١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
كنشها و واكنشهاى بوش و حكومت او:

 

 

  محمد جواد ظريف بهمدستى محسن رضائى، به امريكا پيشنهاد مذاكره در باره امضاى پروتكل الحاقى را مى‏دهد و پاسخ مى‏شنود: اشتهاى كمى براى مذاكره با ايران داريم و مسئله برنامه اتمى ايران مى‏بايد در محدوده آژانس بين المللى انرژى اتمى حل شود.

  روزى بعد از تحريك خامنه‏اى، بوش ايران و سوريه را پناهگاه تروريستها و حامى آنها مى‏خواند و تهديد مى‏كند. او به ايران و سوريه اخطار مى‏كند كه مى‏بايد از محمود عباس و شارون در برقرار كردن صلح حمايت كنند. و

  كمى بعد از آزمايش شهاب 3 كه 1300 كيلومتر برد دارد، امريكا 5 شركت چينى و يك شركت كره شمالى را مورد مجازات اقتصادى قرار داد. جرمشان دادن تكنولوژى نظامى به ايران بود.

     در 7 ژوئيه، "وزير" خارجه ايران خبر آزمايش موفقيت‏آميز اين موشك را داد. اما آزمايش چندين هفته پيش از آن انجام گرفته و دستگاههاى رد ياب امريكائى، رد آن را ضبط كرده بودند.

     در ميان شركتهاى چينى، يكى مجموعه نظامى - صنعتى نورينكو Norinco يا شركت صنعتى شمال چين است. اين شركت يكى از صادركنندگان مهم مواد نظامى چين است. پيش از آن نيز، امريكا اين شركت را به فروش اسلحه غير قانونى متهم كرده بود. شركتهاى ديگر عبارتند از :شركت كل تجارت خارجى (Taian) و كارخانه ساخت تجهيزات براى صنعت شيميائى (Zibo) و گروه ساخت تجهيزات براى صنعت شيميائى (Liyang Yunlong) و شركت چينى صادرات و واردات مكانيك دقيق .

      و شركت كره شمالى، شركت چانگ وانگ سينيونگ  SinyongChanggwang، متخصص در فروش موشكهاست. اين شركت همان است كه ترتيب مبادله تكنولوژى موشك دور برد در ازاء تكنولوژى غنى كردن اورانيوم را با پاكستان داده‏است. دو سال پيش نيز بخاطر انتقال تكنولوژى به ايران، مجازات شده‏است. موشكهاى شهاب 3 همان موشك   Nodong -1كره شمالى است.

     تنها نياز بوش و حكومت او به «بحران ايران» است كه تصميم به مجازات را توجيه مى‏كند. چرا كه حكومت بوش در كوشش براى جلب همكارى چين براى متوقف كردن برنامه‏هاى اتمى كره شمالى و ايران است. هرچند وزارتخارجه امريكا توضيح مى‏دهد كه مجازات اين شركتها، بخاطر ناچيز بودن معاملاتشان با امريكا، اثرى بر روابط امريكا با چين نمى‏گذارد، اما در حقيقت جز اين است: در 4 ژوئيه، يك مقام عالى رتبه حكومت بوش به نيويورك تايمز گفته بود: «اين مجازاتها نشان مى‏دهند، براى جلوگيرى از كمك تكنولوژيك، تا كجا بايد دور رفت. در چين و در پاكستان و در روسيه، همكارى دولتها را بدست مى‏آوريم اما بعد، كشف مى‏شود كه شركتهاى اين كشورها با «دولتهاى لات» قراردادهاى فروش تكنولوژى و اسلحه امضاء كرده‏اند!

  در 8 ژوئيه، رويتر گزارش مى‏كند كه گروه رجوى دو مركز اتمى ديگر را در ايران شناسائى كرده‏است. يكى در كلاه دوز در 15 كيلومترى غرب تهران و ديگرى در اردكان، واقع در 30 كيلومترى يزد. اولى در يك مجموعه نظامى - صعنتى پنهان است و دومى در دست ساختمان است و دو سال ديگر آماده مى‏شود. اين دو مركز بكار غنى كردن اروانيوم براى مصرف نظامى مى‏آيند. آنها اطلاع خود را در اختيار محمد البرادعى گذاشته‏اند كه در 9 ژوئيه به ايران رفت.

     در 23 ژوئيه، نيويورك تايمز گزارش مى‏كند كه امريكا براى جاسوسى در ايران، از افراد مخابرات عراق و از اعضاى گروه رجوى استفاده مى‏كند. دورتر خواهيم ديد كه چلبى و گروه او در كار استخدام جاسوسى بقصد جلوگيرى از «مداخله ايران در امور عراق» هستند. با اين وجود، با توجه به سوابق چلبى با هاشمى رفسنجانى و نيز، استفاده از رجوى و گروه او براى جاسوسى، عمل حكومت بوش تحريك است. تحريكى با استفاده از گروهى كه همين حكومت تروريستش مى‏خواند، شدت نياز امريكا را به «بحران ايران» گزارش مى‏كند.

  در 10 ژوئيه، مقامات امريكا اعلان كردند كه شركتهاى امريكائى كه به ايران اسلحه غير مجاز فروخته‏اند، تحت تعقيب قرار گرفته‏اند. اسلحه‏هاى مجاز عبارتند از فروش قطعات يدكى موشك هاگ و شكاريهاى اف - 14 و اف - 4 و اف - 5 و نيز هواپيماهاى‏

 C - 031 و رادارهاى نظامى. 18 شركتى كه تحت تعقيب قرار گرفته‏اند از راه شركت مولتى كور Multicore  كه پوششى است، اسلحه به ايران مى‏فروخته‏اند.

     مفتشان از فوريه 1999 شركت مولتى كور را تحت نظر و تفتيش قرار داده‏اند. در ماه دسامبر، تفتيش شعبه مولتى كور در بكرسفيلد، در كاليفرنيا، امكان داد هزاران قطعه يدكى و اجزاى موشك كشف و ضبط شوند. اين قطعات و اجزاء آماده تحويل شدن به ايران از طريق سنگاپور بودند.

      به موازات، در سال 2002، انگلستان نيز اين شركت را تحت تعقيب قرار داد. در انگلستان نيز، تفتيش انبارهاى شركت سبب كشف مقادير بزرگى از تجهيزات نظامى شد. مداركى كه يافت و تسليم امريكا شدند، امكان پى بردن به هويت شركتهاى فروشنده اسلحه غير مجاز به ايران را دادند.

  كنشهاى و واكنشها در موارد مشخص بالا، روشن مى‏كنند حكومت بوش، هر دو سياست را با هم بكار مى‏برد:

 * سياست تهديد به استعمال قوه نظامى را كه با وجود اثرش در تقويت جبهه سركوبگران و رهبرى سازمان ترور بكار مى‏برد بخاطر نيازى كه به «بحران ايران» دارد.

 * سياست پيشنهادى وزارت خارجه و كارشناسان را در طرد جبهه سركوبگران يا «غير انتخابيها» در حد امريكا مذاكره نمى‏كند. بديهى است كه نياز بوش و حكومتش به «بحران ايران» مانع از بكار بردن مؤثر اين دو سياست و نيز اتخاذ يك سياست مؤثر گشته‏است. اما چه كسى مى‏گويد كه دموكراتها از اين ضعف استفاده نخواهند كرد و بوش و حكومت او ناگزير نخواهند شد، بجاى بازى، روى به اقدامات جدى بنهند؟


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر