١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٦ از ٨ تا ٢٢ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
اما اثرهاى جنگ بر گرايشهاى سياسى در ايران:

پاسخها به "چه بايد كرد؟"

انقلاب اسلامى: اثر جنگ در عراق و فروپاشى رژيم صدام را بر گرايشهاى سياسى، در دو قسمت، از نظر خوانندگان مى‏گذرانيم:

چاره جز مردم سالارى نيست و به هدف مردم سالارى با جبهه‏اى از مردم سالارها مى‏توان رسيد:

انقلاب اسلامى: از جانبداران حركت بسوى مردم سالارى، قول على تبار را به نقل از سايت امروز مى‏آوريم: علوى تبار: اعلام نظر شوراى نگهبان در مورد لايحه اصلاح قانون انتخابات، حكم دادگاه تجديدنظر در مورد متهمين پرونده گروه پژوهشى آينده، زمينه سازيهايى كه براى مرحله دوم دادگاه اين پرونده مى‏شود، اجراى حكم زندان براى برخى از روزنامه‏نگاران و روشنفكران و بسيارى وقايع ديگر، آن هم در شرايطى كه همه از حساس بودن اوضاع و امكان فزاينده تهديد امنيت ملى سخن مى‏گويند، مويد واقعيتهايى است كه براى يك بار ديگر ما را از توهم خارج مى‏سازد. اگرچه اين واقعتيها بارها به زبانهاى مختلف توسط افراد مختلف بازگو شده است و تكرار آنها براى خود من نيز ملال‏آور است، اما گمان مى‏كنم براى اتمام حجت با برخى از دوستان باز هم بايد آنها را تكرار كرد.
هيچ نهاد و مقامى در جمهورى اسلامى وجود ندارد كه بخواهد يا بتواند فراتر از رقابتهاى حزبى و جناحى، تنها به كليت نظام سياسى و بقاء آن بينديشد. از اين رو براى همه نهادها و مقام‏هاى ايرانى بقاء و تداوم نظم عمومى و تأمين منافع ملى يعنى اجراى خط مشى‏ها و تحقق گرايش‏هاى مورد قبول‏شان. از اين رو به هيچ وجه نبايد منتظر به صحنه آمدن كسى يا كسانى شد كه بتوانند همه جناحهاى مسالمت جو و خواهان فعاليت در چارچوب نظم موجود را پوشش داده و در عين آن كه همگى را از حمايتهاى قانونى برخوردار مى‏سازند، توقع حركت در چارچوب مصالح ملى را از آنها داشته باشند. هيچكس نمى‏تواند و نمى‏خواهد نقشى را كه امام خمينى براى همه جناحهاى درون حاكميت بازى مى‏كرد براى همه جريانهاى شناخته شده و طرفدار فعاليت مسالمت‏آميز و قانون بازى نمايند. بنابراين اگر جناح يا جريانى موقعيت كنونى را خطير و داراى اهميت حياتى براى كشور مى‏داند بايد مستقلاً وارد عمل شده و بى‏ثمر به دنبال سيمرغى كه وجود ندارد، نگردد. زمان شجاعت و مسئوليت پذيرى فرا رسيده است، زمان تصميم‏گيرى‏هاى بزرگ است. اگر نهاد يا مقام فراجناحى وجود ندارد پس چرا نبايد طرفداران مردمسالارى و اعضاى نهادهاى انتخابى با اتكاء به خود براى نجات كشور و ترسيم آينده روشن براى آن، اقدام كنند و هزينه‏هاى آن را نيز بپردازند؟ همه مى‏دانند كه كشور نيازمند به وحدت و وفاق است. اما وحدت و وفاق براى چه؟ براى تداوم سلطه كسانى كه مى‏خواهند نقش قيم مردم را به طور مادام العمر بازى كنند؟ به طور قطع هيچ آزاده‏اى حاضر نخواهد شد براى تداوم چنين سلطه‏اى در نمايش وفاق شركت كند. اما اگر هدف وفاق و وحدت حفظ تماميت ارضى كشور، استحكام بخشيدن به حاكميت ملى و از ميان بردن موانع توسعه همه جانبه كشور باشد، آنگاه اين وفاق ارزش فداركارى و تحمل رنج و حتى چشم‏پوشى موقتى از برخى از خواسته‏هاى مشروع را نيز دارد. روشن است كه اين وفاق با همه ممكن نيست. وحدتى كه چنين اهدافى را دنبال مى‏كند بايد با كسانى صورت گيرد كه در عمل پايبندى خود را به مصالح ملى نشان داده‏اند و ملت را براى خودش و نه براى خودشان بخواهند. تجربه سالهاى اخير نشان داده است كه محافظه‏كاران فاقد چنين ويژگيهايى هستند. تلاش براى رسيدن به وحدت پيرامون مصالح ملى با محافظه‏كارانى كه مى‏شناسيم، نقش زدن بر آب است. اگر به دنبال متحدين مطمئنى مى‏گرديم آن را بايد در جاى ديگر جستجو نمائيم. محافظه‏كارانى كه هر تلاش براى تأمين مصالح كشور را با زندان انفرادى و سركوب پاسخ مى‏دهند چگونه مى‏توانند همراهان ما براى رسيدن به يك وفاق ملى باشند، يك بار ديگر پاسخ آنها به از خودگذشتگى برادر بزرگوارم عبدى را مرور كنيد تا آنچه مى‏گويم روشن‏تر شود. اگر قدرى شجاعت به خرج دهيم و بر عادت بى‏حجتى كه در ما شگل گرفته است غلبه كنيم نيروهاى بسيارى را خواهيم يافته كه اكثريت جامعه را نمايندگى مى‏كنند و براى شركت در ائتلاف ملى براى حفاظت از حاكميت ملى و تماميت ارضى كشور آماده‏اند. احزاب و سازمانهاى پيشرو جبهه دوم خرداد مى‏توانند با اعلام يك برنامه حداقلى همه نيروهاى مردمى را به راى زنى و اقدام حول اين برنامه دعوت كنند. به تدريج مى‏توان براى مديريت اقدامات، هسته‏اى از شخصيتها مورد اعتماد پديد آورد و اقدام ملى براى حفاظت از كشور را هدايت كرد.
افراد و جريانهايى كه براى بازگشت به قدرت يا حفظ قدرت به جبهه دوم خرداد پيوسته بودند، اينك خود را قادر به ادامه همراهى با اين جبهه نمى‏بينند. تلاش‏هاى فلان تشكل" منتظران پست" و عربده كشى‏هاى بهمان "قدرت الدوله" را بايد در همين راستا فهميد و تفسير كرد. اگرچه جنبش اصلاحات از همان آغاز نيز نبايد، هزينه همراهى اين افراد بدسابقه و منفور را مى‏پرداخت. اما به هر حال آنچه نبايد اتفاق افتاده است. اينك ديگر توجيهى براى حفظ اين جماعت در درون جبهه دوم خرداد وجود ندارد. تا به حال براى حفظ اين جماعت بسيارى از اقدامات ضرورى انجام شده و بسيارى از فرصتها از دست رفته است. جبهه دوم خرداد بايد با اعلام برنامه‏اى براى تغيير ساختار قدرت در سه گام (محدود و مسئول كردن قدرت بخش غيرمردمسالار حاكميت، گذر به مردمسالارى در چارچوب قانون اساسى، گذر به مردمسالارى با پذيرش همه ابعاد و پيامدهاى آن) اين جماعت را در مقابل يك انتخاب قرار دهد يا مشى و الگوى رفتارى خود را تغيير دهند يا فعاليت خود را در چارچوب ديگرى انجام دهند.
آينده از آن همه كسانى است كه مردم را خليفه خدا و منشاء مشروعيت بخشى حكومت مى‏دانند و براى تحقق حاكميت مردم به سرنوشت خويش آماده فداكارى‏اند.
انقلاب اسلامى: راستى اينست كه تشكيل هر جبهه‏اى حداقل در گرو توافق بر سر هويت‏هاى شركت كنندگان و روش و هدف است. بديهى است اگر هدف آزادى باشد، بيان آزادى نيز بايسته است:

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر