|
انقلاب اسلامى: پيش از آنكه به آينده عراق و منطقه، بعد از جنگ بپردازيم، بموقع است اثرات اقتصادى جنگ را از نظر خوانندگان بگذرانيم:
هزينه هاى جنگ براى اقتصاد امريكا و بقيت جهان؟:
انقلاب اسلامى: براى بار چندم هزينههاى جنگ و زيانهاى اقتصادى آن محاسبه شدهاند. با شروع جنگ، در اين فصل، در قسمت اول، هزينههاى و پى آمدهاى اقتصادى جنگ با عراق براى امريكا و در قسمت دوم اثر جنگ را بر پائين و بالا رفتن احتمالى قيمت نفت و كاهش ميزان رشد و بنابراين، ركود اقتصادهاى امريكا و كشورهاى ديگر جهان، ارزيابى مىكنيم:
هزينههاى مستقيم و غير مستقيم جنگ يك ارتش خسته و اثر آن بر اقتصاد امريكا:
اطلاعات استراتژيك (28 فوريه) گزارش مىكند كه برغم نمايشهاى تلويزيونى، افراد ارتش امريكا خسته و تجيزات جنگى آنها فاقد كارآئى بايستهاند:
* جنگ نامحدود با تروريسم كاخ سفيد را بر آن مىدارد بر مداخلهها بيفزايد و قواى امريكا را از اين سوى جهان به آن سوى جهان ببرد. فرمانده يك اسكادران هواپيماهاى شكارى اف - 15 بتازگى به رسانهها اظهار كرد كه واحد او، در جريان سال گذشته، 9 بار كشور عوض كردهاند و واحد او تنها واحدى نيست كه از اين كشور به آن كشور مأمور شدهاند. نتيجه اينست كه ماشين جنگى علائم خستگى و فرسودگى بروز مىدهد:
* در سال 2002، ميزان خراب شدن دستگاههاى نظامى افزايش يافته بحدى كه در 30 سال گذشته سابقه نداشته است: سانحههائى كه هلى كوپترهاى نيروى زمينى گرفتارشان شدهاند دو برابر شدهاند. هلى كوپترهاى نيروى دريائى گرفتار سانحه سه برابر گشتهاند. علت روشن است: ماشينها فرسوده مىشوند و لجستيك لازم كم است. مكانيسينها ناگزير مىشوند از برخى عيبها اغماض كنند و در تعمير، به حد امكان موجود قناعت نمايند. علاوه بر اين، شمار و آهنگ عمليات، ساعاتى را كه مىبايد صرف آماده سازى ماشينها و تجهيزات بشوند، كم مىكند. اين وضعيت ميان فرماندهان نظامى و مديريت سياسى وزارت دفاع اختلاف بوجود آوردهاست. موضوع اصلى مخالفت، سياست "تغيير" ارتش امريكاست كه رامسفلد در پيش گرفتهاست. بيشترين بودجه صرف ديجيتاليزه كردن ميدانهاى جنگ مىشود. در عوض، از بوجه مراقبت و تعمير تجهيزات و نوگردانى آنها كاهش مىيابد.
* جنگ با تروريسم، ماهانه، 6/1 ميليارد دلار خرج بر مىدارد و هزينه جنگ با عراق ، 50 ميليارد دلار برآورد شدهاست. كمتر شكستى اثرات وخيم بر روحيه ماشين جنگى عالى بر جا مىگذارد كه هم اكنون، به نفس نفس افتادهاست.
اما واشنگتن پست هزينههاى مستقيم و غير مستقيم جنگ را عظيم و رقم زيانهايش را بر اقتصاد امريكا، نجومى مىداند:
* براى جنگ با عراق، حكومت بوش بايد از مجلس امريكا تقاضاى تصويب بودجه كند. قرار حكومت بر اينست كه بهنگام فروريختن بمبها بر عراق، اين تقاضا را بعمل آورد. تا ديگر محلى و وقتى براى بحث بر سر بودجه جنگى و هزينه جنگ باقى نماند.
* در حقيقت كسى نمىداند جنگ چه مبلغ هزينه بر مىدارد. بر سناريوهاى مختلفى، هزينههاى جنگ محاسبه شدهاند:
- در ماه سپتامبر، اداره بودجه مجلس به رهبران دموكراتها در مجلس نمايندگان نوشتند كه تنها هزينه بردن قواى امريكا به منطقه و استقرار آنها براى جنگ و بازگرداندنشان، 14 تا 20 ميليارد دلار هزينه بر مىدارد. جنگ كردن نيز ماهانه 9 ميليارد دلار خرج دارد. حفظ قواى امريكا بعد از پايان جنگ هم ماهانه 4 ميليارد دلار بودجه لازم دارد.
بر اساس دادههاى اين اداره، دو ماه جنگ و دو سال اشغال نظامى عراق، بدون در نظر گرفتن هزينههاى انسانى، افزون بر 134 ميليارد دلار خرج دارد. و از آنجا كه حكومت بوش مىگويد برنامه وسيعى براى بازسازى عراق به اجرا خواهد گذاشت تا عراق يك الگوى مردم سالارى بگردد، هزينه جنگ بمراتب بيشتر خواهد شد.
- و نيز، در ماه سپتامبر گذشته، كميته بودجه حزب دموكرات در مجلس نمايندگان، به اين نتيجه رسيد كه برآورد 200 ميليارد دلار هزينه جنگ، برآورد دقيقى است: هزينه عمليات نظامى تنها، با بكار بردن 250 هزار نفر در جنگ، بيشتر از 93 ميليارد دلار مىشود. البته بشرطى كه دشمن اسلحه شيميائى و ميكروبى بكار نبرد.
* در اواخر فوريه، محاسبه جديدى را استون كوزياك، تحليل گر نظامى، براى Budgetary AssessmentsCenter for Strayegic and بعمل آوردهاست. او محاسبه خود را بر اساس دادههاى اداره بودجه مجلس و نيز دادههاى تاريخى بعمل آوردهاست. بنا بر محاسبه كوزياك، در بهترين فرض، يعنى يك ماه جنگ و بكار بردن يك نيروى 175 هزار نفرى و 5 سال اشغال عراق، با نگهدارى 20000 نيرو در عراق، 43 ميليارد دلار خرج بر مىدارد. اما اگر عمليات بيشتر بطول انجامد و مشكلات پيش آيند، مخارج جنگ سر به 200 ميليارد دلار خواهد زد.
* در چهارمين روز جنگ، خبر دادهشد بوش قصد دارد از كنگره امريكا تقاضاى 80 ميليارد دلار بودجه جنگى كند. در 25 مارس، (ششمين روز جنگ) بوش سخنرانى كرد و گفت از كنگره خواهد خواست 75 ميليارد دلار براى ادامه جنگ در عراق تصويب كند. با تصويب آن، بودجه جنگ 175 ميليارد دلار مىشود.
ارزيابيهاى ديگر نيز بعمل آمدهاند:
* بنا بر گزارش استاد اقتصاد دانشگاه يال، ويليام د. نوردهوس، كل هزينه جنگ بر اقتصاد امريكا 6/1 تريليون (1600 ميليارد دلار) خواهد شد (در مقايسه با بودجهاى كه حكومت بوش براى سال 2004 پيشنهاد مىكند كه 25/2 تريليون است). نورد هوس غير از هزينههاى مستقيم جنگ، اثرات آن بر بازار نفت را نيز در نظر گرفته است.
البته، اين محاسبهها در گرو آنچه بعد از جنگ روى مىدهد، بعمل آمدهاند. كوزياك برآورد مىكند هزينههاى غير نظامى بعد از جنگ (كمك به متحدان و كمكهاى انسانى و هزينههاى اداره عراق و بازسازى)، 137 ميليارد دلار مىشود. هزينههاى ديگرى را بر اين هزينه بايد افزود كه سر به 361 ميليارد دلار مىزند.
* بنا بر برآورد كوزياك، حتى در كوتاه مدت، موجب مىشود كه 100 ميليارد دلار بر كسر بودجه 307 ميليارد دلارى امريكا افزوده شود. آنچه مسلم است، هر دلار كه در جنگ خرج مىشود، از بودجه آموزش و پرورش و بهداشت و بهدارى و امنيت داخلى برداشته مىشود.
* و بديهى است كه هزينههاى جنگ، نه تنها محلى براى كاستن از مالياتها نمىگذارد بلكه موجب افزايش مالياتها نيز مىشود: 726 ميليارد دلار در 10 سال آينده.
* بنا بر برآوردها بر اثر جنگ و پى آمدهايش، 15 تا 20 درصد از درآمد سرانه امريكائيان كاسته مىشود.
هزينههاى چشم پوشى از جنگ:
* حكومت بوش مىگويد هزينههاى جنگ نكردن از هزينههاى جنگ كردن بيشتر مىشود. هزينه حملههاى تروريستى 11 سپتامبر عظيم بودهاست. ما نمىخواهيم بگذاريم اين حملهها تكرار شوند.
* كوزياك مىپذيرد كه عمل نكردن و يا جنگ را به تأخير انداختن نيز هزينه بر مىدارد.
* آنها كه از سياست بوش حمايت مىكنند بحث بر سر هزينه جنگ را مسخرهآميز مىدانند و مىگويند چگونه بتوان زندگى انسان و هزينه امنيت را برآورد كرد؟ چگونه كسى مىتواند موافقت كند كه آدمى مثل صدام حسين - كسى كه بر ضد اتباع عراق سلاح شيميائى بكار بردهاست و كوشيدهاست رئيس جمهورى امريكا را به قتل برساند - اجازه بيابد صاحب اسلحه كشتار جمعى بگردد و آن را در اختيار كسانى بگذارد كه مىتوانند حملههاى تروريستى از نوع حمله 11 سپتامبر را بعمل آورند؟
* اما در امريكا و خارج از امريكا بسيارى از مردمان متقاعد نشدهاند كه حمله به عراق دنياى مسالمتآميزترى را در پى مىآورد. اولاً دليلى بر دست داشتن صدام حسين در ترورهاى 11 سپتامبر نيست. آن ترورها را اتباع عربستان، متحد امريكا، انجام دادهاند. ثانياً، نفرت از امريكا بخاطر حمله به ملت اسلام بر اثر جنگ افزايش مىيابد و حملههاى تروريستى بيشترى را ببار مىآورد. ثالثاً، حمله به عراق و سرنگون كردن رژيم صدام، حذف يكى از 10 امكان حمله به امريكا از سوى كسانى است كه از امريكا نفرت دارند. و بالاخره، دليل قانع كنندهاى بر ضد صدام حسين وجود ندارد تا جنگ پيشگيرانه بر ضد او را توجيه كند.
در آستانه جنگ امريكا با عراق، فدرال رزرو، تصميم گرفت در انتظار نتيجه جنگ، نرخ بهره را پائين نگاه دارد. در حال حاضر، نرخ بهره 25/1 درصد است كه طى 40 سال گذشته، هرگز تا اين اندازه پائين نبودهاست. فدرال رزرو نمىداند اثر جنگ بر اقتصاد امريكا چه مىشود. اقتصاددانهاى امريكا نيز بر اين نظر هستند كه تصميم فدرال رزرو بجاست. با وجود اين، در صورتى كه ايجاد رونق اقتصادى ايجاب كند با كاهش نرخ بهره، پول ارزانترى در اختيار سرمايه گذاران و مصرف كنندگان قرار گيرد، فدرال رزرو چگونه بتواند باز هم از نرخ بهره بكاهد؟
* در هفتههاى اخير، شاخصهاى اقتصادى همه علائم منفى ابراز مىكردند: قيمت نفت بالا مىرفت، مصرف كننده اعتماد خود را از دست مىداد و از خريد مىكاست و در ماه فوريه 308 هزار تن كار خود را از دست دادند. بنا بر اين، اثر جنگى كه هنوز رخ نداده بود، بر اقتصاد امريكا مشهود بود. با وجود اين،
* خوش بينها مىگويند: اگر دوران جنگ كوتاه شود و موفقيت امريكا كامل بگردد، نه تنها در قلمرو سياسى كه در زمينه اقتصادى و بيشتر در اين زمينه، گشايش بوجود خواهد آورد: مصرف كنندگان اعتماد پيدا خواهند كرد و به خريد روى خواهند آورد. كارفرمايان سرمايه گذارى خواهند كرد و بازار پول و سرمايه رونق از سرخواهد گرفت.
پائين آمدن بهاى نفت، در پى اتمام حجت بوش به صدام و بالا رفتن بهاى سهام در بورسها، گوياى پايان چند ماه بلاتكليفى و حالت انتظار بود.
* با وجود اين، گرينسپان، رئيس فدرال رزرو هشدار مىدهد هنوز جاى خوشبينى نيست. زيرا ممكن است جنگ طولانى شود، رژيم صدام بر ضد قواى امريكا و كشورهاى همسايه اسلحه كشتار جمعى بكار برد و فعاليتهاى تروريستى انجام بگيرند. در اين صورت، وضعيت اقتصادى خرابتر از آن مىشود كه اينك هست.
افزون بر اين، پيروزى در جنگ با عراق، ممكن است رونق اقتصادى منتظر را در پى نيآورد. مصرف كنندگان ممكن است همچنان در ترديد بمانند و روى به خريد نياورند و سرمايه گذاران نيز سرمايه گذارى نكنند. عوامل ساختى چندى ثبات اقتصاد امريكا را در دراز مدت تهديد مىكند: افزايش سريع كسر بودجه امريكا كه اينك به 5 درصد توليد ناخالص ملى بالغ شدهاست، يكى از اين عوامل است.
بهبود وضعيت اقتصادى امريكا و بازگشت رونق به اين اقتصاد در گرو اتخاذ و اجراى تدابير سخت مهمترى است.
* بانك مركزى اروپانيز تصميم گرفت از آغاز ماه مارس، نرخ بهره را كاهش دهد. ممكن است در آينده كاهش بيشترى ضرور شود. تمامى بانكهاى اروپائى، در اقدام همآهنگى، از نرخ بهره كاستند.
انقلاب اسلامى: اگر امريكا براستى بخواهد با تروريسم مبارزه كند بايد مدار بستهاى را بگشايد كه در آن، خود محور مسلط است. تنها امريكائيان نيستند كه زندگى آنها را نمىتوان به دلار برآورد كرد - هرچند امريكائيان را به كشتن مىدهند براى دست يافتن بر منابع نفت - زندگى چند ميليارد انسانى كه غارت مىشوند نيز قابل برآورد كردن به دلار نيست.
|
|