|
و اما سرنوشت اپوزيسيون وابسته در آئينه عراق:
واشنگتن پست: امريكا قصد ندارد عراقيهاى مهاجر را به قدرت رساند - ورود به بغداد با جنگ يا مذاكره بر سر بعد از بغداد؟:
انقلاب اسلامى: غير از واشنگتن پست (5 آوريل) از دبكا نت ويكلى (4 آوريل) نيز اطلاعاتى را نقل مىكنيم. تا خوانندگان از دو منبع امريكائى و اسرائيلى، دولتى را به تصور آورند كه امريكا و انگليس مىخواهند به مردم عراق تحميل كنند. پيش از آن، اين خبر را بخوانيد:
داويد مك Mack (4 آوريل) توضيح مىدهد: عبدالمجيد خوئى با مقامات امريكائى در تماس است. بخلاف پدر خود، آيةالله خوئى كه مطلقا در سياست دخالت نمىكرد، او با رژيم صدام مخالف است و در 1991، من اول بار او را در وزارت خارجه امريكا ديدم.
ورود او به نجف، در اين وقت، علامت خوبى است. زيرا قواى امريكا در عراق نيازمند پلهاى معتبر با مردم عراق هستند. در ميان شخصيتهاى "عراق آزاد"، عبدالمجيد خوئى كسى است كه با بيناد ملى دمكراسى (دست ساخت سيا) روابط تنگاتنگ داشته است.
و شرق الاوسط همان تاريخ، نيز حضور عبدالمجيد خوئى را در نجف تحت حمايت قواى امريكائى را معنى دار مىداند. زيرا معلوم مىكند امريكا با چه نوع شخصيتهائى مىخواهد كار كند.
* پيش از شروع جنگ، آية الله سيستانى فتوا داد كه مردم عراق مىبايد به مقابله قواى امريكا و انگليس برخيزند. عبدالمجيد خوئى كه در لندن خود را نماينده سيستانى مىداند، اعلان كرد زير فشار و تهديد بعثيها سيستانى فتوى دادهاست. عقل قدرتمدار او نمىتوانست بفهمد كه با اين ادعا، سيستانى را از مرجعيت عزل مىكند.
و روزى كه قواى متجاوز وارد نجف شدند، او از قول سيستانى "فتوائى" جعل و توسط دستگاه تبليغاتى امريكا و انگليس در جهان پخش شد. بنا بر اين "فتوى"، سيستانى از شيعه عراق مىخواهد در قبال قواى امريكا و انگليس رويه بى طرفى اتخاذ كند. ساعتى پس از انتشار اين فتواى جعلى، سيستانى آن را تكذيب كرد. طرفه اينكه نه پخش كنندگان انگليسى و امريكائى فتواى جعلى به تكذيب سيستانى اشاره كردند و نه رسانههاى گروهى "جمهورى اسلامى ايران".
* عبدالمجيد خوئى كه ارزنى اعتبار در جامعه عراقى ندارد و به برد و خورد ثروتى بزرگ - سهم امام انباشته در حسابهاى پدر او كه مرجع تقليد بود. آن پول مىبايد در بنياد خوئى بكار مىافتاد - چون وابسته به انگليس و امريكا است اول كس است كه وارد نجف مىشود. اما هنوز به حكيم و مجلس اعلاى او اجازه نزديك شدن به مرزهاى عراق را نيز ندادهاند.
انقلاب اسلامى: سالى كه نكوست از بهارش پيدا است: دموكراسى كه بوش و بلر مىخواهند در عراق برپا كنند، سپردن دولت بدست چه نوع آدمهائى است؟ به اين پرسش، پاسخهاى زير داده شدهاند:
در 4 آوريل، حكومت بوش گفت بنا دارد از ميان قسمتهاى مختلف جامعه عراقى كسانى را برگزيند تا به قواى اشغال كننده عراق در تعيين حكومت جديد مشورت دهند.
حكومت بوش زير فشار است تا بگويد بعد از راندن صدام و سران رژيم او از قدرت، عراق را چگونه مىخواهد اداره كند. امريكا خود را ناگزير مىبيند به جامعه جهانى و مردم عراق در باره مقاصد خود اطمينان بدهد كه اداره عراق از سوى امريكا خيرخواهانه و شامل و موقتى خواهد بود. كوندولزا رايس، مشاور بوش گفت: "همانطور كه ما جنگ را طراحى كردهايم بدست آوردن صلح را نيز برنامه گذارى كردهايم".
عراقيهاى مهاجر كه در نظر واشنگتن نيروى سياسى شمرده مىشدند، بنا بر قول ديروز حكومت بوش، آنها هيچگونه نقش رهبرى ديرپا در درون عراق پيدا نخواهند كرد. يك مقام حكومت بوش گفت: "هيچگونه تاج گذارى دركار نخواهد بود. بذل و بخشش مقامها در كار نخواهد بود. هيچ كارى كه مشروعيت آمريت جديد را نقض كند، بعمل نخواهد آمد". و
* مسئله اداره عراق بعد از جنگ موضوع گفتگو از جمله در درون حكومت بوش است. در اين باره اختلاف نظر وجود دارد.
در ميان بهت متفقان و كنگره، حكومت بوش گفت: در اداره عراق، به سازمان ملل نقشى نمىدهد و حاضر نيست كشورهاى ديگر را در اداره سياسى و اقتصادى عراق شركت دهد. قواى نظامى امريكا عراق را بكمك عراقيها اداره خواهد كرد. در 6 آوريل، نيويورك تايمز از قول رايس نوشت: آنهائى كه براى راندن رژيم صدام خون دادهاند كار باز سازى عراق را نيز به انجام خواهند رساند.
در 4 آوريل، بعد از جلسهاى كه به اداره عراق بعد از جنگ اختصاص يافته بود، رايس گفت: سازمان ملل نقش ارزشمندى ايفا خواهد كرد اما نگفت چه نقشى. "ما با عراقيها و با متفقان خود و سازمانهاى بين المللى در باز سازى عراق همكارى خواهيم كرد.و در اولين فرصت ممكن، اداره عراق را به عراقيها خواهيم سپرد.
رايس افزود: همچنين سياستمداران در تبعيد مىخواهند بنمايانند كه در اداره عراق، نقشى پيدا مىكنند. اما قواى متفقين در عراق مشغول تشخيص هويت عراقيهاى درون عراق هستند. عراقيهائى كه مىتوانند به قواى امريكا مشورت دهند. زمان استقرار حكومت موقت عراق معين نشدهاست. ممكن است پيش از پايان زد و خوردهاى نظامى، اين حكومت تشكيل شود. ما در محل مىبينيم امور چگونه پيش مىروند. ما رهبران بالقوه را، در ميان مردم، مىيابيم. مهمتر از همه امورى هستند كه در عراق روى مىدهند و نيز رهبرانى كه از ميان مردم سر بر مىآورند.
* گفتگو در باره مسئله اداره عراق بعد از رفتن صدام، در حضور پرزيدنت بوش، به بعد از بازگشت كلين پاول از اروپا، موكول شد. در اروپا، او مذاكرات سختى را با وزراى امور خارجه كشورهاى اروپا انجام داد. آنها امريكا را زير فشار گذاشتهاند كه دست از اداره يكطرفه عراق بردارد.
پاول و همكاران او با دادن موقعيتى به تبعيديهاى عراق، در حكومت جانشين، مخالفند. اين تبعيديها مدتها بود كه به امريكا فشار مىآوردند رژيم عراق را براندازد. در مقابل، رامسفلد و همكاران طراز اول او سخت موافق آنند كه به رهبر كنگره ملى عراق، احمد چلبى، در حكومت جانشين نقش بزرگترى، داده شود.
چلبى كه خود را رئيس حكومت موقت عراق مىديد، طرف توجه "ايران"، يكى ديگر از اعضاى "محور شر" است. اما مخالفان او مىگويند محل ترديد جدى است كه بتواند اعتماد مردم عراق را بدست آورد.
يكى از آنها كه از جلسه ديروز (4 آوريل) خبر دارد، مىگويد گفتگوها به اين نتيجه رسيد كه چلبى نقشى پيدا خواهد كرد اما بهيچرو، رئيس حكومت موقت نخواهد شد.
امريكا مىخواهد به تبعيديها، بيشتر آنهائى كه در خارج از عراق زندگى مىكنند، بعنوان مشاور مقامات امريكائى نقشى بدهند اما زمان لازم براى آنكه عراق بتواند زندگى عادى را از سر گيرد، دست كم دو سال مىدانند.
* مشاور سابق وزير دفاع، ريچارد پرل بر اينست كه امريكا مىبايد هرچه زودتر حكومتى از عراقيهاى تبعيدى تشكيل دهد. بسيارى از آنها داراى همان ارزشها هستند كه غرب دارد. من در درستى اين فكر كه در داخل عراق كسانى هستند كه مىتوانند اعتماد مردم را بدست آورند، ترديد دارم.
در 6 آوريل، نيويورك تايمز از قول وزارت خارجه و نيز ولفوويتز معاون وزارت دفاع نوشت: استقرار دولت جانشين دولت صدام، 6 ماه طول مىكشد. و
* ژنرال پتر پيس Pace، معاون ستاد ارتش امريكا گفت: قواى عراق وارد خاك عراق شدهاند و اين قوا هسته ارتش جديد عراق را تشكيل مىدهند. قوائى كه او مىگويد وارد عراق شدهاند، 700 تن از افراد كنگره ملى عراق به رهبرى چلبى هستند.
* رهبر گروه 700 نفرى، احمد چلبى كه وزارت دفاع حامى آنست، همراه گروه خود وارد جنوب عراق شدهاست. ولفوويتز تأييد نمىكند كه چلبى وارد جنوب عراق شده باشد. او مىگويد چلبى يك بانكدار است كه در امريكا تعليم و تربيت يافتهاست و اخيراً در عراق بودهاست.
انقلاب اسلامى: 1 - بنا بر خبرى ديگر، سيا نيز با چلبى مخالف است و او را مقصر بى حيثيتى مىداند كه جنگ براى امريكا ببار آوردهاست. زيرا او باوجود اينكه در طول زمان، پول بسيار مىگرفت و اطلاعات دروغ به امريكا مىداد. به استناد اين اطلاعات، حكومت بوش، بخصوص وزير دفاع و همكاران او، باور كردند كه بمحض حضور قواى امريكا، ملت عراق، بخصوص شيعه، بر ضد صدام قيام مىكنند و به استقبال قواى امريكا مىشتابند و ظرف كمتر از يك هفته، رژيم صدام از ميان مىرود. مقاومت مردم عراق امريكا را در جهان بى اعتبار كرد و بجاى آنكه افكار عمومى جهان را بسود امريكا تغيير دهد، بر مخالفت با جنگ وسيعتر و مصممتر گرداند. 2 - اگر پرل و وزير دفاع امريكا موافق چلبى هستند، بخاطر آنست كه در وزارت دفاع، دفترى ايجاد كردهاند كه ازهم اكنون قرارداد مىبندد و امتياز واگذار مىكند. پرل نيز رشوه مىگرفت و واسطه مىشد. بهمين خاطر نيز استعفاء شد. 3 - روشن است مسئله اول حكومت بوش حكيم و مجلس اعلا از سوئى و كردها از سوى ديگر است. حكيم و سپاه بدر او حق ورود به جنوب عراق را ندارند اما 700 تن افراد چلبى وارد عراق مىشوند و هسته ارتش جديد عراق را تشكيل خواهند داد! روشن است كه امريكا نمىخواهد به اين دو دسته نقشى در اداره عراق بدهد.
در باب قراردادهائى كه وزارت دفاع امريكا مشغول امضاء كردن براى "بازسازى عراق" است و اثر آن را بر شكل بندى دولت موقت، استراتفور (4 آوريل) نوشت:
باز سازى عراق از ديد شركتهاى امريكائى كارى سخت نان و آب دار است. كنترل عراق توسط يك حاكم نظامى، به وزارت دفاع امريكا و آژانس توسعه بين المللى امكان مىدهد با شركتهاى امريكائى قراردادهاى بازسازى را ببندند.
باز سازى عراق سه مرحله خواهد داشت: 1 - بلافاصله بعد از پايان جنگ، تثبيت وضعيت در عراق و بكار انداختن صنعت نفت عراق و 2 - مرحله دوم استقرار حكومت موقت و احتمالاً حكومتى انتخابى. در اين مرحله، در باز سازى عراق، شركتهاى عربى نيز ممكن است دخالت داده شوند. 3 - در مرحله سوم دولت عراق استقلال بيشترى خواهد يافت و در برنامههاى توسعه، شركتهاى طرف قرارداد، از راه رقابت بر گزيده خواهند شد.
مهمترين مرحله مرحله اول است. عراق بعد از 22 سال جنگ و محاصره اقتصادى، بازساى صنعت نفت و زير بناهاى اصلى كه در جنگ ويران شدهاند، دست كم 100 ميليارد دلار سرمايه طلب مىكند. تأسيسات آب و برق مىبايد بلافاصله ساخته شوند. راهها و پلها و تأسيسات آبيارى و خانههاى فراوان كه ويران شدهاند نيز نمىتوانند به بعد گذاشته شوند.
در 3 آوريل، كنگره بودجه جنگى پيشنهادى بوش را بمبلغ 80 ميليارد دلار تصويب كرد. بيشتر اين بودجه به شركتهاى امريكائى بابت فعاليتهاى بازسازى پرداخت خواهد شد. تازه اين شركتها قيمتهاى هرچه بيشتر تقاضا مىكنند زيرا ميزان خطر بازسازى در عراق بعد از جنگ، بالا است!
بدين قرار، از عاملهاى اصلى تعيين حاكم نظامى امريكائى براى عراق، بزرگى سرمايه گذارى در بازسازى عراق است. وزارت دفاع امريكا ژنرال بانشسته جى گارنر را بر گزيدهاست تا حاكم نظامى عراق بگردد. و فيليپ كارول، مديرعامل شركت نفتى شل، برگزيده شدهاست تا بازسازى تأسيسات نفتى عراق را سرپرستى كند. البته رودنى چيز، يكى از مديران شركت نفت BP نيز مأمور اداره نفت عراق گشته است. گزينش چيز Chaseامتيازى است كه به انگليسها داده مىشود.
حكومت بوش مىگويد مدت اقامت قواى امريكا و انتقال اداره كشور به دولت عراق بستگى دارد به اندازه خصومتآميز بودن رفتار مردم عراق با قواى امريكا و انگليس و اندازه برخوردهاى قومى و دينى و نيز رفتار همسايههاى عراق يعنى تركيه و ايران.
مجلس نمايندگان امريكا مادهاى را تصويب كرد كه بموجب آن، كشورهاى فرانسه و آلمان و روسيه و سوريه از شركت در "بازسازى" عراق محروم مىشوند!
انقلاب اسلامى: بدينسان، امريكا در عراق دولت مردم سالار نمىخواهد دولت دست نشانده مىخواهد. قرار دادهاى براى انجام 100 ميليارد دلار سرمايه گذارى را كسانى، بنام مردم عراق مىبايد امضاء كنند. اين كسان دست نشاندگان هستند كه ثروت ملتى را مىبايد به شركتهاى امريكائى بخورانند. حال اگر قرار باشد امريكائيها اين باز سازى را پيش پرداخت كنند، نفت عراق براى سالهاى دراز به گروگان آنها در مىآيد. و اگر بخواهند بمانند تا وقتى مسائل قومى و مذهبى و رابطه با همسايهها حل شود، اقامت قواى امريكا در عراق، سالها بطور مىانجامد:
در 7 آوريل، احمد چلبى گفت: قواى امريكا دست كم دو سال بايد در عراق بمانند. بنظر او، تصويب قانون اساسى جديد و اولين انتخابات دست كم دو سال بطول مىانجامد. لوموند او را اينطور معرفى مىكند:
او از يك خانواده پولدار و شيعه عراق است. حرفه او بانكدارى است. در اوائل سالهاى 1980، در اردن، در محاكمهاى غيابى، بجرم تقلب بانكى و اختلاس، به 22 سال زندان محكوم شدهاست. در اواسط سالهاى 1990، بخاطر خورد و برد پولهائى كه سيا از طريق او به "اپوزيسيون" عراق مىداد، مورد سوءظن قرار گرفت. او مظنون است به اينكه نيمى از 3/4 ميليون دلار پولى را كه سيا در اختيار او گذاشته بود، بالا كشيدهاست.
در 1991، بعد از سركوب قيام شيعه عراق در جنوب و كردها در شمال و سركوب شدنشان توسط رژيم صدام، او به واشنگتن پيشنهاد همكارى بر ضد رژيم صدام را داد و گوشهاى شنوائى نزد سناتورهاى جمهوريخواه، نظير ترنت لوت و جس هلمس و نيز كسانى چون ريچارد پرل پيدا كرد. طرف توجه سيا و لوبى اسرائيل قرار گرفت و اين لوبى او را به سفر اسرئيل نيز فرستاد.
آندرو و پاتريك كوبوم در كتاب خود بنام "معماى صدام حسين" (انتشارات First) به استناد بهترين منابع، بخصوص امريكائى تاريخچه روابط چلبى را با امريكائيها شرح مىدهد و تصريح مىكند كه او به استخدام سيا درآمد.
انقلاب اسلامى: در جهان امروز چه كسى باور مىكند امريكا مىخواهد بدست امثال چلبى، مردم سالارى در عراق برقرار كند؟ بدست چنين كسانى تنها مىتوان عراق را چپاول كرد.
|
|