١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در شماره ٥٦٤ از ١۰ تا ٢٤ فروردين


سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
انقلاب اسلامى: پيش از آنكه به آينده عراق و منطقه، بعد از جنگ بپردازيم، بموقع است اثرات اقتصادى جنگ را از نظر خوانندگان بگذرانيم:

هزينه هاى جنگ براى اقتصاد امريكا و بقيت جهان؟:

انقلاب اسلامى: براى بار چندم هزينه‏هاى جنگ و زيانهاى اقتصادى آن محاسبه شده‏اند. با شروع جنگ، در اين فصل، در قسمت اول، هزينه‏هاى و پى آمدهاى اقتصادى جنگ با عراق براى امريكا و در قسمت دوم اثر جنگ را بر پائين و بالا رفتن احتمالى قيمت نفت و كاهش ميزان رشد و بنابراين، ركود اقتصادهاى امريكا و كشورهاى ديگر جهان، ارزيابى مى‏كنيم:

هزينه‏هاى مستقيم و غير مستقيم جنگ يك ارتش خسته و اثر آن بر اقتصاد امريكا:

اطلاعات استراتژيك (28 فوريه) گزارش مى‏كند كه برغم نمايشهاى تلويزيونى، افراد ارتش امريكا خسته و تجيزات جنگى آنها فاقد كارآئى بايسته‏اند:
* جنگ نامحدود با تروريسم كاخ سفيد را بر آن مى‏دارد بر مداخله‏ها بيفزايد و قواى امريكا را از اين سوى جهان به آن سوى جهان ببرد. فرمانده يك اسكادران هواپيماهاى شكارى اف - 15 بتازگى به رسانه‏ها اظهار كرد كه واحد او، در جريان سال گذشته، 9 بار كشور عوض كرده‏اند و واحد او تنها واحدى نيست كه از اين كشور به آن كشور مأمور شده‏اند. نتيجه اينست كه ماشين جنگى علائم خستگى و فرسودگى بروز مى‏دهد:
* در سال 2002، ميزان خراب شدن دستگاههاى نظامى افزايش يافته بحدى كه در 30 سال گذشته سابقه نداشته است: سانحه‏هائى كه هلى كوپترهاى نيروى زمينى گرفتارشان شده‏اند دو برابر شده‏اند. هلى كوپترهاى نيروى دريائى گرفتار سانحه سه برابر گشته‏اند. علت روشن است: ماشين‏ها فرسوده مى‏شوند و لجستيك لازم كم است. مكانيسينها ناگزير مى‏شوند از برخى عيبها اغماض كنند و در تعمير، به حد امكان موجود قناعت نمايند. علاوه بر اين، شمار و آهنگ عمليات، ساعاتى را كه مى‏بايد صرف آماده سازى ماشينها و تجهيزات بشوند، كم مى‏كند. اين وضعيت ميان فرماندهان نظامى و مديريت سياسى وزارت دفاع اختلاف بوجود آورده‏است. موضوع اصلى مخالفت، سياست "تغيير" ارتش امريكاست كه رامسفلد در پيش گرفته‏است. بيشترين بودجه صرف ديجيتاليزه كردن ميدانهاى جنگ مى‏شود. در عوض، از بوجه مراقبت و تعمير تجهيزات و نوگردانى آنها كاهش مى‏يابد.
* جنگ با تروريسم، ماهانه، 6/1 ميليارد دلار خرج بر مى‏دارد و هزينه جنگ با عراق ، 50 ميليارد دلار برآورد شده‏است. كمتر شكستى اثرات وخيم بر روحيه ماشين جنگى عالى بر جا مى‏گذارد كه هم اكنون، به نفس نفس افتاده‏است. اما واشنگتن پست هزينه‏هاى مستقيم و غير مستقيم جنگ را عظيم و رقم زيانهايش را بر اقتصاد امريكا، نجومى مى‏داند:
* براى جنگ با عراق، حكومت بوش بايد از مجلس امريكا تقاضاى تصويب بودجه كند. قرار حكومت بر اينست كه بهنگام فروريختن بمبها بر عراق، اين تقاضا را بعمل آورد. تا ديگر محلى و وقتى براى بحث بر سر بودجه جنگى و هزينه جنگ باقى نماند.
* در حقيقت كسى نمى‏داند جنگ چه مبلغ هزينه بر مى‏دارد. بر سناريوهاى مختلفى، هزينه‏هاى جنگ محاسبه شده‏اند:
- در ماه سپتامبر، اداره بودجه مجلس به رهبران دموكراتها در مجلس نمايندگان نوشتند كه تنها هزينه بردن قواى امريكا به منطقه و استقرار آنها براى جنگ و بازگرداندنشان، 14 تا 20 ميليارد دلار هزينه بر مى‏دارد. جنگ كردن نيز ماهانه 9 ميليارد دلار خرج دارد. حفظ قواى امريكا بعد از پايان جنگ هم ماهانه 4 ميليارد دلار بودجه لازم دارد. بر اساس داده‏هاى اين اداره، دو ماه جنگ و دو سال اشغال نظامى عراق، بدون در نظر گرفتن هزينه‏هاى انسانى، افزون بر 134 ميليارد دلار خرج دارد. و از آنجا كه حكومت بوش مى‏گويد برنامه وسيعى براى بازسازى عراق به اجرا خواهد گذاشت تا عراق يك الگوى مردم سالارى بگردد، هزينه جنگ بمراتب بيشتر خواهد شد.
- و نيز، در ماه سپتامبر گذشته، كميته بودجه حزب دموكرات در مجلس نمايندگان، به اين نتيجه رسيد كه برآورد 200 ميليارد دلار هزينه جنگ، برآورد دقيقى است: هزينه عمليات نظامى تنها، با بكار بردن 250 هزار نفر در جنگ، بيشتر از 93 ميليارد دلار مى‏شود. البته بشرطى كه دشمن اسلحه شيميائى و ميكروبى بكار نبرد.
* در اواخر فوريه، محاسبه جديدى را استون كوزياك، تحليل گر نظامى، براى Budgetary AssessmentsCenter for Strayegic and بعمل آورده‏است. او محاسبه خود را بر اساس داده‏هاى اداره بودجه مجلس و نيز داده‏هاى تاريخى بعمل آورده‏است. بنا بر محاسبه كوزياك، در بهترين فرض، يعنى يك ماه جنگ و بكار بردن يك نيروى 175 هزار نفرى و 5 سال اشغال عراق، با نگهدارى 20000 نيرو در عراق، 43 ميليارد دلار خرج بر مى‏دارد. اما اگر عمليات بيشتر بطول انجامد و مشكلات پيش آيند، مخارج جنگ سر به 200 ميليارد دلار خواهد زد.
* در چهارمين روز جنگ، خبر داده‏شد بوش قصد دارد از كنگره امريكا تقاضاى 80 ميليارد دلار بودجه جنگى كند. در 25 مارس، (ششمين روز جنگ) بوش سخنرانى كرد و گفت از كنگره خواهد خواست 75 ميليارد دلار براى ادامه جنگ در عراق تصويب كند. با تصويب آن، بودجه جنگ 175 ميليارد دلار مى‏شود. ارزيابيهاى ديگر نيز بعمل آمده‏اند:
* بنا بر گزارش استاد اقتصاد دانشگاه يال، ويليام د. نوردهوس، كل هزينه جنگ بر اقتصاد امريكا 6/1 تريليون (1600 ميليارد دلار) خواهد شد (در مقايسه با بودجه‏اى كه حكومت بوش براى سال 2004 پيشنهاد مى‏كند كه 25/2 تريليون است). نورد هوس غير از هزينه‏هاى مستقيم جنگ، اثرات آن بر بازار نفت را نيز در نظر گرفته است. البته، اين محاسبه‏ها در گرو آنچه بعد از جنگ روى مى‏دهد، بعمل آمده‏اند. كوزياك برآورد مى‏كند هزينه‏هاى غير نظامى بعد از جنگ (كمك به متحدان و كمكهاى انسانى و هزينه‏هاى اداره عراق و بازسازى)، 137 ميليارد دلار مى‏شود. هزينه‏هاى ديگرى را بر اين هزينه بايد افزود كه سر به 361 ميليارد دلار مى‏زند.
* بنا بر برآورد كوزياك، حتى در كوتاه مدت، موجب مى‏شود كه 100 ميليارد دلار بر كسر بودجه 307 ميليارد دلارى امريكا افزوده شود. آنچه مسلم است، هر دلار كه در جنگ خرج مى‏شود، از بودجه آموزش و پرورش و بهداشت و بهدارى و امنيت داخلى برداشته مى‏شود.
* و بديهى است كه هزينه‏هاى جنگ، نه تنها محلى براى كاستن از مالياتها نمى‏گذارد بلكه موجب افزايش مالياتها نيز مى‏شود: 726 ميليارد دلار در 10 سال آينده.
* بنا بر برآوردها بر اثر جنگ و پى آمدهايش، 15 تا 20 درصد از درآمد سرانه امريكائيان كاسته مى‏شود. هزينه‏هاى چشم پوشى از جنگ:
* حكومت بوش مى‏گويد هزينه‏هاى جنگ نكردن از هزينه‏هاى جنگ كردن بيشتر مى‏شود. هزينه حمله‏هاى تروريستى 11 سپتامبر عظيم بوده‏است. ما نمى‏خواهيم بگذاريم اين حمله‏ها تكرار شوند.
* كوزياك مى‏پذيرد كه عمل نكردن و يا جنگ را به تأخير انداختن نيز هزينه بر مى‏دارد.
* آنها كه از سياست بوش حمايت مى‏كنند بحث بر سر هزينه جنگ را مسخره‏آميز مى‏دانند و مى‏گويند چگونه بتوان زندگى انسان و هزينه امنيت را برآورد كرد؟ چگونه كسى مى‏تواند موافقت كند كه آدمى مثل صدام حسين - كسى كه بر ضد اتباع عراق سلاح شيميائى بكار برده‏است و كوشيده‏است رئيس جمهورى امريكا را به قتل برساند - اجازه بيابد صاحب اسلحه كشتار جمعى بگردد و آن را در اختيار كسانى بگذارد كه مى‏توانند حمله‏هاى تروريستى از نوع حمله 11 سپتامبر را بعمل آورند؟
* اما در امريكا و خارج از امريكا بسيارى از مردمان متقاعد نشده‏اند كه حمله به عراق دنياى مسالمت‏آميزترى را در پى مى‏آورد. اولاً دليلى بر دست داشتن صدام حسين در ترورهاى 11 سپتامبر نيست. آن ترورها را اتباع عربستان، متحد امريكا، انجام داده‏اند. ثانياً، نفرت از امريكا بخاطر حمله به ملت اسلام بر اثر جنگ افزايش مى‏يابد و حمله‏هاى تروريستى بيشترى را ببار مى‏آورد. ثالثاً، حمله به عراق و سرنگون كردن رژيم صدام، حذف يكى از 10 امكان حمله به امريكا از سوى كسانى است كه از امريكا نفرت دارند. و بالاخره، دليل قانع كننده‏اى بر ضد صدام حسين وجود ندارد تا جنگ پيشگيرانه بر ضد او را توجيه كند. در آستانه جنگ امريكا با عراق، فدرال رزرو، تصميم گرفت در انتظار نتيجه جنگ، نرخ بهره را پائين نگاه دارد. در حال حاضر، نرخ بهره 25/1 درصد است كه طى 40 سال گذشته، هرگز تا اين اندازه پائين نبوده‏است. فدرال رزرو نمى‏داند اثر جنگ بر اقتصاد امريكا چه مى‏شود. اقتصاددانهاى امريكا نيز بر اين نظر هستند كه تصميم فدرال رزرو بجاست. با وجود اين، در صورتى كه ايجاد رونق اقتصادى ايجاب كند با كاهش نرخ بهره، پول ارزانترى در اختيار سرمايه گذاران و مصرف كنندگان قرار گيرد، فدرال رزرو چگونه بتواند باز هم از نرخ بهره بكاهد؟
* در هفته‏هاى اخير، شاخصهاى اقتصادى همه علائم منفى ابراز مى‏كردند: قيمت نفت بالا مى‏رفت، مصرف كننده اعتماد خود را از دست مى‏داد و از خريد مى‏كاست و در ماه فوريه 308 هزار تن كار خود را از دست دادند. بنا بر اين، اثر جنگى كه هنوز رخ نداده بود، بر اقتصاد امريكا مشهود بود. با وجود اين،
* خوش بينها مى‏گويند: اگر دوران جنگ كوتاه شود و موفقيت امريكا كامل بگردد، نه تنها در قلمرو سياسى كه در زمينه اقتصادى و بيشتر در اين زمينه، گشايش بوجود خواهد آورد: مصرف كنندگان اعتماد پيدا خواهند كرد و به خريد روى خواهند آورد. كارفرمايان سرمايه گذارى خواهند كرد و بازار پول و سرمايه رونق از سرخواهد گرفت. پائين آمدن بهاى نفت، در پى اتمام حجت بوش به صدام و بالا رفتن بهاى سهام در بورسها، گوياى پايان چند ماه بلاتكليفى و حالت انتظار بود.
* با وجود اين، گرينسپان، رئيس فدرال رزرو هشدار مى‏دهد هنوز جاى خوشبينى نيست. زيرا ممكن است جنگ طولانى شود، رژيم صدام بر ضد قواى امريكا و كشورهاى همسايه اسلحه كشتار جمعى بكار برد و فعاليتهاى تروريستى انجام بگيرند. در اين صورت، وضعيت اقتصادى خراب‏تر از آن مى‏شود كه اينك هست. افزون بر اين، پيروزى در جنگ با عراق، ممكن است رونق اقتصادى منتظر را در پى نيآورد. مصرف كنندگان ممكن است همچنان در ترديد بمانند و روى به خريد نياورند و سرمايه گذاران نيز سرمايه گذارى نكنند. عوامل ساختى چندى ثبات اقتصاد امريكا را در دراز مدت تهديد مى‏كند: افزايش سريع كسر بودجه امريكا كه اينك به 5 درصد توليد ناخالص ملى بالغ شده‏است، يكى از اين عوامل است. بهبود وضعيت اقتصادى امريكا و بازگشت رونق به اين اقتصاد در گرو اتخاذ و اجراى تدابير سخت مهم‏ترى است.
* بانك مركزى اروپانيز تصميم گرفت از آغاز ماه مارس، نرخ بهره را كاهش دهد. ممكن است در آينده كاهش بيشترى ضرور شود. تمامى بانكهاى اروپائى، در اقدام همآهنگى، از نرخ بهره كاستند. انقلاب اسلامى: اگر امريكا براستى بخواهد با تروريسم مبارزه كند بايد مدار بسته‏اى را بگشايد كه در آن، خود محور مسلط است. تنها امريكائيان نيستند كه زندگى آنها را نمى‏توان به دلار برآورد كرد - هرچند امريكائيان را به كشتن مى‏دهند براى دست يافتن بر منابع نفت - زندگى چند ميليارد انسانى كه غارت مى‏شوند نيز قابل برآورد كردن به دلار نيست.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر