|
|
|
سازش و ستيز دو جبهه خامنهاى و خاتمى بر محور رابطه با امريكا:
در 21 ارديبهشت، الهه كولايى، مخبر كميسيون سياست خارجى مجلس گفتهاست: بخشهايى از حكومت اين اجازه را دارند كه ارتباط مستقيم با آمريكايىها را داشته باشند، هرچند كه در بيان روابطشان با آمريكا به جاي آمريكا واژه ائتلاف را بهكار ببرند. در حال حاضر بهجاى اينكه به فكر منافع ايران، پىگيرى قرارداد 1975، كنترل كانونهاى تروريستى و پايگاههاى مجاهدين و غرامت 8 ساله جنگ تحميلى باشيم كه با اقدامات سياسى و حقوقى كه از طريق ايجاد ارتباط با بازيگران مؤثر در نظام بينالمللى امكانپذير است، بهصورت پنهانى، در خفا و بدون اعلام آشكار، با آمريكا ارتباط برقرار مىكنيم.
سايت امروز (22 ارديبهشت 82) نوشته است: شنيده شد كه در جلسات اصلاح طلبان اين ايده به صورت جدى مطرح است كه محافظهكاران با استراتژى "سازش در بيرون، سركوب در درون"، در صدد پاسخگويى به خواستهاى آمريكا و رفع مشكلات فيمابين و نشان دادن شدت عمل در داخل هستند. به نظر آنان روزهاى آينده اين مسأله را روشن خواهد كرد.
در (23 ارديبهشت ) شريعتمدارى يكى از چند وظيفه ايهاى سازمان ترور (سر پرست كيهان و...)، در باره مذاكرات ژنو در ياد داشت روز كيهان ضمن انتقاد به وزير خارجه نوشت :
مذاكرات مقامات ايران با آمريكايىها در ژنو باعث تضعيف جمهورى اسلامى مىشود. وى همچنين به خصوص از اينكه خليلزاد طرف مذاكره مقامات ايرانى است انتقاد كرد زيرا به نظر وى خليلزاد "مرد كودتا" و "عامل تغيير حكومتهاست"!
سايت دريچه (28 ارديبهشت 82) خوشحال است كه مخاطب پيام جديد رئيس جمهورآمريكا، ملاتاريا بودهاست: جرج بوش رييس جمهور آمريكا در آخرين پيام خود خطاب به مردم ايران كه در سايت فارسى وزارت خارجه آمريكا منتشر شدهاست، ضمن تكرار بعضى از شعارهاى پيشين اعلام كرد:
چنانچه ايران به تعهدات بين المللى خود احترام گذاشته و آزادى و استقبال از عقايد مخالف را با آغوش باز بپذيرد، دوستى بهتر از ايالات متحده آمريكا نخواهد داشت.
ناظران معتقدند لحن دولت آمريكا اين بار نسبت به گذشته تغيير كرده است و بجاى تلاش براى برانگيختن يك جناح عليه ديگرى بواقع چراغ سبزى به حكومت داده است زيرا مخاطب "ايران "در عبارت فوق حكومت است و نه مردم. گروهى معناى اين پيام را تغيير در مواضع تقويت براندازانه بعضى گروههاى داخلى و در راستاى ناميدى از راديكالهاى اصلاح طلب!!، تلقى مىكنند.
و اما اكونوميست لندن (12 مه 2003) زير عنوان "رفيق شدن با شيطان بزرگ"، نوشته است:
دو طرف، اصلاح طلبان و روحانيان محافظه كار، با بهبود روابط با امريكا موافق شدهاند.
هر دو طرف ايران و امريكا گزارشهائى را تكذيب مىكنند كه بيانگر تدارك تجديد روابط ميان دو كشور هستند. روابطى كه در پى گروگانگيرى در 4 نوامبر 1979، قطع شدند. با وجود اين، نزديك شدنهائى ملاحظه مىشوند. طرف امريكائى در 10 مه، پذيرفت كه گفتگوهاى محرمانهاى انجام مىشوند.
در 12 مه، خاتمى وارد بيروت مىشود. بناست حزب الله را بر آن دارد همانطور كه امريكا مىخواهد، به عمليات نظامى خود پايان بدهد. در برابر، امريكا مجاهدين خلق را خلع سلاح كردهاست. با وجود اين، امريكا در قبال فتح باب ايران، با احتياط عمل مىكند. منتظر است سرانجام نزاع ميان اصلاح طلبان و مذهبيهاى سخت سر چه مىشود. در آخر هفته پيش، شوراى نگهبان كه از سخت سران هستند، لايحه اختيارات رئيس جمهورى را رد كرد. اين لايحه به رئيس جمهورى اختيار مىداد قاضيان سخت سر را مهار كند. اينان، بتازگى احكام محكوميت 15 ليبرال مخالف رژيم را صادر كرد.
خاتمى، بهنگام ورود به بيروت، با رهبران عمده حزب الله ديدار كرد. در علن، از امريكا بخاطر جنگ با عراق انتقاد كرد. اما تحليل گران سياسى برآنند كه در خلوت، از آنها خواسته است به حملات نظامى خود به اسرائيل به خاطر نوار مرزى كه در اشغال اسرائيل است، پايان بدهند. بسا به آنها گفتهاست ديگر اسلحه به آنها داده نخواهند شد. همزمان، در 12 مه، قواى امريكا شروع به خلاء سلاح مجاهدين خلق كردند. اين سازمان در دوران صدام، داراى پايگاه در عراق شده بود و از آن، به ايران حمله مىكرد. ايران خواهان آنست كه امريكا بيشتر از اين كند. يعنى افراد اين سازمان را به ايران تحويل دهد. سرانجام قانع شدهاست كه افراد سازمان خلع سلاح شوند و به كشور ثالثى روانه گردند.
دلايل متعددى وجود دارند بر اينكه امريكا مىبايد روابط خويش را با تهران بهبود بخشد. با وجود نفوذ ايران در شيعه عراق، ايران مىتواند استقرار يك دولت با ثبات را در عراق ممكن كند و يا بر سر راه آن، مانع ايجاد كند. با حزب الله لبنان و ديگر گروههاى مسلح در خاورميانه رابطه دارد و بنا بر اين، در صلح ميان فلسطين و اسرائيل نيز مىتواند بكار آيد. اما برخى سخت سران امريكائى با هركارى كه موجب تقويت رژيم دين سالار ايران بگردد، مخالفند.
اما اگر سخت سران ايران موافق بهبود روابط با امريكا شدهاند (كه سخت با حركت اصلاح طلبان در اين جهت مخالف بودند)، از آن روست كه مىبينند بهترين كار براى ماندن در قدرت، صلح با امريكا و پرهيز از ايجاد هر سببى است كه برخورد بوجود آورد.
در ايام اخير، خاتمى و اصلاح طلبان در حال عقب نشينى بودند. از قرار، توان بازداشتن سخت سران را نداشتند. سخت سرانى كه مانع از هر حركت آزاد سازى هستند. خاتمى و اكثريت مجلس اصلاح طلبند و خامنهاى و ديگر روحانيان قدرتمدار قدرتى عظيم را در دست دارند. شوراى نگهبان دو لايحه حكومت خاتمى را رد كرد. به دنبال آن، سخت سران دستور سانسور سايتهاى انترنتى را صادر كردند.
اين كارها اصلاح طلبان راديكال را بر آن مىدارد كه خواهان اصلاحات سياسى شوند. بسا از كار امريكا در عراق، در غرب و افغانستان در شرق ايران، براى استقرار مردم سالارى، دلگرمى پيدا كردهاند. بخصوص كه اكثريت بزرگ ايرانيان خواستار آزادشدن و مردم سالار گشتن دولت هستند و بيزارى خود را نسبت به ناتوانى خاتمى از انجام اصلاحات و مقابله با آية اللهها ابراز مىكنند. در انتخابات ماه فوريه (شوراها) بيشترين كسانى كه به اصلاح طلبان رأى مىدادند، به پاى صندوقهاى رأى نرفتند. مقامات روحانى ممكن است در انتخابات سال 2005، صلاحيتهاى نامزدهاى اصلاح طلب را، در انتخابات رياست جمهورى و مجلس، رد كنند. اصلاح طلبان برآنند روشى را در پيش گيرند كه سخت سران نتوانند در برابر آنها مقاومت كنند و آن امريكاست. اگر دو طرف بخواهند رابطه برقرار كنند، اصلاح طلبان مىتوانند كنار بكشند. به ترتيبى كه امريكا با سخت سران تنها بمانند. كارى كه براى امريكا دست زدن به آن آسان نيست.
همانطور كه از اظهارنظرهاى مقامات امريكائى و "اصلاح طلبان" بر مىآيد و بنا بر اطلاع حاصل، گفتگوها از مجارى گوناگون انجام مىگيرند. اصلاح طلبان نگران آنند كه اقتدارگرايان از پوشش آنها استفاده كنند و بدون اطلاع آنها، با امريكائيها معامله كنند و سهم آنها، سركوب بشود.
|
|
|