١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٥ از ٢٤ فروردين تا ٨ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
و اما سرنوشت اپوزيسيون وابسته در آئينه عراق:

واشنگتن پست: امريكا قصد ندارد عراقيهاى مهاجر را به قدرت رساند - ورود به بغداد با جنگ يا مذاكره بر سر بعد از بغداد؟:

انقلاب اسلامى: غير از واشنگتن پست (5 آوريل) از دبكا نت ويكلى (4 آوريل) نيز اطلاعاتى را نقل مى‏كنيم. تا خوانندگان از دو منبع امريكائى و اسرائيلى، دولتى را به تصور آورند كه امريكا و انگليس مى‏خواهند به مردم عراق تحميل كنند. پيش از آن، اين خبر را بخوانيد: داويد مك Mack (4 آوريل) توضيح مى‏دهد: عبدالمجيد خوئى با مقامات امريكائى در تماس است. بخلاف پدر خود، آيةالله خوئى كه مطلقا در سياست دخالت نمى‏كرد، او با رژيم صدام مخالف است و در 1991، من اول بار او را در وزارت خارجه امريكا ديدم. ورود او به نجف، در اين وقت، علامت خوبى است. زيرا قواى امريكا در عراق نيازمند پلهاى معتبر با مردم عراق هستند. در ميان شخصيتهاى "عراق آزاد"، عبدالمجيد خوئى كسى است كه با بيناد ملى دمكراسى (دست ساخت سيا) روابط تنگاتنگ داشته است. و شرق الاوسط همان تاريخ، نيز حضور عبدالمجيد خوئى را در نجف تحت حمايت قواى امريكائى را معنى دار مى‏داند. زيرا معلوم مى‏كند امريكا با چه نوع شخصيتهائى مى‏خواهد كار كند.

* پيش از شروع جنگ، آية الله سيستانى فتوا داد كه مردم عراق مى‏بايد به مقابله قواى امريكا و انگليس برخيزند. عبدالمجيد خوئى كه در لندن خود را نماينده سيستانى مى‏داند، اعلان كرد زير فشار و تهديد بعثيها سيستانى فتوى داده‏است. عقل قدرتمدار او نمى‏توانست بفهمد كه با اين ادعا، سيستانى را از مرجعيت عزل مى‏كند. و روزى كه قواى متجاوز وارد نجف شدند، او از قول سيستانى "فتوائى" جعل و توسط دستگاه تبليغاتى امريكا و انگليس در جهان پخش شد. بنا بر اين "فتوى"، سيستانى از شيعه عراق مى‏خواهد در قبال قواى امريكا و انگليس رويه بى طرفى اتخاذ كند. ساعتى پس از انتشار اين فتواى جعلى، سيستانى آن را تكذيب كرد. طرفه اينكه نه پخش كنندگان انگليسى و امريكائى فتواى جعلى به تكذيب سيستانى اشاره كردند و نه رسانه‏هاى گروهى "جمهورى اسلامى ايران".

* عبدالمجيد خوئى كه ارزنى اعتبار در جامعه عراقى ندارد و به برد و خورد ثروتى بزرگ - سهم امام انباشته در حسابهاى پدر او كه مرجع تقليد بود. آن پول مى‏بايد در بنياد خوئى بكار مى‏افتاد - چون وابسته به انگليس و امريكا است اول كس است كه وارد نجف مى‏شود. اما هنوز به حكيم و مجلس اعلاى او اجازه نزديك شدن به مرزهاى عراق را نيز نداده‏اند. انقلاب اسلامى: سالى كه نكوست از بهارش پيدا است: دموكراسى كه بوش و بلر مى‏خواهند در عراق برپا كنند، سپردن دولت بدست چه نوع آدمهائى است؟ به اين پرسش، پاسخهاى زير داده شده‏اند: در 4 آوريل، حكومت بوش گفت بنا دارد از ميان قسمتهاى مختلف جامعه عراقى كسانى را برگزيند تا به قواى اشغال كننده عراق در تعيين حكومت جديد مشورت دهند. حكومت بوش زير فشار است تا بگويد بعد از راندن صدام و سران رژيم او از قدرت، عراق را چگونه مى‏خواهد اداره كند. امريكا خود را ناگزير مى‏بيند به جامعه جهانى و مردم عراق در باره مقاصد خود اطمينان بدهد كه اداره عراق از سوى امريكا خيرخواهانه و شامل و موقتى خواهد بود. كوندولزا رايس، مشاور بوش گفت: "همانطور كه ما جنگ را طراحى كرده‏ايم بدست آوردن صلح را نيز برنامه گذارى كرده‏ايم". عراقيهاى مهاجر كه در نظر واشنگتن نيروى سياسى شمرده مى‏شدند، بنا بر قول ديروز حكومت بوش، آنها هيچگونه نقش رهبرى ديرپا در درون عراق پيدا نخواهند كرد. يك مقام حكومت بوش گفت: "هيچگونه تاج گذارى دركار نخواهد بود. بذل و بخشش مقامها در كار نخواهد بود. هيچ كارى كه مشروعيت آمريت جديد را نقض كند، بعمل نخواهد آمد". و

* مسئله اداره عراق بعد از جنگ موضوع گفتگو از جمله در درون حكومت بوش است. در اين باره اختلاف نظر وجود دارد.
در ميان بهت متفقان و كنگره، حكومت بوش گفت: در اداره عراق، به سازمان ملل نقشى نمى‏دهد و حاضر نيست كشورهاى ديگر را در اداره سياسى و اقتصادى عراق شركت دهد. قواى نظامى امريكا عراق را بكمك عراقيها اداره خواهد كرد. در 6 آوريل، نيويورك تايمز از قول رايس نوشت: آنهائى كه براى راندن رژيم صدام خون داده‏اند كار باز سازى عراق را نيز به انجام خواهند رساند. در 4 آوريل، بعد از جلسه‏اى كه به اداره عراق بعد از جنگ اختصاص يافته بود، رايس گفت: سازمان ملل نقش ارزشمندى ايفا خواهد كرد اما نگفت چه نقشى. "ما با عراقيها و با متفقان خود و سازمانهاى بين المللى در باز سازى عراق همكارى خواهيم كرد.و در اولين فرصت ممكن، اداره عراق را به عراقيها خواهيم سپرد. رايس افزود: همچنين سياستمداران در تبعيد مى‏خواهند بنمايانند كه در اداره عراق، نقشى پيدا مى‏كنند. اما قواى متفقين در عراق مشغول تشخيص هويت عراقيهاى درون عراق هستند. عراقيهائى كه مى‏توانند به قواى امريكا مشورت دهند. زمان استقرار حكومت موقت عراق معين نشده‏است. ممكن است پيش از پايان زد و خوردهاى نظامى، اين حكومت تشكيل شود. ما در محل مى‏بينيم امور چگونه پيش مى‏روند. ما رهبران بالقوه را، در ميان مردم، مى‏يابيم. مهمتر از همه امورى هستند كه در عراق روى مى‏دهند و نيز رهبرانى كه از ميان مردم سر بر مى‏آورند.

* گفتگو در باره مسئله اداره عراق بعد از رفتن صدام، در حضور پرزيدنت بوش، به بعد از بازگشت كلين پاول از اروپا، موكول شد. در اروپا، او مذاكرات سختى را با وزراى امور خارجه كشورهاى اروپا انجام داد. آنها امريكا را زير فشار گذاشته‏اند كه دست از اداره يكطرفه عراق بردارد. پاول و همكاران او با دادن موقعيتى به تبعيديهاى عراق، در حكومت جانشين، مخالفند. اين تبعيديها مدتها بود كه به امريكا فشار مى‏آوردند رژيم عراق را براندازد. در مقابل، رامسفلد و همكاران طراز اول او سخت موافق آنند كه به رهبر كنگره ملى عراق، احمد چلبى، در حكومت جانشين نقش بزرگ‏ترى، داده شود. چلبى كه خود را رئيس حكومت موقت عراق مى‏ديد، طرف توجه "ايران"، يكى ديگر از اعضاى "محور شر" است. اما مخالفان او مى‏گويند محل ترديد جدى است كه بتواند اعتماد مردم عراق را بدست آورد. يكى از آنها كه از جلسه ديروز (4 آوريل) خبر دارد، مى‏گويد گفتگوها به اين نتيجه رسيد كه چلبى نقشى پيدا خواهد كرد اما بهيچرو، رئيس حكومت موقت نخواهد شد. امريكا مى‏خواهد به تبعيديها، بيشتر آنهائى كه در خارج از عراق زندگى مى‏كنند، بعنوان مشاور مقامات امريكائى نقشى بدهند اما زمان لازم براى آنكه عراق بتواند زندگى عادى را از سر گيرد، دست كم دو سال مى‏دانند.

* مشاور سابق وزير دفاع، ريچارد پرل بر اينست كه امريكا مى‏بايد هرچه زودتر حكومتى از عراقيهاى تبعيدى تشكيل دهد. بسيارى از آنها داراى همان ارزشها هستند كه غرب دارد. من در درستى اين فكر كه در داخل عراق كسانى هستند كه مى‏توانند اعتماد مردم را بدست آورند، ترديد دارم. در 6 آوريل، نيويورك تايمز از قول وزارت خارجه و نيز ولفوويتز معاون وزارت دفاع نوشت: استقرار دولت جانشين دولت صدام، 6 ماه طول مى‏كشد. و

* ژنرال پتر پيس Pace، معاون ستاد ارتش امريكا گفت: قواى عراق وارد خاك عراق شده‏اند و اين قوا هسته ارتش جديد عراق را تشكيل مى‏دهند. قوائى كه او مى‏گويد وارد عراق شده‏اند، 700 تن از افراد كنگره ملى عراق به رهبرى چلبى هستند.

* رهبر گروه 700 نفرى، احمد چلبى كه وزارت دفاع حامى آنست، همراه گروه خود وارد جنوب عراق شده‏است. ولفوويتز تأييد نمى‏كند كه چلبى وارد جنوب عراق شده باشد. او مى‏گويد چلبى يك بانكدار است كه در امريكا تعليم و تربيت يافته‏است و اخيراً در عراق بوده‏است. انقلاب اسلامى: 1 - بنا بر خبرى ديگر، سيا نيز با چلبى مخالف است و او را مقصر بى حيثيتى مى‏داند كه جنگ براى امريكا ببار آورده‏است. زيرا او باوجود اينكه در طول زمان، پول بسيار مى‏گرفت و اطلاعات دروغ به امريكا مى‏داد. به استناد اين اطلاعات، حكومت بوش، بخصوص وزير دفاع و همكاران او، باور كردند كه بمحض حضور قواى امريكا، ملت عراق، بخصوص شيعه، بر ضد صدام قيام مى‏كنند و به استقبال قواى امريكا مى‏شتابند و ظرف كمتر از يك هفته، رژيم صدام از ميان مى‏رود. مقاومت مردم عراق امريكا را در جهان بى اعتبار كرد و بجاى آنكه افكار عمومى جهان را بسود امريكا تغيير دهد، بر مخالفت با جنگ وسيع‏تر و مصمم‏تر گرداند. 2 - اگر پرل و وزير دفاع امريكا موافق چلبى هستند، بخاطر آنست كه در وزارت دفاع، دفترى ايجاد كرده‏اند كه ازهم اكنون قرارداد مى‏بندد و امتياز واگذار مى‏كند. پرل نيز رشوه مى‏گرفت و واسطه مى‏شد. بهمين خاطر نيز استعفاء شد. 3 - روشن است مسئله اول حكومت بوش حكيم و مجلس اعلا از سوئى و كردها از سوى ديگر است. حكيم و سپاه بدر او حق ورود به جنوب عراق را ندارند اما 700 تن افراد چلبى وارد عراق مى‏شوند و هسته ارتش جديد عراق را تشكيل خواهند داد! روشن است كه امريكا نمى‏خواهد به اين دو دسته نقشى در اداره عراق بدهد.
در باب قراردادهائى كه وزارت دفاع امريكا مشغول امضاء كردن براى "بازسازى عراق" است و اثر آن را بر شكل بندى دولت موقت، استراتفور (4 آوريل) نوشت: باز سازى عراق از ديد شركتهاى امريكائى كارى سخت نان و آب دار است. كنترل عراق توسط يك حاكم نظامى، به وزارت دفاع امريكا و آژانس توسعه بين المللى امكان مى‏دهد با شركتهاى امريكائى قراردادهاى بازسازى را ببندند. باز سازى عراق سه مرحله خواهد داشت: 1 - بلافاصله بعد از پايان جنگ، تثبيت وضعيت در عراق و بكار انداختن صنعت نفت عراق و 2 - مرحله دوم استقرار حكومت موقت و احتمالاً حكومتى انتخابى. در اين مرحله، در باز سازى عراق، شركتهاى عربى نيز ممكن است دخالت داده شوند. 3 - در مرحله سوم دولت عراق استقلال بيشترى خواهد يافت و در برنامه‏هاى توسعه، شركتهاى طرف قرارداد، از راه رقابت بر گزيده خواهند شد. مهمترين مرحله مرحله اول است. عراق بعد از 22 سال جنگ و محاصره اقتصادى، بازساى صنعت نفت و زير بناهاى اصلى كه در جنگ ويران شده‏اند، دست كم 100 ميليارد دلار سرمايه طلب مى‏كند. تأسيسات آب و برق مى‏بايد بلافاصله ساخته شوند. راه‏ها و پلها و تأسيسات آبيارى و خانه‏هاى فراوان كه ويران شده‏اند نيز نمى‏توانند به بعد گذاشته شوند. در 3 آوريل، كنگره بودجه جنگى پيشنهادى بوش را بمبلغ 80 ميليارد دلار تصويب كرد. بيشتر اين بودجه به شركتهاى امريكائى بابت فعاليتهاى بازسازى پرداخت خواهد شد. تازه اين شركتها قيمتهاى هرچه بيشتر تقاضا مى‏كنند زيرا ميزان خطر بازسازى در عراق بعد از جنگ، بالا است! بدين قرار، از عاملهاى اصلى تعيين حاكم نظامى امريكائى براى عراق، بزرگى سرمايه گذارى در بازسازى عراق است. وزارت دفاع امريكا ژنرال بانشسته جى گارنر را بر گزيده‏است تا حاكم نظامى عراق بگردد. و فيليپ كارول، مديرعامل شركت نفتى شل، برگزيده شده‏است تا بازسازى تأسيسات نفتى عراق را سرپرستى كند. البته رودنى چيز، يكى از مديران شركت نفت BP نيز مأمور اداره نفت عراق گشته است. گزينش چيز Chaseامتيازى است كه به انگليسها داده مى‏شود. حكومت بوش مى‏گويد مدت اقامت قواى امريكا و انتقال اداره كشور به دولت عراق بستگى دارد به اندازه خصومت‏آميز بودن رفتار مردم عراق با قواى امريكا و انگليس و اندازه برخوردهاى قومى و دينى و نيز رفتار همسايه‏هاى عراق يعنى تركيه و ايران. مجلس نمايندگان امريكا ماده‏اى را تصويب كرد كه بموجب آن، كشورهاى فرانسه و آلمان و روسيه و سوريه از شركت در "بازسازى" عراق محروم مى‏شوند! انقلاب اسلامى: بدينسان، امريكا در عراق دولت مردم سالار نمى‏خواهد دولت دست نشانده مى‏خواهد. قرار دادهاى براى انجام 100 ميليارد دلار سرمايه گذارى را كسانى، بنام مردم عراق مى‏بايد امضاء كنند. اين كسان دست نشاندگان هستند كه ثروت ملتى را مى‏بايد به شركتهاى امريكائى بخورانند. حال اگر قرار باشد امريكائيها اين باز سازى را پيش پرداخت كنند، نفت عراق براى سالهاى دراز به گروگان آنها در مى‏آيد. و اگر بخواهند بمانند تا وقتى مسائل قومى و مذهبى و رابطه با همسايه‏ها حل شود، اقامت قواى امريكا در عراق، سالها بطور مى‏انجامد: در 7 آوريل، احمد چلبى گفت: قواى امريكا دست كم دو سال بايد در عراق بمانند. بنظر او، تصويب قانون اساسى جديد و اولين انتخابات دست كم دو سال بطول مى‏انجامد. لوموند او را اينطور معرفى مى‏كند: او از يك خانواده پولدار و شيعه عراق است. حرفه او بانكدارى است. در اوائل سالهاى 1980، در اردن، در محاكمه‏اى غيابى، بجرم تقلب بانكى و اختلاس، به 22 سال زندان محكوم شده‏است. در اواسط سالهاى 1990، بخاطر خورد و برد پولهائى كه سيا از طريق او به "اپوزيسيون" عراق مى‏داد، مورد سوءظن قرار گرفت. او مظنون است به اينكه نيمى از 3/4 ميليون دلار پولى را كه سيا در اختيار او گذاشته بود، بالا كشيده‏است. در 1991، بعد از سركوب قيام شيعه عراق در جنوب و كردها در شمال و سركوب شدنشان توسط رژيم صدام، او به واشنگتن پيشنهاد همكارى بر ضد رژيم صدام را داد و گوشهاى شنوائى نزد سناتورهاى جمهوريخواه، نظير ترنت لوت و جس هلمس و نيز كسانى چون ريچارد پرل پيدا كرد. طرف توجه سيا و لوبى اسرائيل قرار گرفت و اين لوبى او را به سفر اسرئيل نيز فرستاد. آندرو و پاتريك كوبوم در كتاب خود بنام "معماى صدام حسين" (انتشارات First) به استناد بهترين منابع، بخصوص امريكائى تاريخچه روابط چلبى را با امريكائيها شرح مى‏دهد و تصريح مى‏كند كه او به استخدام سيا درآمد. انقلاب اسلامى: در جهان امروز چه كسى باور مى‏كند امريكا مى‏خواهد بدست امثال چلبى، مردم سالارى در عراق برقرار كند؟ بدست چنين كسانى تنها مى‏توان عراق را چپاول كرد.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر