فوربس: ماجراهاى پنهان ملايان ميليونر و بازيگرتر
از همه، هاشمى رفسنجانى:
انقلاب اسلامى: مجله فوربس (21 ژوئن) مقالهاى در
باره ملاتاريا و بخور و ببر اعضاى آن و مافياى هاشمى رفسنجانى انتشار دادهاست. نكات
عمده آن اينهايند:
در همان حال كه برنامه اتمى رژيم ايران تهديدى
براى جهان است، اين رژيم مانع رشد مردم خويش است. در عوض، مردانى كه در رأس رژيم قرار
گرفتهاند، سخت ثروتمند شدهاند.
پل كلبنيكو Klebnikov گزارشگر مجله، پس از
شرح جنبش همه شب بخشى از دانشجويان و مردم، براى آزادى و استقلال و مردم سالارى و حمله
چماقداران موتور سوار به تظاهر كنندگان كه افراد حزب الله بودهاند و ملاتاريا تشكيل
داده و بر ضد مردم معترض بكارشان مىگيرد، به اينجا مىرسد كه «قدرتى كه مشروعيت خود
را از خدا مىگيرد، در روشهاى گانگسترى سركوب و تحقير و قتل، ناچيز شدهاست».
ايران امروز را چه كسى مهار مىكند؟ قطعاً خاتمى
مهار كننده ايران نيست. مجلس اصلاح گرا نيز نيست. حتى رهبر، آيةالله خامنهاى تحت مهار است. او كه سخت ضد امريكائى است اما روحانى
برجستهاى نيست. او 14 سال پيش جانشين غولى شد كه آية الله خمينى بود. قدرت واقعى در
دست مشتى روحانى و شركاى آنهااست كه از پشت صحنه را مىگردانند و سخت ثروتمند شدهاند.
خرسهاى اقتصاد شباهتى كمى به دوستداران سرمايه
دارى دارند كه با فروپاشى روسيه شوروى، پيدا شدند. در انقلاب 1979، از سرمايههاى خارجى
و خانوادههاى ثروتمند خلع يد شد. نفت بسيار پيش از آن ملى شده بود. اما ملاها بر همه
چيز، از كارخانهها و هتلها و... تا قاچاق مواد مخدر و تجارت كالاهاى مصرفى، چنگ انداختند.
آنچه ايران را مشخص مىكند اينست كه اين دارائيها به بنيادهاى خيريه اسلامى داده شد.
اما اين بنيادها را روحانيان اداره مىكنند و بازاريان مىگويند بنياد خيريه پوشش است.
در واقع، از طريق اين بنيادها، پولها به جيب ملايان و حاميان آنها مىروند.
رژيم ايران، غير از برنامه اتمى كه چشمان جهانيان
را بخود جلب كردهاست، اسرار ديگرى دارد. ده دوازده مصاحبه با كاربدستان، تاجران، اقتصاددانان
و وزراى سابق و ديگر مقامات عاليربته حكومت، تصوير دولت سايه را از پرده بيرون مىآورد
كه از سوى امريكا مظنون است به تأمين بودجه گروههاى تروريستى در جهان. بودجه اين دولت
سايه از مشاغل سايه تأمين مىشود و قدرت حاميش را ارتش سايه سركوبگر تشكيل مىدهد.
طرفه اينكه على اكبر هاشمى رفسنجانى مردى است كه
اين قدرت پنهان را شكل مىدهد و مايه دست مىكند. او نيز به مقام آية اللهى رسيدهاست.
او در دهه 1980، رئيس مجلس و دست راست خمينى بود. از 1989 تا 1997، رئيس جمهورى بود
و حالا رئيس مجمع تشخيص مصلحت پر قدرت است. او بچرخان جمهورى اسلامى در 24 سال اخير
بودهاست.
او در سالهاى 60، با پيوستن به پيروان آية الله
خمينى، وارد سياست شد. بعد از انقلاب، از گردانندگان شد. از نظر ايدئولوژى، در شمار
سخت خطان است. با وجود اين، مشى ميانه روانه دارد. او خمينى را با پايان دادن به جنگ
موافق گرداند و ايران را از انزواى بين المللى بدر آورد. روابط داد و ستد با اتحاد
شوروى و چين و عربستان سعودى و امارات متحده عربى، برقرار كرد. در 1990، او برنامه
اتمى ايران را، از نو، به اجرا گذاشت. او همچنين پدر برنامه «خصوصى سازى اقتصاد» ايران
است. در رياست جمهورى او، تجارت رونق گرفت و برخى از شركتهاى دولتى به بخش خصوصى فروخته
شدند. بازرگانى خارجى آزاد شد و بخش نفت به روى شركتهاى خصوصى باز شد. اعضاى اطاق بازرگانى
مىگويند: بيشترين قراردادها و واردات كالاها در دست ملاها و شركايشان و بيشتر از همه، در دست خانواده رفسنجانى هستند.
اين خانواده كه ديروز كم بضاعت بود و پسته كارى كوچكى داشت، امروز، پر ثروتند.
رضا، تاريخ دانى كه نمىخواهد اسم خانوادگى
خود را بگويد، خاطر نشان مىكند كه اين خانواده ثروتمند نبود. سخت كار مىكردند و از
بستگان خود حمايت مىنمودند. در اوائل 1970، او در دانشگاه تهران با يكى از برادران
رفسنجانى همدرس بودهاست. وقتى درس مىخواندند، دو برادر، درس خصوصى مىدادند و خرج
خود را در مىآوردند.
انقلاب 1979، خانواده رفسنجانى و بستگانشان
را به پاشاهاى تجارت بدل كرد. يك برادر رئيس بزرگترين معدن مس است. ديگرى كنترل صدا
و سيما را بدست آورد. برادر زنش حاكم كرمان شد. پسر عمويش صاحب اختيار شركت پسته با
صادراتى بملبغ 700 ميليون دلار شد. امروز، از عمل از راه انواع بنيادها و شركتهاى پوششى،
خانواده كنترل بزرگترين شركتهاى مهندسى نفت را در دست دارد و كارخانه مونتاژ خود رو
دوو Daewoo و بهترين شركت هواپيمائى خصوصى ايران از آن اين خانوادهاست. (رفسنجانيها
اصرار مىورزند آنها صاحب اين دارائيها نيستند)
در پايان، مجله مقايسهاى ميان امريكا و ايران
بعمل آوردهاست كه خواندنى و عبرتآموز است:
* جمعيت امريكا 283 ميليون و جمعيت ايران 67 ميليون
نفراست.
* جمعيت زير 25 سال امريكا 35 درصد و جمعيت زير 25 سال ايران 65 درصد است.
* درآمد ناخالص سرانه در امريكا 37000 دلار است
و درآمد سرانه در ايران، 1800 دلار (انقلاب اسلامى: كه بخش بزرگ آن بودجه دولت، يعنى
خرج از محل فروش و پيش فروش نفت و ديگر ثروتهاى كشور است) است.
* ميزان بيكارى در امريكا 6 درصد و در ايران 18
درصد است (انقلاب اسلامى: به ادعاى رژيم و خلاف آشكار واقعيت).
انقلاب اسلامى: بدين قرار، از ديد فربس، نيز، مافياى
رفسنجانى از آن «مشت ملا» هاست كه قدرت را در دست دارند. با وجود اين، اين «يك مشت
ملا» تمامى ايران را در برابر خود دارند.
اين «مشت ملا» كسانى هستند كه در «خط سيد ضياء» يا استبداد و وابستگى هستند و اينك
«اصلاحطلبى» در محدوده نظام به شكست انجاميدهاست، خود را با خط استقلال و آزادى رويا
رو مىبينند. وحشتشان بحداكثر است. اطلاعات و نظرهاى ابراز شده و دادههايى كه در فصلهاى
آينده گرد آوردهايم، وحشت ملاتاريا و تقلايش را براى استفاده از فرو رفتن امريكا در
باتلاق عراق، براى سازشى با اين قدرت، بيان خواهند كرد. خواهيم ديد كه مافياى رفسنجانى
همچنان در كار آنست كه با سازشهاى ننگين در خارج، در داخل از «بحران عبور كند»: