زمینه سازی مافیای هاشمی رفسنجانی برای بازگشت او به ریاست جمهوری :
* از ابتدای سال 1383، زمزمه نامزد ریاست جمهوری شدن هاشمی رفسنجانی انتشار پیدا کرد. خامنه ای واکنش نشان داد: بهتر است رئیس جمهور روحانی نباشد. اما هاشمی برای بازگشت به ریاست جمهوری ، از دو نظر اصرار دارد : از این نظر که مافیاهای نظامی - مالی را در کار تصرف دولت می بیند و ﺁینده نزدیک مافیای خود و منسوبان و وابستگان به خود را در خطر می بیند و از این لحاظ که گمان می برد با رسیدن به ریاست جمهوری، هم از ﺁنهائی انتقام می گیرد که او را افشا کرده اند و هم مانع در نبرد قدرت ، بر حریفان خویش در درون الیگارشی مافیاها ، غلبه می کند. اینست که عزم خود را جزم کرده است ، وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری بشود. برخی حضور او را در این صحنه قطعی می دانند و از هم اکنون ، هم ﺁورد برایش معین می کنند: بعضی می گویند رقابت میان او و کروبی است . توکلی می گوید : اگر هاشمی رفسنجانی نامزد شود ، به رقابت با او بر خواهم
خا ست ، یکچند از " اصول گرایان " می گویند : اگر هاشمی رفسنجانی نامزد شود، لاریجانی و ولایتی انصراف خواهند داد. و... اما " اصولا گرایان " یعنی سخنگویان مافیاهای رقیب سخت با نامزد شدن او مخالف هستند و از مدتی پیش ، حمله به او را بقصد منصرف کردنش از نامزد شدن، ﺁغاز کرده اند.
* اما او وانمود می کند که اگر هم کار به مقابله با رهبری بکشد، عقب نمی نشیند . برای ﺁنکه زمینه را چنان فراهم ﺁورد که خامنه ای نتواند علنی موضعگیری کند و رقبای او انصراف بدهند ، به هفته رشته کار دست زده است :
1 - ایجاد حزبها و گروههای چند نفره و چند ده نفره که کارشان اعلان هواداری از نامزد شدن او است. مثل حزب تمدن اسلامی و مجمع متخصصان ایران و حزب اعتدال و توسعه ( نوبخت ) و پزشکان متخصص اسلامی ( خزعلی و خسرو نصیری زاده ) و...
2 - نفوذ دادن برخی از افراد برای نامزد شدن و به موقع ، بسود او کنار رفتن ، مثل محسن رضائی - که مدعی است بهیچرو کنار نخواهد رفت - و لاریجانی و حسن روحانی
3 - ایجاد شکاف در جبهه های مخالف ، با استفاده از منابع مالی و اطلاعاتی . مثل شکاف انداختن در میان گروههای " ﺁباد گران " و " اصول گرایان " و " ائتلاف هواداران انقلاب و رهبری " و نیز در جبهه دوم خردادیها .
4 - جمع ﺁوری و تطمیع برخی از عناصر به اصطلاح روشنفکر و برخی از نشریه ها به اصطلاح اصلاح طلب ، برای ایجاد اختلاف میان ﺁنها و زمینه سازی برای ورود هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری . مانند روزنامه شرق و شمس الواعظین و زیبا کلام و قوچانی و...
5 - بحران سازیها برای اجتناب ناپذیر کردن ورود خود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری، بحران اتمی و بحران عراق .
6 - گسیل کردن برخی از وابستگان خود به کشورهای اروپا و امریکا برای جلب حمایت ﺁنها از هاشمی رفسنجانی . از جمله فرستادن اسحاق جهانگیری به انگلستان . این کار شبیه رفتن محمد جواد لاریجانی به انگلستان و گفتگوی او با نیک براون برای جلب حمایت انگلیسیها از ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 است. در تهران، دست او را در ماجرای رفراندوم می بینند. زیرا هم تسلیم نامه ای را که روحانی و موسوی در قضیه اتم امضاء کردند ، از یادها برد و هم زمینه این تبلیغ بسود او شد که او تنها کسی است که می تواند در برابر خامنه ای بایستد .
7 - نفوذ دادن شبه روشنفکران میان گروههای مخالف ورود او به انتخابات و از موضع مخالف رژیم، حمایت کردن از انتخاب او .
افرادی مانند عطریان فر و شمس الواعظین و لطفی و کمالی و... ، در میان " اصلاح طلبان " بسود او فعالیت دارند و با جدا کردن حزب کارگزاران سازندگی و خانه کارگر از دوم خردادیها، بخشی از هواداران اصلاحات را بطرفداری او بر انیگخته اند. با تراشیدن دو نامزد ، یکی کروبی و دیگری معین، جبهه دوم خرداد را به سه بخش تقسیم کرده اند.
* جبهه اقتدار گرا وضعیتی وخیم تر از جبهه اصلاحات پیدا کرده است : ناچار شورای همآهنگی مرکب از ناطق نوری ( از گروه وابسته به رهبری و مخالف ﺁمدن هاشمی رفسنجانی ) و 2 - عسگر اولادی ( از هیأت مؤتلفه و هوادار هاشمی رفسنجانی در برابر احمدی نژاد و توکلی و ولایتی ) و 3 - محمد رضا باهنر ( از جامعه اسلامی مهندسین وابسته به هیأت مؤتلفه و مخالف ورود هاشمی رفسنجانی به صحنه ) و 4 - تقوی ( از " بیت رهبری " و مخالف ورود هاشمی رفسنجانی ) و 5 - مصباحی مقدم ( " نماینده " مجلس و عضو شورای مدرسین حوزه قم و مخالف ورود هاشمی رفسنجانی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری) .
این گروه ، در اولین گردهمآئی خود، ابتدا ولایتی ( با لاریجانی بعنوان معاون اول ) را انتخاب کردند.
انقلاب اسلامی :
سایت رویداد نقل میکند که اقتدارگراها به برخی کاندیداهای خود پیشنهاد کناره گیری درانتخابات به ازای کسب پست کابینه را داده اند . به کاندیدای اول ( علی لاریحانی )اعلام کرده که نفر دوم ( احتمالا ولایتی ) را بعنوان معاون اول خود تثبیت شده اعلام کند. ولایتی گفته است که نه زیر بار کناره گیری میرود و نه حاضر است در جایگاه معاون اول لاریجانی قرار گیرد .و علی لاریجانی نیز گفته است اگر قرار باشد نامزد نهایی آقای ولایتی باشد من زیر دست ایشان کار نمی کنم و در همان شورای امنیت ملی میمانم .
بعد از این گرد همآئی، هاشمی رفسنجانی به سرعت دست بکار شد. او با دادن وعده مقام ، موجب تغییر موضع لاریجانی و تا حدودی هم ولایتی شد. البته لاریجانی از اول برای خرد کردن رأی اقتدار گراها وارد بازی شده بود. او ، ماه پیش ، حمله سختی به خاتمی کرد وقتی گفت: یک تدارکاتچی صد بار شرف دارد بر یک ﺁدم بی عرضه . بعد، در مصاحبه ای ، در باره ورودش به صحنه انتخابات گفت: برخی هنوز دنبال این بازی هستند و من قصد ورود به انتخابات را ندارم. در اوایل دیماه نیز گفت: اگر ﺁقای هاشمی بیایند، من از او حمایت می کنم. در 10 دی ماه ، به دنبال حمله الیاس نادران در مجلس، او گفت: بانی حمله به هاشمی رفسنجانی، دوم خردادیها بودند.
موضعگیریهای تردید ﺁمیز ولایتی و لاریجانی و موضع ﺁنها در قبال هاشمی رفسنجانی موجب شد که اقتدارگراها به ﺁنها حمله کنند : کوچک زاده ، " نماینده " مجلس و از " رهبران گروههای انتحاری " گفت : اصول گرائی در رئیس جمهور ﺁینده ، بایستی در مبارزه همه جانبه با مفاسد اقتصادی و قطع کردن دست مافیای اقتصادی و نورچشمی ها ، در عرصه های مختلف مالی و مدیریتی ، نمود پیدا کند... حل معضلات فرهنگی و مشکلات سیاست خارجی نیز در گرو حل این مشکل خواهد بود ( 2 دیماه ، یا لثارات ص 4 ) .
و ملکیان ، " نماینده " مجلس گفته است : " جبهه اصولگرایان بایستی مراقب برخی افراد و برخی جریانات که می خواهند در جبهه اصولگرایان نفوذ کرده و انشقاق ایجاد کنند، باشند و اسیر وسوسه های ﺁنان در هر مقام و موقعیتی که هستند ، نشوند. اصولگرایان به هیچ رو نبایستی جا زده و اسیر تبلیغات برخی افراد و جریانهای قدرت طلب سیاسی شوند " ( همان منبع )
هم چنین مجتبی سلطائی ، " نماینده " مجلس و مسئول تشکیلات جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور ، گفته است : " ... تنها گروههای اصول گرا ، با در نظر گرفتن منافع ملی و حق مردم ایران و دوری گزیدن از منافع شخصی و حزبی ، با توجه به این خصوصیات می توانند در جهت حل مشکلات مردم گام بردارند. " ( همان منبع )
* بعد از این موضعگیریها و رویه ای که روزنامه کیهان در پیش گرفت، " شورای همآهنگی " تصمیم به تغییر جایگاه های ولایتی و لاریجانی گرفت. اما تغییرها نظر خامنه ای و بسیاری از " ﺁبادگران " و " اصول گرایان " را بر نیاورد و احتمال می رود ولایتی و لاریجانی کنار گذاشته شوند و دو فرد دیگر، توکلی و احمدی نژاد گزیده شوند.
* پیش از ﺁن تغییر احتمالی، در حال حاضر، نامزدها عبارتند از
- کروبی از مجمع روحانیون مبارز و برخی از اصلاح طلبان
- دکتر معین نامزد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی از اصلاح طلبان ،
- محسن رضائی از سوی گروه ائتلاف ﺁزاد جوانان ایران
- احمد توکلی و احمدی نژاد از سوی جناح راست و احتمالاً از سوی " شورای همﺁهنگی "
- هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از سوی کارگزاران .
اگر نامزدهای اصلاح طلبان یکی از دو تن، کروبی و معین باشد، مورد اعتنای مردم نخواهد شد.
محسن رضائی اگر بر نامزد ماندن اصرار ورزد و جای خود را به هاشمی رفسنجانی ندهد، ﺁخرین نفر خواهد شد.
در صورت ورود هاشمی رفسنجانی به صحنه، " مبارزه " میان او و نامزد برگزیده " شورای همآهنگی " خواهد شد. بخلاف تبلیغی که می کنند، هاشمی رفسنجانی شکست خواهد خورد. زیرا رأی دهندگان به نامزد " شورای همآهنگی " کسانی هستند که به نامزد مورد تأیید " رهبر" رأی میدهند. از لحاظ پول خرج کردن نیز حریف مافیای هاشمی رفسنجانی می شود.
هاشمی رفسنجانی از این امر ﺁگاه است از این رو ، به دنبال زمینه سازی در میان مردم ( توانائی ایستادگی در برابر خامنه ای و جلوگیری از تبدیل شدن خامنه ای به محمد رضا شاه ) و جلب حمایت خارجی و ایجاد شکاف در میان طرفداران رقبای خویش است. بهمین خاطر ، عوامل هاشمی رفسنجانی ، مجهز به امکانات مالی بسیار ، به مراکز استانها فرستاده شده اند . تا با متنفذان استانها گفتگو و با دادن پول و وعده ، موافقت ﺁنها را جلب کنند.
* هاشمی رفسنجانی هنوز احتمال شکست خود را در انتخابات بالا می بیند. بنا بر اطلاع ، در دهه سوم دی ماه، او به برﺁورد دقیق تری از وضعیت خواهد رسید و تکلیف حضور یا غیاب خود از صحنه انتخابات ریاست جمهوری را مشخص خواهد کرد. ماه دی ، ماه بیشترین تلاش او و مافیای او برای قطعی کردن پیروزی او ، در صورت نامزد شدن است.
با توجه به میزان پائین مشارکت مردم در دادن رأی ، - بنا بر سنجش افکار راست گرایان 50 درصد و بنا بر سنجش افکار واواک 45 درصد - ، او زمینه می سازد تا مگر با 30 درصد دارندگان حق رأی یا حدود 60 درصد رأی دهندگان ، پیروز شود. بنظر او و طرفدارانش، شرکت بالاتر از 50 درصد نیاز به انتخاباتی دارد که نامزد مورد نظر عموم مردم در انتخابات شرکت کند و بر مردم مسلم شود که انتخاب او مثل انتخاب خاتمی، بی نتیجه ، نخواهد شد. اگر شرکت کنندگان کسانی باشند که رأی دهندگان او را بر ﺁنها ترجیح دهند، با شرکت نیمی از رأی دهندگان، پیروزی او قطعی است. بخصوص اگر نامزدها کسانی باشند که رأی های یکدیگر را بشکنند. بنا بر این محاسبه، با شرکت 18 میلیون نفر در انتخابات، هاشمی رفسنجانی با 10 میلیون رأی برنده خواهد شد.
* این محاسبه مشروط به ﺁنست که بگذارند او در انتخابات شرکت کند. چرا که اقتدار گرایان بنا دارند هاشمی رفسنجانی را از شرکت در انتخابات منصرف کنند. قرار بر معرفی یک نامزد دارند تا ﺁرای ﺁنها را نشکند و او را تهدید به افشای برخی از مدارک می کنند. این گفته ناطق نوری تکرار جمله ایست که خامنه ای گفته است : هیچکدام از کاندیداهای منتخب شورای همآهنگی حق حمایت از هاشمی را ندارند.
هاشمی رفسنجانی به فرح خسروی گفته است : من منتظر می مانم ببینم ﺁیا فرد لایقی کاندیدا می شود یا نه. اگر نشد، می ﺁیم. این قول او مهر بی لیاقتی بر پیشانی نامزدهای کنونی زدن بود و موجب عصبانیت بسیار گشت. " اصول گرایان " و " ﺁبادگران " از او دورتر شدند و بر فشار خود به خامنه ای برای مخالفت قاطع با نامزد شدن هاشمی رفسنجانی افزودند. بنا بر این، او که گفته است: اگر به من تکلیف شودخواهم پذیرفت، باید منتظر باشد به او تکلیف شود نامزدی را نپذیرد.
◄ در 16 دی ماه ، کسب اطلاع شد که هاشمی رفسنجانی خود را نامزد خواهد کرد. قرار او اینست که در ﺁخر دی بگوید نامزد می شود یا خیر؟ قانونها که مجلس، از جمله در زمینه اقتصادی تصویب می کند، برای منصرف کردن او از نامزد شدن است. با وجود این ، تا این تاریخ ، او بنا بر نامزد شدن دارد. مگر او را منصرف کنند.
انقلاب اسلامی : برای این که ببینیم وضعیت کشور از لحاظ فسادها ، وضعیت روحی و معیشتی مردم کشور و وضعیت اقتصادی و روابط خارجی کشور که حاصل استبداد خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و مافیاها هستند که در این رژیم ، پدید ﺁمده اند و بسان اختاپوس سیاست و اقتصاد و جامعه و فرهنگ کشور را در چنگ فرو گرفته اند، در سه فصل، گزارش و خبرهای گویای وضعیت را از نظر خوانندگان می گذرانیم :
|
|
|