آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٣ از ٦ تا ٢۰ بهمن
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

راه کار سوم : متحول کردن رژیم از درون سیاست رها شده و یا نو شده ؟ :


◄ یادﺁوری : در پی دوم خرداد، امریکا و اروپا بر این شدند سیاستی را در پیش بگیرند که سبب تقویت " اصلاح طلبان و تحول رﮋیم از درون بگردد. دوم خرداد و اطمینان هایی که " اصلاح طلبان " به مردم ایران می دادند و سیاست تنش زدائی که روش کردند ، این هدف را تعقیب می کردند که هم مردم ایران و هم دولتهای غربی اطمینان پیدا کنند که تحول تدریجی و از درون ، نه تنها شدنی است ، بلکه تنها راه حل است.
وجود " اصلاح طلبان "در دو قوه مجریه و مقننه، خاطر اروپا را ﺁسوده می کرد چرا که به حکومتهایش امکان می دهد ، وضعیت بعد از 2 خرداد ایران را ، بکلی متفاوت با وضعیت ایران در فردای صدور حکم دادگاه میکونوس ، قلمداد کنند.
اما به تدریج ، ماهیت رﮋیم پرده " اصلاح طلبی " را درید و خود را نشان داد . نخست تردید در کارائی حکومت خاتمی و کاره ای بودن این حکومت ، ابراز شد. با رسیدن بوش به ریاست جمهوری، در حکومت او، تردید جای خود را به نظر قاطع به تغییر ناپذیری رﮋیم از درون داد و در سخنرانی بوش در کنگره امریکا، رﮋیم ایران ، در کنار دو رﮋیم عراق و کره شمالی، " محور شر " . خوانده شدند. با توجه به اطلاعاتی که در شماره پیش انقلاب اسلامی انتشار پیدا کردند و اطلاعاتی که در این شماره انتشار می یابند، این پرسش مهم محل پیدا می کند : ﺁیا حکومت بوش همچنان رژیم را تحول ناپذیر می داند و یا تغییر نظر داده است و بسا هدف از تهدیدهای مکرر، علاوه بر عراق ، فشار برای تغییر رﮋیم از درون، در جهت انطباق با سیاست حکومت بوش در منطقه است ؟
◄ نظریه " اصلاح گرایان " را ، اینک گرایشهای مختلف اقتدارگرا ، رویه کرده اند: فشار از پائین چانه زنی در بالا، جای خود را به فشار از بیرون ( = غرب ) برای جلوگیری از یک دست شدن رﮋیم داد:

* رفسنجانی و هواداران که با گروگانگیری ، ایجاد بحران در روابط خارجی را برای تصرف قدرت در داخل، روش کرده اند، در بیرون ، فشار امریکا را عامل جلوگیری از یکدست شدن رﮋیم می شمارند ( مصاحبه یواس تو دی با مهدی هاشمی که در فصل دوم می ﺁوریم ) و در درون، او را تنها کسی تبلیغ می کنند که می تواند ایران را از بحران عبور دهد. اما رفسنجانی تنها نیست.

◄ خامنه ای و مافیاهای نظامی - مالی نیز، در درون ، فشار امریکا را دست ﺁویز کرده اند تا لزوم یکدست کردن " نظام " را بر کرسی قبول بنشانند و ، در بیرون، به امریکا می گویند : خامنه ای تنها کس است که می تواند روابط با امریکا را عادی کند و محلی برای نگرانیش باقی نگذارد. بنا بر اطلاعی که موثق می نماید، از رابط های اصلی او با امریکا که میان تهران و واشنگتن در رفت و ﺁمد است، شهریار روحانی است. شهریار روحانی در قم نیز استاد است و تدریس می کند. اما

◄ ﺁیا حکومت بوش راه کار تغییر از درون را بر گزیده است ؟ در پاسخ این پرسش ، امرهای واقع زیر ، زبان دارند و سخن می گویند :

* تبلیغ بسود هاشمی رفسنجانی در مطبوعات امریکائی و انگلیسی ( گزارش بی بی سی بسی گویا است ) بعنوان کسی که عمل گرا است و می تواند مسائل فی مابین ایران و امریکا را حل کند.

* همکاری رﮋیم ( = خامنه ای و هاشمی رفسنجانی ) با امریکا در عراق و افغانستان ( قول وزیر خارجه انگلیس در مورد همکاری کامل ایران در انتخابات عراق و سفر کرزی به ایران و رفتن او نزد خامنه ای و حمایت خامنه ای از او و حکومت او و قول هاشمی رفسنجانی بر اشتراک منافع امریکا و ایران در عراق )
* رابط های خامنه ای و هاشمی رفسنجانی که در تماس پیوسته با حکومتهای بوش و بلر هستند.

* سخنان هاشمی رفسنجانی در این باره که در زمان غیبت، برای حکومت تکلیفی نشده و به عرف یا خواست مردم بازگذاشته شده است و قول مهدی هاشمی ( فرزند او ) به یو اس تو دی که در صورت رئیس جمهوری شدن پدرم، او رهبری را به یک مقام تشریفاتی بدل می کند. بدیهی است اگر تمایلی در طرف امریکائی نبود، نیازی هم به این اطمینان دادنی که مخالفت صریح با ولایت فقیه است، نیز نبود. در صورتی که فرض شود به دنبال تبانی با خود خامنه ای ، هاشمی رفسنجانی و فرزند او این دو اظهار مهم را کرده باشند، بیشتر حاکی از وجود تمایل قوی در حکومت بوش به بازگشت به راه کار تحول رﮋیم از درون است.

* تبلیغ در رسانه های عربی که وابستگیشان به امریکا و انگلیس عیان است، برای هاشمی رفسنجانی .

* گزینش چهره های غرب پسند برای تبلیغ بسود هاشمی رفسنجانی و شستن دست او از ترورها و... ( قولها را در فصل دوم می ﺁوریم ) .

* و مأمور شدن یک شخص ایران گیتی برای استقرار مردم سالاری در خاورمیانه از سوی بوش :
اليوت آبرامز در معاملات پنهانی میان حکومت ریگان - بوش و دستگاه خمینی ، به کارگردانی هاشمی رفسنجانی ، شرکت داشت و ﺁن معامله ها به افتضاح ایران گیت سرباز کرد. او در سال ۱۹۹۱ مقصر شناخته شد. با انتخاب بوش به ریاست جمهوری، به سمت معاون مشاور امنيت ملى آمريكا منصوب شد. در 5 فوریه ، واشنگتن پست خبر داد که الیوت آبرامز ، كه قبلاً مسؤول امور خاورميانه بود، در سمت جديد مسؤول پيشبرد استراتژى جديد جورج بوش یعنی استقرار مردم سالاری در خاورمیانه شده است.

* به تکاپو افتادن پهلوی طلبها بسود هاشمی رفسنجانی با این توجیه که ریاست جمهوری او، " تنها راه حل ممکن " است.

* اما مهمتر از همه، این سخن رایس ، وزیر خارجه امریکا است : در صورتی که انتخابات ریاست جمهوری ایران از نوع انتخابات مجلس کنونی بشود، تردیدی در فقدان مشروعیت رﮋیم باقی نخواهد ماند.
انقلاب اسلامی : بدیهی است اگر حکومت بوش همچنان بر این نظر بود که تحول رﮋیم از درون نامیسر است ، وزیر خارجه او چنین سخن نمی گفت. مگر این که قصد او اتخاذ سند پیشکی باشد حاکی از اطمینان او به قلابی بودن انتخابات . بدین خاطر است که تحریم انتخابات دارای بیشترین نقش در تاریخ ایران معاصر خواهد بود . زیرا هم به رﮋیم مافیاها ها و هم به امریکا خواهد گفت: در باره ایران ، تنها مردم ایران هستند که تصمیم می گیرند. بدین قرار، بازگشت به راه کار تحول از درون رﮋیم ، بدین معنی است که راه کاردیگر که ﺁلترناتیو سازی با دو رأس دیگر مثلث زورپرست باشد، راه بجائی نمی برد. افزون براین، الف - وجود یک ﺁلترناتیو ، برای هر یک از این سه راه کار، واجب است. از این رو است که مثلث زورپرست، در عرضه داشتن خدمتگزاری به حکومت بوش، با یکدیگر مسابقه می دهند. الا اینکه ، ب - حکومت بوش در موقعیت بن بست قرار دارد . زیرا با هیچیک از این سه رأس، شرط دوم، یعنی موافقت افکار عمومی ایران و موافقت وجدان جهانی بدست نمی ﺁید. حالی کردن این حرف حساب به حکومت بوش که سکوت گزیدن و مردم ایران را به حال خود گذاشتن ، بسا میسر نمی شود. اما ﺁیا مردم ایران نباید بدانند بهترین فرصت را برای پایان دادن به واپسین مقاومت استبداد در ایران و برداشتن مانعی که مافیاهای نظامی - مالی هستند در اختیار ﺁنها است ؟

در اين شماره

صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر