچ روشن كردن چاشنى بمب اتم از شركت Behlke در شهر كرون برگ را داشته‏اند .دادستانى شهر اشتوتكارت دو آلمانى واسط و دو برادر ايرانى را تحت تعقيب دارد. اين دو برادر قصد داشتند از طريق شركتى در سنگاپ‏ور و يك شركت سوئدى داراى شعبه در چين اين سويچها را تهيه بينند. جان بولتون در 5 مه 2003، در مسكو، با وزير انرژى روسيه گفتگو كرد. در پى آن، يك مقام وزارت انرژى روسيه گفت: روميانتسف، وزير انرژى روسيه و جان بولتن به اين نتيجه رسيدند كه هيچ مدركى وجود ندارد كه نشان دهد ايران قرار داد منع انتشار اسلحه اتمى را رعايت نمى‏كند.
در 5 مه، محمد البرادعى، رئيس آژانس انرژى اتمى گفت: مدركى كه نشان دهد ايران قرارداد منع انتشار اسلحه اتمى را نقض كرده‏است، بدست نيامده‏است.
در 30 آوريل، نيويورك تايمز گزارش آسوشيتدپرس را از تهران در باب گروه رجوى انتشار داده‏است:
در 30 آوريل، رهبر جمهورى اسلامى ايران گفت: امضاى موافقتنامه آتش بس با گروه مخالف رژيم، نشان داد كه امريكا آن گروهى را تروريست مى‏دهند كه نوكر او نباشد. "امريكا و دنيا مجاهدين خلق را يك گروه تروريستى شناخته‏اند و حالا امريكا از آنها حمايت مى‏كند. اين رفتار امريكا نشان مى‏دهد كه تروريسم بد است وقتى تروريستها نوكران امريكا نباشند. اما اگر تروريستها نوكران امريكا بشوند، ديگر بد نيستند. اين آزمايشى بود كه نشان داد مبارزه امريكا با تروريسم و براى دموكراسى تا چه اندازه مسخره‏آميز است. مجاهدين خلق اجازه يافته‏اند اسلحه داشته باشند و در برابر حمله ايران از خود دفاع كنند. همآهنگ كننده مبارزه با تروريسم در وزارت امور خارجه امريكا، كوفر بلاك، موافقتنامه بمعناى تسليم شدن گروه‏است. اين گروه ويژگى دارد. يك گروه تروريستى خارجى (در خاك عراق) هستند. در عراق، كسى از آنها خوششان نمى‏آيد. آنها را نمى‏توان با زندانيان عادى يكجا قرار داد. آنها تابع اوامر فرماندهان قواى ائتلاف هستند. و وضعيت آنها در روزها يا هفته‏هاى آينده معين خواهد شد. با وجود اين، تلويزونهاى عرب (الجزيره و العربيه) خبر دادند كه گروه رجوى در مرزهاى عراق و ايران مراقب آنند كه عناصر رژيم ايران به خاك عراق نفوذ نكنند. انقلاب اسلامى: از مبارزه با امپرياليسم امريكا تا تحت اوامر فرماندهان قوائى ائتلاف درآمدن و وظيفه اطلاعاتى و گشت زنى در مرز پيدا كردن، بيراهه‏اى‏است كه زور مدارى رجوى و گروه او را در آن، تا سقوط پيش برده‏است. تا مگر اهل خرد عبرت بگيرند.
پاول، وزير خارجه امريكا، در گفتگو با NBC گفته است: "تا زمانى كه ايران به كوشش خود براى دستيابى به سلاح‏هاى هسته‏اى، ادامه مى‏دهد و به حمايت خود از گروه‏هاى تروريستى را ادامه مى‏دهد! آمريكا نيز براى منزوى كردن ايران، به كوششهاى خود را ادامه خواهد داد. اما كارى كه با عراق شد، در باره ايران در نظر گرفته نشده است. حمله نظامى به ايران از اولويت‏هاى واشنگتن نيست. واشنگتن به ادامه گفت‏وگو و روابط با ايران درباره پاره‏اى از امور تمايل دارد. واشنگتن در حال حاضر، از راه بعضى مجارى با ايران در ارتباط است و درباره برخى مسائل، چون مسائل جنوب عراق با ايرانيان ارتباط دارد. چون معتقديم كه ايران نيز بايد تلاش‏هاى خود را براى بهتركردن روابط خود با آمريكا و ديگر كشورهاى جهان به كار برد. واشنگتن به ادامه گفت‏وگو و روابط با ايران درباره پاره‏اى از امور تمايل دارد. به گزارش ايسنا، در 15 ارديبهشت، در جمع معلمان نمونه منطقه 4 تهران، محسن رضائى، "دبير مجمع تشخيص مصلحت" گفته است: "تنها برخى كشورها كه مى‏خواهند عراق را ببلعند، خواهان ناديده گرفتن نقش ايران هستند. حتى مردم و نخبگان آمريكا به نقش بااهميت ايران واقفند."
با اشاره به همايش بزرگ شيعيان در روز اربعين و اظهارات آمريكايى‏ها مبنى بر مداخله ايران در عراق، او خبر داده‏است: "دولت آمريكا با پيام كتبى به ايران، (از ايران خواست) خود را عقب بكشد. اين درحالى است كه همه مى‏دانند دولت و ملت ايران در روز اربعين در عراق نبوده‏اند.
آمريكا و انگليس مى‏گويند نمى‏خواهيم با ايران بجنگيم، ولى آنها در گفتارشان صادق نيستند. جنگ يا عدم جنگ، بستگى به حضور درست و قدرتمند ما دارد. چالش بين ايران و آمريكا شروع شده است و ممكن است جنگ نيز بخشى از آن باشد.
ايران مى‏تواند با تقويت بخش‏هاى ديپلماسى و مديريت درونى كشور و اتكا به رابطه متقابل حكومت و مردم، از وقوع جنگ جلوگيرى كند."
در پاسخ به سؤالى مجارى گفتگوهاى ايران و آمريكا، رضائى گفته‏است: "رد و بدل پيام از طريق سفارت سوئيس در ايران كه رابط ايران و آمريكا است، صورت گرفته است. در دادگاه لاهه در بحث اموال بلوكه شده ايران و كنفرانس بن نيز پيام‏هاى بين دو كشور مبادله شد." و هدايت‏الله آقايى، عضو شوراى مركزى حزب كارگزاران گفته‏است: اين‏كه آمريكا از صدام حمايت مى‏كرد صحيح است اما فرانسه، روسيه و ديگر كشورهاى هم از صدام حمايت مى‏كردند و ما با آنها رابطه داريم. مشكل حاد ما شعارهايى است كه داده‏ايم و در ذهن‏مان مانده است و از اين شعارها يك ديوار درست كرده‏ايم. همان‏طور كه آقاى هاشمى رفسنجانى مطرح كردند، مى‏توان از طريق مجمع تشخيص با دريافت نظر مردم از طريق رفراندوم عمل كرد. فكر مى‏كنم ايشان اين مطلب را خيلى شجاعانه بيان كردند و اين پيشنهاد قابل پيگيرى و براى اجرا، عملى است. در رابطه با دستگاه رهبرى هم خط قرمزى وجود ندارد و اين راهكارى است براى حل مناقشه با هر كشورى در دنيا. آقايى در پاسخ به اين‏كه اين‏گونه برداشت شد كه آقاى هاشمى مى‏خواهد ابتكار عمل را به دست گيرد، گفت: هيچ اشكالى ندارد كه در تحولات سياسى، احزاب و اشخاص از هم پيشى بگيرند. در شش سال گذشته هم دولت آقاى خاتمى اين فرصت را داشت. هيچ‏وقت كسى مانعى براى اظهار نظر و بيان مطلب ايجاد نكرد. انقلاب اسلامى: عراق و افغانستان، دو آئينه‏اى هستند كه با شفافيت تمام، به نفس نفس افتاده "تنها ابر قدرت" و ناتوانى شگرف آن را در "مديريت تغيير" نشان مى‏دهند. افغانستان در اسم يك كشور و در عمل، قلمروهاى پرشمار جنگ سالاران گشته‏است. امريكا مى‏خواهد قواى خود را در عراق، با قواى "كشورهاى متحد" - البته بدون مراجعه به سازمان ملل متحد و بنا بر اين، با نقض قوانين بين المللى - متحد خود جانشين كند. عراق را به سه قسمت و بسا به چهار قسمت تقسيم مى‏كند و اداره هر قسمت را به قواى يك كشور مى‏سپارد، بهانه اينست كه مى‏خواهد قواى خود را آماده عمل نگاه دارد. كشور همچنان عرصه عمل گروههاى غارتگر است. برق و آب و تلفن و دارو و امنيت نيست. ژنرال گارنر و همكاران او حتى نمى‏توانند اعلاميه تهديدآميز فرمانده نيروى زمينى امريكا خطاب به گروههاى غارتگر را به ديوارها بچسباند. با توجه با اين واقعيتها، يكبار ديگر، هشدار مى‏دهد: ايران موقعيتى بى مانند بدست آورده‏است. مى‏تواند از آن در بناى جامعه‏اى آزاد و در رشد، سود جويد و مى‏تواند بگذارد خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و ملاتاريا، همانند صدام و رژيم او، صرف زمينه سازى براى مداخله امريكا كنند و ايران به حال و روز امروز افغانستان و عراق بيفتد. امروز، مردم ايران روشن مى‏بينند كه سقوط رژيم ملاتاريا ايران را افغانستان نمى‏كند. ماندن اين رژيم خطر تبديل شدن ايران را به افغانستان و عراق ديگرى، بوجود مى‏آورد:

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر